TORIma Academy Logo TORIma Academy
محیط زیست
فلسفه

محیط زیست

TORIma Academy — فلسفه سیاسی / اخلاق

محیط زیست

محیط زیست

محیط گرایی یک فلسفه، ایدئولوژی و جنبش اجتماعی گسترده در مورد حمایت از زندگی، زیستگاه ها و محیط اطراف است. در حالی که محیط زیست بر…

محیط گرایی نمایانگر فلسفه، ایدئولوژی و جنبش اجتماعی جامعی است که بر حفظ حیات، زیستگاه ها و محیط های اطراف آن متمرکز است. در حالی که این جنبش در درجه اول به ابعاد اکولوژیکی و طبیعت محور ایدئولوژی سبز و گفتمان سیاسی می پردازد، بوم گرایی اصول بوم شناسی اجتماعی را با نگرانی های زیست محیطی ادغام می کند. قابل توجه است که بوم گرایی بیشتر در زبان های قاره اروپا به کار می رود، در حالی که محیط زیست گرایی در انگلیسی رایج تر است، اگرچه این اصطلاحات مفاهیم متفاوتی دارند.

محیط گرایی یک فلسفه، ایدئولوژی و جنبش اجتماعی گسترده در مورد حمایت از زندگی، زیستگاه ها و محیط اطراف است. در حالی که محیط زیست گرایی بر جنبه های زیست محیطی و مرتبط با طبیعت ایدئولوژی و سیاست سبز تمرکز دارد، اکولوژیست ایدئولوژی بوم شناسی اجتماعی و محیط زیست گرایی را با هم ترکیب می کند. اکولوژی اصطلاحی است که بیشتر در زبان‌های قاره اروپا استفاده می‌شود، در حالی که محیط‌گرایی بیشتر در انگلیسی استفاده می‌شود، اما این واژه‌ها معانی کمی متفاوت دارند.

محیط‌زیستی از حفظ، احیا و بهبود محیط طبیعی، از جمله اجزای حیاتی سیستم آب و هوا و فرآیندهای حیاتی سیستم آب و هوا دفاع می‌کند. اغلب به عنوان یک جنبش اختصاص داده شده به کنترل آلودگی و حفاظت از تنوع زیستی گیاهی و جانوری شناخته می شود. در نتیجه، مفاهیم اساسی مانند اخلاق زمین، اخلاق زیست محیطی، تنوع زیستی، بوم شناسی، و فرضیه بیوفیلی در اصول آن نقش اساسی دارند. جنبش زیست‌محیطی گسترده‌تر، استراتژی‌های متنوعی را برای مقابله با چالش‌های زیست‌محیطی ترکیب می‌کند، که نمونه‌های آن‌ها محیط‌زیست‌گرایی بازار آزاد، محیط‌گرایی انجیلی، و جنبش حفاظت از محیط‌زیست است.

اصولاً، محیط‌زیست‌گرایی تلاش می‌کند تا تعادلی هماهنگ بین جوامع انسانی و سطح پیچیده‌ای از پایداری و پایداری سیستم‌های طبیعی مناسب برای همه عناصر پایدار ایجاد کند. روش شناسی دقیق و نتایج حاصله برای دستیابی به این تعادل همچنان موضوع بحث است، با جلوه های عملی متعدد برای بیان نگرانی های زیست محیطی. در حالی که محیط‌زیست‌گرایی و نگرانی‌های مرتبط با آن اغلب با رنگ سبز نمادین می‌شوند، این تداعی بصری توسط صنایع بازاریابی برای عملی به نام شستشوی سبز انتخاب شده است.

محیط‌زیست‌گرایی با مخالفت ضد محیط‌زیستی مواجه است، دیدگاهی که ادعا می‌کند انعطاف‌پذیری زمین بیشتر از آن است که برخی از محیط‌بانان ادعا می‌کنند. این ضد جنبش اغلب محیط‌زیست‌گرایی را به‌عنوان واکنشی بیش از حد به تغییرات آب و هوایی انسانی یا به‌عنوان مانعی برای پیشرفت انسان توصیف می‌کند.

تعاریف

محیط‌زیست‌گرایی به جنبشی اجتماعی اطلاق می‌شود که با هدف حفاظت از منابع طبیعی و اکوسیستم‌ها، تلاش می‌کند از طریق لابی‌گری، کنش‌گری، و ابتکارات آموزشی، فرآیندهای سیاسی را شکل دهد. به عنوان یک جنبش، به حوزه های گسترده بی عدالتی سیستمیک، مانند تبدیل اکوسیستم ها و منابع طبیعی به زباله، دفع زباله در جوامع حاشیه نشین، آلودگی جوی و آبزیان، زیرساخت های ناکافی، و قرار گرفتن موجودات زنده در معرض مواد سمی می پردازد. با توجه به این نگرانی‌های چندوجهی، جنبش زیست‌محیطی به‌طور گسترده در حوزه‌های اصلی تمرکز طبقه‌بندی می‌شود: علم محیط‌زیست، فعالیت‌های زیست‌محیطی، حمایت از محیط‌زیست، و عدالت زیست‌محیطی.

یک محیط‌شناس فردی است که از محیط‌زیست طبیعی و نظارت پایدار بر منابع آن، ترویج تغییرات رفتار فردی در خط‌مشی عمومی یا ارتقای رفتار فردی حمایت می‌کند. چنین حمایتی ممکن است شامل حمایت از مصرف آگاهانه، ابتکارات حفاظتی، سرمایه‌گذاری در منابع تجدیدپذیر، افزایش کارایی در اقتصاد مواد، اتخاذ چارچوب‌های حسابداری جدید مانند اقتصاد زیست‌محیطی، تقویت پیوندهای جدید با زندگی غیرانسانی، یا حتی انتخاب محدود کردن اندازه خانواده برای کاهش مصرف منابع و فشار باشد.

اعتراض ها، طرفداران محیط زیست و سازمان های آنها تلاش می کنند تا تأثیر جهان طبیعی را در فرآیندهای تصمیم گیری انسانی تقویت کنند.

به طور کلی، محیط بانان از مدیریت پایدار منابع و حفاظت - همراه با بازسازی، در صورت لزوم- از محیط طبیعی حمایت می کنند که از طریق اصلاحات در سیاست های عمومی و رفتار فردی به دست می آید. با اذعان به نقش جدایی ناپذیر بشریت در اکوسیستم ها، اصول اصلی جنبش حول محور اکولوژی، بهداشت عمومی و حقوق بشر می چرخد.

جنبش زیست محیطی، نامی که گهگاه حفاظت و جنبش های سبز را در بر می گیرد، یک پدیده علمی، اجتماعی و سیاسی چند وجهی را تشکیل می دهد. علیرغم نمایندگی آن توسط طیف گسترده ای از سازمان ها، ادغام محیط زیست گرایی در برنامه های درسی آموزشی منجر به جذب جمعیت نسبتاً جوان تر جنبش محیط زیستی نسبت به جنبش های اجتماعی دیگر شده است.

تاریخچه

تاریخ باستان و قرون وسطی

در طول تاریخ، حفاظت از محیط زیست یک نگرانی مکرر بوده است که به اشکال مختلف در مناطق مختلف جهانی تجلی یافته است. مفاهیم اولیه حفاظت از محیط زیست در جینیسم، دین هند باستانی که توسط ماهاویرا در قرن ششم قبل از میلاد احیا شد، مشهود است. اصول جینیسم به طور قابل توجهی با اصول اساسی کنشگری زیست محیطی، به ویژه حفظ غیرخشونت آمیز زندگی، که یک اخلاق زیست محیطی قوی را برای نظارت جهانی محیط زیست ایجاد می کند، هماهنگ است. آموزه‌های ماهاویرا با تأکید بر همزیستی میان همه موجودات زنده، در کنار عناصر پنج‌گانه - زمین، آب، هوا، آتش و فضا- در فلسفه زیست‌محیطی معاصر باقی می‌ماند.

در غرب آسیا، خلیفه ابوبکر در حدود سال 630 بعد از میلاد دستوراتی به ارتش خود صادر کرد، بدون اینکه آنها را به آتش بسوزانند و نه آنها را به آتش بسوزانند. "هیچ یک از گله های دشمن را نکشید، مگر برای غذای خود." از قرن 9 تا 13، رساله های پزشکی اسلامی متعددی به بررسی محیط زیست و علوم زیست محیطی پرداخته و به نگرانی هایی مانند آلودگی پرداخته است. نویسندگان برجسته این آثار عبارتند از الکندی، قسطة بن لقا، الرازی، ابن جزذر، التمیمی، المسیحی، ابن سینا، علی بن رضوان، ابن جمعی، اسحاق اسرائیلی بن سلیمان، عبداللطیف، ابن القفف و ابن الناف. نوشته‌های آنها موضوعات مختلف مرتبط با آلودگی، از جمله آلودگی جوی و آبزیان، تخریب خاک، و مدیریت نادرست زباله‌های جامد شهری را در بر می‌گرفت. علاوه بر این، این رساله‌ها اغلب ارزیابی‌هایی از پیامدهای زیست‌محیطی مکان‌های خاص را در بر می‌گرفت.

در سنت مذهبی کاتولیک، فرانسیس آسیزی احترام عمیق عرفانی را برای محیط‌زیست طبیعی در اوایل سال 1224 بیان کرد. شعر غنایی او، Canticle of the Sun، چارچوبی برای محیط‌زیست و معنوی ارائه کرد. فرانسیس از بشریت برای تصدیق حضور الهی در جهان طبیعی حمایت کرد و همزمان سلطه انسان بر محیط را به چالش کشید. او حضور زنده خدا را در سراسر آفرینش تجسم بخشید و از بشریت درخواست کرد تا با ستایش از این حضور سپاسگزاری کند: "... خواهر مادر زمین، که ما را نگه می دارد و بر ما حکومت می کند و میوه های متنوعی را با گل ها و گیاهان رنگارنگ تولید می کند. ستایش تو، پروردگار من، از طریق برادر باد، و از طریق هوا، ابری و آرام، و از طریق هوای ابری و آرام، و هر گونه آب و هوای خود را به اروپا می دهی." ادوارد اول، پادشاه انگلستان، سوزاندن و فروش "زغال سنگ دریایی" را در لندن در سال 1272 از طریق اعلامیه سلطنتی، به دنبال شکایات گسترده در مورد دود آن ممنوع کرد. این سوخت که در لندن به دلیل کمبود چوب محلی رایج بود، نام خود را به این دلیل به دست آورد که اغلب در ساحل یافت می شد و با چرخ دستی حمل می شد. فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا به دلیل قدردانی از طبیعت شناخته شد و باعث شد که هنری کامن، مورخ، او را به عنوان یکی از اولین پادشاهان بوم‌شناس اروپا معرفی کند. در سال 1582، فیلیپ دوم احکامی برای حفاظت از جنگل‌های اسپانیا صادر کرد و بر ضرر قابل توجهی که کاهش آنها برای نسل‌های آینده ایجاد می‌کند، تأکید کرد.

انقلاب صنعتی

با ظهور بخار و الکتریسیته، الهه تاریخ، بینی او را می گیرد و چشمانش را می بندد (H. G. Wells 1918).

جنبش زیست‌محیطی به‌عنوان پاسخی مستقیم به افزایش آلودگی دود جوی در طول انقلاب صنعتی آغاز شد. ازدیاد کارخانه‌های بزرگ و افزایش مصرف زغال‌سنگ منجر به سطوح بی‌سابقه‌ای از آلودگی هوا در قطب‌های صنعتی شد. پس از سال 1900، حجم قابل توجهی از تخلیه های شیمیایی صنعتی بار زباله های انسانی تصفیه نشده را تشدید کرد. اولین قانون زیست محیطی جامع مدرن با قوانین قلیایی بریتانیا که در سال 1863 تصویب شد، پدیدار شد، که هدف آن کنترل آلودگی مضر هوا، به ویژه اسید هیدروکلریک گازی، تولید شده توسط فرآیند Leblanc برای تولید خاکستر سودا بود.

در مراکز شهری صنعتی، به ویژه پس از سال 1890، متخصصان و اصلاح‌طلبان محلی را شناسایی کردند. آنها جنبش‌های مردمی را برای دفاع از اصلاحات و اجرای آن آغاز کردند، با توجه اولیه که معمولاً معطوف به کاهش آلودگی آب و هوا بود.

قرن 19

اواخر قرن نوزدهم شاهد تصویب قوانین اولیه حفاظت از حیات وحش بود. بین سال‌های 1872 و 1903، آلفرد نیوتن جانورشناس مجموعه‌ای از تحقیقات را در مورد «مطلوب بودن ایجاد «زمان نزدیک» برای حفظ جانوران بومی منتشر کرد. حمایت او از قوانینی برای محافظت از حیوانات در برابر شکار در طول فصل جفت گیری آنها منجر به تشکیل انجمن سلطنتی برای حفاظت از پرندگان شد و بر تصویب قانون حفاظت از پرندگان دریایی در سال 1869 تأثیر گذاشت که به عنوان اولین قانون حفاظت از طبیعت در جهان شناخته می شود.

در ایالات متحده، جنبش حفاظت از قرن نهم توسط primenneteen ظهور کرد. حفاظت از منابع طبیعی غرب، با کمک های فلسفی کلیدی افرادی مانند جان مویر و هنری دیوید ثورو. ثورو با اتخاذ یک سبک زندگی ساده و نزدیک به طبیعت، رابطه انسان با طبیعت را بررسی کرد و تجربیات خود را در کتاب والدن منتشر کرد، که از ارتباط صمیمانه با جهان طبیعی دفاع می کند. مویر به حقوق ذاتی طبیعت، به ویژه پس از پیاده روی گسترده در دره یوسمیتی و مطالعه اکولوژی و زمین شناسی آن، اعتقاد پیدا کرد. او با موفقیت در کنگره برای تشکیل پارک ملی یوسمیت لابی کرد و متعاقباً در سال 1892 باشگاه سیرا را تأسیس کرد. این اصول حفاظت‌گرایانه، در کنار اعتقاد به حقوق ذاتی طبیعت، به عناصر بنیادی محیط‌گرایی مدرن تبدیل شدند.

نظریه غالب در مورد منشأهای ادغام صنعتی‌سازی اولیه به محیط‌زیست‌گرایی به عنوان یک واکنش محلی‌سازی اولیه به محیط‌زیست‌گرایی پیشنهاد می‌کند. ملت ها و جوامع در رابطه با تلاش‌های حفاظتی، یک دیدگاه گسترده بیان می‌کند که این جنبش به عنوان یک نگرانی عمدتاً نخبگان در آمریکای شمالی آغاز شد و بر حفظ مناطق طبیعی محلی تمرکز داشت. با این حال، یک دیدگاه کمتر رایج، ریشه های محیط زیست گرایی اولیه را به نگرانی فزاینده عمومی در مورد تأثیر نیروهای اقتصادی غرب، به ویژه در ارتباط با استعمار، بر محیط های گرمسیری نسبت می دهد. ریچارد گروو در نشریه ای در سال 1990 تاکید کرد که توجه کافی به اهمیت تجربه استعماری، به ویژه تجربه استعماری اروپا، در شکل دادن به محیط زیست گرایی اولیه اروپا نشده است.

قرن بیستم

در سال 1916، رئیس جمهور ایالات متحده، وودرو ویلسون، خدمات پارک ملی را تأسیس کرد. پیشگامان جنبش زیست‌محیطی از مدیریت کارآمدتر و حرفه‌ای‌تر منابع طبیعی حمایت می‌کردند، با این باور که تخریب جنگل‌ها، خاک حاصلخیز، مواد معدنی، حیات وحش و منابع آب منجر به زوال جامعه می‌شود.

در طول دهه‌های 1950، 1960 و 1970، چندین رویداد به‌طور چشمگیری آسیب‌های زیست‌محیطی گسترده ناشی از اعمال انسان را نشان دادند. در سال 1954، آزمایش بمب هیدروژنی در بیکینی آتول، خدمه 23 نفره کشتی ماهیگیری ژاپنی Lucky Dragon 5 را در معرض ریزش رادیواکتیو قرار داد. این حادثه که با نام Castle Bravo شناخته می‌شود، نشان‌دهنده انفجار بزرگ‌ترین وسیله گرما هسته‌ای توسط ایالات متحده بود و اولین مورد از یک سری آزمایش‌های طراحی سلاح گرم‌هسته‌ای با عملکرد بالا بود. پس از آن، در سال 1967، نفتکش Torrey Canyon در سواحل کورنوال به گل نشست و در سال 1969، نشت نفت از یک چاه دریایی در کانال سانتا باربارا کالیفرنیا رخ داد. در سال 1971، نتیجه یک دادخواست در ژاپن توجه بین‌المللی را به اثرات ده‌ها سال مسمومیت با جیوه بر جمعیت میناماتا جلب کرد.

هم‌زمان، تحقیقات علمی نوظهور توجه جدیدی را به تهدیدات موجود و فرضی برای محیط‌زیست و بشریت جلب کرد. از جمله این مشارکت‌ها، کتاب پاول آر. ارلیش در سال 1968، بمب جمعیتی بود که نگرانی‌های مالتوسیان را در مورد تأثیر رشد نمایی جمعیت احیا کرد. بری کامونر، زیست شناس، بحثی را درباره رشد، ثروت و «فناوری معیوب» آغاز کرد. علاوه بر این، در سال 1972، باشگاه رم، انجمنی از دانشمندان و رهبران سیاسی، گزارش خود را محدودیت‌های رشد منتشر کرد که فشار فزاینده بر منابع طبیعی ناشی از فعالیت‌های انسانی را برجسته کرد.

کتاب راشل کارسون در سال 1962، بهار خاموش، نیروی ادبی مهم دیگری را در ترویج جنبش زیست محیطی نشان داد. این کار به کاهش جمعیت پرندگان به دلیل DDT که یک حشره کش و آلاینده است، پرداخت و تلاش های انسان برای کنترل طبیعت از طریق مواد مصنوعی را مورد انتقاد قرار داد. پیام اصلی کارسون خوانندگان را ترغیب کرد تا ماهیت پیچیده و شکننده اکوسیستم‌ها و تهدیدات پیش روی جمعیت‌ها را شناسایی کنند. این کتاب با فروش بیش از دو میلیون نسخه به موفقیت تجاری قابل توجهی دست یافت.

این نشریه به دقت پیامدهای اکولوژیکی پاشش بی رویه DDT در سراسر ایالات متحده را مستند کرد و منطق پشت انتشار مقادیر قابل توجهی مواد شیمیایی در محیط زیست را بدون درک جامع از اثرات آنها بر سلامت انسان و اکوسیستم ارزیابی کرد. این کتاب بیان می‌کند که DDT و سایر آفت‌کش‌ها می‌توانند باعث ایجاد سرطان شوند و کاربرد کشاورزی آن‌ها خطر زیست‌محیطی قابل‌توجهی به‌ویژه برای جمعیت پرندگان ایجاد می‌کند.

توجه عمومی متعاقب آن باعث ایجاد آژانس حفاظت از محیط‌زیست ایالات متحده در سال 1970 شد، که متعاقباً D.29 استفاده از آن را در کشاورزی ممنوع کرد. با این وجود، کاربرد محدود DDT برای کنترل ناقل بیماری در برخی مناطق جهانی ادامه دارد و یک موضوع بحث برانگیز باقی مانده است. میراث عمیق این کتاب، پرورش آگاهی بیشتر از نگرانی‌های زیست‌محیطی و برانگیختن علاقه به تأثیرات انسانی بر محیط‌زیست بود. این علاقه رو به رشد زیست‌محیطی به موضوعاتی مانند آلودگی جوی و نشت‌های نفتی گسترش یافت و باعث رشد بیشتر در حمایت از محیط زیست شد. به طور همزمان، گروه‌های مدافع جدید، به ویژه صلح سبز و دوستان زمین (ایالات متحده)، در کنار سازمان‌های محلی برجسته مانند شورای فضای باز وایومینگ، که در سال 1967 تأسیس شد، پدیدار شدند. صلح سبز، که در سال 1971 تأسیس شد، بر این باور بود که حمایت سیاسی و اقدامات قانون‌گذاری در عوض ناکارآمد یا ناکارآمد هستند. بین سال‌های 1962 و 1998، جنبش زیست‌محیطی شاهد تشکیل 772 سازمان ملی در ایالات متحده بود.

در طول دهه 1970، جنبش زیست‌محیطی شتاب جهانی قابل‌توجهی را تجربه کرد و به‌عنوان شاخه‌ای قابل توجه از جنبش ضدفرهنگ ظاهر شد.

موضوعات سیاسی پیشگام در کمپین جهانی، نهادهای سیاسی پیشگام در کمپین جهانی بودند. تاسمانی، استرالیا و حزب ارزش‌ها نیوزلند. اولین حزب سبز اروپا، جنبش مردمی برای محیط زیست بود که در سال 1972 در کانتون سوئیس نوشاتل تأسیس شد. اولین حزب ملی سبز در اروپا PEOPLE بود که در فوریه 1973 در بریتانیا تأسیس شد و متعاقباً به حزب بوم شناسی و سپس حزب سبز تبدیل شد.

حفاظت از محیط زیست نیز اهمیت خود را برای کشورهای در حال توسعه گسترش داد. جنبش چیپکو در هند تحت تأثیر مهاتما گاندی و به رهبری چاندی پراساد بات، ساندرلال باهگونا و رهبران محلی مختلف ظهور کرد. آنها با در آغوش گرفتن فیزیکی درختان مخالفت غیر خشونت آمیز با جنگل زدایی را آغاز کردند، عملی که اصطلاح "در آغوش کشیدن درختان" را رایج کرد. چیپکو از نظر ریشه‌شناسی به معنای فراخوانی آشکار برای در آغوش گرفتن است و به یک تاکتیک شناخته شده و مکرر در اعتراضات عمومی با هدف حفظ درختان تبدیل شده است. روش‌های اعتراضی مسالمت‌آمیز آنها و شعار "اکولوژی اقتصاد دائمی است" عمیقاً تأثیرگذار بود.

یک نقطه عطف مهم در جنبش، برپایی روز زمین بود. مراسم افتتاحیه روز زمین در 22 آوریل 1970 به منظور افزایش آگاهی از مسائل زیست محیطی برگزار شد. در 21 مارس 1971، دبیر کل سازمان ملل متحد، U Thant مفهوم "سفینه فضایی زمین" را در روز زمین بیان کرد و بدین وسیله بر ارائه خدمات اکوسیستم سیاره زمین و تعهد مربوط به بشریت برای محافظت از آن و در نتیجه از خودمان تاکید کرد. روز زمین در حال حاضر در سطح جهانی توسط شبکه روز زمین هماهنگ شده و سالانه در بیش از 192 کشور جهان جشن گرفته می شود. بنیانگذار آن، گیلورد نلسون، سناتور سابق ویسکانسین، پس از مشاهده نشت نفت در سواحل سانتا باربارا در سال 1969، باعث شد که این روز آموزش و آگاهی زیست محیطی را تصور کند.

در سال 1972، کنفرانس سازمان ملل متحد در مورد محیط زیست انسانی در استکهلم برگزار شد، که در آن برای اولین بار نمایندگان دولت از چند ایالت در استکهلم برگزار شد. از محیط زیست جهانی این رویداد لحظه ای محوری در تحول سیاست بین المللی محیط زیست را تشکیل می دهد. این کنفرانس مستقیماً باعث ایجاد آژانس‌های دولتی محیط‌زیست و برنامه محیط‌زیست سازمان ملل شد.

در اواسط دهه 1970، این احساس گسترده ظاهر شد که بشریت در پرتگاه یک فاجعه زیست‌محیطی قرار دارد. جنبش بازگشت به زمین شروع به شکل گیری کرد و اصول اخلاق محیطی با احساسات ضد جنگ ویتنام و سایر مسائل سیاسی در هم آمیخت. طرفداران این جنبش اغلب خارج از هنجارهای متعارف اجتماعی زندگی می کردند و از نظریه های رادیکال تر محیطی مانند اکولوژی عمیق حمایت می کردند. همزمان، جریان اصلی محیط‌زیست با انتشار قانون گونه‌های در خطر انقراض در سال 1973 و تصویب CITES در سال 1975 شتاب قابل‌توجهی پیدا کرد. همچنین اصلاحات اساسی برای قانون هوای پاک ایالات متحده و قانون آب پاک اعمال شد.

قرن بیست و یکم

در سطح بین‌المللی، نگرانی‌های زیست‌محیطی در کنفرانس سال 1972 سازمان ملل در مورد محیط‌زیست انسانی در استکهلم، که شاهد مشارکت 113 کشور بود، مورد توجه قرار گرفت. این نشست محوری منجر به تأسیس برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) و متعاقب آن کنفرانس سازمان ملل متحد در مورد محیط زیست و توسعه در سال 1992 شد. نهادهای بین المللی اضافی که از تدوین سیاست های زیست محیطی حمایت می کنند شامل کمیسیون همکاری های زیست محیطی (یک جزء جدایی ناپذیر از NAFTA) و سازمان بین المللی محیط زیست (EuropeangoEE) و محیط زیست محیطی می شود. تغییر (IPCC).

محیط گرایی به طور مداوم برای مقابله با چالش های نوظهور مانند گرم شدن کره زمین، افزایش جمعیت، مهندسی ژنتیک و آلودگی پلاستیک تکامل می یابد. با این وجود، یک مطالعه در سال 2013 کاهش قابل توجهی در مشارکت عمومی با 19 موضوع متمایز زیست محیطی در ایالات متحده را نشان داد.

از آغاز دهه 2000، جنبش زیست محیطی به طور فزاینده ای تغییرات آب و هوایی را به عنوان یک نگرانی اساسی در اولویت قرار داده است. همانطور که مسائل مربوط به تغییرات آب و هوا به رسمیت شناخته شده عمومی بیشتری به دست آورد، که نمونه آن پیوندهای درک شده بین گرمایش جهانی و طوفان کاترینا، و همچنین فیلم مستند ال گور در سال 2006 حقیقت ناخوشایند بود، تعداد فزاینده ای از سازمان های زیست محیطی ابتکارات خود را تغییر دادند. در ایالات متحده، سال 2007 بزرگترین تظاهرات زیست محیطی مردمی در تاریخ اخیر را رقم زد، که به عنوان Step It Up 2007 شناخته می شود، که در بیش از 1400 جامعه و همه 50 ایالت، از راه حل های محسوس گرمایش جهانی حمایت می کرد.

آگاهی گسترده عمومی و سازماندهی گسترده اعتصابات آب و هوایی مدارس پس از اعتراض دختر دانش آموز سوئدی گرتا تونبرگ در اوت 2018 در خارج از Riksdag سوئد (پارلمان) آغاز شد. طبق گزارش ها، حملات آب و هوایی سپتامبر 2019 گسترده ترین تظاهرات آب و هوایی در سطح جهان بود. یک نظرسنجی در سال 2019 نشان داد که خرابی آب و هوا به عنوان بحرانی‌ترین مسئله جهانی در هفت کشور از هشت کشور مورد بررسی تلقی می‌شود.

تعداد زیادی از سازمان‌های مذهبی و کلیساهای منفرد در حال حاضر برنامه‌ها و ابتکاراتی را اجرا می‌کنند که بر روی مراقبت از محیط زیست متمرکز شده‌اند. این مشارکت مذهبی اغلب از تفاسیر کتاب مقدس پشتیبانی می‌کند.

موضوعات کلیدی

یک جریان فلسفی قابل توجه در محیط گرایی از جنبش حفاظت نشات می گیرد. حافظان محیط زیست در درجه اول بر اطمینان از اینکه محیط در شرایطی برتر از وضعیت اولیه خود باقی می ماند، مستقل از مداخله انسان، متمرکز هستند. این جنبش از نظر تاریخی به مراحل نوپای جنبش زیست محیطی در طول قرن‌های 19 و 20 مرتبط است.

ادغام محیط‌زیست‌گرایی در یک ایدئولوژی سیاسی گسسته منجر به شکل‌گیری نهادهای سیاسی به نام «احزاب سبز» شد، که معمولاً یک موضع سیاسی چپ در مورد موضوعات مرتبط با محیط زیست و رفاه اجتماعی اتخاذ می‌کنند.

محیط زیست سبز روشن

محیط زیست انجیلی

محیط‌گرایی انجیلی نشان‌دهنده یک جنبش زیست‌محیطی در ایالات متحده است که در آن برخی از انجیلی‌ها بر دستورات کتاب مقدس در مورد نقش سرپرستی بشریت و مسئولیت متعاقب آن برای حفظ خلقت تأکید می‌کنند. اگرچه این جنبش به نگرانی‌های مختلف زیست‌محیطی می‌پردازد، اما عمدتاً به دلیل رویکرد خود به اقدامات اقلیمی، که در چارچوب یک دیدگاه الهیاتی مبتنی بر کتاب مقدس است، شناخته می‌شود. بنیان آن در یک دکترین مذهبی خاص، این جنبش را در میان برخی از محیط‌بانان غیرمسیحی بحث‌برانگیز می‌کند.

محیط گرایی بازار آزاد

محیط‌گرایی بازار آزاد معتقد است که بازار آزاد، حقوق مالکیت، و قانون شکنجه مؤثرترین مکانیسم‌ها برای حفظ سلامت و پایداری محیط‌زیست است. این نظریه، مراقبت از محیط زیست را به عنوان یک اصل ذاتی می داند و از حذف آلاینده ها و سایر عوامل مضر از طریق اقدامات قانونی فردی و جمعی حمایت می کند.

محیط گرایی کار

مفهوم محیط‌گرایی کارگری نشان‌دهنده ابتکاراتی است که توسط اتحادیه‌های کارگری برای تدوین سیاست‌های زیست‌محیطی، حمایت از نگرانی‌های زیست‌محیطی، و مشارکت در مشارکت با سازمان‌های زیست‌محیطی انجام می‌شود. اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های بین‌المللی، مانند سازمان بین‌المللی کار، با چالش حرکت همزمان چارچوب‌های سرمایه‌داری جهانی و پارادایم رشد اقتصادی، و در عین حال رسیدگی به بحران فراگیر اکولوژیکی جهانی، مواجه هستند.

اتحادیه‌های کارگری مفهوم "انتقال عادلانه" را برای ایجاد فرصت‌های شغلی سبز ایجاد کردند. این چارچوب، به ویژه مربوط به کاهش تغییرات آب و هوایی، بر پیوند ذاتی بین انتقال انرژی و استراتژی‌های کربن زدایی عادلانه که با اهداف توسعه گسترده‌تر همسو هستند، تأکید می‌کند.

محیط گرایی رادیکال

ساختارهای سازمانی

سازمان‌های زیست‌محیطی در مقیاس‌های مختلفی از جمله سطوح جهانی، منطقه‌ای، ملی و محلی فعالیت می‌کنند و می‌توانند نهادهای دولتی یا غیردولتی (NGO) باشند. حمایت از محیط زیست تقریباً در هر کشوری رایج است و بسیاری از گروه های توسعه اجتماعی و عدالت اجتماعی نیز مسائل زیست محیطی را در مأموریت های اصلی خود ادغام می کنند.

برخی از سازمان‌های زیست‌محیطی ایالات متحده، مانند شورای دفاع از منابع طبیعی و صندوق دفاع از محیط‌زیست، در درجه اول درگیر دعوی قضایی می‌شوند، استراتژی که در سیستم حقوقی آمریکا بسیار مؤثر تلقی می‌شود. برعکس، گروه‌های دیگر، از جمله فدراسیون ملی حیات وحش مستقر در ایالات متحده، روز زمین، روز ملی پاکسازی، سازمان حفاظت از طبیعت، و انجمن بیابان، در کنار سازمان‌های بین‌المللی مانند صندوق جهانی طبیعت و دوستان زمین، بر آموزش عمومی، مشارکت در جلسات قانونی، تلاش‌های لابی‌گری، حفاظت از زمین‌ها و سازماندهی اعتراضات تمرکز دارند. سازمان‌های رادیکال، از جمله صلح سبز، اول زمین!، و جبهه آزادی‌بخش زمین، مستقیماً فعالیت‌هایی را که برای محیط‌زیست مضر می‌دانند به چالش کشیده‌اند. اداره تحقیقات فدرال (FBI) برخی از این گروه ها را به عنوان تهدیدات بالقوه تروریسم طبقه بندی کرده است.

نقدها

محیط‌گرایی در اوایل قرن بیستم عمدتاً بر حفاظت از طبیعت وحش و حفظ حیات وحش تأکید داشت. این اهداف تا حد زیادی منعکس کننده منافع حامیان اولیه جنبش بود که عمدتاً از افراد سفیدپوست، متوسط ​​و طبقه بالا بودند. دیدگاه آنها در مورد حفاظت اغلب نادیده گرفته می شود که قرن ها نظارت گسترده توسط جوامع بومی، که تعادل اکولوژیکی را بدون ایجاد تخریب زیست محیطی که این "محیط زیست گرایان" مهاجر-استعماری متعاقباً به آن پرداختند، حفظ کرده بودند. بسیاری از سازمان های زیست محیطی جریان اصلی بر اساس این اصول بنیادی به فعالیت خود ادامه می دهند. در نتیجه، بسیاری از گروه‌های اقلیت کم درآمد گزارش کرده‌اند که احساس می‌کنند به حاشیه رانده شده‌اند یا تحت تأثیر این جنبش قرار گرفته‌اند. یک نمونه قابل توجه از این احساس، "نامه به گروه 10" پروژه سازماندهی جنوب غربی (SWOP) است که توسط فعالان محلی عدالت محیطی به سازمان های برجسته محیط زیست ارسال شده است. در این نامه ادعا شده است که تمرکز شدید جنبش محیط زیست بر حفظ و پاکسازی طبیعی، تأثیرات مضر جامعه، مانند کاهش رشد شغل، مرتبط با این تلاش ها را نادیده می گیرد. علاوه بر این، پدیده "نه در حیاط خلوت من" (NIMBY) منجر به جابجایی کاربری های ناخواسته محلی (LULUs) از محله های مرفه به جوامع فقیر با جمعیت اقلیت قابل توجهی شده است. این پویایی منجر به جوامع آسیب‌پذیر، دارای نفوذ سیاسی محدود، قرار گرفتن نامتناسب در معرض زباله‌های خطرناک و سموم می‌شود. این روند را اصل "مکان در حیاط خلوت سیاهان" (PIBBY) یا حداقل اصل "مکان در حیاط خلوت اقلیت ها" (PIMBY) نامیده می شود، مفهومی که توسط مطالعه ای در سال 1987 توسط کلیسای متحد مسیح انجام شده است.

در نتیجه، برخی از گروه های اقلیت محیطی را به عنوان یک جنبش اقلیت گرا به نظر می رسد. این نخبه گرایی محیطی در سه نمود متمایز مشاهده شده است:

  1. ترکیبی - حامیان محیط زیست عمدتاً از اقشار متوسط و بالای اجتماعی-اقتصادی سرچشمه می گیرند.
  2. ایدئولوژیک – اصلاحات در سیاست اساساً به نفع طرفداران جنبش است و در عین حال باری را بر جمعیت های غیر مشارکت کننده تحمیل می کند.
  3. تأثیر – اصلاحات اجرا شده «تأثیرات اجتماعی واپس‌گرا» را نشان می‌دهد، که به طور نامتناسبی به نفع محیط‌بانان است و تأثیرات نامطلوبی بر جوامع کم‌نمایش می‌گذارد.

بخش قابل توجهی از طرفداران محیط زیست از محدودیت فوری یا به حداقل رساندن مداخله انسان در سیستم‌های طبیعی حمایت می‌کنند و مزایایی برای زندگی، سیاره یا خود بشریت ذکر می‌کنند. در مقابل، بدبینان محیط زیست و مخالفان محیط زیست ضرورت چنین اقداماتی را مورد مناقشه قرار می دهند. همچنین ممکن است فردی به عنوان یک دوستدار محیط زیست معرفی شود در حالی که به طور همزمان معتقد است که "دخالت" انسان در "طبیعت" باید افزایش یابد. با این حال، یک خطر بالقوه وجود دارد که گذار از محیط زیست گرایی هیجانی به مدیریت فنی تر منابع طبیعی و مخاطرات می تواند ارتباط انسان با طبیعت را کاهش دهد و در نتیجه تعهد عمومی به حفظ محیط زیست را کاهش دهد. به طور فزاینده ای، گفتمان مرسوم حفاظت از روش های مرمت و ابتکارات گسترده چشم انداز طراحی شده برای دستیابی به نتایج زیست محیطی جامع تر جایگزین می شود.

بقیه از رویکردی متوازن حمایت می‌کنند که نظارت عمیق زیست‌محیطی را با تصمیم‌گیری علمی آگاهانه در رابطه با فعالیت‌های انسانی که بر محیط‌زیست تأثیر می‌گذارد ادغام می‌کند. هدف چنین روش شناسی دور زدن احساسات گرایی است که اغلب در جنبش هایی مانند فعالیت های ضد GMO مورد انتقاد قرار می گیرد و در نتیجه یکپارچگی علمی را حفظ می کند. برای مثال، در حالی که کاشت درخت می‌تواند از نظر احساسی لذت‌بخش باشد، نیاز به بررسی دقیق پیامدهای اکولوژیکی، از جمله تأثیرات بر چرخه‌های آب و معرفی بالقوه گونه‌های غیربومی و احتمالاً مهاجم دارد.

ضد محیط زیست

محیط بانان

یک محیط‌شناس به عنوان فردی متعهد به حفاظت از محیط زیست تعریف می‌شود. چنین فردی به طور معمول از اهداف جنبش زیست محیطی حمایت می کند که به عنوان "جنبش سیاسی و اخلاقی که به دنبال بهبود و حفاظت از کیفیت محیط زیست طبیعی از طریق تغییر در فعالیت های انسانی مضر برای محیط زیست است" توصیف می شود. در نتیجه، یک دوستدار محیط زیست یا به طور فعال در اصول فلسفی محیط گرایی یا ایدئولوژی های مرتبط با آن شرکت می کند یا به آن پایبند است.

جنبش زیست محیطی جوامع فرعی مختلفی را در بر می گیرد که هر کدام با رویکردهای منحصر به فرد، نقاط کانونی و هویت های نوظهور متمایز می شوند. منتقدان گهگاه از برچسب‌های غیررسمی یا تحقیرآمیز، مانند «سبز» و «در آغوش‌گیر» برای توصیف محیط‌بانان استفاده می‌کنند و برخی از بخش‌های مردم این اصطلاحات را عمدتاً با جناح‌های رادیکال‌تر مرتبط می‌کنند. محیط بانان برجسته ای که از حفاظت و حفاظت از محیط زیست دفاع کرده اند عبارتند از:

خشونت علیه فعالان

در اوایل دهه 1990، تعداد زیادی از فعالان محیط زیست در ایالات متحده مورد حملات خشونت آمیز قرار گرفتند. در سطح جهان، سالانه بیش از 100 فعال محیط زیست کشته می‌شوند، که بخش قابل توجهی از تلفات اخیر در برزیل رخ می‌دهد، به ویژه در میان کسانی که مخالف عملیات قطع درختان در جنگل‌های بارانی آمازون بودند.

در سال 2014، 116 فعال محیط‌زیست ترور شدند، رقمی که در هفته‌های 2014 به 185 نفر افزایش یافت. سه نفر در هفته در سال 2015. بین سال های 2016 تا اوایل سال 2018، بیش از 200 فعال محیط زیست در سراسر جهان به قتل رسیدند. یک حادثه قابل توجه در سال 2020 شامل کشتن چندین محیط بان توسط جوخه های شکار غیرقانونی در جنگل های بارانی کنگو بود. چنین وقایعی مکرر هستند و به طور قابل‌توجهی به تلفات کلی کمک می‌کنند.

گزارش سال 2022 توسط Global Witness نشان داد که بیش از 1700 مدافع زمین و محیط‌زیست در دهه گذشته کشته شده‌اند که به‌طور میانگین هر دو روز یک مورد کشته می‌شود. برزیل، کلمبیا، فیلیپین و مکزیک به عنوان خطرناک ترین کشورها برای این فعالان شناخته شدند. گزارش هایی از خشونت و ارعاب علیه فعالان محیط زیست از اروپای مرکزی و شرقی نیز منتشر شده است. به طور خاص، فعالان ضد چوب در رومانی کشته شده اند، و در بلاروس، دولت چندین فعال محیط زیست را دستگیر کرده، سازمان های آنها را منحل کرده و از کنوانسیون آرهوس خارج شده است.

در فرهنگ عامه

مراجع

مراجع

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

محیط زیست چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره محیط زیست، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

محیط زیست چیست توضیح محیط زیست مبانی محیط زیست نوشته‌های فلسفه فلسفه به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • محیط زیست چیست؟
  • محیط زیست چه کاربردی دارد؟
  • چرا محیط زیست مهم است؟
  • چه موضوعاتی با محیط زیست مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه