TORIma Academy Logo TORIma Academy
Linus Pauling
دانش

Linus Pauling

TORIma آکادمی — شیمیدان

Linus Pauling

Linus Pauling

لینوس کارل پاولینگ (PAW -ling؛ 28 فوریه 1901 - 19 اوت 1994) شیمیدان و فعال صلح آمریکایی بود. او بیش از 1200 مقاله منتشر کرد و…

لینوس کارل پاولینگ (PAW-ling؛ 28 فوریه 1901 - 19 اوت 1994) شیمیدان برجسته آمریکایی و مدافع صلح بود. کتابشناسی گسترده او شامل بیش از 1200 نشریه، از جمله مقاله و کتاب، با تقریباً 850 مورد تمرکز بر موضوعات علمی است. ساینتیفیک امریکن او را به عنوان یکی از بیست دانشمند برجسته تاریخ شناخت. پاولینگ در سال 1954 جایزه نوبل شیمی را به خاطر کمک های علمی پیشگامانه خود دریافت کرد. پس از آن، در سال 1962، به دلیل فعالیت های صلح طلبانه اش، جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. او تنها در میان پنج نفری است که چندین جایزه نوبل دریافت کرده اند. قابل ذکر است که او تنها دریافت کننده دو جایزه نوبل مشترک و یکی از تنها دو نفری است که در کنار ماری کوری در رشته های مختلف جوایز نوبل را دریافت کرده اند.

لینوس کارل پاولینگ (PAW-ling؛ ۲۸ فوریه ۱۹۰۱ – ۱۹ اوت ۱۹۹۴) شیمی‌دان و فعال صلح آمریکایی بود. او بیش از 1200 مقاله و کتاب منتشر کرد که از این تعداد حدود 850 مقاله به موضوعات علمی می پرداخت. علمی آمریکایی او را یکی از 20 دانشمند بزرگ تمام دوران نامید. پاولینگ برای کارهای علمی خود در سال 1954 جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد. به دلیل فعالیت های صلح آمیز خود، در سال 1962 جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. او یکی از پنج نفری است که بیش از یک جایزه نوبل دریافت کرده است. از این میان، او تنها فردی است که دو جایزه نوبل مشترک دریافت کرده است، و یکی از دو نفری که در زمینه‌های مختلف جوایز نوبل دریافت کرده‌اند، دیگری ماری کوری است.

پاولینگ به‌عنوان یک شخصیت بنیادی در شیمی کوانتومی و زیست‌شناسی مولکولی شناخته می‌شود. مشارکت قابل توجه او در نظریه پیوند شیمیایی شامل معرفی هیبریداسیون مداری و توسعه اولین مقیاس دقیق الکترونگاتیوی برای عناصر است. علاوه بر این، پاولینگ ساختار مولکول‌های بیولوژیکی را بررسی کرد و نقش مهم مارپیچ آلفا و صفحه بتا را در ساختار ثانویه پروتئین روشن کرد. روش شناسی او تکنیک ها و یافته های کریستالوگرافی اشعه ایکس، ساخت مدل مولکولی و شیمی کوانتومی را ادغام کرد. اکتشافات پیشگام پاولینگ الهام بخش تحقیقات انجام شده توسط جیمز واتسون، فرانسیس کریک، روزالیند فرانکلین و موریس ویلکینز در مورد ساختار DNA بود، بنابراین ژنتیک دانان را قادر ساخت تا رمز ژنتیکی همه موجودات را رمزگشایی کنند.

پاولینگ در طول زندگی بعدی خود از درمان دارویی، مکمل های رژیم غذایی یا خلع سلاح هسته ای، در کنار من حمایت کرد. به ویژه اسید اسکوربیک (ویتامین C). با این حال، گزاره‌های او در مورد اثربخشی درمانی ویتامین‌های با دوز بالا به پذیرش گسترده‌ای در جامعه علمی اصلی دست نیافته است. او با آوا هلن پاولینگ، یک فعال حقوق بشر آمریکایی ازدواج کرد.

سالهای شکل گیری و رشد تحصیلی

لینوس کارل پاولینگ در 28 فوریه 1901 در پورتلند، اورگان، به عنوان فرزند ارشد هرمان هنری ویلیام پاولینگ (1876-1910) و لوسی ایزابل "بل" دارلینگ (1881-1926) به دنیا آمد. نام او، «لینوس کارل»، به پدربزرگ مادری‌اش، لینوس، و پدربزرگ پدری‌اش، کارل احترام می‌گذاشت. نسب او میراث آلمانی و انگلیسی را در بر می گرفت.

پس از تولد خواهرش پائولین در سال 1902، والدین پاولینگ تصمیم گرفتند از پورتلند نقل مکان کنند تا مسکنی مقرون به صرفه تر و گسترده تر از آپارتمان تک اتاقه خود داشته باشند. لوسی با والدین شوهرش در اسویگو اقامت داشت تا اینکه هرمان خانواده را به سالم نقل مکان کرد، جایی که او برای مدت کوتاهی به عنوان فروشنده دوره گرد برای شرکت داروسازی اسکیدمور استخدام شد. کمتر از یک سال پس از تولد لوسیل در سال 1904، هرمان پاولینگ خانواده خود را به اسویگو، اورگان نقل مکان کرد و داروخانه خود را در آنجا تأسیس کرد. در سال 1905، خانواده دوباره به کاندون، اورگان نقل مکان کردند. در سال 1906، هرمان پاولینگ شروع به تجربه دردهای مکرر شکم کرد. مرگ او بر اثر زخم سوراخ شده در 11 ژوئن 1910 رخ داد و لوسی مسئول سه فرزندش: لینوس، لوسیل و پائولین بود.

پاولینگ شیفتگی اولیه خود به شیمی را مدیون آزمایش‌های جذاب دوستش، لوید آ. جفرس، که دارای کیت آزمایشگاهی شیمی بود، می‌داند. او متعاقباً علاقه عمیق خود را ابراز کرد و اظهار داشت: "من به سادگی شیفته پدیده های شیمیایی شدم، با واکنش هایی که در آنها مواد ظاهر می شوند، اغلب با خواص بسیار متفاوت؛ و من امیدوار بودم "

در دوران دبیرستان، پاولینگ آزمایش های شیمی را با استفاده از تجهیزات و موادی که از یک کارخانه فولادی دور ریخته شده بود انجام داد. پاولینگ با همکاری یکی از دوستان قدیمی‌ترش، لوید سایمون، «آزمایشگاه‌های پالمون» را در زیرزمین سایمون تأسیس کرد. آنها تلاش کردند تا خدمات نمونه گیری چربی کره را با نرخ رقابتی به کارخانه های لبنی محلی ارائه دهند. با این حال، عدم تمایل کارخانه‌داران لبنی به سپردن چنین وظیفه‌ای به دو پسر جوان منجر به شکست نهایی این سرمایه‌گذاری شد.

در سن 15 سالگی، پاولینگ، که در آن زمان دانش‌آموز دبیرستانی بود، اعتبار کافی برای پذیرش در دانشگاه ایالتی اورگان (OSU)، که در آن زمان به نام کالج اورگان آگریک شناخته می‌شد، جمع‌آوری کرد. او علیرغم داشتن اکثر الزامات، فاقد دو درس تاریخ آمریکایی لازم برای دیپلم دبیرستان خود بود و از مدیر درخواست اجازه کرد تا این دوره را به طور همزمان در طول ترم بهار تکمیل کند. این درخواست رد شد و باعث شد که او در ماه ژوئن دبیرستان واشنگتن را بدون دریافت دیپلم ترک کند. چهل و پنج سال بعد، پس از دریافت دو جایزه نوبل، مدرسه به او دیپلم افتخار اعطا کرد.

پاولینگ مشاغل مختلفی را برای تامین هزینه تحصیلات دانشگاهی آینده خود انجام داد، از جمله کار پاره وقت در یک فروشگاه مواد غذایی به مبلغ 8 دلار آمریکا در هفته (معادل 240 دلار آمریکا در سال 2025). مادرش مصاحبه ای را با آقای شویتزرهوف، صاحب چندین کارخانه تولیدی در پورتلند، که او را به عنوان یک ماشین کار شاگرد با حقوق ماهانه 40 دلار آمریکا (معادل 1180 دلار آمریکا در سال 2025) استخدام کرد، انجام داد که متعاقباً به 50 دلار آمریکا در ماه افزایش یافت. پاولینگ همچنین با دو دوست یک آزمایشگاه عکاسی تأسیس کرد. در سپتامبر 1917، پاولینگ در دانشگاه ایالتی اورگان پذیرش گرفت. او به سرعت از سمت ماشین‌کاری کناره‌گیری کرد و مادرش را که نسبت به ارزش آموزش عالی شک داشت، از نیات خود آگاه کرد.

تحصیلات عالی

در ترم اول، پاولینگ در دو درس شیمی، دو درس ریاضی، طراحی مکانیک، مقدمه ای بر معدن و استفاده از مواد منفجره، نثر انگلیسی مدرن، ژیمناستیک، و تمرین نظامی ثبت نام کرد. هم اتاقی او لوید جفرس، دوست دیرینه اش بود. پاولینگ فعالانه در فعالیت های محوطه دانشگاه شرکت کرد و بخش برادری دلتا آپسیلون دانشگاه را تأسیس کرد. پس از سال دوم تحصیل، او قصد داشت برای کمک به حمایت مالی مادرش شغلی در پورتلند کسب کند. کالج پیشنهادی را برای موقعیت تدریس در تحلیل کمی، موضوعی که او اخیراً به عنوان دانشجو تکمیل کرده بود، گسترش داد. او چهل ساعت در هفته را به آموزش آزمایشگاهی و کلاس درس اختصاص داد و ماهیانه 100 دلار آمریکا (معادل 1600 دلار آمریکا در سال 2025) درآمد داشت و بدین ترتیب ادامه فعالیت های آکادمیک خود را تسهیل می کرد.

در طول دو سال آخر تحصیل در مقطع کارشناسی، پاولینگ با تحقیقات Lewismuuern I-Electronning of Gilbert I. و پیوند آنها برای تشکیل مولکول. او تصمیم گرفت تحقیقات خود را بر روشن کردن رابطه بین خواص فیزیکی و شیمیایی مواد و ساختارهای اتمی متشکل از آنها متمرکز کند و بدین ترتیب به عنوان یک چهره بنیادی در زمینه نوپای شیمی کوانتومی ظاهر شد.

استاد مهندسی ساموئل گراف (1887-1966) پاولینگ را به عنوان دستیار آموزشی خود در زمینه مواد مکانیک منصوب کرد. پاولینگ در طول ترم زمستانی سال آخر خود، یک دوره شیمی را که به طور خاص برای دانشجویان اقتصاد خانگی طراحی شده بود، آموزش داد. در یکی از این تنظیمات آموزشی، پاولینگ با همسر آینده خود، آوا هلن میلر، مواجه شد.

در سال 1922، پاولینگ مدرک مهندسی شیمی گرفت. او متعاقباً تحصیلات تکمیلی خود را در مؤسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) در پاسادنا، کالیفرنیا، زیر نظر راسکو دیکنسون و ریچارد تولمن دنبال کرد. تحقیقات فارغ التحصیلی او بر استفاده از پراش اشعه ایکس برای تعیین ساختاری کریستال ها متمرکز بود. در طول تصدی خود در Caltech، او هفت مقاله در مورد ساختارهای کریستالی مواد معدنی نوشت. در سال 1925 دکترای خود را دریافت کرد. در شیمی فیزیک و فیزیک ریاضی، فارغ التحصیل مجموع افتخار.

حرفه

در سال 1926، پاولینگ بورسیه گوگنهایم دریافت کرد، که او را قادر ساخت تا برای تحصیل با فیزیکدان آلمانی آرنولد زومرفلد در مونیخ، فیزیکدان دانمارکی نیلز بور در کپنهاگ و فیزیکدان اتریشی اروین شرودینگر در زوریخ به اروپا سفر کند. این سه فرد در حوزه نوپای مکانیک کوانتومی و رشته های فیزیکی مرتبط با آن صاحب نظر بودند. پاولینگ به کاربردهای بالقوه مکانیک کوانتومی در حوزه انتخابی خود علاقه نشان داد: ساختار الکترونیکی اتم ها و مولکول ها. او همچنین در زوریخ با یکی از تحلیل‌های مکانیکی کوانتومی پیشگام پیوند مولکول هیدروژن مواجه شد که توسط والتر هایتلر و فریتز لندن انجام شد. پاولینگ تمام اقامت دو ساله خود در اروپا را به این تلاش اختصاص داد و تصمیم گرفت آن را موضوع اصلی تحقیقات بعدی خود قرار دهد. او به عنوان یک شخصیت اصلی در شیمی کوانتومی و یک پیشگام در به کارگیری نظریه کوانتومی در ساختار مولکولی ظاهر شد.

در سال 1927، پاولینگ انتصاب جدیدی را به عنوان استادیار شیمی نظری در کلتک آغاز کرد. او یک دوره پنج ساله بسیار پربار را در حرفه آکادمیک خود آغاز کرد که مشخصه آن ادامه تحقیقات کریستالوگرافی اشعه ایکس و اجرای محاسبات مکانیکی کوانتومی بر روی اتم ها و مولکول ها بود. در طول این مدت، او تقریباً پنجاه مقاله نوشت و پنج اصل را که متعاقباً به عنوان قوانین پاولینگ شناخته شدند، تدوین کرد. در سال 1929، او به دانشیار ارتقا یافت و در سال 1930 به مقام استادی کامل دست یافت. در سال 1931، انجمن شیمی آمریکا با قدردانی از مشارکت استثنایی او در علم ناب توسط فردی 30 ساله یا کمتر، جایزه لانگمویر را به پاولینگ اعطا کرد. سال بعد، پاولینگ یک نشریه مهم منتشر کرد که به نظر او مهم‌ترین آن بود، که مفهوم هیبریداسیون مداری اتمی و ارائه تحلیلی از چهار ظرفیتی کربن را ارائه می‌کرد.

در Caltech، پاولینگ ارتباط نزدیکی با رابرت اوپنهایمر، فیزیکدان نظری از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی ایجاد کرد، که سالانه برای تحقیقات و پژوهش‌هایش در کالیفرنیا از کالیفرنیا بازدید می‌کرد. خود پاولینگ با برکلی وابستگی داشت و بین سال‌های 1929 و 1934 به‌عنوان یک استاد مدعو در فیزیک و شیمی خدمت می‌کرد. همکاران قصد داشتند تحقیقات مشترکی را در مورد ماهیت پیوند شیمیایی انجام دهند و اوپنهایمر در چارچوب ریاضی مشارکت داشت و پاولینگ یافته‌ها را تفسیر کرد. با این حال، پس از تلاش اوپنهایمر برای تعقیب همسر پاولینگ، آوا هلن، روابط حرفه ای و شخصی آنها بدتر شد. در زمان غیبت پاولینگ در محل کار، اوپنهایمر از اقامتگاه آنها بازدید کرد و به طور ناگهانی به آوا هلن پیشنهاد کرد که او را در یک قرار ملاقات در مکزیک همراهی کند. او صریحاً این پیشنهاد را رد کرد و متعاقباً آن را به پاولینگ اطلاع داد. در نتیجه، پاولینگ فوراً ارتباط خود را با اوپنهایمر خاتمه داد.

در تابستان 1930، پاولینگ یک سفر اروپایی بعدی را انجام داد که در طی آن دانش پراش الکترون در فاز گاز را از هرمان فرانسیس مارک به دست آورد. پس از بازگشت، او با همکاری شاگردش لارنس اولین براکوی، یک دستگاه پراش الکترون در کلتک ساخت و از آن برای بررسی ساختارهای مولکولی در ترکیبات شیمیایی متعدد استفاده کرد.

پاولینگ در سال 1932 مفهوم الکترونگاتیوی را مطرح کرد. او مقیاسی ابداع کرد و مقادیر عددی متناظر را به اکثر عناصر — مقیاس الکترونگاتیوی پالینگ —  اختصاص داد. این مقیاس در پیش‌بینی ویژگی پیوندهای بین اتمی در ساختارهای مولکولی مؤثر است.

در سال 1936، پاولینگ به ریاست بخش شیمی و مهندسی شیمی در کلتک ارتقا یافت و همزمان ریاست آزمایشگاه‌های شیمی گیتس و کرلین را بر عهده گرفت. او هر دو نقش را تا سال 1958 حفظ کرد. علاوه بر این، پاولینگ یک سال را در سال 1948 در دانشگاه آکسفورد گذراند و به عنوان استاد مدعو جورج ایستمن و یکی از اعضای بالیول خدمت کرد.

ماهیت پیوند شیمیایی

در اواخر دهه 1920، پاولینگ انتشار مقالات علمی در مورد ماهیت پیوند شیمیایی را آغاز کرد. بین سالهای 1937 و 1938، او یک انتصاب به عنوان مدرس غیر مقیم جورج فیشر بیکر در شیمی در دانشگاه کرنل پذیرفت. در طول تصدی خود در کرنل، او یک سری از نوزده سخنرانی ارائه کرد و کتاب درسی معروف خود ماهیت پیوند شیمیایی را به طور قابل ملاحظه ای تکمیل کرد. مشارکت‌های او در این حوزه، مبنای اصلی دریافت جایزه نوبل شیمی در سال 1954 بود که «به‌خاطر تحقیقاتش در مورد ماهیت پیوند شیمیایی و کاربرد آن برای روشن کردن ساختار مواد پیچیده» اعطا شد. رساله پاولینگ به عنوان «تاثیرگذارترین کتاب شیمی قرن حاضر و کتاب مقدس مؤثر آن» تحسین شده است. در طی سه دهه از انتشار اولیه آن در سال 1939، این کتاب بیش از 16000 استناد به دست آورد. شایان ذکر است، حتی در تحقیقات معاصر، مقالات علمی و مقالات متعددی در مجلات برجسته همچنان به این اثر استناد می کنند، بیش از هفتاد سال پس از انتشار افتتاحیه آن.

تحقیقات پاولینگ در مورد ماهیت پیوند شیمیایی با معرفی مفهوم هیبریداسیون مداری به اوج خود رسید. اگرچه الکترون‌های اتمی معمولاً با انواع مداری s و p مشخص می‌شوند، توصیفات پیوند مولکولی با ساخت توابعی که ویژگی‌های هر یک را یکپارچه می‌کنند، افزایش می‌یابد. به عنوان مثال، یک اوربیتال 2s و سه اوربیتال 2p یک اتم کربن را می توان به صورت ریاضی ترکیب کرد تا چهار اوربیتال هیبریدی معادل sp§45§ را که برای توصیف ترکیبات کربنی مانند متان مناسب است، تشکیل دهند. متناوباً، اوربیتال 2s می تواند با دو اوربیتال 2p ترکیب شود تا سه اوربیتال هیبریدی معادل sp§67§ ایجاد کند و یک اوربیتال 2p را بدون هیبرید باقی بگذارد که برای برخی ترکیبات کربن غیراشباع مانند اتیلن مناسب است. طرح های هیبریداسیون متنوعی در ساختارهای مولکولی مختلف مشاهده می شود. او همچنین تعامل بین پیوند یونی، که با انتقال الکترون مشخص می شود، و پیوند کووالانسی، که با اشتراک الکترون برابر بین اتم ها تعریف می شود، بررسی کرد. پاولینگ نشان داد که اینها افراط‌های صرف را نشان می‌دهند و در اکثر سناریوهای پیوند عملی، تابع موج مکانیکی کوانتومی برای یک مولکول AB قطبی ترکیبی از توابع موج مولکولی کووالانسی و یونی را تشکیل می‌دهد. مفهوم الکترونگاتیوی پاولینگ به ویژه در این زمینه ارزشمند است، زیرا تفاوت الکترونگاتیوی بین دو اتم به طور قابل اعتمادی درجه یونی بودن پیوند را پیش‌بینی می‌کند.

در موضوع کلی «ماهیت پیوند شیمیایی»، پاولینگ به توضیح ساختاری با تمرکز بر هیدروکربن معطر پرداخت. جامع ترین توصیف بنزن قبلا توسط شیمیدان آلمانی فردریش ککوله ارائه شده بود. Kekulé یک تبدیل سریع بین دو ساختار را پیشنهاد کرد که هر کدام دارای پیوندهای متناوب منفرد و دوگانه است، جایی که پیوندهای دوگانه یک ساختار موقعیت پیوندهای منفرد را در ساختار دیگر اشغال می کند. با این حال، پاولینگ نشان داد که یک توصیف صحیح مکانیکی کوانتومی شامل یک ساختار میانی است که ترکیبی از این دو شکل را نشان می‌دهد. این ساختار به‌عنوان برهم‌نهی اشکال، به‌جای تبدیل دینامیکی، مشخص شد. این پدیده متعاقباً نام "رزونانس" را به دست آورد. از نظر مفهومی، این پدیده به موازات هیبریداسیون و پیوند قطبی است، که هر دو قبلاً مورد بحث قرار گرفتند، زیرا هر سه شامل ترکیبی از ساختارهای الکترونیکی متعدد برای به دست آوردن یک نتیجه میانی هستند.

ساختارهای کریستالی یونی

در سال 1929، پاولینگ پنج قانون را برای پیش‌بینی و توضیح ساختارهای کریستالی ترکیبات یونی اعلام کرد. این اصول به (1) نسبت شعاع کاتیون به آنیون، (2) استحکام پیوند الکترواستاتیک، (3) اشتراک گوشه‌ها، لبه‌ها و وجه‌های چند وجهی، (4) کریستال‌های حاوی کاتیون‌های مختلف، و (5) اصل صرفه‌جویی می‌پردازند.

مولکول های بیولوژیکی

در اواسط دهه 1930، پاولینگ، تحت تأثیر وارن ویور بنیاد راکفلر و دستورالعمل‌های تأمین مالی متمرکز بر بیولوژیکی او، تصمیم گرفت وارد حوزه‌های تحقیقاتی جدید شود. در حالی که تحقیقات اولیه پاولینگ عمدتاً بر ساختارهای مولکولی معدنی متمرکز بود، او به طور متناوب مولکول‌های مهم بیولوژیکی را مورد توجه قرار داده بود، تا حدی به دلیل برجستگی در حال گسترش Caltech در زیست‌شناسی. پاولینگ با زیست شناسان برجسته از جمله توماس هانت مورگان، تئودوسیوس دوبژانسکی، کالوین بریجز و آلفرد استورتوانت درگیر شد. مشارکت های اساسی او در این زمینه شامل بررسی های ساختاری هموگلوبین بود که با شاگردش چارلز دی. کوریل انجام شد. او نشان داد که مولکول هموگلوبین با به دست آوردن یا آزاد شدن یک مولکول اکسیژن دچار تغییرات ساختاری می شود. این مشاهدات او را بر آن داشت تا بررسی جامع تری از ساختار پروتئین به طور گسترده انجام دهد. او به استفاده قبلی خود از تجزیه و تحلیل پراش اشعه ایکس بازگشت. با این حال، ساختارهای پروتئینی در مقایسه با مواد معدنی کریستالی که او قبلاً مطالعه کرده بود، به طور قابل توجهی کمتر متمایل به این تکنیک شد. پیشرفته ترین تصاویر اشعه ایکس از پروتئین ها در دهه 1930 توسط کریستالوگراف بریتانیایی ویلیام استبری تهیه شد. با این حال، زمانی که پاولینگ تلاش کرد تا یافته‌های استبری را به صورت مکانیکی کوانتومی توضیح دهد، در سال 1937 موفق نشد.

پاولینگ به یازده سال زمان نیاز داشت تا یک مسئله خاص را روشن کند: تجزیه و تحلیل ریاضی او دقیق بود، اما نمایش‌های عکاسی استبری مولکول‌های پروتئین را به تصویر می‌کشید که از جهت‌گیری‌های پیش‌بینی‌شده‌شان کج شده بودند. پاولینگ قبلاً یک مدل مارپیچ برای ساختار هموگلوبین ایجاد کرده بود، مفهومی که او متعاقباً به پروتئین ها تعمیم داد.

در سال 1951، پاولینگ، رابرت کوری و هرمان برانسون به طور دقیق مارپیچ آلفا و صفحه بتا را به عنوان نقوش ساختاری اساسی در ساختار ثانویه پروتئین شناسایی کردند. پیشنهاد آنها بر اساس ساختارهای شناخته شده اسیدهای آمینه و پپتیدها، در کنار هندسه مسطح شناخته شده پیوند پپتیدی است. این تحقیق بر ظرفیت پاولینگ برای تفکر غیر متعارف تأکید کرد، به ویژه این فرض غیرمتعارف او مبنی بر اینکه یک چرخش مارپیچ می‌تواند تعداد غیرصحیح باقی‌مانده‌های اسید آمینه را در بر گیرد، به‌ویژه 3.7 باقیمانده در هر نوبت برای مارپیچ آلفا.

بعد از آن، Pauling این اسید‌زدایی (Tripbonleucleu) را اتخاذ کرد. ترکیب با این حال، مدل او حاوی نادرستی های اساسی بود، از جمله ادعای گروه های فسفات خنثی، که با اسیدیته شناخته شده DNA در تضاد بود. سر لارنس براگ از اینکه پاولینگ با موفقیت ساختار مارپیچ آلفای پروتئین ها را روشن کرده بود، ابراز ناامیدی کرد، نژادی که تیم براگ به دلیل یک خطای مهم در مدل های پروتئینی خود از دست داد - ناتوانی آنها در تصدیق ماهیت مسطح پیوند پپتیدی. جیمز واتسون و فرانسیس کریک در آزمایشگاه کاوندیش پس از اطلاع از کار پاولینگ بر روی مدل‌های مولکولی ساختار DNA، مجاز شدند مدل DNA خود را بسازند. آنها متعاقباً از داده‌های منتشر نشده موریس ویلکینز و روزالیند فرانکلین در کالج کینگ استفاده کردند، که شواهدی را برای ساختار مارپیچ و پایه مسطح در امتداد محور مارپیچ فراهم می‌کرد. در اوایل سال 1953، واتسون و کریک با موفقیت ساختار مارپیچ دوگانه صحیح را برای DNA پیشنهاد کردند. پاولینگ بعداً دلیل اشتباه خود را در مورد ساختار DNA به عواملی مانند داده های چگالی گمراه کننده و عدم وجود عکس های پراش اشعه ایکس با کیفیت بالا نسبت داد و این قسمت را به عنوان "بزرگترین ناامیدی در زندگی او" توصیف کرد.

همزمان با تحقیقات پاولینگ در مورد مشکل DNA، روزالیند فرانکلین در انگلستان در حال تولید تصاویر پراش پرتو ایکس برتر بود که در موفقیت نهایی واتسون و کریک مؤثر بود. پاولینگ شخصاً این تصاویر را قبل از فرمول‌بندی ساختار نادرست DNA خود مشاهده نکرد، اگرچه دستیار او، رابرت کوری، حداقل برخی از آنها را هنگام نمایندگی پاولینگ در یک کنفرانس پروتئین در انگلستان در تابستان 1952 مشاهده کرد. ناتوانی پاولینگ برای شرکت در شرکت به دلیل عدم امکان پاسپورت توسط وزارت امور خارجه بود که بر اساس سوء ظن به رویدادهای کمونیست در دوران کمونیست در اتحاد کمونیست رخ داد. ایالات. این شرایط یک روایت عمومی را تقویت کرد که مداخله سیاسی مانع از کشف ساختار DNA توسط پاولینگ شد. اما این روایت نادرست است; کوری به این تصاویر دسترسی داشت و خود پاولینگ طی چند هفته پاسپورت خود را پس گرفت و متعاقباً قبل از نوشتن مقاله DNA خود در آزمایشگاه‌های انگلیسی بازدید کرد. او فرصت زیادی داشت تا علی‌رغم این رویدادها، پاولینگ از آنها فراتر رود و از دستاوردهای علمی قبلی‌اش قدردانی کرد.

پاولینگ علاوه بر این واکنش‌های آنزیمی را بررسی کرد و یکی از اولین کسانی بود که بیان کرد که آنزیم‌ها با تثبیت حالت گذار، واکنش‌ها را تسهیل می‌کنند، مفهومی اساسی برای درک مکانیسم‌های عملیاتی آنها. او همچنین در این فرض که برهمکنش بین آنتی‌بادی‌ها و آنتی‌ژن‌ها از مکمل‌سازی ساختاری ناشی می‌شود، پیشگام بود. با بسط این اصل، او با همکاری ماکس دلبروک، فیزیکدانی که زیست‌شناس شد، مقاله اولیه‌ای را نوشت و ادعا کرد که همانندسازی DNA احتمالاً از طریق مکمل‌سازی به جای شباهت انجام می‌شود، مفهومی که توسط برخی از محققان معاصر پیشنهاد شده است. این مفهوم متعاقباً توسط مدل ساختار DNA کشف شده توسط واتسون و کریک روشن شد.

ژنتیک مولکولی.

در نوامبر 1949، Pauling، Harvey Itano، S. J. Singer و Ibert Wells "کم خونی سلولی داسی شکل، یک بیماری مولکولی" را در مجله Science منتشر کردند. این نشریه شواهد اولیه یک بیماری انسانی ناشی از یک پروتئین غیرطبیعی را ارائه کرد و کم خونی داسی شکل را به عنوان اولین بیماری درک شده در سطح مولکولی ایجاد کرد. در حالی که مود منتن و همکارانش قبلاً تمایز الکتروفورتیک انواع هموگلوبین را نشان داده بودند، این نشریه اولین پیوند علی را نشان داد. تجزیه و تحلیل الکتروفورتیک آنها نشان داد که افراد مبتلا به بیماری سلول داسی شکل دارای یک نوع هموگلوبین تغییر یافته در گلبول های قرمز خون خود هستند، در حالی که افراد دارای صفت سلول داسی شکل هموگلوبین نوع وحشی و ناهنجار را نشان می دهند. این نشان‌دهنده اولین نشان‌دهنده اتصال علّی یک پروتئین ناهنجار به یک وضعیت پاتولوژیک بود، و علاوه بر این، اولین نمونه نشان می‌دهد که وراثت مندلی ویژگی‌های فیزیکی دقیق پروتئین‌ها را دیکته می‌کند، نه صرفاً وجود یا عدم وجود آنها، در نتیجه زمینه ژنتیک مولکولی را افتتاح کرد. فرض کنید که بسیاری از بیماری‌های دیگر، از جمله بیماری‌های روانی مانند اسکیزوفرنی، ممکن است ناشی از استعداد یا نقص ژنتیکی باشد. او در سمت‌های خود به‌عنوان رئیس بخش شیمی و مهندسی شیمی و مدیر آزمایشگاه‌های شیمی گیت و کرلین، از جذب دانشمندانی که از روش‌شناسی شیمیایی-زیست پزشکی برای بررسی اختلالات روانی استفاده می‌کردند، دفاع کرد. با این حال، این جهت گیری بین رشته ای، گهگاه با مقاومت شیمیدانان مستقر در Caltech مواجه می شد.

در سال 1951، پاولینگ یک سخنرانی با عنوان "پزشکی مولکولی" ارائه کرد. در اواخر دهه 1950، او نقش آنزیمی در عملکرد مغز را بررسی کرد و اظهار داشت که اختلالات آنزیمی می تواند تا حدی زمینه ساز بیماری های روانی باشد. در دهه 1960، به دلیل نگرانی خود در مورد پیامدهای تسلیحات هسته‌ای، اهمیت تکاملی جهش‌ها را بررسی کرد و با همکاری شاگردش امیل زاکرکندل، مفهوم ساعت تکاملی مولکولی را مطرح کرد که نرخ ثابتی از انباشت جهش در پروتئین‌ها و زمان پروتئین‌های DNA را ثابت می‌کند.

ساختار هسته اتمی

در 16 سپتامبر 1952، پاولینگ دفترچه تحقیقاتی جدیدی را آغاز کرد و هدف خود را با این بیانیه بیان کرد: "من تصمیم گرفته ام به مشکل ساختار هسته ها حمله کنم." در 15 اکتبر 1965، پاولینگ مدل کروی بسته هسته اتمی خود را در دو مجله معتبر علم و مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم افشا کرد. در طول سه دهه بعد، تا زمان مرگش در سال 1994، پاولینگ به طور گسترده در مورد مدل خوشه کروی خود منتشر کرد.

مدل کروی پالینگ اساساً فرض می‌کند که یک هسته اتمی از "خوشه‌هایی از نوکلئون‌ها" تشکیل شده است. این خوشه های نوکلئونی بنیادی دوترون [np]، هلیون [pnp] و تریتون [npn] را در بر می گیرند. هسته‌های یکنواخت به‌عنوان مجموعه‌ای از ذرات آلفا مشخص می‌شوند، که یک نمایش رایج برای هسته‌های سبک‌تر است. پاولینگ تلاش کرد تا ساختار پوسته هسته ای را از طریق اصول هندسی صرف مرتبط با جامدات افلاطونی استنباط کند، که از مدل ذرات مستقل که معمولاً در تئوری پوسته مرسوم استفاده می شود، متفاوت است. در طی مصاحبه ای در سال 1990، پاولینگ تفسیر زیر را در مورد مدل خود ارائه کرد:

اکنون اخیراً، من سعی کرده‌ام ساختارهای دقیق هسته‌های اتمی را با تحلیل وضعیت پایه و خمیدگی‌های ارتعاشی حالت برانگیخته، همانطور که به صورت تجربی مشاهده شد، تعیین کنم. از خواندن ادبیات فیزیک، Physical Review Letters و مجلات دیگر، می‌دانم که بسیاری از فیزیکدانان به هسته‌های اتم علاقه‌مند هستند، اما هیچ‌کدام از آنها، تا آنجا که من توانسته‌ام کشف کنم، به همان شکلی که من به آن حمله می‌کنم، به مسئله حمله نکرده‌اند. بنابراین من فقط با سرعت خودم حرکت می کنم و محاسبات انجام می دهم ...

فعالیت

کار زمان جنگ

قبل از جنگ جهانی دوم، پاولینگ موضعی عمدتاً غیرسیاسی داشت. در اوایل پروژه منهتن، رابرت اوپنهایمر از پاولینگ دعوت کرد تا بخش شیمی خود را رهبری کند. پاولینگ این پیشنهاد را رد کرد و دلیل آن بی میلی به نقل مکان خانواده اش بود.

با این وجود، پاولینگ به تلاش‌های تحقیقاتی نظامی کمک کرد. او به عنوان محقق اصلی برای 14 قرارداد با دفتر تحقیقات علمی و توسعه (OSRD) خدمت کرد. در 3 اکتبر 1940، کمیته تحقیقات دفاع ملی جلسه ای تشکیل داد تا ابزاری را که قادر به اندازه گیری دقیق غلظت اکسیژن در مخلوط های گازی است که برای نظارت بر شرایط در زیردریایی ها و هواپیماها ضروری است، تشکیل دهد. در پاسخ، پاولینگ دستگاه اکسیژن سنج Pauling را ابداع کرد که متعاقباً توسط Arnold O. Beckman، Inc. ساخته و تولید شد.

در سال 1942، پاولینگ با موفقیت تحقیقی با عنوان "درمان شیمیایی محلول های پروتئینی در تلاش برای یافتن جایگزینی برای سرم انسانی برای انتقال خون" ارائه کرد. گروه پروژه او، که شامل جوزف بی. کوپفلی و دن اچ. کمپبل بود، متعاقباً پلی اکسی ژلاتین (اکسی پلی ژلاتین) را به عنوان جایگزینی بالقوه برای پلاسمای خون انسان در انتقال خون توسعه داد.

کوشش‌های اضافی در زمان جنگ با کاربردهای نظامی مستقیم‌تر شامل کار بر روی مواد منفجره، پیشرانه‌های موشکی و راکت‌زنان بود. در اکتبر 1948، پاولینگ، در کنار لی ای. استناد همراه، «ذهن تخیلی»، «موفقیت درخشان» و «رفتار فوق‌العاده شایسته در انجام خدمات برجسته» او را ستود. در سال 1949، او ریاست انجمن شیمی آمریکا را بر عهده گرفت.

فعالیت هسته ای

تأثیر عمیق عواقب پروژه منهتن، همراه با اعتقادات صلح‌طلبانه همسرش آوا، زندگی پاولینگ را به طور قابل توجهی متحول کرد و او را به یک فعال صلح برجسته تبدیل کرد.

در ژوئن 1945، "لایحه می-جانسون" معرفی شد، که بعداً به عنوان قانون انرژی اتمی 1946 در 1 اوت 1946 به تصویب رسید. پاولینگ در نوامبر 194 به کمیته مستقل شهروندان هنرها، علوم و حرفه ها (ICCASP) در مورد سلاح های اتمی و همسرش آوا را پذیرفت و در نوامبر 194 عضویت خود را پذیرفت. در خلال جلسه 21 ژانویه 1946 این گروه که بر آزادی آکادمیک متمرکز بود، پاولینگ بیان کرد: «البته همیشه خطری برای آزادی آکادمیک وجود دارد - همانطور که جنبه‌های دیگر آزادی و حقوق فرد وجود دارد، در حملات مستمری که به این آزادی، این حقوق توسط خودخواهان، بیش از حد جاه طلبان، انسان‌های ستمگر، ستمگر، ستمگر و بی‌هدف در بدن انسان‌های غیرقانونی و بی‌طرفدار و بی‌طرفدار و منحرف به این آزادی انجام می‌شود. دستور دهید که آنها خودشان سود ببرند - و ما باید همیشه در برابر این تهدید هوشیار باشیم و وقتی خطرناک می شود باید با قدرت با آن مبارزه کنیم."

در سال 1946، او به کمیته اضطراری دانشمندان اتمی به ریاست آلبرت انیشتین ملحق شد، که ماموریتش اطلاع رسانی به مردم در مورد خطرات ذاتی توسعه سلاح های هسته ای بود.

فعالیت سیاسی رو به رشد او باعث شد که وزارت امور خارجه ایالات متحده در سال 1952 از دریافت گذرنامه برای او جلوگیری کند و از حضور او در یک کنفرانس علمی در لندن جلوگیری کرد. در 6 ژوئن همان سال، سناتور وین مورس علناً اقدام وزارت خارجه را در برابر سنای ایالات متحده محکوم کرد و از بخش گذرنامه خواست تا تصمیم خود را لغو کند. در نتیجه، پاولینگ و همسرش آوا یک «گذرنامه محدود» برای شرکت در کنفرانس صادر کردند. پاسپورت کامل او در سال 1954، اندکی قبل از برگزاری مراسم در استکهلم، جایی که اولین جایزه نوبل خود را دریافت کرد، بازگردانده شد.

پائولینگ با پیوستن به آلبرت انیشتین، برتراند راسل و هشت دانشمند و روشنفکر برجسته دیگر، مانیفست راسل-اینشتین را امضا کرد، که همچنین در 19 جولای مایفست مایه صادر شد. در 15، 1955، که توسط 52 برنده جایزه نوبل امضا شد.

در ماه مه 1957، با همکاری با استاد دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس، بری کامونر، پاولینگ طوماری را در میان دانشمندان مبنی بر توقف آزمایش های هسته ای آغاز کرد. در 15 ژانویه 1958، پاولینگ و همسرش این طومار را به دبیرکل سازمان ملل، داگ هامارشولد ارائه کردند و خواستار پایان دادن به آزمایش های تسلیحات هسته ای شدند. این طومار از سوی 11021 دانشمند به نمایندگی از پنجاه کشور امضا شد.

در فوریه سال 1958، پاولینگ در یک مناظره تلویزیونی عمومی با ادوارد تلر، فیزیکدان اتمی، در مورد احتمال واقعی جهش‌های ناشی از سقوط شرکت کرد. بعداً در همان سال، پاولینگ دیگر جنگ نیست! را منتشر کرد، اثری که نه تنها خواستار پایان آزمایش سلاح‌های هسته‌ای بود، بلکه از لغو خود جنگ نیز دفاع می‌کرد. او ایجاد یک سازمان جهانی تحقیقات صلح را به عنوان بخشی از سازمان ملل متحد برای "حمله به مشکل حفظ صلح" پیشنهاد کرد.

پاولینگ حمایت خود را از کمیته شهروندی سنت لوئیس برای اطلاعات هسته ای (CNI) گسترش داد. این سازمان به رهبری Barry Commoner، Eric Reiss، M. W. Friedlander و John Fowler، یک مطالعه طولی را برای تعیین کمیت سطوح رادیواکتیو استرانسیوم-90 در دندان های شیری کودکان در سراسر آمریکای شمالی آغاز کرد. "بررسی دندان شیری" که توسط لوئیز ریس نوشته شد و در سال 1961 منتشر شد، به طور قطع نشان داد که آزمایش هسته ای جو خطرات قابل توجهی برای سلامت عمومی به دلیل ریزش رادیواکتیو ایجاد می کند، که عمدتاً از طریق شیر گاوهایی که علوفه آلوده مصرف می کنند منتشر می شود. کمیته اطلاعات هسته‌ای، همراه با تحقیقات اساسی توسط Reiss و "Baby Tooth Survey"، به دلیل نقش محوری خود در حمایت از ممنوعیت آزمایش به طور گسترده شناخته شده است.

ترکیب اعتراض‌های عمومی و یافته‌های نگران‌کننده از تحقیقات CNI به توقف آزمایش‌های تسلیحات هسته‌ای جوی منجر شد، که با پیمان منع آزمایش جزئی به پایان رسید. این معاهده در سال 1963 توسط جان اف کندی و نیکیتا خروشچف امضا شد. در 10 اکتبر 1963، روزی که معاهده لازم الاجرا شد، کمیته جایزه نوبل جایزه صلح نوبل 1962 را به پاولینگ اعطا کرد و اشاره کرد که هیچ جایزه ای برای آن سال قبلا صادر نشده بود. کمیته او را به عنوان «لینوس کارل پاولینگ، که از سال 1946 بی وقفه مبارزه کرده است، نه تنها علیه آزمایش های تسلیحات هسته ای، نه تنها علیه گسترش این تسلیحات، نه تنها علیه استفاده از آنها، بلکه علیه تمام جنگ ها به عنوان وسیله ای برای حل منازعات بین المللی» تمجید کرد. پاولینگ شخصاً به مشارکت عمیق همسرش آوا در حمایت از صلح پی برد و از اینکه او جایزه صلح نوبل را با او به اشتراک نگذاشت ابراز تأسف کرد.

نقد سیاسی

تعداد زیادی از مخالفان پاولینگ، حتی دانشمندانی که به سهم قابل توجه او در شیمی اذعان داشتند، از مواضع سیاسی او فاصله گرفتند و او را به عنوان یک مدافع بی‌پناه برای کمونیسم شوروی تلقی کردند. در سال 1960، او احضاریه ای برای شهادت در مقابل کمیته فرعی امنیت داخلی سنا دریافت کرد، که او را "نام علمی شماره یک در عملاً همه فعالیت های اصلی تهاجم صلح کمونیستی در این کشور" نامید. یک تیتر برجسته در مجله Life به طور معروف جایزه نوبل سال 1962 او را به عنوان "توهین عجیبی از نروژ" توصیف کرد.

پاولینگ اغلب موضوع انتقاد در مجله نشنال ریویو شد. مقاله ای با عنوان «همکاران» که در شماره 17 ژوئیه 1962 مجله منتشر شد، پاولینگ را نه تنها به عنوان یک همکار، بلکه به عنوان یک «همسفر» همسو با طرفداران کمونیسم به سبک شوروی توصیف کرد. در سال 1963، پاولینگ شکایتی را برای درخواست یک میلیون دلار علیه مجله، ناشر آن ویلیام راشر و سردبیر آن ویلیام اف. باکلی جونیور آغاز کرد. این به دلیل تصمیم مهم مداخله ای در شرکت نیویورک تایمز علیه سالیوان بود که استاندارد «سوء نیت واقعی» را برای ادعاهای افترا مطرح شده توسط شخصیت های عمومی ایجاد کرد و شاکیان را ایجاب می کرد که نه تنها نادرستی یک بیانیه را نشان دهند، بلکه جعل عمدی را نیز نشان دهند. تحقیقات در مجموع مخالفت قابل توجهی را در کلتک ایجاد کرد. در سال 1958، هیئت امنای کلتک استعفای او را به عنوان رئیس بخش شیمی و مهندسی شیمی الزامی کرد. پاولینگ علیرغم حفظ سمت خود به عنوان استاد تمام، تصمیم گرفت پس از دریافت بودجه جایزه صلح نوبل، کالتک را ترک کند. سپس سه سال را در مرکز مطالعات نهادهای دموکراتیک گذراند (1963-1967). در سال 1967، او به دانشگاه کالیفرنیا در سن دیگو نقل مکان کرد، اما دوره تصدی او در آنجا کوتاه بود و در سال 1969 به پایان رسید، تا حدی به دلیل اختلافات سیاسی با هیئت نایب السلطنه دوره ریگان. از سال 1969 تا 1974، او در دانشگاه استنفورد استادی شیمی داشت.

فعالیت جنگ ویتنام

در طول دهه 1960، سیاست فزاینده پرزیدنت لیندون جانسون مبنی بر مشارکت آمریکا در جنگ ویتنام، جنبشی ضد جنگ را تسریع کرد، که پائولینگ ها مشتاقانه از آن حمایت کردند. پاولینگ علناً این درگیری را محکوم کرد و آن را هم اضافی و هم خلاف قانون اساسی دانست. او سخنرانی کرد، نامه های اعتراض آمیز را تأیید کرد، با هوشی مین رهبر ویتنام شمالی مکاتبه کرد و پاسخ کتبی گسترده ای را به رئیس جمهور جانسون ارائه کرد. با این حال، حمایت از او توسط دولت آمریکا نادیده گرفته شد.

در سال 1970، پاولینگ جایزه صلح بین المللی لنین را از اتحاد جماهیر شوروی دریافت کرد. او متعاقباً تعهد خود را به فعالیت های صلح آمیز در سال های بعد حفظ کرد. او به همراه همسرش آوا در سال 1974 اتحادیه بین‌المللی انسان‌گرایان را تأسیس کرد. به‌علاوه، او به‌عنوان رئیس هیئت مشاوره علمی اتحادیه جهانی برای حفاظت از حیات خدمت کرد و یکی از امضاکنندگان بیانیه دوبرونیک-فیلادلفیا بود که بین سال‌های 1974 و 1976 صادر شد. سالهای باقیمانده او.

علاوه بر این، پاولینگ از کمیته بازی جوانمردانه برای کوبا حمایت کرد.

فعالیت جهانی

پاولینگ از جمله امضاکنندگان توافقنامه ای برای ایجاد کنوانسیون با وظیفه تدوین قانون اساسی جهانی بود. در نتیجه، مجمع مؤسسان جهانی تشکیل شد، که اولین نمونه در تاریخ بشریت بود که در آن چنین نهادی گرد هم آمد تا قانون اساسی فدراسیون زمین را پیش‌نویس و تصویب کند.

Eugenics

پاولینگ از کاربرد محدود اصلاح نژادی حمایت می‌کند و پیشنهاد می‌کند که افراد حامل ژن‌های معیوب باید تحت علامت‌گذاری اجباری قابل مشاهده، مانند خالکوبی روی پیشانی قرار گیرند. هدف از این اقدام برای جلوگیری از شرکای بالقوه با استعدادهای ژنتیکی مشابه بود، در نتیجه با هدف کاهش بروز فرزندان متولد شده با شرایطی مانند کم خونی سلول داسی شکل.

تحقیقات پزشکی و حمایت از ویتامین C

در سن 40 سالگی، در سال 1941، پاولینگ با تشخیص بیماری برایت، نوعی بیماری کلیوی، مواجه شد. پاولینگ با پیروی از مشاوره توماس آدیس، که به ویژه آوا هلن پاولینگ را در نقش هایی مانند «تغذیه، آشپز، و در نهایت معاون «دکتر» استخدام کرد، متقاعد شد که می تواند از طریق رژیم غذایی نامتعارف آدیس که در آن زمان رژیم غذایی کم پروتئین و بدون نمک همراه با ویتامین ها بود، وضعیت خود را مدیریت کند. در نتیجه، برخورد اولیه و عمیقاً شخصی پاولینگ با مفهوم مکمل‌های ویتامین درمانی مطلوب بود.

در سال 1965، درگیر شدن پاولینگ با کار آبرام هافر، درمان با نیاسین در روانپزشکی، او را به این فرضیه سوق داد که ویتامین‌ها می‌توانند نقش مهمی در کاهش بیماری‌ها داشته باشند. متعاقباً، در سال 1968، پاولینگ مقاله مختصری در Science با عنوان "روانپزشکی ارتومولکولی" نوشت و بدین وسیله جنبش درمانی رایج مگاویتامین در دهه 1970 را نام برد. در این نشریه، او اظهار داشت که "درمان ارتومولکولی، فراهم کردن غلظت بهینه اجزای طبیعی مهم مغز برای هر فرد، ممکن است درمان ارجح برای بسیاری از بیماران روانی باشد." اصطلاح "ارتومولکولی" توسط پاولینگ برای توصیف رویکرد درمانی شامل تنظیم غلظت مواد طبیعی بدن برای پیشگیری و درمان بیماری ابداع شد. این مفاهیم پایه و اساس پزشکی ارتومولکولی را ایجاد کردند، رشته ای که به طور گسترده توسط پزشکان جریان اصلی پذیرفته نشد و مورد انتقادات قابل توجهی قرار گرفت.

در سال 1973، پاولینگ، با همکاری آرتور بی رابینسون و یک همکار دیگر، مؤسسه پزشکی ارتومولکولی را در منلو پارک، کالیفرنیا تأسیس کرد، که به‌عنوان مؤسسه علوم پزشکی Linus rebrine و پس از آن تحت عنوان Linus Medicine Science the Pauling منتشر شد. در حالی که تحقیقات پیشرو بر ویتامین C متمرکز بود، پاولینگ به طور همزمان تحقیقات نظری خود را در شیمی و فیزیک در طول زندگی خود دنبال کرد. در سالهای پایانی زندگی، او علاقه خاصی به اثربخشی بالقوه ویتامین C در پیشگیری از تصلب شرایین پیدا کرد و سه گزارش موردی را نوشت که جزئیات کاربرد لیزین و ویتامین C را برای کاهش آنژین صدری بیان می کرد. در طول دهه 1990، پاولینگ پروتکل گسترده ای را برای مدیریت بیماری قلبی از طریق تجویز لیزین و ویتامین C ارائه کرد. در سال 1996، یک وب سایت اختصاصی برای تشریح رویکرد درمانی پاولینگ راه اندازی شد که آن را به عنوان درمان پاولینگ معرفی کرد. طرفداران پاولینگ تراپی معتقدند که بیماری قلبی عروقی را می توان به طور مؤثری تنها از طریق استفاده از لیزین و ویتامین C درمان کرد و به طور بالقوه آن را درمان کرد و در نتیجه نیاز به مداخلات دارویی یا روش های جراحی را از بین برد.

کار پاولینگ در مورد ویتامین C در سالهای آخر عمرش بحث های قابل توجهی را برانگیخت. مفهوم ویتامین C با دوز بالا در ابتدا توسط بیوشیمیدان ایروین استون در سال 1966 به پاولینگ معرفی شد. پاولینگ با اطمینان از اثربخشی آن، پس از آن رژیم روزانه 3 گرم ویتامین C را برای پیشگیری از سرماخوردگی اتخاذ کرد. او با انگیزه مزایای شخصی درک شده خود، به ادبیات بالینی پرداخت و با انتشار ویتامین C و سرماخوردگی در سال 1970 به اوج خود رسید. در سال 1971، او همکاری بالینی گسترده ای را با جراح سرطان بریتانیایی یوان کامرون آغاز کرد، با تمرکز بر روی استفاده از بیماران سرطانی داخل وریدی و یا رپ بیماران مبتلا به سرطان داخل وریدی. این همکاری تعداد زیادی انتشارات فنی و یک کتاب در دسترس به طور گسترده به دست آورد، سرطان و ویتامین C، که به جزئیات یافته های آنها پرداخت. پاولینگ به طور قابل توجهی ویتامین C را در میان عموم مردم رایج کرد و متعاقباً دو مطالعه را منتشر کرد که شامل 100 بیمار ظاهراً پایان یافته بود، و اظهار داشت که تجویز ویتامین C در مقایسه با گروه‌های کنترل، بقا را تا 4 برابر افزایش می‌دهد.

ارزیابی مجدد بعدی این ادعاها در سال 1982 نشان داد که عدم مقایسه شدید بین گروه‌های ویتامین C در گروه‌های مورد مطالعه بسیار ضعیف است. و به طور قابل توجهی زودتر از گروه کنترل به عنوان "ترمینال" طبقه بندی شد. آزمایش‌های بالینی بیشتر، که توسط کلینیک مایو تحت هدایت دکتر ادوارد تی. کریگان، متخصص سرطان انجام شد، به‌طور مشابه به این نتیجه رسیدند که دوز بالا (10000 میلی‌گرم) ویتامین C هیچ کارآیی برتری نسبت به دارونما در درمان سرطان ارائه نمی‌دهد، و همچنین هیچ مزیت قابل‌توجهی به همراه نداشت. شکست مداوم این کارآزمایی‌های بالینی برای نشان دادن فواید درمانی منجر به این توافق شد که ویتامین C در درمان سرطان بی‌اثر است، و سازمان پزشکی را بر آن داشت تا ادعاهای پاولینگ در مورد پیشگیری از سرماخوردگی و درمان سرطان را به‌عنوان غیرقابل اثبات طبقه‌بندی کند. پاولینگ به شدت این نتیجه گیری ها را رد کرد و یافته های مطالعات و مدیریت مطالعه نهایی را "تقلب و ارائه اشتباه عمدی" توصیف کرد. او به طور خاص از روش استفاده از ویتامین C خوراکی به جای وریدی انتقاد کرد و تأکید کرد که مطالعه اولیه او از تزریق داخل وریدی برای ده روز اولیه استفاده می کرد. علاوه بر این، پاولینگ تحقیقات کلینیک مایو را مورد انتقاد قرار داد و به این اشاره کرد که افراد کنترل در طول کارآزمایی ویتامین C دریافت کردند و مدت زمان درمان کافی نبود. او برای مادام العمر و مداوم ویتامین C با دوز بالا برای بیماران سرطانی بحث کرد، و این را با دومین کارآزمایی کلینیک مایو که در آن بیماران ویتامین C را برای یک دوره متوسط ​​2.5 ماه دریافت کردند، بحث کرد.

در نهایت، نتایج نامطلوب گزارش شده توسط مطالعات کلینیک مایو تا حد زیادی علاقه گسترده به درمان سرطان را کاهش داد. علی‌رغم این یافته‌ها، پاولینگ به حمایت از ویتامین C در مدیریت سرطان و سرماخوردگی ادامه داد و با مؤسسه دستیابی به پتانسیل انسانی برای بررسی کاربرد آن در درمان کودکان مبتلا به آسیب‌های مغزی همکاری کرد. پس از آن، او با آبرام هافر، پزشک کانادایی، برای ایجاد یک رژیم غذایی ریز مغذی، شامل ویتامین C با دوز بالا، که به عنوان یک درمان کمکی سرطان در نظر گرفته شده بود، همکاری کرد. یک بررسی در سال 2009 علاوه بر این، تفاوت‌های روش‌شناختی را در میان مطالعات برجسته کرد، به‌ویژه به حذف ویتامین C داخل وریدی توسط کلینیک مایو اشاره کرد و تحقیقات بیشتر در مورد پتانسیل درمانی ویتامین C تزریقی داخل وریدی را توصیه کرد. با این حال، غلبه داده‌های کارآزمایی بالینی نشان می‌دهد که مکمل‌های ویتامین C مختصر، به تنهایی یا در ترکیب با سایر مکمل‌ها از سرطان جلوگیری می‌کند.

زندگی شخصی

لینوس پاولینگ در 17 ژوئن 1923 با آوا هلن میلر ازدواج کرد. ازدواج آنها تا زمان مرگ او در سال 1981 ادامه داشت. این زوج صاحب چهار فرزند شدند. فرزندان آنها شامل لینوس کارل جونیور (1925-2023) بود که حرفه روانپزشکی را دنبال کرد. پیتر (1931-2003)، کریستالوگراف در دانشگاه کالج لندن. ادوارد کرلین (1937-1997)، زیست شناس. و لیندا هلن (متولد 1932)، که با بارکلی کامب، زمین شناس و یخ شناس برجسته کلتک ازدواج کرد.

پولینگ در سنت لوتری پرورش یافت، اما متعاقباً به کلیسای جهانی یونیتار وابسته شد. در گفتگوی منتشر شده با فیلسوف بودایی دایساکو ایکدا، که دو سال قبل از مرگ او انجام شد، پاولینگ به طور علنی موضع الحادی خود را تأیید کرد.

در 30 ژانویه 1960، در حالی که در کابینی در حدود 80 مایلی (130 کیلومتری) جنوب مونتری، کالیفرنیا، در امتداد یک قطار پیاده روی پاولینگ سوار شد. او منحرف شد و سعی کرد از یک صخره سنگی بالا برود و در نهایت به یک صخره معلق در ارتفاع تقریباً 90 متری بالای اقیانوس رسید. با این که ماندن در آن مکان امن‌تر بود، متعاقباً ناپدید شد. پس از تحمل یک شب بر روی صخره، او تقریباً 24 ساعت بعد پیدا شد.

مرگ و میراث

لینوس پاولینگ در 19 آگوست 1994 در محل اقامت خود در بیگ سور، کالیفرنیا، در سن 93 سالگی بر اثر سرطان پروستات درگذشت. اگرچه برای او نشان قبری توسط خواهرش پائولین در گورستان پیشگامان اسوه در دریاچه اوسوگو، اورگان نصب شد، خاکستر او و همسرش تا زمانی که در آنجا دفن نشدند. 2005.

اکتشافات پیشگامانه پاولینگ به طور قابل توجهی طیف گسترده ای از رشته های علمی را پیشرفت داد، که تقریباً 350 نشریه شامل مکانیک کوانتومی، شیمی معدنی، شیمی آلی، ساختار پروتئین، زیست شناسی مولکولی، و پزشکی نشان می دهد. شیمی رساله تأثیرگذار او، ماهیت پیوند شیمیایی، برای چندین دهه به عنوان یک مرجع قطعی عمل کرد و مفاهیمی مانند هیبریداسیون و الکترونگاتیوی را معرفی کرد که در برنامه های درسی شیمی معاصر وجود دارند. اگرچه رویکرد پیوند ظرفیتی او محدودیت‌هایی در توضیح کمی ویژگی‌های مولکولی خاص، مانند رنگ آمیزی کمپلکس‌های آلی فلزی از خود نشان داد و متعاقباً توسط نظریه مداری مولکولی رابرت مولیکن جایگزین شد، نظریه پیوند ظرفیتی مدرن همچنان یک چارچوب رقابتی در کنار نظریه اوربیتال مولکولی برای تئوری اوربیتال مولکولی و عملکرد چگالی p. علاوه بر این، مشارکت پاولینگ در ساختار بلوری در پیش‌بینی و شفاف‌سازی معماری کانی‌ها و ترکیبات پیچیده مؤثر بود. شناسایی او از مارپیچ آلفا و صفحه بتا سنگ بنای بررسی ساختار پروتئین را تشکیل می دهد.

فرانسیس کریک پاولینگ را به عنوان "پدر زیست شناسی مولکولی" شناخت. شناسایی پاولینگ از کم خونی سلول داسی شکل به عنوان یک "بیماری مولکولی" پیشگام تحقیق جهش های ژنتیکی ارثی با وضوح مولکولی بود.

در سال 1951، پاولینگ با همکاری رابرت بی کوری و اچ آر. زنجیره، یک کشف اولیه محوری در زمینه نوپای زیست شناسی مولکولی. این نشریه جایزه استناد برای پیشرفت شیمیایی را از بخش تاریخچه شیمی انجمن شیمی آمریکا دریافت کرد که در سال 2017 به بخش شیمی در Caltech ارائه شد.

یادبودها

در اواخر دهه 2000، دانشگاه ایالتی اورگان ساخت مرکز علمی لینوس پاولینگ به مساحت 77 میلیون دلار، 100000 فوت مربع (9300 متر2) را نهایی کرد. این مرکز در حال حاضر اکثر کلاس‌های شیمی، آزمایشگاه‌ها و ابزار دقیق ایالت اورگان را در خود جای می‌دهد.

در 6 مارس 2008، خدمات پستی ایالات متحده یک تمبر یادبود 41 سنتی به افتخار پاولینگ منتشر کرد که توسط هنرمند ویکتور استابین طراحی شده بود. توضیحات ضمیمه پاولینگ را اینگونه برجسته می کند: "یک دانشمند همه کاره، شیمیدان ساختاری لینوس پاولینگ (1901-1994) جایزه نوبل شیمی 1954 را برای تعیین ماهیت پیوند شیمیایی که اتم ها را به مولکول ها مرتبط می کند، برنده شد. کم خونی داسی شکل به عنوان یک بیماری مولکولی." این برگه تمبر همچنین دانشمندان برجسته دیگری از جمله بیوشیمیدان گرتی کوری، ستاره شناس ادوین هابل و فیزیکدان جان باردین را نشان می دهد.

در 28 مه 2008، فرماندار کالیفرنیا، آرنولد شوارتزنگر و بانوی اول ماریا شرایور، معرفی آتی پاولینگ به تالار مشاهیر کالیفرنیا، واقع در موزه تاریخ، زنان و هنر کالیفرنیا را اعلام کردند. مراسم معارفه در 15 دسامبر 2008 برگزار شد و پسر پاولینگ، لینوس جونیور، از طرف او این تقدیر را پذیرفت.

فرماندار جان کیتزابر اورگان رسماً 28 فوریه را به عنوان "روز لینوس پاولینگ" تعیین کرد. موسسه لینوس پاولینگ، که در سال 1996 از پالو آلتو، کالیفرنیا، به کوروالیس، اورگان نقل مکان کرد، اکنون به عنوان بخشی از مرکز علمی لینوس پاولینگ در دانشگاه ایالتی اورگان فعالیت می کند. مقالات آوا هلن و لینوس پاولینگ، شامل نسخه‌های دیجیتالی شده از چهل و شش دفتر تحقیقاتی پاولینگ، در مجموعه‌های ویژه کتابخانه دره در دانشگاه ایالتی اورگان نگهداری می‌شوند.

در سال 1986، کلتک از طریق سمپوزیوم و یک سخنرانی از لینوس پاولینگ تقدیر کرد. مجموعه سخنرانی های پاولینگ در کالتک در سال 1989 آغاز شد و خود پاولینگ به عنوان سخنران افتتاحیه حضور داشت. متعاقباً، دپارتمان شیمی کلتک، اتاق 22 سالن گیتس را به عنوان سالن سخنرانی لینوس پاولینگ تعیین کرد و حضور گسترده او در آن فضا را تصدیق کرد.

مکان های دیگری که به افتخار پاولینگ نامگذاری شده اند عبارتند از: خیابان پاولینگ در فوتهیل رنچ، کالیفرنیا. لینوس پاولینگ درایو در هرکول، کالیفرنیا؛ لینوس و آوا هلن پاولینگ هال در دانشگاه سوکا آمریکا در آلیسو ویجو، کالیفرنیا. مدرسه راهنمایی لینوس پاولینگ در کوروالیس، اورگان؛ و پاولینگ فیلد، یک فرودگاه کوچک واقع در کاندون، اورگان، جایی که پاولینگ سالهای رشد خود را در آنجا گذراند. علاوه بر این، یک گروه راک روانگردان مستقر در هیوستون، تگزاس، به عنوان کوارتت لینوس پاولینگ شناخته می‌شود.

سیارک 4674 پاولینگ، واقع در کمربند سیارکی درونی و کشف شده توسط النور اف. هلین، در سال 1991 به افتخار لینوس پاولینگ، به مناسبت نودمین سالگرد تولد لینوکس، توسعه‌دهنده او، نامگذاری شد. کرنل، و لینوس سباستین، یوتیوب‌بر برجسته‌ای که برای کانال فناوری محور Linus Tech Tips شناخته می‌شود، هر دو نام‌هایی منسوب به پاولینگ دارند.

برنده جایزه نوبل، پیتر آگر، علناً لینوس پاولینگ را به‌عنوان منبع مهم الهام خود تأیید کرده است.

در سال 2010، National Postificator Laboratory the Pacific the North-nus خود را تأسیس کرد. پاولینگ برنامه کمک هزینه تحصیلی ممتاز پسا دکتری، به قدردانی از کمک های او.

افتخارات و جوایز

پاولینگ در زمان درگذشتش تقریباً 47 درجه افتخاری دریافت کرد. این افتخارات شامل تقدیر از موسسات معتبری مانند دانشگاه کمبریج، دانشگاه آکسفورد، دانشگاه پرینستون، کالج رید و دانشگاه ییل بود.

زیر:

انتشارات

کتاب‌ها