TORIma Academy Logo TORIma Academy
Alexander von Humboldt
دانش

Alexander von Humboldt

TORIma آکادمی — طبیعت شناس / جغرافیدان

Alexander von Humboldt

Alexander von Humboldt

فردریش ویلهلم هاینریش الکساندر فون هومبولت (14 سپتامبر 1769 - 6 مه 1859) چند دانشمند، جغرافی دان، طبیعت شناس، کاشف و طرفدار آلمانی بود.

فریدریش ویلهلم هاینریش الکساندر فون هومبولت (14 سپتامبر 1769 - 6 مه 1859) چند ریاضیدان، جغرافی دان، طبیعت شناس، کاشف و مدافع فلسفه رمانتیک و تحقیقات علمی برجسته آلمانی بود. او خواهر و برادر کوچکتر ویلهلم فون هومبولت (1767-1835)، وزیر، فیلسوف و زبان شناس برجسته پروس بود. تحقیقات کمی پیشگام هومبولت در جغرافیای گیاه شناسی زمینه را برای جغرافیای زیستی ایجاد کرد. به طور همزمان، ترویج اندازه‌گیری‌های ژئوفیزیکی سیستماتیک و پایدار، مشاهدات ژئومغناطیسی و هواشناسی مدرن را آغاز کرد. همبولت و هم کارل ریتر هر دو به عنوان مولدین جغرافیای مدرن شناخته می شوند و آن را به عنوان یک رشته علمی متمایز رسمیت می دهند.

فریدریش ویلهلم هاینریش الکساندر فون هومبولت (زاده ۱۴ سپتامبر ۱۷۶۹ – درگذشته ۶ مه ۱۸۵۹) دانشمند، جغرافی‌دان، طبیعت‌شناس، کاشف و طرفدار فلسفه و علم رمانتیک آلمانی بود. او برادر کوچکتر وزیر، فیلسوف و زبان شناس پروس ویلهلم فون هومبولت (1767-1835) بود. کار کمی هومبولت در زمینه جغرافیای گیاه شناسی پایه و اساس حوزه جغرافیای زیستی را پایه گذاری کرد، در حالی که حمایت او از اندازه گیری سیستماتیک ژئوفیزیکی بلندمدت پیشگام نظارت ژئومغناطیسی و هواشناسی مدرن بود. هومبولت و کارل ریتر هر دو به عنوان بنیانگذاران جغرافیای مدرن در نظر گرفته می شوند، زیرا آنها آن را به عنوان یک رشته علمی مستقل تأسیس کردند.

از سال 1799 تا 1804، هومبولت سفرهای گسترده ای را در سراسر قاره آمریکا انجام داد و کاوش ها و توصیفات علمی اولیه را از دیدگاه اروپایی غیراسپانیایی انجام داد. در طول این سفرها، او با همراهی کاشف فرانسوی Aimé Bonpland، هزاران مایل را در میان برخی از چالش‌برانگیزترین و ناشناخته‌ترین مناطق سیاره پیمایش کرد. دستاوردهای قابل توجه شامل شناسایی سرچشمه رودخانه اورینوکو و در سال 1802 صعود از بلندترین کوه اکوادور به ارتفاع 19286 فوتی بود که پس از آن رکورد جهانی ارتفاع برای یک فرد غربی بود. گزارش جامع او از این سفرها متعاقباً در یک دوره 21 ساله در چندین جلد جمع‌آوری و منتشر شد.

هومبولت اصطلاح یونانی باستان کیهان را احیا کرد و آن را در رساله گسترده‌اش، Kosmos به کار برد، جایی که او تلاش کرد تا درک علمی و فرهنگی در حوزه‌های مختلف را ادغام کند. این نشریه مهم همچنین دیدگاهی کل نگر از جهان به عنوان یک سیستم به هم پیوسته را پرورش داد، در نتیجه مفاهیم زیست‌محیطی را معرفی کرد که متعاقباً دیدگاه‌های زیست‌محیطی را آگاه کرد. بر اساس مشاهدات جمع‌آوری‌شده در طول سفرهایش، او در سال‌های 1800 و 1831، تأثیرات توسعه‌ای محلی را که به تغییرات آب و هوایی انسانی کمک می‌کند، به‌طور علمی مستند کرد.

هومبولت به‌طور گسترده به‌عنوان «پدر بوم‌شناسی» و «پدر محیط‌زیست» شناخته می‌شود.

زندگی اولیه، سابقه خانوادگی و تحصیل

الکساندر فون هومبولت در 14 سپتامبر 1769 در برلین، پروس به دنیا آمد. او به سنت لوتری تعمید داده شد و دوک برانزویک-ولفنبوتل نقش پدرخوانده او را بر عهده داشت.

پدرش، الکساندر گئورگ فون هومبولت (1720-1779) پدرش، الکساندر گئورگ فون هومبولت، متعلق به خانواده آلمانی، از 1779 تا 1720 آلمانی بود. با وجود نداشتن عنوان ارثی، او به درجه سرگردی در ارتش پروس دست یافت و در کنار دوک برانزویک خدمت کرده بود. در 42 سالگی، الکساندر گئورگ به خاطر کمک هایش در طول جنگ هفت ساله، انتصاب اتاقک سلطنتی را دریافت کرد. او از قراردادهای مربوط به قرعه کشی دولتی و توزیع تنباکو سود مالی می برد.

پدربزرگ پدری الکساندر یوهان پل فون هومبولت (1684-1740) بود که با سوفیا دوروتیا فون شودر (1688-1749)، دختر آجودان ژنرال پروس، مایکل فون شودر (1663-1729) ازدواج کرد. در سال 1766، الکساندر گئورگ با ماریا الیزابت کلمب، زنی تحصیل کرده و بیوه بارون فریدریش ارنست فون هولود (1723-1765) ازدواج کرد، که از او صاحب پسری به نام هاینریش فردریش لودویگ (1762-1817) شد. الکساندر گئورگ و ماریا الیزابت متعاقباً صاحب چهار فرزند شدند: دو دختر به نام‌های کارولین و گابریله که هر دو در کودکی مردند و پس از آن دو پسر به نام‌های ویلهلم و الکساندر. پسر اول ماریا الیزابت، ویلهلم، که همچنین برادر ناتنی اسکندر و استاد ریت در هنگ ژاندارم بود، به عنوان یک بیکار شناخته می شد و به ندرت در گزارش های تاریخی خانواده ثبت شده است.

الکساندر گئورگ در سال 1779 درگذشت و سرپرستی عاطفی خود را به برادر عاطفی هامبلد سپرد. او آرزوهای مهمی برای اسکندر و برادر بزرگترش ویلهلم داشت و معلمان برجسته ای را که طرفداران تفکر روشنگری بودند درگیر کرد. اینها شامل مارکوس هرتز پزشک کانتی و کارل لودویگ ویلدنو گیاه شناس بود که بعدها به عنوان یکی از برجسته ترین گیاه شناسان آلمانی ظاهر شد. مادر هومبولت پیش‌بینی می‌کرد که هر دو پسر به عنوان کارمند دولتی در داخل کشور پروس کار کنند. ارثی که بارون هولود به مادر اسکندر واگذار کرد، برای تأمین مالی سفرهای اسکندر پس از مرگ او بسیار مهم بود و بیش از 70 درصد از منابع مالی شخصی او را تشکیل می‌داد.

تمایل اولیه الکساندر به جمع‌آوری و دسته‌بندی گیاهان، صدف‌ها و حشرات باعث شد تا او لقب محبت آمیز "داروپز کوچک" را به خود اختصاص دهد. الکساندر که برای شغل سیاسی مقدر شده بود در سال 1787 به مدت شش ماه در دانشگاه فرانکفورت (اودر) امور مالی را دنبال کرد. مادرش احتمالاً این مؤسسه را بیشتر به دلیل نزدیکی به اقامتگاهشان در برلین انتخاب کرده است تا اعتبار علمی آن. در 25 آوریل 1789، او در دانشگاه گوتینگن که در آن زمان به دلیل سخنرانی های C. G. Heyne و آناتومیست J. F. Blumenbach مشهور بود، فارغ التحصیل شد. اگرچه برادرش ویلهلم قبلاً در گوتینگن ثبت نام کرده بود، اما تعامل آنها به دلیل فعالیت های فکری متفاوت آنها بسیار کم بود. در این دوره، علایق گسترده و متنوع او کاملاً تثبیت شده بود.

همبولت در دانشگاه گوتینگن، با استیون یان ون گئونز، دانشجوی هلندی پزشکی روبرو شد و با هم در پاییز 1789 به راین سفر کردند. در ماینز، آنها با گئورگ فورستر، کاپیتان طبیعت شناس که دومین کاپیتان جیمز کوک بود، آشنا شدند. این گشت و گذار علمی در رساله 1790 هومبولت به اوج رسید، مشاهدات کانی شناسی بر روی برخی بازالت ها در راین (برانزویک، 1790)، که به مشاهدات کانی شناسی بر روی چندین بازالت در رودخانه راین ترجمه می شود. در سال 1790، سال بعد، هومبولت به ماینز بازگشت تا سفری را با فورستر به انگلستان آغاز کند - به عنوان اولین سفر دریایی هومبولت - هلند و فرانسه. او در انگلستان با سر جوزف بنکس، رئیس انجمن سلطنتی و همراه سابق کاپیتان کوک ملاقات کرد. بنکس هرباریوم وسیع خود را که نمونه هایی از مناطق استوایی دریای جنوبی را نشان می داد به هامبولت هدیه داد. همکاری علمی بین بنکس و هومبولت تا زمان مرگ بنکس در سال 1820 ادامه داشت و طی آن آنها نمونه های گیاه شناسی را برای اهداف تحقیقاتی مبادله کردند. علاوه بر این، بنکس از شبکه علمی خود در سال های بعد برای حمایت از تلاش های هامبولت استفاده کرد. در پاریس، هومبولت و فورستر مراحل آماده سازی جشنواره فدراسیون را مشاهده کردند. با این وجود، دیدگاه هومبولت در مورد انقلاب فرانسه مبهم باقی ماند.

هومبولت اشتیاق دیرینه ای به سفر داشت. او خود را وقف آماده شدن برای شغلی به عنوان یک کاشف علمی کرد. برای این منظور، او تحصیلات خود را در تجارت و زبان های خارجی در هامبورگ، زمین شناسی در مدرسه معادن فرایبرگ در سال 1791 زیر نظر A.G. Werner، یکی از چهره های برجسته مدرسه زمین شناسی نپتونیست، آناتومی در ینا زیر نظر J.C. Loder، و نجوم و ابزار دقیق علمی را زیر نظر F.X دنبال کرد. فون زاک و جی.جی. کوهلر. در طول دوران حضورش در فرایبرگ، او با افراد متعددی روبرو شد که در حرفه بعدی او بسیار مهم بودند، از جمله مانوئل دل ریو، اسپانیایی که بعداً مدرسه معادن را که توسط تاج و تخت در مکزیک تأسیس شد، هدایت کرد. کریستین لئوپولد فون بوخ، که زمین شناس منطقه ای شد. و مهم‌تر از همه، کارل فریسلبن، که به عنوان معلم و محرم نزدیک هومبولت خدمت می‌کرد. اگرچه برادرش ویلهلم در این دوره ازدواج کرد، اما اسکندر در مراسم عروسی شرکت نکرد.

سفرهای اروپایی و تعاملات حرفه ای

در سال 1792، هومبولت از مدرسه معادن فرایبرگ فارغ التحصیل شد و متعاقباً در وزارت معادن به عنوان بازرس در بایروث و کوه های فیشتل، انتصابی برای یک نقش دولتی در پروس دریافت کرد. او در این موقعیت عالی بود، زیرا تولید سنگ طلا در سال افتتاحیه او از مجموع تولید هشت سال قبل پیشی گرفت. هومبولت در طول دوران تصدی خود به عنوان بازرس معدن، نگرانی عمیقی برای رفاه کارگران معدن نشان داد. او یک مدرسه رایگان برای معدنچیان تأسیس کرد و شخصاً بودجه عملیات آن را تأمین کرد، که در نهایت به یک مؤسسه آموزشی دولتی غیررسمی برای نیروی کار تبدیل شد. علاوه بر این، او تلاش کرد تا یک صندوق امداد اضطراری برای کمک به معدنچیان در عواقب حوادث ایجاد کند.

تحقیقات گیاه شناسی هومبولت در مورد فلور معادن فرایبرگ با انتشار لاتین اثر جامع او در سال 1793، Florae Fribergensis، accedunt Aphorismi ex Doctrina، Physiologiae Chemicae Plantarum به اوج خود رسید. این نشریه توجه یوهان ولفگانگ فون گوته را به خود جلب کرد، که علیرغم اینکه قبلاً در دوران کودکی با هومبولت روبرو شده بود، اکنون به دنبال ارتباط با دانشمند نوپا در مورد دگرگونی گیاهان بود. برادر هومبولت که در شهر دانشگاهی ینا زندگی می کرد، با توجه به نزدیکی آن به گوته، مقدمه ای بین آن دو را تسهیل کرد. گوته به طور مستقل نظریه های گسترده ای در مورد آناتومی تطبیقی ​​فرموله کرده بود. پیش از داروین، گوته اظهار داشت که حیوانات دارای یک نیروی درونی هستند، یک urform، که مورفولوژی اساسی آنها را به همراه سازگاری های بعدی با محیط آنها که توسط یک نیروی بیرونی هدایت می شود، ارائه می دهد. هومبولت گوته را تشویق کرد تا این چارچوب های نظری را منتشر کند. آنها به طور مشترک در مورد این مفاهیم بحث کردند و به تفصیل پرداختند. در نتیجه، گوته و هومبولت دوستی عمیقی برقرار کردند.

در سال‌های بعد، هومبولت بارها از ینا بازدید می‌کرد. گوته در گفتگو با آشنایان، تحسین خود را از تطبیق پذیری بی نظیر هومبولت ابراز کرد. نشاط فکری هومبولت برای گوته الهام بخش بود. اقامت سه ماهه قابل توجه هومبولت در ینا در سال 1797 اتفاق افتاد. همزمان، گوته محل سکونت اصلی خود را از وایمار به ینا نقل مکان کرد. هومبولت و گوته به طور مشترک در سخنرانی های آناتومی دانشگاه شرکت کردند و تحقیقات تجربی مستقلی را انجام دادند. یک آزمایش خاص مستلزم اتصال یک پای قورباغه به هادی های فلزی مختلف بود. در ابتدا، هیچ اثر قابل تشخیصی مشاهده نشد تا اینکه رطوبت هوای هومبولت یک واکنش گالوانیکی را آغاز کرد و باعث شد که پای قورباغه به شدت منقبض شود و از روی میز حرکت کند. هومبولت این را به‌عنوان آزمایشی بسیار ارزشمند توصیف کرد و نتیجه را به «دمیدن زندگی در نمونه» تشبیه کرد.

در طول این بازدید خاص، یک طوفان رعد و برق منجر به مرگ یک کشاورز و همسرش شد. هامبولت متعاقباً بقایای آنها را برای تجزیه و تحلیل تشریحی در برج آناتومی دانشگاه به دست آورد.

در سال 1794، هومبولت در حلقه محترم روشنفکران و مشاهیر فرهنگی مرتبط با کلاسیک گرایی وایمار پذیرفته شد. در آن دوره گوته و شیلر به عنوان چهره های برجسته شناخته شدند. در 7 ژوئن 1795، هومبولت یک تمثیل فلسفی به نام Die Lebenskraft, oder der rhodische Genius (نیروی حیات، یا نابغه رودیایی، دوره جدید Schiller, تازه تاسیس شده) ارائه کرد. هورن. این اثر مختصر، که نشان‌دهنده یگانه هجوم هومبولت به داستان‌های ادبی است، با هدف ترکیب نتایج متناقض ناشی از آزمایش‌های گالوانیک گسترده او انجام شد.

همبولت در سال‌های 1792 و 1797 از وین بازدید کرد و در سال 1795، در سرتاسر سرزمین‌های علمی و بوتانی ایتالیا به توسعه و گسترش پرداخت. علیرغم اینکه خدمت دولتی خود را در درجه اول به عنوان مرحله مقدماتی برای یک حرفه علمی می دانست، او مسئولیت های خود را با چنان شایستگی قابل توجهی انجام داد که نه تنها به سرعت به بالاترین مقام در وزارت خود رسید، بلکه به او مأموریت های دیپلماتیک متعددی داده شد.

در 19 نوامبر 1796، برادر هیچ یک در مراسم عزاداری مادرشان حضور نداشت. هومبولت علناً مخالفت خود را با مادرش ابراز کرده بود و باعث شد یکی از خبرنگاران پس از مرگ مادرش اظهار کند که "مرگ او... باید به ویژه مورد استقبال شما قرار گیرد." پس از پایان کار رسمی خود، او مشتاقانه منتظر فرصتی بود تا به آرزوی همیشگی خود برای سفرهای طولانی پی ببرد.

هامبولت متعاقباً زمان بیشتری را به مستندسازی یافته های تحقیقاتی خود اختصاص داد. او شخصاً آزمایش‌هایی را روی تحریک‌پذیری عضلانی انجام داده بود، پدیده‌ای که اخیراً توسط لوئیجی گالوانی شناسایی شد و یافته‌های خود را در آزمایش‌هایی بر روی ماهیچه‌های تحریک‌شده و فیبر عصبی (برلین، 1797 Muscle, 1797) منتشر کرد. الیاف). ترجمه فرانسوی این اثر با حاشیه نویسی های Blumenbach بیشتر تقویت شد.

سپاه آمریکایی اسپانیایی (1799) h1

تعقیب یک اکسپدیشن خارجی

هومبولت، با داشتن امکانات مالی کافی برای سفرهای علمی، به دنبال پیوستن به یک سفر دریایی مهم بود. در این دوره او به پاریس رفت و برادرش ویلهلم در آنجا اقامت داشت. پاریس به عنوان یک مرکز برجسته برای بورسیه های علمی خدمت می کرد، و برادر و خواهر شوهرش، کارولین، ارتباطات گسترده ای در این جوامع دانشگاهی داشتند. لویی آنتوان دو بوگنویل از هومبولت دعوت کرد تا در یک اکسپدیشن بزرگ شرکت کند که پیش بینی می شد پنج سال طول بکشد. با این حال، Directoire انقلابی فرانسه در نهایت نیکلاس بودن را به جای مسافر علمی با تجربه تر، به رهبری این تلاش منصوب کرد. وقتی سفر دور دریانوردی پیشنهادی کاپیتان بودن، که هومبولت برای آن دعوت رسمی دریافت کرده بود، به دلیل درگیری های اروپایی به تعویق افتاد، هومبولت عمیقاً ابراز ناامیدی کرد. او قبلاً ابزارهای علمی برای این سفر تهیه کرده بود. با این وجود، او به طور اتفاقی با ایمه بونپلند، که قرار بود گیاه‌شناس و پزشک اکسپدیشن باشد، مواجه شد.

که از تأخیر ناامید شده بودند، هومبولت و بونپلند پاریس را به مقصد مارسی ترک کردند و قصد داشتند به ناپلئون بناپارت اعزامی به مصر بپیوندند. با این حال، به دلیل مقاومت شمال آفریقا در برابر تهاجم فرانسه به مصر، مقامات فرانسوی اجازه سفر به آنها را رد کردند. پس از آن، هومبولت و بونپلند به مادرید رفتند، جایی که ثروت آنها به طور قابل توجهی بهبود یافت.

مجوز سلطنتی اسپانیا، 1799

همبولت در حالی که در مادرید بود، مجوز رسمی برای سفر در قلمروهای آمریکایی اسپانیا را دنبال کرد. او در این تلاش از نماینده آلمانی ساکسونی در دربار سلطنتی بوربن، بارون فورل، کمک گرفت، که به دلیل علاقه به کانی‌شناسی و فعالیت‌های علمی، مستعد حمایت از هومبولت بود. همزمان، اصلاحات بوربون با هدف بازسازی ساختار دولت استعماری و تحریک رشد اقتصادی در این سرزمین ها، در حالی که روشنگری اسپانیا اوج خود را تجربه می کرد. هومبولت دریافت که "اثر متقابل انقلاب بوربون در دولت و روشنگری اسپانیا شرایط ایده آلی را برای سرمایه گذاری او ایجاد کرده است."

سلطنت بوربون قبلا چندین سفر از جمله اکسپدیشن گیاه شناسی به نایب السلطنه پرو، شامل شیلی و گراما را در بر می گرفت (17 نیو7-پرونا8) تحریم کرده بود و بودجه مالی آن را تامین کرده بود. (1783-1816)، و اسپانیای جدید (مکزیک) (1787-1803)، و همچنین اکسپدیشن مالاسپینا (1789-1789). این تعهدات گسترده با بودجه دولتی با هدف جمع‌آوری داده‌ها در مورد گیاهان و جانوران از حوزه‌های اسپانیایی، ارزیابی پتانسیل اقتصادی، و عرضه گیاهان و بذر به باغ گیاه‌شناسی سلطنتی در مادرید (تاسیس 1755) بود. چنین سفرهایی شامل طبیعت گرایان و هنرمندانی بود که علاوه بر جمع آوری نمونه های گیاه شناسی، هم بازنمایی های بصری و هم مشاهدات مکتوب دقیقی را تولید می کردند. در اوایل سال 1779، مقامات سلطنتی به طور سیستماتیک دستورالعمل‌های مربوط به امن‌ترین و اقتصادی‌ترین ابزار برای انتقال گیاهان زنده از طریق زمین و دریا از دوردست‌ترین کشورها را منتشر کردند، که شامل تصاویری بود، به‌ویژه یکی از جزئیات جعبه‌هایی برای حمل بذر و گیاه. پاسخ از لحاظ تاریخی، اسپانیا در زمان سلطنت هابسبورگ از سرزمین های خود در برابر مسافران و تهاجمات خارجی محافظت می کرد. با این حال، پادشاه بوربن پذیرای پیشنهاد هومبولت بود. دون ماریانو لوئیس دو اورکیخو، وزیر خارجه اسپانیا، رسماً این پیشنهاد را دریافت کرد و هومبولت در مارس 1799 به پادشاه معرفی شد. متعاقباً به او اجازه دسترسی به مقامات سلطنتی و اسناد رسمی مربوط به امپراتوری اسپانیا داده شد. هومبولت با توجه به سابقه خود به عنوان یک مقام دولتی معدنکاری برای سلطنت مطلقه پروس، دارای مدارک آکادمیک و تجربه عملی لازم برای هدایت مؤثر یک سیستم بوروکراتیک بود.

قبل از عزیمت از مادرید در سال 1799، هومبولت و بونپلند از موزه تاریخ طبیعی بازدید کردند که یافته‌های اکتشاف گیاه‌شناسی مارتین سسه و لاکاستا و خوزه ماریانو موچینو به اسپانیای جدید را در خود جای داده بود. در مادرید، هومبولت و بونپلند شخصاً هیپولیتو رویز لوپز و خوزه آنتونیو پاون و خیمنز، اعضای هیئت سلطنتی به پرو و شیلی را ملاقات کردند و متعاقباً مجموعه‌های گیاه‌شناسی آنها را بازرسی کردند.

ونزوئلا، 1799–1800

همبولت و بونپلند که به مجوز سلطنتی پادشاه اسپانیا مجهز شده بودند، در 5 ژوئن 1799 به سرعت سوار کشتی پیزارو از لاکرونیا شدند. کشتی یک توقف شش روزه در تنریف داشت که طی آن هومبولت از کوه تید صعود کرد. به دنبال آن، آنها به سفر خود به دنیای جدید ادامه دادند و در کومانا، ونزوئلا، در 16 ژوئیه پیاده شدند.

مقصد اصلی کشتی کومانا نبود. با این حال، شیوع تیفوئید تصمیم کاپیتان را برای تغییر مسیر از هاوانا و فرود در شمال آمریکای جنوبی ضروری کرد. از آنجایی که هومبولت یک برنامه اکتشافی سفت و سخت ایجاد نکرده بود، این تغییر یک برنامه سفر از پیش تعیین شده را مختل نکرد. او متعاقباً مستند کرد که این انحراف به ونزوئلا سفرهای او را در امتداد رودخانه اورینوکو تسهیل کرد و تا مرز برزیل پرتغال گسترش یافت. در طول این سفر تغییر یافته، پیزارو با دو قایق رانی قابل توجهی روبرو شد که هر کدام 18 سرخپوست گوایاکی را حمل می کردند. کاپیتان پیزارو'ها پیشنهاد یک سرخپوست را برای خدمت به عنوان خلبان پذیرفت، و سپس هامبولت او را به عنوان راهنما مشغول کرد و او را کارلوس دل پینو معرفی کرد.

از قرن 16 تا 18، ونزوئلا در مقایسه با معاونان برجسته اسپانیایی که در اسپانیای جدید (مکزیک) و پرو متمرکز بودند، یک منطقه نسبتاً پیرامونی باقی ماند. با این وجود، اصلاحات بوربن منجر به سازماندهی مجدد اداری شمال اسپانیای جنوبی آمریکا شد که با ایجاد یک فرمانده کل در کاراکاس در سال 1777 به اوج خود رسید. اگرچه فرانسوا دو پونز به طور گسترده داده‌های مربوط به این حوزه قضایی جدید را گردآوری کرده بود، یافته‌های او تا سال 1806 منتشر نشد.

تحقیقات خود را در دره آراگوا آغاز کرد، منطقه ای که به کشت محصولات صادراتی مانند شکر، قهوه، کاکائو و پنبه اختصاص داشت. مزارع کاکائو به دلیل افزایش تقاضای جهانی برای شکلات سودآور بودند. بر اساس گزارش ها، هومبولت در این چارچوب است که مفهوم خود را از تغییرات آب و هوایی انسانی فرموله کرد. بررسی او از کاهش سریع سطح آب دریاچه والنسیا باعث شد که این خشکی را به جنگل زدایی گسترده و متعاقب آن کاهش ظرفیت نگهداری آب در خاک های در معرض دید نسبت دهد. با قطع درختان، شیوه‌های کشاورزی اثرات تعدیل‌کننده «سه‌برابر» جنگل را بر دما از بین می‌برد: ایجاد سایه خنک‌کننده، تسهیل تبخیر و تأثیرگذاری بر تشعشعات.

برنامه سفر هومبولت شامل یک دریاچه آسفالت گوانوکو نیز می‌شد. پس از بازگشت به کومانا، هومبولت یک بارش شهابی قابل توجه را به نام لئونیدها در شب 11 تا 12 نوامبر مستند کرد. پس از آن، او با Bonpland به کاراکاس سفر کرد، جایی که در کنار آندرس بلو، شاعر جوان و معلم سابق سیمون بولیوار، که بعدها به عنوان یک چهره کلیدی در جنبش استقلال شمال آمریکای جنوبی ظاهر شد، از کوه آویلا بالا رفت. هومبولت شخصاً در سال 1804 با بولیوار در پاریس ملاقات کرد و بعداً مدتی را با او در رم گذراند. در حالی که سوابق تاریخی این ادعا را که هومبولت مستقیماً الهام‌بخش مشارکت بولیوار در مبارزات استقلال بوده است، تأیید نمی‌کند، اما تحسین عمیق بولیوار از کمک‌های هومبولت به دانش در مورد آمریکای اسپانیایی را تأیید می‌کند.

در فوریه 1800، هومبولت و بونپلند از ساحل برای کاوش سیستم‌های Ritribuary Ritribut و Orinocover آن سوار شدند. این اکسپدیشن چهار ماهه 1725 مایل (2776 کیلومتر) از قلمروی رام نشده و عمدتاً خالی از جمعیت را طی کرد و هدف آن تأیید وجود کانال Casiquiare است که حوضه رودخانه Orinoco و Amazon را به هم متصل می کند. در حالی که وجود این کانال، بدون اطلاع هومبولت، چندین دهه قبل از آن مشخص شده بود، اکسپدیشن او به یافته‌های مهمی دست یافت، از جمله تعیین دقیق محل انشعاب و مستندات جامع چندین قبیله بومی، مانند مایپورها و رقبای اکنون منقرض شده‌شان، آتورها (که هامبولد از آنها چندین کلمه به دست آورد). در حوالی 19 مارس 1800، هومبولت و بونپلند با مارماهی های الکتریکی مهیبی روبرو شدند که قادر به ایجاد شوک های مرگبار بودند. ساکنان محلی روشی را برای گرفتن توصیه کردند که شامل راندن اسب‌های وحشی به داخل رودخانه بود که مارماهی‌ها را از گل و لای بستر رودخانه خارج کرد و منجر به درگیری شدید بین مارماهی‌ها و اسب‌ها شد که برخی از آنها تلف شدند. Humboldt و Bonpland متعاقباً چندین مارماهی را گرفتند و تشریح کردند و به توانایی پایدار آنها در تخلیه الکتریسیته اشاره کردند. هر دو محقق در طول مطالعات خود شوک های الکتریکی بالقوه خطرناکی را تجربه کردند. این حادثه هومبولت را وادار کرد تا عمیق‌تر در اصول الکتریسیته و مغناطیس کاوش کند و ظرفیت مشخصه‌اش را برای تعمیم از مشاهدات خاص به نظریه‌های علمی گسترده‌تر نشان دهد. هومبولت این تجربه را در چندین نشریه بعدی، از جمله سفرنامه روایت شخصی (29-1814)، دیدگاه های طبیعت (1807)، و جنبه های طبیعت (1849) دوباره مرور کرد.

متعاقباً، آنها سرزمین‌های ساکن مایپورها و گروه‌های بومی آچر که اخیراً منقرض شده‌اند را بررسی کردند. هومبولت به طور قطعی اسطوره ماندگار دریاچه پاریم والتر رالی را رد کرد و اظهار داشت که طغیان فصلی ساوانای روپونونی به اشتباه به عنوان یک دریاچه دائمی تفسیر شده است.

کوبا: 1800 و 1804 بازدید

هومبولت و بونپلند در 24 نوامبر 1800 به کوبا رفتند و در 19 دسامبر رسیدند. در آنجا با جان فریزر گیاه شناس و پسرش که در سواحل کوبا غرق شده بودند و مجوز حضور در هند اسپانیا را نداشتند ملاقات کردند. هومبولت که از قبل حاضر بود، نزد مقامات ولیعهد هاوانا شفاعت کرد و به آنها کمک مالی و لباس داد و فریزر را قادر ساخت تا اجازه اقامت و اکتشافات خود را بگیرد. سپس هومبولت به فریزر سپرد تا دو مورد از نمونه‌های گیاه‌شناسی خود را به انگلستان منتقل کند تا در نهایت به گیاه‌شناس آلمانی ویلدنو در برلین تحویل داده شود. هومبولت و بونپلند تا 5 مارس 1801 در کوبا ماندند و متعاقباً به سرزمین اصلی آمریکای جنوبی رفتند، جایی که در 30 مارس به آنجا رسیدند.

همبولت به دلیل تحقیقات علمی و اجتماعی جامعی که در مستعمره اسپانیا انجام داد، به طور گسترده به عنوان "کاشف دوم کوبا" در نظر گرفته می شود. در طول اقامت اولیه سه ماهه او در هاوانا، وظایف اصلی او شامل بررسی سیستماتیک شهر و شهرهای مجاور آن Guanabacoa، Regla و Bejucal بود. او با فرانسیسکو د آرانگو و پارنیو، مالک و روشنفکر کوبایی، دوستی برقرار کرد. آنها با هم منطقه Guines در جنوب هاوانا، دره های استان ماتانزاس و دره آسیاب های قند در ترینیداد را کاوش کردند. این سه منطقه مرز اولیه جزیره برای تولید شکر در آن زمان را تشکیل می دادند. در طی این گشت و گذارها، هومبولت داده های آماری در مورد جمعیت، تولید، فناوری و تجارت کوبا گردآوری کرد و با همکاری آرانگو، توصیه هایی را برای پیشرفت آنها تدوین کرد. او پتانسیل قابل توجه کشاورزی و تجاری کوبا را پیش بینی کرد و پیشرفت های قابل توجهی را با رهبری مناسب آینده پیش بینی کرد.

در مسیر بازگشت به اروپا از قاره آمریکا، هومبولت و بونپلند مجدداً از کوبا بازدید کردند، از بندر وراکروز حرکت کردند و در 7 ژانویه 1804 برای اقامت تا 18 آوریل 24، مواد اولیه را جمع آوری کردند. مشاهدات خود را با دقت مستند کرد. او همچنین با همکاران علمی و زمین داری خود درگیر شد، بررسی های کانی شناسی انجام داد، و مجموعه گسترده خود را از گیاهان و جانوران جزیره نهایی کرد، که بعداً با عنوان Essai politique sur l'îsle de Cuba منتشر شد.

اکتشاف آند: 1801–1803

پس از اقامت اولیه سه ماهه خود در کوبا، هومبولت و بونپلند به سرزمین اصلی در Cartagena de Indias (اکنون در کلمبیا)، یک مرکز تجاری برجسته در شمال آمریکای جنوبی، بازگشتند. آنها از رودخانه ماگدالنا تا هوندا بالا رفتند و در 6 ژوئیه 1801 به بوگوتا رسیدند. در آنجا با خوزه سلستینو موتیس، گیاه‌شناس اسپانیایی که اکسپدیشن گیاه‌شناسی سلطنتی به گرانادای جدید را رهبری می‌کرد، ملاقات کردند و تا 8 سپتامبر 1801 باقی ماند. بوگوتا، موتیس از دانش محلی و یک کارگاه هنرمندان برای ایجاد تصاویر بسیار دقیق و دقیق استفاده کرد. این ضبط دقیق به این معنی بود که حتی اگر نمونه‌ها برای مطالعه از راه دور در دسترس نبودند، «چون تصاویر سفر کردند، گیاه‌شناسان مجبور به انجام آن نبودند». هومبولت عمیقاً تحت تأثیر دستاوردهای موتیس قرار گرفت و اولین جلد گیاه شناسی خود را "به عنوان یک نشانه ساده از تحسین و قدردانی ما" به او تقدیم کرد.

هومبولت، در انتظار ملاقاتی با سفر دریایی فرانسوی بودن، که سرانجام به سمت او آغاز شده بود و به سمت او حرکت کرده بود. پس از یک سفر دشوار و چالش برانگیز در میان یال های یخ زده کوردیلا رئال، آنها در 6 ژانویه 1802 به کیتو رسیدند.

در طول مدت اقامت خود در اکوادور، آنها از آتشفشان فعال Pichincha صعود کردند و از آتشفشان خاموش و پوشیده از برف Chimborazo صعود کردند. در چیمبورازو، هومبولت و حزبش، متشکل از بونپلند، چندین فرد بومی و اشراف زاده اکوادوری کارلوس مونتوفار، به ارتفاع 19286 فوت (5878 متر) رسیدند. این صعود یک رکورد جهانی معاصر را برای اکتشاف غرب ایجاد کرد، با پیشی گرفتن از ارتفاعات به دست آمده توسط بالون، اگرچه 1000 فوت زیر قله باقی ماند و قرن ها قبل از صعود اینکاها به ارتفاعات بالاتر پیشی گرفت. اکسپدیشن هومبولت متعاقباً به سمت سرچشمه آمازون در مسیر به لیما، پرو رفت.

در کالائو، بندر اصلی پرو، هومبولت گذر عطارد را در 9 نوامبر مشاهده کرد و خواص کود دهی غنی از نیتروژن گوانو را بررسی کرد. انتشارات او در معرفی بعدی آن به اروپا مؤثر بود.

اسپانیا جدید (81)

در ابتدا، هومبولت و بونپلند قصد نداشتند اما، پس از ناکامی در ایمن سازی مسیر برای سفر در اقیانوس آرام، از بندر گوایاکیل اکوادور حرکت کردند و به سمت آکاپولکو در سواحل غربی مکزیک حرکت کردند. قبل از سفر زمینی آنها به پایتخت اسپانیای جدید در فلات مرکزی مکزیک، هومبولت متوجه شد که کاپیتان کشتی آنها مختصات جغرافیایی آکاپولکو را اشتباه محاسبه کرده است. با توجه به اهمیت آکاپولکو به عنوان بندر اصلی ساحل غربی و پایانه تجارت آسیایی از فیلیپین اسپانیا، داده های نقشه برداری دقیق برای مکان آن بسیار مهم بود. در نتیجه، هومبولت ابزار خود را برای بررسی خلیج اعماق آب آکاپولکو و تعیین دقیق طول آن به کار گرفت.

در 15 فوریه 1803، هومبولت و بونپلند در آکاپولکو پیاده شدند و متعاقباً به Taxco، یک سیلوررومین در حال حاضر، رفتند. در آوریل 1803، هومبولت از کوئرناواکا، مورلوس بازدید کرد، جایی که آب و هوای مساعد آن باعث شد تا شهر را به نام شهر بهار ابدی نامگذاری کند. ورود آنها به مکزیکوسیتی با استقبال رسمی از طریق نامه ای از نایب السلطنه دون خوزه د ایتوریگارای، نماینده پادشاه در اسپانیای جدید، انجام شد. علاوه بر این، هومبولت گذرنامه ویژه ای را دریافت کرد که سفر در سراسر اسپانیای جدید را تسهیل می کرد، همراه با معرفی نامه به قصد کنندگان، که بالاترین مقامات اداری در مناطق (مقامات) منطقه بودند. این حمایت دولتی به او امکان دسترسی به آرشیوهای سلطنتی، عملیات معدن، زمین‌های زمینی، سیستم‌های کانال‌ها و آثار باستانی مکزیکی پیش از اسپانیایی را داد. هومبولت همچنین آثار مانوئل آباد و کوئیپو، اسقف منتخب اسقف مهم میچوآکان و یک لیبرال کلاسیک را مطالعه کرد، که نوشته‌هایش از اصلاحات در اسپانیای جدید حمایت می‌کرد و خطاب به ولیعهد بود.

آنها سال را با عبور از قائم مقام، بازدید از مناطق مختلف فلات شمالی مکزیک گذراندند. سفر اولیه آنها، از آکاپولکو به مکزیکو سیتی از طریق گوئررو امروزی، تنها با قطار قاطر قابل کشتیرانی بود. در طول این مسیر، هومبولت به دقت اندازه گیری های ارتفاع را ثبت کرد. او پس از خروج از مکزیک در سال 1804، از طریق بندر شرقی وراکروز، مجموعه‌ای از اندازه‌گیری‌ها را انجام داد. این مشاهدات در نمودار منتشر شده در مقاله سیاسی به اوج خود رسید که توپوگرافی فیزیکی مکزیک و چالش‌های مسیرهای اتصال آکاپولکو به مکزیکوسیتی و مکزیکوسیتی را به وراکروز نشان می‌دهد. این نمایش بصری ارتفاع نمونه ای از تعهد گسترده تر هومبولت به ارائه داده های جمع آوری شده در قالبی قابل دسترس تر از جداول آماری معمولی بود. عامل مهمی در خوانندگان گسترده او ناشی از این اعتقاد او بود که "هر چیزی که به میزان یا کمیت مربوط می شود را می توان به صورت هندسی نشان داد. پیش بینی های آماری [نمودارها و نمودارها] که با حواس صحبت می کنند بدون اینکه عقل را خسته کنند، این مزیت را دارند که توجه را به تعداد زیادی از حقایق مهم جلب کنند".

هومبولت تحسین قابل توجهی را برای مکزیکوسیتی که در آن زمان به عنوان بزرگترین و مدرن ترین کلان شهر در قاره آمریکا مطرح بود، ابراز کرد. وی تاکید کرد که "هیچ شهری در قاره جدید، حتی به استثنای شهرهای ایالات متحده، نمی تواند چنین تاسیسات علمی بزرگ و محکمی مانند پایتخت مکزیک را به نمایش بگذارد." او از کالج سلطنتی معادن، باغ گیاه‌شناسی سلطنتی و آکادمی سلطنتی سن کارلوس به عنوان نمونه‌های بارز یک مرکز شهری پیچیده که با پیشرفت‌های قاره‌ای معاصر و متعهد به مدرنیته آن درگیر است، نام برد. علاوه بر این، او از روشنفکران برجسته کریولو در مکزیک، از جمله خوزه آنتونیو د آلزاته و رامیرز، که در سال 1799 درست قبل از ورود هومبولت درگذشت، تصدیق کرد. میگل ولاسکس د لئون؛ و آنتونیو د لئون و گاما.

هومبولت وقت خود را به معدن نقره والنسیانا در گواناخواتو، واقع در مرکز اسپانیای جدید اختصاص داد، که در آن زمان مهمترین معدن در امپراتوری اسپانیا بود. هامبولت در دویستمین سالگرد فعالیت خود به جای بررسی زمین شناسی معدن فوق العاده غنی، فرصت را غنیمت شمرده و یک مطالعه جامع از کل مجتمع معدنی انجام داده و آمار تولید آن را تجزیه و تحلیل می کند. گزارش بعدی او در مورد استخراج نقره سهم عمده ای را تشکیل می دهد که به طور گسترده به عنوان قوی ترین و آگاه ترین بخش مقاله سیاسی او در نظر گرفته می شود. اگرچه هومبولت خود یک زمین شناس و بازرس معدن آموزش دیده بود، اما با کارشناسان معدن مکزیکی همکاری می کرد. از جمله فائوستو الهویار، مدیر وقت دادگاه عمومی معدن در مکزیکو سیتی، که مانند هومبولت در فرایبرگ آموزش دیده بود. یکی دیگر از همکاران آندرس مانوئل دل ریو، مدیر کالج سلطنتی معادن بود که هومبولت او را در دوران دانشجویی در فرایبرگ می شناخت. پادشاهان بوربن هم دادگاه معدن و هم کالج را برای حرفه ای کردن استخراج معدن تاسیس کرده بودند، زیرا درآمدهای نقره منبع اصلی درآمد تاج را نشان می داد. هومبولت همچنین با دیگر متخصصان معدنی آلمانی که قبلاً در مکزیک حضور داشتند، مشورت کرد. بنابراین، در حالی که هومبولت یک دانشمند خارجی و متخصص معدن بود، ولیعهد اسپانیا قبلاً محیطی مناسب برای تحقیقات معدنی او ایجاد کرده بود.

تمدن‌های باستانی آمریکای اسپانیایی هومبولت را مجذوب خود کردند، او تصاویری از نسخه‌های خطی مکزیکی (کدنویس‌ها) و ویرانه‌های اینکا را در آثار تاریخی خود گنجانده بود. peuples indigènes de l'Amerique (1810–1813). این نشریه آزمایشی‌ترین کار هومبولت به حساب می‌آید که مشخصه آن نبود «یک اصل نظم‌دهی» و در عوض ارائه نظرات و استدلال‌های مبتنی بر مشاهدات اوست. یک تحقیق مرکزی برای هومبولت مربوط به تأثیر آب و هوا بر توسعه این تمدن ها بود. او پس از انتشار Vues des cordillères خود، تصویر رنگی از سنگ تقویم آزتک (کشف شده در سال 1790 که در میدان اصلی مکزیکو سیتی مدفون شده بود)، در کنار نقاشی‌های منتخب از کدکس درسدن و سایر مصنوعاتی که بعداً در مجموعه‌های اروپایی جستجو کرد، اضافه کرد. هدف او گردآوری شواهدی بود که نشان می‌داد این بازنمایی‌های تصویری و مجسمه‌سازی می‌توانند بازسازی تاریخ پیش از اسپانیایی را تسهیل کنند. او از کارشناسان مکزیکی برای تفسیر منابع محلی، به ویژه آنتونیو پیچاردو، که مجری ادبی آثار آنتونیو د لئون ای گاما بود، مشورت کرد. برای اسپانیایی‌های آمریکایی الاصل (criollos) که به دنبال منابع افتخار در میراث باستانی مکزیک بودند، شناسایی و انتشار این آثار باستانی توسط همبولت از طریق انتشاراتش بسیار سودمند بود. او آثار یسوعی تبعیدی فرانسیسکو خاویر کلاویجرو را مطالعه کرد که تمدن پیش از اسپانیایی مکزیک را جشن می‌گرفت و هومبولت برای مقابله با اظهارات تحقیرآمیز درباره جهان جدید توسط بوفون، دو پاو و راینال از آن استفاده کرد. در نهایت، هومبولت قلمروهای پیش از اسپانیایی مکزیک و پرو را مستبد و وحشیانه می‌نگریست. با این وجود، او همچنین بناها و مصنوعات بومی را به‌عنوان محصولات فرهنگی دارای «هم... تاریخی و هم اهمیت هنری» برجسته کرد.

یکی از پرخواننده‌ترین نشریات او که از سفرها و تحقیقات او در اسپانیایی آمریکا نشأت می‌گیرد، Essai politique sur le royaum de la Nouvelle بود که به انگلیسی ترجمه شد. مقاله سیاسی در مورد پادشاهی اسپانیای جدید (1811). این رساله جامع ناشی از تحقیقات شخصی هومبولت همراه با ارائه سخاوتمندانه داده های آماری توسط مقامات استعماری اسپانیایی است.

ایالات متحده، 1804

همبولت پس از خروج از کوبا، با آگاهی از پیشینه علمی پرزیدنت توماس جفرسون، برنامه ریزی نشده و مختصری انجام داد و با او مکاتبه کرد و ورود قریب الوقوع خود را اعلام کرد. جفرسون صمیمانه پاسخ داد و از کاخ سفید در پایتخت نوپا دعوت کرد. هومبولت با ذکر کشف دندان‌های ماموت در نزدیکی خط استوا، علاقه جفرسون را برانگیخت، یافته‌ای که اعتقاد جفرسون را که قبلاً اعلام شده بود مبنی بر اینکه ماموت‌ها در چنین عرض‌های جغرافیایی جنوبی ساکن نبوده‌اند، به چالش می‌کشد. علاوه بر این، هومبولت به دانش گسترده خود از اسپانیای جدید اشاره کرد.

همبولت پس از ورود به فیلادلفیا، مرکز روشنفکری برجسته در ایالات متحده، با چندین چهره علمی برجسته آن دوره درگیر شد. از جمله کاسپار ویستار، شیمیدان و آناتومیست برجسته که به دلیل حمایت از واکسیناسیون اجباری آبله شناخته شده است. بنجامین اسمیت بارتون، گیاه شناس برجسته؛ و بنجامین راش، پزشک و امضاکننده اعلامیه استقلال، که علاقه شدیدی به بینش هومبولت در مورد پوست درخت سینچونا، مشتق شده از یک درخت آمریکای جنوبی و به دلیل خواص ضد تب آن، ابراز کرد. رساله جامع هومبولت در مورد سینچونا متعاقباً در سال 1821 به زبان انگلیسی منتشر شد.

پس از ورود او به واشنگتن دی سی، هومبولت در بحث های گسترده و اساسی با جفرسون مشغول شد که هم موضوعات علمی و هم اقامت یک ساله او در اسپانیای جدید را پوشش می داد. این گفتگوها به ویژه با توجه به نهایی‌سازی اخیر خرید لوئیزیانا توسط جفرسون، که اسپانیای جدید را مستقیماً در امتداد مرز جنوب غربی ایالات متحده قرار داد، مناسب بود. از آنجایی که وزیر اسپانیا در واشنگتن دی سی قبلاً از ارائه جزئیات مربوط به سرزمین های اسپانیا به دولت ایالات متحده خودداری کرده بود و دسترسی به این مناطق به شدت محدود شده بود، کمک های هامبولت بسیار ارزشمند بود. او اطلاعات فعلی را در مورد جمعیت، تجارت، کشاورزی و قابلیت های نظامی اسپانیای جدید به جفرسون داد. این اطلاعات مهم بعداً به عنوان ماده اساسی برای کار مهم او، مقاله در مورد پادشاهی سیاسی اسپانیای جدید (1810) استفاده شد.

با توجه به عدم اطمینان جفرسون در مورد مرزبندی دقیق قلمرو تازه به دست آمده لوئیزیانا، هامبولت یک گزارش دو صفحه ای مختصر را تهیه کرد. جفرسون متعاقباً هامبولت را به عنوان "علمی ترین مرد عصر" ستود. آلبرت گالاتین، وزیر خزانه داری آن زمان، به طور مشابه تحسین عمیق خود را ابراز کرد و اظهار داشت: "من خوشحال شدم و قورت دادم" در یک تبادل متقابل، گالاتین اطلاعات درخواستی در مورد ایالات متحده را به هامبولت ارائه داد.

پس از یک اقامت شش هفته ای، هامبولت در دلاور اروپا به مقصد بوردرآکس سوار شد. در 3 اوت 1804.

خاطرات سفر

همبولت در طول سفر گسترده خود در آمریکای اسپانیایی به دقت یک دفترچه خاطرات جامع را در حدود 4000 صفحه نگه داشت. این سوابق دقیق به‌عنوان منبع اصلی برای انتشارات متعددی که پس از اکسپدیشن انجام شده‌اند، استفاده می‌شود. دفترهای خاطرات چرمی اصلی در حال حاضر در آلمان نگهداری می شوند و از روسیه به آلمان شرقی بازگردانده شده اند، جایی که ارتش سرخ پس از جنگ جهانی دوم آنها را برده است. پس از اتحاد مجدد آلمان، یادداشت های روزانه به یکی از نوادگان هومبولت بازگردانده شد و نگرانی ها در مورد فروش احتمالی آنها در نهایت برطرف شد. یک ابتکار با بودجه دولت (2014-2017)، که توسط دانشگاه پوتسدام و کتابخانه دولتی آلمان-بنیاد میراث فرهنگی پروس رهبری می‌شود، دیجیتالی کردن خاطرات اکسپدیشن اسپانیایی-آمریکایی و خاطرات اکسپدیشن بعدی روسیه را انجام داده است.

دستاوردهای اکسپدیشن اسپانیایی آمریکایی

تلاش‌های گسترده هومبولت، که دهه‌ها را در بر می‌گرفت، برای انتشار یافته‌های اکسپدیشن نه تنها مجلدات متعددی را به همراه داشت، بلکه شهرت بین‌المللی او را در جوامع علمی تثبیت کرد. به طور همزمان، او در میان عموم مردم از طریق نسخه‌های پرطرفدار، مصور و خلاصه شده آثارش که به چندین زبان ترجمه شده بود، شهرت گسترده‌ای به دست آورد. در حالی که همکار علمی و همکار اکسپدیشن او، Bonpland، نمونه‌های گیاه‌شناسی را با دقت جمع‌آوری و نگهداری می‌کرد، برای تکمیل توضیحات رسمی آنها به تشویق نیاز داشت، که به شدت با تعهد پرشور هومبولت به انتشار در تضاد بود. بسیاری از کاوشگران علمی اسناد بصری وسیعی را تولید کردند که تا اواخر قرن نوزدهم در دسترس عموم باقی ماند. به عنوان مثال، 12000 نقاشی گیاه شناسی اکسپدیشن مالاسپینا توسط موتیس از گرانادای جدید تا اواخر قرن بیستم منتشر نشد. در تضاد کامل، هومبولت یافته‌های خود را به‌سرعت و پیوسته منتشر کرد، و در نهایت ثروت شخصی‌اش را برای تولید متون علمی و عمومی تهی کرد. شهرت اولیه او ناشی از سفرهایش در آمریکای اسپانیایی بود، به ویژه انتشار مقاله سیاسی او در مورد پادشاهی اسپانیای جدید، و شهرت او به عنوان برجسته ترین دانشمند اروپا متعاقباً توسعه یافت.

تاج بوربن، که این سفر را تأیید کرد، از اطلاعات مهم و نه قابل توجه آن بهره برد. قلمروهای دنیای جدید، بلکه از رد ارزیابی‌های نادقیق و تحقیرآمیز جهان جدید که توسط گیوم-توماس راینال، ژرژ لوئیس لکلرک، کنت دو بوفون و ویلیام رابرتسون منتشر شده است. دستاوردهای دولت بوربن، به‌ویژه در اسپانیای جدید، به‌طور آشکار توسط داده‌های دقیقی که هومبولت به طور سیستماتیک سازماندهی و منتشر کرد، پشتیبانی می‌شد.

این اکتشاف مهم به طور گسترده در نظر گرفته می‌شود که اصول بنیادی را برای رشته‌های جغرافیای فیزیکی، جغرافیای گیاهی و هواشناسی ایجاد کرده است. یکی از جنبه های مهم این دستاورد، کمی سازی دقیق و سیستماتیک هومبولت از پدیده های طبیعی بود که از پیچیده ترین ابزارهای موجود در آن زمان استفاده می کرد. او مشاهدات دقیقی از گونه‌های گیاهی و جانوری در محیط‌های طبیعی آنها انجام داد و آنها را نه به صورت مجزا، بلکه در ارتباط با عناصر به هم پیوسته آنها تجزیه و تحلیل کرد. علاوه بر این، او مجموعه‌های گسترده‌ای از نمونه‌های گیاهی و جانوری را جمع‌آوری کرد و آنها را به صورت استراتژیک برای کاهش تلفات احتمالی تقسیم کرد.

هامبولت ضرورت روش شناسی علمی را تشخیص داد که بتواند هماهنگی ذاتی در دنیای فیزیکی متنوع را روشن کند. از نظر او، مفهوم «وحدت طبیعت» نشان می‌دهد که رابطه متقابل بین همه علوم فیزیکی - مانند همگرایی زیست‌شناسی، هواشناسی و زمین‌شناسی - توزیع گونه‌های گیاهی خاص را دیکته می‌کند. او این ارتباطات پیچیده را با تجزیه و تحلیل دقیق مجموعه گسترده ای از داده های جمع آوری شده پر زحمت کشف کرد که به اندازه کافی جامع بود تا به عنوان پایه ای پایدار برای تحقیقات بعدی عمل کند. هومبولت دیدگاهی کل نگر در مورد طبیعت اتخاذ کرد و تلاش کرد تا پدیده های طبیعی را بدون توسل به آموزه های دینی توضیح دهد. او از اهمیت فوق‌العاده مشاهدات تجربی دفاع می‌کرد و در نتیجه مجموعه گسترده‌ای از پیشرفته‌ترین ابزارهای علمی را که در آن زمان در دسترس بود، جمع‌آوری کرد. هر ابزاری که در جعبه مخملی مخصوص خود قرار می‌گیرد، اوج دقت و قابلیت حمل را برای دوران خود نشان می‌دهد، و این اطمینان را می‌دهد که هیچ جنبه قابل سنجشی اندازه‌گیری نشده باقی نمی‌ماند. هومبولت معتقد بود که همه پدیده ها باید با استفاده از دقیق ترین و معاصرترین ابزارها و روش های پیچیده موجود کمی سازی شوند، زیرا داده های جمع آوری شده بستر همه درک علمی را تشکیل می دهند.

این رویکرد کمی متعاقباً به عنوان علم هومبولتی شناخته شد. خود هومبولت بیان کرد: "طبیعت خود فوق العاده شیوا است. ستارگان در حالی که در فلک می درخشند ما را سرشار از لذت و وجد می کنند، و با این حال همه آنها در مداری حرکت می کنند که با دقت ریاضی مشخص شده است." با این وجود، آندریاس داوم اخیراً مفهوم علم هومبولت را مجدداً مورد بررسی قرار داده و آن را از "علم هومبولت" متمایز کرده است.

مقاله همبولت در مورد جغرافیای گیاهان که در سال 1807 به دو زبان فرانسوی و آلمانی منتشر شد، مفهوم نوآورانه تجزیه و تحلیل توزیع حیات ارگانیک را در رابطه با شرایط فیزیکی مختلف معرفی کرد. این رویکرد به طور قابل توجهی در چاپ شده او، تقریباً 54 سانتی‌متر در 84 سانتی‌متر (دو فوت در سه فوت) مقطع تصویری رنگی چیمبورازو، که او آن را Ein Naturgemälde der Anden، که به عنوان نقشه چیمبورازو نیز شناخته می‌شود، نشان داد. این نقشه تاشو، که در پشت نشریه قرار دارد، از طرح‌هایی که هومبولت در آمریکای جنوبی ساخته است، نشات گرفته است. توضیحات مکتوب مفصلی را در کنار مقطع چیمبورازو ارائه می‌کرد که داده‌هایی را در مورد دما، ارتفاع، رطوبت، فشار اتمسفر و گونه‌های جانوری و گیاهی خاص (با نام‌های علمی) که در هر ارتفاع یافت می‌شوند، ارائه می‌کرد. قابل ذکر است که گیاهانی از یک جنس در ارتفاعات مختلف به تصویر کشیده شدند. محور شرق به غرب نقشه از دشت های ساحلی اقیانوس آرام از طریق رشته کوه آند، از جمله Chimborazo، تا حوضه آمازون شرقی امتداد داشت. هومبولت بر اساس مشاهدات مستقیم خود سه منطقه متمایز - ساحل، کوه‌ها و آمازونیا - را ترسیم کرد، در حالی که منابع اسپانیایی موجود، به‌ویژه منابع پدرو سیزا د لئون، که صریحاً به آن‌ها اشاره می‌کرد، را نیز در بر گرفت. اگرچه دانشمند اسپانیایی آمریکایی فرانسیسکو خوزه د کالداس قبلاً اندازه‌گیری‌ها و مشاهدات مشابهی را از محیط‌های کوهستانی انجام داده بود، اما به نتایج قابل مقایسه در مورد عوامل محیطی مؤثر بر توزیع شکل حیات رسیده بود، سهم هومبولت به جای مشتق، متمایز در نظر گرفته می‌شود. نقشه چیمبورازو به طور موثر اطلاعات پیچیده ای را به صورت قابل دسترس ارائه کرد و به عنوان یک مرجع اساسی برای مقایسه سایر قله های مهم عمل کرد. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که "Naturgemälde برای اولین بار نشان داد که طبیعت یک نیروی جهانی با مناطق آب و هوایی متناظر در سراسر قاره‌ها است" و این "سرآغاز عصر جدیدی از علم محیط‌زیست، نه تنها در مورد بوم‌شناسی کوهستان، بلکه همچنین الگوهای و فرآیندهای بیوژئوفیزیکی در مقیاس جهانی است."

در سال 1817، ترسیم خطوط همدما توسط هومبولت به طور همزمان این مفهوم را معرفی کرد و روشی را برای مقایسه شرایط آب و هوایی در مناطق مختلف ارائه کرد. او پیشگام تحقیقاتی در مورد سرعت کاهش میانگین دما با افزایش ارتفاع از سطح دریا بود. علاوه بر این، تحقیقات او در مورد منشأ طوفان‌های استوایی بینش اولیه لازم برای کشف قوانین پیچیده‌تر حاکم بر اختلالات جوی در عرض‌های جغرافیایی بالاتر را ارائه کرد. این تلاش‌های جمعی سهم قابل‌توجهی را در زمینه اقلیم‌شناسی نشان داد.

کشف هومبولت در مورد کاهش شدت میدان مغناطیسی زمین از قطب‌ها به سمت استوا، در خاطراتی که او در 7 دسامبر 1804 خواند، رسماً به مؤسسه پاریس ارائه شد. کمک های هامبولت به زمین شناسی ناشی از مطالعه دقیق او در مورد آتشفشان های کوه های آند و مکزیک بود که شامل مشاهده، ترسیم، صعود و اندازه گیری دقیق با استفاده از ابزارهای مختلف بود. صعود او به چیمبورازو یک رکورد ارتفاع ایجاد کرد و متعاقباً به عنوان معیاری برای اندازه گیری سایر آتشفشان ها در آند و هیمالیا عمل کرد. مطابق با رویکرد تحقیقاتی گسترده‌تر خود، او روش‌های بصری، مانند بخش‌های متقاطع زمین‌شناسی، برای ارائه یافته‌های ترکیبی خود ابداع کرد. او نشان داد که آتشفشان ها به طور طبیعی در ساختارهای خطی همسو می شوند و مطابقت آنها با شکاف های زیرزمینی گسترده است. علاوه بر این، شواهد قاطع او مبنی بر منشاء آذرین سنگ‌ها که قبلاً تصور می‌شد تشکیل آبی دارند، به طور قابل توجهی رد نظریه‌های اشتباهی مانند نپتونیسم را تقویت کرد.

همبولت کمک های قابل توجهی به نقشه کشی کرد، به ویژه از طریق نقشه های خود از اسپانیای جدید، که متعاقباً به عنوان الگوهای اساسی برای نقشه کشان مکزیکی عمل کرد. مستندات دقیق او از طول و عرض جغرافیایی، تولید نقشه های دقیقی را که شامل مکزیک، بنادر آکاپولکو و وراکروز، دره مکزیک و نمایشی جهانی از مسیرهای تجاری بین قاره ای بود، تسهیل کرد. علاوه بر این، آثار نقشه‌کشی او داده‌های جغرافیایی شماتیک را در بر می‌گرفت، که مناطق اداری (مقصدها) را از طریق استفاده از مربع‌های با مقیاس متناسب نشان می‌داد. ایالات متحده علاقه قابل توجهی به نقشه ها و داده های آماری او در مورد اسپانیای جدید، با توجه به ارتباط آنها با ادعاهای ارضی پس از خرید لوئیزیانا نشان داد. در سال‌های آخر عمر، هومبولت یک اثر سه جلدی (1836-1839) منتشر کرد که منابع تاریخی مربوط به سفرهای اولیه به قاره آمریکا را تجزیه و تحلیل می‌کرد، که نشان‌دهنده تعامل مداوم او با ستاره‌شناسی دریایی قرن پانزدهم و شانزدهم بود. این تحقیق ریشه شناسی نام «آمریکا» را که برای اولین بار توسط مارتین والدسیمولر بر روی نقشه قاره آمریکا ثبت شد، آشکار کرد.

هومبولت سرشماری از جمعیت‌های بومی و اروپایی در اسپانیای جدید انجام داد و متعاقباً نمایشی شماتیک از طبقه‌بندی‌های نژادی و توزیع جمعیت را منتشر کرد که بر اساس ویژگی‌های منطقه‌ای و اجتماعی سازمان‌دهی شد. او کل جمعیت را شش میلیون نفر تخمین زد. او محاسبه کرد که مردم بومی چهل درصد جمعیت اسپانیای جدید را تشکیل می‌دهند و به توزیع نابرابر آن‌ها اشاره کرد که بیشترین غلظت آن در مرکز و جنوب مکزیک و کمترین آن در شمال بود. این داده ها در قالب نمودار ارائه شده اند تا قابلیت درک را افزایش دهند. نظرسنجی او همچنین شامل جمعیت غیر بومی بود که او آنها را به سفیدها (اسپانیایی ها)، سیاهپوستان و کاست ها (castas) دسته بندی کرد. اسپانیایی‌های آمریکایی‌تبار قرن هجدهم، معروف به کرئول‌ها، تصاویری هنری از واحدهای خانوادگی با نژادهای مختلط تولید کرده‌اند، که پدر یک طبقه‌بندی نژادی، مادر یک طبقه‌بندی نژادی دیگر، و فرزندانشان را در دسته سومی که به صورت سلسله مراتبی مرتب شده‌اند، به تصویر می‌کشند و بدین وسیله بر اهمیت ادراک اخلاقی نژادی تأکید می‌کنند. هومبولت مستند کرد که اسپانیایی‌های آمریکایی‌تبار از نظر نژادی با کسانی که در اسپانیا به دنیا آمده‌اند، از نظر قانونی برابری می‌کنند. با این حال، سیاست سلطنتی، که پس از به قدرت رسیدن بوربن ها بر تاج و تخت اسپانیا آغاز شد، به افرادی که در ایبریا متولد شده بودند، امتیازاتی اعطا کرد. هومبولت خاطرنشان کرد: "بدبخت ترین اروپایی، بدون تحصیلات و بدون پرورش فکری، خود را برتر از سفیدپوستان متولد قاره جدید می داند". صحت این ادعا و نتایج حاصل از آن اغلب توسط برخی از محققان به عنوان سطحی یا دارای انگیزه سیاسی مورد اعتراض قرار گرفته است، به ویژه با توجه به اینکه کرئول ها بین 40% تا 60% از مناصب عالی در دنیای جدید را اشغال می کردند. تضاد بین برخی کرئول ها و سفیدپوستان متولد شبه جزیره در اواخر دوره استعمار اسپانیا تشدید شد و منجر به بیگانگی فزاینده کرئول ها از تاج شد. هومبولت اظهار داشت که سوء استفاده‌های دولتی توسط ولیعهد و سابقه یک مدل جدید حکومت‌داری در ایالات متحده، انسجام میان جمعیت‌های سفیدپوست در اسپانیای جدید را تضعیف می‌کند. گفتار هومبولت در مورد نژاد در اسپانیای جدید تحت تأثیر یادبودهای مانوئل آباد و کیپو، اسقف منتخب لیبرال و روشنفکر کلاسیک میچوآکان بود که شخصاً انتقادات منتشر شده خود از شرایط اجتماعی و اقتصادی را به همراه راه حل های پیشنهادی خود به ولیعهد اسپانیا ارائه کرد.

یکی از دانشگاهیان ادعا می‌کند که نوشته‌های هامبولت تصویرهای تخیلی از آمریکا را به نمایش می‌گذارد و ساکنان آن را حذف می‌کند، که نشان می‌دهد هومبولت، تحت تأثیر رمانتیسیسم، این اعتقاد را داشت که «...طبیعت کامل است تا زمانی که انسان با دقت آن را تغییر شکل دهد». این ارزیابی بیشتر ادعا می کند که او تا حد زیادی جوامع انسانی واقع در محیط های طبیعی را نادیده گرفته است. تلقی از جمعیت‌های بومی به‌عنوان «وحشی» یا «بی‌اهمیت»، در نتیجه آن‌ها را از روایت‌های تاریخی خارج می‌کند. برعکس، سایر محققان استدلال می‌کنند که هومبولت بخش‌های قابل توجهی از کار خود را به شرح جزئیات شرایط افراد برده، جمعیت‌های بومی، کاستاهای نژادهای مختلط و به طور کلی جامعه اختصاص داده است. او اغلب انزجار خود را از برده داری و رفتار غیرانسانی مردم بومی و سایر گروه ها ابراز می کرد و اغلب از سیاست های استعماری اسپانیا انتقاد می کرد.

در حالی که هومبولت در درجه اول یک هنرمند نبود، مهارت طراحی قابل توجهی داشت و او را قادر می ساخت تا مستندات بصری مکان های خاص و محیط های طبیعی آنها را ایجاد کند. این نقاشی‌ها اغلب به‌عنوان مواد پایه‌ای برای تصویرسازی در نشریات علمی و عمومی متعدد او عمل می‌کردند. متأثر از هومبولت، هنرمندانی مانند یوهان موریتز روگنداس متعاقباً همان مکان‌هایی را به تصویر کشیدند که هومبولت کاوش و مستند کرده بود. یک مثال شامل سازندهای بازالت در مکزیک است که در نشریه او Vues des Cordillères به نمایش گذاشته شد.

هدف اصلی هومبولت ویرایش و انتشار داده‌های علمی، سیاسی و باستان‌شناسی گسترده‌ای بود که در طول سفرهایش به خارج از اروپا جمع‌آوری شد. پس از یک سفر کوتاه ایتالیایی با جوزف لوئیس گی لوساک برای تحقیق در مورد انحراف مغناطیسی و اقامتی دو و نیم ساله در برلین، هومبولت در بهار 1808 به پاریس نقل مکان کرد. هدف انتقال او کسب همکاری علمی لازم برای انتشار آثار تاریخی خود بود. این تعهد عظیم، که در ابتدا پیش بینی می شد دو سال طول بکشد، در نهایت بیست و یک به پایان رسید و ناتمام ماند.

تحسین آکادمیک و عمومی

هومبولت در طول زندگی خود به شهرت گسترده ای در سراسر اروپا دست یافت. مؤسسات آکادمیک متعددی، اعم از داخلی و بین المللی، به دنبال اعطای عضویت به او بودند. انتخاب اولیه او به انجمن فلسفی آمریکا در فیلادلفیا بود، موسسه‌ای که او در پایان سفر آمریکایی خود از آن بازدید کرد. در سال 1805، او همچنین به عضویت آکادمی علوم پروس انتخاب شد.

متعاقبا، سایر انجمن‌های برجسته عضویت خود را افزایش دادند، از جمله انجمن باستانی آمریکا (Worcester, MA) در سال 1816، انجمن Linnean لندن در سال 1818، و New York به عنوان اعضای خارجی Societ Historical1. آکادمی علوم و هنرهای آمریکا در سال 1822. وابستگی های بعدی شامل انجمن قوم شناسی آمریکا (نیویورک) در سال 1843 و انجمن جغرافیایی و آماری آمریکا (نیویورک) در سال 1856 بود. او همچنین در سال 1810 به عضویت خارجی آکادمی سلطنتی علوم سوئد درآمد. جوانی نیز او را به عنوان عضوی خارجی پذیرفت.

پس از استقلال مکزیک از اسپانیا در سال 1821، دولت مکزیک افتخارات قابل توجهی را به هومبولت در قدردانی از کمک‌های او به ملت اعطا کرد. در سال 1827، اولین رئیس جمهور مکزیک، گوادالوپ ویکتوریا، شهروندی مکزیکی را به هومبولت اعطا کرد و در سال 1859، رئیس جمهور بنیتو خوارز او را قهرمان ملی معرفی کرد (benemérito de la nación). این تمجیدها صرفاً نمادین بود، زیرا او دوباره

برای امنیت مالی پایدار هومبولت، پادشاه پروس فردریک ویلیام سوم او را به مقام افتخاری اتاق‌نشین سلطنتی منصوب کرد، نقشی که در ابتدا هیچ وظیفه فعالی نداشت. این انتصاب شامل مستمری 2500 تالر بود که متعاقباً دو برابر شد. این کمک هزینه دولتی در سال‌های آخر زندگی‌اش، به‌ویژه پس از اینکه ثروت شخصی‌اش را با انتشار تحقیقاتش تحلیل برد، به منبع مالی اصلی او تبدیل شد. در نتیجه، الزامات مالی، انتقال دائمی او را از پاریس به برلین در سال 1827 ضروری کرد. در حالی که در پاریس بود، نه تنها از رفاقت فکری، بلکه از مشارکت اجتماعی که ذهن فعالش به دنبال آن بود، لذت برد. او به عنوان یک چهره برجسته در سالن های پاریس و به عنوان یک محقق در انستیتو فرانسه و رصدخانه به همان اندازه پیشرفت کرد.

در 12 مه 1827، او اقامت دائمی خود را در برلین ایجاد کرد و در ابتدا تلاش های خود را وقف پیشبرد مطالعه مغناطیس زمینی کرد. در همان سال، او مجموعه ای از سخنرانی های عمومی را در برلین آغاز کرد که متعاقباً پایه و اساس آخرین کار مهم او، Kosmos (1845-62) را تشکیل داد.

برای سال‌های متمادی، او پیوسته طرحی را برای بررسی کامل ماهیت و قوانین "طوفان‌های مغناطیسی" - اصطلاحی که او برای توصیف اختلالات غیرعادی در مغناطیس زمین ابداع کرد - از طریق مشاهدات همزمان در مکان‌های پراکنده جغرافیایی دنبال کرده بود. تأسیس یک انجمن علمی جدید در برلین، جایی که او به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد، در 18 سپتامبر 1828 فرصتی را برای شروع یک سیستم تحقیقاتی جامع، تکمیل کننده مشاهدات شخصی دقیق او فراهم کرد. درخواست بعدی او از دولت روسیه در سال 1829 منجر به ایجاد شبکه ای از ایستگاه های مغناطیسی و هواشناسی در شمال آسیا شد. همزمان، نامه‌ای که او خطاب به دوک ساسکس، رئیس وقت انجمن سلطنتی در آوریل 1836 ارسال کرد، دامنه پروژه را گسترش داد تا سرزمین‌های وسیعی از قلمروهای بریتانیا را در بر گیرد. ملت هایی که یکی از اصیل ترین ثمرات تمدن مدرن است». با این حال، نمونه‌های قبلی همکاری علمی بین‌المللی، مانند مشاهدات قرن هجدهم از گذرهای ناهید، نیز مستند شده است.

در سال 1856، دیپلمات آمریکایی جان بیگلو خاطرات زندگی و خدمات عمومی جان چارلز فرمونت را منتشر کرد و آن را تقدیم کرد "به من و الکساندر فون هومبولت، اولین کشفی که او یکی از آنها بود. اذعان کنید، با احترام توسط نویسنده نوشته شده است."

در سال 1869، صدمین سالگرد تولد او، شهرت هومبولت چنان برجسته شده بود که بسیاری از شهرهای آمریکا تولد او را با جشنواره های گسترده جشن گرفتند. قابل توجه است که نیم تنه ای که او را به تصویر می کشد در پارک مرکزی شهر نیویورک پرده برداری شد.

محققان توضیحات مختلفی را برای کاهش شناخت عمومی از هومبولت ارائه کرده اند. به عنوان مثال، ساندرا نیکولز سه عامل اصلی را شناسایی کرده است:

اکسپدیشن 1829 به روسیه

پیشنهاداتی برای اکتشاف آسیایی در سال 1811 توسط دولت روسیه تزار نیکلاس اول و مجدداً در سال 1818 توسط دولت پروس به هومبولت ارائه شد. با این حال، شرایط نامطلوب این برنامه ها را در هر دو مورد خنثی کرد. او تا رسیدن به شصت سالگی سفرهای علمی خود را از سر نگرفت.

کنت گئورگ فون کانکرین، وزیر دارایی روسیه، به هامبولت مراجعه کرد تا در مورد امکان سنجی یک ارز مبتنی بر پلاتین در روسیه جویا شود و از او دعوت کرد که هومبولت با توجه به وضعیت تثبیت شده نقره به عنوان یک استاندارد پولی جهانی، نسبت به ارز پلاتین اظهار داشت. با این وجود، دعوت به اورال قانع‌کننده بود، به‌ویژه که هومبولت مدت‌ها آرزوی سفر به آسیا را در سر داشت. او قبلاً به دنبال سفر به هند بود و تلاش‌های مهم اما در نهایت ناموفق برای کسب مجوز از شرکت هند شرقی بریتانیا انجام داد.

بنا به دعوت مجدد روسیه، هومبولت پذیرفت. مقامات روسی با توسل به علاقه مداوم او به مکان‌های معدنی که در خدمت اهداف علمی مقایسه‌ای او بود و در عین حال روسیه را قادر می‌سازد تا دانش تخصصی در مورد منابع طبیعی خود را به دست آورد، هدف مقامات روسی جذب هومبولت بود. تعهد پادشاه روس به تأمین مالی این سفر برای هومبولت بسیار مهم بود، زیرا ثروت 100000 تالری به ارث رسیده بود و او با حقوق بازنشستگی دولت پروس از 2500 تا 3000 تالر در جایگاه خود به عنوان اتاق نشین پادشاه زندگی می کرد. دولت روسیه 1200 chervontsev در برلین پیشروی کرد و پس از ورودش به سن پترزبورگ، 20000 نفر دیگر را به دنبال داشت.

هومبولت تمایل شدیدی به سفرهای سیبره به سفرهای سیبره به فراسوی مرزهای اورپه داشت. او به Cancrin از قصد خود برای یادگیری زبان روسی، به ویژه برای دسترسی به مجلات استخراج شده به این زبان، اطلاع داد. در مرحله برنامه ریزی اکسپدیشن، هومبولت تصریح کرد که با مربی فرانسوی شخصی خود، همراه با خدمتکار آلمانی و گوستاو رز، استاد متخصص در شیمی و کانی شناسی، به روسیه سفر خواهد کرد. وی همچنین از کریستین گوتفرید ارنبرگ دعوت کرد تا با هدف مطالعه میکروارگانیسم‌های آبزی دریاچه بایکال و دریای خزر شرکت کند. خود هومبولت به ویژه مشتاق بود که تحقیقات خود را در مورد مغناطیس کوه ها و ذخایر معدنی پیش ببرد. مطابق با شیوه های تحقیقاتی تثبیت شده خود، او ابزارهای علمی را برای اندازه گیری های بسیار دقیق طراحی کرد. میزبانان روسی تمام ترتیبات لجستیکی محلی، شامل اسکان، حمل و نقل اسب، و پرسنل پشتیبانی را مدیریت کردند. تعیین رسمی هومبولت برای اکسپدیشن به عنوان افسر وزارت معادن بود. به محض نزدیک شدن به مناطق خطرناک، اکسپدیشن سفر در یک کاروان تحت اسکورت را ضروری کرد.

همبولت علیرغم سن بالای خود، وضعیت جسمانی خوبی داشت، همانطور که در نامه او به کانکرین نشان می دهد: "با وجود سن و موهای سفیدم، هنوز هم بسیار سبک با پای پیاده، نه تا ده ساعت بدون استراحت راه می روم."

از ماه مه تا نوامبر 1829، هومبولت و اکسپدیشن در حال گسترش امپراتوری وسیع روسیه را طی کردند که از رودخانه نوا تا رودخانه ینیسئی را در بر می گرفت و طی بیست و پنج هفته مسافتی معادل 9614 مایل (15472 کیلومتر) را طی کردند. گروه اکسپدیشن به رهبری هومبولت با مربی در جاده‌های به خوبی نگهداری می‌شد و به دلیل تعویض مکرر اسب در ایستگاه‌های تعیین‌شده، به پیشرفت سریعی دست یافت. این گروه به یوهان سیفرت، شکارچی و جمع آوری کننده نمونه های حیوانی گسترش یافته بود. یک مقام معدنی روسیه؛ کنت آدولف پولیر، یکی از آشنایان پاریسی هومبولت. آشپز؛ و گروهی از قزاق ها امنیت را تامین می کنند. سه واگن برای حمل و نقل پرسنل، آذوقه و ابزار دقیق علمی مورد استفاده قرار گرفت. برای اطمینان از دقت اندازه گیری های مغناطیسی هومبولت، یک چادر بدون آهن در تجهیزات آنها گنجانده شد. این اکسپدیشن خاص به طور قابل توجهی با سفرهای قبلی او در آمریکای اسپانیایی با Bonpland متفاوت بود، جایی که آنها معمولاً به تنهایی یا گاهی اوقات با راهنمایان محلی سفر می کردند. منافع اصلی دولت روسیه در شناسایی چشم اندازهای معدن و فرصت های توسعه تجاری امپراتوری توسط هومبولت بود، و به صراحت تصریح می کرد که او نباید در مورد مسائل اجتماعی تحقیق کند یا شرایط رعیت روسی را نقد کند. در آثار منتشر شده خود در مورد آمریکای اسپانیایی، او واقعاً در مورد شرایط جمعیت های بومی اظهار نظر کرده بود و برده داری را محکوم کرده بود، اگرچه این مشاهدات به طور قابل توجهی پس از خروج او از آن مناطق انجام شد. هومبولت مشاهده کرد که دولت حتی در فواصل 1000 مایلی (1600 کیلومتری) از مسکو کنترل شدیدی بر اکسپدیشن داشت و مقامات دولتی محلی به طور مداوم در هر ایستگاه با طرف ملاقات می کردند. برنامه سفر برنامه ریزی شده توبولسک را به عنوان دورترین نقطه سفر تعیین کرد و پس از آن یک سفر برگشت به سن پترزبورگ انجام شد.

هومبولت، وزیر روسیه کانکرین را از قصد خود برای تمدید سفر خود مطلع کرد، زیرا آگاه بود که ارتباط به موقع نمی رسد تا از تغییر طرح اولیه جلوگیری کند. با جسارت بیشتر به سمت شرق به سمت مناطق رام نشده تر، لذت هومبولت تشدید شد. این اکسپدیشن در امتداد بزرگراه سیبری ادامه یافت و پیشرفت چشمگیری داشت و گهگاه صد مایل (160 کیلومتر) را در یک روز طی کرد. علیرغم اینکه هومبولت در پایان ژوئیه متوقف شد و هشدارهایی در مورد شیوع سیاه زخم دریافت کرد، تصمیم گرفت بدون توجه به خطر ذاتی ادامه دهد. او تاکید کرد: "در سن من، هیچ چیز را نباید به تعویق انداخت."

علیرغم حمایت قابل توجه دولت روسیه، سرعت سریع اکسپدیشن مانع از کارآیی علمی آن شد. با این وجود، نتایج قابل توجهی شامل اصلاح برآورد بیش از حد غالب ارتفاع فلات آسیای مرکزی و پیش بینی حضور الماس در ذخایر طلای اورال بود. در نهایت، این اکسپدیشن هشت ماه طول کشید، 15500 کیلومتر را طی کرد، در 658 ایستگاه پست توقف کرد و از 12244 اسب استفاده کرد.

یک نویسنده خاص ادعا می کند که اکسپدیشن به طور کامل با نیات هومبولت همسو نبوده و کل تعهد را به عنوان مجموعه ای از کارها توصیف می کند. هومبولت متعاقباً دعوت امپراتور روسیه را رد کرد. او دو اثر مهم را که از اکتشاف روسیه ناشی می‌شدند، رد کرد: در ابتدا، Fragments de géologie et de climatologie asiatiques که منشأ آن در 18 موضوع او بود. متعاقباً، در سال 1843، او سه جلد Asie Centrale را نهایی کرد و آن را به تزار نیکلاس تقدیم کرد، حرکتی که او آن را "گامی اجتناب ناپذیر، زیرا سفر با هزینه او انجام شد." از سال 2016، این آثار خاص به انگلیسی ترجمه نشده باقی ماندند. این سفر 1829 روسیه، که در سال‌های آخر زندگی او انجام شد، به طور قابل توجهی کمتر از سفرهای پنج ساله او در آمریکای اسپانیایی شناخته شده است، که در دهه‌های پس از بازگشت او در سال 1804، مجلدات متعددی منتشر کرد. با این وجود، سفر روسیه به هامبولت داده های مقایسه ای ارزشمندی را برای انتشارات علمی بعدی او ارائه کرد.

انتشارات

کیهان

در سال‌های آخر عمر، هومبولت تلاشی چند جلدی با عنوان Kosmos را آغاز کرد، با هدف ترکیب تحقیقات گسترده‌ای که در طول زندگی حرفه‌ای برجسته‌اش انباشته شده بود. مفاهیم اساسی برای این کار از مجموعه سخنرانی هایی که او در دانشگاه برلین در زمستان 1827-1828 ارائه کرد پدیدار شد. این سخنرانی‌ها متعاقباً به عنوان ارائه «کارتون برای نقاشی دیواری بزرگ [K]osmos» توصیف شد. سفر 1829 به روسیه داده‌های مقایسه‌ای مربوط به کاوش‌های قبلی‌اش در آمریکای لاتین را به او داد. با این حال، هومبولت متعاقباً سه جلد دیگر منتشر کرد که یکی پس از مرگ منتشر شد. برای مدت طولانی، هومبولت آرزوی تولید یک رساله جامع شامل جغرافیا و علوم طبیعی را در سر داشت. این تلاش به دنبال ادغام رشته های علمی معاصر در ساختار فلسفی کانتی بود. هومبولت با الهام از رمانتیسیسم آلمانی، تلاش کرد تا رکوردی جامع از محیط جهانی جمع آوری کند. او آخرین دهه زندگی گسترده خود را - دوره ای که او سال های "غیر محتمل" خود را نامیده بود - وقف توسعه مداوم این اثر بزرگ کرد. جلد سوم و چهارم بین سال‌های 1850 و 1858 منتشر شد، در حالی که قسمتی از جلد پنجم پس از مرگش در سال 1862 منتشر شد.

شهرت علمی هومبولت خیلی زودتر از طریق انتشاراتش که جزئیات سفر اسپانیایی آمریکایی را شرح می‌داد، تثبیت شده بود. اهمیت آکادمیک Kosmos همچنان موضوع بحث است. به عنوان مثال، یکی از محققین که بر اهمیت حیاتی مقاله سیاسی هومبولت در مورد پادشاهی اسپانیای جدید تاکید می کند، Kosmos را صرفاً "یک کنجکاوی دانشگاهی" می داند. برعکس، دیدگاه دیگری بر این باور است که Kosmos نشان دهنده "تاثیرگذارترین کتاب" او است.

بر اساس بسیاری از نشریات دیگر هومبولت، Kosmos به زبان‌های متعدد ترجمه شد و در نتیجه نسخه‌هایی با کیفیت متفاوت تولید شد. این اثر هم در بریتانیا و هم در آمریکا به محبوبیت قابل توجهی دست یافت. یک روزنامه آلمانی در سال 1849 گزارش داد که در انگلستان، دو ترجمه از سه ترجمه متمایز توسط زنان تهیه شده است، در تضاد با این مشاهدات که "در آلمان اکثر مردان آن را نمی فهمند." ترجمه اولیه که توسط آگوستین پریچارد انجام شد و توسط آقای بایلیر به صورت ناشناس منتشر شد (جلد اول در سال 1845، جلد دوم در سال 1848)، به دلیل تولید شتابزده آن به خطر افتاد. خود هومبولت در نامه ای در رابطه با این ترجمه خاطرنشان کرد: "این به شهرت من لطمه می زند. تمام جذابیت توصیف من توسط یک انگلیسی مانند سانسکریت از بین می رود."

دو ترجمه دیگر تولید شد: یکی توسط الیزابت جولیانا لیوز سابین، تحت نظارت همسرش سرهنگ ادوارد سابین، که شامل چهار جلد است که بین سالهای 1846 و 1858 منتشر شده است. و دیگری توسط الیز اوته، متشکل از پنج جلد منتشر شده از 1849 تا 1858، به ویژه تنها ترجمه کامل چهار جلد آلمانی. هر سه ترجمه انگلیسی نیز در ایالات متحده منتشر شد. یک اختلاف در شماره گذاری جلد بین نسخه های آلمانی و انگلیسی وجود دارد. به طور خاص، جلد سوم آلمانی مربوط به جلدهای سه و چهار ترجمه انگلیسی است که در دو قسمت در سالهای 1850 و 1851 منتشر شده است. جلد پنجم آلمانی تا سال 1981 ترجمه نشده باقی ماند، تا اینکه دوباره توسط یک مترجم زن به انگلیسی ترجمه شد. ترجمه اوته با فهرست مطالب جامع و فهرستی برای هر جلد تقویت شد. در مقابل، تنها جلدهای چهار و پنج نسخه آلمانی دارای فهرست مطالب بسیار مختصر بود و فهرست کامل اثر تا سال 1862 با جلد پنجم منتشر نشد. یک اطلس مرتبط برای نسخه آلمانی *Cosmos*، با عنوان "Berghaus' Physikalischer Atlas"، در آلمان کمتر از اقتباس غیرمجاز آن توسط Traugott Bromme شناخته شده است، که با عنوان "Atlas zu Alexander von Humboldt's Kosmos" در اشتوتگارت، <1861> در اشتوتگارت، منتشر شده است. Berghaus در ابتدا قصد داشت با الکساندر کیت جانستون در "اطلس فیزیکی" همکاری کند. با این حال، جانستون متعاقبا این اثر را به طور مستقل تحت عنوان "اطلس فیزیکی پدیده های طبیعی" منتشر کرد. استقبال بریتانیا از این اطلس ظاهراً ارتباط آن با کیهان را تایید نکرد.

انتشارات اضافی

الکساندر فون هومبولت در طول زندگی خود حرفه انتشارات پرباری داشت. آثار متعددی در ابتدا به زبان فرانسوی یا آلمانی منتشر شد و متعاقباً به زبان‌های دیگر ترجمه شد و گهگاه به چندین نسخه رقیب منجر شد. خود هومبولت نسخه های مختلف انتشارات خود را به دقت مستند نکرد. محصول ادبی او شامل رساله‌های تخصصی در موضوعاتی مانند گیاه‌شناسی، جانورشناسی، نجوم، و کانی‌شناسی، در کنار آثار وسیع‌تری بود که مورد توجه عمومی قرار گرفت. قابل توجه، روایت شخصی او از سفر به مناطق اعتدال قاره جدید در طول سال های 1799-1804 خوانندگان گسترده ای را به دست آورد. علاوه بر این، مقاله سیاسی او در مورد پادشاهی اسپانیای جدید به طور گسترده در سراسر مکزیک، ایالات متحده و اروپا خوانده شد.

بخش قابل توجهی از انتشارات اصلی هومبولت توسط کتابخانه میراث تنوع زیستی دیجیتالی شده است. نسخه‌های چاپی معاصر نیز پدیدار شده‌اند، از جمله نسخه 2014 دیدگاه‌های کوردیلراها و بناهای یادبود مردمان بومی قاره آمریکا، که شامل بازتولید همه صفحات رنگی و تک رنگ اصلی است. انتشار اولیه این اثر با فرمت بزرگ و هزینه قابل توجه آن مشخص شد. علاوه بر این، ترجمه ای از جغرافیای گیاهان در سال 2009 و نسخه انگلیسی Views of Nature در سال 2014 موجود است.

تأثیر بر دانشمندان و هنرمندان

هومبولت سخاوتمندی خود را نسبت به همکاران خود نشان داد و به طور فعال از دانشمندان در حال ظهور راهنمایی می‌کرد. پس از بازگشت به اروپا، هومبولت و بونپلند از هم جدا شدند. هومبولت در درجه اول تلاش پرهزینه انتشار یافته های اکتشاف خود در آمریکای لاتین را انجام داد، با این حال او اطمینان حاصل کرد که Bonpland به عنوان نویسنده مشترک در نزدیک به 30 جلد شناخته شده است. Bonpland متعاقباً به آمریکای لاتین بازگشت و ابتدا در بوئنوس آیرس، آرژانتین مستقر شد و سپس به منطقه روستایی نزدیک مرز پاراگوئه نقل مکان کرد. در آنجا نیروهای تحت امر دکتر خوزه گاسپار رودریگز دی فرانسیا، رهبر اقتدارگرای پاراگوئه، بونپلند را پس از حمله مرگبار به کارگران املاک ربودند. Bonpland با اتهامات «جاسوسی کشاورزی» و به خطر انداختن انحصار پاراگوئه در کشت یربا مات مواجه شد.

علی‌رغم فشارهای بین‌المللی قابل توجه، که شامل تلاش‌های دیپلماتیک دولت بریتانیا و سیمون بولیوار، و همچنین درخواست‌های دانشمندان اروپایی مانند فرانس‌لاند تا زمان هومبولد بود. Bonpland پس از حدود یک دهه حبس در پاراگوئه آزاد شد. هامبولت و بونپلند متعاقباً مکاتباتی دوستانه داشتند و در مورد مسائل علمی و سیاسی بحث می کردند تا اینکه بونپلند در سال 1858 فوت کرد.

در سال 1818، زمانی که هومبولت در پاریس اقامت داشت، با ماریانو ادواردو د ریورو و اوستاریز، دانش‌آموز پرویی با استعدادی که در مدرسه معدنی سلطنتی پاریس ثبت نام کرده بود، برخورد کرد. هومبولت متعاقباً به عنوان یک مربی خدمت کرد و حرفه این دانشمند آینده دار پرو را هدایت کرد. لوئیس آگاسیز (1807-1873) نیز از حمایت هامبولت بهره مند شد، کمک های مالی مستقیم دریافت کرد، در تأمین یک پست آکادمیک کمک گرفت، و در انتشار تحقیقات جانورشناسی او کمک کرد. آگاسیز به طور مرتب نسخه هایی از نشریات خود را به هامبولت می داد و بعدها به عنوان استاد دانشگاه هاروارد به تحسین علمی چشمگیری دست یافت. در سال 1869، آگاسیز برای بزرگداشت صدمین سالگرد تولد حامی خود، سخنرانی به انجمن تاریخ طبیعی بوستون ایراد کرد. در سال‌های آخر عمر، هومبولت به گوتولد آیزنشتاین، ریاضی‌دان جوان یهودی باهوش در برلین کمک کرد، و برای او مستمری سلطنتی متوسطی را تضمین کرد و او را برای عضویت در آکادمی علوم نامزد کرد.

مطالعات پرخواننده هومبولت به عنوان الهام‌بخش بسیاری از دانشمندان، داویدرو جانور و طبیعت‌شناسان، چارلز داویدور و طبیعت‌شناسان بود. پرکینز مارش، ارنست هکل، ایدا لورا فایفر، برادران ریچارد و رابرت شومبورک<[181]، و رابرت، آدولف، و هرمان شلاگینت‌ویت.

هومبولت مکاتبات گسترده‌ای را با دو مجلد نامه و نامه‌های متعدد او به وارگن داشته است. منتشر شد.

چارلز داروین در سفر بیگل خود، متنی که جزئیات سفرهای علمی خود داروین در سراسر قاره آمریکا را شرح می‌دهد، مکرراً از کار هومبولت استناد می‌کرد. قابل توجه است که داروین هومبولت را در صدر فهرست مسافران آمریکایی خود قرار داد. سبک نوشتاری متمایز هومبولت نیز بر رویکرد ادبی داروین تأثیر گذاشت. خواهر داروین مشاهده کرد که او "احتمالاً از خواندن این همه کتاب هومبولت، عبارات خود و نوع عبارات فرانسوی گلدار خود را دریافت کرده است."

پس از انتشار ژورنال داروین، او نسخه ای را برای هومبولت فرستاد و او پاسخ داد: "شما در نامه مهربان خود به من گفتید که من در نامه مهربان خود به شما گفتید که طبیعت را در چه زمانی مطالعه کردم. با توجه به اهمیت کار شما، قربان، این ممکن است بزرگترین موفقیتی باشد که کار فروتنانه من می تواند به ارمغان بیاورد. داروین در زندگی نامه خود خواندن "با دقت و علاقه عمیق روایت شخصی" هومبولت را بازگو کرد و آن را به عنوان یکی از دو کتاب تاثیرگذار برای تلاش های خود معرفی کرد که در او "غیرت سوزان برای افزودن حتی فروتنانه ترین ساختار علم به نجیب" را برانگیخت. هومبولت علاقه عمیق خود را به شعر پدربزرگ داروین برای داروین آشکار کرد. اراسموس داروین شعر عشق گیاهان را در اوایل قرن نوزدهم منتشر کرده بود. هومبولت این شعر را به خاطر ترکیب طبیعت و تخیلش تحسین کرد، یک همگرایی موضوعی که در کل تولیدات علمی خود هومبولت نیز مشهود است.

بسیاری از هنرمندان قرن نوزدهم به آمریکای لاتین سفر کردند و از سفرهای همبولت الگوبرداری کردند و مناظر و مناظر روزمره را به تصویر کشیدند. از این میان، یوهان موریتز روگنداس، فردیناند بلرمن و ادوارد هیلدبرانت به عنوان نقاشان برجسته اروپایی ظاهر شدند. کلیسای فردریک ادوین به عنوان نقاش برجسته منظره در ایالات متحده در طول قرن نوزدهم شناخته شد. تصاویر چرچ از آتشفشان‌های آند، که هومبولت از آنها بالا رفته بود، به شهرت هنری او کمک شایانی کرد. نقاشی یادبود 5 فوت در 10 فوت او با عنوان قلب آند، پس از اتمام آن، هیجان عمومی قابل توجهی را ایجاد کرد. کلیسا قصد داشت این نقاشی را برای مشاهده هومبولت به برلین منتقل کند. با این حال، هامبولت تنها چند روز پس از نوشتن نامه خود توسط چرچ درگذشت. چرچ کوتوپاکسی را در سه موقعیت جداگانه ارائه کرد: دو بار در سال 1855 و بار دیگر در سال 1859، که فوران آن را به تصویر می‌کشد.

جرج کاتلین، که به خاطر پرتره‌هایش از مردم بومی آمریکای شمالی و به تصویر کشیدن زندگی در قبایل مختلف آمریکای شمالی مشهور است، همچنین سفرهای زیادی به آمریکای جنوبی انجام داد و در آنجا نقاشی‌های متعددی تولید کرد. در سال 1855، کاتلین با هومبولت مکاتبه کرد و پیشنهادی را برای سفرهای برنامه ریزی شده خود در آمریکای جنوبی ارائه کرد. هومبولت با سپاسگزاری پاسخ داد و یادداشتی برای کمک و راهنمایی سفرهای کتلین ارائه کرد.

آیدا لورا فایفر، که به عنوان یکی از مسافران زن پیشگام شناخته می‌شود که بین سال‌های 1846 و 1855 دو دور زدن کره زمین را به پایان رساند، از تلاش‌های اکتشافی هومبولت تقلید کرد. این دو کاوشگر در سال 1851، قبل از سفر دوم فایفر، و دوباره در سال 1855 پس از بازگشت او به اروپا، در برلین گرد هم آمدند. هومبولت معرفی نامه ای سرگشاده به فایفر داد که در آن از هر کسی که با شهرت او آشنا بود خواست تا به مادام فایفر کمک کند و از "انرژی غیرقابل انقراض شخصیت او که در همه جا نشان داده است، به هر جایی که نامیده شده یا بهتر بگوییم، ناشی از ذات تسخیر ناپذیر او و اشتیاق مرد به مطالعه" او را ستایش می کند.

جنبه های اضافی از زندگی هومبولت

روابط هومبولت با سلطنت پروس

در طول جنگ‌های ناپلئون، پروس به فرانسه تسلیم شد و این تسلیم با معاهده تیلسیت رسمی شد. پس از بازگشت خانواده سلطنتی پروس به برلین، پادشاه فردریش ویلهلم سوم به دنبال شرایط قرارداد مساعدتری بود و این وظیفه را به برادر کوچکترش شاهزاده ویلهلم سپرد. فردریش ویلهلم سوم متعاقباً از الکساندر هومبولت درخواست مشارکت در این مأموریت کرد و به طور خاص نقش معرفی شاهزاده را به جامعه پاریس به او واگذار کرد. با توجه به ترجیح او برای اقامت در پاریس بر برلین، این پیشرفت برای هومبولت بسیار سودمند بود.

در سال 1814، هومبولت با پادشاهان متفقین به لندن رفت. پس از آن، در سال 1817، پادشاه پروس او را برای شرکت در کنگره آخن فراخواند. او مجدداً در پاییز 1822 با همان پادشاه همراه شد تا به کنگره ورونا رفت، که از آنجا همراهان سلطنتی به رم و ناپل رفتند قبل از اینکه هومبولت در بهار 1823 به پاریس بازگردد. هومبولت پیوسته پاریس را اقامتگاه اصلی خود می‌دانست. در نتیجه، هنگامی که در نهایت از حاکم خود برای پیوستن به دربار در برلین احضاریه دریافت کرد، با اکراه قابل توجهی موافقت کرد.

از 1830 تا 1848، هومبولت مکرراً مأموریت‌های دیپلماتیک را در دربار پادشاه لوئی فیلیپ فرانسه انجام می‌داد، که پیوسته روابط شخصی بالایی با او داشت. پس از سرنگونی چارلز دهم، لویی فیلیپ از خاندان اورلئان به سلطنت رسید. با توجه به آشنایی هومبولت با خانواده اورلئان، پادشاه پروس او را به پاریس اعزام کرد تا گزارشی از وقایع در حال وقوع ارائه دهد. او به مدت سه سال، از 1830 تا 1833، در فرانسه اقامت کرد، در این مدت همکارانش، فرانسوا آراگو و فرانسوا گیزو، به سمت‌هایی در دولت لویی فیلیپ منصوب شدند.

برادر هومبولت، ویلهلم، در 8 آوریل 1835 درگذشت. مرگ برادر با عروج ولیعهد فردریک ویلیام چهارم در ژوئن 1840، جایگاه هومبولت در دربار به طور قابل توجهی بهبود یافت. در واقع، میل پادشاه جدید برای همراهی همبولت گهگاه چنان اصرار می‌کرد که تنها زمان محدودی را برای فعالیت‌های علمی‌اش در اختیار او قرار می‌داد.

تصویر جمعیت های بومی

آثار منتشر شده هامبولت، از جمله روایت شخصی از سفر به مناطق اعتدال قاره جدید طی سال‌های 1799-1804، در دوره‌ای پدید آمدند که مشخصه آن استعمار فراگیر بود. گفتمان آکادمیک معاصر استدلال های متفاوتی را در مورد تعصب امپریالیستی بالقوه هومبولت ارائه می کند. پرت در کار خود چشم های امپراتوری ادعا می کند که تعصب ضمنی امپراتوری در نوشته های هومبولت قابل تشخیص است. اگرچه هومبولت به طور مستقل هزینه سفر خود به مستعمرات اسپانیا را تأمین کرد، سلطنت اسپانیا به او اجازه سفر در سراسر آمریکای جنوبی را داد. در بحبوحه ناآرامی‌های مدنی در مستعمرات اسپانیا، ولیعهد اسپانیا اصلاحات لیبرالی را به راه انداخت که باعث افزایش حمایت از سلطنت در میان طبقات پایین شد. برعکس، پرت تاکید می کند که این اصلاحات مخالفت با حکومت اسپانیا را در میان طبقات بالا ایجاد کرد، زیرا کاهش کنترل سلطنت اسپانیا امتیازات نخبگان سفید پوست آمریکای جنوبی را تهدید می کرد. هامبولت هنگام توصیف محیط طبیعی آمریکای جنوبی، آن را بکر و خالی از حضور انسان به تصویر می کشد. پرت ادعا می‌کند که جمعیت‌های بومی تنها زمانی در متون هومبولت مورد اشاره قرار می‌گرفتند که گنجاندن آنها برای اروپایی‌ها مفید بود. علاوه بر این، برخی از محققان هومبولت را به عنوان یک "کلمب آلمانی" توصیف می کنند و پیشنهاد می کنند که او زمینی بکر را برای بهره برداری تجاری اروپایی به تصویر کشیده است.

برعکس، سایر محققان با برجسته کردن دیدگاه‌های لغو لغو و ضد استعماری هومبولت که در نوشته‌های او مشهود است، اظهارات پرات را به چالش می‌کشند. به عنوان مثال، انتقاد هومبولت از حکومت استعماری اسپانیا در توصیف مستعمرات آمریکای جنوبی، نمونه ای از این موضع است. همسویی عمیق او با اصول روشنگری، مانند آزادی و آزادی، پشتوانه حمایت او از دموکراسی و متعاقباً برای استقلال آمریکای جنوبی بود. برای بهبود شرایط مادی و سیاسی جمعیت های بومی، هومبولت پیشنهادهایی را در آثار خود گنجاند که به سلطنت اسپانیا نیز ارائه کرد. مشاهده یک بازار برده‌ها هومبولت را عمیقاً شوکه کرد و منجر به مخالفت مادام‌العمر او با برده‌داری و حمایت او از جنبش لغو لغو شد. هومبولت در توضیحات خود در روایت های شخصی، پاسخ های ارائه شده توسط افراد بومی را نیز مستند کرد. علاوه بر این، لوبریچ ادعا می‌کند که علیرغم وجود مفاهیم استعماری و شرق‌شناسی در نوشته‌هایش، هومبولت نه تنها این کلیشه‌ها را تداوم بخشید، بلکه فعالانه آنها را واسازی کرد.

مذهب

از آنجایی که هومبولت از ذکر خدا در اثر کیهان خودداری می‌کرد و گهگاه نسبت به نگرش‌های دینی اظهار نظر می‌کرد، برخی گمان می‌کردند که او ممکن است یک فیلسوف ماتریالیست یا حتی یک ملحد باشد. با این حال، بر خلاف چهره های آشکارا بی دینی مانند رابرت جی. اینگرسول، که از علم هومبولتی برای مبارزه علیه دین استفاده می کرد، خود هومبولت اتهامات مربوط به الحاد را رد کرد. او در نامه‌ای به وارناگن فون انس، اعتقاد خود را به جهان خلقت تأیید کرد و در رابطه با کیهان اظهار داشت: "..."آفرینش" و "جهان مخلوق" هرگز در کتاب فراموش نمی‌شود. و آیا من فقط هشت ماه پیش در ترجمه فرانسوی به ساده‌ترین عبارت نگفتم: "این ارتباط دائمی است، اما پیشرفت و توسعه، ضرورت دائمی، پیشرفت، این است که این ارتباط دائمی است، پیشرفت و پیشرفت چیزها، ضروری است. شکل‌گیری، پدیده‌ها و رویدادهایی که «طبیعت» را تسلیم یک قدرت کنترل‌کننده می‌سازند؟»

فرض شده است که «اگرچه هومبولت بر اساس اخلاق در ذات انسان تأکید می‌کند، اما تصدیق می‌کند که اعتقاد به خدا مستقیماً با اعمال فضیلتی مرتبط است» و بنابراین «شأن دینی انسان در مرکز شأن و منزلت انسان است». فکر می کرد."

هومبولت همچنین به زندگی پس از مرگ اعتقاد راسخ داشت. نامه‌ای که او به دوستش شارلوت هیلدبراند دیده نوشت، این را بیان می‌کند: «خداوند دائماً مسیر طبیعت و شرایط را تعیین می‌کند؛ به‌طوری‌که با احتساب وجود او در آینده‌ای ابدی، سعادت فرد از بین نمی‌رود، بلکه برعکس رشد و افزایش می‌یابد.»

هومبولت فاصله‌ای با مذهب سازمان‌یافته حفظ کرد. با این حال، او احترام عمیقی برای جنبه های ایده آل اعتقاد مذهبی و زندگی کلیسایی جمعی قائل بود. او بین ادیان «منفی» و «همه ادیان مثبت [که] از سه بخش متمایز تشکیل شده‌اند - یک کد اخلاقی که تقریباً در همه آنها یکسان است و عموماً بسیار خالص است؛ یک واهی زمین‌شناسی و یک اسطوره یا یک رمان تاریخی کوچک» تمایز قائل شد. در کیهان، او توصیفات غنی زمین‌شناسی را که در سنت‌های دینی مختلف یافت می‌شود مورد بحث قرار داد و اظهار داشت: «مسیحیت به تدریج خود را گسترش داد، و هر جا که به عنوان دین دولت پذیرفته شد، نه تنها با القای آزادی اجتماعی نوع بشر، شرایط مفیدی را برای طبقات پایین اعمال کرد، بلکه همچنین به گسترش دیدگاه‌های مردمی در ارتباط با انسان‌ها تمایل داشت... الوهیت در آثارش باعث ایجاد ذوق برای مشاهده طبیعی شد."

هومبولت تحمل مذهبی را نسبت به یهودیت نشان داد و از لایحه یهودیان سیاسی انتقاد کرد، ابتکاری که برای ایجاد تبعیض قانونی علیه یهودیان طراحی شده بود. او این قانون را به عنوان یک قانون "منفور" محکوم کرد و ابراز امیدواری کرد که رفتار برابر با یهودیان در جامعه داشته باشد.

اجتماعی

بسیاری از زندگی خصوصی هومبولت به دلیل تخریب نامه های شخصی او مبهم باقی مانده است. در حالی که دارای شخصیتی اجتماعی بود، ممکن است حس بیگانگی اجتماعی را در خود داشته باشد، که به طور بالقوه به اشتیاق او برای فرار از طریق سفر دامن می زد.

جنسیت

هامبولت در طول زندگی خود مجرد ماند. اگرچه او روابط دوستانه ای با چندین زن، از جمله هنریت، همسر مرشدش مارکوس هرتز، حفظ کرد، خواهرشوهرش کارولین فون هومبولت مشاهده کرد که "هیچ چیز هرگز تأثیر زیادی بر اسکندر نخواهد داشت که از طریق مردان وارد نشود." او دوستی‌های عمیق مردانه زیادی ایجاد کرد و گهگاه درگیر روابط عاشقانه با مردان شد.

در طول سال‌های دانشجویی، هومبولت شیفتگی به ویلهلم گابریل وگنر، دانشجوی الهیات پیدا کرد، و او مجموعه‌ای از نامه‌ها را خطاب کرد که در آن «عشق پرشور» خود را بیان می‌کرد. در سن 25 سالگی با راینهارت فون هافتن (1772-1803)، یک ستوان 22 ساله مواجه شد که دو سال با او زندگی مشترک و سفر کرد. در سال 1794، هومبولت به فون هافتن نامه نوشت و اعلام کرد: "من فقط از طریق تو زندگی می کنم، راینهارت گرانقدر من." زمانی که فون هافتن متعاقبا نامزد شد، هومبولت از او خواست که به زندگی با او و نامزدش ادامه دهد، و گفت: "حتی اگر باید از من امتناع ورزی، با تحقیر با من رفتار سردی داشته باشی، باز هم باید بخواهم با تو باشم... عشقی که من به تو دارم فقط دوستی یا عشق برادرانه نیست، بلکه احترامی است که در سفر به او انجام می شود."

اگرچه هومبولت یک بار اظهار داشت: "من نیازهای نفسانی را نمی دانم"، یک همسفر عابد، فرانسیسکو ژوزه دو کالداس، او را متهم به "توسعه دوست داشتنی" کرد. دوستی با «جوانان ناپسند زشت»، افراط در «علاقه های شرم آور قلبش» و ترک کالداس برای سفر با «بونپلند و آدونیس او» [مونتوفر].

هومبولت ثروت قابل توجهی را به ارث برد. با این حال، هزینه های قابل توجهی که با سفرهای گسترده او همراه بود، به ویژه انتشار سی جلد، او را به طور کامل به حقوق بازنشستگی پادشاه فردریک ویلیام سوم تا سال 1834 وابسته کرد. علیرغم ترجیح او برای اقامت در پاریس، پادشاه بازگشت او را تا سال 1836 به آلمان اجباری کرد. او متعاقباً با دربار زندگی کرد. او در سال 1829 به روسیه رفت.

چهار سال قبل از فوت، هومبولت به طور رسمی کل دارایی خود را از طریق سند هدیه به سیفرت منتقل کرد. در این زمان، سیفرت ازدواج کرده بود و یک خانواده در مجاورت آپارتمان هومبولت تأسیس کرده بود. هومبولت همچنین پدرخوانده دختر سیفرت شده بود. ماهیت قابل توجه این وصیت به طور مداوم گمانه‌زنی‌ها را برانگیخته است، به‌ویژه با توجه به تفاوت سنی سیفرت تقریباً سی‌ساله و رویه رایج در آن دوران ادغام شرکای طبقه پایین‌تر در خانواده‌ها تحت پوشش کارکنان خانگی.

در سال 1908، پژوهشگر جنسی، Paul Näcke، محقق جنسی از جمله پژوهشگران جنسی، Paul Näcke، گردآوری کرد. دوست، گیاه شناس کارل بوله، که در آن زمان نزدیک به 90 سال داشت. بخشی از این مطالب متعاقباً توسط مگنوس هیرشفلد در مطالعه او در سال 1914 با عنوان همجنس گرایی در مردان و زنان ادغام شد. با این وجود، بحث‌های مربوط به زندگی خصوصی و همجنس‌گرایی بالقوه هومبولت به عنوان یک موضوع بحث‌برانگیز در میان محققان ادامه دارد، به‌ویژه از آنجایی که زندگی‌نامه‌نویسان قبلی اغلب او را به‌عنوان «یک شخصیت هومبولت عمدتاً غیرجنس‌گرا و مسیح‌مانند... مناسب برای یک بت ملی» توصیف می‌کردند.

بیماری و مرگ

در 24 فوریه 1857، هومبولت یک سکته مغزی جزئی را تجربه کرد که هیچ علامت قابل تشخیصی نداشت. قدرت بدنی او فقط در زمستان 1858-1859 شروع به کاهش کرد و او در 6 مه 1859 در سن 89 سالگی در برلین با آرامش از دنیا رفت. آخرین سخنان گزارش شده او این بود: "این پرتوهای خورشید چقدر باشکوه هستند! به نظر می رسد که زمین را به آسمان ها می خوانند!" بقایای او در یک راهپیمایی ایالتی در خیابان های برلین حمل شد که توسط یک ماشین نعش کش که توسط شش اسب کشیده شده بود حمل شد. اتاق‌نشین‌های سلطنتی هیئت را رهبری می‌کردند که هر کدام بالشی با مدال‌های هومبولت و دیگر جوایز افتخاری به همراه داشتند. خانواده بزرگ هومبولت، متشکل از نوادگان برادرش ویلهلم، در این راهپیمایی شرکت کردند. شاهزاده نایب السلطنه تابوت هومبولت را در ورودی کلیسای جامع دریافت کرد. او متعاقباً در محل دفن خانوادگی در تگل به همراه برادرش ویلهلم و خواهر شوهرش کارولین به خاک سپرده شد.

کنوانسیون های افتخارات و نامگذاری

شناخت پس از مرگ هومبولت نشان دهنده تمجیدهایی بود که او در طول زندگی خود دریافت کرد. او این تمایز را دارد که بیش از هر فرد دیگری به افتخار او گونه‌های نامگذاری شده است. صدمین سالگرد تولد هومبولت، که در 14 سپتامبر 1869 برگزار شد، شور و شوق بزرگی را در سراسر آمریکا و اروپا به همراه داشت. بناهای یادبود متعددی برای بزرگداشت او ساخته شد، از جمله پارک هومبولت شیکاگو، که در سال 1869 طراحی شد و بلافاصله پس از آتش سوزی بزرگ شهر ساخته شد. نام‌گذاری گسترده مناطق و گونه‌های تازه کشف‌شده به نام هومبولت بیشتر بر شهرت و نفوذ گسترده او تأکید می‌کند.

همبولت واجد شرایط استفاده از تقریباً تمام دستورات اروپایی بود و در بیش از 150 جامعه انتخاب شده بود. این وابستگی‌ها معتبرترین آکادمی‌ها را در کشورهای برجسته اروپایی و آمریکایی در بر می‌گرفت و فراتر از سازمان‌های صرفاً علمی را شامل می‌شد و شامل سازمان‌هایی می‌شد که به ترویج آموزش و پیشرفت تمدن اختصاص داشتند. علاوه بر این، او حداقل عضویت افتخاری در بسیاری از آکادمی ها و انجمن های علمی در سراسر اروپا و آمریکا داشت و در سه دانشکده مجزا مدرک دکترا دریافت کرد.

تشخیصات محترم

  • 1827: اعطا دکتر افتخاری توسط دانشگاه امپراتوری دورپات.
  • 1829: توسط فردریک ویلیام سوم پادشاه پروس به عنوان مشاور خصوصی واقعی منصوب شد.
  • 1842: منصوب صدراعظم نشان شایستگی، یک نقش اداری با اختیارات انتصابی، توسط فردریک ویلیام چهارم پادشاه پروس.
  • 1842: دریافت کننده Pour le Mérite (بخش مدنی).
  • 1844: نشان عقاب سرخ توسط فردریک ویلیام چهارم پادشاه پروس اعطا شد.
  • 1847: نشان عقاب سیاه توسط پادشاه پروس فردریک ویلیام چهارم اعطا شد که نشان دهنده بالاترین افتخار در اختیارات سلطنتی است.
  • 1850: منصوب شوالیه صلیب بزرگ از نشان مقدس موریس و لازاروس.
  • 1852: مدال کوپلی را برای کمک های برجسته اش در فیزیک زمینی دریافت کرد.
  • 1853: نشان ماکسیمیلیان باواریا برای علم و هنر را از پادشاه ماکسیمیلیان دوم باواریا دریافت کرد، که به عنوان "مردی که نظم را ارج می نهد" و "قهرمان علم در آلمان" شناخته می شود.
  • 1863: نشان شوالیه صلیب بزرگ نشان گوادالوپ.

تکلیف زیستی تکریم هومبولت

هومبولت ویژگی‌های جغرافیایی و گونه‌های بیولوژیکی متعددی را که قبلاً توسط اروپایی‌ها ثبت نشده بود، ثبت کرد. از جمله گونه هایی که به افتخار او نامگذاری شده اند عبارتند از:

  • Spheniscus humboldti – پنگوئن هومبولت
  • Dosidicus gigas – ماهی مرکب هومبولت
  • Lilium humboldtii – نیلوفر هومبولت
  • Saimiri cassiquiarensis – میمون سنجاب هومبولت
  • Phragmipedium humboldtii – یک گونه ارکیده
  • Quercus humboldtii – بلوط آمریکای جنوبی (آند)
  • Conepatus humboldtii – اسکانک دماغ گراز هومبولت
  • Annona humboldtii - درخت یا درختچه میوه نوگروایی
  • Utricularia humboldtii – گونه ای از مثانه
  • Geranium humboldtii – گونه ای از نوک جرثقیل
  • Salix humboldtiana - یک گونه بید آمریکای جنوبی
  • Inia geoffrensis humboldtiana – یک زیرگونه دلفین رودخانه آمازون که در حوضه رودخانه اورینوکو یافت می شود
  • Rhinocoryne humboldti – یک حلزون دریایی
  • Bathybembix humboldti – یک حلزون دریایی
  • Rhinella humboldti – وزغ ریورو
  • Pteroglossus humboldti – آراچاری هومبولت
  • Hylocharis humboldtii – مرغ مگس خوار هومبولت
  • Casignethus humboldti - یک گونه سوسک
  • Elzunia humboldt - یک گونه پروانه
  • Lenisambulatrix humboldti – یک لوبوپودی کامبرین
  • Squamulea humboldtiana - گونه گلسنگ
  • E. (S.) humboldti

ویژگی های جغرافیایی بزرگداشت هومبولت

ویژگی های جغرافیایی قابل توجهی که به افتخار وی نامگذاری شده اند عبارتند از:

موقعیت های نامگذاری شده برای Humboldt

مکان‌های بعدی نام هومبولت را دارند:

تعیین نجومی

  • Mare Humboldtianum (یک مادیان قمری)
  • 54 الکساندرا (یک سیارک)
  • 4877 هومبولت (سیارک)

موجودات زمین شناسی

کانی هومولدتین نام خود را از ماریانو د ریورو در سال 1821 به افتخار اسکندر دریافت کرد.

موسسات دانشگاهی

دانشگاه ها

  • دانشگاه هومبولت برلین به افتخار اسکندر و برادرش ویلهلم، بنیانگذاران آن نامگذاری شده است.
  • موسسه تحقیقاتی منابع زیستی الکساندر فون هومبولت، واقع در بوگوتا و ویلا د لیوا، کلمبیا.
  • دانشگاه پلی تکنیک ایالتی کالیفرنیا، هومبولت، واقع در آرکاتا، کالیفرنیا.
  • دانشگاه آلخاندرو د هومبولت در کاراکاس، ونزوئلا.

مدارس

  • Gymnasium Alexander-von-Humboldt در کنستانز، آلمان.
  • مدرسه بین المللی الکساندر فون هومبولت آلمان در مونترال، کانادا واقع شده است.
  • Colegio Alemán Alexander von Humboldt در مکزیکو سیتی، مکزیک واقع شده است.
  • Deutsche Schule Lima Alexander von Humboldt در لیما، پرو واقع شده است.
  • Colegio Humboldt در کاراکاس، ونزوئلا یافت می شود.
  • دبیرستان ارشد Humboldt در سنت پل، مینه سوتا واقع شده است.

مجموعه سخنرانی

Alexander von Humboldt نام یک مجموعه سخنرانی برجسته با تمرکز بر جغرافیای انسانی در هلند است که توسط دانشگاه رادبود نایمگن سازماندهی شده است. این مجموعه به عنوان همتای هلندی سخنرانی های سالانه مشهور Hettner در دانشگاه هایدلبرگ در نظر گرفته می شود.

بنیاد الکساندر فون هومبولت

پس از مرگ او، دوستان و همکاران هومبولت بنیاد الکساندر فون هومبولت (Stiftung در آلمانی) را با هدف تداوم تعهد بشردوستانه او به دانشمندان نوظهور تأسیس کردند. علیرغم کاهش سرمایه اولیه در طول تورم فوق العاده آلمان در دهه 1920 و متعاقباً پس از جنگ جهانی دوم کاهش یافت، این بنیاد از آن زمان با بودجه دولت آلمان برای ارائه کمک های مالی به دانشگاهیان ارشد و برجسته از پیشینه های بین المللی مجدداً تأسیس شد. این بنیاد به طور قابل توجهی به جذب محققان بین‌المللی به آلمان کمک می‌کند و فرصت‌هایی را برای محققان آلمانی برای انجام دوره‌های تحقیقاتی در خارج از کشور تسهیل می‌کند.

تقدیمات

ادگار آلن پو آخرین اثر مهم خود، اورکا: شعر منثور را برای هومبولت نوشت و او را "با احترام بسیار عمیق" قدردانی کرد. تلاش هامبولت برای ترکیب علوم، همانطور که در Kosmos ارائه شد، به عنوان الهام‌بخش اولیه تلاش فکری پو عمل کرد.

در سال 2019، جوزفینا بندتی Humboldt را ایجاد کرد، یک مجموعه ارکسترال شامل پنج موومان.

کشتی ها

Alexander von Humboldt یک کشتی آلمانی با نام دانشمند است که در ابتدا در سال 1906 توسط کشتی سازی آلمانی AG Weser در برمن با نام Reserve Sonderburg ساخته شد. این کشتی تا زمان بازنشستگی خود در سال 1986 در سراسر دریای شمال و بالتیک فعالیت می کرد. پس از آن، توسط کارخانه کشتی سازی آلمانی Motorwerke Bremerhaven به بارکی سه دکل تبدیل شد و متعاقباً در سال 1988 به عنوان Alexander von Humboldt دوباره به آب انداخته شد.

گروه Jan De Nul دارای یک لایروبی قیف است که در سال 1998 ساخته شده است که Alexander von Humboldt نیز نامیده می شود.

تشخیص توسط معاصران

سیمون بولیوار اظهار داشت که "کاشف واقعی آمریکای جنوبی هومبولت بود، زیرا کار او برای مردم ما مفیدتر از کار همه فاتحان بود." چارلز داروین مدیون خود به هامبولت را تصدیق کرد و در نامه‌ای به جوزف دالتون هوکر، تحسین خود را از کمک‌های هومبولت ابراز کرد و اظهار داشت که هومبولت «بزرگ‌ترین مسافر علمی که تا کنون زندگی کرده است بوده است». ویلهلم فون هومبولت مشاهده کرد که "مقدر است که اسکندر ایده ها را ترکیب کند و زنجیره ای از افکار را دنبال کند که در غیر این صورت برای قرن ها ناشناخته باقی می ماندند. عمق، ذهن تیزبین و سرعت باورنکردنی او ترکیبی نادر هستند." یوهان ولفگانگ گوته اظهار داشت که "هومبولت گنجینه های واقعی را در اختیار ما می گذارد." فردریش شیلر اظهار داشت که "الکساندر خیلی ها را تحت تاثیر قرار می دهد، به ویژه وقتی که با برادرش مقایسه می شود - زیرا او بیشتر خودنمایی می کند!" خوزه د لا لوز و کابالرو خاطرنشان کرد که "کلمب به اروپا دنیای جدیدی داد؛ هومبولت آن را در جنبه های فیزیکی، مادی، فکری و اخلاقی اش شناخته است."

ناپلئون بناپارت اظهار داشت: "شما در حال مطالعه گیاه شناسی بوده اید؟ درست مثل همسر من!" کلود لوئیس برتوله اظهار داشت: "این مرد به اندازه کل آکادمی دانش است." توماس جفرسون مشاهده کرد: "من او را مهمترین دانشمندی می دانم که با او ملاقات کرده ام." Emil du Bois-Reymond اظهار داشت که "هر محقق سخت کوش ... پسر هومبولت است؛ ما همه خانواده او هستیم." رابرت جی. اینگرسول اظهار داشت که "او برای علم همان چیزی بود که شکسپیر برای نمایشنامه بود."

هرمان فون هلمهولتز بیان کرد که "در نیمه اول قرن حاضر ما یک الکساندر فون هومبولت داشتیم که قادر بود دانش علمی زمان خود را در جزئیات آن بررسی کند و آن را در یک تعمیم بسیار واضح قرار دهد یا خیر. به روشی مشابه، حتی توسط ذهنی با هدایایی که به طور خاص برای هدف هومبولت مناسب است، و اگر تمام وقت و کار او صرف این هدف شود."

مجسمه‌ها

کار می کند

کارهای علمی

سایر آثار

  • نامه های الکساندر فون هومبولت به وارناگن فون انس. از 1827 تا 1858. با گزیده ای از خاطرات وارنهاک و نامه های وارنهاک و دیگران به هومبولت. ترجمه شده از چاپ دوم آلمانی توسط فردریش کاپ (ویراستار).
  • نامه‌های الکساندر فون هومبولت به وارناگن فون انسه، شامل سال‌های 1827 تا 1858، به همراه گزیده‌هایی از خاطرات وارناگن و مکاتباتی از وارناگن و دیگران به هومبولت، ترجمه‌ای مجاز از متن آلمانی را نشان می‌دهد، شامل یادداشت‌های توضیحی و یک نام جامع.
  • این اثر هفت جلدی، Nova genera et species plantarum (1815-1825)، که عمدتاً توسط کارل سیگیزموند کونت گردآوری شده است، جزئیات بیش از 4500 گونه گیاهی گردآوری شده توسط Humboldt و Bonpland را نشان می دهد. J. Oltmanns در تهیه مجموعه مشاهدات نجومی (1808) کمک کرد، در حالی که Cuvier، Latreille، Valenciennes و Gay-Lussac در مجموعه مشاهدات جانورشناسی و آناتومی مقایسه ای (18305-1805) همکاری کردند.

    • تاریخ زیست شناسی
    • علم هومبولتی
    • فهرست کاوشگران
    • رنگر، یوهان رودولف (1795-1832)
    • کارتوپولوژی

    مراجع

    تصویر در فیلم

    پورتال

    • "بنیاد الکساندر فون هومبولت" از منبع اصلی خود در 2 دسامبر 2003 بایگانی شد."کتابخانه دیجیتال الکساندر فون هومبولت" از منبع اصلی خود در 25 نوامبر 2020 بایگانی شد."Humboldt Informationen آنلاین"وبسایتی اختصاص داده شده به مجموعه سخنرانی های Humboldt در نایمگن، هلند، موجود است.{{cite web}}: CS1 maint: سرویس بایگانی قدیمی (پیوند)
    • "Alexander von Humboldt" در کتابخانه مجازی Polymath، Fundación Ignacio Larramendi (به زبان اسپانیایی) نشان داده شده است.یک نمایشگاه مجازی در کتابخانه دیجیتال رصدخانه پاریس (به زبان فرانسوی) موجود است.
      • آثار الکساندر فون هومبولت در کتابخانه میراث تنوع زیستی
      • آثار الکساندر فون هومبولت در LibriVox (کتابهای صوتی با دامنه عمومی)

      متفرقه

      • "Alexander von Humboldt" در در زمان ما در 28 سپتامبر 2006، از طریق BBC Radio 4 پخش شد.الکساندر فون هومبولت بر روی اسکناس 5 مارکی آلمان شرقی که در سال 1964 منتشر شد، به تصویر کشیده شده است، همانطور که در اسکناس‌های دانشمندان و ریاضیدانان ذکر شده است.
      • Raat، A.J.P. (1976). «الکساندر فون هومبولت و کوئنراد یاکوب تممینک». Zoologische Bijdragen، 21 (1): 19–38. ISSN 0459-1801.Bois-Reymond, Emil du (دسامبر 1883). "Alexander von Humboldt." Popular Science, Vol.pp. 145–160."Humboldt, Friedrich Heinrich Alexander von". Appletons' Cyclopædia of American Biography، 1900.Kellner, L. (1960). "Alexander Von Humboldt and the History of Scientific Colaboration." Scientia (95): 252–256. ISSN 0036-8687"-source"-note. title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Ajournal&rft.genre=article&rft.jtitle=Scientia& rft.atitle=الکساندر+فون+هامبولت+و+تاریخ+همکاری+علمی+بین المللی&rft.issue=95&rft.pages=252-256&a mp;rft.date=1960&rft.issn=0036-8687&rft.aulast=Kellner&rft.aufirst=L.&rft_id=http%3A%2F%2Famshistorica.unibo.it%2Fdi glib.php%3Finv%3D7%26int_ptnum%3D95%26term_ptnum%3D260%26format%3Djpg&rfr_id=info%3Asid%2Fen.</span></li></ul>

منبع: بایگانی آکادمی TORIma
Ev rûpel ji bo arşîva zanînê ya TORÎma Akademî hatiye amadekirin. Agahî, wêne û lînkên derve dikarin li gorî çavkaniyên vekirî bên nûkirin.

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Alexander von Humboldt

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی Alexander von Humboldt.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Alexander von Humboldt Alexander von Humboldt کیست زندگی Alexander von Humboldt پژوهش‌های Alexander von Humboldt کشف‌های Alexander von Humboldt دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Alexander von Humboldt کیست؟
  • Alexander von Humboldt چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی Alexander von Humboldt چیست؟
  • چرا Alexander von Humboldt مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش