TORIma Academy Logo TORIma Academy
لذت گرایی
فلسفه

لذت گرایی

TORIma Academy — اخلاق

لذت گرایی

لذت گرایی

لذت گرایی خانواده ای از دیدگاه های فلسفی است که لذت را در اولویت قرار می دهد. لذت‌گرایی روان‌شناختی نظریه‌ای است که می‌گوید همه رفتارهای انسان با انگیزه…

لذت گرایی طیفی از دیدگاه های فلسفی را در بر می گیرد که اساساً بر لذت تأکید دارند. لذت‌گرایی روان‌شناختی چنین فرض می‌کند که تمام اعمال انسان توسط میل ذاتی برای به حداکثر رساندن لذت و به حداقل رساندن رنج انجام می‌شود. این چارچوب خودخواهانه بیانگر این است که افراد تنها در هنگام پیش بینی یک مزیت شخصی به دیگران کمک می کنند. لذت گرایی ارزش شناختی ادعا می کند که لذت منبع انحصاری ارزش ذاتی است. در نتیجه، معتقد است که سایر موجودات، مانند دانش یا منابع مالی، تنها تا حدی دارای ارزش هستند که ایجاد لذت و تسکین درد کنند. این دیدگاه بیشتر به لذت‌گرایی کمی دسته‌بندی می‌شود که به طور انحصاری شدت و مدت تجارب لذت‌بخش را ارزیابی می‌کند و لذت‌گرایی کیفی که کیفیت را به عنوان یک بعد مرتبط اضافی می‌شناسد. یک دکترین نزدیک به هم، لذت گرایی محتاطانه، معتقد است که رفاه تنها با وجود لذت و فقدان درد تعیین می شود. لذت گرایی اخلاقی لذت گرایی ارزشی را به قلمرو اخلاق گسترش می دهد و مدعی است که افراد تعهد اخلاقی به دنبال لذت و دوری از رنج را دارند. تکرارهای فایده گرایانه از به حداکثر رساندن شادی جمعی حمایت می کنند، در حالی که انواع خودگرایانه پیشنهاد می کنند که هر فرد منحصراً باید به دنبال لذت شخصی خود باشد. فراتر از گفتمان علمی، لذت گرایی گهگاه به صورت تحقیرآمیز برای توصیف یک سبک زندگی خودخواهانه به کار می رود که مشخصه آن تلاش برای ارضای فوری است.

هدونیسم خانواده ای از دیدگاه های فلسفی است که لذت را در اولویت قرار می دهد. لذت‌گرایی روان‌شناختی نظریه‌ای است که می‌گوید تمام رفتارهای انسان با میل به حداکثر رساندن لذت و به حداقل رساندن درد ایجاد می‌شود. به‌عنوان شکلی از خودپرستی، نشان می‌دهد که افراد تنها در صورتی به دیگران کمک می‌کنند که انتظار منافع شخصی داشته باشند. لذت گرایی ارزش شناختی این دیدگاه است که لذت تنها منبع ارزش ذاتی است. ادعا می کند که چیزهای دیگر، مانند دانش و پول، تنها تا جایی ارزش دارند که باعث لذت و کاهش درد شوند. این دیدگاه به لذت گرایی کمی تقسیم می شود که فقط شدت و مدت لذت را در نظر می گیرد و لذت گرایی کیفی که کیفیت را به عنوان یکی دیگر از عوامل مرتبط معرفی می کند. موضع نزدیک لذت گرایی محتاطانه بیان می کند که لذت و درد تنها عوامل رفاه هستند. لذت گرایی اخلاقی لذت گرایی ارزشی را در اخلاق به کار می برد و استدلال می کند که افراد وظیفه اخلاقی دارند که به دنبال لذت و دوری از درد باشند. نسخه های فایده گرایانه ادعا می کنند که هدف افزایش شادی کلی برای همه است، در حالی که نسخه های خودگرا بیان می کنند که هر فرد فقط باید به دنبال لذت خود باشد. خارج از زمینه آکادمیک، لذت گرایی گاهی اوقات به عنوان یک اصطلاح تحقیرآمیز برای سبک زندگی خودخواهانه که به دنبال ارضای کوتاه مدت است استفاده می شود.

هدونیست ها به طور کلی لذت و درد را به طور گسترده تفسیر می کنند و هر تجربه ذهنی مثبت یا منفی را در بر می گیرند. اگرچه از نظر تاریخی عمدتاً به عنوان احساسات بدنی تصور می شود، برخی از فیلسوفان معاصر آنها را به عنوان نگرش های جاذبه یا بیزاری معطوف به اشیاء یا محتوای ذهنی خاص تصور می کنند. اصطلاح "شادی" اغلب توسط لذت گرایان برای نشان دادن تعادل خالص لذت بیش از درد استفاده می شود. ذهنیت ذاتی این پدیده ها چالش هایی را در کمی سازی این تعادل و انجام مقایسه های بین فردی ایجاد می کند. پارادوکس لذت‌گرایی و تردمیل لذت‌گرایانه، موانع روان‌شناختی فرضی برای هدف لذت‌گرایانه شادی پایدار را نشان می‌دهد.

به‌عنوان یکی از کهن‌ترین آموزه‌های فلسفی، لذت‌گرایی موضوع گفتمان سیرنائیک‌ها و اپیکوریان در یونان باستان، مکتب چارواکا در هند باستان، یا آیین باستان بود. در دوره قرون وسطی از اهمیت آن کاسته شد، اما همزمان با ظهور فایده گرایی، دوباره به عنوان یک موضوع محوری در دوران مدرن ظهور کرد. قرن بیستم شاهد ظهور انتقادات متنوعی علیه لذت‌گرایی بود که طرفداران آن را وادار کرد تا تکرارهای جدیدی را که برای مقابله با این مخالفت‌ها طراحی شده بودند، تنظیم کنند. مفهوم لذت‌گرایی در بسیاری از رشته‌ها، از جمله روان‌شناسی، اقتصاد، و اخلاق حیوانی برجستگی خود را حفظ کرده است.

نوع شناسی

عنوان لذت‌گرایی مجموعه‌ای از دیدگاه‌های مربوط به عملکرد لذت را در بر می‌گیرد. این دیدگاه‌ها اغلب به لذت‌گرایی روان‌شناختی، ارزش‌شناختی و اخلاقی طبقه‌بندی می‌شوند که به ترتیب مشروط به بررسی رابطه بین لذت و انگیزه، ارزش یا عمل اخلاقی صحیح است. اگرچه این تمایزات در گفتمان فلسفی معاصر رایج است، متفکران پیشین پیوسته آنها را به وضوح ترسیم نکردند و گهگاه دیدگاه های متعددی را در چارچوب های نظری خود ادغام کردند. واژه هدونیسم از کلمه یونانی باستان ἡδονή (),>'لذت. ظهور مستند اولیه آن در زبان انگلیسی به دهه 1850 برمی گردد.

هدونیسم روانی

لذت‌گرایی روان‌شناختی یا انگیزشی چنین فرض می‌کند که تمام تلاش‌های انسان در جهت افزایش لذت و کاهش درد است. این یک دیدگاه تجربی در مورد انگیزه انسانی است که در هر دو لایه خودآگاه و ناخودآگاه عمل می کند. لذت گرایی روانشناختی معمولاً به عنوان تجلی خودگرایی تعبیر می شود، به این معنی که افراد در تلاش برای افزایش رفاه شخصی خود هستند. در نتیجه، نشان می‌دهد که انگیزه یک فرد برای کمک به دیگران صرفاً از نفع شخصی ناشی می‌شود که بر پیش‌بینی سود شخصی مبتنی است. لذت گرایی روانشناختی به عنوان چارچوبی نظری برای انگیزش انسان، ادعا نمی کند که هر رفتاری همواره به لذت منتهی می شود. به عنوان مثال، فردی که دارای باورهای نادرست یا فاقد مهارت های لازم است، ممکن است تلاش کند تا لذت ایجاد کند، اما نتواند به نتیجه مطلوب دست یابد.

تعبیر مرسوم لذت‌گرایی روان‌شناختی بیان می‌کند که همه انگیزه‌ها منحصراً از پیگیری لذت و اجتناب از درد ناشی می‌شوند. با این حال، برخی از حامیان لذت‌گرایی روان‌شناختی، تفاسیر محدودتری ارائه می‌دهند، و پیشنهاد می‌کنند که ملاحظات لذت و درد تنها محرک‌های انگیزشی نیستند، به طور کلی بر همه اعمال تأثیر نمی‌گذارند یا مشمول محدودیت‌های خاصی هستند. به عنوان مثال، لذت گرایی انعکاسی یا عقلانی معتقد است که انگیزه انسانی صرفاً توسط لذت و درد کنترل می شود که افراد آگاهانه نتایج جامع را ارزیابی کنند. لذت گرایی ژنتیکی گونه دیگری را نشان می دهد، با اذعان به این که افراد ممکن است اهداف مختلفی را فراتر از لذت بخواهند، با این حال ادعا می کنند که هر چنین میل از یک میل اساسی برای لذت نشات می گیرد. لذت گرایی داروینی گرایش به لذت جویی را از نقطه نظر تکاملی روشن می کند و بیان می کند که انگیزه های لذت گرایی به عنوان مکانیسم های انطباقی برای افزایش بقا و شکوفایی تولید مثل ایجاد شده است.

طرفداران لذت گرایی روانی اغلب بر جذابیت ذاتی و ظرفیت توضیحی قابل توجه آن تأکید می کنند. آنها معتقدند که بسیاری از خواسته ها به طور مستقیم لذت را هدف قرار می دهند، در حالی که دیگران به طور غیرمستقیم لذت را با پرورش پیشینیان آن دنبال می کنند. یک استدلال موازی از روانشناسی رفتاری بیان می کند که رفتارهای نوع دوستانه از طریق شرطی سازی به دست می آیند، که در آن اقداماتی که منجر به تقویت مثبت می شوند، تقویت می شوند. این دیدگاه معتقد است که همه انگیزه‌های اساسی از انگیزه‌های خودگرایانه سرچشمه می‌گیرند، که همه انگیزه‌های ثانویه، از جمله نوع‌دوستی، مشروط به آن هستند. برعکس، منتقدان لذت‌گرایی روان‌شناختی اغلب نمونه‌های متقابل ظاهری را ارائه می‌کنند که در آن افراد برای انگیزه‌هایی متفاوت از رضایت شخصی عمل می‌کنند. نمونه های گویا شامل اعمال نوع دوستی واقعی، مانند از خودگذشتگی یک سرباز در میدان جنگ برای محافظت از همرزمان یا تمایل والدین برای شادی فرزندانشان است. منتقدان همچنین سناریوهای غیر نوع دوستانه مانند آرزوی شهرت پس از مرگ را شناسایی می کنند. این که تا چه حد می‌توان این موارد را به‌عنوان اشکال رفتار لذت‌جویانه تفسیر کرد، همچنان یک سؤال حل‌نشده باقی مانده است. علاوه بر این، نقدی از زیست شناسی تکاملی نشان می دهد که انگیزه نوع دوستانه برای بقا و تولید مثل مفید است. این دیدگاه پیشنهاد می‌کند که انگیزه نوع‌دوستانه رفتارهای ضروری‌تری مانند مراقبت از والدین را ایجاد می‌کند، زیرا مستقل از مکانیسم‌های تکمیلی عمل می‌کند، مانند اعتقاد فرد به اینکه مراقبت والدین لذت شخصی را به همراه دارد.

هدونیسم ارزشی

لذت گرایی ارزشی یا ارزشی بیان می کند که لذت منشاء اساسی همه ارزش ها را تشکیل می دهد. این دیدگاه ادعا می کند که موجودات غیر از لذت منحصراً تا حدی ارزش دارند که لذت ایجاد کنند یا درد را کاهش دهند. این مفهوم معمولاً از طریق تمایز بین ارزش ذاتی و ابزاری روشن می شود. واحد تجاری اگر ذاتاً خوب باشد یا اگر شایستگی آن مستقل از عوامل تعیین کننده خارجی باشد، دارای ارزش ذاتی است. برعکس، اگر واحد تجاری به عنوان وسیله ای برای دستیابی به سایر نتایج مطلوب عمل کند، دارای ارزش ابزاری است. از منظر لذت گرایی ارزشی، فقط لذت ذاتاً ارزشمند است، زیرا حتی بدون داشتن هیچ گونه مزیت خارجی، خوب تلقی می شود. برعکس، پول صرفاً از نظر ابزاری ارزشمند است، با توجه به سودمندی آن در به دست آوردن سایر اقلام سودمند اما فاقد ارزش ذاتی آن فراتر از این کاربردها. ارزش جامع یک شی یا تجربه با هر دو ویژگی ذاتی و ابزاری آن تعیین می شود. در شرایط خاص، حتی تجربیات نامطلوب، مانند یک عمل جراحی دردناک، می‌توانند در مجموع مفید تلقی شوند، اگر پیامدهای مثبت آنها، مانند جلوگیری از رنج آینده، جایگزین ناراحتی فوری شود.

لذت گرایی کمی معتقد است که ارزش ذاتی لذت منحصراً به شدت و مدت آن بستگی دارد. در مقابل، لذت گرایان کیفی ادعا می کنند که کیفیت ذاتی لذت یک عامل تعیین کننده اضافی را نشان می دهد. برای مثال، آنها ادعا می‌کنند که لذت‌های فکری تصفیه‌شده، مانند قدردانی از هنرهای زیبا و تحقیقات فلسفی، ممکن است ارزش بیشتری نسبت به لذت‌های ابتدایی بدنی، مانند مصرف غذا و نوشیدنی داشته باشند، حتی اگر اولی شدت کمتری داشته باشد.

لذت‌گرایی محتاطانه، به‌طور خاص به آن چه می‌پردازد، به طور خاص به آن چیزی می‌پردازد. برای یک فرد خوب است این فرض می کند که لذت و درد اجزای انحصاری رفاه هستند، به این معنی که کیفیت زندگی یک فرد صرفاً توسط تعادل خالص لذت بر درد تعیین می شود. نکته مهم این است که لذت گرایی محتاطانه با این تصور سازگار است که موجودات متمایز از رفاه، مانند زیبایی یا آزادی، ممکن است دارای ارزش ذاتی باشند.

استدلال‌های مختلفی هم در حمایت و هم در مخالفت با لذت‌گرایی ارزش‌شناختی مطرح شده‌اند. طرفداران اغلب بر این مفهوم شهودی که لذت دارای ارزش ذاتی است و مشاهده تجربی که افراد ذاتاً به دنبال لذت هستند تأکید می کنند. یک دیدگاه جایگزین تشخیص می دهد که مردم برای موجودات فراتر از لذت ارزش قائل هستند، مانند حقیقت و زیبایی، و تلاش می کند نشان دهد که همه اشکال دیگر ارزش از ارزش لذت نشات می گیرند. علاوه بر این، یک استدلال بیان می‌کند که اصطلاحات خوب و لذت‌انگیز از نظر معنایی معادل هستند، بنابراین نشان می‌دهد که جست‌وجوی لذت ذاتاً مترادف با جست‌وجوی خوبی است.

این گزاره که اکثر لذت‌ها دارای نوعی ارزش هستند تا حد زیادی غیر قابل بحث است. برعکس، منتقدان معمولاً این ادعای قاطعانه‌تر را به چالش می‌کشند که همه لذت‌ها ذاتاً ارزشمند هستند یا اینکه لذت تنها منشأ ارزش ذاتی است. برخی از فیلسوفان معتقدند که لذت‌های خاص، مانند لذت‌های ناشی از اعمال شرم‌آور یا سادیستی، فاقد ارزش یا حتی ذاتاً منفی هستند. نقدی متمایز از کثرت گرایان ارزشی پدید می آید که معتقدند موجودیت های فراتر از لذت نیز دارای ارزش ذاتی هستند. G. E. Moore برای اثبات این تصور که زیبایی منبعی اضافی از ارزش است، آزمایشی فکری ابداع کرد که دو جهان فرضی را در تقابل قرار داد: یکی با زیبایی استثنایی و دیگری با افتضاح مطلق. مور معتقد است که جهان زیبا برتری خود را حفظ می کند حتی در غیاب موجودات ذی شعور که قدر آن را بدانند. یکی دیگر از آزمایش‌های فکری مهم، که توسط رابرت نوزیک مفهوم‌سازی شده است، دارای یک «ماشین تجربه» است که قادر به ایجاد لذت‌های شبیه‌سازی شده است. نوزیک مدعی شد که اکثر افراد از گذراندن زندگی خود در چنین توهم لذت بخشی امتناع می ورزند، بنابراین استدلال می کند که لذت گرایی نمی تواند به اندازه کافی ارزش های اصالت و تجربه واقعی را مورد توجه قرار دهد.

هدونیسم اخلاقی

لذت گرایی اخلاقی یا هنجاری بر این باور است که تلاش برای لذت و اجتناب از رنج، مهمترین اصول اخلاقی حاکم بر رفتار انسان است. این دیدگاه نشان می‌دهد که سایر ملاحظات اخلاقی، مانند وظیفه، عدالت، یا فضیلت، منحصراً تا آنجا که بر تجربه لذت و درد تأثیر می‌گذارند، مرتبط هستند.

نظریه‌های لذت‌گرایی اخلاقی به طور گسترده به انواع سودگرایانه و خودگرایانه طبقه‌بندی می‌شوند. لذت گرایی منفعت گرا، همچنین به عنوان فایده گرایی کلاسیک شناخته می شود، معتقد است که شادی همه افراد دارای اهمیت است. این توصیه می کند که یک فرد باید شادی کلی همه کسانی را که تحت تأثیر اعمالشان قرار گرفته اند به حداکثر برساند. در حالی که این مجموع شادی خود عامل را در بر می گیرد، اما صرفاً یکی از مؤلفه های بسیاری است، بدون هیچ گونه وزن ترجیحی در مقایسه با شادی دیگران. در نتیجه لذت گرایی سودگرا گهگاه افراد را ملزم می کند که از لذت شخصی برای منافع بیشتر دیگران چشم پوشی کنند. برای مثال، فیلسوف پیتر سینگر معتقد است که افراد پردرآمد باید بخش قابل توجهی از درآمد خود را به سازمان‌های خیریه اختصاص دهند، زیرا چنین سرمایه‌هایی می‌توانند شادی بیشتری را برای نیازمندان ایجاد کنند.

لذت‌پرستی خودخواهانه معتقد است که هر فردی باید منحصراً به دنبال لذت خود باشد. از این منظر بحث برانگیز، یک فرد دارای یک الزام اخلاقی است که شادی دیگران را تنها زمانی در نظر بگیرد که مستقیماً بر رفاه شخصی آنها تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، اگر فردی در نتیجه آسیب رساندن به دیگران، حالات عاطفی نامطلوبی مانند احساس گناه را تجربه کند، برای او دلیلی وجود دارد که از وارد کردن آسیب خودداری کند. با این وجود، در این چارچوب، اگر چنین اعمالی باعث افزایش لذت کلی او شود، یک فرد از نظر اخلاقی تحریم می شود - یا حتی مجبور می شود - به دیگران آسیب برساند.

لذت گرایی اخلاقی غالباً با نتیجه گرایی ادغام می شود، دکترینی که ادعا می کند یک عمل اگر مطلوب ترین نتایج را به همراه داشته باشد، از نظر اخلاقی صحیح است. معمولاً با لذت گرایی ارزش شناختی مرتبط است که ارزش ذاتی پیامدها را با تجربه لذت و درد مرتبط می کند. در نتیجه، استدلال‌های متعددی هم در حمایت و هم مخالف لذت‌گرایی ارزش‌شناختی به یک اندازه با لذت‌گرایی اخلاقی مرتبط هستند. علاوه بر این، طرفداران لذت گرایی سودگرا اغلب بی طرفی ذاتی، روش شناسی مستقیم و عینی آن برای ارزیابی قضاوت های اخلاقی، و سازگاری آن در موقعیت های مختلف را برجسته می کنند. برعکس، منتقدان اغلب ادعا می‌کنند که لذت‌گرایی فایده‌گرا، خواسته‌های بیش از حد سخت‌گیرانه‌ای را بر رفتار تحمیل می‌کند و در مواردی خاص، با تابع کردن حقوق فردی به رفاه جمعی، بی‌عدالتی را تشدید می‌کند. آنها بیشتر بر چالش‌های عملی ذاتی در ارزیابی جامع همه پیامدهای مربوط به لذت اعمال تأکید می‌کنند.

سایر موارد

لذت‌گرایی زیبایی‌شناختی نظریه‌ای را در رابطه با جوهر ارزش یا زیبایی زیبایی‌شناختی مطرح می‌کند. این دیدگاه بیان می‌کند که موجودی مانند منظره، نقاشی یا یک ترکیب موسیقی، اگر لذت یا رضایت زیبایی‌شناختی را در افراد ایجاد کند، دارای ارزش زیبایی‌شناختی است. این نظریه که به عنوان یک نظریه ذهنی مشخص می‌شود، بر پاسخ‌های انسان به پدیده‌های جذاب زیبایی‌شناختی تأکید می‌کند. این دیدگاه با نظریه‌های عینی متفاوت است، که ادعا می‌کنند ارزش زیبایی‌شناختی صرفاً به ویژگی‌های عینی یا مستقل از ذهن اشیاء، مانند تقارن یا ساختار هارمونیک بستگی دارد. در حالی که برخی از طرفداران لذت‌گرایی زیبایی‌شناختی معتقدند که همه اشکال لذت به ارزش زیبایی‌شناختی یک شی کمک می‌کنند، برخی دیگر تعریف دقیق‌تری را پیشنهاد می‌کنند، که نشان می‌دهد ارزش زیبایی‌شناختی منحصراً توسط واکنش‌های افراد دارای ذوق پرورش یافته تعیین می‌شود.

فراتر از رشته‌های آکادمیک فلسفه و روان‌شناسی، اصطلاح peerrohedon caristic مفهوم این کاربرد که اغلب به عنوان لذت طلبی عامیانه نامیده می شود، بیانگر سبکی از زندگی است که عمدتاً بر پیگیری خودخواهانه برای رضایت فوری متمرکز است. به عنوان مثال، فردی که در فعالیت هایی مانند رابطه جنسی و مصرف مواد مخدر زیاده روی می کند، بدون در نظر گرفتن پیامدهای پایدار رفتار خود، رفتار لذت طلبانه را در این معنای محاوره ای نشان می دهد. مفهوم منفی این اصطلاح ناشی از بی‌توجهی یا فقدان آینده نگری در مورد مضرات بالقوه یا پیامدهای اخلاقی چنین اقداماتی است. پیامدهای نامطلوب می تواند هم بر فرد و هم بر حلقه اجتماعی آنها تأثیر بگذارد و بر جنبه هایی مانند سلامت، امنیت مالی، روابط بین فردی و وظایف مدنی تأثیر بگذارد. با این حال، اکثر لذت گرایان فلسفی با این ایده مخالف هستند که سبک زندگی تعریف شده توسط لذت گرایی عامیانه در نهایت به رفاه پایدار ختم می شود.

اصول اصلی

تجارب عاطفی: لذت و درد

لذت و درد نمایانگر تجربیات اساسی انسان است، آنچه را که جذاب است در مقابل آنچه که منفور است مشخص می کند و در نتیجه بر عاطفه، شناخت و رفتار انسان تأثیر می گذارد. این احساسات در تمام مظاهر لذت گرایی بسیار مهم هستند. لذت و درد هر دو در درجات مختلف ظاهر می شوند و با شدت های مربوطه مرتبط هستند. به طور متعارف، آنها به عنوان موجود در یک پیوستار، از حالت های مثبت، از طریق یک نقطه خنثی، به حالت های منفی، مفهوم سازی می شوند. با این وجود، لذت‌گرایان خاص این فرض را به چالش می‌کشند که لذت و درد یک زوج متقارن را تشکیل می‌دهند و در عوض پیشنهاد می‌کنند که اجتناب از درد اهمیت بیشتری نسبت به تولید لذت دارد.

ماهیت ذاتی لذت و درد همچنان موضوع بحث است و بر پایداری نظریه‌های لذت‌گرایانه متنوع تأثیر می‌گذارد. در اصطلاح رایج، این مفاهیم اغلب به صورت محدود تفسیر می‌شوند، که با پدیده‌های خاصی مانند لذت ناشی از غذا و رابطه جنسی یا ناراحتی ناشی از آسیب جسمانی مرتبط است. برعکس، لذت گرایان معمولاً دیدگاهی گسترده را پذیرفته اند که در آن لذت و درد هر تجربه ذهنی مثبت یا منفی را در بر می گیرد. در این چارچوب وسیع‌تر، هر احساسی که به عنوان خوب تلقی شود، لذت را شامل می‌شود، از جمله لذت مشاهده غروب خورشید، در حالی که هر احساسی که بد تلقی شود، باعث درد می‌شود، مانند غم و اندوه مرتبط با از دست دادن یک عزیز. یک موضع تاریخی برجسته بیان می کند که لذت و درد، احساسات بدنی متمایز، شبیه به ادراکات حرارتی هستند. با این حال، دیدگاه رایج‌تر در فلسفه معاصر ادعا می‌کند که لذت و درد به ترتیب نشان‌دهنده نگرش‌های جذابیت یا بیزاری هستند که نسبت به اشیاء یا مطالب خاص معطوف می‌شوند. این دیدگاه نشان می‌دهد که این تجارب فاقد یک محلی‌سازی بدنی ثابت هستند و به‌صورت مجزا ظاهر نمی‌شوند، زیرا همواره به سمت شیئی هستند که افراد یا از آن لذت می‌برند یا آن را ناراحت‌کننده می‌دانند.

روش های کمی سازی

هم رشته‌های فلسفی و هم رشته‌های روان‌شناختی روش‌هایی را برای تعیین کمیت لذت و درد بررسی می‌کنند تا علت‌شناسی و تأثیر آن‌ها بر فرآیندهای تصمیم‌گیری را روشن کنند. تکنیکی که اغلب به کار می رود شامل پرسشنامه های خود گزارش دهی است، که در آن از شرکت کنندگان خواسته می شود تا خوشایند یا ناخوشایند بودن یک تجربه را به صورت عددی ارزیابی کنند. برای مثال، پرسشنامه‌های خاصی از مقیاس لیکرت نه درجه‌ای استفاده می‌کنند که از 4- برای ناخوشایندترین تجربیات تا +4 برای خوشایندترین تجارب متغیر است. برخی از استراتژی‌های ارزیابی به یادآوری بستگی دارد و افراد را وادار می‌کند تا تجربیات گذشته خود را به صورت گذشته‌نگر ارزیابی کنند. یک روش جایگزین شامل ارزیابی تجربیات خود توسط شرکت کنندگان در زمان واقعی است، در نتیجه سوگیری ها و نادرستی هایی را که می تواند از گزارش های مبتنی بر حافظه ایجاد شود، کاهش می دهد.

تعیین کمی لذت و درد، صرف نظر از شکل خاصی که در نظر گرفته شده است، چندین مشکل ذاتی را به همراه دارد. با توجه به ماهیت عمیقا ذهنی آن، ایجاد یک معیار استاندارد برای این پدیده ها چالش برانگیز است. علاوه بر این، تکیه بر مقیاس‌های مصنوعی برای تجربیات گزارش‌دهی شده ممکن است دقیقاً حالت‌های ذهنی واقعی افراد را نشان ندهد. یک موضوع مرتبط در مقایسه‌های بین فردی مطرح می‌شود، زیرا افراد مختلف ممکن است چنین مقیاس‌هایی را به‌طور متفاوت تفسیر و استفاده کنند، که منجر به ارزش‌های متفاوت حتی برای تجربیات مشابه می‌شود. دانشمندان علوم اعصاب سعی می کنند برخی از این موانع را از طریق تکنیک های تصویربرداری عصبی مانند اسکن PET و fMRI دور بزنند. با این وجود، این روش شناسی مجموعه ای از عوارض خاص خود را معرفی می کند، در درجه اول به این دلیل که زیربنای عصبی شادی به طور ناقص روشن می شود.

با این فرض که تجربیات فردی لذت و درد قابل اندازه گیری هستند، جرمی بنتام حساب لذت گرا را معرفی کرد. هدف این روش جمع‌آوری قسمت‌های مختلف برای تعیین تأثیر تجمعی آنها بر شادی کلی بود. بنتام اظهار داشت که می توان با ارزیابی کمی تجارب ایجاد شده توسط هر انتخاب بالقوه، مسیر بهینه اقدام را شناسایی کرد. برای هر تجربه لذت‌بخش، چارچوب بنتام چندین معیار را در بر می‌گیرد: شدت و مدت آن، احتمال وقوع آن، نزدیکی زمانی آن، تمایل آن به القای تجربیات بعدی لذت یا درد، و دامنه افراد تحت تأثیر. برعکس، برخی از تکرارهای ساده حساب لذت‌گرا ارزش شخصی ذاتی را اولویت‌بندی می‌کنند و عمدتاً بر دو عامل تمرکز می‌کنند: شدت و مدت.

خوشبختی، رفاه، و Eudaimonia

برخی از نظریه پردازان لذت گرایی را به جای تمرکز بر لذت و درد، از دریچه شادی مفهوم سازی می کنند. یک تعبیر رایج، شادی را به عنوان مازاد خالص لذت بر درد تعریف می‌کند، به این معنا که یک فرد زمانی که لذت غالب است، خوشحال است و زمانی که تعادل کلی منفی است، ناخشنود است. با این حال، مفهوم‌سازی‌های جایگزین شادی وجود دارد که از چارچوب لذت‌گرایانه مرسوم فاصله دارد. یکی از این دیدگاه‌ها، شادی را با رضایت از زندگی یکی می‌داند، که در آن، فردی خوشحال تلقی می‌شود که تمایلی مثبت نسبت به زندگی خود داشته باشد، مانند ابراز رضایت کلی یا تصور اینکه زندگی خود به طور کلی خوب است. در حالی که تعادل لذت و درد می تواند بر این تمایل تأثیر بگذارد، عوامل دیگری نیز ممکن است در شکل گیری آن نقش داشته باشند.

بهزیستی، به عنوان معیاری برای خیر نهایی یک فرد، رابطه نزدیکی با شادی دارد. دیدگاه مشترک، لذت را به عنوان یک عنصر تشکیل دهنده رفاه مطرح می کند. با این حال، اینکه آیا لذت تنها عامل تعیین کننده است یا خیر، و اینکه چه عوامل دیگری – مانند سلامتی، دانش و دوستی – ممکن است در آن نقش داشته باشند، موضوع بحث باقی می ماند. یک چارچوب جایگزین بر خواسته ها متمرکز است و ادعا می کند که بهزیستی از طریق رضایت آنها حاصل می شود. دیدگاه خاصی که تعادل لذت را بر درد به عنوان منبع انحصاری رفاه مشخص می‌کند لذت‌پرستی محتاطانه نامیده می‌شود.

Eudaimonia، مفهومی از رفاه که از فلسفه یونان باستان سرچشمه می‌گیرد، نظریه‌های اخلاقی متعدد آن دوران را پایه‌گذاری کرد. ارسطو eudaimonia را به عنوان حالتی از شکوفایی انسان توصیف می کند که زمانی حاصل می شود که یک فرد زندگی کاملی داشته باشد و پتانسیل ذاتی خود را به فعلیت برساند. در حالی که چارچوب‌های اخلاقی مبتنی بر eudaimonia اغلب شباهت‌هایی را با لذت‌گرایی نشان می‌دهند، مانند تمرکز بر شادی پایدار، آنها از طریق تأکید شدیدشان بر فضایل و حمایت از یک سبک زندگی فعال با محوریت خودآگاهی از هم جدا می‌شوند.

پارادوکس لذت‌گرایی و تردمیل لذت‌گرا

پارادوکس لذت‌گرایی این را مطرح می‌کند که دنبال کردن مستقیم لذت در نهایت خود شکست‌دهنده است. این تز نشان می‌دهد که تلاش‌های عمدی برای رسیدن به شادی اغلب نتیجه معکوس دارد و در نتیجه مانع از رفاه شخصی فرد می‌شود. یک تفسیر پیشنهاد می‌کند که لذت بیشتر به‌عنوان محصول جانبی درگیر شدن در کارها به‌جای اینکه خود هدف اصلی باشد، ایجاد می‌شود. به عنوان مثال، این دیدگاه نشان می‌دهد که تنیسوری که بر پیروزی در یک مسابقه تمرکز می‌کند، ممکن است لذت بیشتری نسبت به کسی که صرفاً تلاش می‌کند تا لذت خود را به حداکثر برساند، تجربه کند. میزان دقیقی که پارادوکس لذت‌گرایی صادق است، موضوع بحث باقی می‌ماند، با توجه به اینکه در برخی موارد، دنبال کردن مستقیم لذت می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد.

تردمیل لذت‌گرا، پدیده‌ای مرتبط، معتقد است که افراد پس از تغییرات مثبت یا منفی قابل توجه در شرایط زندگی خود، به سطح پایداری از شادی باز می‌گردند. این نظریه نشان می‌دهد که در حالی که رویدادهای مطلوب یا نامطلوب به طور موقت بر شادی فرد تأثیر می‌گذارند، تأثیری طولانی مدت ندارند. در عوض، با سازگاری افراد با شرایط جدید، سطح کلی رضایت تمایل به بازگشت به سطح پایه دارد. به عنوان مثال، مطالعات مربوط به برندگان قرعه‌کشی نشان می‌دهد که شادی اولیه افزایش می‌یابد، زیرا ثروت جدید، استانداردهای زندگی آنها را افزایش می‌دهد، اما این وضعیت مرتفع معمولاً در عرض یک سال به سطح اولیه خود باز می‌گردد. اگر این تأثیر دقیق باشد، تلاش‌ها برای تقویت شادی طولانی‌مدت را که شامل تلاش‌های شخصی برای یک سبک زندگی سالم و ابتکارات اجتماعی با هدف ایجاد یک جامعه آزاد، عادلانه و مرفه می‌شود، زیر سوال می‌برد. اگرچه برخی شواهد تجربی از این پدیده حمایت می‌کنند، اما میزان تأثیر و کاربرد آن در تمام حوزه‌های زندگی در مقابل جنبه‌های خاص همچنان موضوع بحث‌های علمی است.

غیر لذت و زهد

نظریه‌های غیر لذت‌گرا اصولاً اصول خاص لذت‌گرایی را رد می‌کنند. یکی از انواع غیر لذت گرایی ادعا می کند که لذت یک خیر مهم، اما نه انحصاری، در زندگی است. دیدگاه دیگری ادعا می کند که برخی از لذت ها ذاتا خوب هستند، در حالی که برخی دیگر مضر هستند. قاطع ترین رد لذت گرایی، که گاه ضد لذت گرایی نامیده می شود، معتقد است که همه لذت ها ذاتا منفی هستند. انگیزه‌های اتخاذ این دیدگاه شامل این باور است که لذت نشان‌دهنده یک احساس غیرمنطقی است و اینکه دنبال کردن آن به‌عنوان یک مانع اساسی برای داشتن یک زندگی با فضیلت عمل می‌کند.

زهد به سبک زندگی اشاره دارد که با برنامه‌ای دقیق از نظم و انضباط شخصی مشخص می‌شود که شامل کنار گذاشتن لذت‌های دنیوی است. تظاهرات آن متنوع است، شامل پرهیز از فعالیت جنسی و مسکرات، روزه گرفتن، کناره گیری اجتماعی و اعمال معنوی مانند دعا و مراقبه است. این سبک زندگی غالباً توسط آرزوهای دینی هدایت می شود، با هدف رسیدن به قرب الهی، دستیابی به وضعیت معنوی متعالی یا تهذیب نفس. اکثر اشکال زهد در تقابل با لذت گرایی و تأکید آن بر لذت جویی قرار می گیرند. با این وجود، اشکال خاصی از لذت گرایی زاهدانه وجود دارد که هر دو دیدگاه را یکپارچه می کند. برای مثال، با بیان اینکه اعمال مناسب زاهدانه می‌تواند از طریق جایگزینی لذت‌های حسی ساده با لذت‌های معنوی عمیق‌تر و معنی‌دار به شادی کلی‌تر منجر شود.

تاریخچه

دوران باستان

هدونیسم در میان کهن‌ترین نظریه‌های فلسفی قرار می‌گیرد و برخی از مفسران منشأ آن را در حماسه گیلگمش می‌دانند که بین سال‌های 2100 تا 2000 قبل از میلاد سروده شده است. این موضوع به عنوان یک موضوع محوری در تفکر یونان باستان ظهور کرد، جایی که آریستیپوس سیرنه (435-356 پ.م.) به طور کلی به عنوان اولین طرفدار فلسفی آن شناخته می شود. او لذت گرایی خودخواهانه را بیان کرد و اظهار داشت که لذت شخصی نمایانگر خیر نهایی است. آریستیپوس و مکتب سیرنائیکی که او الهام گرفته بود، ارضای لذت های حسی فوری را در اولویت قرار دادند و کمترین نگرانی را نسبت به پیامدهای طولانی مدت نشان دادند. افلاطون (ج. 428–347 پ. ارسطو (384-322 پ.م.) با پیروی از روش شناسی مشابه، لذت را با eudaimonia یا به فعلیت رساندن ظرفیت های ذاتی انسانی، مانند عقل، ترکیب کرد.

اپیکور (341-271 پ. سیرنیک. جنبش فلسفی که او پایه گذاری کرد مدعی بود که امیال بیش از حد باعث تشدید اضطراب و رنج می شود و در نتیجه از اعتدال، پرورش ذهن آرام و دوری از درد حمایت می کند. پیرو آنتیستنس (ج. 446-366 پ. به همین ترتیب، رواقیون سبک زندگی لذت‌پرستانه را رد کردند و فضیلت و صداقت را بر جستجوی لذت و فرار از درد ترجیح دادند. لوکرتیوس (ج. 99-55 پ.

در هند باستان، بین قرن‌های ششم و پنجم پیش از میلاد، مکتب چارواکا یک لذت‌گرایی خودخواهانه ایجاد کرد. این سنت فلسفی، که بر عدم وجود یک خدا یا زندگی پس از مرگ تأکید می‌کرد، از لذت کامل از زندگی در زمان حال حمایت می‌کرد. در مقابل، بسیاری از سنت‌های هندی دیگر این دیدگاه را رد کردند و سبک زندگی زاهدانه‌تر را ترویج کردند، گرایشی که در میان مکاتب فکری هندو، بودایی و جین رایج بود. همزمان در چین باستان، یانگ زو (حدود 440–360 پ. لذت گرایی خودخواهانه او متعاقباً الهام بخش مکتب فلسفی یانگیسم شد.

قرون وسطایی

در طول دوره قرون وسطی، فلسفه لذت‌گرایانه توجه محققان را به خود جلب کرد. آگوستین کرگدن (354-430 پس از میلاد)، یک فیلسوف بانفوذ مسیحی اولیه، لذت گرایی رایج در تفکر یونان باستان را به طور انتقادی ارزیابی کرد و نسبت به خطرات لذت های زمینی به عنوان موانع وجود معنوی اختصاص یافته به خدا هشدار داد. توماس آکویناس (1225-1274 م.) دیدگاه متفاوتی را در مورد لذت گرایی بیان کرد که برخی از محققان آن را لذت گرایی معنوی توصیف می کنند. او ادعا کرد که انسان‌ها انگیزه‌ای ذاتی برای جستجوی خوشبختی دارند، و اظهار داشت که این تمایل تنها از طریق یک بینش زیبا از خدا می‌تواند تحقق یابد. در فلسفه اسلامی، مفهوم لذت در کار رازی مرکزی بود (ج. 864-925 یا 932 م). او با تکرار اصول اپیکوری، از یک زندگی اعتدالی دفاع می کرد و از افراط و تفریط و زهد اجتناب می کرد. هم فارابی (c. 878-950 CE) و هم ابن سینا (980-1037 پس از میلاد) معتقد بودند که سعادت فکری، که منحصراً در زندگی پس از مرگ قابل دستیابی است، نمایانگر خیر نهایی انسان است.

مدرن و معاصر

لورنزو والا (ج. 1406–1457) با گذار به دوران اولیه مدرن، لذت‌گرایی اپیکوری را با اخلاق مسیحی ادغام کرد و پیشنهاد کرد که لذت‌های زمینی حسی به عنوان پیش‌آهنگی برای نورانیت‌های آسمانی عمل می‌کنند. لذت گرایی متعاقباً در عصر روشنگری برجسته شد. لذت‌گرایی روان‌شناختی توماس هابز (1588-1679) ادعا می‌کند که منفعت شخصی، که توسط چیزهای خوشایند هدایت می‌شود، انگیزه اساسی همه اعمال انسان را تشکیل می‌دهد. جان لاک (1632-1704) لذت و درد را تنها عوامل تعیین کننده خوب و بد اعلام کرد. جوزف باتلر (1692-1752) نقد لذت گرایی روانشناختی را مطرح کرد و استدلال کرد که بیشتر امیال، مانند میل به غذا یا جاه طلبی، به سمت اشیاء بیرونی هدایت می شوند تا خود لذت. دیوید هیوم (1711-1776) اظهار داشت که لذت و درد هم به عنوان معیار ارزش اخلاقی و هم به عنوان اجزای اصلی تجربه عاطفی عمل می کنند. رمان‌های آزادانه مارکی دو ساد (1740-1814) تجلی افراطی لذت‌گرایی را به تصویر می‌کشند و بر افراط و تفریط بی‌مانند در فعالیت‌های لذت‌بخش و عاری از محدودیت‌های اخلاقی یا جنسی تأکید می‌کنند.

جرمی بنتام (1748-1832) گونه ای تأثیرگذار از لذت گرایی به نام فایده گرایی کلاسیک را فرموله کرد. یک نوآوری محوری در فلسفه او نفی لذت گرایی خودخواهانه بود و در عوض از آن حمایت می کرد که افراد باید تلاش کنند تا بیشترین خیر را برای بیشترین تعداد مردم به حداکثر برسانند. او مفهوم حساب لذت‌گرا را معرفی کرد، روشی برای ارزیابی ارزش اخلاقی یک عمل بر اساس پیامدهای لذت‌بخش و دردناکی که ایجاد می‌کند، با در نظر گرفتن عواملی مانند شدت و مدت. شاگرد او، جان استوارت میل (1806-1873)، ابراز نگرانی کرد که تأکید کمی بنتام بر شدت و مدت ممکن است لذت‌های حسی ساده را بی‌رویه اولویت قرار دهد. در پاسخ، میل کیفیت لذت‌ها را به‌عنوان یک معیار ارزیابی اضافی در نظر گرفت و ادعا کرد که لذت‌های فکری بالاتر ذاتاً ارزشمندتر از لذت‌های بدنی پایین‌تر هستند. هنری سیدگویک (1838-1900) فایده‌گرایی را بیشتر اصلاح کرد و بسیاری از تمایزات اساسی آن، از جمله تمایز بین لذت‌گرایی اخلاقی و روان‌شناختی، و لذت‌گرایی منفعت‌گرا و منفعت‌گرا را روشن کرد.

فریدریش نیچه (1844-1900) با لذت گرایی اخلاقی مخالفت کرد و در عوض از تعالی و غلبه بر خود دفاع کرد و اظهار داشت که رنج برای دستیابی به عظمت به جای تجربه ای که باید از آن فرار کرد، ضروری است. فرانتس برنتانو (1838-1917) دیدگاه قابل توجهی در مورد جوهر لذت ارائه کرد، و این تصور را که لذت یک احساس بدنی موضعی است را رد کرد و برعکس این را بیان کرد که این یک گرایش مثبت است که افراد نسبت به پدیده‌های گوناگون اتخاذ می‌کنند – موضعی که متعاقباً توسط رودریک چیشولم (19196-191919) مورد حمایت قرار گرفت. زیگموند فروید (1856-1939) نسخه‌ای از لذت‌گرایی روان‌شناختی را در چارچوب روانکاوی نوپای خود فرموله کرد. او بیان کرد که اصل لذت، تمایل انسان را به دنبال ارضای فوری و فرار از ناراحتی دیکته می‌کند، در حالی که اصل واقعیت به معنای توانایی به تعویق انداختن رضایت آنی برای دور زدن پیامدهای طولانی‌مدت نامطلوب است.

قرن بیستم شاهد نقدهای متعددی از لذت گرایی بود. G. E. Moore (1873-1958) این فرض لذت‌گرایانه را رد کرد که لذت تنها منشأ ارزش ذاتی است. کثرت گرایی ارزشی او مدعی بود که منابع جایگزین، مانند زیبایی و دانش، نیز دارای ارزش ذاتی هستند، نقدی که توسط W. D. Ross (1877-1971) تکرار شد. C. D. Broad (1887-1971) و Richard Brandt (1910-1997) هر دو معتقد بودند که لذت های بدخواهانه، مانند لذت بردن از رنج دیگران، ذاتاً فاقد ارزش است. رابرت نوزیک (1938-2002) آزمایش فکری مشهور خود را با استفاده از یک ماشین تجربه که قادر به ایجاد لذت شبیه‌سازی شده بود، به کار گرفت تا لذت گرایی متعارف را به چالش بکشد، که او استدلال کرد که رابطه معتبر بین لذت و واقعیت را نادیده می‌گیرد.

در پاسخ به این و نقدهای قابل مقایسه، فرد فلدمن فرمول‌بندی مجددی را ارائه کرده است (1941). لذت گرایی فلدمن با استفاده از تئوری نگرشی برنتانو در مورد لذت، اظهار می دارد که در حالی که لذت منبع انحصاری خوبی ذاتی است، ارزش آن مستلزم تعدیل بر اساس مناسب بودن یا شایستگی آن است. پیتر سینگر (1946 تا کنون) لذت گرایی کلاسیک را گسترش داده است تا ملاحظات رفاه حیوانات را در بر گیرد و از نوع دوستی مؤثر با استفاده از داده های تجربی و تحقیق منطقی برای اولویت دادن به مداخلاتی که بیشترین نتایج مثبت را به همراه دارد، حمایت می کند. میشل اونفری (متولد 1959)، تحت تأثیر آلبر کامو (1913-1960)، تلاش کرده است لذت گرایی اپیکوری را در جلوه ای معاصر احیا کند. دیوید پیرس (1959–اکنون) تفسیر فراانسانی از لذت گرایی را ارائه کرده است و از بکارگیری فناوری های پیشرفته، از مهندسی ژنتیک تا فناوری نانو، برای کاهش و ریشه کن کردن رنج در آینده حمایت می کند. ظهور روانشناسی مثبت گرا در آغاز قرن بیست و یکم، علاقه علمی بیشتری را به بررسی تجربی جنبه های مختلف لذت گرایی برانگیخته است.

برنامه های متنوع

روانشناسی مثبت گرا به مطالعه پرورش شادی و پیشبرد عملکرد بهینه انسان اختصاص دارد. بر خلاف روانشناسی مرسوم، که اغلب بر آسیب شناسی روانی تمرکز می کند، روانشناسی مثبت ادعا می کند که عملکرد مطلوب فراتر از عدم وجود بیماری روانی است. در مقیاس فردی، تجربیات لذت و درد را در کنار تأثیر ویژگی‌های شخصیتی بررسی می‌کند، در حالی که در سطح اجتماعی، تأثیر نهادهای اجتماعی را بر بهزیستی انسان بررسی می‌کند.

روان‌شناسی لذت‌گرا، که به عنوان لذت‌شناسی نیز شناخته می‌شود، مؤلفه اساسی روان‌شناسی مثبت را تشکیل می‌دهد و بر بررسی تجربیات خوشایند و ناخوشایند تمرکز دارد. این رشته به بررسی و تضاد حالت‌های مختلف آگاهی مرتبط با لذت و درد می‌پردازد و احساسات را از شادی و رضایت تا حسادت و اندوه در بر می‌گیرد. علاوه بر این، روان‌شناسی لذت‌گرا به سودمندی بیولوژیکی این حالت‌ها می‌پردازد، از جمله عملکرد آنها به عنوان شاخص‌هایی برای رفتارهای رویکرد یا اجتناب، و به عنوان مکانیسم‌های پاداش و تنبیه که به ترتیب الگوهای رفتاری خاص را تقویت یا بازدارنده می‌کنند. این رشته همچنین شرایط بیولوژیکی و اجتماعی را که این تجربیات را برمی انگیزد، بررسی می کند. به موانع روانشناختی لذت می‌پردازد، مانند آنهدونیا، که با کاهش ظرفیت برای تجربه لذت مشخص می‌شود، و لذت هراسی، که به عنوان دلهره یا بیزاری از لذت تعریف می‌شود. روانشناسی مثبت گرا به طور کلی و روانشناسی لذت گرا به طور خاص با ارائه چارچوبی علمی برای درک تجربیات لذت و درد و فرآیندهای زیربنایی که بر آنها تأثیر می گذارد، به لذت گرایی کمک می کنند.

اقتصاد رفاه، زیرشاخه ای در اقتصاد، تأثیر فعالیت های اقتصادی بر رفاه اجتماعی را بررسی می کند. این رشته اغلب به عنوان اقتصاد هنجاری طبقه بندی می شود و به جای توصیف صرف، بر ارزیابی فرآیندها و سیاست های اقتصادی تمرکز دارد. دیدگاه‌های لذت‌گرایانه در اقتصاد رفاه ادعا می‌کنند که لذت به‌عنوان معیار ارزیابی اولیه عمل می‌کند، به این معنی که تلاش‌های اقتصادی باید پیشرفت شادی جمعی را در اولویت قرار دهند. اقتصاد خوشبختی یک حوزه کاملاً متحد را تشکیل می دهد که همبستگی بین عوامل اقتصادی مانند ثروت و رضایت فردی را بررسی می کند. علاوه بر این، اقتصاددانان از رگرسیون لذت‌گرایانه استفاده می‌کنند، روشی برای ارزیابی ارزش کالاها بر اساس مطلوبیت آن‌ها یا لذتی که به مالک می‌دهند.

اخلاق حیوانات نشان‌دهنده شاخه اخلاقی است که به بررسی تعاملات انسانی با حیوانات غیرانسانی اختصاص دارد. در این زمینه، لذت‌گرایی به‌عنوان نظریه‌ای در مورد رفاه حیوانات، تأثیر قابل‌توجهی دارد و بر تعهد بشر برای ارزیابی عواقب عاطفی اعمالش بر حیوانات برای کاهش رنج تأکید می‌کند. برخی از لذت گرایان کمی پیشنهاد می کنند که هیچ تمایز کیفی بین لذت و درد تجربه شده توسط انسان و سایر گونه های حیوانی وجود ندارد. در نتیجه، این دیدگاه الزامات اخلاقی مربوط به ارتقای شادی را به همه موجودات ذی‌شعور گسترش می‌دهد. برعکس، برخی لذت‌گرایان کیفی این موضع را اصلاح می‌کنند و معتقدند که تجربیات انسانی به دلیل ظرفیتشان برای اشکال بالاتر لذت و درد، وزن اخلاقی بیشتری دارند.

اگرچه سنت‌های دینی متعددی در مورد لذت‌گرایی ابراز نگرانی می‌کنند، برخی ادیان، از جمله لذت‌گرایی مسیحی، آن را پذیرفته‌اند یا جنبه‌های خاصی از آن را پذیرفته‌اند. اصول لذت‌گرایانه نیز در میان جلوه‌های متنوع فرهنگ عامه قابل تشخیص است که شامل مصرف‌گرایی، بخش سرگرمی، و تأثیرات ماندگار انقلاب جنسی می‌شود.

مراجع

یادداشت ها

نقل‌ها

منابع

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

لذت گرایی چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره لذت گرایی، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

لذت گرایی چیست توضیح لذت گرایی مبانی لذت گرایی نوشته‌های فلسفه فلسفه به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • لذت گرایی چیست؟
  • لذت گرایی چه کاربردی دارد؟
  • چرا لذت گرایی مهم است؟
  • چه موضوعاتی با لذت گرایی مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه