TORIma Academy Logo TORIma Academy
مونیسم
فلسفه

مونیسم

TORIma Academy — متافیزیک

مونیسم

مونیسم

مونیسم یگانگی یا یگانگی (به یونانی: μόνος) را به مفهومی مانند وجود نسبت می دهد. انواع مختلفی از مونیسم را می توان تشخیص داد: مونیسم اولویت…

مونیسم، برگرفته از اصطلاح یونانی μόνος (به معنای "تفرد" یا "یک")، وحدت یا تکینگی اساسی یک مفهوم معین را مطرح می کند که اغلب در مورد خود هستی به کار می رود. دسته بندی های متمایز از تفکر مونیستی را می توان شناسایی کرد:

تعاریف

مونیسم معمولاً از طریق دو چارچوب تعریف اولیه درک می شود:

در حالی که اصطلاح مونیسم در فلسفه غرب برای توصیف مواضع در مورد مشکل ذهن و بدن سرچشمه گرفته است، کاربرد آن برای توصیف سنت های مذهبی مختلف گسترش یافته است. در هندوئیسم معاصر، «مونیسم مطلق» با Advaita Vedanta مرتبط شده است. با این حال، فیلیپ رنارد پیشنهاد می کند که این ممکن است نمایانگر یک مفهوم سازی غربی باشد که درک غیر دوگانه ذاتی واقعیت را نادیده می گیرد. محققان معمولاً آن را به عنوان شکلی از غیردوگرایی مطلق طبقه بندی می کنند.

تاریخچه

منشاء مونیسم مادی را می توان در فیلسوفان پیش از سقراط جستجو کرد که تلاش کردند تا قوس یا اصل اساسی جهان را از طریق علل مادی مختلف درک کنند. اینها شامل تالس بود که آب را به عنوان عنصر اساسی مطرح می کرد. آناکسیمنس که مدعی هوا بود. و هراکلیتوس که معتقد بود آن آتش است. متعاقباً، پارمنیدس جهان را به عنوان «یکی» تغییرناپذیر توصیف کرد. زنون از الئا بیشتر از طریق پارادوکس‌های خود از این دیدگاه در مورد یک موجود منحصر به فرد دفاع کرد که هدف آن نشان دادن ماهیت توهم‌آمیز زمان، حرکت و مکان بود.

باروک اسپینوزا معتقد بود که «خدا یا طبیعت» (Deus sive Natura) تنها جوهر قابل تغییر «ابدیت» موجود با جهان و همگانی است. این ادعا از این پیش‌فرض ناشی می‌شود که خدا/طبیعت دارای همه صفات قابل تصور است، و از آنجایی که هیچ دو جوهری نمی‌توانند یک ویژگی مشترک داشته باشند، هیچ جوهری فراتر از خدا/طبیعت نمی‌تواند وجود داشته باشد.

مونیسم به‌طور گسترده در فلسفه هند و ودانتا مورد بررسی قرار گرفته است، با بحث‌هایی که به ریگ ودا بازمی‌گردد. خود اصطلاح مونیسم در قرن 18 توسط کریستین فون وولف در رساله منطق (1728) ابداع شد. او از آن برای طبقه‌بندی سیستم‌های فلسفی استفاده کرد که به دنبال حل دوگانگی ذهن و بدن و توضیح همه پدیده‌ها از طریق یک اصل واحد یا به عنوان بیان یک جوهر منفرد بودند.

مسئله فلسفی ذهن و بدن رابطه پیچیده بین قلمرو ذهنی و مادی را بررسی می‌کند، به‌ویژه تمرکز بر آگاهی و ارتباط آن با مغز. این موضوع به‌ویژه توسط رنه دکارت در قرن هفدهم مورد توجه قرار گرفت و منجر به صورت‌بندی ثنویت دکارتی، و همچنین متفکران پیش از ارسطویی، در فلسفه ابن سینی و در سنت‌های فکری آسیایی، به‌ویژه هندی، شد.

متعاقباً، مونیسم به نظریه هویت مطلق که توسط هگل و شلینگ توسعه یافته بود نیز اعمال شد. به دنبال آن، این اصطلاح کاربرد وسیع تری پیدا کرد و هر چارچوب نظری را که یک اصل متحد کننده را مطرح می کرد، در بر می گرفت. همزمان، تز مخالف ثنویت به کثرت گرایی گسترش یافت. به گفته اورمسون، این کاربرد گسترده، اصطلاح "سیستماتیک مبهم" را تبدیل کرده است.

جاناتان شافر معتقد است که مونیسم با ظهور فلسفه تحلیلی در اوایل قرن بیستم، جنبشی که مخالف تفکر نو هگلی بود، از اهمیت خود کاسته شد. پوزیتیویست‌های برجسته‌ای مانند رودولف کارنپ و A. J. Ayer کل تحقیق را به‌عنوان «عرفان غیر منسجم» رد کردند.

مشکل ذهن و بدن در روان‌شناسی اجتماعی و رشته‌های وابسته به آن، با تمرکز دوباره بر تعامل ذهن و بدن و رد دوگانگی دکارتی، به طور خاص، دوگانگی، به طور خاص، ظاهر شده است. تجلی معاصر مونیسم علاوه بر این، مونیسم اهمیت خود را در فلسفه ذهن حفظ می‌کند، جایی که دیدگاه‌های گوناگون همچنان مورد حمایت قرار می‌گیرد.

دسته ها

مونیسم چندین طبقه بندی متمایز را در بر می گیرد:

مفاهیمی که از مونیسم فاصله دارند عبارتند از:

فلسفه ذهن معاصر مونیسم را به سه بخش اصلی طبقه بندی می کند:

برخی از مواضع فلسفی، از جمله کارکردگرایی، مونیسم غیرعادی، و مونیسم انعکاسی، به آسانی با طبقه بندی های فوق الذکر همسو نمی شوند. علاوه بر این، این مواضع تعریف "واقعی" را مشخص نمی کند.

طرفداران مونیسم

متفکران پیش از سقراط

علی‌رغم داده‌های تاریخی محدودی که از قطعیت قطعی در مورد جزئیات خاص جلوگیری می‌کند، فیلسوفان بعدی ماقبل سقراط دیدگاه‌های مونیستی را بیان کردند:

متفکران پسا سقراط

دوران مدرن

عصب شناسان با دیدگاه های مونیستیک

دیدگاه مذهبی

Pantheism

پانتئیسم چنین فرض می کند که همه هستی یک موجود الهی فراگیر و درونی را تشکیل می دهد، یا اینکه خود کیهان مترادف با الوهیت است. طرفداران پانتئیسم ممکن است مفهوم یک خدای شخصی یا انسانی را بپذیرند یا نپذیرند، و اذعان دارند که تفاسیر این اصطلاح به طور قابل توجهی متفاوت است.

در دوران مدرن، پانتئیسم به عنوان یک چارچوب الهیاتی و فلسفی، عمدتاً تحت تأثیر فیلسوف باروخ اسپینوزائر قرن هفدهم برجسته شد. اثر مهم او، اخلاق، به طور مستقیم نظریه دوگانه گرایی مشهور دکارت را که جدایی بین جسم و روح را مطرح می کرد، به چالش کشید. برعکس، اسپینوزا وحدت بنیادین آنها را که یک اصل مونیستی مرکزی در نظام فلسفی او بود، ابراز داشت. او به عنوان یک انسان مست از خدا شناخته می شد و از اصطلاح «خدا» برای نشان دادن وحدت واحد همه جوهر استفاده می کرد. علیرغم اینکه اصطلاح "پانتئیسم" پس از مرگ ابداع شد، اسپینوزا به طور گسترده به عنوان برجسته ترین طرفدار آن شناخته می شود.

H. P. Owen بیان کرد که:

پانتئیست‌ها "مونیست‌ها" هستند، و معتقد به وجودی منفرد هستند، با تمام جلوه‌های دیگر واقعیت به‌عنوان حالت‌ها یا ظواهر این موجودیت یگانه، یا به عنوان یکسان با آن درک می‌شوند.

پانتئیسم قرابت مفهومی نزدیکی با مونیسم دارد، با توجه به اینکه پانتئیست ها نیز تمام واقعیت را به عنوان یک جوهره منحصر به فرد درک می کنند که به طور مختلف جهان، خدا یا طبیعت نامیده می شود. پانتهئیسم، مفهومی متمایز اما مرتبط، متعاقباً توضیح داده خواهد شد. شخصیت‌های تاریخی قابل توجه مرتبط با پانتئیسم شامل رواقیون، جووردانو برونو و اسپینوزا هستند.

Panentheism

Panentheism، مشتق شده از اصطلاحات یونانی πᾶν (pân) به معنی "همه," "in," و θεός (theós) به معنی "خدا"، به "همه در خدا" ترجمه می شود. این نظام اعتقادی ادعا می‌کند که الوهیت - چه به عنوان یک خدای یکتاپرست، چه خدایان چند خدایی یا یک نیروی جاندار کیهانی ابدی تصور شود - در همه جنبه‌های طبیعت نفوذ می‌کند، اما از خود طبیعت متمایز می‌ماند. بنابراین پانتهئیسم از پانتهئیسم متمایز می شود که معتقد است امر الهی کاملاً مترادف با جهان است.

در پانانتئیسم، دوگانگی جوهر به رسمیت شناخته می‌شود: جهان ("pan") و خدا. عالم و الوهیت از نظر هستی شناختی معادل تلقی نمی شوند. خدا به عنوان نیروی زنده کننده دائمی ذاتی در کیهان تصور می شود. تعابیر خاصی از پاننتئیسم نشان می‌دهد که کیهان در درون خدا قرار دارد، که به طور همزمان «فراتر می‌رود»، «فراموش می‌کند» یا «در» کیهان ساکن می‌شود.

در حالی که پانته‌ئیسم هویت «همه خداست» را مطرح می‌کند، پاننتئیسم معتقد است که خدا هم جان می‌دهد و هم از کل جهان فراتر می‌رود. بعلاوه، فرمول‌بندی‌های خاصی نشان می‌دهند که جهان در درون خدا احاطه شده است، مفهومی شبیه به تصور یهودیت زیمتزوم. بخش قابل توجهی از تفکر فلسفی هندو ویژگی‌های قوی هم از پانته‌ئیسم و هم پانته‌ئیسم را نشان می‌دهد.

پل تیلیش، همراه با محقق لیبرال کتاب مقدس مارکوس بورگ و متیو فاکس الهی‌دان عرفانی، کشیش اسقفی، از چنین مفهومی در الهیات مسیحی حمایت کرده‌اند.

پاندیسم

پاندئیسم که به پان دییسم نیز گفته می‌شود، نام خود را از یونانی باستان πᾶν گرفته است، رومانی شده: pan، 'همه'، و لاتین deus، به معنای "خدا" در معنای دئیستی است. این اصطلاح به مجموعه ای از باورها اشاره می کند که به طور سیستماتیک جنبه های منطقی سازگار پانتئیسم را در هم می آمیزند - این تصور که "خدا" یا یک خدای خالق متافیزیکی مشابه طبیعت است - و دئیسم کلاسیک - اعتقاد به این که خدای خالق که جهان را طراحی کرده است، دیگر وجود ندارد، بلکه فقط از طریق عقل می تواند وجود داشته باشد. در نتیجه، پاندئیسم به طور خاص چنین فرض می‌کند که خالق جهان در واقع به خود جهان تبدیل شده و در نتیجه به عنوان یک موجود متمایز وجود ندارد.

این رویکرد هم‌افزایی به پاندییسم اجازه می‌دهد تا به انتقادات اساسی علیه دئیسم بپردازد (مخصوصاً، به این سؤال که چرا یک خالق الهی و به طور خاص می‌تواند از جهان‌گرایی و جهان‌گرایی مجدداً تضعیف شود). (درباره منشا و هدف نهایی جهان).

ادیان هند و شرق آسیا

تعریف خصوصیات

یک نگرانی اصلی در فلسفه دینی آسیایی، دوگانگی ذهن و بدن نیست، بلکه دنبال کردن یک واقعیت تغییرناپذیر یا مطلق است که از قلمرو ظواهر زودگذر و پدیده‌های در حال نوسان فراتر می‌رود، در کنار تلاش برای رهایی از *دوخا* و چرخه تولد دوباره. هندوئیسم عمدتاً دارای یک جوهر هستی شناسی است که در آن برهمن به عنوان واقعیت نهایی تغییر ناپذیر فراتر از تجربه حسی درک می شود. برعکس، بودیسم تا حد زیادی یک هستی‌شناسی فرآیندی را اتخاذ می‌کند و واقعیت را فاقد یک جوهره ذاتی و غیرقابل تغییر می‌داند.

