TORIma Academy Logo TORIma Academy
زهد
فلسفه

زهد

TORIma Academy — اخلاق / فلسفه زندگی

زهد

زهد

زهد سبکی از زندگی است که با پرهیز از لذت های دنیوی از طریق نظم و انضباط شخصی، فقر خودخواسته و ساده زیستی مشخص می شود که اغلب برای...

زهد بیانگر سبکی از زندگی است که با چشم پوشی عمدی از لذت های دنیوی که از طریق انضباط نفس، ریاضت خود تحمیلی و زندگی حداقلی، اغلب با هدف دستیابی به اهداف معنوی به دست می آید، تعریف می شود. تمرین‌کنندگان، که به عنوان مرتاض شناخته می‌شوند، ممکن است یا از هنجارهای اجتماعی جدا شوند یا در جوامع خود یکپارچه بمانند، با این حال آنها پیوسته وجود اسپارتی را پذیرفته‌اند. این سبک زندگی با چشم پوشی از دارایی های مادی و لذت های نفسانی مشخص می شود، که اغلب شامل دوره هایی از روزه داری اختصاص داده شده به عبادت مذهبی، دعا یا مراقبه متفکرانه است. بعلاوه، برخی از افراد اعمال زاهدانه را به عنوان وسیله ای برای غلبه بر وابستگی ها به مواد و رفتارها، از جمله الکل، تنباکو، مواد مخدر غیرقانونی، فعالیت های جنسی، پورنوگرافی، مصرف زیاد غذا، و اشکال مختلف سرگرمی اتخاذ می کنند.

از لحاظ تاریخی، زهد در بسیاری از چارچوب های مذهبی و فلسفی مانند مکتب باستانی یونانی، عرفان مذهبی، اعتلای مذهبی، تجلی یافته است. ژیمنوسوفیسم، رواقی گری، و فیثاغورث، و همچنین در ادیان هندی از جمله بودیسم، هندوئیسم و جینیسم، و ادیان ابراهیمی مانند مسیحیت، یهودیت و اسلام. پایبندی به این شیوه ها در میان پیروان خاص معاصر ادامه دارد. طرفداران عمداً لذت‌های جسمانی را کنار می‌گذارند و زندگی پرهیز از خود را در پیش می‌گیرند و برای رستگاری، رهایی معنوی یا آرامش عمیق درونی تلاش می‌کنند. عقیده رایج در میان زاهدان این است که تطهیر جسمانی، پاکسازی جسم و روح را تسهیل می‌کند و از این طریق ارتباط عمیق‌تری با خداوند ایجاد می‌کند یا به آرامشی عمیق دست می‌یابد. چنین پیگیری‌هایی ممکن است شامل اعمال تشریفاتی، کنار گذاشتن ثروت مادی و خشنودی حسی، یا حتی خودباختگی باشد، که همگی در جهت دستیابی به اهداف معنوی هستند.

برعکس، طرفداران زهد اظهار می‌دارند که این محدودیت‌های خود تحمیلی آزادی فزاینده‌ای را در سراسر حوزه‌های مختلف زندگی و ظرفیت‌های هم‌افزایی افزایش‌یافته می‌دهد. وسوسه های بالقوه مضر در چارچوب‌های خاص الهیات باستانی، زهد به عنوان یک سفر معنوی دگرگون‌کننده تصور می‌شود، که در آن سادگی کافی تلقی می‌شود، رضایت درونی در اولویت است، و صرفه‌جویی فراوان در نظر گرفته می‌شود. در مقابل، چندین سنت دینی باستانی، از جمله زرتشتیان، دین مصر باستان، اسرار دیونوسیا، و vāmācāra (شکلی از هندوهای هندو چپ‌دست)، عمداً از اعمال زاهدانه اجتناب می‌کنند و در عوض بر اعمال نیک دنیوی و محوریت زندگی خانوادگی تأکید می‌کنند.

ریشه های ریشه شناختی و دامنه معنایی

اصطلاح "زهد" از کلمه یونانی باستان áskēsis گرفته شده است که به معنای "آموزش" یا "ورزش" است. در ابتدا، کاربرد آن نه به خود انکار، بلکه به طور خاص به آمادگی جسمانی لازم برای مسابقات ورزشی مربوط می شد. متعاقباً، دامنه معنایی آن گسترش یافت تا رشته‌های سخت‌گیرانه‌ای را که در بسیاری از سنت‌های برجسته دینی به کار می‌رفتند، تا حدی متفاوت، به منظور دستیابی به رستگاری و حالات معنوی والا در بر گیرد.

ادوارد کاتبرت باتلر زهد را به دو صورت طبیعی و غیر طبیعی طبقه‌بندی کرد:

متن مذهبی

انضباط نفس، پرهیز، و دست کشیدن از دارایی‌های مادی و مشغله‌های دنیوی، اجزای جدایی‌ناپذیر اعمال دینی در سنت‌های معنوی متعدد، به میزان‌های متفاوتی را تشکیل می‌دهند. سبک زندگی زاهدانه به طور مشخص به راهبان، راهبه‌ها و فاکیرها در ادیان ابراهیمی و به bhikkhus، munis، sannyasis/vairagis، سیدها، گوسوامی‌ها و یوگی‌ها در سنت‌های مذهبی هند مرتبط است.

سنت های دینی ابراهیمی

آیین بهائی

در آیین بهائی، همانطور که شوقی افندی بیان کرد، رعایت معیارهای دقیق رفتار اخلاقی را نباید با زهد افراطی یا با خالص گرایی افراطی و جزمی ترکیب کرد. اصول دینی که توسط بهاءالله، بنیانگذار دیانت بهائی، ایجاد شده است، صریحاً بر حق و امتیاز مشروع افراد برای قدردانی و بهره مندی کامل از شادی ها، صفات زیباشناختی و لذت های فراوانی که جهان از سوی خداوندی که بهائی بهائی او را بسیار دوست دارد، تأیید می کند.

مسیحیت

نویسندگان برجسته مسیحی از دوران باستان متأخر، از جمله اوریگن، ژروم، جان کریزوستوم، و آگوستین کرگدن، به تفسیر کتاب مقدس در یک زمینه مذهبی عمیقاً زاهدانه مشغول بودند. پیشینه های کتاب مقدس برای زهد در زندگی نامه شخصیت هایی مانند یحیی تعمید دهنده، عیسی، دوازده رسول و پولس رسول مشهود است. طومارهای دریای مرده آداب و رسوم زاهدانه فرقه یهودی باستانی اسن را فاش می کند، که اعضای آن در انتظار یک درگیری مقدس، عهد پرهیز می کردند. برجستگی سبک زندگی مذهبی زاهدانه در متون اولیه مسیحی، مانند Philokalia و رشته‌های معنوی، از جمله هسیکاسم، قابل تشخیص بود. بسیاری از مقدسین مسیحی، از جمله پل زاهد، سیمئون استایلیت، دیوید ولز، جان دمشقی، پیتر والدو، تامار از گرجستان، و فرانسیس آسیزی نیز اعمال زاهدانه را پذیرفتند.

ریچارد فین، مورخ بریتانیایی و الهی‌دان کاتولیک رومی، معتقد است که بخش قابل توجهی از مسیحیت اولیه از مسیحیت یونانی منشأ گرفته است تا مسیحیت اولیه از ژوتیک. سنت ها با این وجود، فین ادعا می کند که برخی از عناصر تفکر زاهدانه مسیحی در واقع ریشه در فلسفه یونان باستان دارند. وجود با فضیلت غالباً با میل شدید به لذت‌های جسمانی ناسازگار تلقی می‌شود که غالباً با اشتیاق و ولع تغذیه می‌شود. در چارچوب های الهیات باستانی، اخلاق عموماً نه تنها به عنوان دوگانگی درست و غلط، بلکه به عنوان یک فرآیند دگردیسی معنوی درک می شد. از این منظر، سادگی کافی تلقی می‌شود، رضایت درونی بسیار ارزشمند است، و صرفه‌جویی نوعی فراوانی در نظر گرفته می‌شود.

از لحاظ تاریخی، بیابان‌های خاورمیانه خانه هزاران زاهد، زاهد و لنگر مسیحی، زن و مرد بوده است. این افراد، از جمله آنتونی کبیر (معروف به سنت آنتونی صحرا)، مریم مصر، و سیمئون استایلیت، در مجموع به عنوان پدران صحرا و مادران صحرا شناخته می شوند. طبق سنت ارتدکس شرقی، انجمنی از صومعه‌ها به نام Lavras در سال 963 پس از میلاد در کوه آتوس تأسیس شد. این تأسیس متعاقباً برای چندین قرن به مرکز برجسته جوامع مرتاض مسیحی ارتدکس تبدیل شد. در دوران معاصر، کوه آتوس و متئورا همچنان به عنوان قطب های معنوی مهم عمل می کنند.

پرهیز جنسی، که نمونه آن اعمال فرقه انکراتیت در مسیحیت است، صرفاً نمایانگر یکی از جنبه های انکار زاهدانه بود. هر دو شکل طبیعی و افراطی زهد از نظر تاریخی زهد مسیحی را مشخص کرده اند. رشته‌های دیگر زاهدانه شامل ساده زیستی، مددکاری و روزه‌داری، در کنار فضایل اخلاقی مانند فروتنی، شفقت، مراقبه، صبر و دعا بود. مظاهر زهد شدید در مسیحیت در متون قرن دوم و سوابق بعدی از سنت های مسیحی شرقی و غربی مستند شده است. این شیوه‌ها شامل زنجیر کردن خود به صخره‌ها، گذران زندگی صرفاً روی چمن‌ها، درگیر شدن در نماز در حالی که بالای ستونی در معرض عوامل قرار گرفته است (همانطور که راهب سیمئون استایلیتز نمونه‌اش را نشان می‌دهد)، تحمل سلول انفرادی، کنار گذاشتن بهداشت شخصی برای اتخاذ یک سبک زندگی حیوانی، انجام عذاب‌های نفسانی و مروت. با وجود این، سایر زاهدان، از جمله بارسانوفیوس غزه و یوحنا نبی، اغلب چنین اعمال افراطی را غیرقابل قبول می‌دانستند. رشته‌های زاهدانه ذاتاً با مفاهیم الهیات مسیحی گناه و رستگاری مرتبط بودند.

ادبیات زاهدانه مسیحی اولیه تأثیر قابل‌توجهی از سنت‌های فلسفی یونانی بت پرستی، به‌ویژه سنت‌های افلاطون و ارسطو، که هدفشان تعریف وجود معنوی ایده‌آل بود، داشت. کلمنت اسکندریه پیشنهاد کرد که فلسفه و کتاب مقدس را می توان به عنوان «بیان مضاعف یک الگوی دانش» در نظر گرفت. اواگریوس اظهار داشت که «جسم و روح برای کمک به عقل هستند و نه مانع آن». اواگریوس پونتیکوس (345–399 م)، مربی رهبانی با تحصیلات عالی، مجموعه وسیعی از آثار الهیاتی را تالیف کرد که عمدتاً در طبیعت زاهدانه بودند. اینها عبارتند از Gnostikos (یونانی باستان: γνωστικός، gnōstikos، به معنی "یونانی آموخته شده" (3) (3)langu ("3-1ncient"، مشتق شده از "پان)" text">γνῶσις، gnōsis، یا "دانش")، که به نام The Gnostic. Gnostikos جلد دوم یک سه گانه را تشکیل می دهد که با پراکتیکوس شروع می شود. دومی برای راهبان مبتدی طراحی شده بود که مشتاق رسیدن به آپاتیا (تعریف شده به عنوان "وضعیت آرامش که پیش نیاز عشق و دانش است")، شرایطی که قصد دارد عقل آنها را خالص کند و آن را غیرقابل تحمل کند و بدین وسیله حقیقت ذاتی را در همه هستی آشکار کند. جلد سوم، Kephalaia Gnostika، برای مطالعه متفکرانه رهبانان پیشرفته ساخته شده است. این نوشته ها او را به عنوان یکی از ارجمندترین معلمان زاهد و مفسران کتاب مقدس در دوران خود، در کنار شخصیت هایی مانند کلمنت اسکندریه و اوریگن معرفی کردند.

در طول دوره انتقالی از قرون وسطی به اصلاحات پروتستانی، زهد مسیحی تأکید خود را به سمت مشارکت جمعی در مطالعه و ترجمه کتاب مقدس، دعا، موعظه انجیلی، و سایر رشته های معنوی تغییر داد. گروه‌های پروتو پروتستان، مانند لولاردها و والدنسی‌ها، به‌عنوان جنبش‌های غیر روحانی زاهدانه در مسیحیت غربی قرون وسطی ظهور کردند و قرن‌ها آزار و شکنجه کلیسای کاتولیک روم را تحمل کردند. نمونه های برجسته زهد پروتستان عبارتند از کلیساهای آناباپتیست (شامل آمیش ها، هوتریت ها، منونیت ها و برادران شوارتزناو)، کواکرها و شاکرها. این فرقه‌ها از اخلاق صلح‌طلبانه و جدایی از تأثیرات دنیوی از طریق تعهد به ساده زیستی حمایت می‌کنند، که مشخصه آن لباس‌های متواضعانه و ترجیح فناوری‌های قدیمی‌تر است.

برخی مؤسسات رهبانی مسیحی، از جمله خواهران انجیلی-لوتری روح‌القدس در آلسیک، به افراد موقتی مانند صومعه‌ی آلسیک این فرصت را می‌دهند که به افراد موقتی خاص مانند او مراجعه کنند. ماه های تابستان در طول این دوره‌های زندگی انفرادی، شرکت‌کنندگان در کابین‌های منزوی زندگی می‌کنند که فاقد امکانات مدرن مانند آب جاری هستند و وقت خود را عمدتاً به نماز، به ویژه دفتر الهی اختصاص می‌دهند. در سنت‌های مسیحی ارتدکس، کاتولیک، لوتری و آنگلیکن، برخی از افراد از شغل مادام العمر یک گوشه‌نشین یا انفرادی استقبال می‌کنند.

اسلام

در زبان عربی اصطلاح زهد زهد است. پیامبر اسلام حضرت محمد و پیروان اولیه او به اعمال زهد پرداختند. با این وجود، در حالی که اسلام جریان اصلی معاصر عموماً از سنت زهد حمایت نمی کند، گروه های صوفی اعمال متمایز زهد خود را برای قرن ها حفظ کرده اند. منابع تاریخی و ادبی از اسلام نشان می دهد که در طول فتوحات اولیه مسلمانان در خاورمیانه و شمال آفریقا (قرن 7 تا 10)، برخی از جنگجویان مرزی نیز زاهد بودند. علاوه بر این، سوابق تاریخی مختلف راهبان مسیحی را توصیف می‌کنند که مرتد شدند، به اسلام گرویدند، و در جهاد شرکت کردند، در کنار جنگجویان مسلمانی که از اسلام دست کشیدند، به مسیحیت گرویدند، و راهبان مسیحی شدند. خود رهبانیت در اسلام ممنوع است. محققان مطالعات اسلامی پیشنهاد می کنند که زهد (زهد) به عنوان یک عنصر اساسی برای تحولات اعتقادی بعدی تصوف، که در قرن دهم از طریق مشارکت شخصیت هایی مانند الجنید، القشیری، السراج، و الحجیرEwhwjwīnpīr> شروع به ادغام کردند، عمل کرد. آرمسترانگ، تصوف به عنوان یک سنت عرفانی و تا حدودی باطنی در جریان اصلی اسلام شیعه و سنی شکل گرفت که احتمالاً پاسخی به سکولاریسم فزاینده جوامع بنی امیه و عباسی بود. نیل گرین خاطرنشان می کند که ادغام زهد در تصوف تدریجی بود، عمدتاً به این دلیل که از سنت فاصله می گرفت، و باعث شد صوفیان اولیه چنین اعمالی را به عنوان تظاهرات عمومی زائد از تقوای غیر صادقانه محکوم کنند. در طول چندین قرن، صوفیان زاهد با آزار و اذیت حاکمان سنی و شیعه مواجه بودند. بین قرن 10 و 19، صوفیان نفوذ قابل توجهی داشتند و موفقیت قابل توجهی در انتشار اسلام، به ویژه در مناطق دورافتاده جهان اسلام، از جمله خاورمیانه، شمال آفریقا، بالکان، قفقاز، شبه قاره هند و در نهایت آسیای مرکزی، شرقی و جنوب شرقی به دست آوردند. برخی از محققان معتقدند که زاهدان و عرفای مسلمان صوفی در گرویدن مردم ترک به اسلام از قرون 10 تا 12 میلادی و مهاجمان مغول در ایران در قرون سیزدهم و چهاردهم نقش بسزایی داشتند. این تأثیر عمدتاً به شباهت‌های متصور میان زهد سخت فقیران و دراویش صوفی و اعمال شامان در مذهب سنتی تورکو-مغول نسبت داده می‌شود.

تصوف در مناطق مرزی دولت‌های اسلامی، جایی که شیوه‌های زهدانه هندوها، فقیرها و دروی‌ها با سنت‌های رهبانی مجدد آشنا شده بود، کشش پیدا کرد و به‌طور چشمگیری گسترش یافت. بودیسم و مسیحیت قرون وسطی. رشته های زاهدانه ای که فقیران صوفی رعایت می کردند شامل تجرد، روزه و خودزنی می شد. علاوه بر این، زاهدان صوفی در بسیج رزمندگان مسلمان برای جنگ‌های مقدس، کمک به مسافران، اعطای برکات از طریق توانایی‌های ماوراء طبیعی خود و میانجی‌گری درگیری‌ها نقش داشتند. در میان مسلمانان شیعه، هر ساله در عزاداری ماه محرم، اعمال زهد مانند خود تازیانه (تتبیر) انجام می شود.

یهودیت

در حالی که زهد موضوع غالب در یهودیت نیست، عنصری قابل توجه، هرچند گاهی جزئی، در معنویت یهودی تشکیل داده است. سیر تاریخی زهد یهودی را می توان به هزاره اول قبل از میلاد ردیابی کرد، که با ارجاع به نذیریان، مشهود است که اعمال تجویز شده آنها در کتاب اعداد 6: 1-21 به تفصیل آمده است. این رشته‌های زاهدانه شامل پرهیز از کوتاه کردن مو، پرهیز از گوشت، انگور و شراب، و روزه گرفتن یا اتخاذ شرایط زندگی زاهدانه برای مدت‌های معین بود. منابع ادبی تداوم این سنت را به خوبی تا عصر عام نشان می‌دهند، به طوری که هم مردان و هم زنان یهودی راه‌های مرتاض را می‌پذیرفتند، که نمونه آن ملکه هلنا آدیابنی و میریام تدمر بود که به مدت چهارده سال زهد را انجام دادند. پس از بازگشت یهودیان از تبعید بابلی و توقف مؤسسه موزاییک، شکل مشخصی از زهد در پاسخ به تهدید آنتیوخوس چهارم اپیفانس برای دین یهود در سال 167 قبل از میلاد پدیدار شد. سنت اسن در دوره معبد دوم به عنوان یک جنبش مهم در زهد تاریخی یهودی شناخته می شود که بین قرن دوم قبل از میلاد و قرن اول پس از میلاد شکوفا شد.

اشکنازی هاسیدیم (Chassidei Ashkenaz) یک جنبش عرفانی و زاهدانه یهودی را تشکیل می دادند که در فرانسه قرون وسطی و راینلند آلمان رایج بود، با اعمال آنها به طور گسترده در متون مذهبی یهودی از قرن 12 و 13 مستند شده است. پیتر مایستر بر این باور است که این شکل از زهد یهودی در قرن دهم سرچشمه گرفت و متعاقباً نفوذ خود را در سراسر اروپای جنوبی و خاورمیانه از طریق جنبش پرهیزگارانه یهودیان گسترده تر گسترش داد. برعکس، شیمون شوکک پیشنهاد می‌کند که این اعمال زاهدانه در حسیدیسم اشکنازی تحت تأثیر مسیحیت قرون وسطی بوده است. پیروان این سنت حسیدی درگیر تلف کردن شدید بدنی، از جمله گرسنگی از خود، تحمل برف یخبندان در فضای باز، یا قرار گرفتن در معرض آفتاب تابستان در میان کک‌ها بودند، که همگی با هدف تطهیر روح و تغییر جهت دادن تمرکز از بدن فیزیکی به جوهر روحانی بودند.

مذهبی که در دوره‌های باستانی یهودی وجود داشت و فرقه‌های دینی مرتضی وجود داشتند. نمونه بارز آلن نادلر، پروفسور بازنشسته مطالعات دینی و مدیر سابق برنامه مطالعات یهودی در دانشگاه درو، اشکنازی هاسیدیم و هاوث ها-لوووت را به عنوان دو مورد از مهم ترین نمونه های زهد یهودی قرون وسطی معرفی می کند. در درون این گروه‌های زاهدانه، محرومیت از خود، جزء لاینفک چارچوب‌های دوگانه و عرفانی آنها بود. این جدایی عمدی از دغدغه های دنیوی Perishuth نامیده شد، سنتی که در اواخر قرون وسطی در جامعه یهودی مقبولیت گسترده ای پیدا کرد. با این وجود، مظاهر افراطی اعمال زاهدانه با مخالفت یا ایجاد اختلاف در جنبش حسیدی گسترده‌تر مواجه شده است.

یک مکتب متمایز و تأثیرگذار از زهد یهودی در قرن شانزدهم ظهور کرد که مرکز آن در سافد بود. این عارفان به دلیل این اعتقاد که چنین رشته‌هایی تعالی از قلمرو مادی خلق شده را تسهیل می‌کنند و امکان دسترسی و وجود در قلمرو معنوی عرفانی را فراهم می‌کنند، پرهیزهای شدید مادی و خودباختگی انجام می‌دادند. هاییم بن جوزف ویتال به عنوان یک نمونه قابل توجه از این گروه عمل می کند، و قوانین خاص آنها برای سبک زندگی زاهدانه (Hanhagoth) به خوبی مستند شده است.

ادیان هندی

زهد یک عنصر فراگیر در سنت‌های غیرخداپرستی و خداباورانه در ادیان هندی است. این عمل دارای ریشه های باستانی است و میراث مشترکی را در میان سه دین اصلی هندی نشان می دهد: بودیسم، هندوئیسم و ​​جینیسم. تمرین کنندگان زهد با نام های مختلفی از جمله سادو، پراوراجیتا، بیکشو و یاتی شناخته می شوند.

زهد در ادیان هندی طیف متنوعی از اعمال را در بر می گیرد، از خود انضباطی خفیف، فقر داوطلبانه، و ویژگی ساده زیستی بودیسم، هندوئیسم و جینیسم گرفته تا ریاضت های سخت گیرانه تر و خودباختگی که در میان راهبان جین و آجی کاسبی که اکنون منقرض شده اند مشاهده می شود. برخی از زاهدان شیوه زندگی زاهدانه را اتخاذ می‌کنند، از طریق جنگل‌ها و مراقبه در غارها زندگی می‌کنند، در حالی که برخی دیگر بین مکان‌های مقدس سفر می‌کنند و از طریق صدقه زندگی خود را حفظ می‌کنند. برخی دیگر به عنوان راهب یا راهبه در صومعه ها زندگی می کنند. در حالی که برخی از مرتاضان به عنوان کشیش و واعظ عمل می کنند، یک جناح ستیزه جو به دنبال تهاجم مسلمانان به هند در قرون وسطی ظهور کرد و خود را برای مقاومت در برابر آزار و اذیت مسلح کرد. اگرچه خود شکنجه کردن یک عمل نسبتاً غیر معمول است، اما توجه عمومی را به خود جلب می کند. در سنت های هندی مانند بودیسم و ​​هندوئیسم، خودباختگی به طور کلی مورد نقد قرار می گیرد. با این وجود، اساطیر هندی غالباً خدایان یا شیاطین زاهد متعددی را به تصویر می‌کشند که برای دهه‌ها یا قرن‌ها ریاضت‌های شدیدی را انجام دادند و در نتیجه قدرت‌های خارق‌العاده‌ای کسب کردند.

بودیسم

بودیسم اساساً وقف دستیابی به بیداری یا روشنگری (بودینیروانا ("دمیدن") و رهایی (vimokṣa) از همه اشکال رنج است (duḥkha فرستاده شده به وجود) saṃsāra (فرآیند چرخه ای تولد، مرگ و تولد مجدد اجباری). این رهایی از طریق آموزش های سه گانه حاصل می شود: رفتار اخلاقی، جذب مراقبه و خرد. بودیسم کلاسیک هندی بر نقش حیاتی تزکیه نفس فردی - که از طریق رشته های معنوی مختلف مانند پایبندی به دستورات اخلاقی، درگیر شدن در مراقبه بودایی و انجام عبادت به دست می آید - در فرآیند رهایی خود از آلودگی هایی که چرخه تولد دوباره را تداوم می بخشد، تأکید کرد. بر اساس دیدگاه مکتبی تثبیت شده بودایی، رهایی زمانی آشکار می شود که عناصر مناسب (dhārmata) پرورش داده شوند و ذهن از دلبستگی خود به بند و موانعی که عوامل ذهنی ناخوشایندی را ایجاد می کند، پاک شود که به آنها آلودگی ها، سموم یا جریانات مختلف گفته می شود.

بودای تاریخی (بودای تاریخی) title="circa">c.  قرن پنجم قبل از میلاد) در ابتدا یک وجود زاهدانه افراطی را در تلاش خود برای روشنگری پذیرفت. با این حال، پس از روشنگری، او از زهد شدید دست کشید و در عوض از رویکرد معتدل تری به نام «راه میانه» حمایت کرد. بودا آموزه خود را به عنوان "راه میانه" توصیف کرد (پالی: majjhimāpaṭipadā). در Dharmacakrapravartana Sūtra، این مفهوم نشان می‌دهد که آموزه‌های او مسیری را بین افراط‌های زهد و انکار بدنی (که توسط جین‌ها و دیگر گروه‌های مرتاض هندی انجام می‌شود) و لذت‌گرایی نفسانی یا زیاده‌روی طی می‌کند. بسیاری از زاهدان Śramaṇa معاصر بودا تأکید قابل توجهی بر انکار بدن داشتند و از اعمالی مانند روزه برای رهایی ذهن از شکل فیزیکی استفاده می کردند. با این حال گوتاما بودا ماهیت تجسم یافته ذهن و وابستگی علت و معلولی آن به بدن را تشخیص داد و به این نتیجه رسید که بدن دچار سوءتغذیه توانایی ذهن برای آموزش و رشد را مختل می کند. در نتیجه، تمرکز اولیه بودیسم بر تجمل یا فقر نیست، بلکه بیشتر بر واکنش انسان به شرایط حاکم است.

یک آموزه مرتبط که توسط بودای تاریخی بیان شده است «آموزش از طریق میانه» (majjhena dhammaṃ desana) است، که به عنوان وجودی افراطی و غیر طبیعی بین راه گرایی وسط گرایی متافیزیکی مطرح می شود. و عدم وجود این مفهوم متعاقباً برای مابعدالطبیعه بودایی بعدی پایه‌گذاری شد، با تمام فلسفه‌های بودایی که پایبندی به یک مسیر متافیزیکی میانی را تأیید می‌کردند.

طبق گفته هاجیمه ناکامورا و سایر محققان، برخی از متون اولیه بودایی نشان می‌دهند که زهد بخشی از تمرین بودایی در مراحل اولیه خود را تشکیل می‌داد. علاوه بر این، سوابق تاریخی که تقریباً از آغاز دوره مشترک تا قرن 19 را در بر می گیرد، نشان می دهد که زهد به عنوان عنصری از بودیسم در سنت های تراوادا و ماهایانا باقی مانده است.

تراوادا

شواهد متنی نشان می‌دهد که اعمال زاهدانه تا قرن سوم پیش از میلاد جزئی از سنت بودایی در سری‌لانکا بوده است، و این سنت در سراسر دوران قرون وسطی دوام آورده و با سنت رهبانی به سبک سانگا همزیستی داشته است.

متون قرون وسطایی از سنت تراوادا در تایلند، راهبان زاهدی را نشان می‌دهد که به صورت انفرادی سرگردانی می‌کردند و در جنگل‌ها یا کوره‌سوختگی‌ها زندگی می‌کردند و در رشته‌های سختگیرانه شرکت می‌کردند. این تمرین‌کنندگان به Thudong معروف شدند. به طور مشابه، راهبان بودایی زاهد در میانمار از لحاظ تاریخی تفسیرهای متمایز خود از بودیسم را دنبال کرده و ادامه می دهند و اغلب در برابر ساختار بودیسم سلسله مراتبی و نهادینه شده سانگا بودیسم مقاومت می کنند.

ماهیانا

در سنت ماهایانا، زهد، که اغلب با اهمیت باطنی و عرفانی آغشته شده بود، به ویژه در مدارس بودایی ژاپنی مانند تندای و شینگون مورد پذیرش قرار گرفت. این اعمال ژاپنی شامل توبه، ریاضت های سخت، وضو گرفتن در زیر آبشارها و مراسم مختلف تهذیب نفس بود. تواریخ قرن دوازدهم ژاپن به تفصیل گزارش راهبانی را که درگیر زهد شدید بودند، نشان می دهد، در حالی که سوابق قرن نوزدهم نشان می دهد که راهبان بودایی نیچیرن معمولاً در نیمه شب یا ساعت 2 بامداد از خواب بیدار می شدند تا آیین های زاهدانه تصفیه آب را در زیر آبشارهای سرد انجام دهند. سایر اعمال زاهدانه افراطی شامل زندگی صرفاً با سوزن، رزین و دانه کاج بود که به اوج خود مومیایی کردن خود در زمان زنده بودن، معروف به Sokushinbutsu (miira) در ژاپن می‌رسید.

در حالی که کمتر رایج بود، خود مومیایی کردن به عنوان یک سند شناخته شده است. بودیسم) سنت در چین. دیگر اعمال زاهدانه بودایی چینی باستان، که شباهت هایی به سوکوشین بوتسو دارد، شامل خودسوزی عمومی (همچنین خود سوزی، یا *shaoshen* 燒身 و *zifen* 自焚 نیز نامیده می شود)، که هدف آن انکار بدن فیزیکی گذرا است. اولین زندگی نامه ثبت شده از یک راهب بودایی زاهد، زندگی نامه فایو (法羽) در سال 396 پس از میلاد است که بیش از پنجاه مورد مستند در قرن های بعدی، از جمله راهب دائودو (道度) به دست آمد. چنین اعمالی به عنوان تظاهرات یک بودیساتوای انکار تعبیر می‌شد و ممکن است از داستان‌های جاتاکا الهام گرفته شده باشد، جایی که بودا، در موجودات قبلی، خود را برای کمک به دیگر موجودات ذی‌شعور قربانی می‌کرد، یا از آموزه‌های مربوط به Bhaiṣajyaguruvaiḍūryaprabhārāja که در Sutrai> یافت شد. گزارش‌های تاریخی همچنین نشان می‌دهند که راهبه‌های بودایی چینی درگیر اعمال خودسوزی بودند.

طبق گفته جیمز بن، شیوه‌های زاهدانه بودایی چینی از اقتباس یا واردات سنت‌های زاهدانه هند سرچشمه نمی‌گرفت، بلکه نشان‌دهنده تحولی مستقل توسط بودایی‌های چینی بود که از تفسیرهای متمایز آنها از Sharmaiṇkaad نشأت می‌گرفت. لوتوس سوترا. این شیوه‌ها ممکن است عناصری از آداب و رسوم چینی قدیمی‌تر پیش از بودایی یا تائوئیسم را نیز در خود داشته باشند. اینکه تا چه حد خودسوزی عمدتاً به سنت های زاهدانه چینی محدود شده است، نامشخص است و شواهد قابل توجهی مبنی بر ادغام آن در یک برنامه گسترده و جامع زاهدانه در میان بوداییان چینی در حال حاضر در دسترس نیست.

هندوئیسم

چشم پوشی از زندگی دنیوی به نفع وجود معنوی، چه در یک جامعه رهبانی یا به عنوان یک گوشه نشین منزوی، یک سنت تاریخی در هندوئیسم است که قدمت آن به دوران باستان باز می گردد. این سنت انکار سانیاسا نامیده می‌شود، که با زهد، مفهومی که معمولاً دلالت بر انکار شدید خود و خودباختگی دارد، متفاوت است. سانیاسا معمولاً مستلزم سبک زندگی مینیمالیستی بود که مشخصه آن دارایی مادی اندک یا نداشتن، مطالعه اختصاصی، مراقبه و پایبندی به اصول اخلاقی بود. افرادی که این شیوه زندگی را اتخاذ می کردند در متون هندو با نام های سانیاسی، سادو، یاتی، بیکسو، پراجیتا/پراجیتا و پاریوراجاکا نامیده می شدند. اصطلاح هندو *Tapas* دارای معنایی است که با زهد همسوتر است، اما دامنه معنایی گسترده‌ای را در بر می‌گیرد، از «حرارت درونی» تا خودباختگی، توبه از طریق ریاضت‌ها، مراقبه، و انضباط شخصی.

اثر ادبی قرن یازدهم، متنی جامع از Vaccayaishanavisa را ارائه می‌دهد. اعمال زاهدانه در سنت وایشنویسم هندوئیسم. در سنت‌های هندو، مشابه سایر ادیان هندی، هم مردان و هم زنان در طول تاریخ در رشته‌های گسترده‌ای از رشته‌های زاهدانه مشغول بوده‌اند.

ودا و اوپانیشاد

در وداها به اعمالی شبیه زهد اشاره شده است. با این حال، این سرودها تفاسیر متنوعی دریافت کرده‌اند که اغلب به عنوان ارجاع به یوگی‌های اولیه و انصراف‌کنندگان انفرادی شناخته می‌شوند. یک نمونه قابل توجه در سرود Kesin از Rigveda ظاهر می شود، که Keśins (زاهدان "مو بلند") و Munis ("ساکت ها") را توصیف می کند. کارل ورنر شرح زیر را در مورد این کزین های دوران ودایی ارائه می دهد:

Keśin از هنجارهای اجتماعی مرسوم، که با موهای بلند و ریش مشخص می شود، منحرف می شود، و در دوره های طولانی جذب تفکر و مراقبه شرکت می کند، در نتیجه نام "حکیم" (muni) را به دست می آورد. لباس آنها متشکل از پارچه های زرد است، یا اغلب، آنها بدون لباس باقی می مانند و تنها با گرد و غبار زرد چشم انداز هند تزئین شده اند. جوهر معنوی آنها از محدودیت های زمینی فراتر می رود، زیرا اعتقاد بر این است که آنها مسیر معمایی باد را دنبال می کنند که توسط حضور الهی آغشته شده است. چنین افرادی اغلب به عنوان افرادی عمیقاً متفکر و جدا از محیط اطراف تلقی می شوند.

متون ودایی و اوپانیشادی هندوئیسم، به گفته ماریاسوسای داوامونی، به دردهای خودآزاری نمی پردازد، بلکه بر خویشتن داری و خویشتن داری تأکید دارد. شواهد سنت رهبانی هندوئیسم، به ویژه در مدرسه Advaita Vedanta آن، به هزاره اول قبل از میلاد باز می گردد. این توسط اولین اوپانیشادهای سانیاسا اثبات شده است، که همه آنها چشم انداز برجسته Advaita Vedanta را نشان می دهند. اکثریت اوپانیشادهای سانیاسا چارچوبی فلسفی شامل یوگا و ودانتا غیردوگانه (آدوایتا) را بیان می کنند. یک استثنای قابل توجه، قرن دوازدهم شاتیایانیا اوپانیشاد است که یک فلسفه دوگانه و وایشنویت (ویشیشتادوایتا ودانتا) واجد شرایط را بیان می کند. در حالی که این متون از یک شیوه زندگی ساده و اخلاقی حمایت می کنند، اما خود شکنجه یا مرگ بدنی را تجویز نمی کنند.

اینها عهدهایی هستند که یک سانیاسی باید به آن عمل کند:

عهد اصلی شامل صدمه نرساندن به موجودات زنده، صداقت، عدم تصاحب اموال دیگران، پرهیز جنسی، و آزادگی (شامل مهربانی و ملایمت) است. علاوه بر این، پنج عهد ثانوی رعایت می شود: رهایی از خشم، احترام به مرشد، احتیاط، پاکیزگی جسمانی، و پاکی رژیم غذایی. از یک سانیاسی انتظار می رود که بدون ایجاد مزاحمت، غذا بخواهد، با دلسوزانه بخشی از رزق و روزی اکتسابی را با دیگر موجودات زنده تقسیم کند، و باقیمانده را پس از پاشیدن آن با آب مصرف کند، گویی یک داروی دارویی است.

در روشی مشابه، نیروانا اوپانیشاد، همانطور که توسط پاتریک اولیول تعبیر می‌شود، معتقد است که مرتاض هندو باید اصولی را بپذیرد، مانند "آسمان اعتقاد او است، دانش او مطلق است، اتحاد آغاز او است، شفقت تنها سرگرمی او است، سعادت گلدسته او است، غار رفاقت او در میان دیگران است." خودشناسی (یا معرفت روح) و یکی شدن نهایی آن با مفهوم متافیزیکی هندو برهمن. ویژگی‌های رفتاری دیگری که از سانیاسی انتظار می‌رود عبارتند از: آهیمسا (عدم خشونت)، آکرودها (حفظ تواضع حتی زمانی که مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند)، خلع سلاح (پرهیز از سلاح)، عفت، تجرد (اجتناب از ازدواج)، آویاتی (عدم امیال)، آماتی‌واتاره‌پوینتی (خیرخواهی نسبت به همه موجودات)، استیا (دزدی نکردن)، آپاریگراها (رد کردن هدایا و عدم مالکیت) و شوچا (طهارت در بدن، گفتار و ذهن).

باگاواد گیتا

در باگاواد گیتا، آیه 17.5 نوعی از زهد را نقد می‌کند که با انحراف از دستورات کتاب مقدس مشخص می‌شود و با انگیزه غرور، منیت، یا دلبستگی، به جای تعقیب رشد معنوی اصیل، مشخص می‌شود. آیه 17.6 این نقد را بیشتر توضیح می دهد و تأکید می کند که این گونه رفتارهای زاهدانه هم برای سلامت جسمانی تمرین کننده و هم برای ذات ذاتی الهی مضر است. کریشنا از طریق این دو آیه بر ضرورت اعمال زاهدانه اصیل برای انطباق با اصول کتاب مقدس و آرزوی رسیدن به اهداف معنوی والا تأکید می کند.

بعضی از افراد که در اعمال سختگیرانه شرکت می کنند، اقدامات شدیدی را انجام می دهند که توسط متون مقدس تأیید نشده است. انگیزه های آنها از ریا و خودپرستی سرچشمه می گیرد و عمیقاً تحت تأثیر نیروهای میل و اشتیاق هستند.

جینیسم

جینیسم زهد را در یکی از دقیق‌ترین مظاهر آن مثال می‌زند. سبک زندگی زاهدانه ممکن است شامل برهنگی باشد که به معنای عدم مالکیت کامل است، در کنار روزه، عذاب بدنی، توبه و ریاضت های شدید دیگر. این شیوه‌ها برای ریشه‌کن کردن کارمای انباشته‌شده گذشته و جلوگیری از تولید کارمای جدید، که هر دو در جینیسم برای رسیدن به سیدا و موکشا (رهایی از چرخه تولد دوباره، یا رستگاری) حیاتی تلقی می‌شوند، انجام می‌شوند. در جینیسم، هدف اصلی وجود، رهایی روح از چرخه همیشگی تولدهای دوباره (موکشا از سامسارا)، حالتی است که مشروط به رفتار اخلاقی و انضباط زاهدانه است. اکثر این ریاضت‌ها و اعمال زاهدانه به ماهاویرا، بیست و چهارمین تیرتانکارا، نسبت داده می‌شود که پیش از رسیدن به اشراق، 12 سال زهد داشت.

متون جین مانند Tattvartha Sutra و Uttaradhyayana Sutra به طور گسترده ریاضت های زاهدانه را به تفصیل و نظام مند می سازد. این متون مقدس اغلب شش عمل بیرونی و شش عمل درونی را مشخص می‌کنند که معمولاً در ادبیات بعدی جین تکرار می‌شوند. همانطور که توسط جان کورت بیان شده است، ریاضت های بیرونی شامل روزه کامل، مصرف مقادیر محدود، محدود کردن مواد غذایی خاص، پرهیز از غذاهای خوش طعم، تلف کردن گوشت، و محافظت از گوشت با اجتناب از منابع وسوسه است. برعکس، ریاضت‌های درونی شامل کفاره، اعتراف، احترام و کمک به متفکران، تعقیب علمی، مدیتیشن، و نادیده گرفتن امیال فیزیکی برای فراتر رفتن از شکل جسمانی است.

متن جین کالپا سوترا شرح مفصلی را به عنوان راهنمای عملی ماهویرا ارائه می‌کند. در جینیسم:

مهاویرا زاهد ارجمند یک سال و یک ماه لباس پوشید. پس از آن زمان برهنه راه رفت و در گودی دستش صدقه را پذیرفت. برای بیش از دوازده سال زاهد ارجمند ماهیویرا از بدن خود غافل شد و مراقبت از آن را رها کرد. او با آرامش تمام وقایع خوشایند یا ناخوشایند ناشی از قدرت های الهی، انسان ها یا حیوانات را متحمل شد، متحمل شد و متحمل شد.

متون مقدس جین، هم ماهاویرا و هم پیروان اولیه‌اش را به‌عنوان تمرین تلف کردن بدن و بدرفتاری‌های متحمل از منابع انسانی و حیوانی به تصویر می‌کشند، اما به‌طور پیوسته از انتقام‌جویی خودداری می‌کنند یا شروع به آسیب یا آسیب (اهیمسا) به هر موجود ذی‌شعوری می‌کنند. اعتقاد بر این است که از طریق این اعمال سخت زاهدانه، کارما گذشته را ریشه کن کرده، به روشنگری معنوی دست یافته و به مقام جینا دست یافته است. چنین رشته های سختگیرانه ای جزء لاینفک مسیر رهبانی جین را تشکیل می دهند. در آیین جین، عمل تلف کردن بدن kaya klesha نامیده می‌شود و در آیه 9.19 از Tattvartha Sutra Umaswati، که معتبرترین و قدیمی‌ترین رساله فلسفی موجود جین است، مستند شده است.

آیین رهبانی

در رهبانیت جین، راهبان و راهبه‌ها پس از دست کشیدن از همه پیوندهای خانوادگی و دارایی‌های مادی، عهد زاهدانه می‌بندند. این نذرها شامل تعهد مطلق به عدم خشونت است (Ahimsa). سبک زندگی دوره گرد آنها شامل سفر با پای برهنه بین شهرها، عبور مکرر از جنگل ها و بیابان ها است. برای جلوگیری از ایجاد دلبستگی به مکان خاصی، مرتاضان جین معمولاً بیش از دو ماه در یک مکان اقامت نمی‌کنند. با این وجود، در طول دوره باران های موسمی چهار ماهه، که به عنوان چاتورماس نامگذاری شده است، آنها در یک مکان واحد باقی می مانند تا از نابودی ناخواسته گونه های حیاتی که در طول فصل بارانی تکثیر می شوند، جلوگیری کنند. رهبانان جین تجرد مطلق را رعایت می کنند. علاوه بر این، از تماس فیزیکی یا اشتراک در سکوی نشستن با افراد جنس مخالف خودداری می‌کنند.

زیادهای جین از یک رژیم گیاه‌خواری سختگیرانه پیروی می‌کنند که سبزیجات ریشه‌دار را حذف می‌کند. همانطور که توسط پروفسور Pushpendra K. Jain توضیح داده شده است:

واضح است که برای تهیه چنین سبزیجات و میوه هایی، باید گیاه را از ریشه بیرون کشید و در نتیجه کل گیاه و همراه با آن همه میکروارگانیسم های دیگر اطراف ریشه را از بین برد. میوه‌ها و سبزیجات تازه را باید فقط در زمانی که رسیده و آماده ریزش هستند، یا در حالت ایده‌آل پس از اینکه از روی گیاه افتادند، چیده شوند. در صورت کنده شدن آنها از گیاهان، فقط به اندازه نیاز باید تهیه و بدون ضایعات مصرف شود.

رهبانان متعلق به سنت فرعی Śvetāmbara جینیسم از پخت و پز پرهیز می کنند و در عوض از صاحبخانه طلب صدقه می کنند. برعکس، راهبان دیگامبارا فقط یک وعده غذایی در روز مصرف می کنند. در حالی که هیچ یک از گروه‌های رهبانی به گدایی نمی‌پردازند، یک زاهد جین می‌تواند یک وعده غذایی را از صاحب خانه بپذیرد، مشروط به پاکی روحی و جسمی اهداکننده، و ارائه داوطلبانه و مطابق با پروتکل‌های تعیین‌شده. در طول این فعل و انفعالات، راهب حالت ایستاده را حفظ می کند و فقط مقداری غذای از پیش تعیین شده مصرف می کند. یکی از جنبه‌های مشخص زهد جین شامل دوره‌هایی از روزه‌داری است که طی آن پیروان از غذا، و گاهاً آب، منحصراً در ساعات روشنایی روز تا 30 روز خودداری می‌کنند. علاوه بر این، برخی راهبان عمداً از درمان پزشکی و بستری شدن در بیمارستان اجتناب می‌کنند یا آن را محدود می‌کنند که نشان دهنده بی‌توجهی عمدی به بدن فیزیکی است.

راهبان و راهبه‌های جین Śvētāmbara از یک رژیم سخت پیروی می‌کنند و فقط لباس‌های سفید بدون دوخت (شامل یک قسمت بالا و پایین) می‌پوشند و یک کاسه برای رزق و روزی و جمع‌آوری صدقه دارند. در مقابل، زاهدان مرد فرقه دیگامبارا از تمام لباس‌ها صرف نظر می‌کنند و فقط یک جارو نرم، معروف به پینچی، که از پرهای طاووس ریخته شده است، حمل می‌کنند. این ابزار برای پاک کردن آرام حشرات یا موجودات زنده از مسیر یا ظرف غذا استفاده می شود که نشان دهنده تعهد آنها به عدم خشونت است. آنها غذا را با دست مصرف می کنند، مستقیماً روی زمین بدون پتو می خوابند و از سکوهای چوبی برای نشستن استفاده می کنند. تمرینات زاهدانه اضافی شامل مراقبه در حالت نشسته یا ایستاده در نزدیکی سواحل رودخانه های سرد یا بالای تپه ها و کوه ها، به ویژه در هنگام آفتاب شدید ظهر است. شدت این ریاضت‌ها متناسب با ظرفیت‌های جسمی و ذهنی فرد زاهد است.

در هنگام مواجهه با مرگ قریب‌الوقوع به دلیل کهولت سن یا بیماری لاعلاج، بسیاری از زاهدان جین عهد نهایی سانتارا یا سالیخانا را انجام می‌دهند. این عمل مستلزم یک روزه تدریجی است که منجر به مرگی مسالمت آمیز و جدا می شود که با کاهش و در نهایت قطع کامل تمام داروها، غذا و آب شروع می شود. محققان این عمل زاهدانه را از خودکشی متمایز می‌کنند و در عوض آن را نوعی مرگ طبیعی، عاری از شور، آشفتگی یا ناگهانی و بدون خشونت فیزیکی فعال توصیف می‌کنند.

سیکیسم

در حالی که آیین سیک شهوت را به عنوان یک رذیله شناسایی می کند، همزمان بر ضرورت اخلاقی افراد برای پذیرش مسئولیت های زندگی یک خانه دار تأکید می کند. محور اصلی فلسفه سیک، اصل خدامحوری است و زهد سنتی به صراحت یک مسیر معنوی نادرست تلقی می شود. گورو ناناک، در طول او

زهد در لباس رهبانی، عصای پیاده روی یا خاکستر یافت نمی شود. در گوشواره ها، سر تراشیده شده یا دمیدن صدف نمی باشد. زهد واقعی در حفظ پاکی در میان آلودگی های دنیوی است. این فقط یک موضوع نیست. زاهد کسی است که با همه افراد عادلانه رفتار کند. زهد دیدن مدفن‌ها، سرگردانی بی‌هدف یا غسل در اماکن زیارتی نیست. بلکه حالت خالص ماندن در یک محیط ناخالص است.

ادیان دیگر

مذهب اینکاها

اعمال زاهدانه در دین اینکاها در قرون وسطی آمریکای جنوبی مشاهده شد. کاهنان اعظم تمدن اینکاها زندگی زاهدانه ای را رهبری می کردند که مشخصه آن روزه گرفتن، پاکدامنی و مصرف غذاهای ساده بود. گزارش‌های تاریخی از سوابق یسوعی، نشان می‌دهد که مبلغان مسیحی با زاهدان زاهد اینکا که در کوه‌های آند زندگی می‌کنند، مواجه می‌شوند.

تائوئیسم

شواهد تاریخی نشان می‌دهد که سنت رهبانی در تائوئیسم، زهد را با اعمال متداول از جمله روزه، پرهیز کامل جنسی، فقر خودخواسته، محرومیت از خواب، و گوشه‌نشینی در محیط‌های بیابانی در خود جای داده است. طبق گزارش‌ها، شیوه‌های زاهدانه تائوئیستی افراطی‌تر و غیر متعارف‌تر، شامل خود غرق شدن و خودسوزی عمومی بوده است. هدف اصلی این اعمال متنوع، مطابق با سنت های دینی دیگر، دستیابی به وضعیت الهی و فراتر رفتن از بدن فانی بود. استفان اسکلدسن اشاره می کند که زهد جزء جدایی ناپذیر تائوئیسم معاصر است.

زرتشت

در دین زرتشتی، مشارکت فعال در زندگی از طریق افکار، گفتار و کردار با فضیلت برای رسیدن به سعادت و کاهش هرج و مرج ضروری تلقی می شود. این مشارکت فعال، جنبه ای اساسی از آموزه اختیار زرتشت را تشکیل می دهد. در اوستا، متون مقدس زرتشتی، هم روزه و هم مرگ صریحاً ممنوع است.

نماهای دانشگاهی

دیدگاه های جامعه شناختی و روانشناختی

مکس وبر، جامعه‌شناس آلمانی اوایل قرن بیستم، بین innerweltliche و ausserweltliche تمایز قائل شد، اصطلاحاتی که به طور گسترده به ترتیب به «درون جهان» و «خارج از جهان» ترجمه می‌شوند. تالکوت پارسونز اینها را «دنیوی» و «اخروی» ترجمه کرده است. با این حال، برخی از مترجمان «درون دنیوی» را ترجیح می دهند، که بیشتر با کاوش های عرفانی که اغلب با زهد همراه است، هماهنگ است. زهد «درونی یا دنیوی» توسط افرادی انجام می‌شود که از جامعه کناره‌گیری می‌کنند تا سبک زندگی زاهدانه را دنبال کنند، که شامل راهبانی است که به صورت جمعی در صومعه‌ها زندگی می‌کنند و گوشه‌نشینانی که در خلوت زندگی می‌کنند. برعکس، زهد «دنیوی» افرادی را توصیف می‌کند که در عین حال که در دنیای دنیوی مشغول هستند، اعمال زهد را حفظ می‌کنند.

از نظر اخلاقی، ثروت تنها زمانی مشکل‌ساز تلقی می‌شود که به عنوان وسوسه‌ای برای بطالت و زیاده‌روی گناه عمل کند، و کسب آن صرفاً زمانی نادرست تلقی می‌شود که هدف آن تسهیل یک زندگی شاد و بی دغدغه در آینده باشد.

وبر اظهار داشت که این تمایز از اصلاحات پروتستانی پدید آمد و متعاقباً تحت سکولاریزاسیون قرار گرفت و در نتیجه این مفهوم را هم برای تمرین‌کنندگان دینی و هم برای تمرین‌کنندگان سکولار زهد قابل اجرا کرد.

دیوید مک‌کللند، یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان قرن بیستم آمریکا، نظریه‌پردازان روان‌شناختی آمریکایی را به‌طور خاص به عنوان جهان‌پرستانه‌پردازی می‌کرد. لذت هایی که افراد را از فعالیت های شغلی خود "محوول" می کنند، در حالی که به طور بالقوه آن هایی را که مانع تمرکز نمی شوند، تحمل می کنند. او این را با اشاره به اینکه کویکرها از نظر تاریخی از لباس‌های رنگارنگ پرهیز می‌کردند، توضیح داد. با این حال، کواکرهای مرفه اغلب لباس‌های خود را از پارچه‌های گران قیمت می‌سازند. در این زمینه، رنگ به عنوان حواس پرتی تلقی می شد، در حالی که کیفیت مواد اینطور نبود. جوامع آمیش معیارهای مشابهی را برای تعیین پذیرش یا اجتناب از فناوری‌های معاصر به کار می‌گیرند.

دیدگاه نیچه و اپیکور

در مقاله سوم، "آرمان های زاهدانه به چه معناست؟"، از رساله 1887 خود درباره تبارشناسی اخلاق، فردریش نیچه به دقت مفهوم خود از "آرمان زاهدانه" و کارکرد محوری آن در توسعه اخلاق را در کنار سیر تاریخی اراده بررسی می کند. در این مقاله، نیچه توضیح می دهد که چگونه عمل به ظاهر متناقض زهد می تواند در واقع منافع زندگی را پیش ببرد: با پذیرش زهد، فرد می تواند از انگیزه تسلیم شدن در برابر درد و ناامیدی فراتر رفته و در نتیجه به تسلط بر خود دست یابد. این فرآیند امکان تجلی هم رنجش و هم اراده به قدرت را فراهم می کند. نیچه اخلاق کشیش زاهد را که مسیحیت نمونه آن است، به عنوان حالتی توصیف می کند که در مواجهه با رنج یا ناامیدی و میل به هلاکت، اراده ذاتی برای زندگی فرد را وادار می کند که در شرایط کناره گیری و کناره گیری از قلمرو مادی قرار گیرد. این به کاهش درد و در نتیجه حفظ زندگی کمک می کند - روشی که نیچه آن را به عنوان پایه ای برای تحقیقات علمی سکولار و دکترین دینی معرفی می کند. او صریحاً «آرمان زاهدانه» را به انحطاط مسیحی پیوند داد.

زهد همواره با انکار زندگی یا لذت مشخص نمی‌شود. در واقع، برخی از اعمال زاهدانه به عنوان اشکالی از نظم و انضباط لذت محور انجام شده است. اپیکور، علیرغم اینکه از فلسفه ای بر محور لذت دفاع می کرد، به رفتارهای زاهدانه ای مانند روزه نیز دست می زد. این درگیری ممکن است برای کشف مرزهای طبیعت، امیال، لذت و وجود فیزیکی خود او بوده باشد. اپیکور در هشتمین آموزه‌های اصلی خود بیان می‌کند که افراد گهگاه دردهایی را انتخاب می‌کنند که منجر به لذت‌های بعدی بیشتر شود، یا از لذت‌ها اجتناب می‌کنند، اگر منجر به دردهای مهم‌تر شوند. علاوه بر این، در بخش «خودکامگی» نامه‌اش به منوکئوس، او معتقد است که یک سبک زندگی مقتصدانه می‌تواند قدردانی از تجملات را هنگامی که در دسترس قرار می‌گیرد، افزایش دهد.

یادداشت‌ها

یادداشت ها

مراجع

نقل‌ها

منابع

Valantasis، Richard. ساختن خود: زهد باستان و مدرن. جیمز کلارک & Co (2008) ISBN 978-0-227-17281-0.

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

زهد چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره زهد، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

زهد چیست توضیح زهد مبانی زهد نوشته‌های فلسفه فلسفه به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • زهد چیست؟
  • زهد چه کاربردی دارد؟
  • چرا زهد مهم است؟
  • چه موضوعاتی با زهد مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه