TORIma Academy Logo TORIma Academy
الیتیک
فلسفه

الیتیک

TORIma Academy — متافیزیک / هستی شناسی

الیتیک

الیتیک

Eleatics گروهی از فیلسوفان و مکتب فکری پیش از سقراط در قرن پنجم قبل از میلاد بودند که در اطراف مستعمره یونان باستان Elea (باستان…

Eleatics یک مکتب فلسفی ماقبل سقراطی را در قرن 5 قبل از میلاد تشکیل می دادند که از مستعمره یونان باستان Elea (یونانی باستان: Ἐleα) سرچشمه می گرفت، که تقریباً در 80 مایلی جنوب شرقی ایتالیا، در منطقه ای به نام Magna در جنوب شرقی ناپل قرار داشت. Graecia.

چهره‌های کلیدی مرتبط با آموزه‌های الئاتی عبارتند از پارمنیدس، زنون از الئا و ملیسوس ساموسی، در حالی که سایر فیلسوفان ایتالیایی، مانند گزنوفانس کولوفون و امپدوکلس، گهگاه در این جریان فکری دسته‌بندی شده‌اند. به طور سنتی تصور می شود که الئیتیک ها از مونیسم متافیزیکی سختگیرانه دفاع می کردند، که به عنوان نقطه مقابل مونیسم ماتریالیستی مطرح شده توسط پیشینیان آنها، مکتب ایونی، مطرح می شد.

تاریخچه

طبق نظر پاتریشیا کورد، تعیین گاهشماری فیلسوفان ماقبل سقراط موضوعی بسیار مورد بحث در این زمینه است. پژوهش‌های مدرن اغلب بسیاری از گزارش‌های تاریخی ارائه‌شده توسط افلاطون، دیوژن لائرتیوس، یا آپولودوروس را دارای ارزش شواهد محدودی می‌دانند. علاوه بر این، تاریخ‌های دقیق قابل تأیید کمیاب هستند، و اکثر تخمین‌های زمانی و توالی نسبی متقاعدکننده هستند که به تفسیر شواهد داخلی از قطعات موجود بستگی دارد.

یک اجماع عمومی، پارمنیدس را در اوایل قرن پنجم قبل از میلاد قرار می‌دهد، تاریخ‌گذاری برگرفته از فضای داستانی افلاطونی که depictures andengarides P. در مناظره با سقراط جوان در آتن. این گاهشماری پارمنیدس را به طور قابل توجهی دیرتر از چهره هایی مانند گزنوفان، هراکلیتوس و فیثاغورث قرار می دهد. در حالی که تفاسیر تاریخی متعدد آموزه های الئاتی را به عنوان پاسخی به گزنوفانس، هراکلیتوس یا فیثاغورث مطرح کرده اند، با وجود تئوری های مختلف که تفسیرهایی از الئاتیک ها را از دریچه این متفکران پیشین ارائه می کنند، هیچ توافق علمی گسترده یا شواهد مستقیمی از چنین تأثیرگذاری یا مشارکت مستقیم پشتیبانی نمی کند. با این حال، برای فیلسوفان پس از پارمنیدس، ایجاد گاه‌شماری نسبی و بردارهای بالقوه تأثیر حتی چالش‌برانگیزتر است.

در مورد زنو، تأثیر متقابل بین ایده‌های او و آناکساگوراس یا امپدوکلس، علی‌رغم همزمانی تقریبی آنها، نامشخص است. مسئله نفوذ برای ملیسوس، که یک نسل بعد زندگی کرد، به دلیل تعاملات احتمالی با لوسیپوس، دموکریتوس و دیوژن آپولونیا پیچیده‌تر می‌شود. به عنوان مثال، برخی از محققان پیشنهاد می کنند که ملیسوس به اتمیسم لوکیپوس پاسخ داد، که متعاقباً پاسخ دموکریتوس را برانگیخت. برعکس، تفاسیر دیگر نشان می‌دهد که ملیسوس مستقیماً به ایده‌های دموکریتوس پرداخته است.

فلسفه

The One

Eleatics وحدت اساسی کیهان را مطرح کردند و اظهار داشتند که "همه یکی است." پارمنیدس این دیدگاه را با این ادعا که همه هستی یا «هست» یا «نیست» اثبات کرد. با توجه به اینکه «نیست» فاقد وجود اصیل است، نتیجه می‌شود که تنها «آنچه هست» می‌تواند واقعاً وجود داشته باشد، در نتیجه همه پدیده‌های درون این مقوله مفرد را در بر می‌گیرد. پارمنیدس در شعر تعلیمی خود، درباره طبیعت چنین بیان کرد:

اکنون بیا، من به تو می گویم - و آیا به حرف من گوش می دهی و آن را کنار می گذاری - تنها دو راه جستجو که می توان به آن فکر کرد. اولی که هست، و محال است که نباشد، راه اعتقاد است، زیرا حقیقت همراه آن است. دیگری، یعنی این که نیست، و این که نباید باشد، - به تو می گویم، این راهی است که هیچ کس نمی تواند از آن بیاموزد. زیرا تو نمی‌توانی آنچه را که نیست – که غیرممکن است – بدانی و نه آن را به زبان بیاوری. زیرا همان چیزی است که می توان فکر کرد و می توان آن را داشت.

ملیسوس ساموسی این مفهوم را بیشتر توسعه داد و یکی از اولین فیلسوفانی شد که از این اصل دفاع کرد که هیچ چیز نمی تواند از هیچ سرچشمه بگیرد و اینکه یک علت اولیه برای وجود جهان ضروری است. او مدعی شد که این علت اولیه، که «یگانه» نامیده می‌شود، باید هم ابدی و هم نامحدود باشد. او استدلال کرد که نامتناهی آن مانع از تقسیم به قطعات می شود، زیرا چنین تقسیم بندی ایجاب می کند که مرزهای محدودی بین آن اجزا ایجاد شود. در نتیجه، از آنجایی که یگانه ذاتاً کامل است، تغییرناپذیر است و قادر به دستخوش هیچ گونه تغییری نیست.

حرکت

با توجه به فرض الئاتی مبنی بر تغییرناپذیر بودن The One، آنها در نتیجه امکان حرکت را انکار کردند. آنها فرض کردند که تمام حرکات درک شده، توهمات حسی را تشکیل می دهند، زیرا حواس ذاتاً قادر به درک وحدت جهانی نیستند. بر این اساس، آنها پایبندی دقیق به عقل را بر شواهد تجربی اولویت دادند.

ایجاد

مکتب الئاتی با بیان اینکه وجود نمی تواند از عدم سرچشمه بگیرد، عنوان کرد که خلقت غیرممکن است، زیرا یک موجود نمی تواند از چیزی اساساً متمایز از خود پدید آید. آنها ادعا کردند که سوء تفاهم در مورد این اصل اغلب از کاربرد مبهم فعل "بودن" ناشی می شود، که می تواند وجود فیزیکی عینی را نشان دهد یا صرفاً به عنوان یک جفت زبانی عمل کند که یک موضوع و محمول آن را به هم پیوند می دهد.

پارادوکس های زنو

Zeno of Elea از چندین پارادوکس reductio ad absurdum برای به چالش کشیدن مفهوم حرکت استفاده کرد، با هدف از بین بردن استدلال های مخالف با نشان دادن اینکه مقدمات اساسی آنها منجر به تضادهای منطقی می شود ( پارادوکس های زنو).

میراث

در سوفیست افلاطون، یک شخصیت برجسته به عنوان "غریبه الئیاتی" معرفی شده است، و افلاطون نیز در گفتگوهای پارمنیدس و دولتمرد، الئیاتی ها را شناسایی کرد. برخی از محققان ارتباطی را بین پارادوکس مینو که در گفتگوی منو افلاطون ارائه شده و تمایز الئاتی بین حالات "دانستن" و "ندانستن" پیشنهاد می کنند.

مراجع

منابع

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

الیتیک چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره الیتیک، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

الیتیک چیست توضیح الیتیک مبانی الیتیک نوشته‌های فلسفه فلسفه به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • الیتیک چیست؟
  • الیتیک چه کاربردی دارد؟
  • چرا الیتیک مهم است؟
  • چه موضوعاتی با الیتیک مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه