مانوی (؛ فارسی: آئین مانی، رومی: Āʾīn-i Mānī؛ چینی: 摩尼教؛ پینیین: Móníjiào) به عنوان یک دین برجسته جهانی در طول قرن سوم میلادی (میلادی) ظهور کرد. امپراتوری دکترین آن یک کیهان شناسی دوگانه پیچیده را مطرح می کرد، که یک تضاد همیشگی بین یک قلمرو معنوی خیرخواهانه نور و یک حوزه مادی بدخواهانه تاریکی را ترسیم می کرد. این کیهانشناسی ادعا میکند که در طول تاریخ بشر، نور به تدریج از جهان مادی جدا میشود و دوباره در حوزه الهی ادغام میشود.
مانوی (; به فارسی: آئین مانی، رومی شده: Āʾīn-><: چینی i; lang="zh">摩尼教؛ پینیین: Móníjiào) یک دین بزرگ جهانی بود که در قرن سوم پس از میلاد توسط پیامبر ایرانی اشکانی مانی (216–274) در امپراتوری ساسانی تأسیس شد. این یک کیهان شناسی دوگانه استادانه است که مبارزه بین یک جهان معنوی خوب نور و یک جهان مادی بد تاریکی را توصیف می کند. طی فرآیندی مداوم در تاریخ بشر، نور به تدریج از عالم ماده حذف میشود و به عالم الوهیت باز میگردد.
مانی آموزههای خود را با هدف ترکیب، جایگزین کردن و فراتر رفتن از «حقایق جزئی» موجود در بسیاری از نظامهای اعتقادی و ادیان پیشین تدوین کرد. اینها شامل افلاطون، مسیحیت، زرتشت، بودیسم، مارکیونیسم، یهودیت هلنیستی و خاخام، گنوسیزم، دین یونان باستان، دین بابلی، سایر ادیان باستانی بین النهرین و اسرار یونانی-رومی بودند. برخی از سنتهای مانوی، مانی را بهعنوان پیامبر نهایی و پیرو شخصیتهایی مانند زرتشت، بودا و عیسی میدانستند. قانون کتاب مقدس مانوی شامل هفت متن منسوب به مانی است که در اصل به زبان سریانی سروده شده است. اعمال مذهبی مانوی شامل دعا، صدقه و روزه بود. وجود جمعی حول محور اعتراف و تلاوت سرودها می چرخید.
دکترین رستگاری جهانی و تأکید شدید بر دین دینی فعال، مانوی به سرعت مورد توجه قرار گرفت و در سرزمین های آرامی زبان، حوزه دریای مدیترانه و خاورمیانه منتشر شد. این دین که از قرن سوم تا هفتم پس از میلاد شکوفا شد، به شهرت جهانی دست یافت و در دوران اوج خود به یکی از گسترده ترین ادیان جغرافیایی تبدیل شد. ساختارهای کلیسایی و متون مقدس مانوی از چین در شرق تا ایبری روم در غرب مستند شده است. قبل از ظهور اسلام، مانوی برای مدت کوتاهی به عنوان رقیب ایدئولوژیک اولیه مسیحیت نوپا عمل می کرد. در معرض تشدید آزار و اذیت دولت روم و کلیسای مسیحی نوظهور، تا پایان قرن ششم تا حد زیادی از قلمروهای رومی ناپدید شد.
مانوی تداوم یافت و به سمت شرق گسترش یافت. حضور تاریخی آن در غرب آسیا تا سرکوب آن توسط حاکمان بعدی خلیفه عباسی در قرن دهم ادامه داشت. از طریق مسیرهای تجاری و تلاش های تبلیغی، مانوی در قرن هفتم به تانگ چین رسید و متعاقباً به شکل محلی متمایز تبدیل شد. این مذهب تا زمان انحلال خاقانات در سال 830 به عنوان دین رسمی خاقانات اویغور بود. گرچه متعاقباً توسط دربار تانگ ممنوع شد، مانوی در طول قرن های 13 و 14 تحت سلسله یوان مغول احیا شد. آزار و شکنجه مداوم توسط امپراتوران چین در نهایت منجر به جذب مانوی به بودیسم و تائوئیسم قبل از پایان قرن چهاردهم شد.
چندین مکان تاریخی مانوی در چین باقی مانده است، به ویژه معبد کائوآن در جین جیانگ، فوجیان. علاوه بر این، دین ممکن است بر جنبشهای بعدی در قرون وسطی اروپا، مانند پاولیسیسم، بوگومیلیسم و کاتاریسم تأثیر گذاشته باشد. اگرچه اکثر نوشته های اصلی مانوی دیگر موجود نیست، تعداد قابل توجهی از ترجمه ها و قطعات متنی حفظ شده است.
اصطلاحات
امل مانوی نشان دهنده تصحیح بیش از حد مانوی است که از اصطلاح یونانی کوئینه Μανιχαϊσμός یونانی Manikhaïsmós) از طریق شکل لاتین آن Manichaismus. این کلمه یونانی مشتق شده از Μανιχαῖος ( «مانوی»)، نامی برای مانی که در سوابق تاریخی یونان یافت میشود.
در انگلیسی، افرادی که به آیین مانوی پایبند هستند، مانوی، مانوی، یا مانوی نامیده میشوند.
تاریخچه
زندگی مانی
مانی، یک ایرانی، در سال 216 پس از میلاد، در داخل یا در مجاورت تیسفون (مدائن امروزی عراق)، شهری که در آن زمان در قلمرو امپراتوری اشکانی قرار داشت، به دنیا آمد. مانی-کدکس کلن نشان میدهد که والدین مانی به الکسائیان، یک فرقه یهودی مسیحی گنوسی تعلق داشتند.
مانی هفت اثر را تألیف کرد که شش اثر از آنها به زبان سریانی آرامی متأخر سروده شدهاند. هفتمین اثر با عنوان شابوهراگان توسط مانی به فارسی میانه نوشته شد و شخصاً به شاپور اول امپراتور ساسانی ارائه شد. در حالی که هیچ مدرک قطعی حاکی از پیروی شاپور اول از آیین مانوی نیست، او انتشار آن را مجاز دانست و از آزار و اذیت پیروان آن در محدوده امپراتوری خودداری کرد.
میشل تاردیو معتقد است که مانی خط سریانی متمایز، الفبای مانوی را اختراع کرد، که در تمام متون مانوی تولید شده در امپراتوری ساسانی، شامل ترکیبات سریانی و پارسی میانه، و عمدتاً در آثار خاقانات اویغور به کار رفته بود. در آن دوران، آرامی شرقی میانه به عنوان زبان اصلی بابلی عمل می کرد و به عنوان زبان اداری و فرهنگی امپراتوری عمل می کرد. این زبان شامل سه گویش اصلی بود: آرامی یهودی بابلی، مرتبط با تلمود بابلی. مندائیک، مرکزی برای مندائیسم؛ و سریانی که توسط مسیحیان مانی و سریانی استفاده شده است.
با گسترش مانوی، ادیان تثبیتشدهای مانند زرتشتیگری برجستگی خود را حفظ کردند، همزمان با افزایش نفوذ اجتماعی و سیاسی مسیحیت اولیه. با وجود پیروان نسبتاً کوچکتر آن، مانوی حمایت چندین شخصیت سیاسی با نفوذ را به خود جلب کرد. مانی با حمایت امپراتوری ساسانی تلاش های تبلیغی را آغاز کرد. با این وجود، ناتوانی او در جلب رضایت سلطنت بعدی ایرانیان و مخالفت روحانیون زرتشتی، منجر به حبس و مرگ مانی شد، در حالی که در انتظار اعدام در زمان امپراتور بهرام اول بود. تخمین زده میشود که مرگ او تقریباً بین سالهای 276 و 277 بعد از میلاد اتفاق افتاده باشد.
تأثیرها
مانی اظهار داشت که آموزههای بودا، زرتشت و عیسی ناصری ناقص هستند، و اظهار داشت که مکاشفات خود او برای انتشار جهانی بوده و یک «دین نور» بدیع است. متون مانوی نشان می دهد که مانی در سنین 12 و 24 سالگی مکاشفه هایی را تجربه کرد و در طی این مدت از الکسائیان، فرقه مسیحی یهودی گنوسی که در آن متولد شد، نارضایتی پیدا کرد. ایان گاردنر، در بنیانگذار مانوی، ادعا میکند که جینیسم احتمالاً بر مانی تأثیر گذاشته است، و این امر را به زهد سخت و اصول متمایز جامعه مهاویرا نسبت میدهد، و در نتیجه احتمال قویتری نسبت به تأثیر سنتهای بودایی را نشان میدهد. در سال 1996، ریچارد سی سی فاینز پیشنهاد کرد که تأثیرات متنوع جین، به ویژه مفاهیم مربوط به وجود روح های گیاهی، از سرزمین های کشتراپا غربی به بین النهرین مهاجرت کرده اند، قبل از اینکه در آموزه های مانوی ادغام شوند. انتخاب لباس رنگارنگ مانی، که برای دوران او غیر متعارف بود، در میان برخی از رومیها با یک مجوس یا جنگسالار ایرانی کلیشهای مقایسه میشد و از این طریق خصومت را در حوزه یونانی-رومی برانگیخت.
مانی فعالیت موعظه خود را در سنین جوانی آغاز کرد و به طور بالقوه از جنبشهای بابلی-آرامی معاصر مانند مندائیسم تأثیر گرفت. بازخوانی آرامی از متون آخرالزمانی غیر متعارف یهودی مشابه آنچه در قمران کشف شد (مثلاً کتاب خنوخ). و بردایسان نویسنده دوگانه گنوسی سریانی که یک نسل قبل از مانی بود. کشف بعدی کلن Mani-Codex تأثیر پیشینه او با السائیت ها را بر تولید ادبی او بیشتر روشن کرد.
دکترین مانی ادعا می کرد که روح یک فرد صالح پس از مرگ به بهشت عروج می کند. برعکس، روحی که تسلیم امیال دنیوی - از جمله زنا، زایش، انباشت مادی، کشت کشاورزی، برداشت محصول، مصرف گوشت و شراب خواری - می شود، از طریق پی درپی از اشکال مختلف جسمانی، محکوم به هجرت می شود. مانی در دوران جوانی، مکاشفه ای را از یک موجود روحانی تجربه کرد. او متعاقباً به این موجودیت با نامهای مختلف، از جمله «دوقلو» خود اشاره کرد (آرامی امپریالیستی: תְּאוֹמָא، رومانیشده: Tāʾūmā; σύζυγος، روشن این روحیه به او حکمتی داد که متعاقباً آن را در یک نظام دینی رسمیت بخشید. «همزاد» او را تسهیل کننده خودآگاهی مانی می دانند. مانی هویت خود را به عنوان پاراکلت حقیقت، شخصیتی که عیسی در یوحنا 14:16 عهد جدید وعده داده بود، اعلام کرد.
ساموئل N. C. لیو، محقق برجسته مانوی، مشاهده می کند که کارکردهای الهیاتی عیسی در آموزه مانوی بسیار پیچیده بود:
آگوستین کرگدن علاوه بر این، خود اعلان مانی را به عنوان "حواری عیسی مسیح" ثبت کرد. طبق گزارشات، سنت مانوی، مانی را تناسخ مفاخر مذهبی مختلف از اعصار پیشین، شامل بودا، زرتشت و عیسی میدانست.
آگوستین کرگدن همچنین اشاره کرد که مانی خود را "حواری عیسی مسیح" اعلام کرد. ذکر شده است که سنت مانوی مدعی شده است که مانی تناسخ شخصیتهای مذهبی دوران پیشین، از جمله بودا، زرتشت، و خود عیسی بوده است.
بسیاری از درک کنونی مانوی از روایتهای مورخان مسلمان قرن دهم و یازدهم، مانند بیرونی و ابن الندیم، ناشی میشود، که اثر الفهرست آنها بهویژه ادعای «مهر پیامبران» بودن را به مانی نسبت میدهد. در بافت اسلامی غالب شبه جزیره عربستان و ایران در آن دوران، قابل قبول است که مانویان در تلاشهای تبلیغی خود، مانی را به جای محمد، به عنوان «مهر پیامبران» اعلام میکردند. با این حال، برای خود مانی، این عبارت استعاری، بر جایگاه او به عنوان پیامبر غایی در یک جانشینی دلالت نمی کرد، همانطور که در کلام اسلامی چنین است. درعوض، ماهیت قاطع پیام او را برای طرفدارانش نشان می داد که آن را به عنوان یک "مهر" قطعی می دانستند.
کتاب مقدس مانی همچنین از منابع متنی دیگر، از جمله کتاب یهودی آرامی خنوخ، 2 خنوخ، و کتاب غولها استفاده کرده است. مانی مستقیماً به کتاب غولها استناد کرد و آن را به تفصیل بیان کرد و آن را به تفسیری کاملاً مانوی تبدیل کرد که به یکی از شش متن اساسی سریانی در آیین مانوی تبدیل شد. قبل از قرن بیستم، به غیر از ذکر مختصری توسط نویسندگان غیرمانوی در طی چندین قرن، هیچ نسخه اصلی از کتاب غولها مانوی موجود نبود.
در طول قرن بیستم، تکههای پراکندهای از کتاب غولها آرامی که توسط جوزف میلیک در سال 1976 تجزیه و تحلیل و منتشر شد، و همتای مانوی آن (که توسط والتر برونو هنینگ در سال 1943 تجزیه و تحلیل و منتشر شد) کشف شد. این اکتشافات در کنار طومارهای دریای مرده در صحرای یهودیه و در میان متون مانوی از پادشاهی مانوی اویغور در تورپان رخ داده است. هنینگ در تحلیل خود از این قطعات مشاهده کرد:
قابل توجه است که مانی که پرورش یافته و بیشتر عمر خود را در یکی از ایالت های شاهنشاهی ایران گذرانده و مادرش از خانواده ای مشهور اشکانی بوده است، هیچ استفاده ای از سنت اساطیری ایران نداشته است. دیگر تردیدی وجود ندارد که نامهای ایرانی سام، نریمان و غیره که در نسخههای فارسی و سغدی کتاب غول آمده است، در نسخه اصلی که توسط مانی به زبان سریانی نوشته شده، وجود نداشته است.
تحلیل علمی، مقایسه کیهانشناسی ارائه شده در کتابهای خنوخ با کیهانشناسی کتاب غولها و اسطوره مانوی، نشان میدهد که کیهانشناسی مانوی تا حدودی ریشه در توصیفهای کیهانشناختی مفصلی دارد که در ادبیات خنوخ یافت میشود. این ادبیات موجودی را به تصویر میکشد که توسط پیامبران در هنگام عروج آسمانی مشاهده شده است، بهعنوان پادشاهی که در بلندترین آسمانها بر تخت نشسته است. در اساطیر مانوی، این موجود که «پادشاه بزرگ افتخار» نامیده میشود، به خدایی تبدیل شده است که از ورود به دنیای نور که در هفتمین آسمان از ده آسمان قرار دارد، محافظت میکند. در سرتاسر کتاب آرامی خنوخ، نوشتههای قمران، و بخش سریانی اصلی متون مقدس مانوی که توسط تئودور بار کونای نقل شده است، از این شخصیت به عنوان malkā rabbā d-iqārā ("پادشاه بزرگ افتخار") یاد میشود.
نیز شکلدهی مانی به دلیل رشد فکری بود. (154–222 بعد از میلاد). بردایسان که به زبان سریانی نیز آهنگسازی می کرد، جهان بینی دوگانه ای را بیان کرد و هستی را از طریق تأثیر متقابل نور و تاریکی تفسیر کرد، چشم اندازی که با عناصر الهیاتی مسیحی ادغام شده است.
ریچارد فولتز تأثیرات بودایی را بر آیین مانوی مطرح میکند، بهویژه به سفرهای اولیه تبلیغی مانی به امپراتوری کوشانی اشاره میکند، جایی که چندین نقاشی مذهبی در بامیان به او نسبت داده شده است. فولتز بیان می کند:
تاثيرات بودايي در شكل گيري انديشه ديني ماني قابل توجه بود. انتقال ارواح به یک باور مانوی تبدیل شد، و ساختار چهارجانبه جامعه مانوی، که بین راهبان مرد و زن («برگزیدگان») و پیروان غیر روحانی («شنوندگان») که از آنها حمایت میکردند تقسیم شده است، به نظر میرسد بر اساس ساختار سانگه بودایی است.
لوکاکشما، راهب بودایی ساکن کوشان قرن دوم، تقریباً یک قرن قبل از ظهور مانی، ترجمه متون مقدس بودایی سرزمین ناب را به چینی آغاز کرد. پیتر برایدر معتقد است که متون چینی مانوی بازمانده اغلب اصطلاحات بودایی متمایز برگرفته از متون مقدس سرزمین ناب، از جمله عبارت "سرزمین خالص" (چینی: 淨土؛ پینین: را در بر می گیرد. با این وجود، آمیتابها، «بودای نور بینهایت» و شخصیت اصلی احترام در بودیسم سرزمین ناب، در آیین مانوی چینی غایب است و ظاهراً خدای دیگری جایگزین آن شده است.
انتشار
امپراتوری روم
آیین مانوی در سال 280 توسط رسول پستیق که قبلاً در مصر در سالهای 244 و 251 فعال بود به روم معرفی شد. در سال 290، این مذهب در منطقه فیوم رونق یافت و صومعه های مانوی در سال 312 مصادف با پاپ در روم تأسیس شد. میلتیادس.
آزار و شکنجه مانویان در امپراتوری ساسانی در سال 291 آغاز شد که با ترور رسول مار سیسین که توسط امپراتور بهرام دوم سازماندهی شد و قتل عام بسیاری از پیروان مشخص شد. متعاقباً، در سال 302، دولت روم اولین واکنش رسمی و اقدامات قانونی خود را علیه مانوی در زمان امپراتور دیوکلتیان آغاز کرد. دیوکلتیان در فرمانی امپراتوری با عنوان De Maleficiis et Manichaeis که در Collatio Legum Mosaicarum et Romanarum گنجانده شد و به معاون آفریقا فرستاده شد، اعلام کرد:
دیوکلتیان اظهار داشت که مانویان فرقههای بدیع و بیسابقهای ایجاد کردهاند، که آموزههای مستقر را به چالش میکشند و عقاید فاسد خود را ترویج میکنند. او آنها را به عنوان رشدهای اخیر و هیولایی که از ملت متخاصم پارس سرچشمه می گیرد، نفوذ در امپراتوری برای ارتکاب جنایات، برهم زدن نظم عمومی و وارد کردن آسیب های شدید به جوامع مدنی توصیف کرد. امپراتور ابراز نگرانی کرد که با گذشت زمان، افراد بی گناه و صلح طلب را با "آداب نفرین و قوانین نادرست ایرانیان" که شبیه به "زهری بدخیم" است، فاسد کنند. در نتیجه، او مجازات های سختی را صادر کرد: نویسندگان و رهبران این فرقه ها، همراه با «نوشته های شنیع» آنها، سوزانده می شدند. پیروان سرکش با مجازات اعدام و ضبط اموال خود به خزانه امپراتوری مواجه شدند. مقامات دولتی یا افراد دارای موقعیت اجتماعی بالا که این "مذهب ناشنیده، رسوا و کاملا بدنام" را پذیرفتند، باید دارایی هایشان مصادره شده و به کار اجباری در معادن فاینو یا معادن پروکونسوس محکوم می شدند. دیوکلتیان در پایان خواستار اقدام سریع برای ریشه کن کردن این "طاعون شرارت" از "شادترین دوران" سلطنت خود شد.
در سال 354، هیلاری پواتیه حضور چشمگیر مانوی را در گول رومی مستند کرد. در سال 381، گروه های مسیحی از امپراتور تئودوسیوس اول درخواست کردند تا حقوق مدنی مانویان را لغو کند. از سال 382، تئودوسیوس اول یک سری فرمانهای امپراتوری را با هدف سرکوب مانوی و تحمیل مجازات بر پیروان آن صادر کرد.
آگوستین کرگدن (354–430) در سال 387 از آیین مانوی به مسیحیت گذر کرد. این تغییر در دوره تشدید آزار و شکنجه اتفاق افتاد، زیرا امپراتور تئودوسیوس اول از قبل حکم اعدام همه راهبان مانوی را در سال 382 صادر کرده بود و در سال 389 مسیحیت را رسماً اعلام کرد. در نتیجه، آزار و شکنجه رومی به ریشه کن کردن تقریباً مانوی از اروپای غربی در قرن پنجم و از بخشهای شرقی امپراتوری در قرن ششم منجر شد.
همانطور که در اعترافات، آگوستین کرگدن به تفصیل شرح داده شده است، پس از تقریباً نه یا ده سال بهعنوان یک ایمان به مسیحیت تبدیل به مانوی و تبدیل شدن به یک ایمان به مسیحیت. مخالف سرسخت مانوی مخالفت او، که در نوشتههایی علیه رقیب مانویاش، فاوستوس مایلو بیان شده بود، از این دیدگاه ناشی میشد که تأکید مانویان بر معرفت رستگارانه (گنوسیس) بیش از حد منفعلانه و بیاثر در پرورش دگرگونی شخصی بود.
آگوستین منعکس می کرد که قبلاً معتقد بود گناه از فرد نشأت می گیرد، بلکه از طبیعت بیرونی درونش سرچشمه می گیرد. او اعتراف کرد که این دیدگاه برای غرورش جذاب بوده و به او اجازه میدهد از اعتراف به گناه یا اعتراف به اشتباه خودداری کند. او ترجیح میداد عیبهایش را به «چیز ناشناختهای» که در درونش وجود دارد، اما از خود واقعیاش متمایز است، نسبت دهد. با این حال، او بعداً متوجه شد که بی تقوای او کاملاً متعلق به خودش است و یک شکاف درونی ایجاد می کند و گناه او به ویژه غیرقابل حل است زیرا او نمی تواند خود را گناهکار تصور کند.
تحقیقات معاصر بر این باورند که چارچوب های فلسفی مانوی به طور قابل توجهی چندین مفهوم الهیاتی آگوستین را شکل داده است. این تأثیرات در درک او از ماهیت خیر و شر، مفهوم جهنم، دستهبندی پیروان به «برگزیدگان»، «شنوندگان» و «گناهکاران»، بیزاری او از تجربه انسانی و فعالیت جنسی، و توسعه الهیات دوگانه او مشاهده میشود.
آسیای مرکزی
پیروان مانوی در سغد، منطقه ای از آسیای مرکزی حضور داشتند. بوگو قاغان (759–780)، خاقان اویغور، آیین مانوی را در سال 763 پس از یک گفتمان کلامی سه روزه با واعظان آن پذیرفت. مرکز بابلی مذهب، روحانیون ارشد را به اویغورها اعزام کرد، و متعاقباً مانوی به مدت تقریباً یک قرن تا انحلال خاقانات اویغور در سال 840 به عنوان دین دولتی خدمت کرد.
سیبری جنوبی
به دنبال تسخیر ینیسهای قرقیز بر خاقانات اویغور، آیین مانوی به سمت شمال تا حفره مینوسینسک گسترش یافت. تحقیقات باستانشناسی در دره اویبات بقایای یک مجموعه مانوی را کشف کرد که شامل شش معبد و پنج پناهگاه اصلی است که شباهتهای معماری با سازههای سغدی یافت شده در تووا و سین کیانگ را نشان میداد. در طول دهه 1970، یک معبد مانوی، مربوط به قرن هشتم و دهم، در دره پویور سوخ، در 90 کیلومتری سایت اویبات، کاوش شد. L.R. کیزلاسوف این اکتشافات را به عنوان اثبات پذیرفتن مانوی به عنوان یک دین رسمی در خاقانات قرقیز تفسیر کرد. این تفسیر بیشتر توسط تعداد محدودی از سنگ نوشته های مانوی خاکاسی پشتیبانی می شود. علاوه بر این، خط مانوی به وضوح بر خط رونی ینیسی در مراحل بعدی رشد آن تأثیر گذاشت. آیین مانوی در سیبری جنوبی تا زمان فتح مغول ادامه داشت. متعاقباً به توسعه فرهنگی ترکهای سایانو-آلتایی (شامل آلتایها، خاکاها و تووانها) در کنار خانتها، سلکوپها، کتسها و ایونکها کمک کرد. این تأثیر در باورهای روزمره این جمعیتهای بومی و ساختار واژگانی زبانهای آنها آشکار شد.
چین
منویت از طریق راههای تجاری منتشر شد و به چانگان، پایتخت امپراتوری تانگ چین رسید.
بعد از سلسله تانگ، برخی از گروههای مانوی در قیامهای ارضی شرکت کردند. بسیاری از رهبران شورشی از اصول مذهبی برای تقویت هواداران خود استفاده کردند. در طول سلسلههای سونگ و یوان در چین، تأثیرات باقیمانده مانوی ادامه یافت و به ظهور فرقههای مختلف از جمله عمامههای سرخ کمک کرد. در سلسله سونگ، چینیها به مانویها برچسب تحقیر آمیز Chīcài shìmó (به چینی: 吃菜事魔 میزدند)، این اصطلاح به معنای کسانی است که "از گوشت پرهیز میکنند و شیاطین را پرستش میکنند." کار تاریخنگاری درباره بودیسم چینی که توسط دانشمندان بودایی بین سالهای 1258 و 1269 جمعآوری شده بود، مانویها «بودای سفید» را گرامی میداشتند. تعداد زیادی از مانویان علیه دولت سونگ دست به شورش زدند که در نهایت سرکوب شد. متعاقباً، دولتهای متوالی به طور سیستماتیک آیین مانوی و پیروان آن را سرکوب کردند، که منجر به ممنوعیت این دین در چین تا سال 1370 شد. اگرچه از نظر تاریخی اعتقاد بر این بود که آیین مانوی تنها در اواخر قرن هفتم به چین رسیده است، یافتههای باستانشناسی اخیر نشان میدهد که در اوایل قرن ششم در اوایل قرن ششم هجری قمری وجود داشت. خاقانات که برای کمتر از یک قرن (744-840) در استپ جنوبی سیبری وجود داشت، پایتخت خود را در شهر مستحکم اردو-بالیق در رودخانه اورخون بالا تأسیس کرد. در اواخر سال 763، آیین مانوی به طور رسمی دین دولتی قلمرو اویغور اعلام شد. بوکو تکین متعاقباً تمام مراسم شمنیستی را که قبلاً انجام می شد ممنوع کرد. احتمالاً رعایای او با این فرمان موافقت کردند. این امر با گزارش هایی تأیید می شود که نشان می دهد اعلام مانوی به عنوان دین دولتی با شور و شوق قابل توجهی در اردوبالیق پذیرفته شد. کتیبهای که به خود خاقان نسبت داده میشود، تعهد او را به کاهنان اعظم مانوی ("برگزیدگان") برای اجرای سریع دستورات و اجابت درخواستهای آنها ثبت میکند. نسخه خطی ناقصی که در واحه تورفان کشف شده است به بوکو تکین نام zahag-i Mani ("نشست مانی" یا "نوادگان مانی") می دهد، که نشانی از اعتبار عمیق در میان مانویان آسیای مرکزی است.
علیرغم تغییر ظاهری اویغورها به آیین مانوی، بقایای اعمال شمنیستی قبلی آنها باقی ماند. به عنوان مثال، در سال 765، تنها دو سال پس از تغییر رسمی، نیروهای اویغور جادوگران را درگیر کردند تا در طی یک لشکرکشی نظامی در چین، مراسم خاصی را انجام دهند. اویغورهای مانوی نیز احترام عمیقی برای جنگل مقدس در اوتوکن داشتند. این تغییر مذهبی باعث افزایش قابل توجهی در تولید نسخه های خطی در سراسر حوضه تاریم و گانسو (منطقه واقع بین فلات تبت و هوانگتو) شد، روندی که تا اوایل قرن یازدهم ادامه یافت. خاقانات اویغور متعاقباً در سال 840 در پی حملات قرقیزهای ینیسی فروپاشید و منجر به تشکیل ایالت جدید اویغور قوچو شد که پایتخت آن در شهر قوچو تأسیس شد.
الجاهیز (776–868 یا 869) معتقد بود که اویغورها در مناقشههای صلحآمیز منشعب بودند. کمبودهای نظامی بعدی و کاهش نهایی. با این حال، این ادعا با پیامدهای سیاسی و نظامی واقعی تبدیل آنها به چالش کشیده می شود. پس از مهاجرت اویغورها به تورفان در قرن نهم، اشراف در ابتدا عقاید مانوی را حفظ کردند تا در نهایت آیین بودا را پذیرفتند. شواهدی از آیین مانوی در میان اویغورهای تورفان در قطعات باقی مانده از نسخه های خطی اویغور مانوی قابل تشخیص است. در واقع، مانوی رقابت خود را با بودیسم برای نفوذ در میان اویغورها تا قرن سیزدهم ادامه داد و فتوحات مغول در نهایت ضربه قاطعی را به حضور آن وارد کرد.
تبت
آیین مانوی در دوران امپراتوری تبت در تبت منتشر شد. تلاش مهمی برای معرفی این دین به مردم تبت انجام شد، همانطور که در متن معیارهای کتاب مقدس معتبر (منسوب به امپراتور تبت تریسونگ دتسن) مشهود است. این سند به شدت مانوی را مورد نقد قرار میدهد و ادعا میکند که مانی بدعتگذار بود که به نوعی سنتگرایی مذهبی عمل میکرد و در نتیجه یک نظام الهیاتی متفاوت و نامعتبر به وجود آمد.
ایران
مانویان داخل ایران به دنبال تلفیق ایمان خود در کنار اسلام در خلفای مسلمانان بودند. اطلاعات محدودی در مورد دین در قرن اولیه حکومت اسلامی وجود دارد. با این وجود، در دوران خلفای اولیه، مانوی طرفداران زیادی پیدا کرد که جذابیت قابل توجهی را در جامعه اسلامی، به ویژه در میان نخبگان، نشان داد. جنبه خاصی از آیین مانوی که در میان ساسانیان طنین انداز شد، نامگذاری خدایان آن بود. نامهایی که مانی برای خدایان دین خود نسبت داده بود، با نامهای پانتئون زرتشتیان، علیرغم گنجاندن برخی از موجودات الهی غیرایرانی، مشابهتهایی را نشان میداد. به عنوان مثال، عیسی، آدم و حوا به ترتیب به عنوان Xradesahr، Gehmurd و Murdiyanag انتخاب شدند. این نامهای آشنا باعث شد که آیین مانوی کمتر برای زرتشتیان بیگانه باشد. در نتیجه، ماهیت قانعکننده آموزههای آن، بسیاری از ساسانیان را وادار کرد تا مفاهیم الهیاتی آن را بپذیرند، حتی برخی از آنها اعتقادات دوگانهگرایانه را پذیرفتند.
مانوی نه تنها مردم امپراتوری ساسانی، بلکه فرمانروای معاصر آن، شاپور اول، را مجذوب خود کرد. پیگیری و کسب دانش متنوع او. مانی با درک این موضوع، استقبال شاپور از عقایدش را پیش بینی کرد. مانی در هنگام معرفی شاپور به صراحت دین خود را به عنوان اصلاح آموزه های زرتشت معرفی کرد. این پیشنهاد به شدت شاه را برانگیخت و کاملاً با دیدگاه شاپور مبنی بر تأسیس امپراتوری وسیعی که همه مردم و عقاید گوناگون آنها را در بر می گرفت، همسو بود. در نتیجه، مانویت به مدت سه دهه در سراسر امپراتوری ساسانی تکثیر و رشد کرد. معذرت خواهی برای مانوی که به ابن مقفع نسبت داده می شود، از کیهان خارق العاده آن دفاع می کند و در عین حال عقاید ذاتی در اسلام و سایر ادیان توحیدی را نقد می کند. جامعه مانوی دارای یک سازمان ساختاریافته بود که شامل یک رهبر تعیین شده بود.
پس از مرگ شاپور اول، تساهل و تساهل در برابر آیین مانوی کاهش یافت. پسر و جانشین او، هرمزد اول، مانوی را در داخل امپراتوری مجاز دانست، اما همچنین اعتماد قابل توجهی به کشیش زرتشتی، کرتیر داشت. پس از پادشاهی کوتاه هرمزد، برادر بزرگش بهرام اول به سلطنت رسید. بهرام اول به کرتیر احترام زیادی قائل بود و از اصول دینی که به طور قابل توجهی با اصول هرمزد و شاپور اول تفاوت داشت، حمایت می کرد. تحت تأثیر کرتیر، آیین زرتشت در سراسر امپراتوری قوت گرفت و همزمان مانوی را تضعیف کرد. بهرام متعاقباً مانی را زندانی کرد که در نهایت در حبس درگذشت.
جهان عرب
حضور مانوی در شبه جزیره عربستان، از جمله حجاز و مکه، و تأثیر بالقوه آن در توسعه آموزههای اسلامی، در عربستان پیش از اسلام اثبات نشده است، زیرا هیچ حضور رسمی مانوی در حجاز وجود نداشت. در دوران خلافت عباسی در قرن هشتم، اصطلاح عربی زندیق و شکل وصفی آن زندقا، هر چند به معنی های مختلف، هر چند به معنی زندقه، گذرانده می شد. حداقل در ابتدا، به پیروان آیین مانوی اشاره شده است. گزارشهای تاریخی نشان میدهد که خلیفه مأمون در قرن نهم به یک جامعه مانوی اجازه داد.
مانویان در اوایل دوران عباسیان با آزار و اذیت قابل توجهی مواجه شدند. خلیفه مهدی، سومین فرمانروای عباسی، تفتیش عقاید را با هدف قرار دادن دوگانه گرایان آغاز کرد. کسانی که به بدعت محکوم شده بودند و حاضر به انکار عقاید خود نبودند اعدام شدند. هارون الرشید این آزار و شکنجه را در دهه 780 به پایان رساند. متعاقباً، در زمان خلیفه مقتدر، تعداد زیادی از مانویان از بین النهرین به خراسان مهاجرت کردند تا از آزار بیشتر در امان بمانند، که منجر به انتقال مرکز اصلی دین به سمرقند شد.
باکتری
آیین مانوی اولین بار در زمان حیات مانی در باختر ظهور کرد. اگرچه خود مانی به طور خاص مانی را به طور خاص «مار امو، معلمی را که به زبان و خط اشکانی آگاهی داشت و با اشراف و افراد برجسته در آن سرزمین ها آشنا بود، احضار کرد...»
مار امو به سرزمین های اشکانی سابق شرق ایران که هم مرز باختر بود سفر کرد. بر اساس متن ترجمه شده فارسی، مار مهمات نقل می کند: "با رسیدن به پاسگاه کوشان (باختر)، روح مرزی استان شرقی به صورت دختری تجلی کرد و می پرسد مهمات، هدفت چیست؟ از کجا آمده ای؟ من پاسخ دادم: من مؤمن و شاگرد مانی رسول هستم. سپس روح گفت: "من شما را نمی پذیرم. به اصل خود برگرد.»
علیرغم مخالفت اولیه مار امو، این روایت نشان میدهد که روح مانی متعاقباً بر او ظاهر شد و به استقامت تشویق کرد و به او دستور داد که فصل «مجموعه دروازهها» را از گنج زندگان بخواند. پس از آن روح دوباره ظهور کرد، دگرگون شد و اعلام کرد: "من بگ ارد، مرزبان استان شرقی هستم. پذیرش شما از سوی من نشان دهنده گشودن دروازه شرق در برابر شماست." به نظر میرسد این «روح مرزی» کنایهای از آردوکشو، الهه محلی ایرانی شرقی است که به طور گسترده در باختری مورد احترام قرار میگیرد.
Syncretism و ترجمه
مانوی اظهار داشت که آموزههای فاسد و قطعی آدم، ابراهیم، نوح، زرتشت، بودا و عیسی را ارائه میدهد که ادعا میکرد در طول زمان تحریف شده و سوء تفاهم شده است. در نتیجه، با گسترش دین، خدایان را از سایر نظام های اعتقادی ادغام کرد و آنها را برای گنجاندن در متون مقدس خود تطبیق داد. به طور قابلتوجهی، کتابهای مقدس شرقی میانهای آرامی پایه آن قبلاً روایتهایی را درباره عیسی گنجانده است.
با گسترش آیین مانوی به سمت شرق و ترجمه کتابهای مقدس آن به زبانهای ایرانی، نام خدایان مانوی غالباً با نام زرتشتی yazata ادغام شد. به عنوان مثال، آبا رببوع ("پدر عظمت")، برترین خدای نور مانوی، میتواند در متون فارسی میانه یا به صورت ترجمه تحت اللفظی، pīd ī wuzurgīh.
در روشی مشابه، موجودیت اولیه مانوی Nāšā Qaḏmāyā ("انسان اصلی") دوباره به خلیج اورمزد تعبیر شد که با خدای زرتشتی اورمزد تشابهاتی داشت. این انطباق همزمان با مواجهه مانوی با بودیسم چینی ادامه یافت. برای مثال، اصطلاح آرامی اصلی קריא qaryā، که به معنای "دعوت" از دنیای نور به افرادی است که به دنبال رهایی از دنیای تاریکی هستند، در متون مقدس چینی با گوانین (觀音 یا Avalokiteśvara در سانسکریت، به معنای "تماشا کردن جهان") برابر است. بودیساتوای شفقت.
مانوی بر متون و سنتهای بنیادی خاصی در فرقههای مسیحیت اولیه و دیگر فرقههای اولیه مسیحی تأثیر گذاشت و به طور مشابه بر شاخههای مختلف زرتشتی، یهودیت، بودایی و اسلام تأثیر گذاشت.
آزار و اذیت و سرکوب
امپراتوری ساسانی سرکوب مانوی را آغاز کرد. در سال 291، آزار و شکنجه در داخل امپراتوری ایران تشدید شد که با ترور حواری سیسین توسط بهرام دوم و کشتار تعداد زیادی از مانویان مشخص شد. متعاقباً، در سال 296، امپراتور روم، دیوکلتیان، فرمانی صادر کرد که بر اساس آن تمام رهبران مانوی و کتاب مقدس آنها به آتش کشیده شد، که منجر به کشته شدن بسیاری از مانویان در سراسر اروپا و شمال آفریقا شد. اقدامات قانونی علیه مانوی در سال 372 در زمان والنتینین اول و والنس از سر گرفته شد.
در سال 382، تئودوسیوس اول فرمانی را صادر کرد که دستور اعدام همه راهبان مانوی را صادر کرد. مانوی با تهاجم و آزار و اذیت شدید کلیسای مسیحی و دولت روم مواجه شد که در نتیجه تقریباً در قرن پنجم از اروپای غربی و در قرن ششم از قسمت شرقی امپراتوری ریشه کن شد.
در سال 732، امپراتور ژوان زونگ از تانگ، شهروندان چینی را از گرویدن به آیین مانوی منع کرد و آن را به عنوان یک ایمان بدعت آمیز محکوم کرد که مردم را با پیوند نادرست خود با بودیسم گمراه می کرد. با این وجود، پیروان خارجی مجاز به انجام این دین بدون مجازات بودند. پس از فروپاشی خاقانات اویغور در سال 840، که حامی اصلی آیین مانوی در چین و مذهب دولتی آن بود، همه معابد مانوی در چین، به استثنای معابد دو پایتخت و تایوان، برای همیشه بسته شدند. این معابد توسط چینی ها به عنوان نمادی از استکبار خارجی تلقی می شد. حتی معابدی که در ابتدا مجاز به باز ماندن بودند، در نهایت تعطیل شدند.
معابد مانوی با تهاجم مردم چین مواجه شدند که تصاویر و بتهای درون این پناهگاهها را سوزاندند. کاهنان مانوی مجبور شدند به جای لباس مرسوم خود که غیرچینی تلقی می شد، هانفو، یک لباس سنتی چینی را انتخاب کنند. در سال 843، امپراتور ووزونگ از تانگ، به عنوان بخشی از آزار و شکنجه بودیسم هویچانگ، دستور اعدام همه روحانیون مانوی را صادر کرد که منجر به کشته شدن بیش از نیمی از آنها شد. مقامات به زور آنها را با تراشیدن سر و پوشاندن لباس راهبان بودایی قبل از اعدام، به ظاهر بودایی شبیه کردند. این شورش ها توسط سونگ چین سرکوب شد و این مذهب متعاقباً تحت سرکوب و آزار و اذیت تحت همه دولت های متوالی تا زمان سلسله یوان مغول تحمل کرد. در سال 1370، سلسله مینگ رسماً آیین مانوی را از طریق یک فرمان امپراتوری ممنوع کرد، که عمدتاً به دلیل ضدیت شخصی امپراتور هونگوو نسبت به ایمان بود. با این وجود، آموزههای بنیادین آن بر جناحهای مذهبی مختلف در چین، از جمله جنبش نیلوفر سفید تأثیر گذاشت.
وندی دانیگر پیشنهاد میکند که مانوی ممکن است تا زمان فتح مغول در قرن سیزدهم در منطقه سین کیانگ ادامه داشته باشد.
مانویان نیز دوره ای از آزار و اذیت را در زمان خلافت عباسی در بغداد تجربه کردند. در سال 780، سومین خلیفه عباسی، مهدی، کارزار تفتیش عقایدی را با هدف هدف قرار دادن "بدعت گذاران دوگانه" یا "مانویان" که زندیق نامیده می شوند، آغاز کرد. او منصب "استاد بدعت گذاران" (عربی: صاحب الزنادقة صاحب الزنادقه) را ایجاد کرد، یک مقام فرعی که وظیفه دوجانبه و سرمایه گذاری را بر عهده داشتند. مورد بازجویی خلیفه افرادی که مجرم شناخته شدند و از انکار اعتقادات خود سر باز زدند، با اعدام مواجه شدند.
این آزار و شکنجه در زمان خلیفه الهادی، جانشین مهدی، ادامه یافت و برای مدتی در دوران سلطنت هارون الرشید، که در نهایت به آن پایان داد، ادامه یافت. با این حال، در زمان حکومت هجدهمین خلیفه عباسی المقتدر، تعداد زیادی از مانویان، از بیم دوباره آزار و اذیت، از بین النهرین به خراسان مهاجرت کردند و تقریباً 500 نفر در سمرقند جمع شدند. در نتیجه، مرکز مذهبی مانوی بعداً به سمرقند منتقل شد، که سپس بهعنوان ایلخانی جدید آن عمل کرد.
در قسطنطنیه قرن نهم در بیزانس، جزوههای مانوی که به زبان یونانی نوشته شده بودند، همچنان در گردش باقی ماندند، همانطور که پدرسالار فوتیوس نشان میدهد که یک متنی را در کتاب خود خلاصه و تحلیل کرده بود. Bibliotheca.
جنبش های بعدی مرتبط با مانوی
در طول قرون وسطی، کلیسای کاتولیک به طور جمعی چندین جنبش نوظهور را "مانوی" نامید و متعاقباً آنها را به عنوان بدعتهای مسیحی پس از تأسیس تفتیش عقاید در سال 1184 تحت تعقیب قرار داد. از این میان کلیساهای کاتار رایج در اروپای غربی قابل توجه بودند. گروههای دیگری که گهگاه «نئومانوی» نامیده میشوند، جنبش پاولیسیایی را که در ارمنستان سرچشمه میگیرد و بوگومیلهایی که در بلغارستان و صربستان یافت میشوند، تشکیل میدهند. این طبقه بندی با متن چاپ شده لاتین کاتار، Liber de duobus principiis (کتاب دو اصل) که ناشران آن را "نو-مانوی" توصیف کرده اند، نمونه است. با این حال، فقدان اساطیر مانوی یا اصطلاحات کلیسایی در نوشتههای باقیمانده این گروهها، به بحثهای تاریخی در مورد نسب مستقیم آنها از مانوی منجر شده است.
این احتمال وجود دارد که مانوی بر بوگومیلها، پولیسیان و کاتارها تأثیر گذاشته باشد. با این وجود، کمیاب بودن سوابق باقی مانده از این گروه ها، هرگونه ارتباط مستقیم با مانوی را ضعیف می کند. صرف نظر از مبنای واقعی آن، اتهام مانوی غالباً توسط معاصران ارتدوکس آنها متوجه این جنبشها میشد، که اغلب به دنبال همسویی بدعتهای نوظهور با بدعتهایی بودند که قبلاً پدران کلیسا با آنها مواجه بودند.
این که آیا آموزههای دوگانه، از جمله آموزههای دینگرای پولس، از جمله آموزههای دینگرایانه و قومهای پولس، با آنها مخالفت میکنند، صرف نظر از مبنای واقعیاش شیطان پرستی جهان را آفرید که مستقیماً تحت تأثیر آیین مانوی قرار گرفت. با این حال، به نظر می رسد کاتارها اصول مانوی را در مورد ساختار کلیسایی گنجانده اند. علاوه بر این، پریسیلیان و پیروانش نیز ممکن است در معرض تأثیرات مانوی بوده باشند. به طور قابل توجهی، مانوی ها در حفظ متون آخرالزمان مسیحی متعدد، مانند اعمال توماس، که در غیر این صورت ممکن بود در تاریخ گم می شد، نقش اساسی داشتند.
میراث معاصر
چندین مکان تاریخی مرتبط با آیین مانوی در سرتاسر چین، بهویژه در استانهای سینکیانگ، ژجیانگ و فوجیان حفظ شدهاند. در این میان، معبد کائوان بهعنوان مشهورترین و به خوبی حفظ شدهترین بنای مانوی، علیرغم ارتباط متقابل بعدی آن با بودیسم، ایستاده است. روستاییان ساکن در مجاورت کائوآن همچنان به مانی احترام می گذارند و اغلب تفاوت چندانی بین مانی که به عنوان یک بودا تصور می شود و گوتاما بودا قائل نمی شوند. معابد دیگری در چین مرتبط با آیین مانوی وجود دارند، مانند معبد ژوانژن، که به خاطر استیل متمایزش شناخته شده است.
پلتفرمهای دیجیتالی خاص، از جمله انجمنهای اینترنتی و رسانههای اجتماعی، جنبههایی از آموزههای مانوی را منتشر میکنند. در حالی که افراد با این منابع الکترونیکی درگیر هستند، علاقه علمی به آیین مانوی در میان دانشمندان و دانشجویان در مطالعات دینی و هنر ادامه دارد.
در سال 2018، آیینهای یادبودی برای لین دنگ 林瞪 (1003–1059)، رهبر برجسته چینی مانوی از سلسله سونگ، در سه روستا - بایانگ 柏洋村، شانگوان 上蔬挝 بایینث، و تانگوان انجام شد. شهرستان، شهرستان شیاپو، فوجیان.
آموزه ها و باورها
عمومی
دکترین مانی با طرح یک چارچوب نظری که قدرت مطلق الهی را انکار میکرد و در عوض وجود دو قدرت الهی متضاد را پیشنهاد میکرد، با مشکل شر مقابله کرد. الهیات مانوی اساساً با برداشتی دوگانه از خیر و شر مشخص می شود. مرکزیت مانوی این اعتقاد است که یک قدرت خیرخواه (خدا) نیرومند و در عین حال قادر مطلق نیست که دائماً با یک قدرت بدخواه ابدی (شیطان) مبارزه می کند. انسانیت، کیهان و روح فردی در نتیجه به عنوان محصولات ظهوری این تضاد کیهانی بین فرستاده خدا، انسان اولیه و شیطان درک می شوند.
فرد انسان به عنوان عرصه ای برای این نیروهای متضاد تصور می شود، با روح، که فرد را تعریف می کند، که در معرض تأثیرات نور و تاریکی قرار دارد. این مبارزه کیهانی در سطح جهانی گسترش می یابد، و بدن انسان - همراه با خود زمین - ذاتاً شر تلقی نمی شد. در عوض، هر دو جنبههایی از نور و تاریکی را تجسم میدهند. در نتیجه، پدیدههای طبیعی، مانند بارندگی، به عنوان جلوههای فیزیکی این تضاد معنوی زیربنایی تعبیر شد. بنابراین، آموزه مانوی حضور شر را با پیشنهاد یک خلقت معیوب، فرآیندی که خدا در آن هیچ نقشی نداشت و در عوض ناشی از مبارزه خصمانه شیطان با خدا بود، توجیه کرد.
Cosmogony
مانوی تضاد پیچیده دوگانه ای را بین قلمرو معنوی نور و قلمرو مادی تاریکی مطرح می کند. موجودات در هر دو جهان درخشان و تاریک به طور خاص نامگذاری شده اند. منابع گسترده آموزه های مانوی را روشن می کند. در این میان، دو بخش از کتاب مقدس معتبرترین بازنمایی نوشتههای اصلی به زبان مادریشان در نظر گرفته میشوند: نقل قول سریانی قرن هشتم توسط تئودور بار کونای، مسیحی کلیسای شرق، که در مدرسه سریانی او به نام Ketba de-Skolion یافت شد. و بخشهای فارسی میانه شابوهراگان مانی، خلاصهای از آموزههای مانی برای شاپور اول، که در تورپان کشف شد.
با استفاده از این منابع و منابع اضافی، از جمله Acta Archelai و آثار اسکندر لیکوپلیس، تیتوس از بوسترا، سنت هیپونس، آگوستینوس از آنتیوکس، سوئودوس از آنتیوکس گزارش جامعی از کیهان شناسی مانوی تدوین کرد. بخش بعدی فهرست کامل خدایان مانوی را شرح می دهد. روایت کیهانی مانوی در سه مرحله متمایز آشکار می شود:
- اولین خلقت
- در ابتدا، خیر و شر به دو حوزه کاملاً متمایز تقسیم شدند: دنیای نور (به چینی: 明界)، که توسط پدر عظمت و پنج شخینا او (نماینده ویژگیهای الهی نور)، و پادشاه پیش از تاریکی توسط جهان تاریکی اداره میشود. در گذشته های دور، پادشاهی تاریکی جهان نور را درک کرد، آن را خواست و متعاقباً حمله ای را آغاز کرد. پدر عظمت، با آغاز اولین "دعوت" یا "آفریده"، مادر زندگی را احضار کرد، که پسرش، انسان اصلی (آرامی امپریالیستی: ناش قهامایا) را برای مقابله با نیروهای مهاجم از تاریکی فرستاد.
- مرد اصلی مجهز به پنج سپر نوری مجزا بود که بازتابی از پنج شخینا بودند. در جریان درگیری بعدی، او این سپرها را به نیروهای تاریکی از دست داد. این از دست دادن به عنوان یک "طعمه" استراتژیک طراحی شده برای فریب موجودات تاریک، که به شدت نور را جذب می کنند، طراحی شده است. پس از بیدار شدن، مرد اصلی خود را در دام نیروهای تاریکی گرفتار یافت.
- آفرینش دوم
- متعاقباً، پدر عظمت خلقت دوم را آغاز کرد. او روح زنده را احضار کرد که به نوبه خود پسرانش و انسان اصلی را فراخواند. به دنبال آن، مفهوم «ندای» خود به یک خدای متمایز مانوی تبدیل شد. یک «پاسخ» نیز بهعنوان خدای مانوی دیگر تحقق یافت که از انسان اصلی سرچشمه میگیرد و به دنیای نور میرود. مادر زندگی، روح زنده و پنج پسر روح زنده خلق کیهان را با استفاده از بدن موجودات بدخواه از دنیای تاریکی و نوری که مصرف کرده بودند، آغاز کردند. این فرآیند منجر به تشکیل ده آسمان و هشت زمین شد که هر کدام از ترکیبات متنوعی از موجودات ماده تاریک و نور جذب شده تشکیل شده بودند. خورشید، ماه و ستارگان همگی از نور بازیابی شده از دنیای تاریکی ساخته شده اند. چرخه قمری، بهویژه افزایش و زوال ماه، به عنوان «ماه پر شدن از نور» تصور میشود که سپس به خورشید منتقل میشود، راه شیری را طی میکند و در نهایت به دنیای نور باز میگردد.
- سومین آفرینش: اغوای آرکون ها
- پدر عظمت، آفرینش سوم را آغاز کرد، که طی آن شیاطین مهیب، که در روایت بار کونای به عنوان آرکون شناخته می شوند، بر فراز آسمان ها معلق شدند. نور متعاقباً از اشکال جسمانی موجودات بدخواه و شیاطین از طریق برانگیختن راهبردی بخل آنها، با استفاده از نمایش های جذاب موجودات نورانی مانند رسول سوم و باکره های نور، بازیابی شد. تفسیر آگوستین کرگدن از متون مانوی نشان می دهد که باکره های نور با تجلی به عنوان «پسرهای بی ریش» و «باکره های زیبا» نور را از آرکون های زن و مرد استخراج می کردند. برعکس، روایتهای دیگر، مانند کتاب الهند البیرونی و ردیههای مانی اثر افرم سوری، این اسطوره را به عنوان یک موجود واحد، گذراً جنسیتی یا آندروژنی، یعنی دوشیزه نور، توصیف میکنند که مسئول اغواگری است. نسخههای جایگزین، چندین موجودات بدون جنسیت را به تصویر میکشند که به آنها جنگجویان درخشان گفته میشود. با این وجود، بلافاصله پس از بیرون راندن نور از بدنشان، که سپس به زمین فرود آمد (که گاهی به صورت سقط جنین تجلی می یابد، مفهومی که در اساطیر مانوی به منشأ فرشتگان سقوط کرده مرتبط است)، موجودات بدخواه به طور مداوم تا آنجا که ممکن بود نور را مصرف کردند تا نور را در خود حفظ کنند. این موجودات بدخواه مقادیر قابل توجهی نور را می خوردند، به تولید مثل می پرداختند و در نتیجه آدم و حوا را به وجود می آوردند. متعاقباً، پدر عظمت، عیسی جلال را فرستاد تا آدم را بیدار کند و منشأ اصیل نور محصور در شکل فیزیکی او را آشکار کند. با این حال، آدم و حوا نیز زاد و ولد کردند و انسان های بیشتری را به وجود آوردند و در نتیجه به دام افتادن نور در بدن انسان ها در طول دوره های تاریخی تداوم بخشیدند. ظهور حضرت مانی نشان دهنده تلاش بعدی جهان نور برای افشای چشمه اصیل درخشندگی معنوی در وجود جسمانی آنها برای بشریت بود.
کیهان شناسی
در طول قرن ششم، بسیاری از مانویان، زمین را به صورت یک موازی مستطیلی شکل که توسط دیوارهای کریستالی پوشانده شده است، تصور کردند که سه گنبد آسمانی بر آن پوشانده شده است، و دو گنبد بعدی به ترتیب در بالا قرار گرفته و از اندازه گنبدهای قبلی فراتر رفته است. این سازهها نماد «سه بهشت» بودند که در سنتهای دینی کلدانی درک میشد.
مروری بر موجودات و رویدادها در اساطیر مانوی
مانوی از زمان پیدایش خود توسط مانی، پیوسته شرح مفصلی از خدایان و رویدادهای کیهانی را در چارچوب کلی جهانی خود گنجانده است. این خدایان یکسان به طور پیوسته در تمامی قلمروهای زبانی و جغرافیایی که مانوی به آن گسترش یافت، دوباره بیان میشوند، چه از طریق سریانی اصلی که توسط تئودور بار کونای استناد شده است، چه از طریق نامگذاری لاتینی ارائه شده توسط سنت آگوستین از Epistola Fundamenti مانی، و چه از طریق ترجمه فارسی و چینی echaastewardism کشف شده به عنوان Mani. اگرچه متون اصلی سریانی توصیفات اولیه مانی را حفظ کردند، ترجمههای بعدی به زبانها و زمینههای فرهنگی گوناگون جلوههای الهی را پدید آوردند که ذاتاً در آثار اساسی سریانی وجود نداشت. قابلتوجه، ترجمههای چینی دارای خصیصه ترکیبی مشخصی هستند که غالباً اصطلاحات رایج در بودیسم چینی را در بر میگیرد و تطبیق میدهد.
دنیای نور
- پدر عظمت (سریایی: Malbata.org dəRabbūṯā
- چهار چهره او (یونانی: ὁ چهارπρόσωπος پایر τοῦ اندازه؛ چینی: 四寂法身;
- الوهیت (فارسی میانه: yzd؛ اشکانی: bg'؛ چینی: 清净)
- نور (فارسی میانه و اشکانی: rwšn؛ چینی: 光明)
- قدرت (فارسی میانه: zwr؛ اشکانی: z'wr'؛ چینی: 大力)
- خرد (فارسی میانه: whyh؛ اشکانی: jyryft؛ چینی: 智慧)
- روح بزرگ (فارسی میانه: Waxsh zindag, Waxsh yozdahr؛ لاتین: Spiritus Potens)
اولین خلقت
- مادر زندگی (سریایی: ܐܡܐ ܕܚܝܐ imā dəḥayyē؛ چینی میانه: 善母佛؛ روشن شده است.
- موجودی که به عنوان نخستین انسان شناخته میشود، با اشکال مختلف زبانی شناسایی میشود: در سریانی به صورت ܐܢܫܐ ܩܕܡܝܐ (Nāšā Qaḏmāyā)، در فارسی میانه dication خلیج
(مرتبط با ایزد زرتشتی نور و نیکی)، و در لاتین Primus Homo. این شکل همچنین با مفهوم- نخستین شوره مرتبط است که در فارسی میانه به صورت hndyšyšn nxwysṯyn و در چینی به صورت 先意 به معنای واقعی کلمه hndyšyšn nxwysṯyn ترجمه می شود. translation">روشن.). نخستین انسان با پنج پسرش مرتبط است که نماینده پنج عنصر نور است. اینها در اشکانی panj rōšn، در پارسی میانه Amahrāspandān و در چینی 五明子 نامیده می شوند. یکی از این عناصر
- اتر است که در اشکانی به نام ardāw، در پارسی میانه frâwahr و در چینی 氣 شناخته می شود.
- یکی دیگر از این عناصر باد است که در فارسی اشکانی و میانه به عنوان wād و در چینی 風 تعیین شده است.
- عنصر نور در زبان اشکانی و فارسی میانه به عنوان rōšn و در چینی 明 شناخته می شود.
- عنصر آب در فارسی اشکانی و میانه به عنوان āb و در چینی 水 نامیده می شود.
- در نهایت، عنصر آتش در زبان اشکانی و فارسی میانه به ādur و در چینی 火 شناخته میشود.
- پسر ششم انسان اول، خدای پاسخ است که در سریانی به عنوان ܥܢܝܐ (ʻanyā)، در پارسی اشکانی و میانه به عنوان به عنوان شناخته می شود. lang="zh">勢至 (Shì Zhì)، که به "قدرت خرد" ترجمه شده و به یک بودیساتوا چینی اشاره دارد. این شکل نشان دهنده پاسخی است که نخستین انسان در پاسخ به ندای که از دنیای نور سرچشمه می گیرد، ارسال می کند.
دومین ایجاد
- دوست نورها، که در سریانی به نام ܚܒܝܒ ܢܗܝܖܐ (ḥaviv nehirē) و در زبان چینی به عنوان 樂明 از (span lang="zh">樂明潢 樂 是文Lights (روشن.))، تماسی را به این آدرس آغاز می کند:
- سازنده بزرگ، که در سریانی به عنوان ܒܢ ܖܒܐ (ban rabbā) و در چینی به عنوان 造相 (به معنای تحت اللفظی "مخلق" ("مخلق") translation">روشن.)). این موجودیت مسئول ایجاد دنیای جدیدی است که برای ترسیم تاریکی از نور طراحی شده است و به نوبه خود به این موارد میپردازد:
- روح زنده که با نامهای مختلف از جمله سریانی شناخته میشود ܪܘܚܐ ܚܝܐ (ruḥā ḥayyā)، پارسی میانه چینی Mihryas lang="zh">淨活風 (پینیین: Jìnghuófēng)، لاتین Spiritus Vivens، و یونانی Ζων Πνευμα. این شکل به عنوان یک دمیورژ عمل می کند و چارچوب دنیای مادی را می سازد. روح زنده با
- پنج پسرش مرتبط است، که در سریانی به عنوان ܚܡܫܐ ܒܢܘܗܝ (ḥamšā benawhy) و در چینی به عنوان Mashare dir="rtl" lang="syr"> .............. lang="zh">五等驍健子 (به معنای واقعی کلمه "پنج پسر شجاع" (روشن.)). در میان این پسران میتوان به
- حافظ شکوه اشاره کرد که در سریانی به نام ܨܦܬ ܙܝܘܐ (ṣfat ziwā) و در زبان لاتین به عنوان S" شناخته میشود. lang="zh">催光明使
- پنج پسرش مرتبط است، که در سریانی به عنوان ܚܡܫܐ ܒܢܘܗܝ (ḥamšā benawhy) و در چینی به عنوان Mashare dir="rtl" lang="syr"> .............. lang="zh">五等驍健子 (به معنای واقعی کلمه "پنج پسر شجاع" (روشن.)). در میان این پسران میتوان به
- یکی دیگر از این پسران پادشاه جلال است که در سریانی به عنوان ܡܠܟ ܫܘܒܚܐ (mlex šuvḥā)، در زبان لاتین به عنوان شناخته می شود. lang="zh">地藏 (Dìzàng)، که به "خزانه داری زمین" ترجمه می شود و به یک بودیساتوا چینی اشاره دارد.
- موجودی که به نام آداماس نور شناخته میشود نیز در میان این پسران است که در سریانی به عنوان ܐܕܡܘܣ ܢܘܗܪܐ (adamus nuhrā) و در لاتین بهعنوان ܐܕܡܘܣ ܢܘܗܪܐ (adamus nuhrā) و در لاتین به عنوان 降魔使 (پینیین: Jiàngmó shǐ). این شخصیت درگیر نبرد با موجود شیطانی است که به شکل پادشاه تاریکی ظاهر می شود و در نهایت آن را شکست می دهد.
- پادشاه بزرگ افتخار یکی دیگر از این پسران است که در سریانی به نام ܡܠܟܐ ܪܒܐ ܕܐܝܩܪܐ (malkā rabbā dikkārādmalkā rabbā dikkārād) شناخته می شود. dir="rtl" lang="arc">מלכא ܪבא דאיקרא (malka raba de-ikara)، در لاتین Rex Honoris، و در چینی به صورت 十天ins 十天ins lang="zh-Latn">Shítiān Dàwáng)، در لغت به معنای "پادشاه بزرگ ده آسمان" (روشن.). این موجود در کتاب خنوخ (که در اصل به زبان آرامی سروده شد) و در ترجمه سریانی مانی، کتاب غول ها، نقشی اساسی دارد. در هفتمین آسمان از ده آسمان (که مربوط به کرات آسمانی است، با هفت اولیه سیارات کلاسیک) ساکن است و از نقطه ورود به دنیای نور محافظت می کند. در روایت آرامی سریانی، این ورودی نگهبانی شده ماطارتا (سریایی: ܡܛܪܬܐ maṭarta) نامیده می شود.
- اطلس، همچنین یکی از پسران، در سریانی به نام ܣܒܠܐ (sebblā)، در لاتین به عنوان اطلس، و در چینی به عنوان Chíshìzhǔ). این نهاد مسئول پشتیبانی از هشت جهان از پایین است.
سومین ایجاد
- موضوع شناخته شده به عنوان سومین رسول در سریانی به عنوان ܐܝܙܓܕܐ (izgaddā)، در پارسی میانه به عنوان Anar شناخته می شود. lang="xpr">hridīg frēštag، و در لاتین به صورت tertius legatus.
- عیسی شکوهمند شخصیتی است که با عبارات مختلف زبانی مشخص میشود: در سریانی به صورت ܝܫܘܥ ܙܝܘܐ (Ishoʻ Ziwā)، و در چینی بهعنوان "عیسی نور درخشان"، یا 夷數精和، به معنی ، به معنی . این موجود وظیفه داشت آدم و حوا را با نور روحانی نهفته در اشکال فیزیکی آنها بیدار کند.
- دوشیزه نور با اصطلاح پارسی میانه و اشکانی qnygrwšn و با اصطلاح چینی 謹你嚧詵 مشخص می شود که نشان دهنده وام گیری آوایی از فارسی میانه است.
- دوازده باکره نور در سریانی بهعنوان ܬܪܬܥܣܪܐ ܒܬܘܠܬܐ (tratʻesrā btultē)، در فارسی میانه بهعنوان بهشمار میروند. rōšnān، و در چینی به عنوان 日宮十二化女 (پینیین: Rìgōng shí'èr huànǚ)، که به ترجمه Lillma's title="Spany" ترجمه می شود. کاخ دوازده دختر دگرگونی'. این ارقام در دوازده صورت فلکی زودیاک منعکس شده اند.
- ستون جلال با اصطلاح سریانی ܐܣܛܘܢ ܫܘܒܚܐ (esṭun šuvḥā)، اصطلاح فارسی میانه srōš-ahrāy، و اصطلاحات چینی 蘇露沙羅夷 (پینیین: Sūlù shāluóyí) و
盧舍那 (Lushěnà)، که هر دو رونویسی آوایی فارسی میانه هستند. این مفهوم نشان دهنده مسیری است که روح ها برای رسیدن به جهان نور، مشابه کهکشان راه شیری طی می کنند. - نوس بزرگ با
- پنج اندام او مرتبط است (به چینی: 五體). اولین عضو
- عقل است.
- ذهن
- هوش
- اندیشه
- درک
- پنج اندام او مرتبط است (به چینی: 五體). اولین عضو
- قاضی عادل در زبان اشکانی به عنوان d'dbr r'štygr و در چینی به عنوان 平等王 شناخته می شود که به معنای واقعی کلمه به معنای "پادشاه بی طرف" است.
- آخرین خدا
دنیای تاریکی
- شاهزاده تاریکی در سریانی بهعنوان Mashare dir="rtl" lang="syr">ܡܠܟ ܚܫܘܟܐ (mlex ḥešoxā) و در فارسی میانه شناخته می شود. مطابق با برترین موجود شیطانی در دین زرتشتی. این موجود بر
- پنج پادشاهی شیطانی او که به عنوان همتای بدخواه پنج عنصر نور در نظر گرفته شده اند، اداره می شود و پادشاهی تاریکی نشان دهنده پایین ترین قلمرو است.
- پسر او در سریانی ܐܫܩܠܘܢ (Ashaklun) در سریانی و Az در پارسی میانه از زورآست، یک نام گرفته شده است. داهاکا.
- همسر پسرش در سریانی به عنوان ܢܒܪܘܐܠ (Nevro'el) نامیده می شود.
- فرزندان آنها آدم و حوا هستند که در فارسی میانه به ترتیب گهمورد و مردیاناگ شناخته می شوند.
- غولها که به عنوان فرشتگان سقوط کرده یا سقط جنین نیز شناخته میشوند، با چند عبارت مشخص میشوند: در سریانی بهعنوان Mashare feve (yaḥtēll," andabosei>، "همچنین به معنی آن" و "Abosei>" ܐܪܟܘܢܬܐ؛ و در یونانی به عنوان Ἐγρήγοροι (Egrēgoroi)، به معنای "غول" است. این مفهوم با روایت فرشتگان سقوط کرده موجود در کتاب خنوخ، متنی که مانی به طور گسترده در «کتاب غولها» از آن استفاده کرده است، و به נפילים () مرتبط است. (6:1-4).
کلیسای مانوی
ساختار سازمانی
کلیسای مانوی به دو گروه اصلی تقسیم شد: برگزیدگان، که رسماً به عهد مانوی متعهد بودند و شنوندگان، که بدون انجام این نذرها در کلیسا شرکت کردند. بر اساس دکترین مانی مبنی بر اینکه برداشت نوعی خشونت علیه گیاهان است، برگزیدگان از مصرف الکل و گوشت، و از پرداختن به برداشت کشاورزی یا تهیه غذا منع شدند. در نتیجه، شنوندگان وظیفه تهیه غذا را انجام دادند و بدین وسیله این گناه را متحمل شدند، و تدارکاتی را در اختیار برگزیدگان قرار دادند، که در ازای آن، برای شنوندگان دعا میکردند تا آنها را از این تخلفات مبرا کنند.
در حالی که اصطلاحات این تقسیمبندیها در دوران مسیحیت اولیه رایج بود، کاربرد آن در تفسیر مسیحیت مانوی تفاوت قابل توجهی داشت. در متون چینی، نامهای فارسی میانه و اشکانی بهجای ترجمه معنایی، به صورت آوایی بیان میشوند. این تمایزات توسط آگوستین کرگدن مستند شده است.
- رئیس کلیسا، معروف به رهبر، جانشین منصوب مانی بود و به عنوان پاتریارک کلیسا، ابتدا در تیسفون و بعدها، از قرن نهم، در سمرقند، خدمت کرد. این نقش با عبارت سریانی ܟܗܢܐ (/kɑhnɑ/)، اصطلاح چینی yamag و اصطلاح چینی yamag مشخص می شود. lang="zh">閻默 (پینیین: yánmò). از شخصیتهای برجستهای که این مقام را داشتند میتوان به مار سیسین (همچنین به نام سیسینیوس) که جانشین بلافصل مانی بود، و ابو هلال الدیهوری، رهبر با نفوذ قرن هشتم، اشاره کرد.
- سلسله مراتب مانوی شامل 12 حواری بود که در لاتین به آنها magistrī و در سریانی ܫܠܝܚܐ (/ʃ(ə)liħe/)، در فارسی میانه به صورت možag، و در چینی به صورت 慕闍 (پینیین: mùdū). از جمله رسولان اولیه مانی، مار پتی (همچنین به نام پاتیکیوس، که پدر مانی بود)، آکواس و مار امو بودند.
- ساختار سازمانی همچنین شامل 72 اسقف بود که با اصطلاح لاتین episcopī، اصطلاح سریانی ܐܦܣܩܘܦܐ (/ʔappisqoppe/)، اصطلاحات فارسی میانه aspasag و افتادان، و اصطلاحات چینی 薩波塞 (پینیین: sàbōs/orsābōsā lang="zh">拂多誕 (پینیین: fúduōdàn). مار آدا، یکی از شاگردان اولیه مانی، به طور خاص به عنوان اسقف تعیین شد.
- پرزبیترها که تعداد آنها به 360 نفر میرسد، با عبارات مختلفی در زبانهای مختلف تعیین میشوند: لاتین presbyterī، سریانی ܩܫܝܫܐ /qaʃʃiʃe/، فارسی میانه مهستان، و چینی 默奚悉德 (پینیین: mòxīxīdé).
- همه برگزیدگان در لاتین ēlēctī شناخته میشد، ܡܫܡܫܢܐ /m(ə)ʃamməʃɑne/ در سریانی و یا ardawan یا dēnāwar در فارسی میانه. در زبان چینی به آنها 阿羅緩 (پینیین: āluóhuǎn) یا 電那勿 (پینیین:
diànnàwù). - شنوندگان با اصطلاح لاتین audītōrēs، سریانی ܫܡܘܥܐ شناسایی شدند. niyoshagan، و چینی 耨沙喭 (پینیین: nòushāyàn).
اعمال مذهبی
دعاها
منابع مانوی نشان میدهند که پیروان مراسم دعای روزانه را انجام میدادند، شنوندگان چهار نماز و برگزیدگان هفت نماز را به جا میآوردند. بین منابع تاریخی در مورد زمان دقیق این دعاها اختلاف وجود دارد. فهرست الندیم اوقات نماز را بعد از ظهر، اواسط بعد از ظهر، درست پس از غروب آفتاب و هنگام شب مشخص می کند. برعکس، بیرونی اوقات نماز را فجر، طلوع آفتاب، ظهر و مغرب می داند. برگزیدگان بیشتر نمازهای اضافی را در اواسط بعد از ظهر، نیم ساعت پس از شب و نیمه شب انجام دادند. گزارش الندیم از نمازهای یومیه احتمالاً برای همسویی با برنامه های نماز عمومی مسلمانان تطبیق داده شده است، در حالی که گزارش البیرونی به طور بالقوه نشان دهنده یک سنت پیش از نفوذ اسلامی است.
در ابتدا، زمانی که شرح مفصل الندیم از نمازهای یومیه تنها منبع موجود بود، این نگرانی پدیدار شد که ممکن است مانوی توصیف شده در طول اعمال انحصاری مانوی تحت تأثیر اعمال انحصاری مانوی قرار گرفته باشد. با این حال، تجزیه و تحلیل بعدی نشان داد که متن عربی الندیم با توصیفات موجود در متون مصری قرن چهارم مطابقت دارد و در نتیجه قدمت این اعمال را تأیید می کند.
هر نماز با وضو با آب یا در صورت عدم دسترسی به مواد دیگر مشابه با آداب وضو گرفتن اسلامی شروع می شد. این دعا شامل یک سلسله برکات برای رسولان و ارواح بود و هر جلسه دعا شامل دوازده مرتبه سجده و قیام بود. در ساعات روشنایی روز، مانوی ها خود را به سمت خورشید و در شب به سمت ماه می گرفتند. در غیاب ماه قابل رویت در شب، جهت گیری به سمت شمال تغییر کرد.
طبق گفته فاستوس از مایلو، اجرام آسمانی خود اشیاء عبادت نبودند. در عوض، آنها بهعنوان «کشتیهایی» تلقی میشدند که ذرات نور جهان را به خدای برتر غیبی، که فراتر از زمان و مکان است، منتقل میکردند، و همچنین بهعنوان محل سکونت نشاتهای این خدای عالی، مانند عیسی شکوهمند. نوشتههای آگوستین کرگدن انجام ده دعا را شرح میدهد: دعای اولیه به پدر بزرگواری تقدیم شد، با دعاهای بعدی خطاب به خدایان، ارواح و فرشتگان کوچکتر، و به دعاهایی خطاب به برگزیدگان، به دنبال رهایی از تولد دوباره و رنج، و رسیدن به آرامش در قلمرو نور، ختم شد. به همین ترتیب، اعتراف اویغور چهار دعا را مشخص می کند که به سوی خدای متعال (Äzrua)، خدای خورشید و ماه، خدای پنجگانه و بوداها هدایت می شود.
منابع اولیه
مانی هفت کتاب تألیف کرد که آموزههای اصلی دین را دربرمیگرفت. از این میان، تنها قطعات و ترجمه های پراکنده ای از متون اصلی باقی مانده است که اکثریت آن در مصر و ترکستان در قرن بیستم کشف شد.
در حالی که شش نوشته سریانی اصلی دیگر موجود نیست، عناوین سریانی آنها حفظ شده است و قطعات و نقل قول هایی از این آثار وجود دارد. نقل قول قابل توجهی که توسط نویسنده مسیحی نسطوری قرن هشتم تئودور بار کونای حفظ شده است، نشان دهنده فقدان تأثیر اصطلاحی ایرانی یا زرتشتی در نوشتههای آرامی سریانی مانی است، جایی که نام خدایان مانوی آرامی است. با این وجود، به نظر می رسد اقتباس مانوی برای ترکیب عناصر دینی زرتشتی در زمان حیات مانی، به ویژه با تألیف او از اثر پارسی میانه شابوهراگان، کتابی که به شاپور اول، امپراتور ساسانی تقدیم شده است، آغاز شده است. از مانوی غالباً به عنوان یک دین ایرانی شناخته می شود که در وهله اول به دلیل مجموعه گسترده متون پارسی میانه، اشکانی و سغدی (همراه با ترکی) توسط محققان آلمانی در نزدیکی تورپان، در سین کیانگ، چین معاصر، در اوایل قرن بیستم کشف شده است. با این حال، هنگامی که از منظر توصیفات سریانی اصلی آن (همانطور که توسط تئودور بار کونای ذکر شد و قبلاً مورد بحث قرار گرفت) نگریسته میشود، مانوی با دقت بیشتری به عنوان پدیدهای متمایز از بابلی آرامی مشخص میشود. این جنبش همزمان با دو جنبش جدید مذهبی آرامی، یهودیت تلمودی و مندائیسم، که هر دو نیز در حدود قرن سوم در بابل به وجود آمدند، ظهور کرد.
شش متن مقدس بنیادی مانوی که در اصل به زبان آرامی سریانی سروده شدهاند، اکنون در شکل اصلی خود گم شدهاند. این آثار به زبان های مختلف ترجمه شد تا انتشار دین را تسهیل کند. گسترش شرق منجر به ترجمه به فارسی میانه، اشکانی، سغدی، توچاری و در نهایت اویغور و چینی شد. برعکس، انتشار به سمت غرب شامل ترجمه هایی به یونانی، قبطی و لاتین بود. در نتیجه، اکثر متون موجود مانوی صرفاً بهعنوان ترجمههای چینی قبطی و قرون وسطایی از این نسخههای اصلی گمشده وجود دارد.
هنینگ تکامل این فرآیند ترجمه و تأثیر آن بر مانویان در آسیای مرکزی را توضیح میدهد:
بیتردید، سغدی بهعنوان زبان اصلی برای اکثر روحانیون و مذهبیون مانوی در آسیای مرکزی بوده است. پارسی میانه (پارسیگ) و تا حدودی اشکانی (پهلوانیگ) دارای جایگاه زبانی قابل مقایسه با لاتین در کلیسای مسیحی قرون وسطی بود. در حالی که بنیانگذار آیین مانوی از زبان سریانی، زبان مادری خود، به عنوان رسانه اصلی خود استفاده می کرد، به ویژه حداقل یک اثر به زبان فارسی میانه سروده است. همچنین این احتمال وجود دارد که او شخصاً بر ترجمه برخی یا همه نوشته های گسترده سریانی خود به فارسی میانه نظارت داشته باشد. این امر توانایی مانویان شرقی را برای چشم پوشی از مطالعه متون اصلی مانی، به جای تکیه بر نسخه های فارسی میانه، تسهیل کرد. تسلط آنها به فارسی میانه به دلیل خویشاوندی زبانی آن با سغدی به راحتی قابل دستیابی بود.
آثار در اصل به زبان سریانی سروده شده است
- انجیل مانی (سریایی: ܐܘܢܓܠܝܘܢ /ʔsɛwwan lang="grc">εὐαγγέλιον، به معنای "خبر خوب" یا "انجیل"). گزیدههایی از فصل ابتدایی آن به زبان عربی توسط ابن الندیم، که در دورهای که مانویان هنوز در شهر حضور داشتند، در بغداد سکونت داشت، ضبط شده است. این نقل قول ها در اثر 938 او، Fihrist، که به عنوان فهرستی جامع از همه کتاب های شناخته شده برای او عمل می کرد، ظاهر می شود.
- گنجینه زندگی
- رساله (قبطی: πραγματεία, pragmateia)
- اسرار
- کتاب غول ها: قطعات اصلی این متن در قمران (مرتبط به دوره پیش از مانوی) و تورپان کشف شده است.
- نامهها: آگوستین نقل قولهای لاتینی را از نامه اساسی مانی در چندین رساله ضد مانوی خود آورده است.
- مزامیر و دعاها: کتاب مزامیر مانوی قبطی، که در اوایل قرن بیستم در مصر کشف شد، متعاقباً توسط چارلز آلبری بین سالهای 1938 و 1939 ویرایش و منتشر شد.
آثار در اصل به فارسی میانه سروده شده است
- شابوهراگان، متنی اختصاص داده شده به شاپور اول: قطعات اصلی فارسی میانه در تورپان کشف شد، در حالی که بیرونی نقل قول هایی از آن را به زبان عربی حفظ کرده است.
متن های اضافی
- ارداهنگ که به "کتاب تصویر" نیز معروف است. در سنت ایرانی، این اثر بهعنوان یکی از متون مقدس مانی شناخته میشود که در طول تاریخ ایران متأخر به یادگار مانده است. همچنین به عنوان ارژنگ، یک اصطلاح اشکانی که به معنای "شایسته" است، نامیده می شد و به دلیل نقاشی های مصور خود مشهور بود. در نتیجه ایرانیان به مانی لقب «نقاش» دادند.
- کتفالایای معلم (Κεφαλαια)، ترجمه شده به عنوان "گفتارها" در قبطی موجود است.
- On the Origin of His Body، که عنوان Mani-Codex کلن است، نشان دهنده ترجمه یونانی یک متن آرامی است که زندگی اولیه مانی را شرح می دهد.
آثار غیرمانوی حفظ شده توسط کلیسای مانوی
- بخشهایی از کتاب ادبیات خنوخ، از جمله کتاب غولها.
- ادبیات مربوط به توماس رسول، که به طور سنتی اعتقاد بر این است که به هند سفر کرده و در سوریه مورد احترام بوده است، شامل بخشهایی از سیرانی *اعمال توماس* و *مزمور توماس* است. علاوه بر این، سیریل اورشلیم، پدر کلیسای قرن چهارم، *انجیل توماس* را به مانویان نسبت داد.
- روایت بارلام و یوسافات به عنوان یک داستان هندی در مورد بودا سرچشمه گرفت و متعاقباً از طریق یک بازخوانی مانوی پیش از تبدیل نهایی آن به داستان یک قدیس مسیحی در سنتهای غربی تکامل یافت.
کارهای بعدی
همانطور که مانوی در قلمروهای فارسیزبان شرقی گسترش یافت و متعاقباً به خاقانات اویغور (回鶻帝國) رسید که با حضور آن در پادشاهی اویغور تورپان (که در حدود 1335 ویران شد)، پارسی میانه و نیایشهای اشکانی (<<>Persiwan) به پایان رسید. āfurišn) و چرخه سرودهای اشکانی (به ویژه Huwīdagman و Angad Rōšnan، منسوب به Mar Ammo) در مجموعه متنی مانوی گنجانده شدند. مجموعهای از این متون بعداً ترجمه شد و منجر به ایجاد سرودنامه چینی مانوی (به چینی: 摩尼教下部讚؛ پینیین: Mónài-Latn) لیو به عنوان «سرودهایی برای بخش پایین [یعنی شنوندگان] مذهب مانوی» تعبیر میکند.
فراتر از سرودهایی که به خود مانی نسبت داده میشود، این مجموعه همچنین دارای دعاهایی است که به شاگردان اولیه او، مانند مار زاکو، مار امو، و مار سیسین نسبت داده شده است. علاوه بر این، یک متن چینی متمایز شامل ترجمه کاملی از خطبه نور نور است که به عنوان گفتگویی بین مانی و شاگردش آدا ساخته شده است.
منابع انتقادی و جدلی
پیش از کشف متون اصلی مانوی در قرن بیستم، درک علمی مانوی منحصراً از توصیفات و نقل قولهای مستقیم موجود در نوشتههای نویسندگان غیرمانوی مشتق میشد که دیدگاههای مسیحی، مسلمان، بودایی و زرتشتی را در بر میگرفت. علیرغم اتخاذ موضع انتقادی مکرر نسبت به آیین مانوی، این نویسندگان اغلب گزیدههایی مستقیم از متون مقدس مانوی را حفظ کردند. این شرایط به ایزاک دو بوسوبره در قرن هجدهم اجازه داد تا مطالعه گسترده ای در مورد آیین مانوی کاملاً بر اساس منابع ضد مانوی تدوین کند. در نتیجه، دسترسی علمی به نقلقولها و توصیفهای یونانی و عربی، و همچنین نقل قولهای لاتین گسترده توسط سنت آگوستین و نقل قول بهخصوص سریانی از تئودور بار کونای، دیرینه بوده است.
تصویر پدری مانی و مانوی
یوزبیوس تفسیر زیر را ارائه کرد:
خطای مانوها، که در این زمان شروع شد.
Acta Archelai
پتانسیل نادرستی در برخی گزارشهای تاریخی با روایت مربوط به منشأ آیین مانوی ارائه شده در Acta Archelai نمونهای است. این رساله یونانی ضد مانوی، که قبل از سال 348 پس از میلاد نوشته شده و عمدتاً از طریق ترجمه لاتین آن به رسمیت شناخته شده است، از نظر تاریخی تصویر قابل اعتمادی از آیین مانوی تلقی می شود تا زمانی که آیزاک دو بوسوبره در قرن 18 آن را رد کرد.
در زمان رسولان مردی به نام اسکیتیانوس زندگی میکرد که او را "از سکایی" و همچنین "یک نژاد ساراسین" ("ex genere Saracenorum") توصیف میکنند. او در مصر اقامت گزید و در آنجا با «حکمت مصریان» آشنا شد و نظام دینی را ابداع کرد که بعدها به مانوی معروف شد. سرانجام به فلسطین مهاجرت کرد و پس از مرگ، نوشتههایش به دست تنها شاگردش، تربینتوس، رسید. دومی خود را به بابل رساند، نام بودا را برگزید و در تبلیغ تعالیم استادش کوشید. اما او مانند سکائیانوس تنها یک شاگرد به دست آورد که پیرزنی بود. پس از مدتی بر اثر سقوط از پشت بام خانه درگذشت و کتابهایی را که از سکائیانوس به ارث برده بود به مالکیت پیرزنی در آمد که پس از مرگ او آنها را به جوانی به نام کوربیسیوس که کنیز او بود وصیت کرد. کوربیسیوس پس از آن نام خود را به مانس تغییر داد، نوشتههای اسکیتیانوس را مطالعه کرد و شروع به آموزش آموزههایی کرد که در آنها وجود داشت، با اضافات بسیاری از خود. او سه شاگرد به نام های توماس، آداس و هرماس به دست آورد. در همین زمان پسر پادشاه ایران بیمار شد و مانس درمان او را برعهده گرفت. با این حال شاهزاده مرد و مانس به زندان انداخته شد. او موفق به فرار شد، اما در نهایت به دست شاه افتاد و به دستور او پوست انداخت و جسدش را در دروازه شهر آویزان کردند.
A. A. Bevan، که به این روایت استناد کرد، خاطرنشان کرد که "هیچ ادعایی برای تاریخی تلقی شدن ندارد."
تصویر یهودیت در Acta Archelai
تصویر هژمونیوس از مانی چنین بیان می کند که دمیور بدخواه مسئول خلقت یهود بوده است. هژمونیوس در ادامه این ادعای مانی را ثبت می کند که:
متن ادعا می کند که
شاهزاده تاریکی با موسی، یهودیان و کشیشان آنها ارتباط برقرار کرد و بدین وسیله مسیحیان، یهودیان و مشرکان را از طریق پرستش آنها از این خدا در یک خطای الهیات مشترک قرار داد. این موجود که به عنوان آرکون تاریکی شناخته می شود، به عنوان گمراه کننده آنها از طریق امیالشان به تصویر کشیده می شود، زیرا خدای حقیقت را نشان نمی دهد. در نتیجه، همه افرادی که ایمان خود را به خدایی که با موسی و پیامبران در تعامل بود، میدانند، در کنار او مقدر شدهاند که در کنار او به انقیاد درآیند، زیرا نتوانستهاند اعتماد خود را به خدای واقعی که صرفاً مطابق با خواستههای خود با آنها درگیر شده است، حفظ کنند.
منابع اولیه از آسیای مرکزی و ایران
در اوایل قرن بیستم، متون اصلی مانوی پس از کاوشهایی که توسط دانشمندان آلمانی آلبرت گرونودل و متعاقباً آلبرت فون لو کوک در گائوچانگ، پایتخت باستانی پادشاهی اویغور مانوی در نزدیکی تورپان در ترکستان چین، انجام شد، ظاهر شد، مکانی که در حدود 1300 پس از میلاد ویران شد. اگرچه بسیاری از نوشتههای به دست آمده در وضعیت خرابی قرار داشتند، اما صدها صفحه از کتابهای مقدس مانوی که به سه زبان ایرانی (فارسی میانه، اشکانی و سغدی) و اویغوری باستان سروده شده بود، حفظ شد. این اسناد برای تجزیه و تحلیل و انتشار در آکادمی علوم پروس در برلین توسط لو کوک و سایر محققان از جمله فردریش دبلیو ک. مولر و والتر برونو هنینگ به آلمان منتقل شد. در حالی که اکثریت قریب به اتفاق این متون به گونهای از خط سریانی معروف به خط مانوی نوشته شدهاند، دانشمندان آلمانی احتمالاً به دلیل در دسترس نبودن فونتهای مناسب، آنها را عمدتاً با استفاده از الفبای عبری منتشر کردهاند که به راحتی میتواند جایگزین 22 حرف سریانی شود. lang="de">Manichaeische Dogmatik aus chinesischen und iranischen Texten (دگم مانوی از متون چینی و ایرانی)، تالیف ارنست والدشمیت و ولفگانگ لنتز و منتشر شده در برلین در سال 1933، به طور خاص برجسته است. این اثر، بیش از هر تحقیق دیگری قبل و بعد از آن، متون اصلی اصلی مانوی را با خط بومی خود ارائه و سپس تحلیل کرد. در اصل شامل بخش هایی از متون چینی، در کنار متون پارسی میانه و اشکانی است که با استفاده از الفبای عبری رونویسی شده اند. پس از به قدرت رسیدن حزب نازی در آلمان، انتشار نوشته های مانوی در سراسر دهه 1930 ادامه یافت. با این حال، ناشران استفاده از حروف عبری را متوقف کردند و به جای آن نویسهگردانی به خط لاتین را انتخاب کردند.
منابع اولیه قبطی
علاوه بر این، در سال 1930، محققان آلمانی در مصر مجموعه قابل توجهی از آثار مانوی را که به زبان قبطی نوشته شده بود، کشف کردند. اگرچه این اسناد نیز آسیب دیدند، صدها صفحه کامل باقی ماندند و متعاقباً از سال 1933، قبل از جنگ جهانی دوم، توسط دانشمندان آلمانی مانند هانس یاکوب پولوتسکی، در برلین تجزیه و تحلیل و منتشر شدند. برخی از این نوشته های مانوی قبطی متأسفانه در طول جنگ گم شدند.
منابع اولیه چینی
به دنبال موفقیت محققان آلمانی، محققان فرانسوی از چین بازدید کردند و بیشک کاملترین مجموعه نوشتههای مانوی را که به زبان چینی سروده شده بود، کشف کردند. این سه متن چینی که همگی در غارهای موگائو در میان دستنوشتههای دونهوانگ کشف شدهاند و همگی مربوط به قرن نهم هستند، در حال حاضر در لندن، پاریس و پکن نگهداری میشوند. محققانی که در کشف و انتشار اولیه آنها دخیل بودند عبارتند از ادوارد شاوان، پل پلیو و اورل استاین. مطالعات، تحلیلها و ترجمههای اصلی این نوشتهها برای اولین بار چه قبل و چه بعد از جنگ جهانی دوم به زبانهای فرانسوی، انگلیسی و آلمانی منتشر شد. متون کامل چینی ابتدا در توکیو، ژاپن، در سال 1927، در جلد 54 تایشو تریپیتاکا منتشر شد. در حالی که آنها در سه دهه گذشته هم در آلمان (با ترجمه کامل آلمانی در کنار نسخه ژاپنی 1927) و هم در چین در طول سه دهه گذشته بازنشر شده اند، انتشارات ژاپنی مرجع معتبر متون چینی باقی مانده است.
زندگی یونانی مانی، کدکس کلن
کدکس کوچکی که در مصر کشف شد، از طریق فروشندگان عتیقه در قاهره به رسمیت شناخته شد. دانشگاه کلن آن را در سال 1969 به دست آورد. متعاقباً، دو تن از محققین آن، هنریکس و کوئنن، نسخه اولیه را تولید کردند، که اکنون بهعنوان کد کلن Mani-Codex شناخته میشود، که در چهار مقاله در Zeitschrift. این دست نوشته پاپیروس باستانی حاوی متنی یونانی بود که جزئیات زندگی مانی را شرح می داد. این کشف به طور قابل توجهی درک مانی، بنیانگذار یکی از تأثیرگذارترین ادیان جهانی تاریخ را افزایش داد.
کاربرد تصویری
اصطلاحات "مانوی" و "مانوی" گهگاه به صورت استعاری به عنوان جایگزینی برای مفهوم گسترده تر "دوگانگی" در هنگام اشاره به فلسفه، دیدگاه یا جهان بینی خاصی به کار می روند. این عبارات غالباً دلالت دارند که جهان بینی مورد بررسی، وقایع تاریخی را بیش از حد ساده می کند و به تضاد دوتایی بین خیر و شر تبدیل می کند. به عنوان مثال، زبیگنیو برژینسکی جهان بینی جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور ایالات متحده را به عنوان «پارانویای مانوی» در جریان حضور در شوی روزانه با جان استوارت در 14 مارس 2007 توصیف کرد. برژینسکی تصریح کرد که این به این مفهوم اشاره دارد که او [بوش] نیروهای خیر را در برابر «محور شرارت» رهبری میکند.»» نویسنده و روزنامهنگار، گلن گرینوالد، این موضوع را در کتاب خود با عنوان میراث تراژیک در سال 2007 بیشتر مورد بررسی قرار داده است، هنگامی که این اصطلاح بوش را بهطور معمول به کار میبرد. درباره ایالات متحده و رهبری آن.
فیلسوف فرانتس فانون اغلب در تحلیل های خود از خشونتی که بین استعمارگران و مستعمرات رخ می دهد به مفهوم مانوی اشاره می کند.
در رمان پل تروکس، تاریخ مخفی من، قهرمان داستان اینگونه تعریف می کند که "خیر و شرارت برای مانیچای او" است. مخلوط شده است." قبل از این توضیح، قهرمان داستان حداقل دو بار در کتاب به داستان کوتاه جوزف کنراد "The Secret Sharer" اشاره می کند، روایتی که به طور مشابه دوگانگی خیر و شر را بررسی می کند.
یادداشت ها
کارهای ذکر شده
Baker-Brian، Nicholas J. (2011). مانوی: یک ایمان باستانی که دوباره کشف شد. لندن و نیویورک: T&T Clark.
- بیکر-برایان، نیکلاس جی. (2011). مانوییسم: یک ایمان باستانی که دوباره کشف شد. لندن و نیویورک. T&T Clark.
- بیتی، آلفرد چستر (1938). آلبری، چارلز (ویرایشگر). کتاب مزمور مانوی، قسمت دوم. اشتوتگارت.{{cite book}}: CS1 maint: مکان از دست رفته ناشر (پیوند)
- Cross, F. L.; لیوینگستون، E. A. (1974). فرهنگ لغت آکسفورد کلیسای مسیحی. لندن: انتشارات دانشگاه آکسفورد. ISBN 978-0-19-211545-4.فاور، فرانسوا (2005، 5 مه). مانی، هدیه نور. مقاله ارائه شده در سمپوزیوم Renova، Bilthoven، هلند.فولتز، ریچارد (2013). ادیان ایران: از پیش از تاریخ تا امروز. لندن: انتشارات Oneworld. ISBN 978-1-78074-308-0.گاردنر، ایین (2020). بنیانگذار مانوی: بازاندیشی در زندگی مانی. کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.گیورسن، سورن (1988). پاپیروس قبطی مانوی در کتابخانه چستر بیتی جلد. III: کتاب مزمور قسمت اول (ویرایش فاکس). ژنو: پاتریک کرامر.گیورسن، سورن (1988). پاپیروس قبطی مانوی در کتابخانه چستر بیتی جلد چهارم: کتاب مزمور قسمت دوم (ویرایش فاکس). ژنو: پاتریک کرامر. cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bo ok&rft.btitle=پاپیروس+قبطی+مانوی+در+کتابخانه+چستر+بیتی+جلد+IV%3A+Psalm+Bo ok+part+II.&rft.place=Geneva&rft.edition=Facsimile&rft.pub=Patrick+Crammer&rft.date=1988&rft.aulast=Giversen&rft.aufirst=Soren𝔯_id=info%Fen.s (Cahiers D'Orientalism XVI) 1988b. گروسست، رنه (1939). ترجمه والفورد، نائومی (1970). <i>امپراتوری استپ: تاریخ آسیای مرکزی</i>. نیوبرانزویک، نیوجرسی: راتگرز. شابک <bdi>978-0-8135-1304-1</bdi>.</li>
- {{cite book}}: CS1 maint: location missing publisher (link) (نسخههای خطی اصلی مانوی که از سال 1902 در چین، مصر و ترکستان کشف شدهاند در موزه هنر هند در برلین به نمایش گذاشته میشوند.)هاینریش، آلبرت و لودویگ کوئنن. (1970). Ein griechischer Mani-Kodex. (ویرایش). Der Kölner Mani-Codex (P. Colon. Inv. nr. 4780), 1975–1982.
- ایبشر، هوگو (1938). ویرایش شده توسط آلبری، چارلز آر سی نسخه های خطی مانوی در مجموعه چستر بیتی: جلد. دوم، قسمت دوم: کتاب مزمور مانوی. اشتوتگارت: W. Kohlammer.Legge, Francis (1964) [1914]. پیشروان و رقبای مسیحیت، از 330 قبل از میلاد تا 330 پس از میلاد.. New York: University Books 126-25. citerefmelchert2002"="" class="citation book cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=book& rft.btitle=پیشرو+و+رقبای+مسیحیت%2C+از+330+پیش از میلاد+تا+330+پس از میلاد&rft.place=نیویورک& amp;rft.pub=دانشگاه+کتاب&rft.date=1964&rft.aulast=Legge&rft.aufirst=فرانسیس&rft_id =https%3A%2F%2Farchive.org%2Fdetails%2Fforerunnersrival00legg&rfr_id=info%3Asid%2Fen.</span> این اثر در دو جلد صحافی مجدد چاپ شد.</li>
- این بخش مربوط به مانی (216-276/7) و شرح زندگینامه او، Codex Manichaicus Coloniensis (CMC) است.
- مکالمه بزرگ: مقدمه ای تاریخی بر فلسفه
. مک گراو هیل. ISBN 978-0-19-517510-3.Skjaervo، Prods Oktor (2006). مقدمه ای بر مانوی.ورست، گرگور (ژوئیه 2001). «بما-زبور بمیر». مجله مطالعات خاور نزدیک. 60 (3): 203–204. doi:10.1086/468925.مقالات بیرونی
- دایره المعارف کاتولیک حاوی مدخلی در مورد مانوی است که در مالکیت عمومی است و در سال 1917 منتشر شد.
- انجمن بین المللی مطالعات مانوی.
- بقایای مانوی و مسیحی در زیتون (کوانژو، چین جنوبی).
- ادیان ایران: مانوی، نوشته I.J.S. تاراپوروالا.
- تحقیقات ویژه: مطالعات مانوی.
- امپراطور درخشان: کتاب پیشینه دین نور (قسمت اول).
منابع مانوی موجود در ترجمه انگلیسی.
- خلاصه ای از افسانه آفرینش مانوی.
- نوشته های مانوی.
- مانوییسم: کتابشناسی جامع و طرح کلی مطالعات مانوی، شامل گزیده ای از متون منبع مانوی در قالب PDF.
- مجموعه ای از متون کلیدی مانوی در ترجمه انگلیسی.
- کتاب غولها، نوشته W.B. هنینگ، 1943.
- مجموعه ناگ حمادی و مطالعات مانوی (NHMS) از بریل، شامل مجلدات مختلفی است که شامل ترجمه انگلیسی متون مانوی است.
منابع ثانویه مانوی موجود در ترجمه انگلیسی.
- اثر قدیس آگوستین، *علیه نامه اساسی مانوی*.
- *Acta Archelai*.
منابع مانوی به زبان اصلی آنها.
- عکسهای کامل Koeln Mani-Kodex (یونانی).
- اثر مانوی سریانی که توسط تئودور بار خونایی نقل شده است.
- عکسهایی از نوشتهها و تکههای اصلی مانوی پارسی میانه کشفشده در تورپان، به همراه مطالب اضافی مانوی، از جمله تصاویر نوشتههای اصلی چینی مانوی.
- «خطبه روح» که به زبان اشکانی و سغدی ارائه شده است.
- متون پارسی میانه و اشکانی.
- MacKenzie, D. N. Mani's Šābuhragān، قسمت 1 (متن و ترجمه)، *بولتن مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی* 42/3، 1979، صفحات 500-34، [1] و قسمت 2 (واژگان و واژه نامه های مکتب مطالعات آفریقایی و مطالعات آفریقایی) 43/2، 1980، صفحات 288-310 [2].
- کتاب مقدس چینی مانوی عبارتند از: 摩尼教殘經一 ("سوترای ناقص مانوی") و 摩尼光佛教法儀略 ("طرح آموزش بودای درخشان مانی ("Thewer")، و ستایش").
منابع ثانویه مانوی به زبان اصلی آنها.
- آگوستین *Contra Epistolam Manichaei* (لاتین).