یک ویژگی تعیین کننده فلسفه ها، فناوری ها و مذاهب مختلف آسیایی، شناخت سطوح چندگانه حقیقت، تأکید بر درک شهودی و تجربی امر مطلق است که با مفاهیمی مانند جنانا، بودی، و جیانکسینگ (به چینی: 見性) و به کارگیری اصول پزشکی شرقی در آسیای شرقی مصداق دارد. ادغام و درک این حقایق متنوع.

هندوئیسم

ودانتا

ودانتا شامل تحقیق منظم و سازماندهی وداها و اوپانیشادها است، با هدف آشتی دادن مفاهیم فلسفی متنوع و اغلب متضاد موجود در این متون مقدس. چندین مکتب فکری متمایز در ودانتا پدید آمده است:

هندوئیسم مدرن

حکومت استعماری بریتانیا در هند به طور قابل توجهی بر جامعه هندو تأثیر گذاشت. در نتیجه، روشنفکران برجسته هندو با فرهنگ و فلسفه غرب درگیر شدند و مفاهیم مختلف غربی را در اندیشه هندو وارد کردند. این شکل مدرن هندوئیسم متعاقباً در غرب به رسمیت شناخته شد.

در طول قرن نوزدهم، سوامی ویوکاناندا نقشی اساسی در احیای هندوئیسم و ​​انتشار Advaita Vedanta به جهان غرب از طریق مأموریت راماکریشنا ایفا کرد. تفسیر خاص او از Advaita Vedanta اغلب به عنوان Neo-Vedanta نامیده می شود. در فلسفه ادوایتا، شانکارا معتقد است که مدیتیشن و Nirvikalpa Samadhi به عنوان ابزاری برای تحقق وحدت ذاتی برهمن و آتمان عمل می کنند، نه اینکه خود هدف نهایی را تشکیل دهند:

[Y]oga یک تمرین مراقبه ای است که شامل جدا شدن از امر خاص و همذات پنداری با امر کلی است که در تفکر خود به عنوان جهانی ترین موجود، به ویژه آگاهی به اوج خود می رسد. این روش با سنت یوگای کلاسیک سرکوب کامل افکار متفاوت است.

به گفته گاوین فلود، ویوکاناندا "شخصیتی از اهمیت زیادی در توسعه خودفهمی مدرن هندو و در فرمول بندی دیدگاه غرب درباره هندوئیسم" بود. یک اصل اصلی فلسفه او این است که الوهیت در درون همه موجودات قرار دارد و ادعا می کند که هر فردی می تواند با این "الوهیت ذاتی" به اتحاد برسد، و اینکه شناخت این جوهر الهی در دیگران باعث ترویج عشق و هماهنگی اجتماعی می شود. ویوکاناندا معتقد بود که یک وحدت اساسی زیربنایی بر هندوئیسم، علیرغم تنوع مظاهر متعدد آن، نفوذ کرده است. Flood نشان می دهد که تفسیر Vivekananda از هندوئیسم در حال حاضر رایج ترین تفسیر در میان طرفداران است. فلود همچنین استدلال می‌کند که این دیدگاه مونیستی بستر تفکر اوپانیشادیک اولیه را تشکیل می‌دهد، به تئوسوفی در سنت ودانتای متأخر گسترش می‌یابد، و در نئوهندوئیسم مدرن مشهود است.

بودیسم

بر اساس قانون پالی، هر دو پلورالیسم (nānatta) و مونیسم (ekatta) دیدگاه‌های نظری تلقی می‌شوند. تفسیر Theravada نشان می دهد که کثرت گرایی شبیه یا مرتبط با نیهیلیسم است (ucchēdavāda)، در حالی که مونیسم با ابدیت قابل مقایسه یا مرتبط است (sassatavada).

سطوح حقیقت

در بودیسم، مجموعه متنوعی از چارچوب‌های فلسفی و آموزشی وجود دارد. بسیاری از مکاتب بودایی سطوح متمایزی از حقیقت را بیان می کنند:

Prajnaparamita-sutras و Madyamaka بر عدم دوگانگی شکل و پوچی تأکید می‌کنند، که در سوترای قلب معروف است به عنوان "شکل پوچی است، تهی شکل است." در بودیسم چینی، این مفهوم به این معنا تفسیر شد که واقعیت نهایی یک حوزه متعالی نیست، بلکه معادل دنیای روزمره وجود نسبی است. این دیدگاه به شدت با تأکید فرهنگی غالب چین بر دنیای روزمره و ساختارهای اجتماعی طنین انداز شد. با این حال، این توضیح به طور کامل نحوه تجلی مطلق در جهان نسبی را روشن نمی کند:

انکار دوگانگی سامسارا و نیروانا، همانطور که در سنت کمال حکمت نشان داده شده است، یا به طور منطقی نشان دادن مغالطه مفهوم سازی دوگانه، همانطور که ناگارجونا انجام داد، مستقیماً به رابطه اساسی بین سامسارا و نیروانا نمی پردازد. از نظر فلسفی تر، این به ارتباط بین واقعیت پدیداری و نهایی مربوط می شود. در نتیجه، ماهیت رابطه بین این دو قلمرو همچنان یک تحقیق انتقادی است.

این تحقیق از طریق چارچوب‌های مفهومی مختلف، از جمله پنج رتبه توزان، تصاویر Oxherding، و چهار راه دانستن هاکوین بررسی می‌شود.

سیکیسم

سیکیسم به مفهوم مونیسم مطلق پایبند است. فلسفه سیک معتقد است که همه ادراکات حسی یک توهم را تشکیل می دهند و خدا نماینده واقعیت نهایی است. صورت های زمانی گذرا هستند، در حالی که واقعیت خدا به تنهایی ابدی و پایدار است. آتما (روح) در نظر گرفته می‌شود که از پاراماتما (روح برتر) سرچشمه می‌گیرد و منعکس‌کننده آن است، که مقدر شده است «دوباره در آن ادغام شود»، همانطور که گورو ارجان، پنجمین گورو سیک بیان کرد، «همانطور که آب دوباره به آب می‌آمیزد».

خدا و روح اساساً یکسان و شبیه به آتش هستند. حکم "اتام مه رام، رام مه اتام" نشان می دهد که واقعیت ابدی نهایی در روح ساکن است و روح در درون این واقعیت قرار دارد. به طور مشابه، همانطور که امواج بی‌شماری از یک نهر منفرد بیرون می‌آیند و متعاقباً دوباره در آب ادغام می‌شوند، همه ارواح منفرد از هستی جهانی سرچشمه می‌گیرند و قرار است دوباره در آن ترکیب شوند.

ادیان ابراهیمی

یهودیت

الاهیات یهودی، خدا را متمایز از همه موجودات فیزیکی و آفریده شده و موجودی فراتر از محدودیت های زمانی می داند.

میمونیدس اظهار داشت که خدا موجودی غیر جسمانی است، علت غایی همه هستی های دیگر. او استدلال کرد که انتساب جسمانی به خدا به معنای پیچیدگی است که با ذات خدا به عنوان علت اول در تضاد است و بدعت را تشکیل می دهد. در حالی که عرفای حسیدی وجود جهان فیزیکی را در تضاد با سادگی مطلق خدا می دانستند، میمونید چنین تناقضی را نیافت.

اندیشه حسیدی، به ویژه آن گونه که شنور زلمان از لیادی، بنیانگذار چاباد در اواخر هجدهم و اوایل قرن نوزدهم به دلایل عدم ارتباط خداوند، در قرن نوزدهم بیان شده است.

  1. یک اصل اساسی اعتقاد یهود بیان می‌کند که «نیروی حیات الهی که [جهان را] به وجود می‌آورد باید دائماً حضور داشته باشد... اگر این نیروی حیات حتی برای یک لحظه کوتاه [جهان را] رها کند، مانند قبل از خلقت به حالت هیچی مطلق باز می‌گردد...»
  2. در عين حال، يهوديت به طور بديهي معتقد است كه خدا يك وحدت مطلق و كاملاً ساده است. در نتیجه، اگر قدرت حفظ او در طبیعت است، ذات او نیز باید در طبیعت جاری باشد.{{}}

مسیحیت

تمایز سازندگان–مخلوق

مسیحیان ادعا می‌کنند که خداوند جهان را ex nihilo آفریده است، نه از جوهر خود، بنابراین خالق را از خلقت متمایز می‌کند، که او از آن فراتر می‌رود. جنبشی نیز وجود دارد که از "همه خداپرستی مسیحی" حمایت می کند.

رد دوگانه انگاری رادیکال

در درباره انتخاب آزاد اراده، آگوستین در چارچوب مسئله شر ادعا کرد که شر مخالف خیر نیست، بلکه صرفاً فقدان آن است که وجود ذاتی ندارد. به طور مشابه، سی. اس. لوئیس در مسیحیت صرف شر را به عنوان یک "انگل" توصیف کرد و آن را به عنوان ناتوان از وجود مستقل بدون خیر برای حفظ آن درک کرد. لوئیس بیشتر بر ضد ثنویت مبتنی بر مطلق گرایی اخلاقی استدلال کرد و مفهوم دوگانه خدا و شیطان را به عنوان نیروهای متضاد رد کرد. او اظهار داشت که خداوند هیچ برابر و در نتیجه هیچ مخالفی ندارد، در عوض شیطان را به عنوان نقطه مقابل فرشته میکائیل می‌بیند. بنابراین، لوئیس از شکل محدودتری از ثنویت حمایت می کرد. متکلمان دیگر، مانند گرگ بوید، به طور گسترده‌تر استدلال کرده‌اند که نویسندگان کتاب مقدس از یک «دوگانگی محدود» حمایت می‌کنند، و این دلالت بر این دارد که خدا و شیطان درگیر تضاد واقعی هستند، اما تنها از طریق اراده آزاد اعطا شده توسط خدا و برای مدت زمانی که او اجازه می‌دهد.

مورمونیسم

الاهیات قدیس آخرالزمان شکلی از مونیسم دو وجهی را بیان می کند که ماتریالیسم و ​​ابدیت را در بر می گیرد. ادعا می‌کند که خلقت *ex materia* (برخلاف مفهوم *ex nihilo* رایج در مسیحیت مرسوم) اتفاق افتاده است، دیدگاهی که توسط پارلی پرت بیان شده و توسط بنیانگذار جنبش، جوزف اسمیت نیز تکرار شده است. این چارچوب الهیاتی هیچ تمایزی بین معنوی و مادی قائل نیست، و آنها را نه صرفاً ابدی مشابه، بلکه در نهایت دو تجلی از یک واقعیت یا جوهر نهفته در نظر می گیرد.

پارلی پرت مفهومی از حیات گرایی در هم آمیخته با سازگاری تکاملی را بیان کرد و اظهار داشت که "این عناصر ابدی و خودموجود در خود دارای ویژگی ها یا ویژگی های ذاتی خاصی هستند، در درجه ای کم یا زیاد؛ یا به عبارت دیگر، دارای هوش هستند که با حوزه های مختلف خود سازگار شده است."

مونادولوژی، که معتقد است «واقعیت متشکل از اتم‌های ذهن است که مراکز زنده نیرو هستند.»

فلسفه حیات‌گرایانه بریگام یانگ ذهنیت اولیه ذاتی ذرات بنیادی را پیشنهاد می‌کند و می‌گوید: «زندگی در همه ماده‌ها، در گستره وسیع همه ابدیت‌ها وجود دارد؛ در صخره‌ها، در هوا، در هوا، در آب، در هوا، در آب، و در هوا، و در آب، و در شن و ماسه، زندگی وجود دارد. سازماندهی ماده، خواه جامد، مایع یا گاز باشد، ذره ای که با ذره کار می کند."

درک قدیس آخرالزمان (LDS) از ماده به عنوان "اگر در واقع نوعی انرژی زنده نباشد، اساساً پویا توصیف می شود، و حداقل تابع قانون هوش است."

John esp. "زندگی چیزی نیست جز ماده در حال حرکت؛ بنابراین، همه مواد دارای نوعی حیات هستند... ماده... [هوش] است... از این رو همه چیز در جهان زنده است." با این وجود، ویدستو از تایید صریح پان روان گرایی خودداری کرد.

اسلام

قرآن

وینسنت کورنل معتقد است که قرآن تصویری مونیستیک از خدا ارائه می‌کند، و واقعیت را به عنوان یک کل یکپارچه به تصویر می‌کشد که در آن خدا مفهومی منحصر به فرد را تشکیل می‌دهد که همه پدیده‌های موجود را در بر می‌گیرد.

برعکس، دیدگاه علمی غالب ادعا می‌کند که متون دینی ابراهیمی، به‌ویژه از آفریده‌های قرآن و خدا به عنوان تشریح می‌کنند. این کتاب مقدس روشن می کند که در حالی که همه چیز از خدا سرچشمه می گیرد و تحت کنترل الهی است، خلقت به طور همزمان با وابستگی آن به وجود خدا متمایز می شود.

تصوف

برخی از عرفای صوفی مونیسم را تأیید می‌کنند، که نمونه بارز آن مولوی شاعر ایرانی قرن سیزدهم (1207–1273) است که در شعر تعلیمی خود، مثنوی، اصول مونیستی را بیان کرده است. مولانا در مثنوی می گوید:

در فروشگاه وحدت (وحدات)؛ هر چیزی را که در آنجا می بینید به جز یکتا، بت است.

با این وجود، دیگر عرفای صوفی، از جمله احمد سیرهندی، توحید ثنویتی را حفظ کردند و بر جدایی متمایز خدا و جهان تأکید داشتند.

تأثیرگذارترین طرفدار مونیسم اسلامی، فیلسوف صوفی ابن عربی (1165-1240) بود. او مفهوم «وحدت وجود» (به عربی: وحدة الوجود) را صورت بندی کرد که برخی از محققان آن را فلسفه ی مونیستی تعبیر می کنند. ابن عربی که از اندلس سرچشمه گرفت، تأثیر عمیقی بر جهان اسلام گذاشت و لقب «استاد بزرگ» را به خود اختصاص داد. آموزه‌های او در قرن‌های پس از مرگش به تدریج بحث‌برانگیز شد. به عنوان مثال، احمد سیرهندی، تفسیر مونیستی «وحدت هستی» را نقد کرد، در عوض از «وحدت شاهد» سازگار با دوگانگی دفاع کرد (عربی: وحدات شهود)، که تمایز روشنی را بین خالق و مخلوق تأیید کرد. پس از آن، شاه ولی الله دهلوی تلاش کرد تا این دو دیدگاه را با هم تطبیق دهد و اظهار داشت که تمایزات آنها اساساً معنایی است. او استدلال کرد که وجود کلی (که در خلقت با خالق تفاوت دارد) و ذات الهی متمایز هستند و وجود جهانی (به معنای غیر افلاطونی) از ذات الهی سرچشمه می گیرد و رابطه آنها شبیه به رابطه بین عدد چهار و مفهوم عدد زوج است.

شیعه

دکترین وحدة الوجود همچنین دارای تبعیت قابل توجهی از فلسفه عقل گرای شیعه دوازده امامی است که به ویژه توسط شخصیت برجسته مدرن روح الله خمینی حمایت می شود.

آیین بهائی

در حالی که آموزه‌های بهائی عمدتاً بر دغدغه‌های اجتماعی و اخلاقی متمرکز است، چندین متون اساسی عرفانی توصیف می‌شوند. در میان این بخش‌ها، بخش‌هایی هستند که شخصیتی مونیستیک را به نمایش می‌گذارند، مانند آنچه در هفت دره و کلمات پنهان یافت می‌شود. آموزه های بهائی با بیان این که این دیدگاه های متضاد از تغییرات بین ناظران به جای خود واقعیت مشاهده شده ناشی می شود، اختلاف بین دیدگاه های دوگانه و مونیست را آشتی می دهد. این رویکرد دوگانگی «حقیقت بالاتر/حقیقت پایین تر» را تشکیل نمی دهد. خدا را ناشناخته می دانند; بنابراین، برای بشریت غیرممکن است که به هیچ گونه درک مستقیمی از خدا یا مطلق دست یابد، زیرا همه دانش بشر ذاتاً نسبی است.

یادداشت ها

مراجع

منابع

درباره این نوشته

مونیسم چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره مونیسم، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

مونیسم چیست توضیح مونیسم مبانی مونیسم نوشته‌های فلسفه فلسفه به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • مونیسم چیست؟
  • مونیسم چه کاربردی دارد؟
  • چرا مونیسم مهم است؟
  • چه موضوعاتی با مونیسم مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه