TORIma Academy Logo TORIma Academy
Carl Sagan
دانش

Carl Sagan

TORIma آکادمی — ستاره شناس / ارتباط دهنده علوم

Carl Sagan

Carl Sagan

کارل ادوارد ساگان (SAY -gən؛ ۹ نوامبر ۱۹۳۴ – ۲۰ دسامبر ۱۹۹۶) ستاره‌شناس، سیاره‌شناس آمریکایی و ارتباط‌گر علم بود. در ابتدا یک…

کارل ادوارد ساگان (؛ SAY-gən؛ ۹ نوامبر ۱۹۳۴ – ۲۰ دسامبر ۱۹۹۶) ستاره شناس، سیاره شناس برجسته آمریکایی و ارتباط دهنده علم بود. حرفه آکادمیک او به عنوان استادیار در هاروارد آغاز شد و پس از آن به دانشگاه کرنل رفت و در آنجا به عنوان استاد دیوید دانکن در نجوم و علوم فضایی خدمت کرد و آزمایشگاه مطالعات سیاره‌ای را مدیریت کرد. او فعالانه در برنامه های فضایی مارینر، وایکینگ و ویجر شرکت کرد. ساگان بیش از 600 مقاله و مقاله علمی، علاوه بر چندین کتاب علمی رایج، که با The Cosmic Connection آغاز شد، نوشت. او جایزه پولیتزر را برای آثار غیرداستانی عمومی برای اثرش «اژدهای عدن» دریافت کرد.

کارل ادوارد سیگان (; SAY-gən؛ ۹ نوامبر ۱۹۳۴ – ۲۰ دسامبر ۱۹۹۶) ستاره شناس، سیاره‌شناس آمریکایی و متخصص ارتباط علمی بود. سیگان که در ابتدا استادیار دانشگاه هاروارد بود، بعداً به کرنل نقل مکان کرد، جایی که دیوید دانکن استاد نجوم و علوم فضایی بود و آزمایشگاه مطالعات سیاره‌ای را مدیریت کرد. او در برنامه های مارینر، وایکینگ و ویجر نقش فعالی داشت. او بیش از 600 مقاله و مقاله علمی و چندین کتاب علمی رایج منتشر کرد که با ارتباط کیهانی شروع شد. او برای اژدهای عدن برنده جایزه پولیتزر برای داستان‌های غیرداستانی عمومی شد.

او در سال 1980 مجموعه مستند Cosmos: A Personal Voyage را نویسنده و گوینده کرد که حداقل 500 میلیون مخاطب را در 60 کشور جهان جذب کرد و دو جایزه امی دریافت کرد. جلد همراه، کیهان، به پرفروش‌ترین کتاب علمی در زمان خود تبدیل شد.

سیگن که مادام‌العمر علاقه‌مند به داستان‌های علمی تخیلی بود، با رمان تماس خود که متعاقباً در فیلمی با همین عنوان اقتباس شد، وارد این ژانر شد. او یکی از بنیانگذاران و رئیس افتتاحیه انجمن سیاره ای بود. علاوه بر این، او گرفتن عکس نقطه آبی کم رنگ از زمین توسط Voyager 1 را پیشنهاد کرد.

ساگان مادام العمر به پتانسیل حیات فرازمینی علاقه داشت، به پیام Arecibo کمک کرد و نقش مهمی در توسعه پلاک‌های Pioneerya Golden و The Voyager داشت. این پیام‌ها به‌عنوان پیام‌های جهانی طراحی شده‌اند که به طور بالقوه برای هر موجود هوشمندی که ممکن است آنها را کشف کند قابل درک است. او از شکاکیت و روش علمی، به ویژه در کتاب ماقبل آخر خود، دنیای جن زده شده توسط شیطان حمایت کرد و یک ابزار تفکر انتقادی را رایج کرد. او این اصل را معروف کرد که "ادعاهای فوق العاده نیاز به شواهد خارق العاده ای دارند." اگرچه اغلب به او نسبت داده می شود، اما عبارت «میلیاردها و میلیاردها» هرگز توسط ساگان به شکل دقیق آن بیان نشد. با این حال، او آن را به عنوان عنوان برای انتشار نهایی خود استفاده کرد. ساگان جوایز و افتخارات متعددی از جمله مدال خدمات عمومی ممتاز ناسا و مدال رفاه عمومی آکادمی ملی علوم را دریافت کرد. او سه بار ازدواج کرد و پنج فرزند داشت. به دنبال ایجاد میلودیسپلازی، ساگان در سن 62 سالگی در 20 دسامبر 1996 به ذات الریه تسلیم شد.

زندگی اولیه

کودکی

کارل ادوارد ساگان در 9 نوامبر 1934 در محله بنسون هرست بروکلین، شهر نیویورک متولد شد. مادرش، راشل مولی گروبر (1906-1982)، خانه‌دار شهر نیویورک بود، در حالی که پدرش، ساموئل ساگان (1905-1979)، یک کارگر پوشاک متولد اوکراین بود که از Kamianets-Podilskyi، که در آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود، مهاجرت کرده بود. ساگان به افتخار مادربزرگ مادری اش، چای کلارا، که در هنگام تولد دومین فرزندش درگذشت، نامگذاری شد. او به قول ساگان "مادری بود که او [راشل] هرگز نمی شناخت." خانواده ساگان در یک آپارتمان ساده در بنسون هرست زندگی می کردند. او بعدها خانواده خود را به عنوان یهودیان اصلاح طلب، یکی از شاخه های لیبرال یهودیت معرفی کرد. هم او و هم خواهرش موافق بودند که پدرشان به خصوص مذهبی نیست، اما مادرشان «قطعاً به خدا ایمان داشت و در معبد فعال بود [...] و فقط گوشت کوشر سرو می کرد». در طول سخت‌ترین سال‌های رکود بزرگ، پدرش به عنوان راه‌انداز سینما کار می‌کرد.

به گفته کی دیویدسون زندگی‌نامه‌نویس، سیگان تمایلات تحلیلی خود را به مادرش نسبت داد که در دوران کودکی در شهر نیویورک در طول جنگ جهانی اول و دهه 1920 فقر شدیدی را تجربه کرده بود. طبق گزارش ها، فقر، جنسیت، وضعیت تأهل و قومیت یهودی اش مانع از آرزوهای فکری بعدی او شد. دیویدسون پیشنهاد کرد که "تنها پسرش، کارل" را پرستش کند، زیرا "او آرزوهای محقق نشده او را برآورده خواهد کرد." ساگان حس شگفتی خود را به پدرش ردیابی کرد، پدرش که اوقات فراغت خود را به توزیع سیب برای فقیرانه یا میانجی گری اختلافات بین کارگران و مدیریت در صنعت پوشاک شهر نیویورک اختصاص داد. ساگان بیان کرد: "والدین من دانشمند نبودند. آنها تقریباً هیچ چیز در مورد علم نمی دانستند. اما با معرفی همزمان من به شک و تردید، آنها دو شیوه فکری که با هم زندگی مشترک ناراحت کننده ای دارند که در روش علمی محور هستند را به من آموختند."

او زمانی که والدینش او را به نمایشگاه جهانی نیویورک در سال 1939 آوردند، یک تجربه مهم رشدی را بازگو کرد. او خاطرات متمایز از چندین نمایشگاه را در آنجا حفظ کرد. یکی از آنها، Futurama، نقشه‌ای متحرک را نشان می‌دهد که همانطور که او به یاد می‌آورد، "بزرگراه‌های زیبا و برگ‌های شبدر و ماشین‌های کوچک جنرال موتورز را نشان می‌داد که همگی مردم را به آسمان‌خراش‌ها، ساختمان‌هایی با مناره‌های دوست‌داشتنی، تکیه‌گاه‌های پرنده می‌بردند - و عالی به نظر می‌رسید!" نمایشگرهای دیگر چراغ قوه ای را نشان می دادند که سلول فوتوالکتریک را برای تولید صدای ترق و ترق و تجسم صدای چنگال تنظیم به عنوان شکل موج روی اسیلوسکوپ فعال می کرد. او همچنین نمایشگاهی را در مورد رسانه نوظهور تلویزیون مشاهده کرد. او بعداً درک عمیق خود را بیان کرد: "به وضوح، جهان شگفتی هایی داشت که من هرگز حدس نمی زدم. چگونه می تواند یک لحن به تصویر تبدیل شود و نور به صدا تبدیل شود؟" ساگان شاهد یک رویداد بسیار تبلیغاتی در این نمایشگاه بود: دفن یک کپسول زمان در فلاشینگ میدوز، حاوی یادگاری های دهه 1930 که برای بازیابی در آینده در نظر گرفته شده بود. دیویدسون خاطرنشان کرد که این تجربه "کارل" را به وجد آورد. در دوران بزرگسالی، سیگان و همکارانش کپسول‌های زمانی مشابهی را برای انتقال بین ستاره‌ای ابداع کردند.

در طول جنگ جهانی دوم، والدین سیگان نسبت به بستگان اروپایی‌شان ابراز نگرانی کردند، اگرچه او تا حد زیادی از جزئیات درگیری بی‌اطلاع ماند. ساگان بعداً گفت: "مطمئناً، ما بستگانی داشتیم که در هولوکاست گرفتار شده بودند. هیتلر یک همکار محبوب در خانواده ما نبود... اما از طرف دیگر، من نسبتاً از وحشت جنگ مصون بودم." خواهرش، کارول، نشان داد که هدف اصلی مادرشان «حفاظت از کارل» است، با توجه به «زمان فوق‌العاده دشوار او در مواجهه با جنگ جهانی دوم و هولوکاست».

او درباره ماهیت ستارگان فکر می‌کرد، اما هیچ‌کس نمی‌توانست توضیح قطعی ارائه کند. او گفت:

به محض اینکه به سن کافی رسیدم، والدینم اولین کارت کتابخانه ام را به من دادند. فکر می کنم کتابخانه در خیابان 85 بود، سرزمین بیگانگان. بلافاصله از کتابدار چیزی در مورد ستاره ها خواستم. او با یک کتاب تصویری بازگشت که پرتره هایی از مردان و زنان با نام هایی مانند کلارک گیبل و ژان هارلو را نشان می داد. من شکایت کردم، و به دلایلی که برای من مبهم بود، او لبخند زد و کتاب دیگری پیدا کرد - نوع کتاب مناسب. بی نفس بازش کردم و خوندم تا پیداش کردم. کتاب چیزی حیرت آور، فکر بسیار بزرگی را بیان کرد. می گفت که ستارگان خورشید هستند، اما بسیار دور. خورشید یک ستاره بود اما از نزدیک... من از مفهوم قانون مربع معکوس برای انتشار نور بی گناه بودم. من شبح فرصتی برای محاسبه فاصله تا ستاره ها نداشتم. اما می‌توانستم بگویم که اگر ستارگان خورشید بودند، باید خیلی دور باشند - دورتر از خیابان 85، دورتر از منهتن، دورتر، احتمالاً از نیوجرسی. کیهان بسیار بزرگتر از آن چیزی بود که من حدس می زدم.

او این درک عمیق را بیان کرد: "مقیاس جهان ناگهان به روی من باز شد. این یک نوع تجربه مذهبی بود. شکوهی در آن وجود داشت، عظمتی، مقیاسی که هرگز مرا رها نکرد. هرگز مرا رها نکرد." در طول ششمین یا هفتمین سال زندگی‌اش، او و یکی از همراهانش مکرراً از موزه تاریخ طبیعی آمریکا بازدید می‌کردند، جایی که آنها مجذوب نمایشگاه‌های فسیلی دایناسورها، دیوراماهای طبیعت و افلاک‌نمای هایدن شدند. والدین ساگان با ارائه مجموعه های شیمی و ادبیات آموزشی به او کنجکاوی علمی رو به رشد او را به طور فعال پرورش دادند. به گفته زندگی‌نامه‌نویس ری اسپانگنبورگ، آرزوی ساگان برای درک کیهان به «نیروی محرکه‌ای در زندگی‌اش، جرقه‌ای دائمی برای عقل او و جستجویی که هرگز فراموش نمی‌شود» تبدیل شد. علاقه او به قلمروهای فرازمینی پس از درگیری با سریال جان کارتر مریخ ساخته ادگار رایس باروز تشدید شد. در سال 1947، او با علمی تخیلی شگفت انگیز مواجه شد که او را در معرض گمانه زنی های علمی دقیق تری در این ژانر قرار داد. او نامزدی خود را اینگونه توضیح داد: "هر ماه مشتاقانه منتظر ورود حیرت انگیز بودم. ورن و ولز را می خواندم، جلد به جلد، دو گلچین علمی-تخیلی اولی را که می توانستم پیدا کنم، کارت امتیازی ابداع کردم، شبیه به آنهایی که دوست داشتم برای بیسبال درست کنم، با توجه به کیفیت داستان های بسیار جالبی که پاسخ آن ها کم بود."

آموزش

کارل سیگان در دبیرستان جونیور دیوید ای. سیگان علیرغم حفظ عملکرد عالی تحصیلی، عدم مشارکت را تجربه کرد، کلاس هایش را بدون چالش و مربیانش را بی انگیزه یافت. با شناخت توانایی های استثنایی او، معلمانش از ثبت نام او در یک موسسه خصوصی حمایت کردند و یکی از مدیران گفت: "این بچه باید به مدرسه ای برای کودکان با استعداد برود، او واقعاً چیز قابل توجهی دارد." با این وجود، والدین او قادر به تحمل هزینه های مالی نبودند. ساگان ریاست باشگاه شیمی مدرسه را بر عهده گرفت و یک آزمایشگاه شخصی در خانه تأسیس کرد. او به طور مستقل ساختارهای مولکولی را با ساخت مدل‌های مقوایی برای تجسم شکل‌گیری آن‌ها مورد مطالعه قرار داد و خاطرنشان کرد: «من متوجه شدم که این کار به اندازه انجام آزمایش‌های [شیمیایی] جالب است». علاقه اولیه تحصیلی او در نجوم بود که در اوقات فراغت به دنبال آن بود. در دوران دبیرستان، او متوجه شد که اخترشناسان حرفه‌ای از فعالیتی که او دائماً از آن لذت می‌برد، امرار معاش می‌کردند، و اینطور تأمل کرد: «آن روز عالی بود – زمانی که به این گمان افتادم که اگر خیلی تلاش کنم، می‌توانم نجوم را تمام وقت انجام دهم. می تواند به همان اندازه برای ساکنان زمین فاجعه بار باشد که برخوردهای اولیه بین بومیان آمریکا و اروپایی ها برای جمعیت های بومی بوده است. اگرچه موضوع بحث برانگیز تلقی می شد، اما توانایی های کلامی متقاعد کننده او جایزه اول داوران را برای او به ارمغان آورد. نزدیک به فارغ التحصیلی از دبیرستان، همسالانش او را "به احتمال زیاد برای موفقیت" انتخاب کردند و او را به عنوان کاندیدای مداحی معرفی کردند. در سال 1950، سیگان مقاله "فضا، زمان و شاعر" را برای روزنامه دبیرستان خود نوشت. این قطعه با استفاده از دیدگاه شاعرانی مانند تی اس. الیوت و آلفرد، لرد تنیسون و ارجاع به "اثری که احتمالاً بزرگترین شعر - انجیل" را در خود دارد، به موقعیت بشریت در کیهان منعکس می شود. او در سال 1951 با موفقیت از دبیرستان راهوی فارغ التحصیل شد.

ساگان در دانشگاه شیکاگو ثبت نام کرد، دانشگاهی که در میان تعداد محدودی از مؤسسات حاضر به پذیرش متقاضی 16 ساله بود. رئیس دانشگاه، رابرت ام. هاچینز، اخیراً کالج دانشگاه شیکاگو را با تأکید بر برنامه درسی متمرکز بر کتابهای عالی، گفتگوی سقراطی، امتحانات جامع و مقرراتی برای پذیرش زودهنگام کالج، بازسازی کرده بود. او به عضویت انجمن نجوم رایرسون درآمد. ساگان تجربه دانشگاهی خود را به عنوان "تحقق رویاهای من" بیان کرد، و خاطرنشان کرد: "من معلمانی پیدا کردم که نه تنها علم را می فهمیدند، بلکه در واقع می توانستند آن را توضیح دهند. ... من دانشجوی فیزیک در یک بخش در مدار انریکو فرمی بودم؛ متوجه شدم که ظرافت ریاضی واقعی از Subrahmanyan Chandrasekhar؛ به من فرصتی داده شد تا با برنامه های کاربردی صحبت کنم. در زیست شناسی به H. J. Muller در دانشگاه ایندیانا و من نجوم سیاره ای را از تنها پزشک تمام وقت آن زمان، G. P. Kuiper یاد گرفتم. آزمایش میلر-اوری، که در سال 1952 انجام شد، به طور قابل توجهی علاقه او را به زیست زایی برانگیخت. تحت نظارت یوری، او کتاب «تابش و منشأ ژن» را نوشت. او به یاد می آورد که "علم به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از ملیله های باشکوه دانش بشری ارائه شده است" و "برای یک فیزیکدان مشتاق غیرقابل تصور تلقی می شود که افلاطون، ارسطو، باخ، شکسپیر، گیبون، مالینوفسکی و فروید را نشناسد - از جمله بسیاری دیگر. با طنز به عنوان "هیچی" توصیف می شود. در سال 1955 لیسانس فیزیک گرفت. متعاقباً تحصیلات تکمیلی را در دانشگاه شیکاگو دنبال کرد و در سال 1956 مدرک کارشناسی ارشد فیزیک و در سال 1960 دکترای فلسفه در نجوم و اخترفیزیک را به پایان برد. پایان نامه دکتری او تحت نظارت کویپر با عنوان "مطالعات فیزیکی سیارات" بود. در طول دوره تحصیلات تکمیلی خود، تابستان های خود را به کار مشترک با کویپر و همچنین با ملوین کالوین شیمیدان و جورج گامو فیزیکدان اختصاص داد. او دستور محاسبات پشت پاکت را به کویپر نسبت داد و روش را توضیح داد: «توضیح احتمالی برای یک مشکل برای شما پیش می‌آید، یک پاکت قدیمی را بیرون می‌آورید، به دانش فیزیک بنیادی خود متوسل می‌شوید، چند معادله تقریبی را روی پاکت می‌نویسید، و می‌بینید که آیا پاسخ شما برای توضیح مشکل به نظر می‌رسد. مزخرف مانند چاقو در کره است."

در سال 1958، ساگان و کویپر در پروژه A119، یک ابتکار نظامی طبقه بندی شده توسط نیروی هوایی ایالات متحده برای منفجر کردن کلاهک هسته ای در ماه و مستندسازی اثرات آن، همکاری کردند. ساگان یک مجوز فوق سری با نیروی هوایی و یک مجوز مخفی با ناسا داشت. در سال 1999، مقاله ای در مجله Nature فاش کرد که ساگان عناوین طبقه بندی شده دو سند پروژه A119 را در درخواست بورسیه سال 1959 خود به دانشگاه کالیفرنیا، برکلی فهرست کرده است. متعاقباً، لئونارد رایفل، رهبر پروژه، نقض امنیتی ساگان را در نامه‌ای به مجله تأیید کرد.

تحقیق و شغل

بین سال‌های 1960 و 1962، ساگان بورسیه میلر را در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی برگزار کرد. در طول این دوره، او مقاله‌ای را در سال 1961 در Science در مورد جو زهره منتشر کرد که همزمان با تیم مارینر 2 ناسا همکاری می‌کرد و به عنوان مشاور علوم سیاره‌ای برای شرکت RAND خدمت می‌کرد.

به دنبال انتشار سال 1961 مقاله HarastronomSagans, در Sagan's avardence ویپل و دونالد منزل از او دعوت کردند تا یک سخنرانی را ارائه دهد و متعاقباً موقعیتی به عنوان مدرس ارائه کرد. با این حال، سیگان درخواست انتصاب به عنوان استادیار کرد، نقشی که ویپل و منزل در نهایت هاروارد را متقاعد کردند که به آن اعطا کند. از سال 1963 تا 1968، ساگان به سخنرانی، انجام تحقیقات و راهنمایی دانشجویان فارغ التحصیل در هاروارد پرداخت و در عین حال به رصدخانه اخترفیزیک اسمیتسونیان در کمبریج، ماساچوست نیز کمک کرد.

در سال 1968، هاروارد تصدی آکادمیک ساگان را رد کرد، تصمیمی که او بعداً آن را بسیار غیرمنتظره توصیف کرد. عوامل متعددی برای این انکار ذکر شده است، از جمله پیگیری‌های فکری گسترده او در رشته‌های مختلف - که با هنجار آکادمیک تخصص در یک زمینه محدود مغایرت دارد - و احتمالاً حمایت علمی برجسته او، که برخی از همتایان آن را به عنوان اعمال نفوذ ایده‌های دیگران در درجه اول برای ارتقای خود می‌دانستند. قابل توجه است که هارولد اوری، مشاور دوره لیسانس او، نامه‌ای را به کمیته تصدی در مخالفت شدید با درخواست تصدی سیگان ارسال کرد.

قبل از بررسی ناموفق دوره تصدی در هاروارد، توماس گلد، ستاره‌شناس در دانشگاه کرنل، اخیراً سیگان را برای نقل مکان به ایتاکا، در امتداد فرانک‌ساید نیویورک، به‌کار گرفته بود. پس از انکار تصدی هاروارد، ساگان دعوت گلد را پذیرفت و تقریباً سه دهه تا زمان درگذشت او در سال 1996 به عنوان عضو هیئت علمی در کرنل باقی ماند. پس از دو سال به عنوان دانشیار، ساگان در سال 1970 به استادی کامل در کرنل دست یافت و ریاست آزمایشگاه مطالعات سیاره ای را بر عهده گرفت. او از سال 1972 تا 1981 به عنوان معاون مرکز تحقیقات فضایی و رادیوفیزیک کورنل (CRSR) خدمت کرد. در سال 1976، او به عنوان پروفسور دیوید دانکن در نجوم و علوم فضایی منصوب شد، موقعیت برجسته ای که او در طول زندگی خود حفظ کرد.

سیگان ارتباط مستمری با برنامه فضایی ایالات متحده از مراحل اولیه آن داشت. در آغاز دهه 1950، او به عنوان مشاور ناسا خدمت می کرد و به ویژه فضانوردان آپولو را قبل از مأموریت های ماه خود در جریان قرار می داد. او نقش مهمی در مأموریت‌های فضاپیمای روباتیک متعددی برای کاوش در منظومه شمسی ایفا کرد و اغلب آزمایش‌هایی را برای این سفرها طراحی می‌کرد. ساگان اغلب تخصیص بودجه برای شاتل فضایی و ایستگاه فضایی بین‌المللی را زیر سوال می‌برد و استدلال می‌کرد که آنها منابع را از اکتشافات روباتیک بیشتر منحرف می‌کنند. او اولین پیام فیزیکی ارسال شده به فضا را تصور و مونتاژ کرد: یک پلاک با روکش طلا چسبانده شده به کاوشگر فضایی Pioneer 10، که در سال 1972 پرتاب شد. یک پلاک تکراری توسط Pioneer 11 حمل شد و سال بعد پرتاب شد. ساگان این طرح‌ها را بیشتر اصلاح کرد و به رکورد طلایی وویجر کمک کرد، خلاصه‌ای از مناظر و صداهای زمین که در سال 1977 روی کاوشگر فضایی وویجر ارسال شد، که به‌ویژه شامل موسیقی باخ، بتهوون و چاک بری بود.

دستاوردهای علمی

دیوید موریسون، دانشجوی سابق، ساگان را به عنوان یک "مبتکر مفهومی" و یک تمرین کننده ماهر در استدلال فیزیکی شهودی و تکنیک های تخمین سریع توصیف می کند، در حالی که جرارد کویپر مشاهده کرد که برخی از افراد در تحقیقات آزمایشگاهی تخصصی برتر هستند، در حالی که برخی دیگر در هماهنگی علمی بین رشته ای موثرتر هستند.

مشارکت در ایجاد دمای بالای سطح زهره بسیار موثر بود. در اوایل دهه 1960، شرایط سطح بنیادی زهره نامشخص بود. ساگان سناریوهای بالقوه را در گزارشی برشمرد که متعاقباً در کتاب زندگی تایم سیارات رایج شد. دیدگاه او زهره را خشک و به شدت گرم می‌دانست که با محیط معتدل و بهشتی که برخی تصور می‌کردند در تضاد بود. از طریق تجزیه و تحلیل انتشارات رادیویی از زهره، او دمای سطحی 500 درجه سانتیگراد (900 درجه فارنهایت) را استنباط کرد. او به عنوان یک دانشمند مهمان در آزمایشگاه پیشرانه جت ناسا، نقش مهمی در مأموریت های اولیه مارینر به زهره ایفا کرد و در طراحی و مدیریت پروژه مشارکت داشت. مارینر 2 یافته های خود را در مورد شرایط سطح زهره در سال 1962 تأیید کرد.

ساگان یکی از طرفداران پیشگام این فرضیه بود که قمر زحل، تیتان می‌تواند اقیانوس‌های سطحی از ترکیبات مایع را در خود جای دهد و قمر مشتری، اروپا، ممکن است حاوی اقیانوس‌های آب زیرزمینی باشد، در نتیجه این موضوع نشان می‌دهد که اقیانوس‌های آبی زیرزمینی قابل سکونت هستند. اقیانوس آب زیرسطحی اروپا متعاقباً تأیید غیرمستقیم را از فضاپیمای گالیله دریافت کرد. ساگان همچنین در حل معمای مه مایل به قرمز جو تیتان، که ناشی از بارش مداوم مولکول‌های آلی پیچیده بر روی سطح تیتان بود، کمک کرد.

ساگان علاوه بر این، بینش‌های قابل توجهی در مورد جو زهره و مشتری و همچنین تغییرات فصلی در مریخ ارائه کرد. او تغییرات آب و هوایی انسانی را به عنوان یک تهدید فزاینده به رسمیت شناخت و از طریق اثر گلخانه ای فراری، شباهت هایی بین این پدیده و تکامل طبیعی زهره به سیاره ای سوزان و غیرقابل دوستی ترسیم کرد. در سال 1985، او شهادتی را به کنگره ایالات متحده ارائه کرد و ادعا کرد که اثر گلخانه ای سیستم آب و هوای زمین را تغییر می دهد. ساگان و همکارش در کرنل، ادوین ارنست سالپیتر، با در نظر گرفتن ترکیب اتمسفر متراکم و غنی از مولکول های آلی سیاره، در مورد پتانسیل حیات در ابرهای مشتری نظریه پردازی کردند. او تغییرات رنگ سطح مریخ را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که این تغییرات ناشی از باد در گرد و غبار سطحی است تا تغییرات فصلی یا گیاهی پذیرفته شده رایج. او از این فرضیه حمایت کرد، که متعاقباً به طور گسترده پذیرفته شد، که دمای بالای سطح زهره نتیجه اثر گلخانه ای است.

ساگان همچنین به دلیل تحقیقاتش در مورد پتانسیل حیات فرازمینی، به ویژه از جمله شواهد تجربی برای سنتز رادیولیتی اسیدهای آمینه از پیش سازهای شیمیایی بنیادی <217>ساگان شناخته شده است. دانشمندی در زمینه SETI نام برد و در میان دانشمندان سیاره‌ای پراستناد قرار گرفت.

او از سال 1975 تا 1979 به عنوان سردبیر Icarus خدمت کرد. در سال 1980، او انجمن سیاره‌ای را با هم تأسیس کرد.

مشارکت عمومی در علم

سیگان مدخل دایره‌المعارف بریتانیکا در مورد زندگی را نوشت که متعاقباً توسط همسر اولش، زیست‌شناس لین مارگولیس، مورد بازنگری قرار گرفت. اولین انتشارات علمی عمومی او ارتباط کیهانی بود. او تقویم کیهانی را در اژدهای عدن ارائه کرد، اثری که در سال 1978 جایزه پولیتزر را در بخش عمومی غیرداستانی دریافت کرد. او در سال 1977 سخنرانی های کریسمس مؤسسه سلطنتی را با عنوان سیاره ها ایراد کرد.

کارل سیگان و آن درویان به طور مشترک مجموعه مستند 13 قسمتی PBS را با نام کیهان: یک سفر شخصی نویسندگی کردند. این مجموعه از مستندهای قبلی، به ویژه صعود انسان اثر جاکوب برانوفسکی الهام گرفت. تولید آن به ویژه شامل بازسازی کتابخانه اسکندریه بود. این مستند طیف گسترده‌ای از رشته‌های علمی مانند تکامل ستاره‌ای و ارتباط درونی آن با توسعه حیات را در بر می‌گیرد. فردریک گلدن مشاهده کرد که "عنوان سریال از اصطلاح یونانی برای جهان منظم گرفته شده است، که نشان دهنده نقطه مقابل هرج و مرج است. این انتخاب بسیار مناسب است. کیهان تلاش عمیق ساگان را برای روشن کردن آنچه که بسیاری به عنوان قلمرو عمیقاً گیج کننده دو روایت علمی از قرن بیستم، روایت علمی او در قرن بیستم می دانند، تشکیل می دهد. در یک مقطع زمانی، او در یک کافه در جزیره ساموس در دریای اژه، زادگاه فیثاغورث و آریستارخوس به تصویر کشیده می شود و مراحل نوپایی دستاوردهای علمی یونانی را تشریح می کند. پیدایش فیزیک اتمی مدرن، مفاهیم علمی را به اندازه پای سیبی که او با دقت در اتاق غذاخوری دانشگاه کمبریج برش می دهد برای نشان دادن نکته ای در مورد ماده، قابل دسترس می کند. ساگان دیدگاهی خوش بینانه در مورد موقعیت بشر در کیهان ارائه کرد و اظهار داشت که "ما راهی برای کیهان هستیم تا خود را بشناسد." تا سال 1990، Cosmos حداقل 500 میلیون مخاطب در 60 کشور به خود اختصاص داده بود و آن را به عنوان پربازدیدترین سریال در سالنامه تلویزیون عمومی آمریکا تا اولین سریال جنگ داخلی کن برنز معرفی کرد. سریال Cosmos با جایزه امی و جایزه Peabody مفتخر شد. موسیقی متن آن ترکیبی از ساخته‌های هنرمندان برجسته‌ای مانند باخ، ویوالدی، و ونجلیس است.

کتاب همراه، که به طور همزمان منتشر شد، مورد تحسین قابل توجهی قرار گرفت. جیمز میچنر اظهار داشت: «مقاله آقای سیگان، شاخه‌ای از برنامه تلویزیونی بسیار موفق او، خلاصه‌ای از تأملات زمین‌شناسی، انسان‌شناسی، بیولوژیکی، تاریخی و نجومی او در مورد جهان ما را ارائه می‌کند. مختصر، کاملاً شخصی است. او پیوسته خوانایی را حفظ می کند، و با توجه به گستره وسیع عقل خود، به نظر می رسد که برای این کار مناسب باشد."

سیگن مقدمه کتاب تحسین شده استیون هاوکینگ، تاریخ مختصر زمان را نوشته است. در سال 1988، مگنوس مگنوسون بحثی را با حضور ساگان، هاوکینگ و آرتور سی کلارک با عنوان خدا، جهان و همه چیز دیگر تسهیل کرد. متعاقباً، او دنباله‌ای برای کیهان با عنوان نقطه آبی کمرنگ نوشت. عنوان این اثر اشاره ای به چشم انداز زمین دارد که از فضاپیمای ویجر مشاهده شده است.

ساگان حداقل دو انگیزه اصلی را برای دانشمندان بیان کرد تا اهداف و اکتشافات تحقیق علمی را منتشر کنند. یکی از انگیزه‌ها نفع شخصی عمل‌گرایانه بود: بخش قابل توجهی از بودجه علمی از منابع عمومی سرچشمه می‌گیرد و در نتیجه به عموم مردم حق شفافیت در مورد هزینه‌ها را می‌دهد. اگر دانشمندان با موفقیت قدردانی عمومی بیشتری از علم ایجاد کنند، احتمال افزایش حمایت عمومی به طور قابل توجهی بهبود خواهد یافت. انگیزه دوم شامل رضایت درونی ناشی از انتقال اشتیاق فرد برای تلاش‌های علمی به مخاطبان وسیع‌تر است.

ساگان اظهار داشت: «در میان دانشمندان مشهور معاصر، من استفن جی گولد، ای. او. ویلسون، ریچارد توماس استیون، و لویین بی‌ولوژی، ریچارد ویلسون، و لویین بیولوژی را در میان می‌دانم. آلن لایتمن و کیپ تورن در فیزیک و مشارکت های اولیه فرد هویل در نجوم (علاوه بر این، علیرغم اینکه نیاز به پیشینه ای در زمینه محاسبات دارند، به نظر می رسد که به طور پیوسته انگیزه انگیزترین، برانگیزاننده ترین و الهام بخش ترین تحقیقات علمی در دهه های اخیر برای من باشد. سخنرانی در فیزیک.)"

داستان های علمی تخیلی

ساگان بیان کرد که داستان علمی تخیلی به عنوان یک تأثیر اساسی عمل می کند و او را به سمت حرفه ای در علم هدایت می کند. او همچنین خاطرنشان کرد که اگرچه بسیاری از داستان‌های علمی تخیلی که در طول سال‌های شکل‌گیری‌اش با آن‌ها مواجه شد، در برابر بررسی‌های انتقادی تاب نیاوردند، "قله داستان‌های علمی تخیلی به‌عنوان فوق‌العاده ارزشمند باقی می‌ماند. برخی روایت‌ها آنقدر دقیق ساخته شده‌اند، آن‌قدر مملو از ویژگی‌های پیچیده یک تمدن ناآشنا، که می‌توانند حتی قبل از اینکه بتوانم تمام آثار منتقدانه‌ای از تمدن را درگیر ارزیابی کنم. این کالیبر شامل درب تابستان از آلفرد بستر و مردم تخریب شده میلرفرانک هربرت می باشد. لیبوویتز."

درگیری سیگان با طرفداران داستان های علمی تخیلی با دوستی او با آیزاک آسیموف تسهیل شد. او در مراسم اهدای جوایز سحابی در سال 1969 سخنرانی کرد. آسیموف به طور مشخص ساگان را یکی از دو فردی توصیف کرد که او عقلشان را برتر از هوش خود می‌دانست، دیگری ماروین مینسکی، دانشمند کامپیوتر و متخصص هوش مصنوعی. ساگان برای مدت کوتاهی خدمات مشاوره ای برای فیلم استنلی کوبریک، 2001: یک ادیسه فضایی ارائه کرد. او مدافع این بود که این فیلم به جای نمایش صریح وجود ابرهوش فرازمینی دلالت کند. در سال 1971، او در کنار ری بردبری، آرتور سی. کلارک، بروس سی. موری و والتر سالیوان به یک میزگرد درباره مریخ پیوست. مشارکت آنها متعاقباً با عنوان مریخ و ذهن انسان منتشر شد. سیگان با رمان خود، تماس، به نوشتن داستان های علمی تخیلی پرداخت. برای تسهیل سفر قهرمان داستان خود، الی آرووی، از زمین به وگا، او با همکار خود کیپ تورن در مورد فیزیک کرمچاله ها مشورت کرد. این مشاوره متعاقباً باعث شد تا تحقیقات اولیه تورن در مورد منحنی‌های بسته زمانی انجام شود.

شکاکیت

ساگان فعالانه از شک و تردید علمی، به ویژه در مخالفت با شبه علم، حمایت می کرد. او رشد مهارت‌های تفکر انتقادی خود را به محبوبیت‌ها و مغالطه‌ها به نام علم مارتین گاردنر و هذیان‌های عمومی فوق‌العاده و جنون جمعیت چارلز مکی نسبت داد. در سال 1974، او یک چالش مناظره را علیه امانوئل ولیکوفسکی آغاز کرد. او منتقد سرسخت اعمالی مانند شفای کریستال و طالع بینی بود. در ستونی برای Parade، او مفهوم "کیت تشخیص بالونی" را معرفی کرد، اصطلاحی که توسط آرتور فلبرباوم، دوست همسرش، آن درویان ابداع شد. این مفهوم در انتشار ماقبل آخر او، دنیای جن زده شده توسط شیطان بیشتر توضیح داده شد. او ابراز تأسف کرد که اکثر روزنامه‌ها ستون‌های طالع بینی روزانه را منتشر می‌کنند، در حالی که تعداد بسیار کمی حتی یک ستون هفتگی را به نجوم اختصاص می‌دهند.

دیوید موریسون، دانشجوی سابق، با گرامیداشت دهمین سالگرد درگذشت ساگان، «کمک‌های بی‌شمار سیگان در تحقیقات سیاره‌ای، درک عمومی از علم را در مقاله‌ای شکاکانه منتشر کرد.» پرسشگر. ساگان همچنین یک سمینار ارشد متمرکز بر "تفکر انتقادی" را آموزش داد.

یکی از مشهورترین کلمات قصار ساگان، "ادعاهای فوق العاده نیاز به شواهد خارق العاده ای دارند"، اغلب به عنوان "استاندارد ساگان" شناخته می شود. این اصل از ادعای بسیار مشابهی که مارچلو تروزی، یکی از بنیانگذاران کمیته تحقیقات علمی ادعاهای ماوراء الطبیعه بیان کرد، ناشی می‌شود: «ادعای خارق‌العاده مستلزم اثبات فوق‌العاده‌ای است». مفهوم زیربنایی قبلاً در کتاب تئودور فلورنوی از هند تا سیاره مریخ (1899) گنجانده شده بود، که از بیانیه گسترده‌تر ریاضی‌دان و ستاره‌شناس فرانسوی پیر سیمون لاپلاس، معروف به اصل لاپلاس سرچشمه می‌گیرد: "وزن شواهد را باید با توجه به عجیب بودن شواهد در نظر گرفت." که ظرفیت پیش‌بینی علم به‌عنوان یک تمایز کلیدی از شبه‌علم عمل می‌کند، و بیان می‌کند: «اگر می‌خواهید بدانید خورشید گرفتگی بعدی چه زمانی خواهد بود، ممکن است جادوگران و عارفان را امتحان کنید، اما با دانشمندان بسیار بهتر عمل خواهید کرد. آنها به شما خواهند گفت در کجای زمین باید بایستید، چه زمانی باید آنجا باشید، و اینکه آیا این ماه گرفتگی کامل، مه‌گرفتگی جزئی خواهد بود یا خیر. می توانید به طور معمول خورشید گرفتگی را تا یک دقیقه قبل از آن پیش بینی کنید

علائق اضافی

در طول کار بعدی خود، ساگان از شناسایی سیستماتیک اجرام نزدیک به زمین (NEOs) با مسیرهای بالقوه برخورد زمینی دفاع کرد، در حالی که همزمان به تعویق انداختن پیشرفت های تکنولوژیکی برای دفاع سیاره ای توصیه کرد. او مدعی شد که استراتژی‌های پیشنهادی مختلف برای تغییر مدار سیارک‌ها، از جمله استفاده از انفجارهای هسته‌ای، یک معضل انحراف قابل توجهی را ایجاد می‌کند: ظرفیت انحراف یک سیارک از زمین به طور ذاتی مستلزم توانایی هدایت یک شی غیرتهدیدکننده به سمت زمین است و در نتیجه یک سلاح فوق‌العاده مخرب را تشکیل می‌دهد. ساگان در مقاله‌ای که در سال 1994 با هم نویسندگی کرد، یک کارگاه سه روزه رهگیری اشیاء نزدیک به زمین را که توسط آزمایشگاه ملی لوس آلاموس (LANL) در سال 1993 انجام شد، ارزیابی انتقادی کرد و اشاره کرد که «حتی در گذرا» به «خطرات جانبی» مرتبط با چنین فناوری‌های رهگیری و انحراف اشاره نمی‌کند.

ساگان خوش‌بینی داشت که ماهیت دوگانه ذاتی روش‌ها برای کاهش تهدید ضربه طبیعی نزدیک به زمین (NEO)، در کنار خود تهدید، به عنوان یک "انگیزه جدید و قوی برای رشد روابط بین‌المللی" عمل می‌کند. او بعداً اذعان کرد که با نظارت کافی بین‌المللی، می‌توان رویکرد پیاده‌سازی تدریجی روش‌های انحراف مواد منفجره هسته‌ای را در آینده به کار گرفت. هنگامی که دانش کافی به دست آمد، می توان از این روش ها برای تسهیل استخراج سیارک ها استفاده کرد. علاقه او به استفاده از انفجارهای هسته ای در فضا ناشی از کار او در سال 1958 برای پروژه A119 بنیاد تحقیقات زره پوش بود که امکان انفجار یک وسیله هسته ای در سطح ماه را بررسی می کرد.

او از طرفداران تحقیقات بنیادی بود و بر پتانسیل آن برای کاربردهای عملی آینده تأکید داشت: «مکسول وقتی اولین بار معادلات اساسی الکترومغناطیس را کشف کرد به فکر رادیو، رادار و تلویزیون نبود؛ نیوتن زمانی که برای اولین بار حرکت ماه را درک کرد، رویای پرواز فضایی یا ماهواره‌های ارتباطی را در سر نمی‌پروراند؛ زمانی که رونتگن در حال بررسی تشعشعات پزشکی بود. او آن را «اشعه ایکس» نامید. پراش سنجی DNA…"

شماره ساگان

عدد ساگان ستارگان موجود در جهان قابل مشاهده را تعیین می کند. این معیار از نظر مفهومی به خوبی تعریف شده است، با توجه به درک ثابت شده از ستارگان و جهان قابل مشاهده، اما مقدار دقیق آن در معرض عدم قطعیت قابل توجهی است.

"میلیاردها و میلیاردها"

پس از پخش کیهان، سیگان به طور گسترده با عبارت "میلیاردها و میلیاردها" همراه شد، علیرغم اینکه هرگز مستقیماً این عبارت دقیق را به زبان نیاورد. او در عوض از عبارت «بیلیون‌ها بر روی میلیاردها» استفاده کرد.

ریچارد فاینمن اغلب از عبارت «میلیاردها و میلیاردها» در سخنرانی‌های فیزیک خود استفاده می‌کرد. با این حال، استفاده مکرر ساگان از اصطلاح میلیاردها، همراه با صدای متمایز او که بر صدای "b" تاکید داشت (انتخابی عمدی برای متمایز کردن آن از "میلیون‌ها" به جای استفاده از جایگزین‌های دست و پاگیر مانند "میلیاردها با "b<")، به طور معروف توسط جان مورد هجو قرار گرفت. ساگان دوست کارسون و مهمان مکرر Tonight Show بود.

کمدین های دیگری از جمله گری کروگر، مایک مایرز، برونسون پینچوت، پن جیلت و هری شیرر، نقش کمدی کارسون را دنبال کردند. فرانک زاپا این عبارت را در آهنگ خود "Be in My Video" تقلید کرد. سیگان با شوخ طبعی این توجه را به خود جلب کرد و در کتاب آخرش با عنوان میلیاردها و میلیاردها به اوج رسید، که با بحثی ساده و خودارجاعی درباره این عبارت جذاب آغاز شد و به علاقه آماتور نجومی کارسون و ادغام عناصر علمی واقعی در تصویرهای کمدی کامپیوتری <3>در رایانه های داخلی اپل در <3>11 اشاره کرد. با نام رمز Power Macintosh 7100 "Carl Sagan" با این آرزو که اپل به "میلیاردها و میلیاردها" فروش دست یابد. اگرچه این نام به عنوان یک نام داخلی باقی ماند، اما ساگان نگران بود که این ارتباط ممکن است به معنای تأیید محصول باشد و در نتیجه نامه توقف و توقفی به اپل صادر کرد. اپل با این درخواست موافقت کرد. با این حال، مهندسان متعاقباً با تغییر نام رمز داخلی به "BHA" مخفف "Butt-Head Astronomer" تلافی کردند. در نوامبر 1995، پس از اقدامات قانونی دیگر، توافقی خارج از دادگاه حاصل شد و دفتر علائم تجاری و ثبت اختراعات اپل بیانیه ای آشتی جویانه صادر کرد که در آن تأیید کرد که "اپل همیشه برای دکتر ساگان احترام زیادی قائل بوده است. هرگز قصد اپل این نبوده که دکتر سیگان یا خانواده اش را با شرمساری و نگرانی طنزآمیز او به همراه داشته باشد." عبارت "میلیاردها و میلیاردها"، اصطلاح sagan به طور رسمی به عنوان واحد اندازه گیری تعریف شده است که مقدار بسیار بزرگ و نامشخصی از هر مورد را نشان می دهد.

انتقادات

در حالی که سیگان به طور گسترده توسط عموم مردم تحسین می شد، شهرت او در جامعه علمی بیشتر تقسیم شد. منتقدان گاهی اوقات کار او را تخیلی، غیر دقیق و خود ستوده می‌دانستند و دیگران در سال‌های آخر عمر از اینکه او سلبریتی را بر مسئولیت‌های هیئت علمی خود اولویت می‌داد شکایت می‌کردند.

هارولد اوری، منتقد برجسته ساگان، معتقد بود که ساگان تبلیغات بیش از حدی برای یک دانشمند دریافت کرده و با برخی از نظریه های علمی با غیر رسمی برخورد می کند. به گفته دیویدسون، یوری و ساگان دارای فلسفه های علمی متفاوتی بودند. یوری، یک «تجربه‌گرای دوران قدیم» از گمانه‌زنی‌های نظری درباره ناشناخته‌ها اجتناب می‌کرد، در حالی که ساگان به راحتی درگیر چنین حدس‌های آشکاری بود. فرد ویپل از ابقای سیگان در هاروارد حمایت کرد، اما متوجه شد که موقعیت یوری به عنوان برنده جایزه نوبل به طور قابل توجهی بر تصمیم هاروارد برای انکار تصدی سیگان تأثیر گذاشته است.

لستر گرینزپون، همکار هاروارد و دوست ساگان، نیز اظهار داشت: "من هاروارد را به اندازه کافی خوب می شناسم که مطمئناً افرادی مانند افرادی وجود ندارند." گرینسپون در ادامه افزود:

به هر کجا که نگاه می‌کرد، از یک ستاره‌شناس در مورد همه موضوعات نقل قول می‌شد، در تلویزیون نمایش داده می‌شد و کتاب‌هایش به‌طور برجسته در کتابفروشی‌های محلی نمایش داده می‌شد.

متعاقباً، برخی از افراد، از جمله یوری، به این باور رسیدند که رویکرد محبوب ساگان برای حمایت علمی در نهایت به نفع جامعه علمی است. یوری به ویژه کتاب 1977 ساگان اژدهای عدن را تحسین کرد و نظر خود را به صورت کتبی به ساگان منتقل کرد: "خیلی دوست دارم و متعجبم که فردی مانند شما چنین دانش صمیمی از ویژگی های مختلف مشکل دارد... من به شما تبریک می گویم... شما مردی با استعدادهای فراوان هستید."

او با این ادعاها مقابله کرد و توضیح داد که چنین سوء استفاده‌هایی پیامد ناخوشایند نقش او به‌عنوان یک اطلاع‌دهنده و تبیین‌کننده علم بوده است، و اظهار داشت که او تلاش می‌کرد تا در صورت امکان، نسبت‌های مناسب را ارائه دهد.

نگرانی های اجتماعی

در طول اوج جنگ سرد، ساگان فعالانه در طرح های خلع سلاح هسته ای شرکت کرد. او فرضیه هایی را در مورد پیامدهای بالقوه درگیری هسته ای، به ویژه پس از مفهوم "گرگ و میش در ظهر" پل کروتزن مطرح کرد که یک تبادل هسته ای قابل توجه می تواند باعث گرگ و میش هسته ای شود و تعادل اکولوژیکی ظریف زمین را از طریق خنک سازی سطح مختل کند. در سال 1983، ساگان یکی از پنج نویسنده بود - که توسط "S" نمایندگی می شد - در مدل بعدی "TTAPS"، یک مقاله تحقیقاتی قابل توجه برای معرفی اصطلاح "زمستان هسته ای" که توسط همکارش ریچارد پی تورکو ابداع شد. او در سال 1984 کتاب سرما و تاریکی: جهان پس از جنگ هسته ای و مسیری که هیچ کس فکر نمی کرد: زمستان هسته ای و پایان مسابقه تسلیحاتی را در سال 1990 نوشت که هر دو فرضیه زمستان هسته ای و دفاع از فاجعه هسته ای را روشن می کنند. ساگان برای استفاده از رسانه ها برای انتشار یک فرضیه بسیار نامطمئن با تردید و مخالفت قابل توجهی مواجه شد. مکاتبات شخصی با ادوارد تلر، فیزیکدان هسته ای، که به صورت دوستانه در حدود سال 1983 آغاز شد، در ابتدا شاهد حمایت تلر از ادامه تحقیقات برای تأیید اعتبار فرضیه زمستان بود. با این حال، تبادل آنها در نهایت باعث شد تا تلر بنویسد: "مبلغ کسی است که از اطلاعات ناقص برای ایجاد حداکثر متقاعدسازی استفاده می کند. من می توانم از شما تعریف کنم که واقعاً یک مبلغ عالی هستید، به خاطر داشته باشید که یک مبلغ هر چه کمتر به نظر برسد بهتر است." زندگی‌نامه‌نویسان سیگان همچنین خاطرنشان کردند که از منظر علمی، زمستان هسته‌ای نشان‌دهنده نقطه پایینی در زندگی حرفه‌ای او بود، اگرچه به‌طور قابل‌توجهی وجهه عمومی او را از نظر سیاسی افزایش داد.

ساگان بیان کرد که در حالی که معادله دریک وجود احتمالی تمدن‌های فرازمینی متعددی را نشان می‌دهد، فقدان شواهد تجربی، همانطور که پارادوکس فرمی بر آن تاکید می‌کند، حاکی از تمایل جوامع تکنولوژیک به خود تخریبی است. این چشم انداز تعهد او را به شناسایی و انتشار اطلاعات در مورد تهدیدهای وجودی بالقوه برای بشریت، با هدف جلوگیری از چنین فاجعه ای و تسهیل ظهور نهایی یک تمدن فضایی افزایش داد. دلهره عمیق او در مورد نابودی بالقوه تمدن بشری از طریق درگیری هسته ای در بخش سینمایی قابل توجهی در قسمت پایانی کیهان با عنوان "چه کسی برای زمین صحبت می کند؟" پیش از این، ساگان از کمیته کاندون هیئت مشاوره علمی نیروی هوایی، که در مورد بشقاب پرنده ها تحقیق می کرد، استعفا داده بود و به طور داوطلبانه از مجوز فوق سری خود به عنوان اعتراضی علیه جنگ ویتنام صرف نظر کرده بود. ساگان پس از ازدواج با رمان‌نویس آن درویان در ژوئن 1981، تعامل سیاسی خود را تشدید کرد، به ویژه در حمایت از تشدید مسابقه تسلیحات هسته‌ای در دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان.

در مارس 1983، پرزیدنت ریگان از ابتکار دفاع استراتژیک پرده برداری کرد، یک تلاش چند میلیارد دلاری با هدف ایجاد یک سیستم دفاعی جامع در برابر حملات موشکی هسته ای، که به سرعت نام "جنگ ستارگان" را به خود اختصاص داد. ساگان، همراه با همکاران علمی متعدد، علناً با این ابتکار مخالفت کرد و ادعا کرد که سطح لازم از کمال فنی برای چنین سیستمی دست نیافتنی است. علاوه بر این، آنها استدلال کردند که ساخت این سیستم بسیار پرهزینه تر از تلاش های دشمن برای دور زدن آن با استفاده از فریب ها و سایر اقدامات متقابل است. آنها همچنین تاکید کردند که اجرای آن عمیقاً «توازن هسته‌ای» موجود بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی را بی‌ثبات می‌کند و در نتیجه از هرگونه پیشرفت در آینده در خلع سلاح هسته‌ای جلوگیری می‌کند.

پس از اعلام میخائیل گورباچف رهبر شوروی مبنی بر تعلیق یک‌جانبه آزمایش‌های تسلیحات هسته‌ای، که در 6 اوت 1985 سالگرد بمباران اتمی-کوین 1985 به اجرا گذاشته شد. هیروشیما – دولت ریگان این اقدام مهم را صرفاً تبلیغی توصیف کرد و از واکنش متقابل خودداری کرد. در نتیجه، فعالان ضد هسته‌ای و صلح آمریکا مجموعه‌ای از تظاهرات اعتراضی را در سایت آزمایش نوادا به راه انداختند که از یکشنبه عید پاک سال 1986 آغاز شد و در سراسر سال 1987 ادامه یافت. سری آزمایش‌های هسته‌ای ارابه‌ران و تفنگدار ایالات متحده.

ساگان از آزادی بیان و آزادی مدنی دفاع می‌کرد. در دوران مک‌کارتی، استاد او، ادوارد کاندون، با اتهامات کمیته فعالیت‌های غیرآمریکایی مجلس نمایندگان (HUAC) مبنی بر «انقلابی بودن در فیزیک» مواجه شد. سیگان پاسخ کاندون را بازگو کرد: "من به اصل ارشمیدس، که در قرن سوم قبل از میلاد فرمول بندی شد، اعتقاد دارم. من به قوانین حرکت سیاره کپلر، کشف شده در قرن هفدهم اعتقاد دارم. من به قوانین نیوتن اعتقاد دارم..." و کاندون در ادامه به برنولی، فوریه، آمپر، ماکس بولتزمن، و ماکس ولزمان اشاره کرد. این پاسخ کمیته را سرگرم نکرد. ساگان ادامه داد: "اما بیشترین چیزی که آنها توانستند به کاندون بچسبانند، همانطور که من به یاد دارم، این بود که او در دبیرستان شغلی داشت که یک روزنامه سوسیالیستی را خانه به خانه با دوچرخه اش تحویل می داد." ساگان و درویان در طول بازدیدهای خود از اتحاد جماهیر شوروی وارد واردات مخفیانه ادبیات ممنوعه شدند.

در طی سخنرانی در مونتیسلو در 4 ژوئیه 1992، سیگان بر نقش حیاتی علم برای شخصیت هایی مانند توماس جفرسون، جان آدامز، و بنجامین فرانکلین که در دموکراسی یافت شده است، و همچنین برای اصول دموکراسی تاکید کرد. آمریکا:

در این سیاره محاصره شده، این یک واقعیت قابل مشاهده است که شکنجه گسترده، قحطی، و فساد حکومتی سیستمی در رژیم های ظالم بیشتر از نظام های دموکراتیک رواج دارد. این نابرابری به این دلیل به وجود می‌آید که رهبران دولت‌های استبدادی در مقایسه با همتایان خود در دموکراسی‌ها با احتمال کمتری برای حذف از قدرت به دلیل تخلفات خود مواجه هستند. این مکانیسم فرآیند تصحیح خطای ذاتی سیستم سیاسی را تشکیل می دهد.

او مشاهده کرد که "ایده‌های جدید، اختراع، و به طور کلی خلاقیت، همیشه پیشرو نوع جدیدی از آزادی هستند - خروج از محدودیت‌های نابسامان. آزادی شرط لازم برای ادامه آزمایش ظریف علم است - که یکی از دلایلی است که اتحاد جماهیر شوروی نمی‌توانست یک دولت توتالیتر باقی بماند و از نظر فنی و در عین حال ترکیبی از رقابت‌پذیری و علم‌زدایی باز باشد. تشویق به تنوع و بحث - پیش نیازی برای ادامه آزمایش ظریف آزادی در یک جامعه صنعتی و بسیار تکنولوژیک است."

او در پایان اظهار داشت:

آموزش جامع در مورد ارزش ذاتی آزادی بیان و سایر آزادی‌های مندرج در منشور حقوق، همراه با درک پیامدهای غیبت و روش‌های اعمال و حفظ آن‌ها، یک پیش‌نیاز اساسی برای شهروندی در ایالات متحده و در واقع برای هر ملتی به‌ویژه در مواردی که این حقوق به اندازه کافی حمایت می‌شوند، تشکیل می‌دهد. مردمی که قادر به مشارکت در تفکر مستقل نیستند یا تمایلی به به چالش کشیدن اقتدار ندارند، در معرض دستکاری صاحبان قدرت قرار می گیرند. برعکس، یک شهروند تحصیلکرده که قادر به قضاوت خود باشد، تضمین می کند که نهادهای حاکم در برابر ما پاسخگو هستند. در نتیجه، ادغام روش علمی و منطق پشت منشور حقوق در برنامه های درسی آموزشی در سطح جهانی ضروری است و ویژگی هایی مانند نجابت، فروتنی و همبستگی مدنی را تقویت می کند.

زندگی و باورهای شخصی

کارل سیگان در سه نوبت ازدواج کرد. اولین ازدواج او در سال 1957 با زیست شناس لین مارگولیس بود که از او صاحب دو فرزند به نام های جرمی و دوریون ساگان شد. طبق گزارش ها، مارگولیس اظهار داشت که ساگان بیشتر مسئولیت های داخلی را به او محول کرده است و معتقد است که از چنین وظایفی معاف است. این ازدواج در سال 1964 منعقد شد. در سال 1968، ساگان با هنرمندی به نام لیندا سالزمن ازدواج کرد و آنها قبل از طلاق در سال 1981 صاحب یک فرزند به نام نیک سیگان شدند. تمرکز شدید ساگان بر روی حرفه‌اش در این دوره‌ها عاملی بالقوه برای طلاق اولیه او در نظر گرفته می‌شود. ازدواج سوم او در سال 1981 با نویسنده آن درویان بود و آنها صاحب دو فرزند به نام های الکساندرا (معروف به ساشا) و ساموئل ساگان شدند. کارل سیگان و درویان تا زمان مرگش در سال 1996 ازدواج کردند.

سیگان یک مدافع برجسته برای جستجوی حیات فرازمینی بود و فعالانه جامعه علمی را تشویق می‌کرد تا از تلسکوپ‌های رادیویی برای تشخیص سیگنال‌های تمدن‌های بالقوه هوشمند فرازمینی استفاده کند. تلاش های متقاعد کننده او در سال 1982 با انتشار طوماری در مجله Science به اوج رسید که SETI (جستجوی هوش فرازمینی) را تأیید می کرد، که امضای 70 دانشمند از جمله هفت برنده جایزه نوبل را به دست آورد. این انتشار به طور قابل توجهی اعتبار حوزه علمی مورد بحث را افزایش داد. علاوه بر این، اعتقاد بر این است که سیگان در پیام آرسیبو فرانک دریک مشارکت داشته است، یک انتقال رادیویی که از رصدخانه آرسیبو در 16 نوامبر 1974 به فضا پخش شد، که برای انتقال اطلاعات در مورد زمین به گیرندگان بالقوه فرازمینی طراحی شده بود.

به مدت 12 سال، سیگان به عنوان مدیر ارشد تحقیقاتی فن‌آوری سیاره‌ایکارشناس حرفه‌ای

روزنامه‌ای حرفه‌ایکارشناس فن‌آوری کار کرد. او یکی از بنیانگذاران انجمن سیاره ای و عضو هیئت امنای موسسه SETI بود. علاوه بر این، ساگان سمت‌هایی را به‌عنوان رئیس بخش علوم سیاره‌ای انجمن نجوم آمریکا، رئیس بخش سیاره‌شناسی اتحادیه ژئوفیزیک آمریکا و رئیس بخش نجوم انجمن آمریکایی برای پیشرفت علم (AAAS) بر عهده داشت.

در حین تدریس در دانشگاه Cornell-style Residevian در مصر، در دانشگاه Cornell-style Residevian در مصر مشغول به کار شد. لبه صخره در ایتاکا در این مدت، او صاحب یک پورشه 911 تارگای قرمز و یک پورشه 914 نارنجی رنگ 1970 بود که پلاک PHOBOS را داشت.

طبیعت گرایی

ساگان مکرراً به موضوعاتی در مورد دین و تأثیر متقابل بین دین و علم می پردازد و اغلب در مورد تصور مرسوم انسان انگاری از خدا ابراز تردید می کند. به عنوان مثال، او اظهار داشت:

بعضی از مردم فکر می‌کنند که خدا یک نر بزرگ و کم‌پوست با ریش‌های سفید بلند است که روی تختی در جایی در آسمان نشسته است و مشغول محاسبه سقوط هر گنجشکی است. دیگران - برای مثال باروخ اسپینوزا و آلبرت انیشتین - خدا را اساساً مجموع قوانین فیزیکی توصیف کننده جهان می دانستند. من هیچ مدرک قانع‌کننده‌ای برای پدرسالاران انسان‌نما نمی‌دانم که سرنوشت انسان را از نقطه‌نظر آسمانی پنهان کنترل می‌کنند، اما دیوانگی است که وجود قوانین فیزیکی را انکار کنیم.

در سال 1981، سیگان دیدگاه خود را در مورد بی‌خدایی ارائه کرد، با این جمله:

ساگان دیدگاه‌های خود را در مورد مسیحیت و کتاب مقدس جفرسون بیشتر بیان کرد و اظهار داشت که مسیحیت ترکیبی از دو جزء ظاهراً ناسازگار است: آموزه‌های عیسی و آموزه‌های پولس. او به تلاش توماس جفرسون برای حذف عناصر پولین از عهد جدید اشاره کرد و مشاهده کرد که متن حاصل، اگرچه به طور قابل توجهی کاهش یافته است، اما سندی عمیقاً الهام‌بخش باقی مانده است.

ساگان معتقد بود که معنویت باید بر پایه درک علمی باشد، و از جانشینی چارچوب‌های دینی سنتی به‌وسیله روش‌های اعتقادی سنتی مبتنی بر روش‌های اعتقادی متدین و مبتنی بر سیستم‌های اعتقادی متکی بر سیستم‌های اعتقادی متکی بر آن است. راز و ماهیت موقت تحقیق علمی در بحث در مورد تأثیر متقابل معنویت و علم، ساگان بیان کرد:

«روح» از کلمه لاتین «نفس کشیدن» آمده است. چیزی که ما تنفس می کنیم هوا است، که قطعا ماده است، هرچند رقیق. علیرغم استفاده برعکس، در کلمه «معنوی» هیچ دلالت ضروری وجود ندارد که ما در مورد چیزی غیر از ماده (از جمله ماده ای که مغز از آن ساخته شده است) یا چیزی خارج از قلمرو علم صحبت می کنیم. در مواقعی، من با خیال راحت از این کلمه استفاده خواهم کرد. علم نه تنها با معنویت سازگار است. این منبع عمیق معنویت است. هنگامی که ما جایگاه خود را در انبوهی از سال های نوری و در گذر اعصار تشخیص می دهیم، هنگامی که پیچیدگی، زیبایی و ظرافت زندگی را درک می کنیم، آن احساس سر به فلک کشیده، آن حس سرخوشی و فروتنی در کنار هم، مطمئناً معنوی است. احساسات ما در حضور هنر یا موسیقی یا ادبیات عالی، یا اقدامات شجاعانه ایثارگرانه مثال زدنی، مانند احساسات مهنداس گاندی یا مارتین لوتر کینگ جونیور، همینطور است.

در ژانویه 1990، یک فراخوان زیست محیطی با عنوان "حفظ و گرامی داشتن زمین" که عمدتاً توسط ساگان نوشته شد و توسط او در کنار سایر دانشمندان برجسته و رهبران مذهبی تایید شد، اظهار داشت که "سوابق تاریخی روشن می‌کند که آموزه‌های دینی، نمونه و رهبری به طور قدرتمندی می‌توانند بر رفتار و تعهد شخصی تأثیر بگذارند...

برای دین نقش حیاتی و علمی وجود دارد." ساگان در سال 1996 محکومیت خود را به عنوان آگنوستیک معرفی کرد. او ادعا کرد که مفهوم خدای خالق برای جهان ذاتاً برای اثبات یا رد تجربی چالش برانگیز است، و پیشنهاد می کند که تنها یافته علمی که می تواند این تصور را به چالش بکشد، کشف یک جهان بی نهایت باستانی است. پسرش، دوریون ساگان، توضیح داد که پدرش با تصور اسپینوزان و انیشتینی از خدا موافق بود و الوهیت را نه به عنوان نیرویی خارج از طبیعت، بلکه به عنوان خود طبیعت، معادل ذاتی آن می‌نگرید.

در سال 2006، آن درویان سخنرانی‌های ساگان در سال 1985 در گلاسکو گیفورد در الهیات طبیعی را در یک جلد منتشر کرد، با عنوان انواع تجربه علمی: دیدگاه شخصی در جستجوی خدا، که در آن ساگان دیدگاه‌های خود را در مورد الوهیت جهان طبیعی بیان می‌کند.

در اواخر عمرش، آثار ادبی ساگان، جهان بینی طبیعت گرایانه او را بیشتر توسعه داد. مجموعه ای که پس از مرگ او منتشر شد، میلیاردها و میلیاردها: افکاری در مورد زندگی و مرگ در آستانه هزاره، شامل مقالات او در مورد موضوعاتی مانند سقط جنین، همراه با مقاله ای از آن درویان است که به بررسی ارتباط بین اعتقادات آگنوستیک و آزاد اندیشی او و قانون جهانی او

هنری قانونی او می پردازد. به شرح زیر است:

ما نور را از اختروشهای دور تشخیص می دهیم فقط به این دلیل که قوانین الکترومغناطیس همان ده میلیارد سال نوری از ما هستند. طیف این اختروش ها تنها به این دلیل قابل تشخیص هستند که عناصر شیمیایی مشابهی در اینجا وجود دارند، و به این دلیل که قوانین مکانیک کوانتومی مشابهی اعمال می شود. حرکت کهکشان ها به دور یکدیگر به دنبال گرانش آشنای نیوتنی است. لنزهای گرانشی و چرخش های تپ اختری دوتایی نسبیت عام را در اعماق فضا نشان می دهند. ما می توانستیم در جهانی با قوانین مختلف در هر استان زندگی کنیم، اما اینطور نیست. این واقعیت نمی تواند احساس احترام و هیبت را برانگیزد.

او با طرح این جمله ادامه داد: "چرا باید چند قانون ساده طبیعت تا این حد توضیح دهد و در سراسر این جهان پهناور چنین تاثیری داشته باشد؟ آیا این همان چیزی نیست که شما از خالق جهان انتظار دارید؟ چرا باید برخی از افراد مذهبی با برنامه تقلیل گرایانه در علم مخالفت کنند، مگر به دلیل عشق نابجا به عرفان؟"

حمایت از ماری جوانا

کارل سیگان از ماری جوانا استفاده کرد و به طور عمومی از آن حمایت کرد. او با نام مستعار "آقای ایکس" مقاله ای در مورد مصرف حشیش برای نشریه 1971 Marihuana Reconsidered نوشت. این مقاله توضیح می دهد که چگونه مصرف ماری جوانا به الهام بخشیدن به برخی از تلاش های خلاقانه ساگان کمک کرده و ادراکات حسی و فکری او را تقویت کرده است. پس از درگذشت ساگان، لستر گرینسپون، همکارش، این جزئیات را برای کی دیویدسون، زندگی نامه نویس سیگان، فاش کرد. انتشار بیوگرافی کارل سیگان: یک زندگی در سال 1999 متعاقباً توجه رسانه ها را به این جنبه از زندگی شخصی ساگان جلب کرد. اندکی پس از مرگ او، بیوه او، آن درویان، ریاست هیئت مدیره سازمان ملی اصلاح قوانین ماری جوانا (NORML) را بر عهده گرفت، یک نهاد غیرانتفاعی که متعهد به حمایت از اصلاح قانون حشیش است.

اشیاء پرنده ناشناس

در سال 1947، سال مهمی که شیفتگی گسترده به "بشقاب پرنده" را آغاز کرد، کارل سیگان جوان این نظریه را مطرح کرد که این "دیسک های" مشاهده شده به طور بالقوه می توانند فضاپیماهای فرازمینی باشند. تعامل او با حساب‌های بشقاب پرنده‌ها باعث شد در 3 آگوست 1952 نامه‌ای به دین آچسون وزیر امور خارجه ایالات متحده ارسال کند و در مورد واکنش بالقوه دولتی در صورتی که بشقاب‌های پرنده منشأ فرازمینی بودن تأیید شود، جویا شد. متعاقباً، در سال 1964، با ژاک والی درگیر بحث‌های متعددی پیرامون این موضوع شد. ساگان علیرغم شک و تردید قابل توجهی که در مورد توضیحات خارق‌العاده برای پدیده بشقاب پرنده داشت، اظهار داشت که تحقیقات علمی در مورد این موضوع، اساساً به دلیل علاقه گسترده عمومی به گزارش‌های بشقاب پرنده، ضروری است.

استوارت آپل مشاهده می‌کند که ساگان «مکرراً آنچه را که به عنوان پدیده‌های منطقی و تجربی مرتبط با ناسازگاری‌های یوفو و ناسازگاری‌های یوفو مرتبط می‌داند، مستند می‌کند». در حالی که ساگان فرضیه‌های فرازمینی را برای این پدیده‌ها رد کرد، او ادعا کرد که بررسی گزارش‌های یوفو هم مزیت‌های تجربی و هم از نظر آموزشی را ارائه می‌دهد، در نتیجه موضوع را به عنوان یک حوزه معتبر برای تحقیقات آکادمیک معرفی می‌کند.

در سال 1966، سیگان به‌عنوان عضوی از کمیته ویژه‌ای که وظیفه بررسی ابتکارات پروژه ایالات متحده را به‌منظور بررسی ابتکارات ابداع هوای ایالات متحده برای کتاب آبی آب‌نما، بررسی می‌کرد، خدمت کرد. کمیته تشخیص داد که Project Blue Book فاقد دقت علمی است و پیشنهاد ایجاد یک پروژه وابسته به دانشگاه را برای بررسی دقیق‌تر پدیده UFO داد. این توصیه منجر به تشکیل کمیته کاندون (1966-1968) به ریاست فیزیکدان ادوارد کاندون شد که به طور رسمی در گزارش نهایی خود به این نتیجه رسید که بشقاب پرنده ها، صرف نظر از ماهیت واقعی خود، رفتارهایی نشان دهنده تهدید امنیت ملی از خود نشان نمی دهند.

ران وستروم جامعه شناس اظهار می دارد که "مهم ترین درگیری سیگان با مسئله بشقاب پرنده در سمپوزیوم AAAS در سال 1969 رخ داد." شرکت‌کنندگان مجموعه‌ای متنوع از دیدگاه‌های آگاهانه را در مورد این موضوع ارائه کردند، که هم طرفدارانی مانند جیمز مک‌دونالد و جی. آلن هاینک و هم افراد بدبین از جمله ستاره‌شناسان ویلیام هارتمن و دونالد منزل را در بر می‌گرفت. ترکیب سخنرانان به دقت متعادل بود، و ارائه سمپوزیوم، علیرغم مخالفت ادوارد کاندون، به عنوان شاهدی بر تأثیر ساگان است. ساگان با همکاری فیزیکدان تورنتون پیج، سخنرانی ها و بحث های سمپوزیوم را ویرایش کرد که متعاقباً در سال 1972 تحت عنوان UFO's: A Scientific Debate منتشر شد. چندین مورد از نشریات متعدد ساگان موضوع یوفوها را مورد بررسی قرار دادند (موضوعی که در قسمتی از کیهان نیز به آن پرداخته شد)، و او یک بعد مذهبی نهفته را برای این پدیده مطرح کرد.

او بیان کرد:

گهگاه، نامه‌ای از شخصی دریافت می‌کنم که با افراد دیگر در تماس است. از من دعوت شده است که «هر چیزی را از آنها بپرسم.» و بنابراین، در طول سال ها فهرستی از سؤالات را آماده کرده ام. این موجودات فرازمینی بسیار پیشرفته هستند، یادتان باشد. بنابراین من چیزهایی مانند "لطفاً یک اثبات کوتاه برای آخرین قضیه فرما ارائه دهید." یا حدس گلدباخ می‌پرسم. پس باید توضیح دهم که اینها چیستند، زیرا فرازمینی ها آن را آخرین قضیه فرما نمی نامند. بنابراین من معادلات ساده و توان ها را می نویسم. هیچ وقت جواب نمیگیرم از سوی دیگر، اگر چیزی مانند «آیا ما باید خوب باشیم؟» بپرسم، تقریباً همیشه پاسخی دریافت می‌کنم. هر چیز مبهم، به ویژه شامل قضاوت های اخلاقی متعارف، این بیگانگان از پاسخ به آن بسیار خوشحال هستند. اما در مورد هر چیز خاص، جایی که فرصتی برای فهمیدن اینکه آیا واقعا چیزی فراتر از آنچه بیشتر انسان ها می دانند یا خیر، وجود دارد، فقط سکوت وجود دارد. از این توانایی تفاضلی برای پاسخ دادن به سؤالات می توان چیزی استنباط کرد.

او خاطرنشان کرد: "فکر کردن به سوالاتی که هیچ انسانی امروزی پاسخ آنها را نمی‌داند، تمرینی تحریک‌کننده است، اما در جایی که پاسخ صحیح بلافاصله به این صورت تشخیص داده می‌شود. فرمول‌بندی چنین سوالاتی در رشته‌هایی غیر از ریاضیات چالش‌برانگیزتر است. شاید باید مسابقه‌ای برگزار کنیم و بهترین پاسخ‌ها را در "ده سوال برای پرسیدن از یک بیگانه" جمع‌آوری کنیم.

مرگ

پس از یک نبرد دو ساله با میلودیسپلازی، که طی آن سه پیوند مغز استخوان از خواهرش انجام شد، ساگان در سن 62 سالگی در 20 دسامبر 1996 در مرکز تحقیقات سرطان فرد هاچینسون در سیاتل به ذات الریه تسلیم شد. تشییع او در قبرستان لیک ویو در ایتاکا، نیویورک انجام شد.

میراث

ساگان به‌خاطر الهام بخشیدن به نسلی از دانشمندان و افراد درگیر در عمومی‌سازی علم به‌طور گسترده شناخته شده است. شایان ذکر است، سایمون سینگ کار خود را، بیگ بنگ، به کارل سیگان، جیمز بورک، مگنوس پایک، هاینز ولف، پاتریک مور، جانی بال، راب باکمن، میریام استوپارد، ریموند باکستر و همه تهیه‌کنندگان و کارگردانان تلویزیون علمی که برانگیختن علاقه‌مندی من به علم در جوایز دانشگاه چیگان هستند، تقدیم کرد.

به افتخار او نامگذاری شد.

مجله Discover ارتباط کیهانی را به عنوان یکی از بیست و پنج کتاب علمی مهمی که تا کنون منتشر شده است به رسمیت شناخت.

در سال 2013، جیمز اچ. در این مراسم سخنرانانی مانند کارولین پورکو، بیل نای و کیپ تورن حضور داشتند. متعاقباً، در سال 2014، درویان و ست مک فارلین با همکاری مشترک کیهان: ادیسه فضا-زمان را تولید کردند که توسط نیل دگراس تایسون میزبانی شد.

به او مدال رفاه عمومی، بالاترین جایزه آکادمی ملی علوم، به خاطر "کاربرد عمومی" در زمینه "کاربرد عمومی" اعطا شد. با این حال، طبق گزارش ها، درخواست او برای عضویت در آکادمی به دلیل این تصور که فعالیت های رسانه ای گسترده او باعث بیگانه شدن تعداد زیادی از دانشمندان همکار شده است، رد شد.

  • جایزه سالانه تعالی تلویزیون (1981) از دانشگاه ایالتی اوهایو برای سریال PBS Cosmos: A Personal Voyage.
  • جایزه دستاورد آپولو از سازمان ملی هوانوردی و فضایی.
  • مدال خدمات عمومی ممتاز ناسا از سازمان ملی هوانوردی و فضایی (1977).
  • جایزه امی برای دستاوردهای فردی برجسته (1981) برای سریال PBS Cosmos: A Personal Voyage.
  • جایزه امی برای سریال های اطلاعاتی برجسته (1981) برای سریال PBS Cosmos: A Personal Voyage.
  • همکار انجمن فیزیک آمریکا (1989).
  • مدال دستاورد علمی استثنایی از سازمان ملی هوانوردی و فضایی.
  • جایزه رهبری هلن کالدیکات، اعطا شده توسط اقدام زنان برای خلع سلاح هسته ای.
  • جایزه هوگو برای بهترین نمایش دراماتیک (1981) برای Cosmos: A Personal Voyage.
  • جایزه هوگو برای بهترین کتاب غیرداستانی مرتبط (1981) برای کیهان.
  • جایزه هوگو برای بهترین نمایش دراماتیک (1998) برای تماس.
  • انسان‌شناس سال (1981)، ارائه‌شده توسط انجمن انسان‌گرای آمریکا.
  • برای عضویت در انجمن فلسفی آمریکا (1995) انتخاب شد.
  • جایزه در ستایش دلیل (1987) از کمیته تحقیقات شکاک.
  • جایزه اسحاق آسیموف (1994) از کمیته تحقیقات شکاک.
  • جایزه فضانوردی جان اف کندی (1982) از انجمن فضانوردی آمریکا.
  • جایزه یادبود کمپبل ویژه غیرداستانی (1974) برای ارتباط کیهانی: دیدگاه فرازمینی.
  • جایزه جوزف پریستلی، با قدردانی از "کمک های برجسته به رفاه بشر."
  • جایزه کلمپکه-رابرتس از انجمن نجوم اقیانوس آرام (1974).
  • جایزه لوح طلایی از آکادمی دستاوردهای آمریکا (1975).
  • مدال کنستانتین تسیولکوفسکی، اعطا شده توسط فدراسیون فضانوردان شوروی.
  • جایزه Locus (1986) برای تماس.
  • جایزه کتاب لس آنجلس تایمز در دسته علم و فناوری (1996) برای دنیای جن زده از جن: علم به مثابه شمع در تاریکی.
  • جایزه لاول توماس از باشگاه کاوشگران، به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد آن.
  • جایزه ماسورسکی از انجمن نجوم آمریکا.
  • کمک هزینه پژوهشی میلر از موسسه میلر (1960-1962).
  • مدال ارستد (1990) از انجمن معلمان فیزیک آمریکا.
  • جایزه Peabody (1980) برای سریال PBS Cosmos: A Personal Voyage.
  • Le Prix Galabert d'astronautique از فدراسیون بین المللی فضانوردی (IAF).
  • مدال رفاه عمومی (1994) از آکادمی ملی علوم.
  • جایزه پولیتزر برای ادبیات غیرداستانی عمومی (1978) برای اژدهای عدن.
  • جایزه داستان علمی تخیلی برای ارائه دراماتیک (1998) برای تماس.
  • مدال UCLA (1991).
  • در سال 2004 وارد تالار مشاهیر فضایی بین‌المللی شد.
  • در 5 ژوئن 2005، او در طول سریال تلویزیونی بزرگترین آمریکایی که از کانال دیسکاوری پخش شد، به عنوان "99امین برترین آمریکایی" انتخاب شد.
  • در 10 نوامبر 2011 به وی عضویت افتخاری در انجمن ادبی دموستنی اعطا شد.
  • در سال 2009، او به تالار مشاهیر نیوجرسی معرفی شد.
  • کمیته تحقیقات شکاک (CSI) او را در آوریل 2011 به پانتئون شکاکان خود معرفی کرد.
  • در 23 نوامبر 1998، او نشان صلیب بزرگ نشان شمشیر سنت جیمز را از پرتغال دریافت کرد.
  • کالج ویتیر در سال 1978 مدرک دکترای افتخاری علوم (Sc.D.) را به او اعطا کرد.
  • جایزه سالستیس کیت ویلهلم 2012 توسط انجمن نویسندگان علمی تخیلی و فانتزی به او اهدا شد.

تشخیص پس از مرگ

مکان هایی که نام او را گرامی می دارند

در سال 1993، Sky & تلسکوپ مسابقه ای را برای پیشنهاد نام های جایگزین برای مدل بیگ بنگ ترتیب داد. موارد ارسالی شامل «Hubble Bubble»، «Bertha D. Universe» و «SAGAN» (مخفف «Scientists Awestruck at God’s Awesome Nature») بود. با این حال، هیئت داوران، که متشکل از ساگان، تیموتی فریس، و هیو داونز بودند، همه پیشنهادات را رد کردند.

Sagan Planet Walk، نمایشی در مقیاس پیاده روی از منظومه شمسی، در سال 1997 در ایتاکا، نیویورک فعالیت خود را آغاز کرد. این نمایشگاه 1.2 کیلومتر از منطقه علمی فعال است، که به پایین شهر متصل می شود. موزه این نصب یادبود ساگان است که در ایتاکا زندگی می کرد و به عنوان پروفسور کرنل خدمت می کرد و همچنین یکی از اعضای موسس هیئت مشاوران موزه بود.

در 5 ژوئیه 1997، محل فرود فضاپیمای بدون خدمه مریخ رهیاب رسماً به عنوان ایستگاه یادبود کارل ساگان تغییر نام داد.

سیارک 2709 ساگان نیز نام خود را دارد، همانطور که موسسه کارل ساگان، اختصاص داده شده به اکتشاف سیاره‌های قابل سکونت. همزمان با تولد 67 سالگی ساگان، مرکز تحقیقات ایمز به طور رسمی مکان را برای مرکز مطالعات زندگی در کیهان کارل سیگان اختصاص داد. دانیل گلدین، مدیر ناسا اظهار داشت: "کارل یک بیننده باورنکردنی بود و اکنون میراث او را می توان توسط یک آزمایشگاه تحقیقاتی و آموزشی قرن 21 حفظ و ارتقا داد که متعهد به افزایش درک ما از زندگی در جهان و پیشبرد اهداف اکتشافات فضایی برای همه زمان ها است." آن درویان در افتتاحیه رسمی مرکز در 22 اکتبر 2006 شرکت کرد.

تئاتر کارل سیگان و آن درویان در مرکز تحقیقات غرب در لس آنجلس در تاریخ 21 اکتبر 2019 افتتاح شد.

کتابخانه گسترده او از مقالات، که در مجموع 500 مورد از 595 مورد نگهداری می‌شود، در 21 اکتبر 2019 نگهداری می‌شود. کنگره.

جوایز با نام او

حداقل سه جایزه متمایز به افتخار ساگان ایجاد شده است:

  • جایزه یادبود کارل ساگان، که به طور مشترک از سال 1997 توسط انجمن نجوم آمریکا و انجمن سیاره ای اعطا می شود.
  • مدال کارل ساگان برای تعالی در ارتباطات عمومی در علوم سیاره‌ای، که از سال 1998 توسط بخش علوم سیاره‌ای انجمن نجوم آمریکا (AAS/DPS) برای تشخیص ارتباطات عمومی استثنایی توسط یک دانشمند سیاره‌شناس فعال اعطا می‌شود. شایان ذکر است، کارل سیگان یکی از اعضای اولیه کمیته سازماندهی DPS بود.
  • جایزه کارل ساگان برای درک عمومی از علم، ارائه شده توسط شورای رؤسای انجمن های علمی (CSSP). خود ساگان دریافت کننده افتتاحیه این جایزه CSSP در سال 1993 بود.

جوایز اعطا شده به او

در آگوست 2007، گروه تحقیقات مستقل (IIG) پس از مرگ جایزه یک عمر دستاورد را به ساگان اعطا کرد. این قدردانی به هری هودینی و جیمز رندی نیز اعطا شده است.

در سال 2022، ساگان پس از مرگ جایزه آینده زندگی را دریافت کرد و از کمک های خود "برای کاهش خطر جنگ هسته ای با توسعه و رواج علم زمستان هسته ای" قدردانی کرد. بیوه او، آن درویان، این افتخار را پذیرفت که در بین هفت نفر دیگر که در تحقیقات زمستانی هسته ای مشارکت داشتند، به اشتراک گذاشته شد.

در فرهنگ عامه

فیلم تماس ساخته رابرت زمکیس از رمان ساگان با عنوان یکسان اقتباس شده است. این تولید پس از درگذشت او نهایی شد و با تقدیم "برای کارل" به پایان رسید. عکسی از ساگان نیز در داخل فیلم نمایش داده شده است.

The Beastie Boys در آلبوم خود To the 5 Boroughs با این شعر از ساگان تقدیر کردند: "میلیاردها و میلیاردها قافیه برای تطبیق دارم / "چون من قافیه های بیشتری نسبت به یقه های یقه اسکی کارل سیگان دارم."

نیک سیگان، پسر کارل سیگان، با نوشتن اپیزودهای متعدد به مجموعه Star Trek کمک کرد. در قسمت Star Trek: Enterprise "Terra Prime"، تصویری مختصری از مریخ نورد Sojourner از کار افتاده، یکی از اجزای مأموریت رهیاب مریخ، که در کنار یک نشانگر تاریخی در ایستگاه یادبود کارل ساگان در مریخ قرار دارد، نشان می‌دهد. این نشانگر نقل قولی از ساگان دارد: "به هر دلیلی که در مریخ هستید، خوشحالم که آنجا هستید و ای کاش با شما بودم." علاوه بر این، استیو اسکوایرز، شاگرد سابق ساگان، سرپرست تیم مسئول فرود موفقیت آمیز مریخ نوردهای روح و فرصت در سال 2004 بر روی مریخ بود.

در سپتامبر 2008، بن جردن آهنگساز نقطه آبی کمرنگ را منتشر کرد. در سال 2009، ابتکار موسیقی "Symphony of Science" گزیده‌های مختلفی از روایت ساگان از مجموعه تلویزیونی کیهان او را ترکیب کرد و متعاقباً آنها را به موسیقی الکترونیکی تبدیل کرد. این ویدیوها در مجموع بیش از 21 میلیون بازدید جهانی در YouTube به دست آورده اند.

فیلم کوتاه علمی تخیلی سوئدی 2014 Wanderers بخش هایی از روایت ساگان از کتاب نقطه آبی کمرنگ را به نمایش می گذارد که بر روی تصاویر کامپیوتری که گسترش بالقوه بشریت در فضا را نشان می دهد پوشانده شده است.

در فوریه ۲۰۱۵، گروه سمفونیک متال فنلاندی نایت‌ویش آهنگ «Sagan» را به‌عنوان یک آهنگ جایزه بدون آلبوم همراه با تک‌آهنگ خود «Élan» منتشر کرد. این آهنگ که توسط ترانه‌سرا، آهنگساز و نوازنده کیبورد، توماس هولوپاینن نوشته شده است، به عنوان ادای احترام به زندگی و مشارکت حرفه‌ای ساگان عمل می‌کند.

در فوریه ۲۰۱۹، گروه پراگرسیو متال Dream Theater آهنگ خود را «Pale Blue Dot» به ساگان تقدیم کرد. این آهنگ با یک کلیپ صوتی با حضور نیک سیگان شروع می شود که می گوید: "سلام از بچه های سیاره زمین."

در سال 2019، ساشا سیگان، دختر کارل سیگان، برای موجودات کوچکی مانند ما: تشریفات برای یافتن معنی در دنیای بعید ما را منتشر کرد، اثری که پدر و مادرش را تجربه کرده بود و تجربه پدر و مادرش را به تصویر می کشید. چهارده ساشا ساگان با بسط موضوع اصلی آثار پدرش، در برای موجودات کوچکی مانند ما بیان می کند که شک و تردید مترادف با بدبینی نیست.

کتابخانه کنگره کیهان را به عنوان یکی از "کتاب هایی که آمریکا را شکل داد" به رسمیت شناخت. متعاقباً، در سال 2022، اجرای کتاب صوتی نقطه آبی کمرنگ ساگان به ثبت ملی ثبت شد و به دلیل ارزش "فرهنگی، تاریخی، یا زیبایی شناختی مهم" آن مورد تایید قرار گرفت.

ساگان به‌طور برجسته در مستندهای Emer Reynold به کاوش می‌پردازد. برنامه Voyager.

در سال 2023، فیلم Voyagers به کارگردانی سباستین للیو با بازیگران اندرو گارفیلد در نقش ساگان و دیزی ادگار جونز در نقش همسر سوم ساگان، آن درویان، معرفی شد. فیلم‌های برنامه‌ریزی‌شده برای اکران در سال 2025: الیو و زندگی چاک.

درویان حادثه‌ای را بازگو می‌کند که در آن یک باربر از ساگان برای حمل چمدانش امتناع کرد و گفت: "تو جهان را به من دادی."

انتشارات

فهرستی از فعالان صلح

  • لیست فعالان صلح
  • نیل دگراس تایسون

یادداشت های توضیحی

مراجع

نقل‌ها

مراجع نقل شده

  • آخنباخ، جوئل (1999). تسخیر شده توسط بیگانگان: جستجوی زندگی و حقیقت در یک جهان بسیار بزرگ. نیویورک: Simon & شوستر. ISBN 978-0-684-84856-3. LCCN 99037592. OCLC 41606346.دیویدسون، کی (1999). کارل سیگان: یک زندگی. نیویورک: جان وایلی و پسران. ISBN 978-0-471-25286-3. LCCN 41.503 class="citation journal cs1" morrison"="" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=book&rft.btitle=Carl+ Sagan%3A+A+Life&rft.place=New+York&rft.pub=John+Wiley+%26+Sons&rft.date=1999&rft_id=info%3Aoclcnum%2F41 580617&rft_id=info%3Alccn%2F99036206&rft.isbn=978-0-471-25286-3&rft.aulast=Davidson&rft.aufirst=Keay&a mp;rft_id=https%3A%2F%2Farchive.org%2Fdetails%2Fcarlsaganlife00davi&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
  • AmeriQuests. 3 (2). doi:10.15695/amqst.v3i2.84. ISSN 1553-4316.Head, Tom, ed. (2006). مکالمه با کارل سیگان (ویرایش اول). جکسون، MS: انتشارات دانشگاه می سی سی پی. ISBN 978-1-57806-736-70.7.4.4. OCLC 60375648.پاوندستون، ویلیام (1999). کارل سیگان: زندگی در کیهان. نیویورک: هنری هولت و شرکت. ISBN 978-0-8050-5766-9. LCCN 99014615. OCLC 40979822.Spangenburg, Ray; Moser, Kit (2004). Carl Sagan: A Biography. Westport, CT: Greenwood Publishing Group. ISBN 978-0-313-32265-5 CC1520. OCLC 55846272.ترزیان، یروانت; بیلسون، الیزابت، ویراستاران. (1997).جهان کارل سیگان. کمبریج؛ نیویورک: انتشارات دانشگاه کمبریج. ISBN 978-0-521-57603-1. LCCN 96040511. OCLC 36130681.ترزیان، یروانت و ویرجینیا تریمبل. "کارل سیگان (1934–1996)." بولتن AAS 29، شماره 4 (1 ژانویه 1997).مجموعه ست مک فارلین از بایگانی کارل سیگان و آن درویان، که از سال 1860 تا 2004 و با حجم انبوهی از سال‌های 1962 تا 1997، در کتابخانه کنگره نگهداری می‌شود.
    • مجموعه ست مک فارلین از آرشیو کارل سیگان و آن درویان، 1860-2004 (انبوه 1962-1997). کتابخانه کنگره
    • پورتال کارل ساگان
    • دیسکوگرافی کارل سیگان در Discogs
    • موریسون، دیوید. "کارل سیگان." خاطرات بیوگرافی آکادمی ملی علوم (2014).
    • دیوید موریسون، "کارل سیگان"، خاطرات بیوگرافی آکادمی ملی علوم (2014)
    • کارل سیگان در برنامه زندگی‌های بزرگ رادیو بی‌بی‌سی در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۷ نمایش داده شد.
    • کارل سیگان - زندگی عالی، رادیو بی بی سی، 15 دسامبر 2017
    • مصاحبه ای با کارل سیگان، با عنوان "مردی که زمانش فرا رسیده است" که توسط ایان ریدپات انجام شد، در New Scientist در 4 ژوئیه 1974 منتشر شد.
    • دیوید موریسون مقاله "زندگی و میراث کارل سیگان به عنوان دانشمند، معلم و شکاک" را برای کمیته تحقیقات شکاکانه نوشت.
    • در سال 1962، زمانی که کارل سیگان در دانشگاه استنفورد بود، مقاله بحث برانگیزی با عنوان "تماس مستقیم در میان تمدن های کهکشانی توسط پرواز فضایی بین ستاره ای نسبیتی" نوشت که توسط کمک هزینه تحقیقاتی ناسا تامین شد. این مقاله که به عنوان سرور گزارش‌های فنی ناسا (NTRS) 19630011050 شناسایی شده است، چنین فرض می‌کند که مداخله بیگانگان باستانی ممکن است آغازگر تمدن بشر باشد.
    • کارل ساگان نمایشی ارائه کرد که روش اراتوستن را برای تعیین شکل کروی زمین و محیط تقریبی آن نشان می‌دهد.

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Carl Sagan

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی Carl Sagan.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Carl Sagan Carl Sagan کیست زندگی Carl Sagan پژوهش‌های Carl Sagan کشف‌های Carl Sagan دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Carl Sagan کیست؟
  • Carl Sagan چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی Carl Sagan چیست؟
  • چرا Carl Sagan مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش