مکتب یونی فلسفه ماقبل سقراطی، گروهی از متفکران یونان باستان یا جنبشی فلسفی را مشخص می کند که در قرن ششم قبل از میلاد در ایونیا سرچشمه می گیرد و آغاز سنت فلسفی غرب را نشان می دهد.
از چهره های برجسته مرتبط با مکتب ایونیایی می توان به هراکسیمن، آناکسیمن، تالس، تالس اشاره کرد. آناکساگوراس و آرکلائوس این دسته بندی به Sotion دوکسوگراف نسبت داده می شود. دیوژن لائرتیوس، دوکسوگرافیست دیگر، فلسفه پیش از سقراط را بیشتر در مکاتب ایونی و ایتالیایی ترسیم کرد. ارسطو اولین کسی بود که ویژگی های فکری مشترک ایونی ها را تشخیص داد و از آنها به عنوان physiologoi (φυσιολόγοι) یا فیلسوفان طبیعی یاد کرد. این متفکران با توجه به تحقیقاتشان در مورد اجرام آسمانی و ریاضیات، توسعه کیهانها و رویکرد عمدتاً فیزیکیگرایانه آنها برای درک ماهیت بنیادی ماده، گاهی اوقات کیهانشناس نیز نامیده میشوند.
سه فیلسوف اولیه - تالس، آناکسیماندر و آناکسیمنس - بر اساس شهر مایلوس، شهر تجاری و تجاری مایلوس بودند. در مجموع به عنوان مکتب میلزی شناخته می شود. تلاش فلسفی آنها بر شناسایی عنصر اساسی طبیعت که arche نامیده می شود متمرکز بود. آنها اظهار داشتند که علیرغم ظرفیت ماده برای دگرگونی، یک اشتراک تغییرناپذیر زیربنای همه مواد است. در نتیجه، ارسطو آنها را در زمره مونیست های مادی طبقه بندی کرد. علاوه بر این، آنها هیلوزوئیسم را پذیرفتند و معتقد بودند که زندگی در کل کیهان نفوذ کرده است. در حالی که میلزی ها در شناسایی این اشتراک جهانی متفاوت بودند، آنها برای تدوین نظریه های خود به جای آزمایش تجربی، مذهب یا اسطوره به استدلال انتزاعی تکیه کردند و از این طریق به عنوان اولین فیلسوفان شناخته شدند.
Thales
تالس (به یونانی: Θαλῆς, Thalēs) اهل میلتوس (حدود 624 - حدود 546 پیش از میلاد) به طور گسترده ای مولد فلسفه غرب در نظر گرفته می شود. پیش از دوران او، کیهانشناسی یونانی، پیدایش و ویژگیهای جهان را از طریق روایتهایی که شامل خدایان انساننما و شخصیتهای قهرمان میشد، توضیح میداد و پدیدههایی مانند رعد و برق و زلزله را به مداخله الهی نسبت میداد. در تضاد کامل، تالس تلاش کرد تا توضیحاتی طبیعت گرایانه برای وقایع دنیوی ارائه دهد، و از ارجاعات فراطبیعی اجتناب کرد. به عنوان مثال، او این نظریه را مطرح کرد که زمین لرزه ها از امواجی است که زمین را به هم می ریزند و معتقد بود که روی آب شناور هستند. مشهورترین اعتقاد تالس، اصل کیهانشناختی او بود که ادعا میکرد آب منشأ بنیادی جهان است.
ارسطو در اثر خود *متافیزیک*، دیدگاه تالس را مستند کرد: "تالس، بنیانگذار این مکتب فلسفی [مکتب ایونی]، اظهار میدارد که چرا وجود دائمی بر روی زمین نیز وجود دارد (چرا او موجودیت دائمی بر روی زمین است. احتمالاً او این فرض را از دیدن ماده غذایی هر چیزی گرفته است، و این که گرما خود از رطوبت به وجود میآید و وجود آن به آن بستگی دارد (و آن چیزی که از آن به وجود میآید، همیشه اولین اصل آن است، و همچنین از این واقعیت که دانههای هر چیزی ماهیت مرطوب دارند).
Anaximander
آناکسیماندر (به یونانی: Ἀναξίμανδρος, Anaximandros) (حدود 610 - حدود 546 پ. بر اساس این قطعات محدود موجود، فهمیده میشود که او آغاز یا اولین اصل (arche-اصطلاحی که اولین بار در نوشتههای او ظاهر شد و احتمالاً توسط او ابداع شد) را به عنوان یک توده بینهایت و بیکران (apeiron) مطرح کرد. این *apeiron* در برابر پیری یا پوسیدگی مصون تلقی میشد و به طور مداوم مواد متنوعی را تولید میکرد که همه پدیدههای محسوس از آن سرچشمه میگیرند.
آناکسیمن
آناکسیمنس میلتوس (به یونانی: Ἀναξιμένης ὁ Μιλήσιος؛ حدود 585 - حدود 528 ق.م)، مطابق با سایر پیروان مکتب فلسفی خود، از مونیسم مادی حمایت می کرد و ادعا می کرد که هوا، آرچ اساسی را تشکیل می دهد.
هراکلیتوس
هراکلیتوس (به یونانی: Ἡράκλειτος, Hērakleitos) اهل افسس (حدود 535 - حدود 475 ق. م.) از دیدگاه تالس، آناکسیماندر و فیثاغورث در مورد جوهر نهایی، به جای آن که منشأ عنصر اصلی یونانی، از آب یا زمین است، منشأ آن عنصر کلاسیک از آب یا زمین است. این دیدگاه این باور را تقویت کرد که تغییر یک واقعیت ذاتی است، در حالی که ثبات صرفاً یک توهم است. هراکلیتوس این فلسفه را با این جمله بیان کرد: "همه چیز جریان دارد، هیچ چیز ثابت نمی ماند" و "هیچ انسانی نمی تواند از یک رودخانه دو بار عبور کند، زیرا نه انسان و نه رودخانه یکسان نیستند."
آناکساگوراس
Anaxagoras از Clazomenae (حدود 510 - حدود 428 پ. او تمام فرآیندهای تولید و انحلال را به ترتیب به اصول اختلاط و جداسازی نسبت داد. او همچنین پیشنهاد کرد که یک عقل کیهانی یا nous، نظم را بر همه جوهر تحمیل می کند.
Archelaus
آرشلاوس (به یونانی: Ἀρχέλαος, Arkhelaos)، فیلسوف یونانی قرن پنجم پیش از میلاد، اعتقاد بر این است که در آتن متولد شده است. او شاگرد آناکساگوراس بود و یون خیوس (به نقل از دیوژن لائرتیوس، ii. 23) مدعی شد که او معلم سقراط است. در حالی که برخی از محققان این ادعا را صرفاً تلاشی برای پیوند سقراط با مکتب ایونی می دانند، برخی دیگر مانند گومپرز در متفکران یونانی از صحت آن حمایت می کنند. بحث قابل مقایسه ای در مورد این ادعا وجود دارد که آرکلائوس آموزه های اخلاقی خاصی را توسعه داده است. اگرچه او به طور کلی به فلسفه آناکساگوراس پایبند بود، دیدگاه های کیهان شناختی او متفاوت بود و در عوض با متفکران پیشین ایونی همسو شد.
- تاریخ طبیعت گرایی
- تالس میلتوس § ریاضیات
یادداشت ها
Algra، Keimpe (1999). "آغاز کیهان شناسی". در لانگ، A. A. (ویرایش)، همراه کمبریج به فلسفه یونان اولیه. انتشارات دانشگاه کمبریج، ص 250-270. ISBN 978-0-521-44667-9.
- آلگرا، کیمپ (1999). "آغاز کیهان شناسی". در Long، A. A. (ویرایش). همنشین کمبریج در فلسفه یونان اولیه. انتشارات دانشگاه کمبریج صفحات 250–270. ISBN 978-0-521-44667-9.بارنز، جاناتان (2002). "دیوژنس آپولونیا." فلسفه یونانی اولیه. پنگوئن. ISBN 978-0-14-044815-3.گراهام، دانیل دبلیو. (6 اوت 2006). تبیین کیهان: سنت ایونی فلسفه علمی. انتشارات دانشگاه پرینستون ISBN 978-0-691-12540-4.وایت، استفان ای. (2008). "معیارهای مایلزی: زمان، فضا و ماده." در کورد، پاتریشیا؛ گراهام، دانیل دبلیو. 353–363 ISBN 978-0-19-514687-5.
- ترنر، ویلیام (1910). "مکتب فلسفه ایونی" . دایره المعارف کاتولیک. جلد 8."مکتب فلسفه ایونی" . دایره المعارف بریتانیکا. جلد 14 (119-11). صفحات 731–732.منبع: بایگانی آکادمی TORIma