TORIma Academy Logo TORIma Academy
Carl Linnaeus
دانش

Carl Linnaeus

TORIma آکادمی — زیست شناس / گیاه شناس

Carl Linnaeus

Carl Linnaeus

کارل لینئوس (زاده ۲۳ مه ۱۷۰۷ – درگذشته ۱۰ ژانویه ۱۷۷۸)، که پس از نجیب‌شدن در سال ۱۷۶۱ با نام کارل فون لینه نیز شناخته می‌شود، زیست‌شناس و پزشک سوئدی بود که…

کارل لینه (23 مه 1707 - 10 ژانویه 1778)، که بعدها پس از نجابتش در سال 1761 به عنوان کارل فون لینه شناخته شد، زیست شناس و پزشک برجسته سوئدی بود. او با رسمیت بخشیدن به نامگذاری دو جمله ای، روش معاصر برای طبقه بندی موجودات، و به طور گسترده به عنوان "پدر طبقه بندی مدرن" شناخته می شود. بخش قابل توجهی از آثار علمی او به زبان لاتین سروده شد، جایی که نام او به عنوان Carolus Linnæus ظاهر شد، و متعاقبا، پس از نجیب‌شدن در سال 1761، به عنوان Carolus a Linné.

کارل لینه (زاده ۲۳ مه ۱۷۰۷ – درگذشته ۱۰ ژانویه ۱۷۷۸)، که پس از نجیب‌شدن در سال ۱۷۶۱ به نام کارل فون لینه نیز شناخته می‌شود، زیست‌شناس و پزشک سوئدی بود که نام‌گذاری دوجمله‌ای، سیستم مدرن نام‌گذاری موجودات را رسمیت داد. او به عنوان "پدر طبقه بندی مدرن" شناخته می شود. بسیاری از نوشته های او به زبان لاتین بود. نام او در لاتین به صورت Carolus Linnæus و پس از نجابت او در سال 1761، به عنوان کارولوس ترجمه شده است. Linné.

لینه متولد شده در Råshult، یک منطقه روستایی Småland در جنوب سوئد، Linnaeus پسر یک سرپرست بود. او اکثریت مطالعات پیشرفته خود را در دانشگاه اوپسالا دنبال کرد، جایی که در سال 1730 شروع به سخنرانی در گیاه شناسی کرد. از سال 1735 تا 1738، او در خارج از کشور اقامت کرد، به انجام مطالعات و انتشار نسخه افتتاحیه کار مهم خود، ، در هلند. پس از بازگشت به سوئد، در اوپسالا به عنوان استاد پزشکی و گیاه شناسی مشغول به کار شد. در طول دهه 1740، لینه سفرهای متعددی را در سراسر سوئد برای شناسایی و طبقه بندی گیاهان و جانوران انجام داد. در طول دهه‌های 1750 و 1760، او در جمع‌آوری و طبقه‌بندی حیوانات، گیاهان و مواد معدنی اصرار داشت و همزمان چندین جلد منتشر کرد. با درگذشت خود در سال 1778، او به عنوان یکی از مشهورترین دانشمندان اروپا شناخته شد.

لینائوس القاب Princeps botanicorum the Northeasts (Princeps botanicorum) و Plince (Prince) از بوتانی ها (Princeps) و شمالگان (Prince) به لینائوس داده شده است. علاوه بر این، او به‌عنوان شخصیتی بنیادی در توسعه بوم‌شناسی مدرن شناخته می‌شود.

در زمینه گیاه‌شناسی، مخفف L. به‌عنوان منبع معتبر برای نام‌گذاری گونه‌ها، لینه را نشان می‌دهد. در جانورشناسی، مخفف Linnaeus معمولاً استفاده می شود، اگرچه L.، Linnæus، و Linné نیز استفاده می شود. انتشارات تاریخی ممکن است دارای مخفف "Linn. باشند." قابل توجه است که خود لینه به عنوان نمونه نوع انسان، Homo sapiens

تعیین شده است.

زندگی اولیه

کودکی

کارل لینه در 23 می 1707 در راشولت، روستایی واقع در اسمالند، سوئد به دنیا آمد. او فرزند ارشد نیکولاس (نیلز) لینائوس با نام اصلی نیلز اینگمارسون و کریستینا برودرسونیا بود. پدرش، نیلز، که از دودمان دهقانان و کشیشان می آمد، وزیر لوتری، گیاه شناس آماتور بود و به عنوان سرپرست استنبرهولت، دهکده کوچکی در اسمالند خدمت می کرد. کریستینا دختر ساموئل برودرسونیوس، رئیس استنبرهولت بود. پس از مرگ پدربزرگش، ساموئل برودرسونیوس، یک سال پس از تولد لینه، نیلز سمت ریاست را در Stenbrohult به عهده گرفت و باعث شد که خانواده از محل سکونت متصدی به ریاست خانه منتقل شوند. لینه از دوران کودکی تمایل عمیقی به گیاهان، به ویژه گل ها نشان داد. نقل شده است که دادن یک گل به او می تواند در مواقع ناراحتی فوراً او را آرام کند. نیلز اغلب اوقات را در باغ خود می گذراند و لینه را با گل های مختلف و نام آنها آشنا می کرد. پس از آن، لینه قطعه زمین خود را برای کشت اختصاص داد.

پدر کارل اولین عضو اصل و نسب خانوادگی او بود که نام خانوادگی ثابتی برای خود انتخاب کرد. پیش از این، اجداد او به سیستم نامگذاری نام خانوادگی رایج در کشورهای اسکاندیناوی پایبند بودند. به عنوان مثال، پدرش اینگمارسون نامیده شد که برگرفته از پدر خود، اینگمار بنگتسسون بود. نیلز پس از پذیرش در دانشگاه لوند، ملزم به داشتن نام خانوادگی شد. او نام خانوادگی لاتینی شده Linnæus را با الهام از یک درخت آهک قابل توجه، معروف به lind در سوئدی، که در ملک اجدادی خانواده قرار دارد، انتخاب کرد. این نام خانوادگی به طور مداوم با رباط æ ارائه شده است. کارل متعاقباً کارل لینهوس نام گرفت و نام خانوادگی انتخابی پدرش را به ارث برد. او نیز همواره از æ ligature هم در دست نوشته های شخصی و هم در آثار منتشر شده خود استفاده می کرد. با توجه به سیستم نام خانوادگی، نام کامل کارل کارل نیلسون لینیوس بود.

آموزش اولیه

لینه از دوران کودکی، آموزش های اساسی لاتین، مطالعات دینی و جغرافیا را از پدرش دریافت کرد. در سن هفت سالگی، نیلز تصمیم گرفت که یک معلم خصوصی برای پسرش استخدام کند، و یوهان تلندر، فرزند یک مرد محلی را انتخاب کرد. لینائوس مخالفت قابل توجهی را با تلندر ابراز کرد و در زندگی نامه خود خاطرنشان کرد که مربی "بهتر است استعدادهای کودک را از بین ببرد تا اینکه آنها را شکوفا کند."

در سال 1717، دو سال پس از شروع تدریس اولیه، لینه در مدرسه گرامر پایین در وکسیو ثبت نام کرد. در این دوره، لینئوس سخت کوشی دانشگاهی محدودی از خود نشان داد و اغلب برای مشاهده گیاهان به حومه شهر می رفت. پدرش پس از ملاقات و دریافت گزارش های نامطلوب از پیشوایان لینه، به فکر شاگردی او نزد یک پینه دوز افتاد. با این حال، مدیر مدرسه، دانیل لانروس، علاقه فزاینده لینائوس به گیاه شناسی را تشخیص داد و او را به یوهان روتمن، پزشک استانی اسمالند و یک مربی در Katedralskolan در Växjö معرفی کرد. روتمن نه تنها دانش گیاه شناسی لینه را تعمیق بخشید، بلکه علاقه او را به پزشکی نیز تقویت کرد. لینه در سن 17 سالگی آشنایی گسترده ای با متون گیاه شناسی معاصر پیدا کرد. او در ژورنال خود ثبت کرد که "روز و شب می خواند، مانند پشت دست من، کتاب گیاهان دارویی ریداهولم آروید مانسون، فلورا Åboensis تیلاندز، Serta Florea Suecanaros و Chiloi> از پالمبرگ، Goicaloi> و Chiloi>" را می خواند. Hortus Upsaliensis رودبکی".

در سال 1724، لینه در Växjö Katedralskola تحصیل کرد و برنامه درسی را دنبال کرد که عمدتاً بر یونانی، عبری، الهیات و ریاضیات متمرکز بود، موضوعاتی که معمولاً برای دانش آموزان مقدر شده بود. پدر لینه در آخرین سال تحصیلی خود در ورزشگاه، از پیشرفت تحصیلی پسرش پرس و جو کرد، اما بیشتر استادان به او اطلاع دادند که مرد جوان فاقد پتانسیل علمی است. با این وجود، روتمن دیدگاه متفاوتی داشت و پیشنهاد کرد که لینه استعداد حرفه‌ای در پزشکی را دارد. روتمن از لینه دعوت کرد تا با خانواده‌اش در وکسیو اقامت کند و آموزش فیزیولوژی و گیاه‌شناسی ارائه کرد، پیشنهادی که نیلز، پدر لینه، آن را پذیرفت.

مطالعات دانشگاهی

لوند

روتمن به طور قابل توجهی بر لینائوس تأثیر گذاشت و سختگیری علمی گیاه شناسی را نشان داد. او به لینه در طبقه بندی گیاهان با استفاده از سیستم تورنفور آموزش داد و او را با نظریه های سباستین ویلانت در مورد تولید مثل جنسی گیاهان آشنا کرد. در سال 1727، در سن 21 سالگی، لینه در دانشگاه لوند در اسکانیا (اسکانه) ثبت نام کرد. ثبت نام او از شکل لاتینی شده نامش استفاده کرد، Carolus Linnæus، نامی که او متعاقباً برای آثار علمی لاتین خود پذیرفت. مورخ، پیشنهاد تدریس خصوصی و اقامت را به لینه ارائه داد. استوبئوس همچنین به لینه اجازه دسترسی به کتابخانه وسیع خود را که حاوی متون گیاه شناسی متعددی بود، داد و امکان پذیرش رایگان برای سخنرانی هایش را فراهم کرد. لینائوس در طول اوقات فراغت خود به کاوش های گیاه شناسی در اسکنه در کنار دانش آموزانی که علایق مشترک داشتند، مشغول شد.

اوپسالا

در آگوست 1728، لینائوس تصمیم گرفت به دانشگاه اوپسالا منتقل شود، به دنبال توصیه روتمن مبنی بر اینکه این دانشگاه برای دنبال کردن پزشکی و گیاه شناسی یک موسسه مفیدتر است. توصیه روتمن از حضور اولوف رودبک جوان و لارس روبرگ، دو استاد برجسته در دانشکده پزشکی اوپسالا ناشی شد. با این حال، علیرغم شهرت گذشته، رودبک و رابرگ هر دو از نظر سنی بالا رفته بودند و اشتیاق کمتری برای تدریس نشان دادند. رودبک، به ویژه، ارائه سخنرانی های عمومی را متوقف کرده بود، و این مسئولیت ها را به دیگران محول می کرد. در نتیجه، کیفیت آموزش در گیاه شناسی، جانورشناسی، فارماکولوژی و آناتومی کمتر از حد مطلوب بود. در اوپسالا، لینه با حامی جدیدی مواجه شد، اولوف سلسیوس، استاد الهیات و گیاه شناس آماتور. سلسیوس از لینه در اقامتگاهش استقبال کرد و به او اجازه دسترسی به کتابخانه‌اش را داد که به عنوان یکی از جامع‌ترین مجموعه‌های گیاه‌شناسی سوئد شناخته می‌شد.

در سال 1729، لینائوس پایان‌نامه‌ای با عنوان Praeludia Sponsaliorum Plantarum نوشت که بر تولیدمثل جنسی گیاه تمرکز داشت. این کار توجه رودبک را به خود جلب کرد، او در ماه مه 1730 لینه را به ایراد سخنرانی در دانشگاه منصوب کرد، علیرغم وضعیت او به عنوان دانشجوی سال دوم. این سخنرانی ها بسیار محبوب بودند و اغلب مخاطبان 300 نفر را به خود جذب کردند. در ژوئن، لینائوس از محل سکونت سلسیوس به رودبک نقل مکان کرد و نقش مربی را برای سه جوان از 24 فرزند رودبک به عهده گرفت. رابطه دوستانه او با سلسیوس ادامه یافت و آنها به سفرهای گیاه شناسی مشترک خود ادامه دادند. در طول زمستان بعدی، لینائوس شروع به زیر سوال بردن سیستم طبقه بندی تورنفور کرد، و او را بر آن داشت تا یک جایگزین ابداع کند. هدف سیستم پیشنهادی او طبقه بندی گیاهان بر اساس تعداد پرچم و مادگی بود. این دوره آغاز چندین اثر ادبی بود که بعداً با انتشاراتی مانند Genera Plantarum و Critica Botanica به اوج خود رسید. علاوه بر این، او Adonis Uplandicus را تولید کرد، کتابی که جزئیات گیاهان کشت شده در باغ گیاه شناسی اوپسالا را شرح می دهد.

نیلز روزن، دستیار سابق رودبک، در مارس 1731 با اخذ مدرک پزشکی به دانشگاه بازگشت. روزن سخنرانی های آناتومی را آغاز کرد و سعی کرد مسئولیت سخنرانی های گیاه شناسی لینه را بر عهده بگیرد، حرکتی که رودبک از آن جلوگیری کرد. تا دسامبر، روزن آموزش های پزشکی خصوصی را به لینه ارائه می کرد. در دسامبر، «اختلاف» با همسر رودبک، خروج لینه از اقامتگاه مربی‌اش را ضروری کرد. با این حال، رابطه حرفه ای او با رودبک ظاهراً بی تأثیر باقی ماند. در آن کریسمس، لینائوس به دیدار والدینش در استنبرهولت رفت، که اولین بازگشت او پس از تقریباً سه سال بود. اگرچه مادرش مخالفت خود را با تصمیم او برای ادامه ندادن به کشیشی ابراز کرده بود، اما از موقعیت تدریس او در دانشگاه خرسند بود.

اکسپدیشن به لاپلند

لینه در حین دیدار والدینش، قصد خود را برای انجام یک سفر به لاپلند بیان کرد. رودبک قبلاً این سفر را در سال 1695 به پایان رسانده بود، اما یافته های جامع اکتشاف او متعاقباً در آتش سوزی هفت سال بعد از بین رفت. هدف لینه کشف گونه‌های گیاهی و جانوری جدید، در کنار مواد معدنی بالقوه ارزشمند بود. علاوه بر این، او به شیوه های فرهنگی مردم بومی سامی، گله داران گوزن شمالی کوچ نشین که از توندراهای وسیع اسکاندیناوی عبور می کردند، علاقه داشت. در آوریل 1732، انجمن سلطنتی علوم در اوپسالا به لینه کمک مالی برای حمایت از این سفر اعطا کرد.

لینائوس سفر خود را از اوپسالا در 12 می 1732، اندکی قبل از تولد 25 سالگی خود آغاز کرد. سفر او شامل سفر با پای پیاده و سواره بود که در طی آن مجله، نسخ خطی گیاه شناسی و پرنده شناسی و کاغذی برای فشار دادن نمونه های گیاهی به همراه داشت. در نزدیکی گاول، او با مقادیر فراوانی از Campanula serpyllifolia مواجه شد، که متعاقباً به عنوان Linnaea borealis شناخته شد، گل دوقلو که گونه مورد علاقه او شد. او اغلب برای بازرسی گیاهان یا تشکل‌های زمین‌شناسی پیاده می‌شد، و علاقه خاصی به خزه‌ها و گلسنگ‌ها نشان می‌داد، که دومی جزء اصلی رژیم غذایی گوزن شمالی است، حیوانی که اهمیت اقتصادی زیادی در لاپلند دارد.

Linnaeus ساحل خلیج بوتنیا را در جهت عقربه‌های ساعت طی کرد و کاوش‌های داخلی مهمی را که از Umeå، Luleå و Tornio سرچشمه می‌گرفت، انجام داد. او سفر شش ماهه خود را که بیش از 2000 کیلومتر (1200 مایل) را در بر می گرفت، در ماه اکتبر با جمع آوری و مستندسازی گیاهان، گونه های پرندگان و نمونه های زمین شناسی متعدد به پایان رساند. با وجود تنوع زیستی محدود لاپلند، لینه تقریباً 100 گونه گیاهی را شناسایی کرد که قبلاً توصیف نشده بود. این مشاهدات پایه و اساس انتشار او، فلورا لاپونیکا را تشکیل داد. قابل‌توجه، در طول این سفر، لینه از نام‌های عبارت لاتینی برای توصیف ارگانیسم‌ها استفاده کرد، زیرا سیستم نام‌گذاری دوجمله‌ای او هنوز فرمول‌بندی نشده بود.

در Flora Lapponica، مفاهیم نام‌گذاری و طبقه‌بندی لینه برای اولین بار عملاً به‌عنوان نمونه اولیه به‌کار گرفته شد. این کار جامع 534 گونه را با استفاده از سیستم طبقه بندی Linnaean و ارائه توزیع جغرافیایی و یادداشت های طبقه بندی برای هر گونه شرح داده شده است. آگوستین پیراموس د کاندوله فلور لاپونیکا لینئوس را به عنوان نمونه پیشگام در ژانر گیاه شناسی نویسندگی فلورا معرفی کرد. مورخ گیاه شناسی E. L. Greene Flora Lapponica را به عنوان "کلاسیک ترین و لذت بخش ترین" در میان آثار ادبی لینه توصیف کرد.

در طول این سفر، لینه پیشرفت مفهومی قابل توجهی را در مورد طبقه بندی پستانداران تجربه کرد. لینائوس با مشاهده استخوان فک پایین اسب در کنار جاده چنین بیان کرد: "اگر فقط تعداد و نوع دندان های هر حیوان را به همراه تعداد و نحوه قرارگیری پستانک هایشان بدانم، ممکن است سیستمی کاملا طبیعی برای سازماندهی همه چهارپاها طراحی کنم." این اکتشاف که توسط فرماندار دالارنا تأمین مالی می‌شود، با هدف فهرست‌بندی منابع طبیعی موجود، شناسایی منابع جدید، و همزمان جمع‌آوری اطلاعات در مورد عملیات معدن نروژی واقع در روروس انجام شد.

81hدکتری

پس از وخامت روابطش با نیلز روزن، لینائوس دعوت کلاس سولبرگ، پسر یک بازرس معدن، را پذیرفت تا دوره کریسمس را در فالون بگذراند، جایی که به او اجازه دسترسی داده شد

در آوریل 1735، طبق توصیه پدر سولبرگ دیلبرگ برای جمهوری هلندی و سوهلبرگ، لین پارت، جمهوری هلندی. هدف لینائوس ادامه تحصیل در رشته پزشکی در دانشگاه هاردرویک بود و همزمان در ازای دریافت کمک هزینه سالانه به سولبرگ آموزش خصوصی می داد. در طول این دوره، مرسوم بود که دانشمندان سوئدی در هلند مدرک دکترا را دریافت کنند، که در آن زمان به عنوان مرکز آموزش تاریخ طبیعی بسیار مورد احترام بود.

در طول سفر، آنها در هامبورگ توقف کردند، جایی که با شهردار روبرو شدند، که به ادعای او یک شگفتی طبیعی بود: یک هیدرای هفت سر تاکسیدرمی شده. لینه به سرعت این نمونه را به عنوان یک ساخته شده شناسایی کرد که به دقت از فک پایین و اندام راسوها و پوشش اپیدرمی مارها جمع آوری شده بود. لینه استنباط کرد که منشأ هیدرا مستلزم ایجاد آن توسط راهبان است که هدف آن نمادی از جانور وحی است. علی‌رغم احتمال نارضایتی شهردار، لینائوس یافته‌های خود را علنی فاش کرد و بدین ترتیب آرزوهای شهردار برای کسب درآمد از هیدرا برای کسب سود قابل‌توجه را خنثی کرد. در نتیجه، لینائوس و سولبرگ مجبور شدند با عجله هامبورگ را ترک کنند.

لینه به محض ورود به هاردرویک، بلافاصله تحصیلات دکترا خود را در دانشگاهی که به دلیل فرآیند تسریع در اعطای مدرک مشهور است، گاهی در عرض یک هفته آغاز کرد. او پایان نامه ای را ارائه کرد که قبلاً در سوئد نوشته شده بود، با عنوان Dissertatio medica inauguralis in qua exhibetur hypothesis nova de febrium intermittentium causa، که بیان می کرد که مالاریا منحصراً در مناطقی منشأ می گیرد که با خاک های آرژیلوس مشخص می شود. در حالی که او ناقل واقعی انتقال بیماری (به ویژه پشه Anopheles) را دقیقاً مشخص نکرد، او پیش بینی کرده بود که Artemisia annua (افسنتین) به عنوان پیش ساز داروهای ضد مالاریا عمل می کند. در عرض دو هفته، او امتحانات شفاهی و عملی خود را با موفقیت به پایان رساند و متعاقباً مدرک دکتری خود را دریافت کرد.

در آن تابستان، لینائوس دوباره با پیتر آرتدی، یکی از همکارانش از اوپسالا که قبلاً با او توافق کرده بود، ارتباط برقرار کرد: در صورت مرگ فرد، فرد بازمانده تلاش‌های متوفی را تکمیل می‌کرد. تنها ده هفته پس از آن، آرتدی به طرز غم انگیزی در کانال های آمستردام غرق شد و یک نسخه خطی ناقص در مورد طبقه بندی ایکتیولوژیک به ارث برد.

انتشار Systema Naturae

از جمله دانشمندان اولیه ای که لینه در هلند با آنها روبرو شد، یوهان فردریک گرونویوس بود، که لینائوس یکی از دست نوشته های مختلفی را که از سوئد منتقل کرده بود به او ارائه کرد. این نسخه خطی روش جدیدی را برای طبقه بندی گیاه شناسی ترسیم می کند. گرونویوس، پس از بررسی این اثر، تحسین قابل توجهی را ابراز کرد و برای انتشار آن کمک مالی ارائه کرد. با کمک مالی پزشک اسکاتلندی ایزاک لاوسون، نسخه خطی متعاقباً در سال 1735 تحت عنوان Systema Naturae منتشر شد.

لینائوس با هرمان بوئرهاو، یکی از ارجمندترین پزشکان هلندی و گیاه‌شناسانی که تلاش می‌کرد به دنبال آن بودند، ارتباط برقرار کرد. شغل حرفه ای در داخل کشور Boerhaave یک سفر به آفریقای جنوبی و آمریکا را پیشنهاد کرد. با این حال، لینه با استناد به عدم تحمل خود برای آب و هوای گرم، آن را رد کرد. در نتیجه، بوئرهاو لینه را تشویق کرد که پس از این دیدار، برمن، که عمیقاً تحت تأثیر تخصص لینه قرار گرفته بود، از او دعوت کرد تا زمستان را در خانه‌اش اقامت کند. لینه در طول مدت اقامت خود، به برمن در کار خود، Thesaurus Zeylanicus کمک کرد. همزمان، برمن به لینه در پروژه‌های ادبی جاری‌اش کمک کرد: Fundamenta Botanica و Bibliotheca Botanica.

George_Clifford.2C_and_Johann_Jacob_Dilleneorg یاکوب دیلنیوس

در آگوست 1735، لینه در حالی که در برمن زندگی می کرد، با جورج کلیفورد سوم، مدیر شرکت هند شرقی هلند و مالک یک باغ گیاه شناسی وسیع در املاک هارتکمپ در هیمستد روبرو شد. کلیفورد که به شدت تحت تأثیر مهارت طبقه بندی گیاه شناسی لینه قرار گرفته بود، از او دعوت کرد تا به عنوان پزشک شخصی و سرپرست باغ او خدمت کند. از آنجایی که لینه قبلاً متعهد به اقامت زمستانی با برمن شده بود، نتوانست این پیشنهاد را فوراً بپذیرد. با این وجود، کلیفورد پیشنهاد داد در ازای آزادی لینه، نسخه کمیاب تاریخ طبیعی جامائیکا سر هانس اسلون را به برمن جبران کند، پیشنهادی که برمن نیز پذیرفت. در نتیجه، در 24 سپتامبر 1735، لینائوس به هارتکمپ نقل مکان کرد و نقش پزشک شخصی کلیفورد و متصدی هرباریوم او را بر عهده گرفت. حق الزحمه او سالانه 1000 فلورین بود، علاوه بر تخت و اقامت رایگان. اگرچه توافق اولیه تنها برای آن زمستان اقامت داشت، لینه عملاً تا سال 1738 در هارتکمپ ماند. در این دوره، او جلد Hortus Cliffortianus را نوشت که در مقدمه‌اش این تجربه به‌عنوان "شادترین دوران زندگی من" توصیف می‌شود. بخشی از املاک هارتکمپ متعاقباً در آوریل 1956 توسط مقامات محلی Heemstede به عنوان باغ عمومی تعیین شد و نام "Linnaeushof" را دریافت کرد. ظاهراً این سایت به بزرگترین زمین بازی اروپا تبدیل شده است.

در ژوئیه 1736، لینائوس با بودجه کلیفورد به انگلستان سفر کرد. او از لندن دیدن کرد تا با سر هانس اسلون، گردآورنده مشهور تاریخ طبیعی ملاقات کند و کابینه کنجکاوی های او را بررسی کند. لینه همچنین از باغ فیزیک چلسی بازدید کرد و با نگهبان آن، فیلیپ میلر، که سیستم جدید تقسیم‌بندی گیاهان خود را که به تفصیل در Systema Naturae شرح داده شده بود، درگیر شد. در ابتدا، میلر در برابر پذیرش نامگذاری دو جمله ای جدید مقاومت کرد و طبقه بندی های تثبیت شده جوزف پیتون د تورنفور و جان ری را ترجیح داد. با وجود این، لینائوس فرهنگ لغت باغبان میلر را ستود. میلر، یک سنت‌گرا، برخی از شناسه‌های دوجمله‌ای پیش از لینه را در فرهنگ لغت خود حفظ کرد که لینه آن‌ها را کنار گذاشته بود، اما گیاه‌شناسان مدرن از آن زمان آن‌ها را بازگرداندند. میلر سیستم لینه را به طور کامل تنها در نسخه 1768 فرهنگ لغت باغبان ادغام کرد. در نهایت، میلر متقاعد شد و متعاقباً شروع به سازماندهی باغ بر اساس روش لینئوس کرد.

لینائوس همچنین به دانشگاه آکسفورد سفر کرد تا با گیاه‌شناس یوهان جیکوب دیلنیوس مشورت کند. اگرچه دیلنیوس سیستم طبقه بندی جدید لینه را به طور علنی تأیید نکرد، اما این دو سال ها مکاتبات گسترده ای داشتند. لینه Critica Botanica خود را به دیلنیوس تقدیم کرد و آن را به عنوان "opus botanicum quo absolutius mundus non-vidit" (یک اثر گیاه‌شناسی کامل‌تر از آنچه دنیا دیده است) توصیف کرد. بعدها، لینه دیلنیوس را با نامگذاری یک سرده درخت گرمسیری، Dillenia، به نام او گرامی داشت. پس از این بازدیدها، لینه به هارتکمپ بازگشت و نمونه‌های گیاهی کمیاب متعددی را با خود آورد. در سال بعد، 1737، او Genera Plantarum را منتشر کرد که 935 جنس گیاهی را توصیف می کرد، و اندکی پس از آن، او آن را با Corollarium Generum Plantarum تقویت کرد و شصت جنس دیگر را اضافه کرد.

تلاش های او در Hartekampدر انتشار جامع به اوج خود رسید. کاتالوگ مجموعه های گیاه شناسی موجود در هرباریوم و باغ گیاه شناسی هارتکمپ. لینه این کار را در 9 ماه تا ژوئیه 1737 تکمیل کرد، اگرچه تا سال 1738 منتشر نشد. این جلد به ویژه حاوی اولین استفاده از نام Nepenthes است که لینائوس برای تعیین یک جنس از گیاهان پارچ استفاده کرد. به قصد بازگشت به سوئد رفت. با این حال، بیماری و مهمان نوازی آشنایان هلندی مستلزم اقامت طولانی مدت چند ماهه در هلند بود. در ماه مه 1738، او سفر خود را به سوئد از سر گرفت. در مسیر، او تقریباً یک ماه را در پاریس گذراند و با گیاه‌شناسانی مانند آنتوان دو ژوسیو مشغول شد. پس از این بازگشت، لینائوس دیگر هرگز سوئد را ترک نکرد.

بازگشت به سوئد

لینه پس از بازگشت به سوئد در 28 ژوئن 1738، به فالون رفت و در آنجا با سارا الیزابت موریا نامزد کرد. سه ماه بعد، او به استکهلم نقل مکان کرد تا شغلی به عنوان یک پزشک پیدا کند و بدین ترتیب او را قادر ساخت تا از خانواده خود حمایت کند. لینه یک بار دیگر در کنت کارل گوستاو تسین خیریه ای یافت که انتصاب او را به عنوان پزشک در دریاسالاری تسهیل کرد. لینه در زمان اقامت خود در استکهلم در تأسیس آکادمی سلطنتی علوم سوئد نقش مهمی ایفا کرد، و او با تلاش های فراوان به افتتاحیه آکادمی این آکادمی تبدیل شد.

در حالی که وضعیت مالی بهبود یافته او اکنون برای حمایت از خانواده کافی است، لینه اجازه ازدواج با نامزدش، سارا الیزابت موریا را دریافت کرد. عروسی آنها در 26 ژوئن 1739 برگزار شد. هفده ماه بعد، سارا اولین پسرشان، کارل را به دنیا آورد. دو سال بعد، دختری به نام الیزابت کریستینا به دنیا آمد و سال بعد سارا ماگدالنا که به طرز غم انگیزی در 15 روزگی درگذشت. سارا و لینه بعداً صاحب چهار فرزند دیگر شدند: لوویسا، سارا کریستینا، یوهانس و سوفیا.

در ماه مه 1741، لینه به عنوان استاد پزشکی در دانشگاه اوپسالا منصوب شد که در ابتدا مسئول امور پزشکی بود. او به زودی با نیلز روزن، پروفسور دیگر پزشکی رد و بدل کرد و از این طریق مسئولیت باغ گیاه شناسی (که او به طور گسترده بازسازی و گسترش داد)، گیاه شناسی و تاریخ طبیعی را به عهده گرفت. در اکتبر همان سال، همسر و پسر نه ماهه‌اش در اوپسالا به او پیوستند.

اولند و گوتلند

ده روز پس از انتصاب لینه به سمت استادی، لینه یک سفر به استان های جزیره ای اولند و گوتلند را با همراهی شش دانشجوی دانشگاه برای شناسایی مواد گیاهی با خواص دارویی آغاز کرد. آنها تا 21 ژوئن در Öland ماندند و متعاقباً به Visby در Gotland رفتند. لینه و شاگردانش تقریباً یک ماه قبل از بازگشت به اوپسالا در گوتلند اقامت داشتند. در طول این سفر، آنها 100 گونه گیاهی را که قبلاً توصیف نشده بودند، ثبت کردند. یافته‌های این اکتشاف متعاقباً در اولاند و گوتلند سفر، اثری به زبان سوئدی ثبت شد. مشابه Flora Lapponica، این نشریه مشاهدات جانورشناسی و گیاه‌شناسی را در کنار بینش‌های فرهنگی مربوط به Öland و Gotland در بر می‌گیرد.

در تابستان 1745، لینائوس دو جلد دیگر را منتشر کرد: Flora SuecicaFlora SuecicaFlora. در حالی که Flora Suecica یک رساله منحصرا گیاه شناسی را تشکیل می داد، Fauna Suecica بر جانورشناسی تمرکز داشت. آندرس سلسیوس مقیاس دما را در سال 1742 ابداع کرده بود. مقیاس اصلی سلسیوس در ابتدا به صورت معکوس در مقایسه با کاربرد امروزی آن پیکربندی شد، جایی که 0 درجه سانتیگراد نشان دهنده نقطه جوش آب و 100 درجه سانتیگراد نقطه انجماد آن است. لینه متعاقباً در سال 1745 این مقیاس را به جهت فعلی خود تغییر داد.

Västergötland

در تابستان 1746، لینه دوباره یک کمیسیون دولتی برای انجام یک سفر، این بار به استان سوئد Västergötland دریافت کرد. او در 12 ژوئن از اوپسالا حرکت کرد و در 11 آگوست سفر را به پایان رساند. همکار اصلی او برای این تلاش اریک گوستاف لیدبک، دانش آموزی بود که قبلاً او را همراهی کرده بود. لینه اکتشافات اکسپدیشن را در جلد Wästgöta-Travel که سال بعد منتشر شد، مستند کرد. پس از بازگشت او، دولت مأموریت اکسپدیشن دیگری را برای لینه به جنوبی‌ترین استان اسکانیا صادر کرد. این سفر پیشنهادی به دلیل تعهدات گسترده لینه به تعویق افتاد.

در سال 1747، آدولف فردریک پادشاه سوئد عنوان آرشیاتر یا پزشک اصلی را به لینه اعطا کرد که نشان دهنده احترام قابل توجهی بود. در همان سال، او به عنوان عضو آکادمی علوم برلین پذیرفته شد.

اسکانیا

در بهار سال 1749، لینه سرانجام یک سفر به اسکانیا (اسکانه) را آغاز کرد، که دوباره تحت کمیسیون دولتی بود. شاگردش اولوف سودربرگ او را همراهی می کرد. در مسیر اسکانیا، او آخرین سفر خود را انجام داد. اکسپدیشن تا حد زیادی مشابه سفرهای قبلی او بود، اما این بار او همچنین وظیفه شناسایی مکان‌های بهینه برای کشت درختان گردو و پرتو سفید سوئدی را داشت. این گونه ها توسط ارتش برای تولید تفنگ مورد استفاده قرار گرفتند. در آنجا، آنها از آبگرم معدنی Ramlösa بازدید کردند و به کیفیت متمایز آب آهن دار آن اشاره کردند. اکسپدیشن موفقیت آمیز بود و مشاهدات لینائوس متعاقباً سال بعد در Skånska Resa ("سفر اسکنایی") منتشر شد. این جلد 561 صفحه ای به عنوان یک دفتر خاطرات عمل می کند و توضیحات جامعی از تمام اکتشافات او در اسکانیا ارائه می دهد. او میهمان نوازی مردم اسکان را ستود و اظهار داشت که "در هیچ سرزمینی، اگرچه در همه جا به خوبی از من استقبال شده است، نمی توان آن را مقایسه کرد."

رئیس دانشگاه اوپسالا

لینائوس در سال 1750 ریاست دانشگاه اوپسالا را بر عهده گرفت و دورانی را آغاز کرد که با احترام به علوم طبیعی مشخص شد. مهمترین سهم او در دوران تصدی او در اوپسالا، نقش آموزشی او بود. دانش‌آموزان زیادی برای جمع‌آوری نمونه‌های گیاه‌شناسی به سفرهای جهانی سفر کردند. لینه موفق ترین شاگردان خود را به عنوان «حواریون» معرفی کرد. سخنرانی های او معمولاً محبوبیت قابل توجهی به دست آورد و اغلب در باغ گیاه شناسی برگزار می شد. او تلاش کرد تا تفکر مستقل را در میان شاگردانش پرورش دهد و از آنها خواست که همه اقتدارها، از جمله خود او را زیر سوال ببرند. بیش از محبوبیت سخنرانی‌های او، گشت‌های گیاه‌شناسی هفتگی بود که هر شنبه در طول تابستان انجام می‌شد، که طی آن لینه و شاگردانش در مورد گیاهان و جانوران محلی اطراف اوپسالا تحقیق می‌کردند.

Philosophia Botanica

لینائوس Philosophia Botanica را در سال 1751 منتشر کرد. این کتاب یک مرور کلی از سیستم طبقه بندی که او قبلاً در انتشارات قبلی خود استفاده کرده بود ارائه می دهد. به‌علاوه، راهنمایی‌هایی در مورد نگهداری مجلات سفر و مدیریت باغ‌های گیاه‌شناسی ارائه کرد.

Nutrix Noverca

در عصر لینه، مرسوم بود که زنان طبقات بالاتر از پرستاران مرطوب برای نوزادان خود استفاده کنند. لینه به طور فعال در یک کمپین معاصر در سوئد با هدف توقف این عمل و حمایت از تغذیه با شیر مادر شرکت کرد. در سال 1752، لینائوس به همراه فردریک لیندبرگ، دانشجوی پزشکی، پایان نامه ای را نوشت و از مشاهدات جمعی آنها استفاده کرد. مطابق با قراردادهای آکادمیک آن دوران، این پایان نامه در درجه اول مفهوم ناظر ممتحن (prases) را که توسط دانشجو توضیح داده شده بود را نشان می داد. جیلیبرت پایان نامه لینائوس را در سال 1770 به فرانسوی ترجمه کرد و عنوان آن را La Nourrice marâtre, ou Dissertation sur les suites funestes du nourrisage mercénaire گذاشت. لینه معتقد است که نوزادان به طور بالقوه می توانند ویژگی های شخصیتی پرستاران خود را از طریق شیر مادر جذب کنند. او نسبت به روش‌های مراقبت از کودکان لپ‌ها ابراز تحسین کرد و سلامت نوزادان آنها را در مقایسه با اروپایی‌هایی که از پرستاران مرطوب استفاده می‌کردند، برجسته کرد. او تشابهاتی را با رفتار حیوانات وحشی ترسیم کرد و اشاره کرد که هیچ یک از فرزندان خود شیر مادر را دریغ نمی‌کردند. اعتقاد بر این است که حمایت او بر انتخاب واژه پستانداران برای این طبقه زیستی تأثیر گذاشته است.

گونه پلانتاروم

در سال 1753، لینائوس Species Plantarum را منتشر کرد، اثری مهم که اکنون در سطح جهانی به عنوان متن اساسی برای نامگذاری گیاه شناسی مدرن شناخته می شود. جلد اولیه در 24 می منتشر شد و جلد بعدی در 16 اوت همان سال منتشر شد. این کتاب شامل 1200 صفحه در دو جلد است و بیش از 7300 گونه را فهرست بندی می کند. در همان سال، پادشاه به او نشان شوالیه را در نشان ستاره قطبی اعطا کرد و او را به اولین غیرنظامی در سوئد تبدیل کرد که این نشان را دریافت کرد. پس از آن، او به ندرت بدون نشان دستور مشاهده شد.

فرهنگی

لینه که اوپسالا را بسیار پر سر و صدا و مضر برای سلامتی می دانست، در سال 1758 دو مزرعه به نام هاماربی و ساوجا را به دست آورد. سال بعد، مزرعه مجاور، ادبی را خریداری کرد. او معمولا تابستان ها را با خانواده اش در هاماربی می گذراند. در ابتدا، این ملک تنها دارای یک خانه یک طبقه متوسط ​​بود، اما یک ساختمان اصلی جدید و قابل توجه تر در سال 1762 ساخته شد. در هاماربی، لینائوس باغی را به طور خاص برای پرورش گیاهانی که برای باغ گیاه شناسی اوپسالا نامناسب بودند، ایجاد کرد. در سال 1766، او ساخت موزه ای را بر روی تپه پشت هاماربی آغاز کرد و کتابخانه و مجموعه گیاه شناسی خود را به آنجا منتقل کرد. این جابه‌جایی به دلیل آتش‌سوزی که تقریباً یک سوم شهر اوپسالا را ویران کرد و محل اقامت او در شهر را به خطر انداخته بود، انجام شد.

پس از انتشار اولیه آن در سال 1735، Systema Naturae دستخوش توسعه‌ها و تجدید چاپ‌های متعدد شد، و ویرایش دهم آن به عنوان مرجع ویژه در 175 منتشر شد. نامگذاری، نقشی مشابه نقش گونه پلانتاروم دارد.

پادشاه آدولف فردریک سوئد در سال 1757 به لینه اشراف اعطا کرد، اگرچه این نجابت رسمی تا سال 1761 اتفاق نیفتاد. پس از نجیب‌شدن، او نام کارل فون لینه (لاتینی شده به عنوان Carl von Linné را برگزید. Linné)، که در آن «Linné» شکل کوتاه شده و گالی‌شده «Linnæus» را نشان می‌دهد، و ذره اصیل آلمانی «von» نشان‌دهنده جایگاه اوست. نشان خانواده اشراف به طور آشکار یک گل دوقلو را نشان می دهد، گیاهی که بسیار مورد علاقه لینه است، که گرونوویوس متعاقباً به افتخار خود آن را Linnaea borealis نامید. سپر نشان سه‌جانبه است که دارای رنگ‌های قرمز، سیاه و سبز است تا نمادی از سه پادشاهی طبیعت (حیوانی، معدنی و گیاهی) طبق طبقه‌بندی لینایی باشد. در مرکز قرار یک تخم مرغ است، در نظر گرفته شده "برای نشان دادن طبیعت، که ادامه و تداوم در تخم." زیر این عبارت لاتینی از Aeneid نوشته شده است: "Famam extendere factis" که به معنای "ما با اعمال خود شهرت خود را افزایش می دهیم." لینه معمولاً این شعار شخصی را در کتابهایی که آشنایان به او هدیه داده بودند، درج می کرد.

پس از نجیب‌شدن، لینه فعالیت‌های پربار تدریس و نویسندگی خود را ادامه داد، به‌ویژه در 186 مراسم دکترا، که بسیاری از آنها پایان‌نامه‌هایی را که خودش نوشته بود، اداره کرد. شهرت جهانی او منجر به مکاتبات گسترده با افراد متعددی شد، از جمله کاترین دوم روسیه، که دانه هایی را از کشورش برای او فرستاد. او همچنین با جیووانی آنتونیو اسکوپولی، پزشک و گیاه شناس در ایدریا، دوک نشین کارنیولا (اسلوونی کنونی)، که به «لینائوس امپراتوری اتریش» معروف است، مکاتبه کرد. اسکوپولی با دقت تحقیقات، اکتشافات و توصیفات خود را به اشتراک گذاشت، مانند اولم و خوابگاه، دو حیوان کوچکی که قبلاً برای لینه ناشناخته بودند. لینه برای اسکوپولی احترام زیادی قائل بود و علاقه قابل توجهی به کار او نشان داد، حتی یک سرده سولاناسه، Scopolia، منبع اسکوپولامین، را به افتخار خود نامید. با این حال، فاصله جغرافیایی قابل توجه آنها مانع از ملاقات آنها شد.

سالهای پایانی

لینائوس در سال 1763 از وظایف رسمی خود در آکادمی سلطنتی علوم سوئد برکنار شد، با این حال بیش از یک دهه به کار خود در آنجا ادامه داد. در سال 1769، کمک های او باعث شد که به انجمن فلسفی آمریکا برگزیده شود. او متعاقباً از سمت خود به عنوان رئیس دانشگاه اوپسالا در دسامبر 1772 استعفا داد، عمدتاً به دلیل وخامت حالش.

سالهای پایانی لینائوس با بیماری مداوم مشخص شد. در سال 1764، او به بیماری معروف به تب اوپسالا مبتلا شد اما با مراقبت های روزن بهبود یافت. در سال 1773، او دچار سیاتیک شد و سال بعد، دچار سکته مغزی شد که منجر به فلج نسبی شد. سکته دوم در سال 1776 رخ داد که باعث شد او استفاده از سمت راست خود را از دست بدهد و حافظه اش را ضعیف کند. اگرچه او هنوز می توانست از نوشته های خود قدردانی کند، اما نتوانست خود را به عنوان نویسنده آنها بشناسد.

در دسامبر 1777، سکته دیگری را تجربه کرد که به شدت او را ناتوان کرد و در نهایت منجر به مرگ او در 10 ژانویه 1778 در هاماربی شد. علی‌رغم ابراز تمایل وی به دفن در هاماربی، او در 22 ژانویه در کلیسای جامع اوپسالا به خاک سپرده شد.

کتابخانه و مجموعه‌های گسترده‌اش به بیوه‌اش، سارا، و فرزندانشان وصیت شد. جوزف بنکس، گیاه شناس برجسته، به دنبال به دست آوردن این مجموعه بود، اما پسر لینه، کارل، این پیشنهاد را رد کرد و در عوض مجموعه را به اوپسالا منتقل کرد. پس از مرگ کارل در سال 1783، سارا این مجموعه را به ارث برد و از شوهر و پسرش بیشتر زنده ماند. او سعی کرد آن را به بانک بفروشد، که در آن زمان علاقه خود را از دست داده بود. با این حال، یکی از آشنایان بنکس، جیمز ادوارد اسمیت، یک دانشجوی 24 ساله پزشکی، با خرید کل مجموعه که شامل 14000 گیاه، 3198 حشره، 1564 پوسته، تقریباً 3000 نامه و 1600 کتاب بود موافقت کرد. پنج سال بعد، اسمیت انجمن Linnean لندن را تأسیس کرد.

نام خانوادگی "فون لینه" با پسرش کارل منعقد شد که هرگز ازدواج نکرد. پسر دیگر او، یوهانس، در سه سالگی درگذشت. با این وجود، لینه بیش از دویست نواد از طریق دو دخترش دارد.

حواریون

لینه در دوران تصدی خود به عنوان پروفسور و رئیس دانشگاه اوپسالا، بسیاری از دانشجویان فداکار را راهنمایی کرد که 17 نفر از آنها را به عنوان "حواریون" معرفی کرد. این افراد امیدوارکننده‌ترین و متعهدترین شاگردان او بودند که همگی با حمایت لینه، سفرهای گیاه‌شناسی را به مکان‌های مختلف جهانی انجام دادند. ماهیت این کمک متفاوت بود. او گاهی اوقات از نفوذ خود به عنوان رئیس برای اخذ بورسیه تحصیلی یا اعزام اعزامی برای رسولان خود استفاده می کرد. برای اکثر آنها، او دستورالعمل های خاصی را در مورد آنچه که در طول سفر خود جستجو کنند، ارائه کرد. در زمانی که در خارج از کشور بودند، حواریون گیاهان، حیوانات و مواد معدنی جدید را مطابق با سیستم طبقه بندی لینه جمع آوری و سازماندهی کردند. پس از اتمام سفر، اکثر آنها بخشی از مجموعه های خود را به Linnaeus اهدا کردند. با تلاش این دانش‌آموزان، سیستم طبقه‌بندی لینایی در سراسر جهان منتشر شد و نیازی نبود که لینه پس از بازگشت از هلند به خارج از سوئد سفر کند. گیاه شناس بریتانیایی ویلیام تی استرن مشاهده کرد که بدون سیستم ابتکاری لینه، رسولان نمی توانستند چنین تعداد زیادی از نمونه های جدید را جمع آوری و سازماندهی کنند.

Early Expeditions

کریستوفر ترنستروم، اولین رسول، کشیش 43 ساله با همسر و فرزندان، سفر خود را در سال 1746 با کشتی شرکت هند شرقی سوئد به مقصد چین آغاز کرد. با این حال، ترنستروم هرگز به مقصد مورد نظر خود نرسید و در همان سال در جزیره کون سون تسلیم تب گرمسیری شد. بیوه ترنستروم وضعیت بی پدری فرزندانش را به لینه نسبت داد، و او را بر آن داشت که متعاقباً از فرستادن دانش آموزان جوان تر و مجرد به سفرهای آتی حمایت کند. شش حواری دیگر بعداً در طول لشکرکشی‌های خود از بین رفتند، از جمله پهر فورسکال و پهر لوفلینگ.

به دنبال سفر دو ساله ترنستروم، پهر کالم، یک بومی فنلاندی، به عنوان دومین "حواری" لینه سفری به آمریکای شمالی را آغاز کرد. او دو سال و نیم را به بررسی گیاهان و جانوران در پنسیلوانیا، نیویورک، نیوجرسی و کانادا اختصاص داد. لینه پس از بازگشت کالم، با توجه به مجموعه گسترده گل‌های فشرده و دانه‌هایی که جمع‌آوری کرده بود، رضایت قابل‌توجهی را ابراز کرد. قابل ذکر است، کالم مسئول معرفی حداقل 90 گونه از 700 گونه آمریکای شمالی مستند شده در Species Plantarum بود.

اکتشافات آموزشی آشپزی و مطالعات ژاپنی

دانیل سولندر در طول تحصیل در اوپسالا، در خانواده لینه زندگی کرد و محبت شدید لینه و قول ازدواج دختر بزرگش را به دست آورد. در سال 1760، سولندر، بر اساس تایید لینائوس، به انگلستان سفر کرد و در آنجا با گیاه شناس برجسته انگلیسی جوزف بنکس روبرو شد. متعاقبا، سولندر، جیمز کوک و بنکس را در سفر Endeavour در طول سفر آنها به اقیانوسیه از 1768 تا 1771 همراهی کرد. سولندر تنها "حواری" برای شرکت در سفرهای کوک نبود. اندرس اسپارمن بعداً بین سال‌های 1772 و 1775 به اکسپدیشن Resolution پیوست که مناطقی از جمله اقیانوسیه و آمریکای جنوبی را کاوش کرد. اسپارمن همچنین اکسپدیشن های متعدد دیگری را انجام داد، به ویژه یکی به آفریقای جنوبی.

کارل پیتر تونبرگ مسلماً به عنوان مشهورترین و موفق ترین "حواریون" لینه شناخته می شود، که یک سفر 9 ساله را در سال 1770 آغاز کرد. سفر او شامل سفری سه ساله به آفریقای جنوبی و اقامت در آفریقای جنوبی بود. به دلیل قوانین سختگیرانه ای که خارجی ها را از ورود به ژاپن منع می کند و آنها را به جزیره کوچک دجیما در نزدیکی ناکازاکی محدود می کند، تونبرگ در مطالعات گیاه شناسی خود با چالش های قابل توجهی مواجه شد. با این وجود، او با موفقیت چندین مترجم را متقاعد کرد تا نمونه‌های گیاهی مختلفی را برای او تهیه کنند و همچنین گیاهانی را در باغ‌های دجیما کشف کرد. او در سال 1779، یک سال پس از درگذشت لینه، به سوئد بازگشت.

انتشارات اصلی

Systema Naturae

ویرایش اولیه Systema Naturae، یک رساله دوازده صفحه ای، در سال 1735 در هلند منتشر شد. در ویرایش دهم آن در سال 1758، این اثر به طبقه بندی گونه های گیاهی، 70 گونه های گیاهی و 70 گونه های حیوانی گسترش یافت. Linnaeus نمونه هایی را برای گنجاندن از مشارکت کنندگان در سراسر جهان دریافت کرد. با شروع کار بر روی نسخه دوازدهم، لینه نیاز به ابداع یک ابزار سازمانی جدید - کارت شاخص - برای مدیریت حجم رو به رشد طبقه‌بندی‌ها را پیدا کرد.

به دنبال وخامت وضعیت سلامتی لینه در اوایل دهه 1770، مسیر انتشار Dictoversistinema> در دو مسیر قرار گرفت. در سال 1774، یوهان آندریاس موری، دانشمند دیگر سوئدی، به طور مستقل بخش سبزیجات رگنوم را با عنوان Systema Vegetabilium منتشر کرد که تا حدودی گیج کننده به عنوان ویرایش سیزدهم تعیین شد. به طور همزمان، نسخه سیزدهم جامع کل Systema در اقساط بین سال‌های 1788 و 1793 منتشر شد که توسط یوهان فردریش گملین ویرایش شد. مشارکت‌های لینائوس در انگلستان عمدتاً از طریق Systema Vegetabilium و پس از ترجمه آن از لاتین توسط انجمن گیاه‌شناسی لیچفیلد به‌عنوان سیستم سبزیجات (1783-1785) به رسمیت شناخته شد.

گونه پلانتاروم

گونه پلانتاروم (یا در شکل کامل آن، گونه Plantarum، exhibentes plantas rite cognitas، ad genera relatas، cum differentiis specificis، nominibus trivialibus، synonymis selectis، bus, locisumnatas digestas) ابتدا در سال 1753 به عنوان یک نشریه دو جلدی منتشر شد. اهمیت اصلی آن در ایجاد آن به عنوان نقطه شروع اساسی برای نامگذاری گیاهان مدرن است.

Genera Plantarum

Genera plantarum: eorumque characteres naturales secundum numerum, figuram, situm, et reportem omnium fructificationis partium که جنس گیاه مشخص شده بود، برای اولین بار در 173 نسخه منتشر شد. نوشته شده توسط خود لینه؛ نسخه پنجم 1754 مهم ترین نسخه در نظر گرفته شده است. در این کار، لینه پادشاهی گیاهی را به 24 طبقه طبقه‌بندی کرد، با یک طبقه، کریپتوگامیا، که شامل تمام گیاهانی است که ساختارهای تولید مثلی پنهان دارند (از جمله جلبک‌ها، قارچ‌ها، خزه‌ها، جگر و سرخس).

Philosophia Botanica

منتشر شده در سال 1751، Philosophia Botanica به عنوان ترکیبی جامع از تئوری های لینه در مورد طبقه بندی و نامگذاری گیاهان عمل کرد، و مفاهیمی را که قبلاً در Fundamenta Botanica (1736) و 7Botanica

1 معرفی شده بود، توضیح داد. کارهای دیگری که در دستور کار اصلاح گیاه شناسی او قرار داشتند شامل Classes Plantarum و Bibliotheca Botanica بودند. همه این نشریات، همراه با Genera Plantarum (1737) و Systema Naturae (1735)، در هلند چاپ شدند، در حالی که Philosophia شاهد انتشار همزمان در استکهلم بود.

مجموعه ها

در پایان زندگی‌اش، مجموعه شخصی لینه در اوپسالا به عنوان یکی از برجسته‌ترین مجموعه‌های نمونه‌های تاریخ طبیعی سوئد در نظر گرفته می‌شد. لینه علاوه بر دارایی‌های خصوصی‌اش، موزه‌ای را برای دانشگاه اوپسالا نیز تأسیس کرد که مواد اهدایی کارل گیلنبورگ (1744-1745)، ولیعهد آدولف فردریک (1745)، اریک پترئوس (1746)، کلاس گریل (1746)، مگنوس لاگرستروم (1748)، و جوناس‌تروم (1748)، و جوناستروم (1748) را دریافت کرد. رابطه بین این موزه دانشگاه و مجموعه خصوصی لینه، با هجوم مداوم نمونه‌هایی از دانش‌آموزان او که معمولاً به جای موزه سازمانی در مجموعه شخصی او ادغام می‌شوند، غیررسمی باقی ماند. لینه کار خود را به عنوان بازتابی از هماهنگی ذاتی طبیعت درک کرد و در سال 1754 اظهار داشت که "زمین چیزی نیست جز موزه ای از شاهکارهای خالق دانا که به سه اتاق تقسیم شده است" و او معتقد بود که دارایی خود را به یک عالم کوچک از این "موزه جهانی" تبدیل کرده است.

در سال 1784، جیمز ادوارد اسمیت، یک دانشجوی پزشکی جوان، کل مجموعه نمونه‌ها، کتابخانه، نسخه‌های خطی و مکاتبات لینه را مستقیماً از بیوه و دخترش به دست آورد و متعاقباً این دارایی‌های گسترده را به لندن منتقل کرد. با این حال، همه اقلام از مجموعه خصوصی لینه به انگلستان منتقل نشد. به طور خاص، سی و سه نمونه ماهی که در الکل نگهداری می شدند، ارسال نشدند و بعداً گم شدند.

پس از ورود آنها به لندن، اسمیت تمایل به نادیده گرفتن اجزای جانورشناسی مجموعه را نشان داد، اگرچه او برخی از نمونه ها را اضافه کرد و برخی دیگر را نیز توزیع کرد. در طول قرن‌های بعدی، مجموعه Linnaean در لندن به دست دانشمندانی که در طول مطالعات خود، سازماندهی و برچسب‌گذاری اصلی را مختل کردند، نمونه‌هایی را که به سری اولیه تعلق نداشتند، معرفی کردند و مواد با ارزش از نوع اصلی را حذف کردند.

بخش قابل‌توجهی از مواد مطالعه شده توسط Linnaeus با منشاء کوئینز را حذف کردند. (1720-1782)، که انتشارات Linnaean از آن با عنوان "Museum Ludovicae Ulricae" یا "M. L. U." یاد می کنند. این مجموعه بعداً در سال 1804 توسط نوه او، پادشاه گوستاو چهارم آدولف (1778-1837) به موزه اوپسالا اهدا شد. همسرش، مجموعه پادشاه آدولف فردریک (1710-1771)، در منابع لینه به عنوان "Museum Adolphi Friderici" یا "Mus. Ad. Fr" ثبت شده است. نمونه‌های مرطوب (آنهایی که در الکل نگهداری می‌شوند) از این مجموعه متعاقباً به آکادمی سلطنتی علوم سوئد اهدا شد و اکنون در موزه تاریخ طبیعی سوئد در استکهلم نگهداری می‌شوند، در حالی که مواد خشک به اوپسالا منتقل شدند.

سیستم طبقه بندی

سیستم Linnaean

مهم‌ترین سهم لینائوس در طبقه‌بندی، ایجاد کنوانسیون‌های پذیرفته‌شده جهانی برای نام‌گذاری ارگانیسم‌ها بود، با کار او شروع استفاده مداوم از نام‌گذاری دوجمله‌ای. یکی دیگر از کمک های اساسی او، محبوبیت او از نمادهای مریخ و زهره (♂ و ♀) برای نشان دادن جنسیت در گونه ها بود، که متعاقباً به نمادهای جنسیتی استاندارد تبدیل شدند. در طول گسترش دانش تاریخ طبیعی در قرن هجدهم، لینه همچنین چیزی را توسعه داد که به رده‌بندی لینه معروف شد، یک سیستم طبقه‌بندی علمی که اکنون به طور گسترده در علوم زیستی پذیرفته شده است. قابل توجه، یک جانورشناس قبلی، رومفیوس (1627-1702)، تا حد زیادی به سیستم لینه نزدیک شده بود، و مطالب او به توسعه بعدی طبقه‌بندی علمی دوجمله‌ای لینه کمک کرد.

نظام لینایی طبیعت را در یک سلسله مراتب تودرتو، که با سه پادشاهی شروع می‌شد، سازمان‌دهی کرد. پادشاهی ها به طبقات تقسیم شدند، که به نوبه خود به راسته ها، و سپس به جنس (مفرد: جنس)، که بیشتر به گونه ها (منفرد: گونه ها) تقسیم شدند. زیر رتبه گونه، لینه گهگاه گونه هایی از یک رتبه پایین تر و بی نام را تشخیص می دهد. از آن زمان به بعد اینها نام های استانداردی مانند واریته در گیاه شناسی و زیرگونه در جانورشناسی به دست آورده اند. طبقه‌بندی مدرن رتبه‌بندی خانواده بین نظم و جنس، و گروه بین پادشاهی و طبقه را در بر می‌گیرد، که هیچ کدام در چارچوب اصلی لینه وجود نداشت.

طبقه‌بندی‌های لینئوس به جای تفاوت‌ها، بر اساس ویژگی‌های فیزیکی مشترک بود. از گروه‌بندی‌های سطح بالاتر او، تنها گروه‌هایی که برای حیوانات استفاده می‌شوند، امروزه مورد استفاده قرار می‌گیرند، و خود گروه‌بندی‌ها، همراه با اصول زیربنایی‌شان، از زمان تصور اولیه‌شان دستخوش تغییرات اساسی شده‌اند. با این وجود، لینه با ایجاد مفهوم بنیادی یک ساختار طبقه‌بندی سلسله مراتبی بر اساس ویژگی‌های قابل مشاهده که برای انعکاس روابط طبیعی در نظر گرفته شده است، اعتبار دارد.

طبقه بندی انسان

سیستم طبقه بندی لینائوس به طور مشخص پیشگام گنجاندن انسان (Homo) در همان گروه بندی طبقه بندی میمون ها (Simia)، تحت عنوان Anthropomorpha بود. در سال 1907، ارنست هاکل، زیست شناس آلمانی، این طبقه بندی را به عنوان "مهم ترین نشانه نبوغ لینه" تحسین کرد.

ویرایش اولیه Systema Naturae طبقه‌بندی لینه از انسان‌ها را در ردیف نخستی‌ها مشخص کرد. لینه در حالی که در هارتکمپ زندگی می کرد، میمون های مختلفی را مشاهده کرد و شباهت های تشریحی قابل توجهی را بین آنها و انسان ها شناسایی کرد. او اظهار داشت که آناتومی اساسی آنها یکسان است و تنها ویژگی متمایز آن ظرفیت گفتار است. در نتیجه، او انسان‌ها و میمون‌ها را در دسته انتروپومورفا که به معنای «انسان‌مانند» است، دسته‌بندی کرد. این طبقه‌بندی اعتراض‌هایی را از سوی زیست‌شناسان معاصر، از جمله یوهان گوتشالک والریوس، ژاکوب تئودور کلین، و یوهان گئورگ گملین، که بر ضد ناهماهنگی منطقی تعریف انسان به‌عنوان «شبیه انسان» استدلال می‌کردند، برانگیخت. در مکاتبه ای در سال 1747 به Gmelin، لینائوس پاسخ داد:

شما از اینکه من انسان را در درون انسان‌سازی طبقه‌بندی کردم، احتمالاً به دلیل مفهوم «با شکل انسانی» ناراضی هستید. با این حال، درک خود بشریت در درجه اول اهمیت قرار دارد. اختلافات بر سر اصطلاحات بی نتیجه است. نامگذاری خاص به کار رفته برای من بی اهمیت است. با این وجود، من شما و در واقع کل جامعه علمی را به چالش می‌کشم که یک تمایز عمومی اساسی بین انسان‌ها و شبیه‌ها، مبتنی بر اصول تاریخ طبیعی بیان کنید. من کاملاً از چنین تمایزی بی اطلاعم. من از هر کسی خواهش می کنم حتی یک مورد را فراهم کند. اگر من انسان را به عنوان یک سیمان معرفی می کردم، یا برعکس، مخالفت جمعی همه متکلمان را تحریک می کردم. شاید، با توجه به سخت گیری های رشته علمی، باید این کار را می کردم.

مخالفت‌های الهیاتی دوشاخه بودند: اولاً، طبقه‌بندی انسان‌ها در کنار میمون‌ها یا میمون‌ها به‌عنوان کاهش جایگاه معنوی برتر بشریت در زنجیره بزرگ وجود تلقی می‌شد. ثانیاً، با توجه به ادعای کتاب مقدس مبنی بر اینکه انسان ها به صورت خدا آفریده شده اند (تئومورفیسم)، فقدان طراحی مجزا و مجزا برای میمون ها/میمون ها و انسان ها نشان می دهد که این حیوانات نیز در تصویر الهی مشترک هستند. این مفهوم به طور گسترده ای غیرقابل قبول تلقی می شد.

در پاسخ به این انتقاد، لینه تلاش کرد موضع خود را با وضوح بیشتری بیان کند. ویرایش دهم Systema Naturae اصطلاحات بدیع، به ویژه پستانداران و پریمات ها را معرفی کرد، که دومی جایگزین طراحی زیست محیطی و تخصیص انتروپومورفای انسانی کامل شد. sapiens. در حالی که این طبقه بندی تجدید نظر شده مخالفت های کمتری را به همراه داشت، بسیاری از مورخان طبیعی بر این باور پافشاری کردند که لینه موقعیت سلسله مراتبی سنتی بشر را به عنوان حاکم بر طبیعت کاهش داده است. لینه معتقد بود که انسان‌ها از نظر زیست‌شناختی یکپارچه با قلمرو حیوانات هستند و بنابراین گنجاندن آن در آن ضروری است. در کار خود Dieta Naturalis، او اظهار داشت: "باید از ابراز خشم نسبت به حیوانات خودداری کرد. در حالی که الهیات معتقد است که انسان ها دارای روح هستند و حیوانات صرفا "خودکار مکانیکا" هستند، من معتقدم که عاقلانه تر است که اذعان کنیم که حیوانات نیز روح دارند، و این تفاوت وجود ندارد.

Linnaeus متعاقباً جنس Homo را در Systema Naturae با ترکیب گونه دوم، Homo troglodytes ("غارنشین")، که از انتشارات ژاکوبوس بونتیوس در سال 1658 مشتق شده است، تقویت کرد. گونه سوم، Homo lar، در سال 1771 منتشر شد. به گفته گونار بروبرگ، مورخ سوئدی، این گونه های انسانی که به تازگی توصیف شده اند، در حقیقت، یا سمین ها یا جمعیت های بومی هستند که برای ترساندن مهاجران مستعمره به پوست حیوانات تزئین شده اند، و ظاهر گزارش شده آنها به طور قابل توجهی به صورت Linnaeus تزئین شده است. لینه از شرکت هند شرقی سوئد درخواست کرد تا نمونه‌های هومو تروگلودیت را بیابد. با این حال، هیچ مدرکی از وجود آن کشف نشد. متعاقباً، Homo lar تحت عنوان Hylobates lar، که معمولاً به عنوان lar gibbon شناخته می شود، مجدداً طبقه بندی شد.

در انتشار اولیه Systema Naturae، لینائوس گونه‌های انسانی را به چهار گونه مجزا دسته‌بندی کرد: "Europæus albesc[ens]" (اشاره به اروپایی‌های سفید رنگ)، "Americanus rubesc[ens]" (معنی آمریکایی‌های قرمز مایل به قرمز)، "Ascriians (Ascriians) و "Ascriians" "Africanus nigr[iculus]" (نشان دهنده آفریقایی های سیاه رنگ است). در ویرایش دهم Systema Naturae، او ویژگی‌های فنوتیپی را برای هر گونه توضیح داد و از مفهوم باستانی چهار مزاج استفاده کرد و توصیف کننده رنگ پوست آسیایی را به "luridus" (زرد) تغییر داد. اگرچه لینه معتقد بود که این تغییرات ناشی از نابرابری‌های محیطی در چهار قاره شناخته‌شده است، اما انجمن Linnean تشخیص می‌دهد که طبقه‌بندی او که بر رنگ پوست تأکید داشت و متعاقباً ویژگی‌های فرهنگی و رفتاری را در بر می‌گرفت، کلیشه‌های استعماری را مستحکم کرد و زمینه را برای نژادپرستی علمی ایجاد کرد. علاوه بر این، لینه یک تاکسون "هیولا" ایجاد کرد که برای "انسان‌های وحشی و هیولا، گروه‌های ناشناخته، و افراد کم و بیش غیرعادی" در نظر گرفته شده بود.

Linnaeus خود را به عنوان نمونه (هولوتایپ) برای H تعیین کرد. sapiens. متعاقباً، در سال 1959، W. T. Stearn رسماً Linnaeus را به عنوان لکتوتایپ H. sapiens، با توجه به اینکه لینه تنها نمونه ای بود که شخصاً آن را بررسی کرده بود، به کد بین المللی نامگذاری جانورشناسی پایبند بود.

تأثیرات و باورهای اقتصادی

رویکرد لینائوس به علم کاربردی، هم از سودگرایی ابزاری رایج در دوران روشنگری اولیه و هم از تعهد او به اصول اقتصادی تثبیت شده Cameralism الهام گرفت. علاوه بر این، لینائوس از مداخله‌گری دولت، حمایت از سیاست‌هایی مانند تعرفه‌ها، عوارض، یارانه‌های صادراتی، سهمیه‌ها، تحریم‌های تجاری، قوانین ناوبری، سرمایه سرمایه‌گذاری یارانه‌ای، سقف دستمزد، کمک‌های نقدی مستقیم، انحصار تولیدکنندگان تحریم شده توسط دولت، و کارتل‌ها حمایت کرد.

یادبود

سالگردهای مهم تولد لینه، به‌ویژه مراسم بزرگداشت صدمین سالگرد، با جشن‌های گسترده برگزار شده است. تصویر لینه بر روی تمبرهای پستی و اسکناس های مختلف سوئد نشان داده شده است. مجسمه های متعددی به افتخار لینه در سراسر جهان ساخته شده است. از سال 1888، انجمن Linnean لندن مدال Linnean را برای دستاوردهای برجسته در گیاه شناسی یا جانورشناسی اهدا می کند. پس از تایید ریکسداگ سوئد، دانشگاه وکسیو و کالج کالمار در 1 ژانویه 2010 با هم ادغام شدند و دانشگاه لینائوس را تشکیل دادند. در میان گونه‌های گیاه‌شناسی که به افتخار او نامگذاری شده‌اند، جنس گل‌های دوقلو Linnaea و Linnaeosicyos، یک جنس یک‌نوع در خانواده Cucurbitaceae هستند.

تفسیر

ژان ژاک روسو فیلسوف زمانی در مورد لینه اظهار داشت: "من هیچ انسان بزرگتری را روی زمین نمی شناسم." یوهان ولفگانگ فون گوته نیز به همین ترتیب اظهار داشت: "به استثنای ویلیام شکسپیر و باروخ اسپینوزا، من هیچ کس را در میان افرادی که دیگر زنده نیستند نمی شناسم که بیشتر بر من تأثیر گذاشته باشد." آگوست استریندبرگ، نویسنده سوئدی، او را با این جمله توصیف کرد: «لینائوس در حقیقت شاعری بود که اتفاقاً طبیعت‌گرا شد. لینائوس در زندگی‌نامه خود که توسط شاگردش آدام افزلیوس در سال 1823 منتشر شد، خود را غیرقابل تقابل، حساس، تیز هوش و بی‌تفاوت نسبت به ظاهر فیزیکی خود نشان داد.

در طول قرن بیست و یکم، طبقه‌بندی رده‌بندی لینائوس «نژادهای انسانی» قابل توجهی را به خود جلب کرده است. برخی از محققان معتقدند که لینه به مفاهیم بنیادی نژادپرستی شبه علمی مدرن کمک کرده است، در حالی که برخی دیگر معتقدند که اگرچه طبقه‌بندی او عناصر کلیشه‌ای را نشان می‌دهد، اما ذاتاً برتری «نژادهای» انسانی خاص را بر دیگران نشان نمی‌دهد.

مخفف استاندارد نویسنده

انتشارات انتخاب شده توسط Linnaeus

ساعت گل لینه

مراجع

یادداشت ها

نقل‌ها

منابع

بیوگرافی

منابع

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Carl Linnaeus

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی Carl Linnaeus.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Carl Linnaeus Carl Linnaeus کیست زندگی Carl Linnaeus پژوهش‌های Carl Linnaeus کشف‌های Carl Linnaeus دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Carl Linnaeus کیست؟
  • Carl Linnaeus چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی Carl Linnaeus چیست؟
  • چرا Carl Linnaeus مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش