TORIma Academy Logo TORIma Academy
فلسفه چینی
فلسفه

فلسفه چینی

TORIma Academy — فلسفه سیاسی / فلسفه حقوق

فلسفه چینی

فلسفه چینی

فاجیا (به چینی: 法家؛ پین‌یین: fǎjiā)، یا مکتب فا (شامل قانون، روش)، که غالباً قانون‌گرایی ترجمه می‌شود، یک مکتب کتاب‌شناختی عمدتاً متخاصم بود…

فاجیا (به چینی: 法家؛ پینیین: fǎjiā)، همچنین به عنوان مکتب فا (شامل قانون و روش) شناخته می شود و اغلب به عنوان قانون گرایی ترجمه می شود، یک مکتب کتابشناختی مهم در فلسفه کلاسیک چین، عمدتاً در دوران جنگ، تشکیل می داد. این مکتب اصول اداری را که به طور سنتی از دائوئیسم هوانگ لائو سرچشمه می‌گیرد، ادغام می‌کند. طرفداران آن به مسائل حاکمیتی عملی ذاتی سیستم بی ثبات فئودالی پرداختند و مشارکت های فلسفی آنها در شکل دادن به امپراتوری چین و ساختار بوروکراتیک آن مؤثر بود. اصول کلیدی شامل حمایت از حاکمیت توسط قانون، روش‌شناسی پیشرفته اداری، و مفاهیم قوی دولت و قدرت حاکمیتی بود. فلسفه فاجیه اغلب از طریق دریچه رئالیستی تحلیل می شود. اگرچه نفوذ آن پابرجا بود، دوره از سلسله‌های شین تا تانگ عمدتاً توسط "گرایش‌های متمرکز" برگرفته از سنت‌های فاجیه تعریف می‌شد.

فاجیا (چینی: 法家؛ پین‌یین: fǎjiā)، یا مکتب فا (شامل قانون مکتب، روش کتاب‌شناسی) اغلب ترجمه می‌شد. اصولاً فلسفه کلاسیک چینی دوره دولت های متخاصم، شامل آثار اداری بیشتری است که به طور سنتی گفته می شود ریشه در دائوئیسم هوانگ-لائو دارد. با پرداختن به چالش‌های عملی حاکمیتی سیستم بی‌ثبات فئودالی، ایده‌های آن‌ها کمک زیادی به شکل‌گیری امپراتوری و بوروکراسی چین، حمایت از مفاهیمی از جمله حکومت بر اساس قانون، تکنیک‌های پیچیده اداری، و ایده‌های دولت و قدرت حاکمیتی کرد. آنها اغلب در امتداد خطوط واقع گرایانه تفسیر می شوند. اگرچه تداوم داشت، اما دوره «کین تا تانگ» بیشتر با «گرایش‌های متمرکز» سنت‌هایشان مشخص می‌شد.

این مکتب فلسفی آموزه‌های حقوقی‌تر لی کوی و شانگ یانگ را در کنار ایده‌های متمرکز اداری شن بوهای و شن دائو در بر می‌گیرد. سیما کیان به طور سنتی ادعا می کرد که شن بوهای، شن دائو و هان فی تحت تأثیر هوانگ لائو (دائوئیسم) بودند. شن دائو به طور بالقوه تأثیر اولیه قابل توجهی بر افکار دائوئیستی و اعمال اداری اعمال کرد. این جریان‌های فکری بنیادی متعاقباً در هان فیزی ترکیب شدند، که به‌ویژه حاوی برخی از اولین تفسیرهای کتاب مقدس دائوئیست، دائوجینگ است. در طول سلسله هان بعدی، گوان ژونگ به عنوان پیشرو این مکتب شناخته شد و گوانزی ها متعاقباً گنجانده شدند. گزارش های سیما کیان نشان می دهد که سلسله های بعدی سون کوانگ را مربی هان فی و لی سی صدراعظم چین می دانستند. ژون کوانگ در دهه 1970 در کنار دانشمندانی مانند ژانگ بینگلین مورد تایید قرار گرفت.

اصلاحات شانگ یانگ عمیقاً بر قوانین چین تأثیر گذاشت و ایالت شین را از یک موجودیت حاشیه ای به یک پادشاهی بسیار متمرکز و از نظر نظامی قدرتمند تبدیل کرد که در نهایت در سال 21 پس از میلاد چین به اوج خود رسید. اگرچه شیوه های اداری چین از یک منبع منحصر به فرد سرچشمه نمی گیرد، مفاهیم شن بوهای به طور قابل توجهی سیستم شایسته سالاری را که پس از آن توسط سلسله هان پذیرفته شد، ارتقا داد. هنر جنگ سان تزو منعکس کننده اصول موجود در هان فیزی است، از جمله مفاهیم قدرت، تکنیک اداری، بی عملی وو وی، بی طرفی، مجازات و پاداش. علیرغم اینکه در دوره های بعدی با انتقادات شدید مواجه شدند، تأثیر این متفکران فراتر از سلسله کین گسترش یافت. امپراتورها و اصلاح‌طلبان متوالی اغلب از چارچوب‌هایی استفاده می‌کردند که توسط هان فی، شن بوهای و شانگ یانگ ایجاد شده بود، که ایده‌های آنها به عنوان جنبه‌های جدایی‌ناپذیر حکومت چین، حتی زمانی که سلسله‌های بعدی رسماً آیین کنفوسیوس را تأیید کردند، دوباره ظهور کردند.

سنتز هان فیزی

دانشمند شن دائو ظاهراً در دوره‌های قبل از شانگ یانگ یا شن بوهای مشهورتر بود، به‌ویژه به دلیل ارتباطش با آکادمی معتبر جیکسیا. کنفوسیوس سون کوانگ از شن دائو به دلیل مشغله ی ادعایی با فا انتقاد کرد، مفهومی که شن دائو واقعاً بر روی آن متمرکز بود. فصل 40 هان فیزی دیدگاه‌های شن دائو در مورد قدرت شی را مورد بحث قرار می‌دهد، اما او را به‌عنوان یک طبیعت‌گرا به تصویر می‌کشد، شبیه به اژدهایی که روی ابرها بالا می‌رود، تصویری که در ژوانگزی نیز یافت می‌شود. ژوانگزی عموماً موضع بی طرفانه تری اتخاذ می کند و شن دائو را به عنوان یک شخصیت پیش دائوئیست در کنار لائوزی و ژوانگزی معرفی می کند تا صرفاً یک نظریه پرداز قدرت. شن دائو از مجازات و پاداش متناسب و نه افراطی حمایت می کرد. مطابق با فلسفه لائوزی، حاکم حکیم ایده‌آل شن دائو «به مردان آسیب نمی‌رساند»، به مردم اجازه می‌دهد تا آسیب‌های اجتماعی را خود تنظیم کنند و از بین ببرند.

اگرچه کتاب لرد شانگ آشنایی با آموزه‌های مرتبط با شن بوهای و شن دائو را نشان می‌دهد، اما مفاهیم شرح‌داده شده در آن همچنان ادامه دارد. با توجه به نقش آنها به عنوان صدراعظم در ایالت های همسایه، دکترین های منسوب به شانگ یانگ از ایالت شین و شن بوهای از ایالت هان احتمالاً قبل از اتحاد امپراتوری شین به هم نزدیک می شدند. بر اساس اظهارات داخل هان فیزی، کتاب لرد شانگ احتمالاً در اواخر دوره کشورهای متخاصم در کنار گوانزی ها به انتشار گسترده ای دست یافت. هان فیزی به عنوان اولین اشاره موجود به شانگ یانگ در خارج از شین، احتمالاً نقش مهمی در تعریف مفهوم مکتب فا داشته است.

در حالی که اشکال مرتبط با مکتب فا احتمالاً بر مفهوم فا متمرکز بود، اکثر افراد طبقه بندی شده تحت این مکتب در هان فیزی مورد بحث قرار می گیرند. هان فی احتمالاً مکتب شانگ یانگ را به عنوان یک مکتب "قانونی" فا توصیف می کند و فا را به عنوان قانون دربرگیرنده تفسیر می کند، در حالی که سیما تان تعریف گسترده تری از مکتب فا ارائه می دهد. علیرغم انتشار قوانین توسط شن بوهای و شناسایی بعدی او به عنوان یک دائوئیست، هان فی، سیما کیان، لیو شیانگ و یانگ شیونگ او را در زمره حقوقدانان کیفری طبقه بندی نکردند. در عوض، آنها او را با تکنیک‌های حکومتی شو (اداری) مرتبط کردند.

*Han Feizi* تکنیک‌های *shu* را ادغام می‌کند، که شامل *fa* (قوانین و روش‌ها) می‌شود، که نشان می‌دهد *fa* جزء اصلی در متن است. با این حال، در آثار شن بوهای و شانگ یانگ، این مفاهیم به صورت دو مکتب فلسفی متمایز و متضاد ظاهر می شوند. محققین وانگ و چانگ *هان فیزی* را به عنوان «سیستماتیک‌ترین و از لحاظ نظری پیچیده‌ترین ترکیب‌کننده گونه‌های مختلف اندیشه *فاجیه*» شناسایی کردند، حتی عناصری را که متعاقباً به عنوان دائوئیستی طبقه‌بندی شدند. یوری پانز همچنین سنتز را به عنوان یک اصل فلسفی بنیادی در زیر بنای *هان فیزی* مطرح می کند. خود هان فی به احتمال زیاد ترجیح می داد به عنوان یک ترکیب کننده برجسته شناخته شود تا اینکه صرفاً یک مدافع حقوقی برای یک دکترین منحصر به فرد باشد. مخالفان او، برعکس، او را به عنوان یک قانون گرای محدود توصیف می کنند.

تمایل به تمجید از هان فی به عنوان یک ترکیب کننده اصلی و اولویت دادن به *هان فیزی* بر سایر فیلسوفان سیاسی چین باستان از تصویر خود تبلیغی هان فی از شن دائو، شن بوهای و گونگسون یانگ نشات می گیرد که به تنهایی به عنوان مفهوم سیاسی مطرح شده است. در یک فلسفه منسجم ادغام شده است. این ادعا به موازات استدلال همزمان سیما تان برای *دائوجیا* است که با این احساس محصور شده است: "رقبای من هر کدام یک چیز را می فهمند، اما فقط من همه چیز را می فهمم." (گلدین)

دسته بندی در کتابخانه امپراتوری

اصطلاح *فاجیه* ("مدرسه *فا*") در رساله در باب اصول شش مکتب فکری که به سیما تان مورخ اولیه سلسله هان (110-165 قبل از میلاد) نسبت داده شده معرفی شد و به فصل پایانی *شیجی* ضمیمه شد. در این رساله، تان از برتری یک *داوجیا* یا "مکتب دائو" سیاسی همزمان دفاع کرد و ظرفیت آن را برای ادغام سودمندترین اصول از شش سنت متمایز فلسفی ابراز کرد. این اصطلاح متعاقباً با دائوئیسم لائوزی-ژوانگزی مرتبط شد. قابل توجه است که خود *شیجی* از اصطلاحات «مدرسه‌ها» استفاده نمی‌کند، در عوض فصل خاصی را به شانگ یانگ اختصاص می‌دهد و شن دائو را در آکادمی جیشیا در کنار ژون کوانگ فهرست می‌کند، موسسه‌ای که گمان می‌رود هان فی نیز در آن حضور داشته است.

معرفی «مدرسه‌ها» یا «مفهوم‌های نوآورانه» طبقه‌بندی شده است. چنین طبقه‌بندی‌هایی «عجیب و بی‌فایده در نظر گرفتن انتزاعی آنها، همانطور که یک مورخ مدرن ممکن است» در نظر گرفته می‌شد. برای آرشیوگرایان کنفوسیوس، این مکاتب به عنوان تصویری از دیدگاه کنفوسیوس عمل می‌کردند و رویکردهای جایگزینی را ارائه می‌کردند که در مقابل کنفوسیوسیسم شکست‌هایی تلقی می‌شدند. محقق کنفوسیوسی هان، لیو شیانگ (77-6 پ.م.) *فاجیه* را به عنوان مقوله ای برای متون استاد در طول تأسیس کتابخانه امپراتوری تعیین کرد، بنابراین آن را به عنوان یک طبقه بندی مهم در فهرست های سلسله هان، به ویژه فصل 30 *کتاب هان* (*هانشو*، 111 پس از میلاد) معرفی کرد.

علاوه بر کتاب لرد شانگ، آثار شن بوهای، شن دائو، و هان فیزی، شش متن دیگر نیز تحت این عنوان دسته بندی شدند. اینها اکنون گم شده اند، از جمله آثار لی کوی و وزیر هان چائو کوئو (هانشو CH1)، و چهار اثر باقی مانده است که غیرقابل شناسایی هستند. *هانشو* کار لی کوی را به عنوان اولین رساله جامع در مورد مقررات شناسایی می کند که متعاقباً بر شانگ یانگ تأثیر گذاشت. متن *گوانزی*، که به گوان ژونگ بسیار پیشتر نسبت داده می شود، مجموعه ای متأخر است که تنها در زمان سلسله سوئی رسماً از دائوئیسم طبقه بندی شد. علاوه بر این، دایره المعارف *Lüshi Chunqiu*، که در اواخر دولت چین پیش از امپراتوری گردآوری شد، حاوی فصول متمایز اختصاص داده شده به شانگ یانگ و شن بوهای بود.

آیوانهو سنت شناس مفهوم علمی *jia* (خانواده ها) را به عنوان "خانواده هایی که متفکران جدید گروه بندی می کنند" توصیف می کند. و مجموعه‌های مفید متفکران» که با یک رابطه «برادران یا پسرعموهای فکری» بر اساس شباهت خانوادگی متحد شده‌اند. با این حال، این طبقه‌بندی الزامی برای رعایت «فهرست بررسی باورها» برای گنجاندن ندارد، و همچنین نیازی به مطالعه یک مؤسس یا مولد خاص ندارد.

رویکردهای روش شناختی

در حالی که تأیید می کند که شن بوهای برخی مقررات قانونی را صادر کرده است، فصل 43 *هان فیزی* به طور سنتی شن بوهای را از *فا* (قانون) شانگ یانگ با استفاده از اصطلاح *shu* تکنیک متمایز می کند. با این حال، ظاهراً خود شن بوهای از این اصطلاح استفاده نکرده است. به نظر می‌رسد که هان فی مفهومی از پیش موجود از تکنیک‌ها *شو* را توضیح داده است، که شن بوهای با آن مرتبط شد و بدین ترتیب او را در این چارچوب گنجاند. برای مثال، هان فی ادعا نمی کند که اصطلاحات خود را اختراع کرده است. اگرچه او درگیر تعاریف و تمایزات است، اما غالباً آشنایی خواننده با موضوع خود را فرض می کند. هان فی تکنیک را قبلاً در فصل 38 مورد بحث قرار می دهد. در حالی که بسیاری از پایه های فلسفی آن از شن بوهای سرچشمه می گیرد، او به صراحت در بحث آن مطرح نشده است.

اگر نام نویسی نکنید یا به مقامات قانونی تکیه نکنید، اگر به نحوه انجام بازرسی متقابل و طبقه بندی توجه نکنید، اگر معیارها و معیارها را واضح ندارید، اگر منحصراً به شنوایی و بینایی خود متکی باشید، اگر باید هوش خود را به کار بگیرید و تنها در این صورت فقدان تکنیک آشکار نمی شود؟ هان فیضی 38.5.1. کریستف هاربسمیر

مفهوم *shu* (تکنیک) همچنین در فصل 24 از *کتاب لرد شانگ* ظاهر می شود، اما کمتر توضیح داده شده است، و صرفاً از تکنیک هایی برای نشان دادن روش هایی برای مدیریت وزیران استفاده می کند. اگرچه کین با شن بوهای آشنا شد، اما قابل قبول تر است که این مفهوم قبلاً در حال توسعه مستقل بوده است تا اینکه مستقیماً توسط نویسندگان ایالت هان پذیرفته شده باشد.

با توجه به دامنه معنایی گسترده *fa*، *هان فیزی* به طور بالقوه اصطلاح *shu* (تکنیک) (تکنیک) را برای متمایز کردن *fala به عنوان یک سیستم عمومی به عنوان *fala به عنوان یک سیستم خصوصی توضیح می دهد. فصل 38 *شو* را از *فا* (قانون) به این ترتیب متمایز می کند. خود شن بوهای از *fa* استفاده کرد که کریل آن را "روش" نامید. فصل 32 *فا* شن بوهای را اینگونه تعریف می کند: "اعطای پاداش بر اساس شایستگی های واقعی، اعطای انتصابات بر اساس توانایی های خود." با این وجود، لیو شیانگ، کتابدار امپراتوری، علیرغم طبقه‌بندی او در زیر شو اصرار داشت.

در مورد تکنیک‌های شو (مرتبط با شن بوهای)، اعطای مقام بر اساس مسئولیت‌های مشخص (شکل‌های xing)، درخواست عملکرد بر اساس عناوین (مینگ «نام‌ها»)، محکم گرفتن دستگیره‌های [قدرت] زندگی و مرگ، و بررسی ظرفیت‌های وزیر است. اینها چیزهایی است که فرمانروای انسانها باید به آنها چنگ بزند (در دست خود نگه می دارد؛ انحصار می کند). HFZ 43. 10-20.

زمانی که سیما تن مکتب فکری *فا* را تأسیس کرد، تمایز نقش های رسمی را در چارچوب آن گنجاند. فصل 30 *هان فیضی* هفت تکنیک را برمی شمارد، از جمله ارزیابی و مقایسه دیدگاه ها، اطمینان از قابل اعتماد بودن پاداش ها و مجازات ها، تعیین مسئولیت زیردستان برای پیشنهادات، صدور فرمان ها و دستورات مبهم، حفظ دانش شخصی در حین جستجوی پیام های متضاد در جهت دریافت نصیحت. فصل 38 بیشتر شامل استفاده از مقامات قانونی، اجرای ارجاع متقابل و طبقه‌بندی، و روشن کردن استانداردها می‌شود.

پس از آن، شانگ یانگ، شن بوهای و هان فی به‌تدریج تحت عنوان Qinama برای "X" با عنوان "X" شناسایی شدند. به عنوان مثال، ارائه شانگ یانگ به عنوان متخصصی که این مفهوم را مطالعه کرده است. با این حال، هیچ مدرکی در آثار موجود شانگ یانگ نشان نمی‌دهد که او آموزه‌های یکسان «نام‌ها» را مانند شن بوهای و هان فی مطالعه کرده است. در حالی که او یک دکترین در مورد "نام" داشت، اما به طور قابل توجهی متفاوت بود.

Shang Yang Ch.43

فصل‌های قبلی *هان فیزی* (14، 42) شانگ یانگ را در کنار گوان ژونگ و وو چی به عنوان یک اصلاح‌گر نمونه می‌دانستند. با این حال، اصلاحات وو چی به همان سطح موفقیت شانگ یانگ نرسید. در مقابل، فصل 43 از *هان فیزی* شانگ یانگ را از شن بوهای به عنوان نماینده دو مکتب متمایز (*جیا*) متمایز می‌کند و مکتب شانگ یانگ را عمدتاً با *fa* مرتبط می‌داند که شامل قانون، احکام، احکام، و اجرای پاداش‌ها و مجازات‌ها می‌شود. اصلاح طلب؛ به عنوان مثال، سیما کیان، او را با داشتن "طیف فوق العاده گسترده ای از اصلاحات" نسبت می دهد. در تلاشی برای اثبات برتری خود نسبت به متفکران قبلی، این فصل مشارکت های شانگ یانگ را ستایش می کند و ضرورت *fa* (قانون) را تصدیق می کند، با این حال مکتب معاصر او را که بیش از حد بر این جنبه متمرکز شده است، نقد می کند.

زمانی که گونگ سون یانگ بر شین حکومت می کرد، سیستمی برای گزارش دهی متقابل و مسئولیت عملکرد ایجاد کرد.

*قانون Fa* حکم می‌کند که مقررات و احکام به‌طور رسمی در آرشیوهای رسمی ثبت و نمایش داده شوند، تا اطمینان حاصل شود که مجازات‌ها و جریمه‌ها برای مردم غیرقابل اجتناب است. به طور همزمان، برای کسانی که با احتیاط به قوانین پایبند هستند، پاداش در نظر گرفته می شود، در حالی که برای متخلفان از این احکام مجازات در نظر گرفته می شود. این چارچوب به عنوان راهنمای معتبر برای وزرا عمل می کند.

با گذشت زمان، چهره‌های شانگ یانگ و شن بوهای به تدریج در ادراک به هم نزدیک شدند، با کاهش نفوذ شن دائو و کاهش درک مشارکت‌های شن بوهای. در نتیجه، تصویر جمعی آنها در سراسر سلسله هان به یک ارتباط کیفری، عمدتاً با شانگ یانگ و هان فی، محدود شد. در نهایت، آنها به طور جمعی مسئول فروپاشی سلسله کین شناخته شدند.

معرفی و شناسایی با تاخیر

افرادی که توسط آرشیویست‌های کنفوسیوسی تحت «مکتب فا» گسترده‌تر دسته‌بندی می‌شوند احتمالاً سنت‌های فکری خودآگاه و سازمان‌یافته قابل مقایسه با سنت‌های کنفوسیوس‌ها یا موهیست‌ها را تشکیل نمی‌دهند، و به درجه‌ای مشابه از شهرت عمومی دست نمی‌یابند، و کاملاً از نظر فکری خود متمایز نیستند. در دوران منسیوس، "فاجیا" احتمالاً صرفاً به "خانواده های قانون مدار" (jia) یا "اقتصاددان" در متن بعدی گوانزی اشاره می کرد. بعید است که هر فردی از نظر سیاسی خود را با یک "مکتب فا" معرفی کند و آنها به طور جمعی تحت این نام طبقه بندی نشده باشند تا زمانی که سیما تان به طور رسمی آن را به عنوان یک مدرسه متمایز در سلسله هان *سوابق تاریخ نگار بزرگ* به رسمیت شناخت.

در ابتدا یک ایالت کوچک واقع در منطقه دورافتاده کوهستانی در آن زمان در دوران اصلاحات غربی شینگ در منطقه شینگ در اوایل ایالت شینگ به سمت شرق قرار داشت. در اوایل دوره کشورهای متخاصم، او را به‌عنوان «مشهورترین و تأثیرگذارترین دولتمرد» دوران معرفی کرد. موفقیت و تأثیر اولیه او ناشی از نقش او به عنوان یک صاحب منصب در پایه گذاری امپراتوری چین بود، نه به عنوان یک فیلسوف که یک مکتب فکری را تأسیس کرد. گردآورندگان بعدی *ژوانگزی* با شن دائو آشنا بودند، اما احتمالاً با یک مکتب قانونی رسمی آشنا نبودند. سون کوانگ دانش شن بوهای و شن دائو را به نمایش گذاشت، اما ظاهراً از شانگ یانگ آگاهی نداشت. اصلاحاتی که فن سوئی، نخست‌وزیر چین در دوران تصدی او انجام داد، ممکن بود بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

اگرچه به قدرت رسیدن کوین منجر به افزایش بحث‌ها، هرچند مختصر، درباره دولت در اکثر متون معاصر شد، شخصیت‌های برجسته بعدی مانند منسیوس عمدتاً موضعی بی‌تفاوت نسبت به آن داشتند. تا مراحل بعدی این دوره، کین از نظر فرهنگی متمایز تلقی نمی شد. با پیشروی اواخر دوره کشورهای متخاصم، عقیده غالب در مورد کین بدتر شد و منجر به توصیف آن به عنوان بربر شد. در نتیجه، متون عمده آن دوران، با وجود علاقه فزاینده ای که به دلیل فتوحات نظامی آن برانگیخته شده بود، اطلاعات کمی در مورد آن ارائه می کردند. برخی از سیاست های ایجاد شده توسط شانگ یانگ در سلسله هان بعدی نیز ادامه یافت. با این حال، در اواخر دوره کشورهای متخاصم، ارزیابی درونی *لوشی چونکیو* از او کاهش یافته بود، و قانون شین بطور قابل ملاحظه ای از اصول فلسفی آثاری که بعداً به عنوان قانون گرا طبقه بندی شدند، فاصله گرفته بود.

دستیاران حاکم

به‌جای حمایت صرف از طرفداران خاص *fa* (قانون) و روش‌های اداری، می‌توان بحث کرد که شانگ یانگ، شن بوهای و هان فی عمدتاً به *فا* به عنوان هنر حکومت‌داری توجه داشتند که به عنوان اعضای طبقه حاکم عمل می‌کردند و دو نفر قبلی به عنوان نخست‌وزیر در ایالت مربوطه خود عمل می‌کردند. شن دائو و هان فی معتقد بودند که پادشاهان اساساً از طریق اقتدار، قدرت، موقعیت یا کاریزمای ذاتی خود حکومت می کنند تا پاداش ها یا مجازات ها را ارائه کنند، نه از طریق تخصص تخصصی در گفتمان های قانونی یا آیینی. اگرچه حاکم شن بوهای به‌عنوان مدیریت منطقی وزرا به تصویر کشیده می‌شود، شن بوهای صراحتاً از منزوی کردن حاکم از بار بیان جزئیات خاص حمایت می‌کند، مگر اینکه برای تحریک ابتکار و بیان وزرا تظاهر به جهل کند.

خط کش موارد ضروری را سفارش می دهد. وزرا جزئیات را انجام می دهند... کسی که در استادی برتری دارد، بر حماقت تکیه می کند، خود را در نارسایی قرار می دهد، خود را در ترسو قرار می دهد، خود را در بی تعهدی پنهان می کند، انگیزه های خود را پنهان می کند و ردپای خود را می پوشاند. او عدم اقدام را به همه زیر بهشت ​​نشان می دهد. کسی که به مردان نشان دهد که مازاد دارد، مردان او را غارت می کنند، در حالی که کسی که به مردان نشان می دهد که او به اندازه کافی نیست، مردان به او می دهند. ده بار صحبت کردن و ده بار درست بودن. صد بار عمل کردن و صد بار موفق شدن - این وظیفه وزیر است نه راه حاکم.

*هان فیزی* هان فی را، که بنا بر گزارش ها از نوادگان اشراف ایالت هان است، به عنوان یک فرد خارجی "مسدود شده توسط سنگین وزنان سیاسی بدخواه" به تصویر می کشد. در مقایسه شن بوهای و شانگ یانگ، هان فی از سلف خود، شن بوهای، به دلیل عدم موفقیت در اجرای اصلاحات قانونی انتقاد می کند. با این حال، شن بوهای قوانینی را وضع کرد. در حالی که شن بوهای، به عنوان صدراعظم ایالت هان، در درجه اول بر مدیریت بوروکراسی متمرکز بود، پیشرفت های فنی او برتر از پیشرفت های هم عصرش نبود. در مقابل، متونی مانند *Xunzi* و *Han Feizi* نشان دهنده پیشرفت های فنی پیچیده تر از اواخر دوره کشورهای متخاصم هستند. به طور مشابه، شن دائو پیچیدگی فنی بیشتری از خود نشان نداد.

در مورد بسیج کشورهای متخاصم اولیه، به نظر می‌رسد اصول بیان شده در *کتاب لرد شانگ* بیش از آنکه منحصربه‌فرد باشد، جهانی‌تر از منحصربه‌فرد بودن، نشان می‌دهد که متون مشابه آن دوران ممکن است به سادگی حفظ نشده باشند. از طریق *هان فیزی*، پیشینیان هان فی با شانگ یانگ پیوند خوردند و متعاقباً به چین معرفی شدند. آرشیویست های کنفوسیوس حداقل چهار اثر را تحت مکتب *fa* ثبت کردند که اکنون غیرقابل شناسایی هستند. این شمارش آثاری از سایر مکاتب فلسفی را که اصول *fa* را نیز در خود جای داده اند، مستثنی می کند که برخی از آنها نیز از بین رفته اند. علیرغم قوانین محدود شن بوهای و دیدگاه بالقوه هان فی مبنی بر اینکه زیرکی قانونی شن بوهای رقیب شانگ یانگ نیست، سیما کیان ادعا می کند که ایالت هان به طور مؤثر اداره می شود و دفاع موفق خود را به عنوان یک نهاد کوچکتر برجسته می کند. شباهت قابل توجهی به شین داشت. وجه تمایز کین اساساً از گستره اصلاحات آن ناشی می‌شد که شامل ثبت نام و بسیج همه مردان بالغ می‌شد و در نتیجه چیین را برای تسلط نهایی قرار می‌داد. با این حال، شین کاملاً خود را از سایر ایالت‌های «فئودالی» متمایز نکرد تا اینکه اصلاحات اواخر دولت‌های متخاصم توسط فن سوئی تصویب شد، که قدرت را در داخل سلطنت تثبیت کرد و یک استراتژی نظامی تهاجمی‌تر را ایجاد کرد. در نتیجه، شانگ یانگ، به‌عنوان معمار یک دولت مهیب که قبلاً به‌عنوان منطقه‌ای پیرامونی در نظر گرفته می‌شد، از طریق اصلاحاتی که توانایی‌های نظامی را افزایش می‌داد، به نفوذ نهادی دست یافت.

حتی اگر قوانین و روش‌های *fa* (یا قانون *fa*، در چارچوب قانون‌گرایی) عناصر غالب در درون *قانون‌شناسی* تلقی شوند، اگر ایدئولوژی هن فئیستین را تشکیل نمی‌داد. حاکم اساساً پذیرفت که قانون در خدمت منافع آنهاست. درعوض، قانون‌گرایی را مستقیماً با دیدگاه حاکم همسو می‌کند، که می‌توان اساساً آن را به‌عنوان حاکم دوره کشورهای متخاصم توصیف کرد که به دنبال استانداردها و مقررات *fa* برای هدف تسخیر است. در حالی که هان فی علاقه حاکم را به چنین اصولی فرض می کند، توجه به این نکته مهم است که شانگ یانگ منشأ قانون جزایی نبوده است.

*فا*، که قوانین را در بر می گیرد، تنها در حیطه اختیارات مکتب *فا* نبوده است. هدف مشترک شانگ یانگ و هان فی - کاهش بی نظمی اجتماعی - برای دیگر شخصیت های برجسته آن دوره از جمله کنفوسیوس، لائوزی، موزی، ژوانگ ژو، منسیوس و ژون کوانگ نیز مورد توجه قرار گرفت. اگرچه رویکرد شانگ یانگ رادیکال‌تر بود و به موفقیت‌های بیشتری دست یافت، مسائل کشاورزی و خدمت اجباری برای اکثر متفکران دوره کشورهای متخاصم که راه‌حل‌های متنوعی را پیشنهاد می‌کردند، محور بود. منسیوس، یکی از معاصران کنفوسیوس شن دائو، همچنین *فا* را حداقل در مفهوم اولیه اندازه‌گیری آن ضروری می‌دانست، با این حال او معتقد بود که یک حاکم خیرخواه به طور طبیعی سربازان وفادار را جذب می‌کند.

قانونگرایی

اشنایدر (2018) به عنوان یکی از حامیان معاصر تفسیر حقوقی ظاهر شد. به گفته اشنایدر، قانون‌گرایی «به نظر می‌رسد مستلزم این است که آن متفکران... به قانون متعهد بودند» و آن را ترکیبی از واقع‌گرایی و «نتیجه‌گرایی دولتی» تصور می‌کردند. این دیدگاه بیان می کند که «هر آنچه برای دولت خوب بود، تقویت ساختار آن و تقویت حاکم آن، منجر به نظم و عواقب مفید برای همه خواهد شد». این تفسیر قانون گرایانه فرض می کند که ارتباط هان فی با شانگ یانگ عمیق تر از روابط او با سایر پیشینیان بود. اشنایدر با نادیده گرفتن دامنه وسیع‌تر *fa* فراتر از قانون صرف، منحصراً درک ابزاری از قانون‌گرایی را تأیید می‌کند.

تفسیر اشنایدر بین تعریف "هدف فیلسوفان قانون‌گرا" به عنوان تقویت "موقعیت دولت" یا "موقعیت آن" در نوسان است. نخبگان، اعم از وزرا و مقامات، «ابزار مهم قدرت حاکم» محسوب می شوند. علاوه بر این، اقداماتی از قبیل "یکسان سازی اوزان و اقدامات، ابلاغ قوانین، ثبت نام خانوارها، اخذ مالیات، و استخدام مردان برای کارهای رسمی و ارتش" همگی در زمره "دسته های دولت" حاکم طبقه بندی می شوند. هان فی به عنوان یک فیلسوف خودآگاه شناخته نمی شود، بلکه بیشتر به عنوان عضوی از طبقه حاکم است که به عنوان مشاور پادشاهان خدمت می کند. در نهایت، اشنایدر تنها زمانی ارزش پاداش ها و مجازات ها را برای هان فی تصدیق می کند که "در دست یک پادشاه توانا" باشند.

دوره کشورهای متخاصم ممکن است مفاهیمی مشابه قوانین طبیعی را در خود جای داده باشد، اگرچه هان فی، یک عمل گرا، نمونه ترین مدافع آنها در نظر گرفته نمی شود. Huangdi Sijing (بوشو) تصویر مناسب تری ارائه می دهد. تحمل محدود مجازات های شدید از سوی کشورهای متخاصم از طریق سلسله هان را می توان تا حدی به توجیهات ناکافی ارائه شده توسط چهره هایی مانند هان فی نسبت داد. اگرچه بان گو، هان فیزی را در مکتب *فا* طبقه بندی کرد، هم او و هم سیما کیان آن را در درجه اول به عنوان رساله ای در مورد روش های حکومت شناسی می دانستند.

با این وجود، هان فی فایده قانون را برای "اصلاح عیوب بالا، سرزنش کردن معایب، رفع نابسامانی ها، رفع نابسامانی ها، از بین بردن نابسامانی ها، از بین بردن نابسامانی ها، پرهیز از ناهنجاری ها، رفع خطاها و ناهنجاری ها" تایید کرد. تسخیر مستکبران، راست کردن کج‌اندیشان، یکپارچه‌سازی آداب و رسوم توده‌ها، نگه داشتن مردم در هیبت و تکریم، سرزنش فحشا و خطر، یا نهی از باطل و نیرنگ». این ادعا تا حد زیادی توسط امپراتور یونگ ژنگ سلسله چینگ تکرار شد. قضات سلسله هان همسویی بیشتری با اصول حاکمیت قانون نشان دادند. به طور قابل توجهی، قاضی ژانگ شیژی تلاش کرد تا "تضاد بین قدرت امپراتوری و رعایت قانون را محدود کند" و این قانون را مستقل از امپراتور ارزش ذاتی دارد.

هنگامی که امپراتور ون هان درخواست اعمال مجازات شدیدتری کرد، ژانگ شیژی یادبودی را به امپراتور ارائه کرد و تصریح کرد که قانون هم به "تیان زی" (پسر بهشت یا امپراتور) و هم به مردم خدمت می کند. او استدلال کرد که مجازات قانونی تعیین شده باید در مورد افراد اعمال شود، و اظهار داشت که هرگونه مجازات شدیدتر اعتماد عمومی به سیستم قانونی را از بین می برد.

پادشاهی

در حالی که بخش‌هایی از *ژوانگزی* تحقیر عمیقی را نسبت به نخبگان حاکم نشان می‌دهند، حمایت مستقیم برای الغای سلطنت احتمالاً تا زمانی که بائو جینگیان ظاهر نشد. *قانون قوانین* لی کویی با این اعلامیه شروع می شود: "در حکومت پادشاه واقعی، هیچ موضوعی فوری تر از برخورد با دزدان و سارقان نیست."

در فصل هایی مانند "راه فرمانروا" (ش5)، هان فی تکنیک های متنوع *فا* را به عنوان ابزار قدرت ترسیم می کند. او "بی تزلزل" از *fa* به عنوان روشی حیاتی برای رسیدگی به بحران های سیاسی-اجتماعی دفاع می کند. ایدئولوژی او با توجه به نقش آن به عنوان «رشته وحدت‌دهنده اندیشه سیاسی دوره دولت‌های متخاصم»، به وضوح سلطنت‌گرایانه است، موضعی که به طور جهانی توسط معاصرانش که نقش ضروری حاکم را در تطبیق قوانین با شرایط معاصر به رسمیت می‌شناختند، اتخاذ کردند.

اگرچه *کتاب لرد شانگ* دولت را بر حاکم اولویت می دهد، شانگ یانگ نمونه ای از این مسیر تاریخی است. مشابه منسیوس، ژون کوانگ، *ژان گوئو سی*، و *یانزی چونکیو*، فصل اولیه *کتاب* بر پادشاه متمرکز است. این فرض می‌کند که اشراف محافظه‌کارتر دربار تنها با تأیید پادشاه قابل غلبه است. دوک شیائو احتمالا وزرایی مانند شانگ یانگ را تا حدی برای تحکیم اقتدار شخصی خود در برابر "اشراف زادگان سرکش" از "تبار حاکم چین" به خدمت گرفته است، و بدین ترتیب به دنبال گسترش نخبگان با انتصاب افراد شایسته به قیمت اشراف تثبیت شده است.

علیرغم اذعان چینی ها، علیرغم اذعان به قانون، علمای چین به قانون مجدداً اعتراف کردند. کیچائو، رویکرد هان فی را ترکیبی از *fa* (قانون دربرگیرنده) و آنچه آنها «حکومت انسان» نامیدند، تفسیر کرد که شامل مفاهیم «تکنیک های حکومت» و «قدرت موضعی» بود. تا زمانی که حاکمیت حق لغو قوانین را حفظ می کند، «آرمان «حکومت *فا*» در نهایت به یک فرد تقلیل می یابد، یا، همانطور که دانش چینی معاصر توضیح می دهد، «بازتابی از شکل سلطنتی تزلزل ناپذیر حکومت سنتی چین». تضاد آشکار بین حکومت سلطنتی و حکومت قانونی یک تناقض منطقی نیست، بلکه محصول واقعیت‌های سیاسی معاصر است.

یوری پاینز ادراک هان فی را صرفاً به عنوان یک طرفدار «استبداد سلطنتی» به چالش می‌کشد. پینز با ارجاع به تفسیر حقوقی A.C. Graham (1989) در ابتدا به این فکر کرد که آیا هان فی ممکن است یک سلطنت طلب غیرصادق بوده باشد و قانون *fa* و روش شناسی را به قیمت یک حاکم نالایق ترویج کند. با این حال، Pines (2024) در نهایت، با کمی احتیاط، به این نتیجه رسید که هان فی یک سلطنت طلب نهادی تزلزل ناپذیر است، علیرغم انتظارات کم او از پادشاه معمولی. او اظهار داشت که پادشاهان باهوش و متوسط ​​باید خویشتن داری کنند و به سیستم مستقر وابسته باشند. پاینز ادعا می کند که لغو سلطنت خود «غیرقابل تصور» بود، حتی اگر به طور بالقوه به نفع دولت باشد. در عوض، هان فی روشنفکرانی را تصور می کرد که به یک پادشاه متوسط احترام می گذارند و از طرف آنها حکومت می کنند.

حذف مجازات ها

سیما تان «مکتب فا» را سخت‌گیرانه توصیف کرد، با این حال او و لیو شیانگ آشکارا دریافتند که *فا* (استانداردها) در مدیریت اعمال می‌شود، که فراتر از قوانین کیفری شدیدی است که در ابتدا توسط شانگ یانگ ایجاد شد و متعاقباً لغو شد. این استانداردها به طور مداوم در دوره های قبلی سختگیرانه توصیف نمی شدند. ارتباط بعدی با مکتب *فا* تان به طور قابل توجهی بر درک آنها تأثیر گذاشت. *هان فیزی*، که در پایان دوره کشورهای متخاصم نوشته شد، از یک سیستم اداری دقیق تعریف شده و از نظر مکانیکی دقیق دفاع می کند. با این حال، این مفهوم عملیات مکانیکی دقیق، که با افکار سلسله هان همسوتر است، در آثار قبلی، از جمله آثار سلف هان فی، شن بوهای، آشکار نیست.

حتی اگر شن بوهای تلاش زیادی برای متقاعد کردن مارکی ژائو به استفاده از *shu* (تکنیک) انجام می داد، وزرای فریبکار باز هم دستورالعمل های او را نادرست معرفی می کردند. اگرچه روش‌های *شو* در ارتباط با حاکم به کار می‌رفت، اما عدم وجود *فا* سیستماتیک در میان مقامات، چالش مهمی بود.

*هان فیضی* 43.2; Chen 2000: 959.

شن دائو پیشنهاد کرد که مجازات ها و پاداش ها باید متناسب باشد و از افراط و تفریط اجتناب شود، در حالی که لیو شیانگ اظهار داشت که شن بوهای به دنبال لغو مجازات از طریق اعمال *شو* (تکنیک) نظارتی بود. برخلاف شانگ یانگ، *هان فیزی* احتمالاً اهمیت شن بوهای را در مقایسه با گزارش سیما کیان کاهش می دهد. شن بوهای را اصلاح‌کننده حقوقی مؤثر یا مناسب نمی‌دانست، زیرا او نه قوانین موجود را تجمیع کرد و نه مقررات و احکام یکپارچه.

هرلی جی. کریل قاطعانه اظهار داشت که شن بوهای طرفدار قانون‌گرایی کیفری خشن نیست. با این حال، تفسیرهای بعدی، که از طریق اصطلاحات *Xunzi* و *Han Feizi* فیلتر شده اند، ممکن است او را چنین معرفی کرده باشند. نام داده شده او، 申不害، به معنای واقعی کلمه به «آسیب نمی رساند» ترجمه می شود، مفهومی که او با شن دائو و لائوزی به اشتراک گذاشت. "دائوئیست" *شیجی*، در حالی که سوء استفاده از دکترین خود را به لی سی نسبت می دهد، شن بوهای را درست پایین تر از لائوزی و ژوانگزی قرار می دهد و او را مجری راه در دوران خود، به ویژه در دفاع از دولت هان می داند. اگرچه *شیجی* دستاوردهای شانگ یانگ را تصدیق کرد، اما به همان اندازه برای او احترام قائل نشد.

در سال هشتم، شن بوهای به عنوان نخست وزیر هان منصوب شد. او *شو* (تکنیک) ایالت را اصلاح کرد و راه را به اجرا گذاشت. در نتیجه، این کشور به ثبات داخلی و حکمرانی مؤثر دست یافت و اربابان منطقه را از انجام حملات باز داشت.

*شیجی* 45.

قانون‌داران یا مدیران؟

ریشه‌شناسی اصطلاح "Legalism" که برای نشان دادن *Fajia* یا "مدرسه *fa*" استفاده می‌شود، همچنان مبهم است. به عنوان مثال، جوزف نیدهام (1954)، «قانون گرایی» را برای توصیف یک تفسیر قانون مثبت از *fa* به کار برد، که نمونه آن مقررات مربوط به جاده ها است. در حالی که اصطلاح "قانون گرایی" در برخی از کاربردهای متعارف، مانند ماجراهای واقع‌گرایی چینی باقی مانده است، پژوهش‌های آکادمیک عمدتاً به دلیل ماهیت نابهنگام آن و نگرانی‌هایی که توسط هرلی جی. کریل در کار خود در سال 1961، H

Legalists یا Administrator

بیان شد، تا حد زیادی از آن اجتناب کرده‌اند. شانگ یانگ را عمدتاً به استانداردهای *fa* که شامل اصول حقوقی می‌شود، و شن بوهای را با *fa* (استانداردها) در داخل مدیریت می‌داند و این را به عنوان *shu* (تکنیک) اداری متمایز می‌کند. کریل *fa* شن بوهای را به عنوان روش ارائه کرد و او را بالقوه "نخستین نظریه‌پرداز نظام‌مند علم سازمانی و مدیریتی" معرفی کرد. این تفسیر، طرفداری او از نظام سلسله مراتبی و مبتنی بر شایستگی برای انتصاب وزرا را برجسته می‌کند و به یک اصل و نسب تاریخی متمایز از *هان فیضی*، که با قوانین شدید جزایی مخالفت می‌کرد، اشاره می‌کند.

به طور کلی، اعمال *fa* (استانداردها) در امور اداری ذاتاً به معنای مجازات نیست. در حالی که هان فی و شن دائو گهگاه از *fa* (استانداردها) به شیوه ای مشابه با قانون، شامل پاداش و مجازات استفاده می کنند، آنها اغلب از *fa* مشابه شن بوهای استفاده می کنند: به عنوان یک تکنیک اداری. شن بوهای به طور خاص از *fa* (استانداردها) برای ارزیابی مسئولیت‌ها و عملکرد مقامات استفاده می‌کند، حسی از *fa* که اغلب در *هان فیزی* تأکید می‌شود. به عنوان مثال، نقل قول قابل توجهی از *هان فیضی* این را نشان می دهد:

یک خط کش روشنفکر به جای انتخاب شخصی، از *fa* (استانداردها) برای انتخاب پرسنل استفاده می کند. او به جای تکیه بر قضاوت خود از *fa* (روش) برای ارزیابی شایستگی آنها استفاده می کند. در نتیجه، صلاحیت را نه می توان کتمان کرد و نه می توان کاستی ها را زینت بخشید. اگر افرادی که به دروغ مورد تمجید قرار می گیرند نتوانند ارتقاء یابند، و به همین ترتیب، کسانی که به ناحق مورد انتقاد قرار گرفته اند را نتوان پایین آورد، آنگاه مرزهای متمایزی بین حاکم و رعیت برقرار می شود و نظم به آسانی حاصل می شود. بنابراین، تنها رجوع حاکم *فا* است.

تعبیرهای مدرن حاکی از آن است که فرمانروای شن بوهای، با رعایت دستورالعمل‌های خاص، ویژگی‌های همسو با اصول قانون‌گرا را از خود نشان می‌دهد. هان فی ممکن است این تبعیت درونی را به عنوان یک پیروزی برای روش *fa* در نظر گرفته باشد، اگرچه معاصران احتمالاً آن را به عنوان قانون گرایی تحت اللفظی طبقه بندی نکرده اند. فراتر از توافقات قراردادی و قوانین تعیین شده، حاکم شن بوهای از دستورالعمل های مخفی و بوروکراتیک داخلی *fa* برای محافظت در برابر نفوذ وزرا استفاده کرد. برعکس، *هان فیزی* تکنیک شو شن بوهای را از *فا* شانگ یانگ متمایز می کند و بر گنجاندن قانون واضح و قابل دسترس عموم تاکید می کند.

در مورد روش‌های حکمرانی، آنها باید پنهان نگه داشته شوند. این روش‌ها حاکم را قادر می‌سازد تا اهداف متنوع را هماهنگ کند و وزرا را با احتیاط از یک نقطه نظر پنهان راهنمایی کند. بنابراین، در حالی که قوانین به طور بهینه واضح هستند، تکنیک ها باید رعایت نشده باقی بمانند. (Han Feizi 38.16؛ Chen2000: 922–923 ["Nan san" 難三])

روش *fa* یا تکنیک *shu* همانطور که در *هان فیزی* مشخص شده است، به شن بوهای و حاکمش در تفسیر داده ها، ایجاد شرایط و مسئولیت ها، و جلوگیری از فریب کاری وزیر کمک می کند. *هان فیضی* از اصلاحات قانونی حمایت می کند و رویه های فنی استاندارد را برای بهینه سازی وظایف وزارتی ترویج می کند. هان فی علیرغم حمایت از چارچوب های قانونی گسترده، در چارچوبی سیاسی عمل کرد که مشخصه آن وزرای قدرتمندی بود که به دنبال کنترل پاداش ها و مجازات ها بودند. مشابه شن بوهای، این پیشینه باعث شد هان فی مدیریت وزرا را بر عموم مردم اولویت دهد و انحصار قدرت را امری ضروری تلقی کند.

تصمیم عمدی *هان فیزی* برای ادغام قانون تصادفی نبود، و حداقل به طور غیرمستقیم، با هدف ایجاد نظم از طریق استقرار دولت بود. این رویکرد توسط دانشمندان حقوقی (و نه سینولوژیست ها) به یک قانون قانونگذاری تشبیه شده است، با توجه به تکامل آن فراتر از صرفاً خدمت به منافع حاکم و عملکرد مستقل آن پس از ایجاد. هان فی اظهار داشت: "حاکم روشنفکر بر مقامات خود حکومت می کند، او بر مردم حکومت نمی کند." او استدلال می‌کرد که یک حاکم نمی‌تواند مستقیماً بر مردم در یک ایالت بزرگ حکومت کند، و نه می‌تواند زیردستان را به طور مؤثر هدایت کند. در عوض، حاکم از روش‌های خاصی برای کنترل مقامات استفاده می‌کند.

کشاورزی و جنگ

مایکل لوو در تاریخ کمبریج خود در سال 1986 قانون *fa* را به عنوان یک اصل اساسی کتاب لرد شانگ معرفی کرد که برای حفظ اقتدار دولتی ضروری است. *فا* شانگ یانگ، به ویژه در مرحله اولیه خود، بر مسئولیت جمعی تأکید داشت و هم پاداش و هم مجازات را در بر می گرفت. لوو معتقد بود که هدف اصلی شانگ یانگ ایجاد یک "دولت متحد و قدرتمند، مبتنی بر دهقانان زحمتکش و ارتش منضبط" بود و بدین وسیله سلسله مراتبی در رتبه نظامی ایجاد کرد که در طول دوره بعدی به سازمان کشاورزی گسترش یافت. "کشاورزی و جنگ" ممکن است مهم ترین فریاد تجمع شانگ یانگ باشد. در حالی که سون کوانگ احتمالاً تمرکز شن دائو را به استانداردهای اداری *fa* نسبت داده است، مفهوم ثانویه شن دائو از *shi* یا "اقتدار موقعیتی" که در فصل 40 کتاب هان فیزی مورد بحث قرار گرفت، به طور مشخص در هنر جنگ ادغام شده است. اجرای سرشماری جهانی، مالیات، توسعه کشاورزی و در نهایت خدمت سربازی همگانی به عنوان اجزای استراتژی های بسیج گسترده تر. *کتاب لرد شانگ*، تنها متن بازمانده از ژانر آن، نمونه ای از ویژگی بسیج گسترده جمعیت در این دوران است. ایالت کین، با هدایت سیاست فراگیر خود، جامعه را از نظر نظامی ساختار داد و گروه های خانوادگی و متقابل پنج و ده نفری را برای سربازی اجباری تشکیل داد. سیما کیان این اصلاح را مهمترین دستاورد شانگ یانگ می‌دانست.

علاوه بر قوانین کیفری استاندارد شده، حاکم ایده‌آل مورد نظر شانگ یانگ و هان فی بر استعمار، مالیات و امور نظامی نظارت می‌کرد. برای هان فی، این امر همچنین شامل اداره بوروکراسی به ارث رسیده از شن بوهای می شود و وزرای پاسخگو را قادر می سازد تا بر اساس پیشنهادات خود داوطلب شوند. هان فی به شدت با امتیازات سنتی، عوام فریبی، استبداد، و کار اجباری مخالفت کرد و آنها را برای این اهداف مضر می دانست. یوری پاینز "تعهد فراگیر" شانگ یانگ را به عنوان ایجاد یک "دولت غنی و ارتش قدرتمند" متمرکز، با هدف نهایی "یکپارچگی همه زیر بهشت" و ایجاد یک سلسله جدید تفسیر می کند. در این زمینه، حکمرانی بر اساس استانداردهای *fa* و تحریم‌های کیفری برای دستیابی به پیروزی نظامی در درجه دوم اهمیت قرار گرفت.

هر دو نخست وزیر شن بوهای و زیچان استخدام مقامات و تقویت دفاع دولتی را در اولویت قرار دادند. در حالی که رساله اداری شن بوهای عمدتاً بر مسائل نظامی متمرکز نبود، او در *راهبردهای کشورهای متخاصم* هم به عنوان یک دیپلمات و هم به عنوان یک اصلاح کننده نظامی، به ویژه در مورد استراتژی های دفاعی، معرفی شده است. از لحاظ تاریخی، او به خاطر تضمین امنیت کشورش، به خاطر کمک هایش به بوروکراسی و افزایش قدرت نظامی ایالت هان شناخته می شود. علیرغم انتقادات احتمالی هان فی در مقایسه با شانگ یانگ، هم *Stratagems* و هم Sima Qian دفاع از ایالت هان را نتیجه مهم سیاست خارجی و اصلاحات اداری شن بوهای می دانستند.

لوو معتقد بود که اصلاحات اقتصادی و سیاسی شانگ یانگ بی سابقه بوده و دستاوردهای نظامی بیشتری نسبت به دستاوردهای فردی او داشته است. با این وجود، او مسلماً یک اصلاح‌طلبان نظامی به همان اندازه تأثیرگذار بود که به طور بالقوه شبکه جاده‌ها را برای استقرار استراتژیک نظامی استاندارد می‌کرد و شخصاً فرماندهی نیروهای کین را برای پیروزی در برابر وی بر عهده داشت. خاندان هان نیز او را به عنوان یک استراتژیست نظامی برجسته می شناختند. علاوه بر این، اثری که به او نسبت داده می‌شود، احتمالاً همان متن، در بخش کتاب‌های نظامی کتابخانه امپراتوری هان تحت «استراتژیست‌ها» فهرست‌بندی شده است.

پاینز دکترین اصلی *کتاب لرد شانگ* را به‌عنوان برقراری ارتباط بین ماهیت یا تمایلات ذاتی افراد (*زینگ* و نامگذاری آنها) تفسیر می‌کند. *فا* (قوانین) بدون «بررسی خلق و خوی مردم» نمی تواند مؤثر باشد. این متن از اجرای قوانینی حمایت می‌کند که افراد را قادر می‌سازد «میل به نام را دنبال کنند» که شامل آرزوهای شهرت، موقعیت اجتماعی بالا، یا در صورت لزوم، ثروت مادی است. فرض اساسی این بود که با مرتبط کردن این «نام‌ها» با مزایای ملموس، افرادی که آنها را تعقیب می‌کنند، تمایل کمتری به ارتکاب جرم خواهند داشت و انگیزه بیشتری برای انجام کار سخت‌گیرانه یا خدمت سربازی خواهند داشت.

دائوئیسم

همزمان با ظهور کنفوسیوس، آنچه تان مکتب دائو (*دائوجیا* یا «دائوئیسم») نامید، دستخوش یک تعریف مجدد شد که با رد «آموزش آیینی» و کنار گذاشتن «انسانیت و وظیفه» مشخص می‌شود، و ادعا می‌کند که حکومت می‌تواند صرفاً از طریق به کارگیری خلأ و خلأ حاصل شود. بدون احتساب شانگ یانگ (و لی کوی)، دسته‌بندی کنفوسیوسی متون در مکاتب متمایز، عمدتاً آثاری را گروه‌بندی می‌کند که با مفهوم «دائوئیسم سیاسی» ترکیبی که در *شیجی* ارائه شده است، همسو می‌شوند. در عوض، او تأیید کرد که شن بوهای، شن دائو و هان فی در هوانگ-لائو "ریشه دارند"، سنتی که با امپراتور زرد و لائوزی (دائوئیسم) مرتبط است. در حالی که سیما کیان از لائوزی و ژوانگزی حمایت می کرد، «مکتب دائو» تان تطابق بیشتری با آنچه که آنها به عنوان هوانگ-لائو توصیف می کردند، که مترادف با *داوجیا* («دائوئیسم») در *شیجی* است، نشان می دهد. اصطلاح *دائوجیا* برای نشان دادن دائوئیسم لائوزی-ژوانگزی تقریباً یک قرن پس از سیما کیان تکامل یافت و تا قرن سوم پس از میلاد گسترش یافت، دوره ای که با تجدید حیات فلسفه ژوانگزی در میان چندپارگی سیاسی مشخص شد.

علیرغم اینکه هان فی را به عنوان ظالمانه و ظالمانه تلقی می کرد هان فی با او و شینجوی او را مورد بررسی قرار می داد. ژوانگزی، منشأ آنها را در *dao* ("راه") و *de* (قدرت درونی، فضیلت)، یا "معنای" راه و فضیلت آن، همانطور که در *Daodejing* بیان شده است. سیما کیان لائوزی را عمیق‌ترین چهره در میان این شخصیت‌ها می‌دانست و شن بوهای را بلافاصله پس از لائوزی و ژوانگزی بی‌قید قرار می‌دهد.

راه مورد احترام لائوزی بر پوچی بنا شد. در نتیجه، او به دگرگونی ها از طریق اصل عدم عمل پاسخ داد. بنابراین، گفتمان درون نوشته‌های او هم عمیق و هم ظریف است و درک کامل آن را به چالش می‌کشد. ژوانگزی، بدون محدودیت در راه و فضیلت، آزادانه عقاید خود را بیان کرد. با این حال، اصول اساسی او نیز به خودانگیختگی باز می گردد. استاد شن بوهای متواضعان را مطابق با جایگاهشان خطاب کرد و اصل «نام و جوهر (*Ming-shi* 名實)" را به کار برد. استاد هان فی با دقت مسائل را ترسیم کرد، جوهر امور را کاملاً درک کرد و به وضوح بین حق و باطل تمایز قائل شد. با این حال، او با ظلم شدید و عدم شفقت قابل توجه مشخص می شد. همه این مفاهیم برگرفته از جوهر طریقت و فضیلت آن است، اما لائوزی عمیق‌ترین آنها به حساب می‌آمد. *شیجی* 63

به عنوان طرفداران آنچه آنها دائوئیسم نامیدند، از سیماها انتظار می رفت که از این منظر استدلال ها را بیان کنند و بدین وسیله مواضع خود را پیش ببرند. با این حال، فصل 5 از *هان فیزی* نیز مفاهیمی از شن بوهای و لائوزی را در بر می گیرد، اگرچه در چارچوب نقد متمایز *هان فیزی* ارائه شده است.

A.C. گراهام، یک محقق، *ژوانگزی* را به عنوان طرفدار وجود خصوصی تفسیر می کند، برخلاف *دائوجینگ* (لائوزی)، که به نظر او حاوی اصولی برای حکومت است. ژون کوانگ، در دوران خود، این دو سنت را جزئی از یک مکتب واحد نمی دانست و آنها را به طور مشخص فهرست می کرد. فصل 33 از *ژوانگزی* شن دائو را به صورت زمانی قبل از لائوزی و ژوانگ ژو قرار می دهد، با این حال به طور صریح شن دائو را به مکتب تحت اللفظی دائوئیستی یا قانون گرایی مرتبط نمی کند، که نشان می دهد شن دائو احتمالاً با چنین طبقه بندی هایی آشنا نبوده است. در نتیجه، اگر شن دائو پیش از این چهره ها بود، ممکن بود بر افکار آنها تأثیر بگذارد.

روی حاکمیت کار می کند

سیما کیان، در کنار شخصیت‌های بنیادی سلسله هان، اظهار داشت که شن بوهای، هان فی و شن دائو "ریشه‌دار" در هوانگ-لائو یا "امپراتور زرد و لائوزی (دائوئیسم)" هستند. اگرچه این اصطلاح ممکن است به گذشته نگر باشد، هانسن سنت شناس (دانشنامه استنفورد) آن را به عنوان "فرقه حاکم فجیا ("قانون گرا") متمایز کرد و اظهار داشت که نوعی از "دائوئیسم امپراتور زرد" هوانگ-لائو از نظر تئوریک در بین چینی های دایره رسمی[1] که توسط یک حکومت رسمی حمایت می شود برجسته شده است. متن ها مدیران هوانگ-لائو، مانند کائو شن، که توسط سیما کیان شناسایی شد، سبک حکومتی «دست‌آزار» بیشتری را اتخاذ کردند، که نشان‌دهنده یک گرایش عمومی به جای یک دکترین منسجم است. در حالی که *Huangdi Sijing* شباهت هایی با *Daodejing* یا *Han Feizi* دارد، شباهت بیشتری به *Guanzi* نشان می دهد.

با توجه به اینکه قبل از سلسله هان، مکاتب دائوئیستی یا قانونی وجود نداشت، افرادی که احتمالاً این *Haozi را در نظر گرفته بودند، این مکاتب را در نظر گرفتند. رساله هایی در مورد حکومت به جای تعلق به سنت های فلسفی جداگانه. سیما کیان و بان گو هوانگ لائو را به عنوان آثاری مرتبط با دولت شناسی توصیف کردند. اگرچه میزان موجود بودن چنین محتوایی در دوران شن بوهای نامشخص است، بخش *جینگفا* از *Sijing* و *Guanzi* *فا* (استانداردهای اداری) را به عنوان منبعی از دائو تصور می کنند. این چارچوب نظری، این متون را همراه با چهره‌هایی که بعداً توسط کنفوسیوس‌ها «قانون‌گرایان» نامیده شدند، در یک پارادایم «دائویستی ضعیف» با محوریت اصول حکومت قرار می‌دهد.

اگرچه *Sijing* درک «طبیعی‌گرایانه‌تری» از راه ارائه می‌کند، که می‌تواند به طور بالقوه یک حاکم را نیز به طور طبیعی محدود کند. گرایش‌ها، با شن دائو که از طبیعت‌گرایی قبلی به سمت مفهوم توسعه‌یافته‌تر دائو تکامل یافته است. *هان فیزی* و موهیست های بعدی از طبیعت گرایی قبلی که توسط شن دائو و لائوزی حمایت شده بود، فاصله گرفتند. در حالی که شن دائو و *هوانگدی سیجینگ* قبلاً به "راه بهشت" اشاره می کردند، *هان فیزی* به صراحت تر از "راه فرمانروا" بحث می کند. *هان فیزی*، *گوانزی* و *سیجینگ* متأخر، همگی مفاهیم قابل مقایسه ای از اصول و راه به عنوان هنر حکمرانی دارند، با *هان فیزی* که سه فصل را به این موضوع خاص اختصاص داده است.

تفسیرهای لائوزی در *هان فیزی* می‌توانند از لحاظ نظری به قبل از *Xunzi* برسند، علی‌رغم اینکه احتمالاً بعداً به خود *هان فیزی* اضافه شده‌اند و به تعداد محدودی از فصل‌ها محدود می‌شوند. با این وجود، *هان فیزی* یک "تلاش مستمر" برای ادغام چارچوب دائوئیستی را نشان می دهد. این تفاسیر، تقریباً همزمان با متون ابریشم Mawangdui و *Huangdi Sijing*، در مجموع ظهور یک گرایش فکری همزمان را نشان می‌دهد که از اواخر دوره کشورهای متخاصم تا سلسله Qin برجسته شد. اگرچه *هان فیزی* ممکن است نمونه‌ای از سینکرتیسم دائوئیستی نباشد، مترجم W.K. لیائو فصل 20، «تفسیرهایی بر آموزه‌های لائوتسه» را از نظر آکادمیک سخت‌گیرانه می‌دانست.

در حالی که برخی از محققان تاریخ‌گذاری پس از *هان فی* را برای متون ابریشم Mawangdui پیشنهاد کرده‌اند، و پیشنهاد می‌کنند که آنها در اوایل سلسله هان جمع‌آوری شده‌اند، زمانی که منشأ اکثریت آن‌ها همچنان وجود داشت. به عنوان مثال، مایکل لوو، تاریخ متن *جینگفا* را در این مجموعه به قبل از اتحاد Qin نسبت داد. امپراطور زرد در یکی از این متون برجسته است. در میان جریان‌های مختلف فکری، متن *بوشو* که بیشتر متافیزیکی است و در عین حال جهت‌گیری سیاسی را حفظ می‌کند، استدلال‌هایی را بیشتر شبیه به قانون طبیعی ارائه می‌کند. این متن همچنین حاوی محتوایی است که شباهت هایی به ایده های شن بوهای، شن دائو و هان فی دارد، و برخی از قسمت ها با موارد منتسب به شن دائو یکسان است.

وو وی

به طور سنتی، شن بوهای را ریشه در دائوئیسم (لائوزی) می‌دانند، دیدگاهی که اغلب به سیما کیان نسبت داده می‌شود. برخی از محققان مدرن چینی پیشین، به ویژه، روایت سیما کیان را بر اساس تحلیل تطبیقی، واقعی پذیرفتند. اگرچه دانش‌آموزان اولیه به اتفاق آرا شن بوهای را ریشه‌دار دائو می‌دانستند، هرلی جی. کریل سنت‌شناس این زمان‌شناسی را به چالش کشید و اظهار داشت که شن بوهای در طول زندگی خود یک دائوئیست (لائوزی) نبود. اندیشه شن بوهای، که برخی از عناصر کنفسیوسی را به نمایش می گذارد، با *هان فیزی* بسیار همسو است و او ممکن است پیش از *دائوجینگ* باشد. با این وجود، اگر اینطور باشد، ایده های او شباهت "شگفت انگیز" را با ایده های لائوزی نشان می دهد.

یوری پانز، در همنشین دائو با سنت فا چین خود، پیشنهاد می کند که متفکران اولیه مانند شن بوهای ممکن است تحت تأثیر لائوزی قرار گرفته باشند، علی رغم تمرکز اولیه محقق پی وانگ بر تمایزات و اشتراکات میان لائوزی، هوانگدی سیجینگ و هان فیزی. اگر چنین نفوذی وجود داشت، رویکرد شن بوهای مشخصاً بیشتر اداری بود و «عدم فعالیت» را به عنوان «تسلط بر قدرت» استراتژیک تفسیر می‌کرد و در عین حال مسئولیت‌های معمول مدیریتی را تفویض می‌کرد. او بر اهمیت آرامش داخلی حاکم تأکید کرد، اما به طور همزمان سیستم آمارگیری را برای اطمینان از پاسخگویی در میان وزرای قابل اعتماد ترویج کرد.

در حالی که ژوانگزی عموماً از خودداری از اقدام حمایت می کرد، لائوزی و شن بوهای درک قابل مقایسه ای از روش شناسی wu-wei (یک دولت) داشتند. با این حال، مفهوم سازی wu-wei توسط شن بوهای و هان فی، به ویژه در مورد نظارت وزیران، از مفهوم لائوزی و ژوانگزی جدا شد. برای شن بوهای، و در نتیجه فرمانروای او، عدم اقدام در درجه اول یک حالت نشان داده شده بود تا یک حالت عدم تحرک واقعی.

کریل یک ارتباط قابل مقایسه با کنفوسیوس را مطرح کرد که نشان می‌دهد شن بوهای ممکن است تحت تأثیر تفکر کنفوسیوس قرار گرفته باشد. هم شن بوهای و هم کنفوسیوس انتخاب وزرای شایسته را در اولویت قرار دادند. با این حال، شن بوهای به طور قابل توجهی این اصل را با ایجاد نظارت دقیق بر عملکرد خود اصلاح کرد. با خودداری از دخالت مستقیم در جزئیات خاص یا وظایف وزارتی، مفهوم شن بوهای از wu-wei یا "عدم فعالیت"، حاکم را قادر می‌سازد تا نظارت فراگیر بر دولت را حفظ کند.

به گفته شن بوهای، حاکم تلاش می‌کند تا به طور انتخابی دخالت شخصی را با توجه به تخصص وزیر و تکنیک‌های تعیین‌شده به حداقل برساند. تمثیلی در لوشی چونکیو این را با توصیه به فرمانروا نشان می‌دهد که به جای استفاده از قضاوت شخصی، از تکنیک و وزیر اموری مانند مدیریت دامداری خودداری کند. این روایت نشان می‌دهد که اگر حاکم به قضاوت شخصی متوسل شود، چنین اتکای می‌تواند باعث اختلاف با وزیران شود.

این تناقض ذاتی در بخش‌هایی از هان فیزی آشکارتر می‌شود، جایی که شک و تردید در مورد توانایی حاکم برای رهایی از وظایف نظارتی شخصی، به‌ویژه ارزیابی سیستماتیک عملکرد وزیران ابراز می‌شود. با این وجود، متن به طور مشخص از کناره‌گیری حاکم از تعامل مستقیم سیاسی و سپردن مسئولیت‌ها به وزرا حمایت می‌کند. به این معنی است که اگر حاکمی وزیر توانا داشته باشد، مانند وزیری که در هان فیضی نشان داده شده است، زمان حاکم ممکن است بهتر صرف کارهای اداری شود.

لائوزی

نویسندگان هان فیزی ممکن است با نسخه قبلی و با جهت گیری سیاسی بیشتری از دائوجینگ مشورت کرده باشند، که نشان دهنده تعامل سیاسی عمیق تر از آنچه معمولاً از متن استنباط می شود، است. با این حال، تفسیر Daodejing به عنوان صرفاً بدبینانه سیاسی ساده‌سازی بیش از حد خواهد بود. با این وجود، هنگامی که در کنار چیگونگ در نظر گرفته شود، می توان آن را به عنوان راهنمای حکومت سیاسی و تاکتیک های نظامی در نظر گرفت. برخلاف نسخه‌های مدرن، متن Mawangdui و دو مورد از سه نسخه قبلی Guodian Chu Slips ترتیب دو بخش متن را معکوس می‌کنند و به تفسیرهای سیاسی اولویت می‌دهند، یا «حکم بر دولت». در حالی که این ترتیب ممکن است نسخه «اصلی» منفرد را نشان ندهد، این احتمال وجود دارد که معاصران سیاسی هان فیزی با این متن در این دنباله مواجه شده باشند.

در حالی که احتمالاً در متافیزیک صریح کمبود دارد، محتوای مرتبط اغلب عناصر اساطیری را در خود جای داده است. با این وجود، جدا از سنت‌های فلسفی قبلی، دائودجینگ سکوت و پوچی را به عنوان جلوه‌های وو وی برجسته می‌کند. وو وی، مفهومی بنیادی از آنچه که بعداً به دائوئیسم تبدیل شد، به عنوان یک کارکرد دولتی در سنت های مختلف، از جمله دائوئیسم اولیه دائوجینگ، شن بوهای، هان فی، ژوانگزی، و دائوئیسم هوانگ لائو ارائه می شود. این سنت‌ها بر سودمندی سیاسی کاهش فعالیت به‌عنوان مکانیزم کنترلی برای تضمین بقا، ثبات اجتماعی، طول عمر و حکمرانی مؤثر تأکید می‌کنند و از انفعال برای سرمایه‌گذاری در شرایط سودمند حمایت می‌کنند. حتی اگر نویسندگان هان فیزی به طور کامل از اصول لائوئیست پیروی نمی کردند، کار آنها به طور مؤثری کنفوسیوس و موهیسم را مورد نقد قرار می داد و از قوانین و تکنیک های بی طرفانه به عنوان ابزاری برای تقویت اقتدار حاکم کمتر مداخله گر (وو-وی) حمایت می کرد.

دائودجینگ این آفرینش را بی نام و نشان می داند. «اسامی» مانند عناوین با اجرای مقررات اجتناب‌ناپذیر می‌شود و نسبت به گسترش بیش از حد آنها هشدار می‌دهد. این متن توصیه می‌کند از قوانین فراوانی استفاده نکنید، و این اصل را بیان می‌کند که «انسان خود را در زمین الگو می‌گیرد، زمین خود را از بهشت ​​الگو می‌گیرد، بهشت ​​خود را در راه، و راه از آنچه به خودی خود چنین است الگو می‌گیرد». این مفهوم احتمالاً بر این تصور تأثیر گذاشته است که قوانین باید با یک راه بی‌طرف (بهشت) همسو شوند، و خود راه به عنوان منبع اصول حقوقی عمل می‌کند.

اگرچه تصویر مستقیمی از زینگ مینگ نیست، اما مفهوم گسترده تر حاکم کمتر مداخله گر (وو وی) با قسمت 17 دائوجینگ مقایسه می شود. J. J. L. Duyvendak این قطعه را به عنوان تأکید بر ارزش گفتمان عمومی تفسیر کرد و آن را به عنوان "برانگیختن علاقه گسترده" توصیف کرد. در مقابل، کریل این مفهوم را «بسیار قدیمی در ادبیات چینی» می‌نگریست و آن را شکلی از دائوئیسم با گرایش شدید به قانون‌گرایی توصیف می‌کند. کریل ونزی را که از دائوجینگ، هان فیزی و هوآینانزی ​​استناد می کند، به عنوان مثالی گویا ذکر می کند. قطعه «معمایی» از لائوزی ها، در حالی که به صراحت از حاکمان نام نمی برد، به نظر می رسد حاکمی را توصیف می کند که «هر کاری را بدون عمل انجام می دهد». در بازخوانی های Guodian و Mawangdui، این قطعه با قطعه 18 ادغام شده است.

در قدیم‌ترین زمان‌ها، حاکمان یا ناشناخته بودند یا صرفاً تصدیق می‌شدند...
اگر حسن نیت شاهزاده نسبت به مردم ناکافی باشد، در نتیجه اعتماد مردم به حاکمشان کاهش می‌یابد. در مورد وظایف و عملکرد آرام امور، مردم به طور جهانی اعلام کردند: "ما خودمان به این کار دست یافتیم!"...
وقتی راه عمیق رو به زوال می رود، "انسانیت و عدالت" پدیدار می شود.
وقتی دولت و سلسله به هم می ریزند، "وزرای وفادار" ظاهر می شوند. (دویوندک، صفحات 17-18)

بر خلاف تاکید بر کلمات، برخی از مترجمان، مانند جان چینگ هسیونگ وو، تفسیر گسترده‌تری ارائه می‌دهند که ایمان مردم را در اولویت قرار می‌دهد و با عبارت قبلی همسو می‌شود. کار شن دائو، "درک وفاداری"، بیانگر این نگرانی است که تمرکز بر وفاداری تنها زمانی ایجاد می شود که همه چیز از قبل شروع به اشتباه کرده باشد. اگرچه کتاب لرد شانگ اهمیتی را در افکار عمومی تصدیق کرد، اما معتقد بود که مردم باید به جای آن بر سیستم پاداش ها و مجازات های حاکم تکیه کنند. برعکس، هان فیزی از اعتماد به وزیران دفاع می کند. مطابق با آیین کنفوسیوس و سایر بخش‌های لائوزی، اعتماد در اوایل سلسله هان ارزش بسیار مهم دائوئیستی (هوانگ-لائو) را تشکیل می‌داد که تا دوران کنفوسیوس، به‌ویژه در زمان گونگ‌سون هنگ گسترش یافت.

تفسیرهای بعدی دائودجینگ که در نمایشگاه Hanlle Feilsanzi Negoshili Daodejzi the exhibit the exhibit of the exhibit. به ویژه فصل "هفت استاندارد" آن، که راه را با الگوها و اصول تثبیت شده پیوند می دهد. هان فیزی اساساً از لائوزی به عنوان چارچوب موضوعی برای روش‌شناسی حکمرانی استفاده می‌کند. در حالی که هان فیزی مفاهیم دائوئیستی از دیدگاه‌های عینی را که گاهی اوقات به عنوان «حالات عرفانی» توصیف می‌کنند (اگر در منابع اصلی آن وجود داشته باشد) در خود جای می‌دهد، به طور قطعی اخلاق جهانی یا قوانین طبیعی را تأیید نمی‌کند. در عوض، دیدگاهی را با شانگ یانگ و شن دائو به اشتراک می گذارد که بشریت را اساساً منفعت طلبانه می داند. علیرغم حمایت از ذهن آگاهی منفعل، عدم مداخله، و سکوت، و مخالفت با دستکاری مکانیسم های دولتی، ظرفیت تجویز و فرمان بخشی ذاتی رویکرد اداری زینگ مینگ هان فیزی باقی مانده است.

در حالی که شانگ یانگ معمولاً با این ارتباطات اولیه دائوئیستی مرتبط نیست، اما شانگ یانگ در دوران سانگ یانگ یانگ یانگ یانگان فعال نیست. به نقل از لائوزی. چائو کوئو ممکن است تأثیر مشابهی را تجربه کرده باشد. با این حال، چنین تأثیراتی احتمالاً یک پدیده فرهنگی گسترده‌تر را تشکیل می‌داد. علاوه بر این، بسیاری از دانشمندان کنفوسیوس نیز تحت تأثیر دائوجینگ قرار گرفتند.

Syncretism

اگرچه شن بوهای ممکن است کاملاً با فلسفه‌های لائوزی یا ژوانگزی همسو نباشد، اما به طور مناسب با "دائوئیسم" رایج در دوره آکادمی جیشیا به عنوان "متفکر سیاسی عملی" طبقه‌بندی می‌شود. Huangdi Sijing مدل جایگزین دیگری از وو وی را از این دوران ارائه می دهد و از موضع فعالی که در "لحظه مناسب" اتخاذ می شود، حمایت می کند. علیرغم تأکید او بر ظاهر، اگر نوشته‌های شن بوهای از ژوانگزی نقل می‌شد، احتمالاً در همان ابتدا به عنوان یک «دائوئیست» شناخته می‌شد، به استثنای متخصصان طرفدار ژوانگزی. تمرین وو وی که با "بی تحرکی" مشخص می شود، روشی برای غلبه بر افراد قوی بود که کریل آن را به جودو تشبیه کرد.

فرمانروای ماهر ظاهری حماقت به خود می گیرد، خود را در وضعیت ناتوانی قرار می دهد، خود را ترسو نشان می دهد و خود را از طریق بی عملی پنهان می کند. او نیت خود را پنهان می کند و حرکات خود را پنهان می کند. او به دنیا نشان می دهد که مداخله نمی کند. فردی که فراوانی نشان می‌دهد دارایی‌هایش به زور ضبط می‌شود، در حالی که کسی که کمبودی را نشان می‌دهد آذوقه دریافت می‌کند. در نتیجه، کسانی که در نزدیکی هستند نسبت به او محبت می کنند، و کسانی که از دور هستند، مشتاق حضور او هستند. قدرتمندان رام می شوند و کسانی که در خطر هستند محافظت می شوند. افراد فعال ناامنی را تجربه می کنند، در حالی که افراد آرام آرامش خود را حفظ می کنند. (Qunshu zhiyao 36، منسوب به شن بوهای، از Wei Zheng)

سیما کیان شن بوهای و هان فی را از هوانگ لائوزی ("دائوئیسم") توصیف کرد و آنها را در کنار ژوانگزی ذکر کرد. در حالی که تفکر شن بوهای یا هوانگ لائو ممکن است بر مفاهیمی مانند *فا* یا *زینگ مینگ* تأکید بیشتری داشته باشد، این تمایزات به عنوان نگرانی های بعدی کنفوسیوس ظاهر شد. اگرچه *Daodejing*، مشابه *Zhuangzi*، مسلماً دیدگاهی انتقادی در مورد قانون ارائه می دهد، *Zhuangzi* در نهایت کاربرد تکنیک های اداری، به ویژه *Xing-Ming* را در حکومت تایید می کند. اگرچه در اوایل سلسله هان مشهودتر بود، اما فلسفه ای شبیه به آنچه سیما کیان آن را "دائوئیسم هوانگ-لائو" نامید احتمالاً حتی در اواخر دوره کشورهای متخاصم برجسته شد.

سیما تن وقتی *فا* را «سخت یا نامهربان» بود، همانطور که او تعریف کرد، نقد کرد، با این حال اظهار داشت که مکتب دائوئیستی اصول سودمند یا اساسی را از تمام سنت‌های فلسفی دیگر ادغام می‌کند. این رویکرد همزمان، مشخصه اندیشه «هوانگ-لائو»، دوره اواخر کشورهای متخاصم را تعریف کرد. مطابق با مفهوم *wu wei* که در لائوزی و ژوانگزی یافت می شود، تفسیر سیما تان از دائو در درجه اول با کنفوسیوسیسم مخالف بود و آن را برای حاکم بیش از حد سنگین می دانست. علاوه بر این، بر سازگاری با شرایط در حال تغییر، همسویی با *Han Feizi* و بخش های خاصی از *Zhuangzi* تأکید داشت. سیما تن طرفدار این بود که یک حاکم باید "آنچه را که مناسب شرایط است انجام دهد."

راه مورد احترام لائوزی بر پوچی بنا شد و او را به واکنش به تغییرات از طریق عدم اقدام سوق داد. شیجی 63

("دائوئیسم") افراد را قادر می سازد تا مطابق با تغییرات زمانی عمل کنند، با شرایط در حال تحول سازگار شوند، هنجارهای اجتماعی را ایجاد کنند، و الهام بخش نوآوری باشند. سیما تن

سین شناس چاد هانسن ادعا کرد که بوروکراسی رسمی چین به طور فزاینده ای جهت گیری "دائوئیستی" هوانگ-لائو را در دوره متأخر اتخاذ کرده است، و نشان می دهد که نفوذ ژوانگزی کاهش یافته است. اگرچه کنفوسیوس‌ها *Lüshi Chunqiu* را به‌جای *Daojia* ("دائوئیست") یا *Fajia* ("قانون‌گرا") *Zajia* ("Syncretist") دسته‌بندی می‌کنند، اما پژوهش‌های قبلی در آن ترکیبی از "دائوئیست-قانون‌گرا" را شناسایی می‌کنند که با ایده‌های Fenihazi، Sheno، Sheno، Sheno، Sheno، Sheno و Feihazi. Mawangdui *Huangdi sijing*. علیرغم ادغام آن در اداره نظامی دولت متاخر دولت چین، این متن دارای منتخبی از دکترین شن بوهای (به چینی: "Zhushu")، در کنار مطالب اضافی از فصل "رن شو" آن است که در مجموع نشان می دهد که فلسفه ای که از کاهش فعالیت های حاکم بر منشأ دولت های جنگی در طول دوره *wu> حمایت می کند.

آنچه که از طریق حواس و عقل قابل درک و درک است، ذاتاً سطحی و ناقص است، بنابراین برای تکیه کافی نیست. نادیده گرفتن این محدودیت ها نظم را تقویت می کند، در حالی که وابستگی به آنها منجر به هرج و مرج می شود. استفاده از درک سطحی برای حکومت بر قلمرو، آشتی دادن آداب و رسوم ناهمگون و حکومت بر مردم شکست خواهد خورد. گوش ها نمی توانند صداهای ده *li* را تشخیص دهند. چشم ها نمی توانند به فراتر از پرده یا دیوار نفوذ کنند. و ذهن نمی تواند هر خانه ای را در سه *mu* درک کند. زو شو، شن بوهای

پیروی، روش حاکم را تشکیل می دهد، در حالی که عمل، رویکرد وزیر را مشخص می کند. اگر حاكم دست به عمل بزند، با مشكل مواجه مي شود; با پیروی به آرامش می رسد. اگر حاکم صرفاً مشاهده می کند که زمستان تولید سرما و تابستان گرما ایجاد می کند، چرا باید اقدامی انجام دهد؟ بنابراین، این ادعا که «راه فرمانروا این است که نه علم داشته باشد و نه عمل، و در عین حال ارجمندتر از کسانی باشد که می‌دانند و عمل می‌کنند»، دقیقاً گوهر را در بر می‌گیرد. (رن شو)

انطباق با تغییرات زمانی

بورس تحصیلی اولیه فنگ یولان بیان کرد که دولتمردان به طور کامل ماهیت در حال تحول نیازهای اجتماعی را در پاسخ به شرایط زمانی و مادی درک کرده اند. هان فی در حالی که اذعان داشت که جمعیت های باستانی ممکن است فضیلت بیشتری از خود نشان داده باشند، معتقد بود که چالش های جدید نیازمند راه حل های نوآورانه است. برخلاف فرضیات قبلی در مورد نادر بودن آن، پارادایم تأکید بر انطباق با زمان در حال تغییر، یا یکی از بهنگام بودن، آشکارا بر آن دوره تاریخی "تسلط" داشت.

یوری پاینز (دانشنامه استنفورد) دیدگاه تاریخی متضادتر و خاص تری را در شانگ یانگ و کاراکتر فرآیندیوHan Fei'e> شناسایی می کند. این دیدگاه ممکن است به مفهوم "پایان تاریخ" خاندان کین کمک کرده باشد، اگرچه چنین تصوری نشان دهنده انحراف قابل توجهی از ایده های فلسفی قبلی است. به نظر می رسد که آرزوی سلسله کین برای یک سلسله ابدی بیشتر با اتکا به چارچوب های قانونی مطابقت دارد تا حاکمان فردی.

A. سی. گراهام، همانطور که توسط پاینز به یاد می‌آورد، آغاز فصل 1، «بازنگری در قوانین» در کتاب لرد شانگ را «داستانی بسیار ادبی» توصیف کرد. این فصل با بحثی آغاز می‌شود که توسط دوک شیائو از کین آغاز شد، که به دنبال «در نظر گرفتن تغییرات در امور عصر، تحقیق در مورد اساس اصلاح استانداردها و جستجوی راهی برای استخدام مردم بود». گونگ سون تلاش می کند تا دوک را متقاعد کند تا با شرایط معاصر سازگار شود و شانجونشو به نقل از او می گوید: "نسل های منظم از راه واحدی [پیروی] نکردند؛ برای سودمندی دولت، نیازی به تقلید از دوران باستان نیست." شرایط در حال تحول، به ویژه رشد جمعیت، و اذعان به اینکه یک جامعه کم جمعیت فقط نیازمند پیوندهای اخلاقی است. گوانزی بیان می کند که مجازات در زمان های قدیم به دلیل منابع فراوان غیرضروری بوده است و آن را به عنوان یک موضوع فقر به جای ذاتی انسان، که معمولاً یک نگرانی کنفوسیوس است، مطرح می کند. گراهام همچنین ادعا کرد که آداب و رسوم معاصر برای دولتمردان هیچ اهمیت ذاتی ندارد، حتی اگر دولت ها ممکن است با آنها همسو شوند. اعتراض هان فی به اقتدار باستانی نه تنها ناشی از تغییر زمانه بلکه از عدم اطمینان ذاتی گذشته است.

علی رغم موضع ضد کنفوسیوسی که در شانگجونشو مشهود است، پروفسور چیان مو شانگ یانگ را جانشین لی کویی و وو چی می‌دانست و ادعا می‌کند که من و دگال منشأ آن‌ها هستند. (قدرت/فضیلت) [یعنی اصول دائوئیستی]، ظاهراً نمی دانند که منشأ آنها در حقیقت در آیین کنفوسیوس است. از نظر تاریخی، مجازات قانونی در جامعه باستان معمولاً فقط برای مردم عادی اعمال می شد، در حالی که اشراف فقط مشمول تحریم های تشریفاتی بودند. با این حال، نیازهای اجتماعی در طول زمان تکامل می یابند. شن بوهای و گوانزی‌ها، با استفاده از این مفهوم، اصول اداری قابل ردیابی را در تصحیح نام‌ها یا *چنگ مینگ* در کنفوسیوس گنجانده‌اند.

سین‌شناس، هانسن، طبیعت‌گرایی اخلاقی خنثی شن دائو را به‌عنوان تحولی از جریان‌های فلسفی موجود در منسیوس و به‌عنوان نظریه‌پرداز اولیه در طبیعت موهیست‌ها، تفسیر کرد. شن دائو از "راه بهشت" حمایت می کرد، اگرچه به نظر می رسد این مفهوم در دوره او کمتر توسعه یافته است یا در مقایسه با متون بعدی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هانسن معتقد بود که هدف شن دائو و هان فی تشخیص سیر "واقعی" تاریخ است، و هان فی نظریه های شن دائو را در مورد اقتدار شرایطی و الگوی انطباق با زمان در حال تغییر، که در فصل های اولیه آن تحت دائو یا "راه" لائوزی معرفی شده بود، دقیق می کند و با ایده های Shen Buha ادغام می شود. Huangdi Sijing بخش‌های مهمی را به تدوین دستورالعمل‌های عملی که مستقیماً برای سیاست قابل اجرا هستند اختصاص می‌دهد و از این طریق تلاش می‌کند تا استراتژی‌های سیاسی «معین» را با نظریه سیاست عمومی ادغام کند. این اثر به ریشه های جامعه، ماهیت انسان یا روابط متقابل آنها نمی پردازد. در عوض، بینش های گسترده ای را از تاریخ چین استخراج می کند. با توصیف انسانیت و سیاست به‌عنوان مدام در جریان، حکمرانی را هنری عمل‌گرایانه می‌داند که به رویدادها و شخصیت‌های در حال تحول پاسخ می‌دهد. ضمن تأمل در شکست ها و موفقیت های تاریخی، شرایط یا راه حل های آنها را دقیقاً قابل تکرار نمی داند. این متن به جای آرزوی توسعه تکنیک‌های «آب‌بندی»، که با جاه‌طلبی‌های «پیشگان بزرگ عقل‌گرایی» مانند دکارت یا فرانسیس بیکن هماهنگ‌تر است، راهنمایی می‌کند.

هان فیزی از عمل *wu wei* (عدم عمل) عمدتاً برای حاکمان دفاع می‌کند، و خود را از اشکال معنوی بعدی یا بیشتر دائوئیسم به‌عنوان یک فلسفه دولتی عمل‌گرایانه که «شیوه دائمی دولت‌داری» را رد می‌کند، متمایز می‌کند. در مقابل، بوشو هوانگ لائو دیدگاه طبیعت گرای متافیزیکی تری را توسعه داد و یک "نظم طبیعی از پیش تعیین شده" را برای بشریت ترویج کرد. هان فیزی صرفاً به چنین دیدگاهی اشاره می کند و دائو را به عنوان "معیار حق و باطل" تأیید می کند. هم موهیست های متأخر و هم هان فی تمرکز خود را از تأکید بر بهشت ​​یا طبیعت به سمت مفهوم حاکمیت ساخته دست بشر تغییر دادند، دیدگاهی که با بحث هان فیزی درباره شن دائو تأیید شد. گرچه هان فی به لائوزی اشاره می کند، گراهام مشاهده کرد که مسیر حرکت آنها در این زمینه در "جهت های موازی" حرکت می کند. در حالی که لائوزی به دنبال سازگاری با نیروهای طبیعی غیرقابل کنترل بود، هان فیزی با استفاده از تشبیه هایی مانند مقیاس، قطب نما و مربع برای نشان دادن «تصمیمات دقیق غیرقابل انکار»، هدف خود را ایجاد یک نظم اجتماعی «خودکار» بود.

هو شی، در حالی که روش‌شناسی آنها را کاملاً تأیید نمی‌کرد، هان فی و لی سی را به عنوان دولتمردان برجسته در تاریخ چین می‌دانست. او رویکرد آنها را دارای «روحیه شجاعانه» توصیف کرد که کسانی را که «حال را معلم خود نمی‌سازند، بلکه از گذشته درس می‌گیرند» به چالش می‌کشد، و استدلال می‌کرد که یک دیکتاتوری سیاسی کمتر از آن است که بر سنت‌های گذشته متمرکز شود. هو شی همچنین ژون کوانگ، هان فی و لی سی را به عنوان طرفداران «پیشرفت از طریق تلاش آگاهانه انسانی» معرفی کرد. او به کمک های قابل توجه لی سی، از جمله لغو سیستم فئودالی و یکپارچه سازی چارچوب قانونی، زبان، تفکر و نظام های اعتقادی امپراتوری اشاره کرد. لی سی این موضع را با ارائه یادبودی به تاج و تخت نشان داد و افرادی را محکوم کرد که "از مطالعه زمان حال خودداری می کردند و فقط به افراد باستانی اعتقاد داشتند که جرات انتقاد از آنها را داشتند." این دیدگاه با نقل قولی از Xun Kuang مطابقت دارد:

شما طبیعت را تجلیل می کنید و در مورد او مراقبه می کنید: چرا او را اهلی و تنظیم نمی کنید؟ شما طبیعت را دنبال می کنید و او را ستایش می کنید: چرا مسیر او را کنترل نمی کنید و از آن استفاده نمی کنید؟ ... بنابراین می گویم: غفلت از تلاش انسان و گمانه زنی در مورد طبیعت، درک نادرست حقایق جهان هستی است.

شخصیت سیما تن از «مکتب دائو» بر به موقع بودن تأکید داشت و بیان می‌کرد که «این (دائو یا راه) با زمان تغییر می‌کند و در واکنش به چیزها تغییر می‌کند». این دیدگاه قبلاً توسط Han Fei و Xun Kuang بیان شده بود. در مقابل، لیو شیائوگان، پروفسور هنگ‌کنگ، معتقد است که متون ژوانگزی و لائوزی «مطابق با طبیعت» را بر به موقع بودن اولویت می‌دهند. با این حال، توصیف سیما تان به طور دقیق‌تری با مفهوم هوانگ لائو او مطابقت دارد، جایی که طرفداران از نظر نظری، اولی را بر حسب دومی تعریف کردند.

بر خلاف ژون کوانگ، که به طور سنتی به عنوان معلم هان فی و لی سی در نظر گرفته می‌شود، هان فی ادعا نمی‌کند که تمایل به بی‌نظمی به طور ذاتی نشان‌دهنده بدخواهی یا بدخواهی انسانی است. با این وجود، هر دو متون هان فیزی و شن دائو ارجاعات استدلالی به «پادشاهان حکیم» را در خود جای داده اند. هان فیزی ادعا می کند که تمایز بین منافع حاکم و منافع خصوصی از Cangjie سرچشمه گرفته است، در حالی که ادعا می شود که حکومت توسط فا (استانداردها) از زمان های بسیار قدیم وجود داشته است. این مرزبندی بین حوزه عمومی و خصوصی یک "عنصر کلیدی" در "حکومت روشنگرانه" منسوب به این پادشاهان باستانی تلقی می شود.

آموزه های نام ها

در ارتباط با نفوذ شانگ یانگ، معنای اصلی زینگ، که به معنای "عملکرد" است، به تدریج به معنای مجازات تغییر یافت و در نتیجه آموزه های شن بوهای را بیشتر شبیه به شانگ یانگ کرد. Xunzi، متنی که در دوران سلسله هان محبوبیت داشت و قبل از هان فیزی بود، احتمالاً یک اثر تحریف کننده را معرفی کرد. شایان ذکر است، فصل «راه فرمانروا» در این اثر، شبیه به فصل هان فیضی، در به کار بردن این اصطلاح به عنوان «نام مجازات‌ها» منحصربه‌فرد بود. علاوه بر این، تفاسیر قرن پنجم پی یین، با اشاره به لیو شیانگ، نشان دهنده درک تازه ای از ایده های شن بوهای است.

علیرغم اینکه "شو" را به عنوان یک توسعه اصطلاحی بعدی می‌دانیم، تفسیر کریل تا حد زیادی با درک سنتی شن بوهای همسو می‌شود. این درک شامل تکنیک‌های «شو» مانند دستکاری پویایی قدرت، حفظ ظاهر عدم فعالیت و در عین حال اقدام قاطعانه در مواقع ضروری، پنهان کردن انگیزه‌ها، قدرت و عقل برای جلوگیری از استثمار، انتصاب افراد بر اساس شایستگی، مقابله با اختیارات وزارتی، و صدور تنها دستوراتی است که احتمالاً اجرا می‌شود. در حالی که این تکنیک‌های گسترده‌تر به درک فلسفه شن بوهای به‌عنوان ریشه در فریب کمک می‌کنند، موضوعی که در هان فیزی نیز مشهود است، تمرکز اصلی او بر مدیریت باقی ماند.

فصل ۴۳، با ارجاع به شن بوهای، استانداردها یا روش اداری (fa) را ضروری می‌داند و آن را به‌عنوان «شو» (اداری 术) متمایز می‌کند. «شو» در اینجا به‌عنوان شامل بررسی و ارزیابی توانایی‌های وزیران، انتصاب نامزدها متناسب با مهارت‌های آنها، داشتن دستاوردهای وزارتی یا «عملکرد» (زینگ «فرم‌ها») پاسخگو به پیشنهادهای اولیه یا «عناوین» (نگارش «نام‌ها» بر نقش رسمی شرکت و کنترل زندگی و کنترل آن‌ها) تعریف می‌شود. فصل 5 بیشتر این مفهوم را به راه وصل می کند، در حالی که زینگ مینگ، مرتبط با اصول پاداش و مجازات، یک دکترین اصلی ارائه شده در فصل 7 هان فیزی را تشکیل می دهد.

مفهوم Xing-Ming، اگرچه بعداً در *هان فیزی* رسمیت یافت، به طور گذشته نگر به عنوان مهم ترین مشارکت اداری شن بوهای شناخته می شود و رویکرد عملی او را منعکس می کند. در حالی که احتمالاً یک اصل مرکزی در *هان فیزی* است، حداقل به عنوان یک "عنصر حیاتی" در نظر گرفته می شود. گولدین سنت شناس، زینگ-مینگ را به "پیشنهاد قراردادها" تشبیه کرد، که وزرا را قادر می سازد "عناوین" یا مناصب خاصی را تصاحب کنند. تصاویری از این آموزه در فصل 5 * هان فیزی * ("راه فرمانروا") و 7 ("دو دستگیره") یافت می شود، جایی که در فصل 43 تحت تکنیک *shu* طبقه بندی شده است.

کریل ادعا کرد که هان فی، منشأ از ایالت پیشین هان، و احتمالاً وزیر سابق هان، وزیر سابق او بوده است. شانگ یانگ از ایالت کوین همسایه. با این حال، عناصر قانونی شانگ یانگیان در *هان فیزی* مسلماً بیشتر نظری هستند. در مقابل، فصل 5 از *هان فیزی*، با معرفی تفسیر خود از مدیریت زینگ-مینگ، به جای اصول نظری صرف، توصیه های عملی عینی ارائه می دهد. با این وجود، هان فی احتمالاً «حکومت غیرشخصی» زینگ مینگ را به عنوان مبنایی مناسب برای اصلاحات قانونی می‌نگریست، به ویژه هنگامی که نظم اجتماعی برقرار شد، همانطور که در *هان فیزی* بیان شده است.

حاکم مشاهده می‌کند که منفعل و منفعل باقی می‌ماند و به عناوین اجازه می‌دهد که خودشان تعیین کنند و تکالیف خود تعیین شوند. افراد دارای پیشنهاد عناوین خود را تولید می کنند و آنهایی که تکالیف دارند عملکرد خود را نشان می دهند. هنگامی که عملکرد با عنوان تعیین شده مطابقت دارد، مداخله مستقیم حاکم غیر ضروری می شود. او به آنها اجازه می دهد تا به حالت ذاتی خود بازگردند. این اصل در فصل 5، 主道 (راه فرمانروا)، همانطور که در نسخه 2025 توسط کریستوف هاربسمیر، اوسترگارد پترسن، و یوری پاینز ارائه شده است، بیان شده است.

فصل 7 از کنترل انحصاری حاکم بر "دو دستگیره" پاداش و مجازات برای جلوگیری از غصب حمایت می کند و اینها را بر اساس انجام وظایف بوروکراتیک توزیع می کند. جامع ترین کاربرد این اصول به *fa* (استانداردها) به عنوان تعهدات خود پیشنهادی وزرا مرتبط است. در گفتمان آکادمیک قبلی، این دیدگاه تفاسیر مثبت‌گرایانه قبلی را به چالش می‌کشد، که نشان‌دهنده تحولی از یک رویه غیر کیفری است که به قانون رسمی نیاز ندارد.

برای سرکوب مؤثر خیانت، یک حاکمیت باید با دقت عملکرد (*xing* 形، یا فرم) را با عنوان تعیین شده (*ming* 名 یا نام) ارزیابی و هماهنگ کند. مفاهیم عملکرد و عنوان تمایز بین پیشنهاد وزیر (言، سخنرانی) و وظیفه بعدی را مشخص می کند. وزیر پیشنهادی ارائه می کند؛ سپس حاکم بر اساس این پیشنهاد تعیین تکلیف می کند و شایستگی وزیر منحصراً با اجرای آن وظیفه تعیین می شود. این از *Han Feizi* فصل 7 است که توسط Chen Qiyou، 2000 نقل شده است.

تلفیق شانگ یانگ توسط سیما کیان نشان دهنده آشنایی وی با دکترین مشابهی است. اگرچه شواهد مستقیمی از مطالعه شانگ یانگ زیر نظر شن بوهای وجود ندارد، *کتاب لرد شانگ* به ویژه حاوی "آموزه های نام ها" است.

هنگامی که یک حکیم قانونی را فرموله می کند، باید آن را واضح و به راحتی قابل فهم بیان کند. با «اسامی» صحیح (*مینگ*؛ کلمات)، هم افراد ناآموخته و هم دانشمند می توانند معنای آنها را درک کنند. این گزیده از *کتاب لرد شانگ*، فصل 26: 故聖人為法,必使之明白易知,名正,愚知徧能知之 است.

>شیجی* سیما کیان اعلامیه اولین امپراتور در مورد اجرای زینگ مینگ را ضبط می کند. در حالی که قابل بحث است که آیا زینگ-مینگ جزء یکپارچه یک سیستم حقوقی در دوران شن بوهای بود، اما مسلماً چنین جایگاهی در مفهوم سازی سیما کیان از امپراتوری شین دارد.

"حکیم شین (یا "بزرگ") وضعیت خود را بررسی می کند. در ابتدا، او Xing-Ming را تأسیس کرد؛ او قوانین باستانی را آشکار و ارائه کرد، استانداردسازی قوانین و مدل ها را آغاز کرد و وظایف و وظایف را با دقت متمایز کرد تا ثبات و پایداری را ایجاد کند." این قسمت، 秦(泰?)聖臨國,始定刑名,顯陳舊章,初平法式,審別任職,以立恒名,顯陳舊章,初平法式,審別任職,以立恒名,審別任職,以立恒名*شیجی*، فصل 63.

Xing-Ming

سیما کیان (حدود 145–حدود 86 پ. سیما کیان نشان می دهد که شن بوهای و هان فی طرفدار این دکترین بودند، البته ریشه در هوانگ لائو یا "دائئوئیسم امپراتور زرد". لیو شیانگ (77-6 پ. اگرچه بعداً با شانگ یانگ مرتبط شد، هان فی به صراحت شن بوهای را به عنوان مبتکر دکترین Xing-Ming خود معرفی کرد.

اصطلاح "Xing" نمونه‌ای از یک مدل یا استاندارد (fa) است که ریشه‌های آن به‌طور برجسته در متون ژو که به پادشاه ون ژو به‌عنوان چهره‌ای نمونه اشاره می‌کردند، بازمی‌گردد. کاربرد زیچان از این اصطلاح در اصلاحات کیفری خود نیز این اشاره به مدل ها را حفظ کرد. با این وجود، *هان فیزی* ادعا می‌کند که شن بوهای از معادل فلسفی پیشین و رایج‌تر، موهیست "مینگ شی" (نام و واقعیت) استفاده کرده است. این نشان می دهد که پیدایش احتمالی آن در نام و گفتمان های واقعیت مهیست های متأخر (یا «نومهیست ها») و مکتب نام ها (Xingmingjia) است. قبل از این، نسب مفهومی آن احتمالاً به تصحیح نام‌ها یا *چنگ مینگ* در کنفوسیوسی امتداد می‌یابد، اصطلاحی که هنوز در قطعات باقی مانده شن بوهای وجود دارد، علی‌رغم تضاد بعدی آن در *هان فیزی*.

لیو شیانگ (پی یین) رساله مجازات شن بوهای را به عنوان advo مستند کرد. به عنوان یکی از طرفداران اولیه اصول بوروکراتیک، سهم شن بوهای کمتر در توسعه نظری پیشرفته و بیشتر در تمرکز متمرکز او بر ساختارهای بوروکراتیک بود. در حالی که تنها نمونه نیست، فصل 43 *هان فیزی* توضیح اساسی روش (تکنیک، *فا-شو*) را ارائه می‌کند، و بیان می‌کند: «روش شامل اعطای دفتر متناسب با توانایی‌های یک نامزد می‌شود؛ حفظ دستاوردها (فرم‌های Xing) پاسخگو به ادعاها (تجمیع نام‌ها و نام‌های مینگ) وزرا." علیرغم هدف ذاتی شایسته سالارانه و پتانسیل آن برای انتخاب وزیر بر اساس شایستگی، ارائه هان فی نشان می دهد که اصل اصلی *شو* در درجه اول *زینگ مینگ* به عنوان پاسخگویی بود.

روش *Xing-Ming* *هان فیزی* احتمالاً پیچیده ترین و از نظر مکانیکی پیچیده ترین نمونه از نوع خود را در آن دوره نشان می دهد. در حالی که سون کوانگ اغلب معیارهای خاص تری را برای قرارهای رسمی پیشنهاد می کرد، روش ها *هان فیزی* با جزئیات قابل توجهشان مشخص می شود. در این زمینه، نظریه‌های ژون کوانگ و موهیست‌ها از اواخر دوره کشورهای متخاصم به طور قابل توجهی تعمیم‌یافته‌تر باقی ماندند. پاسخگویی، همانطور که در *هان فیزی* در اواخر دوره کشورهای متخاصم بیان شد، در مقایسه با مفاهیم ارائه شده توسط شن بوهای و کنفوسیوس های قبلی، پیشرفت قابل توجهی پیشرفته تری را نشان می دهد. *هان فیزی* با مسئول دانستن وزرا برای پیشنهادها، اقدامات و عملکردشان، در نهایت نقش‌های خاصی را به تک تک وزیران محول کرد (مثلاً «مشاور خرقه‌ها» در فصل 7)، و بدین‌ترتیب وظایف صریح را برای آن‌ها تعیین کرد.

در حالی که شن بوهای بر مفاهیم مرتبط با اولویت‌ها تأکید داشت *گوانزی* بعدی نمونه‌ای را ارائه می‌کند که A.C. گراهام به‌عنوان نزدیک‌تر دکترین هان فی تشخیص داد، و در نهایت بر همخوانی بین عناوین اداری و مسئولیت‌های مرتبط با آنها تأکید کرد.

بررسی نام‌ها مستلزم بررسی یک شی بر اساس نام آن و برعکس، تعیین نام مطابق با آن شی است. نام و شیء متقابلاً مولد هستند و در معکوس شدن آنها، *چینگ* یکدیگر ("کیفیتی اساسی که بدون آن شیء نمی تواند با نام مطابقت داشته باشد") تجسم می یابد. هنگامی که نام و شیء تراز می شوند، ترتیب غالب است. در غیر این صورت، بی نظمی ایجاد می شود. (گراهام، *Guanzi* Ch55)

طبق نظر *شیجی*، آموزه های *زینگ مینگ* عمدتاً در اوایل دوره هان غایب بود، به جز ظهور آنها در متون ابریشم Mawangdui. با این حال، این عمل در زمان امپراتور دائوئیست ون هان و مشاوران مورد اعتمادش دوباره ظاهر شد، که مشخصه آن رویکردی «محتاطانه، محجوب و محکم» بود، که بیشتر به فلسفه شن بوهای شباهت داشت تا هان فی. این اصطلاح که متعاقباً به شن بوهای نسبت داده شد، برای تعیین منشیانی که مسئول نگهداری سوابق تصمیمات کیفری در طول سلسله هان بودند، تکامل یافت. ظرافت معنایی اولیه *زینگ* (刑) که با معنای اولیه شکل، مدل یا مقررات منشأ می‌گیرد و کمتر در متون کشورهای متخاصم ظاهر می‌شود، به تدریج کاهش یافت و با مجازات آمیخته شد.

در دوره هان متأخر، محققانی که نسبت به لیو شیانگ کمتر از لیو شیانگ آگاهی نداشتند، غالباً در تمایز بین فلسفه‌های شینگنگها و شینگنگها ناکام ماندند. *زینگ مینگ* که در ابتدا با شن بوهای و چهره هایی از مکتب نام ها به عنوان روش مرتبط بود، گهگاه در طول سلسله هان به کار می رفت تا ترکیبی از ایده های شانگ یانگ و هان فی را نشان دهد. علی‌رغم کمک‌های شایسته‌سالارانه بالقوه‌اش در ایجاد نظام امتحانات امپراتوری، معنای دقیق *زینگ* در نهایت از طریق تلفیق آن با مجازات (*Xing* 刑) توسط دوره‌ی چین غربی، و احتمالاً در اوایل قرن سوم هان شرقی، مبهم شد و گم شد. در نتیجه، کسانی که احتمالاً قادر به تفسیر دقیق این اصطلاح نیستند، بعداً پس از فروپاشی سلسله هان، "مکتب مجازات" نامیده شدند. جین ژو متعاقباً *Xing-Ming* را به عنوان یک مفهوم ترکیبی تفسیر کرد و با طبقه‌بندی *Xingmingjia* (مکتب اشکال و نام‌ها) به عنوان *Mingjia* (مدرسه نام‌ها) و مواردی که قبلاً به عنوان *Fajia* (قانون‌گرایان) به عنوان *Xingingjia* (Schoolgjia>S) طبقه‌بندی می‌شوند، آن را تفکیک کرد.

Xing-Ming (دائوئیسم)

*هان فیزی* مفهوم خود از زینگ-مینگ را به طور غیررسمی به لائوزی مرتبط می‌کند، اما به طور خاص منشأ آن را به شن بوهای نسبت می‌دهد. این مفهوم احتمالاً از بحث‌های نام و واقعیت در میان موهیست‌های متأخر، مکتب شکل‌ها و نام‌های Xingming، و تصحیح نام‌ها در کنفوسیوس تکامل یافته است، اصطلاحاتی که شن بوهای علی‌رغم دیدگاه متضاد *هان فیزی* به استفاده از آنها ادامه داد. با توجه به اینکه *کتاب لرد شانگ* از دوره شین فقط از طریق *هان فیزی* به وضوح با سنت مرکزی چین همگرایی داشت، شکلی از "دائوئیسم" هوانگ لائو، همانطور که سیما کیان توصیف کرد، از نظر تئوری آماده بود تا به یک ایدئولوژی غالب در میان مقامات چینی توسط سلسله چین تبدیل شود.

سیما کیان شن بوهای را با دائوئیسم هوانگ لائو مرتبط می‌داند و بیان می‌کند که "شنزی (استاد شن) ریشه در هوانگ لائو (دائوئیسم) داشت و زینگ‌مینگ را در اولویت قرار می‌داد. در حالی که سیما تان از روش‌های سخت‌گیرانه اداری انتقاد می‌کرد و از تفسیر خودش از دائوئیسم دفاع می‌کرد، توسعه سیستم مکانیکی سخت‌گیر زینگ مینگ توسط هان فی تا اواخر دوره کشورهای متخاصم رخ نداد. سیما تان، با استفاده از زبان فنی کمتر، صراحتاً زینگ مینگ را در مدرسه دائوئیستی خود (دائوجیا) وارد کرد.

سیما تن مشاهده کرد: "هنگامی که جماعت وزرا جمع می شوند، حاکم به هر یک اجازه می دهد اظهار کند که چه کاری انجام خواهد داد. اگر نتیجه واقعی با ادعای او مطابقت داشته باشد، به آن "راست" می گویند؛ اگر نتیجه واقعی (Xing "شکل" برای Han FeiM) با این ادعای او شناخته می شود. "توخالی"."

بر خلاف لائوزی، هان فی و مکتب شین از تفسیر دائوئیستی هوانگ-لائو از زینگ مینگ، که بر راهی از بهشت برگرفته از عقلانیت ذاتی قوانین متمرکز بود، جدا شدند. دغدغه اصلی آنها قانون به عنوان ابزار کنترل بود، نه همسویی آن با یک راه آسمانی. هان فی به طور خاص "راه فرمانروا" یا "حاکمیت" را بیان کرد. شن دائو، *هوانگدی سیجینگ*، و لائوزی، با این حال، درک مفهومی "طبیعی گرایانه"تری از راه بهشت ​​داشتند. دکترین شن بوهای، همراه با *هواینانزی* که احتمالاً بر آن تأثیر گذاشته است، همچنان از "مداخله نکردن با تمایل طبیعی نام ها و امور برای مدیریت خود" دفاع می کرد.

با توجه به سنت هوانگ-لائو که به طور فزاینده ای بر *fa* (استانداردها) تأکید می کرد، سیما کیان ممکن است بوتر هان و ژوهاگ لائوزی را با دو گروه بندی کنند. «زینگینگ اولویت‌دار»، مفهومی که به‌طور برجسته در متون بازیابی شده به چشم می‌خورد. *سیجینگ* همسویی واقعیت ها (زینگ) با گفتار و "نام" اشیاء (مینگ) را برای "اجرای راه بهشت" چه از نظر اداری و چه در زمینه های وسیع تر، حیاتی می دانست. اگرچه ممکن است "راه فرمانروای" *هان فیزی* به صراحت مفاهیم یین یانگ را برجسته نکند، *هوانگدی سیجینگ* این کار را انجام می دهد. با تجزیه و تحلیل یین و یانگ برای دستیابی به نتایج قابل اعتماد، به طور مشابه «نام ها» و «واقعیت ها» (*shi*) را به عنوان روشی عمل گرایانه برای انتصاب، نظارت و ارزیابی وزرا مرتبط می کند.

علیرغم حمایت کلی *ژوانگزی* برای تزکیه نفس از فصل های قبلی، که در فصل های قبلی، "تزکیه نفس" ارائه شده است. "راه بهشت" در *ژوانگزی* بیرونی، نقش ثانویه ای را به اصول اداری زینگ-مینگ می دهد که یادآور اصول شن بوهای است. این فصل به *wu wei*، *dao*، *de*، خیرخواهی، انتصاب و تحقیق و در نهایت پاداش و کیفر اولویت دارد. A.C. Graham این ساختار سلسله مراتبی را به عنوان تأکید بر کاهش فعالیت حاکم از طریق *wu wei* تفسیر کرد و در درجه اول از کسانی که این اولویت ها را وارونه کردند انتقاد کرد. این دیدگاه، که در درک بعدی آن کاملاً «دائوئیستی» نیست، عموماً منعکس کننده تفکر اولیه هوانگ لائو یا «همزمان» در نظر گرفته می شود.

بخش *Zhushu* *Huainanzi*، که توسط گلدین به عنوان "در نظر گرفتن شو به عنوان حاکم" یا "تکنیک ارج نهادن" ترجمه شده است، مشابه مفاهیم طبیعی او را بیان می کند. این با یادآوری لیو شیانگ از فلسفه شن بوهای مطابقت دارد، که از "پیروی و تبعیت، و واگذاری مسئولیت ها به زیردستان" حمایت می کرد.

شن بوهای، در "جسم بزرگ"، اظهار داشت: "اسمها خودشان را اصلاح می کنند؛ امور خودشان را حل می کنند. بنابراین کسی که راه دارد، استقلال آنها را نام می برد، اما همچنان آنها را اصلاح می کند؛ او امور را دنبال می کند اما هنوز آنها را حل می کند."

"Zhushu" *Huainanzi* اظهار می دارد: "هر نامی خود را نامگذاری می کند، هر دسته خود را طبقه بندی می کند. چیزها به خودی خود هستند؛ [حاکم] اجازه نمی دهد چیزی از خود ظاهر شود."

راه فرمانروا

اگرچه *هان فیزی* مفاهیم حقوقی را در بر می گیرد، تفسیر لائوزی از *fa* معمولاً استانداردها یا مدل های کلی را نشان می دهد. هم لائوزی و هم ژوانگزی عموماً از مفهوم قانون طفره می رفتند و حتی در برابر آن مقاومت می کردند و معتقد بودند که عبارات زبانی و نامگذاری برای بیان «راه» ناکافی است. لائوزی به قول معروف، "نامی که می توان نام برد، نام ثابت نیست." با این وجود، A.C. Graham این را نه به عنوان رد سودمندی زبان، بلکه به عنوان تصدیق محدودیت های ذاتی آن به عنوان یک ابزار توصیفی تفسیر می کند. متن متعاقباً از طریق کنار هم قرار دادن مفاهیم متضاد به این کمبودهای ذاتی می پردازد.

در فصل اول *لائوزی* آمده است:

آزادی از میل را هنجار ثابت خود قرار دهید. بدین ترتیب آنچه را که ظریف است (妙)
پیوسته با میل خواهید دید، در نتیجه مرزها را رعایت کنید (徼 jiao به معنای واقعی کلمه "مرز"، "حاشیه بیرونی" جیمز لگ.).

تفسیرهای *لائوزی* که در *هان فیزی* یافت می‌شود، یک تحلیل انتقادی را تشکیل می‌دهد. هان فی «اسامی» را به عنوان پیشنهادهای وزارتی یا عناوین رسمی مفهوم‌سازی کرد و بدین ترتیب مفهوم «نام» شن بوهای را قادر ساخت تا حداقل در چارچوب *هان فیزی* به عنوان نقد لائوزی عمل کند. فصل 5 کتاب *هان فیزی*، با عنوان *ژودائو* (道主) یا "راه فرمانروا"، فلسفه لائوزی را به تفصیل شرح می دهد و با معرفی مفهوم نام هایی که "خود را اصلاح می کنند"، سبک شن بوهای را تکرار می کند. این شامل همبستگی *Ming* (اسامی یا پیشنهادات) با *Xing* (فرم ها یا نتایج) است، که در آن نتایج به عنوان یک استاندارد (*fa*) برای ارزیابی ادعاها عمل می کند، در نتیجه مکانیسم های بوروکراتیک فرآیندهای متوازن را ایجاد می کند. اگرچه سیما کیان به صراحت این فصل را فهرست نکرده است، اما برداشت او از خاستگاه فلسفی هان فی در اندیشه هوانگ لائو ممکن است از بیان راه در فصل 5 نشات بگیرد که راه را به عنوان معیاری در بر می گیرد و به عناصر متافیزیکی اشاره می کند.

فصل 5، همانطور که توسط W. K. Liao ترجمه شده است، بیان می کند:

دائو آغاز بسیاری از چیزها، معیار درست و غلط است. در این صورت، فرمانروای دانا با نگاه داشتن به آغاز، سرچشمه همه چیز را می شناسد و با رعایت معیار، منشأ خیر و شر را می شناسد. او به واسطه تهی بودن و آرام گرفتن، منتظر است تا سیر طبیعت خود را تحمیل کند تا همه نام ها از خودشان مشخص شود و همه امور از خودشان سامان یابد. تهی، جوهر پری را می داند: آرام می گیرد، تصحیح کننده حرکت می شود. کسی که کلمه ای را به زبان می آورد برای خود نامی ایجاد می کند. کسی که رابطه دارد برای خودش یک شکل می‌سازد. فرم ها و نام ها را مقایسه کنید (Xing-Ming) و ببینید که آیا آنها یکسان هستند یا خیر. سپس حاکم چیزی برای نگرانی پیدا نمی کند زیرا همه چیز به واقعیت خود تقلیل یافته است.

در حالی که فصل‌های پنج یا هشت کتاب *هان فیزی* ممکن است همان دقت آکادمیک را با تفسیرهای بعدی در توضیح معنای دقیق *دائوجینگ* نشان ندهند، تطبیق آن‌ها از ایده‌های لائوزی برای اهداف متمایز با دیگر تفاسیر اولیه، مانند *Xiang'er* مشابهت دارد. بر خلاف *لائوزی*، *هان فیزی* "راه فرمانروا" به طور قابل توجهی از زبان مبهم کمتری استفاده می کند و از "سکوت حاکم"، "توصیه های عملی" و مدیریت مؤثر وزرا به جای یک سبک زندگی صرفا دائوئیستی یا گفتمان متافیزیکی دفاع می کند. با این وجود، «اولویت *دائو* را تأیید می‌کند»، بازتاب بخشی از *لائوزی* است که راه را به عنوان مبدأ جهان معرفی می‌کند. این دیدگاه متعاقباً فلسفه شن بوهای را تداعی می‌کند، که در آن حاکم به «نظم طبیعی» یا راه (*دائو*) پایبند است و به جای شروع اعمال، به شرایط پاسخ می‌دهد و اصل *وو وی* را مجسم می‌کند.

از دیدگاه «کاملاً عملی»، می‌توان چهره‌هایی مانند شن بوهای، شن دائو یا هان فی را به‌طور کلی در نظر گرفت که از یک «شیوه فکری» دائوئیستی سرچشمه گرفته‌اند، به‌ویژه در مورد مدل‌ها یا استانداردهای دولتی (*fa*) «برگرفته از دائو». اما هان فی در نهایت قانون مدون را جایگزین این استانداردها کرد. در حالی که لائوزی، ژوانگزی، شن بوهای، و سیما کیان عموماً از قوانین رسمی (*fa*) دفاع نمی‌کردند، *هوانگدی سیجینگ* که از متون ابریشم ماوانگدوی دوباره کشف شد، به طور مشخص بر استانداردها (*fa*) به عنوان دربرگیرنده اصول حقوقی تأکید می‌کند. متن *جینگفا*، با این ادعا شروع می شود که دائو استانداردها را ایجاد می کند، استدلال هایی را بیشتر شبیه به قانون طبیعی ارائه می دهد. از نظر تئوری، افکار «هوانگ-لائو» با تلاش برای همسویی بیشتر قانون با راه، از هم جدا می‌شود.

حاکم «غیرفعال» ترجیحی، همانطور که توسط شن بوهای، هان فی، و سیما تان مفهوم‌سازی شده است، مجمعی از وزرا را درگیر می‌کند، و به طور سیستماتیک *مینگ* ( نام‌های پیشنهادی) را با هم مرتبط می‌کند. *Xing* («شکل‌ها»، «شکل‌ها» یا نتایج واقعی) آشکار می‌شوند. نمونه های اولیه این اصل در *شنزی* شن بوهای مشهود است. علاوه بر این، چندین متون ابریشمی Mawangdui تشابهاتی را با گفتمان فصل 5 هان فی در مورد Xing-Ming و "حاکم درخشان (یا باهوش) آن نشان می‌دهند، شباهتی که در دیگر آثار التقاطی هوانگ-لائو، از جمله *Guanzi*، *Sipuanzi*، *Sipuanzi و *Sipuanzi نیز یافت می‌شود.

حکم حکیم هیچ جانبداری از خود نشان نمی دهد، بر اساس ویژگی های زیبایی شناختی، نه طرفداری می کند و نه ناپسندی، و نه با لذت یا خشم به اقدامات یا مشوق های انضباطی واکنش نشان می دهد. در عوض، چنین خط‌کشی به موجودیت‌ها اجازه می‌دهد تا خود و دسته‌ها را برای خود سازماندهی تعریف کنند. امور به طور ذاتی و بدون دخالت شخصی آشکار می شوند. Huainanzi

ریشه‌کن کردن مجازات‌ها

در طول دوران پیش از اتحاد، قوانین حقوقی شین به طور قابل توجهی از اصول بیان شده در کتاب لرد شانگ (شانگ جونشو) متفاوت بود. در حالی که اصلاحات بنیادی شانگ یانگ را حفظ می کرد، رژیم شین موضع ضد کنفوسیوس، سیاست های سختگیرانه و شدید کیفری و در نهایت تاکید شدیدش بر توسعه کشاورزی را کنار گذاشت. پس از دوران شانگ یانگ، پادشاه هویون شین مستند شده است که در یک پرونده قتل عفو اعطا کرده است، تصمیمی که تحت تأثیر اصول اخلاقی کنفوسیوس است. سیما کیان، کین شی هوانگ را به‌عنوان طرفدار قانون و نظم معرفی می‌کند، که خود را به‌عنوان یک «حکم حکیم نیک‌خواهی و درست‌کاری... که به مردم عادی اهمیت می‌دهد و دلسوزی می‌کند» ستایش می‌کند. یک اصلاح اداری مهم در سلسله عمدتاً اداری شین، بر تنظیم قدرت وزیران، ایجاد تقسیمات دپارتمان که مانع از مجازات خودسرانه می‌شد، متمرکز شد.

مترجم یوری پاینز معتقد است که فصل پایانی (26) شانگ‌جونشو منعکس‌کننده شیوه‌های اداری رایج در اواخر دوره قبل از امپراتوری، و درک حکومت امپراتوری کیو با حکومت سلطنتی کیو است. علیرغم ارائه به عنوان مصاحبه با شانگ یانگ، توصیه های آن برای دوره تاریخی او بسیار پیچیده در نظر گرفته می شود. این فصل ایجاد دفاتری را پیشنهاد می‌کند که توسط کارشناسان حقوقی کاملاً آموزش دیده در سطوح مرکزی، استانی و محلی کار می‌کنند، که وظیفه آنها رسیدگی به همه سؤالات مردم و مقامات است. برای حفظ سادگی برای مقامات جزئی، پاسخ ها به شدت از طریق یک سیستم ثبت دو ورودی کنترل می شوند: یک نسخه در اختیار درخواست کننده قرار می گیرد و دیگری در پرونده های مهر و موم شده برای بازیابی در آینده بایگانی می شود. همه پرونده های حقوقی متعاقباً مطابق با این پاسخ های صادر شده قبلی مورد قضاوت قرار خواهند گرفت.

اگرچه این سیستم اساساً برای انتشار قانون و حاکمیت حاکمیتی به جای حفاظت از حقوق شهروندی به معنای مدرن طراحی شده بود، اما نیاز به همکاری عمومی داشت. حفاظت از افراد در برابر سوء استفاده از وزارت بر مجازات آنها ارجحیت یافت. در تلاش برای دستیابی به "ریشه‌کنی پربرکت مجازات‌ها از طریق مجازات‌ها"، قوانین شفافی که به‌عنوان سودمند جهانی پیش‌بینی می‌شد، به مردم قدرت می‌داد تا وزرایی را که از قوانین سوء استفاده می‌کردند، به چالش بکشند. وزرا دریافتند که قوانین سوء استفاده می کنند با مجازات های متناسب با جرم مواجه خواهند شد و فساد آرشیوی توسط کارشناسان حقوقی می تواند مجازات هایی تا مجازات اعدام را در پی داشته باشد. هان فی توصیه های مشابهی را ارائه کرد، با این حال، در مقایسه با بخش های بعدی شانگجونشو، ممکن است مفهوم یا نگرانی برای مکانیسم های قانونی طراحی شده برای محافظت از شهروندان در برابر بوروکرات ها را به طور کامل توسعه نداده باشد و در عوض بر دستیابی به نظم اجتماعی از طریق اقتدار اداری حاکم تمرکز کند. پس از آن شانگجونشو می توانست درست قبل از اتحاد در گردش باشد. پذیرش هان فیزی از عناصر شانگجونشو ممکن است تصور گمراه کننده ای از اعمال مستمر مجازات های قدیمی تر شانگ یانگ ایجاد کند، که می تواند به اشتباه در زمان پیش بینی شود. حتی اگر Shangjunshu صرفاً اشاره کند که ضرورت مجازات در نهایت کاهش می یابد، با این وجود سلسله Qin شدیدترین اعمال کیفری شانگ یانگ را کنار گذاشت. خود کتاب لرد شانگ یک ایدئولوژی یکپارچه را نشان نمی دهد، بلکه تکامل قابل توجهی را در طول توسعه خود نشان می دهد. هان فیزی به عنوان مرجع اولیه خود، فصل 4 قبلی را یادآوری می کند و می گوید:

گونگسون یانگ اظهار داشت: "وقتی [دولت] مجازات هایی را اجرا می کند، [مجازات] سنگین را بر [جرایم] سبک اعمال می کند: آنگاه [جرایم] سبک نخواهد آمد، و مجازات سنگین همراه با جرم نیست. مجازات"

برخلاف تصورات رایج که از متون معاصر به دست می‌آید، سلسله کین "برای زمان خود بسیار شدید نبودند" و تداوم خود را با سلسله اولیه هان نشان دادند که در سال 167 قبل از میلاد با لغو مجازات‌های مثله کردن به اوج خود رسید. در میان مجازات‌های شدید، مجازات‌های مثله‌کردن دوران شین شامل خالکوبی، بریدن بینی و بریدن پا بود. با این حال، ارجاع به دو مورد اخیر نادر است و با گذشت زمان کاهش می یابد. برای جرایم شدید، کار اجباری مجازات غالب بود. پس از صدور حکم، هر دو سلسله‌های کین و هان اولیه اغلب مجازات‌های مثله‌کردن و حتی احکام اعدام را در ازای جریمه، کار، یا اعطای یک به چند درجه اشرافی، تخفیف یا بازخرید می‌کردند. بر اساس شدت جرم و شرایط خاص، تصمیمات قضایی می‌توانند مجازات‌های قطع‌کننده را به‌طور کامل دور بزنند، و مستقیماً یک حکم کار مورد توافق دوجانبه را اعمال کنند، که ممکن است متعاقباً به نفع خدمت سربازی در مناطق مرزی مورد عفو قرار گیرد.

اگرچه شایع‌ترین انواع مجازات‌ها، مجازات‌ها، مجازات‌هایی که در قبال کار قطع می‌شود، وجود ندارد. دامپروری، کارگاه ها و دیوارسازی. کار اجباری از یک تا پنج سال به عنوان جایگزینی برای مثله کردن در مجازات‌های کم‌شدید اما همچنان سنگین، به عنوان مجازات شدید استاندارد در اوایل امپراتوری چین ظاهر شد که عمدتاً شامل ساخت جاده‌ها و کانال‌ها می‌شد و تنها اقلیت به ساخت دیوار بزرگ اختصاص داشتند. در چارچوب گسترده‌تر استعمار، بیشترین مجازات شدید به اخراج به مستعمرات تازه تأسیس تبدیل شد و خود تبعید به عنوان یک مجازات مهم در نظر گرفته شد. سلسله هان رویکرد مشابهی را اتخاذ کرد و مجرمان را برای خدمت سربازی به مناطق مرزی منتقل کرد. امپراتور وو و امپراتورهای بعدی به ویژه افرادی را که به مرگ محکوم شده بودند به نیروهای اعزامی اجباری کردند. در حالی که دونگ ژونگ شو شین را به دلیل نرمش نسبت به جنایتکاران مورد انتقاد قرار می داد، عمل تبعید به عنوان یک مجازات شدید در چین باستان پیش از این دوره است و حداقل به دوران بهار و پاییز باز می گردد.

دونگ ژونگشو، نویسنده عصر هان (179–104 قبل از میلاد) مقامات و مالیات‌های شین را سختگیرانه می‌دانست، اما مجازات‌های آنها را به طور مشابه توصیف نمی‌کرد. در واقع، دونگ سیستم Qin را به دلیل ناکافی بودن آن در مجازات مجرمان مورد انتقاد قرار داد. مفهوم رستگاری، با هدف به حداقل رساندن اقدامات تنبیهی و اطمینان از اعمال صحیح تصحیح نام ها، در آنالکت های کنفوسیوس قابل تشخیص است.

هان فیزی

طبق نظر هان فی، ساختار قدرت مستقر نمی‌تواند یک تمرین مستقل وزرای پاداش و مجازات را در خود جای دهد. هان فی در درجه اول بر رسیدگی به تخلفات وزیران متمرکز بود. استدلال اصلی ارائه شده در فصل 7، "دو دستگیره" از هان فیضی، که از مجازات استاندارد حمایت می کند، چنین فرض می کند که تفویض پاداش و مجازات به وزرا منجر به فرسایش قدرت دولتی و فروپاشی سیاست ها در زمان او شد. در نتیجه، این اختیارات باید در انحصار باشد و مجازات های شدیدی برای رفع تخلفات وزرا و در نتیجه نیاز به مجازات بیشتر اعمال شود. این انحصار در کاربرد هان فی از *fa* (قوانین و روش‌ها) که برای جلوگیری از غصب طراحی شده است، مرکزی است.

هن فی که عمدتاً بر رفتار وزیران متمرکز بود، برخلاف دیدگاهی که در بخش‌های قبلی کتاب لرد شانگ یافت شد، مردم را به عنوان یک دشمن درک نمی‌کرد. هان فیزی گهگاه مفاهیم رفاه عمومی را بیان می کند. اصل "جلوگیری از استثمار قوی از ضعیفان" نه تنها به نفع حاکم حکیم است، همانطور که هان فی به آن پرداخته است، بلکه از گروه های آسیب پذیر مانند سالمندان و یتیمان نیز محافظت می کند. اگرچه هان فی ادعا می کرد که یک حکومت خیرخواه که از مجازات خودداری کند، نظم قانونی را تضعیف می کند و باعث سردرگمی می شود، او به طور همزمان استدلال می کرد که یک حاکم خشن و ظالم یک حکومت غیرمنطقی ایجاد می کند که منجر به درگیری و شورش می شود. در نتیجه، هان فیزی همچنین مخالفت خود را با کار گروهی ابراز می‌کند و اظهار می‌دارد که چنین سختی‌هایی مردم را به سمت وزرای با نفوذ سوق می‌دهد و در نتیجه اقتدار حاکم و ثبات دولت را تضعیف می‌کند.

شن دائو، که به‌عنوان شخصیت اولیه در فصل بعدی هان فی معرفی شد، از این نوع مجازات‌ها خودداری کرد. فلسفه در چارچوب مفهومی شن دائو، منطق این بود که تصمیمات شخصی در مورد مجازات‌ها، حاکم را بیش از حد درگیر می‌کند و در نتیجه او را در معرض خشم عمومی قرار می‌دهد. در عوض، حاکم باید بر اساس *fa* (معیارهای قانونی) مجازات تعیین کند. به طور مشابه، هان فی دسته بندی خاصی از مجازات ها را پیشنهاد نکرد و به نظر می رسید که به مجازات به عنوان یک عمل قصاص فی نفسه بی توجه است. نگرانی اصلی او کارآمدی آنها در دستیابی به هدف مورد نظرشان بود که در نهایت رفع نیاز به مجازات های بیشتر بود.

در حالی که "خیرخواهی و عدالت" را ممکن است صرفاً شکوفایی بلاغی تلقی کرد، روش‌های دیگر به طور بالقوه می‌توانند ادغام شوند. هان فی، در تأملات خود در مورد شانگ یانگ، اهمیت قابل مقایسه ای برای پاداش به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزه در افراد و دستیابی به نتایج مطلوب قائل است. برای هان فی، تنبیه نقشی فرعی برای کنترل استراتژیک وزرا از طریق تکنیک های اداری داشت. اگرچه چنین تکنیک‌هایی ممکن است در دوران او شامل جاسوسی نیز می‌شد، اما عمدتاً شامل توافق‌های کتبی رسمی بود.

عدالت

*کتاب لرد شانگ*، به‌ویژه به دلیل تأکید بر تقسیم‌بندی اساسی بین مردم و دولت، به‌عنوان ضد پوپولیستی شناخته می‌شود که حاوی اظهارات تحریک‌آمیز مانند این تصور است که یک جمعیت ضعیف به یک ارتش قوی کمک می‌کند. با این وجود، این اظهارات خاص به تعداد محدودی از فصل ها محدود می شود و متن نیز مخالفت با رفتار نادرست وزیران را بیان می کند. مایکل لوو معتقد بود که این قوانین اساساً برای تضمین صلح و نظم اجتماعی طراحی شده اند. شدت آنها در دوره شانگ یانگ در درجه اول برای جلوگیری از تخلفات آینده بود.

سیما کیان ادعا کرد که خاندان کین، علی‌رغم اتکا به قوانین سختگیرانه، به‌اندازه کافی ناکافی برای اطمینان از اجرای منصفانه آن سخت‌گیرانه عمل می‌کند، به این معنی که این قوانین به طور ثابت عدالت را آنطور که به طور متعارف درک می‌شود پخش نمی‌کنند. از دیدگاه معاصر، «غیرممکن» است که حداقل «عدالت «اساسی» ذاتی قوانین حقوقی کین را مورد مناقشه قرار دهیم. با اولویت دادن به پروتکل های صریح بر تصمیمات خودسرانه وزیران و اجباری کردن معاینات پزشکی قانونی، این قوانین، برای یک جامعه باستانی، در نهایت بیشتر به دلیل عادلانه بودنشان است تا ظلم تصور شده آنها.

در موارد شواهد متضاد، به مقامات اجازه داده شد که به عنوان اقدام نهایی به ضرب و شتم متوسل شوند. با این حال، چنین اقداماتی مستلزم مستندات، مقایسه با سایر شواهد بود و نمی توانست بدون اعتراف منجر به مجازات شود. با توجه به ماهیت یکپارچه مدیریت و قضاوت در جوامع باستانی، Qin مفهوم قاضی-قاضی را به عنوان یک کارآگاه توسعه داد. این کهن الگو متعاقباً در تئاتر اولیه سلسله هان ظاهر شد و قضات را به‌عنوان محققینی به تصویر می‌کشد که برای کشف حقیقت به‌عنوان راهی به سوی عدالت تلاش می‌کنند.

در حالی که هان فی اغلب با مفهوم عدالت در گفتمان معاصر همراه است، او اساساً با این تصور اولیه کنفوسیوس که وزیران را از قانون مجازات معاف می‌کنند مخالف بود. *هان فیضی* با نشان دادن حداقل نگرانی غیرمستقیم برای مردم، به صراحت تاکید می کند که "دستکاری آشکار و براندازی قانون به ضرر دولت و حاکم هرگز نباید تحمل شود". وزیر عالی رتبه و با این حال قوانین و مقررات عرفاً برای جلوگیری از شر در میان افراد فرومایه و فرومایه تنظیم شده است و مجازات و مجازات تنها بر عهده آنهاست. از این رو، مردم عادی امید خود را از دست می دهند و جایی برای ابراز نارضایتی های خود ندارند. در همین حال، وزرای عالی با هم متحد می شوند و به عنوان یک مرد برای تیره کردن دید حاکم کار می کنند.

میراث

فصول 43 و 40 *هان فیزی* به یک دیدگاه تحلیلی مدرن اولیه کمک کرد که شن بوهای را عمدتاً با *شو* (تکنیک)، شن دائو با *شی* (قدرت) و شانگ یانگ با *fa* (قانون) طبقه بندی می کرد که اغلب به طور غیرانتقادی چارچوب های *H را فوق العاده تفسیر می کرد. با این حال، تکه‌های موجود منسوب به شن دائو نشان‌دهنده تأکید بیشتری بر *فا* در فلسفه خودش است.

محققان و مفسران مکرراً قانون‌گرایی را به‌عنوان تأثیر ایدئولوژیک بر حکومت معاصر جمهوری خلق چین، به‌ویژه در دوران دبیرکلی شی جین‌پینگ، شناسایی کرده‌اند. آکادمیک سام کرین، دولت مدرن چین را به‌عنوان نمایش‌دهنده «کنفوسیوسیسم در بیرون، قانون‌گرا در درون» توصیف کرده است.

قصاره معروف دنگ شیائوپینگ، «گربه اگر بتواند موش‌ها را بگیرد گربه خوبی است، فرقی نمی‌کند گربه سفید یا سیاه باشد»، اصول را با اصول مقایسه کرده است.

مراجع

منابع

  • هان فیزی
  • کتاب لرد شانگ

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

فلسفه چینی چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره فلسفه چینی، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

فلسفه چینی چیست توضیح فلسفه چینی مبانی فلسفه چینی نوشته‌های فلسفه فلسفه به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • فلسفه چینی چیست؟
  • فلسفه چینی چه کاربردی دارد؟
  • چرا فلسفه چینی مهم است؟
  • چه موضوعاتی با فلسفه چینی مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه