عینیت گرایی یک نظام فلسفی را تشکیل می دهد که توسط نویسنده و فیلسوف روسی-آمریکایی، آین رند، طراحی و توضیح داده شده است. رند این فلسفه را اینگونه توصیف می کند: «مفهوم انسان به عنوان موجودی قهرمان، با خوشبختی خود به عنوان هدف اخلاقی زندگی اش، با دستاورد مولد به عنوان عالی ترین فعالیت او و عقل به عنوان تنها مطلق او».
ابژکتیویسم یک سیستم فلسفی است که توسط نویسنده و فیلسوف روسی-آمریکایی، آین رند، نامگذاری و توسعه یافته است. او آن را به عنوان "مفهوم انسان به عنوان موجودی قهرمان، با خوشبختی خود به عنوان هدف اخلاقی زندگی، با دستاورد مولد به عنوان اصیل ترین فعالیت او، و عقل به عنوان تنها مطلق او" توصیف کرد.
آین رند در ابتدا عینیت گرایی را در آثار داستانی خود، به ویژه سر چشمه (1943) و
اصول اصلی عینیت گرایی بیان می کند که واقعیت مستقل از آگاهی وجود دارد و افراد واقعیت را مستقیماً از طریق تجربه حسی درک می کنند. بر این باور است که دانش عینی از ادراک از طریق شکل گیری مفهوم و استدلال استقرایی قابل دستیابی است. علاوه بر این، این فلسفه مدعی است که هدف اخلاقی مناسب زندگی، جستجوی خوشبختی شخصی است، و تنها نظام اجتماعی سازگار با این اخلاق، سرمایهداری laissez-faire است که به طور کامل به حقوق فردی احترام میگذارد. در نهایت، عینیتگرایی کارکرد هنر را تبدیل ایدههای متافیزیکی انسان از طریق بازنمایی گزینشی واقعیت به شکلی ملموس - یک اثر هنری - تعریف میکند که میتوان آن را از نظر فکری درک کرد و از نظر عاطفی با آن درگیر شد.
در حالی که فیلسوفان دانشگاهی و فیلسوفان حقوقدان راند راند را تا حد زیادی نادیده میگرفتند یا نادیده میگرفتند، فیلسوفان آمریکایی را تحت تأثیر قرار دادهاند. محافظه کاران جنبش عینیت گرایی که توسط رند تأسیس شده است، تلاش می کند تا مفاهیم او را هم به عموم مردم و هم در محیط های دانشگاهی اشاعه دهد.
مبانی فلسفی
رند در ابتدا مفاهیم فلسفی خود را در رمانهایش، بهویژه سر چشمه و اطلس شانه انداخت بیان کرد. او متعاقباً این ایدهها را در نشریات خود، از جمله خبرنامه عینیتگرا، عینگرا، و نامه آین رند و همچنین در آثار غیرداستانی مانند مقدمهای بر معرفتشناسی عینیگرا و طراحیخودخواهی گسترش داد. «عینیتگرایی» از این فرض سرچشمه میگیرد که دانش و ارزشهای انسانی ماهیت عینی دارند. آنها در واقعیت ذاتی هستند، با ویژگی های آن تعیین می شوند و باید توسط ذهن درک شوند تا اینکه ذهنی ساخته شوند. رند توضیح داد که این نام را به این دلیل انتخاب کرده است که اصطلاح ترجیحی او برای فلسفه ای با محوریت تقدم هستی، «اگزیستانسیالیسم» قبلاً مورد استفاده بوده است.
رند عینیت گرایی را به عنوان «فلسفه ای برای زندگی بر روی زمین» توصیف می کند که بر اساس واقعیت است و برای ترسیم ماهیت انسان و ویژگی های اساسی جهان طراحی شده است.
فلسفه من، در اصل، مفهوم انسان به عنوان موجودی قهرمان است که سعادت او به عنوان هدف اخلاقی زندگی او، با دستاورد مولد به عنوان عالی ترین فعالیت او، و عقل به عنوان تنها مطلق او است.
متافیزیک: مفهوم واقعیت عینی
چارچوب فلسفی رند با سه اصل اساسی آغاز می شود: وجود، آگاهی و هویت. او بدیهیات را اینگونه تعریف کرد: "گزاره ای که پایه دانش را مشخص می کند و از هر گزاره دیگری که به آن دانش مربوط می شود، گزاره ای که لزوماً در همه موارد دیگر وجود دارد، خواه هر گوینده ای بخواهد آن را شناسایی کند یا نه. لئونارد پیکف، فیلسوف عینیگرا، توضیح داد که منطق رند برای این بدیهیات "دلیلی بر درستی بدیهیات وجود، آگاهی و هویت نیست. دلیلی است بر اینکه آنها بدیهیات هستند، که در پایه دانش قرار دارند و بنابراین گریزناپذیر هستند."
رند اظهار داشت که وجود یک واقعیت بنیادی و بدیهی ادراکی را تشکیل میدهد که زیربنای همه دانش است، که توسط اصل "وجود وجود دارد" در بر گرفته شده است. او همچنین بیان کرد که بودن مستلزم چیزی بودن است و بدین ترتیب "هویت هویت است هستی است." این دلالت بر این دارد که وجود، «موجودی با ماهیت خاص است که از صفات خاص ساخته شده است». در نتیجه، هر چیزی فاقد ماهیت یا صفات باشد، قادر به وجود نیست. اصل هستی به عنوان تمایز بین هستی و نیستی درک می شود، در حالی که قانون هویت در خدمت تمایز موجودات متمایز است. این مفهوم اخیر نشان دهنده درک اولیه از قانون عدم تضاد است که مبنای انتقادی دیگری را برای دانش بعدی تشکیل می دهد. همانطور که رند توضیح داد، "یک برگ... نمی تواند همزمان همه قرمز و سبز باشد، نمی تواند همزمان یخ بزند و بسوزد... A A است." عینیت گرایی اساساً هرگونه نظام اعتقادی را که پدیدههایی را که فراتر از هستی قرار میدهند، رد میکند.
رند معتقد است که آگاهی بهعنوان «نیروی ادراک آنچه وجود دارد» عمل میکند. او بیان کرد که "آگاه بودن به معنای آگاه بودن از چیزی است"، به این معنی که آگاهی جدا از رابطه آن با یک واقعیت مستقل غیرقابل تشخیص و غیرقابل تصور است. "آگاهی نمی تواند صرفاً از خود آگاه باشد، "خود" آن تنها از طریق آگاهی از چیزی بیرونی پدیدار می شود." در نتیجه، عینیت گرایی ادعا می کند که ذهن واقعیت را نمی سازد، بلکه به عنوان ابزاری برای کشف آن عمل می کند. به گونه ای دیگر، وجود بر آگاهی «اولیه» دارد و انطباق دومی با آگاهی را ضروری می کند. رند هرگونه استدلال جایگزین، از جمله سوبژکتیویسم متافیزیکی یا خداباوری را به عنوان مدافع «اولیت آگاهی» طبقهبندی کرد.
فلسفه عینیگرا نظریههای کنش و علیت خود را در اصل هویت پایهگذاری میکند و علیت را به عنوان «قانون هویت اعمال شده بر کنش» تعریف میکند. رند معتقد بود که کنشها از موجودیتها سرچشمه میگیرند و هر عمل به یک موجودیت خاص نسبت داده میشود. نحوه رفتار موجودیت ها با ماهیت ذاتی یا «هویت» آنها تعیین می شود. تغییر هویت در نتیجه اعمال آنها را تغییر می دهد. مشابه سایر بدیهیات، درک شهودی علیت از مشاهدات اولیه روابط علی بین موجودات، قبل از بیان کلامی آن و تشکیل پایه ای برای دانش پیشرفته، پدیدار می شود.
معرفت شناسی: نقش عقل
رند اظهار داشت که کسب دانش فراتر از ادراک فوری هم به اراده (اعمال اراده آزاد) و هم به کاربرد سیستماتیک یک روش اعتبارسنجی شامل مشاهده، شکلگیری مفهوم و استدلال استقرایی و قیاسی نیاز دارد. به عنوان مثال، اعتقاد صادقانه به اژدها ذاتاً به معنای وجود آنها در واقعیت نیست. اثبات حقیقت هر دانش ادعایی مستلزم یک فرآیند دقیق اثبات است که اساس آن را در واقعیت مشخص می کند.
معرفت شناسی عینی گرا با این اصل بنیادی شروع می شود که "آگاهی همان شناسایی است." این اصل نتیجه مستقیم این ادعای متافیزیکی است که «هستی هویت است». رند «عقل» را این گونه توصیف می کند: «توانایی که مواد ارائه شده توسط حواس انسان را شناسایی و یکپارچه می کند». رند بیان می کند که "مفهوم اساسی روش، مفهومی که بقیه به آن وابسته اند، منطق است. ویژگی متمایز منطق (هنر شناسایی غیر متضاد) ماهیت اعمال (اعمال آگاهی لازم برای دستیابی به یک شناسایی صحیح) و هدف آنها (دانش) را نشان می دهد - در حالی که ماهیت پیچیده یا منطقی مراحل را حذف می کند. مشکل شناختی خاصی که در هر نمونه معینی از استفاده از منطق دخیل است."
رند ادعا کرد که آگاهی، شبیه به سایر پدیده های موجود، دارای هویتی متمایز و متناهی است. در نتیجه، عملیات آن باید به یک روش اعتبارسنجی خاص پایبند باشد. یک دانش صرفاً به این دلیل که از طریق یک فرآیند خاص به دست آمده یا در قالبی خاص ارائه شده است را نمی توان باطل کرد. بنابراین، ادعای رند مبنی بر اینکه خودآگاهی باید دارای هویت باشد منجر به رد شکاکیت جهانی میشود که بر «محدودیتهای» ادراکشده آگاهی استوار است و هر گونه تکیه بر وحی، عاطفه یا باور مبتنی بر ایمان.
معرفت شناسی عینی گرا چنین فرض می کند که همه دانش ها اساساً از ادراک سرچشمه می گیرند. این دیدگاه ادعا می کند که "ادراکات، به جای احساسات خام، داده های اساسی و بدیهی را تشکیل می دهند." آین رند پایایی حواس را بدیهی میدانست و ادعا میکرد که هر استدلالی که مدعی رد این اعتبار باشد، همواره مغالطه «مفهوم دزدیده شده» را مرتکب میشود. او ادعا کرد که چنین استدلالهایی به طور ضمنی بر مفاهیمی تکیه میکنند که اعتبار آنها مبتنی بر حواس است. او همچنین استدلال کرد که ادراک، که از نظر فیزیولوژیکی تعیین میشود، ذاتاً خطاناپذیر است. به عنوان مثال، توهمات نوری خطاهایی را در تفسیر مفهومی ورودی بصری نشان می دهند، نه نقص در عمل دیدن خود. در نتیجه، اعتبار ادراک حسی را نمی توان اثبات کرد، زیرا همه اثبات ها بر شواهد حسی تکیه می کنند، و همچنین نمی توان آن را به طور مشروع انکار کرد، با توجه به اینکه چارچوب های مفهومی مورد استفاده برای چنین انکاری خود از داده های حسی ناشی می شوند. بنابراین، خطای ادراکی واقعی غیرممکن تلقی می شود. بنابراین رند شک و تردید معرفتشناختی را رد کرد و ادعا کرد که مفهوم «تحریف» دانش توسط شکل یا ابزار ادراک غیرقابل دفاع است.
نظریه ادراکی عینیگرا بین شکل و ابژه ادراک تفاوت قائل میشود. شکل خاصی که ارگانیسم از طریق آن ادراک می کند توسط ساختار فیزیولوژیکی دستگاه حسی آن دیکته می شود. صرف نظر از شکل ادراکی، موجود واقعی ادراک شده - موضوع ادراک - خود واقعیت در نظر گرفته می شود. این موضع رند را بر آن داشت تا تمایز کانتی را بین «اشیاء آنگونه که ما آنها را درک می کنیم» و «اشیا همان گونه که در خودشان هستند» رد کند. او این موضع را با بیان این جمله بیان کرد:
حمله به آگاهی انسان، به ویژه قوه مفهومی آن، بر این فرض بی چون و چرا بنا شده است که هر دانشی که از طریق فرایند آگاهی به دست می آید، ذاتاً ذهنی است و بنابراین نمی تواند با واقعیت عینی مطابقت داشته باشد، با توجه به ماهیت آن به عنوان دانش پردازش شده. با این حال، همه دانش دان پردازش شده است - چه در سطح حسی، ادراکی، یا مفهومی. دانش "فرآوری نشده" به معنای دانشی است که بدون هیچ وسیله شناختی به دست آمده است.
گستردهترین مشارکت معرفتشناختی رند، نظریهی شکلگیری مفهوم او است که در اثر او، مقدمهای بر معرفتشناسی عینیگرا به تفصیل شرح داده شده است. او اظهار داشت که مفاهیم از طریق فرآیندی که شامل حذف اندازهگیریهای خاص است، پدیدار میشوند. لئونارد پیکف این فرآیند را توضیح داد:
برای فرمول بندی یک مفهوم، یک فرد از نظر ذهنی مجموعه ای از بتن ها (واحدهای ادراکی متمایز) را بر اساس شباهت های مشاهده شده که آنها را از سایر بتن های شناخته شده متمایز می کند، ایزوله می کند. (شباهت به عنوان "رابطه بین دو یا چند موجود که دارای مشخصه(های) یکسانی هستند، البته در درجات یا اندازههای متفاوت، تعریف میشود.) متعاقباً، از طریق حذف اندازهگیریهای خاص این بتنها، فرد ادغام میکند آنها را در یک ساختار ذهنی جدید منفرد: مفهوم، که شامل همه بتنهای بالقوه آن نوع خاص میشود. این ادغام با انتخاب یک نماد ادراکی، معمولاً یک کلمه، برای تعیین آن نهایی شده و حفظ می شود. "یک مفهوم نشان دهنده ترکیب ذهنی دو یا چند واحد است که دارای ویژگی های متمایز یکسانی هستند که اندازه گیری های خاص آنها از آنها انتزاع شده است."
به گفته رند، "عبارت "اندازهگیریها حذف شده است" در این چارچوب به این معنی نیست که اندازهگیریها وجود ندارند؛ بلکه نشان میدهد که اندازهگیریها وجود دارند، اما نامشخص باقی میمانند. الزامی که اندازهگیریها باید وجود داشته باشند، یک جزء اساسی از اندازهگیریها را تشکیل میدهد که اساساً باید در این فرآیند وجود داشته باشد. مقدار بعضی، اما در هر کمیت مجاز هستند."
رند یک سازماندهی سلسله مراتبی برای مفاهیم ارائه کرد. مفاهیمی مانند «سگ» که «بتنهایی» را که از ادراک به دست میآیند ترکیب میکنند، میتوانند متمایز شوند (مثلاً به «داچشوند»، «پودل») یا یکپارچه شوند (مثلاً با «گربه» ترکیب شوند تا مفهوم گستردهتر «حیوان» را شکل دهند. مفاهیم انتزاعی تر، مانند «حیوان» را می توان از طریق فرآیند «انتزاع از انتزاعات» بیشتر ادغام کرد تا دسته بندی های گسترده تری مانند «جاندار» را تشکیل دهد. شکل گیری مفاهیم منوط به مجموعه دانش موجود است. به عنوان مثال، یک کودک خردسال یاد می گیرد که سگ را از گربه و مرغ تشخیص دهد. با این حال، برای شکل دادن به مفهوم "سگ"، کودک نیازی به تمایز صریح آنها از کرمهای لولهای در اعماق دریا یا سایر گونههای حیوانی که هنوز برای آنها ناشناخته است، نیست.
معرفت شناسی عینی گرا مفاهیم را به عنوان طبقه بندی های "پایان باز" مطرح می کند که فراتر از ویژگی های تعریف تاریخی یا فعلی آنها گسترش می یابد. در نتیجه، تمایز تحلیلی- ترکیبی را به عنوان یک دوگانگی کاذب رد می کند و پتانسیل دانش پیشینی را رد می کند.
رند "احساس" را به عنوان منبع مشروع دانش رد می کند. او در حالی که اهمیت احساسات را برای افراد تشخیص می داد، اظهار داشت که احساسات به جای اینکه به عنوان مسیری برای درک واقعیت عمل کنند، از ایده های خودآگاه یا ناخودآگاه از قبل موجود سرچشمه می گیرند. او به قول معروف، "احساسات ابزار شناخت نیستند." علاوه بر این، رند تمام مظاهر ایمان و عرفان را که مترادف می دانست، رد کرد. او ایمان را این گونه تعریف کرد: «پذیرش ادعاها بدون دلیل یا مدرک، جدا از یا برخلاف شواهد حواس و عقل...» عرفان از نظر او، «ادعای برخی غیرحسی، غیرعقلانی، غیرقابل تعریف، غیرقابل شناسایی و غیرقابل شناسایی، مانند «هر گونه «شکل «غریزه» معرفت است. دانستن.'" او اتکا به وحی را به استفاده از تابلوی Ouija تشبیه کرد و استدلال کرد که این تابلو ضرورت نشان دادن ارتباط بین نتایج و واقعیت را دور میزند. برای رند، ایمان یک «میان کوتاه» برای دانش نیست، بلکه «مصل کوتاه» است که آن را تضعیف می کند.
عینیت گرایی تشخیص می دهد که شناخت انسان ذاتاً محدود است، مستعد خطا است و فوراً پیامدهای کامل دانش اکتسابی را درک نمی کند. پیکف ادعا می کند که اگر همه شواهد تأیید کننده آن را تأیید کنند، می توان یک گزاره را قطعی تلقی کرد، که دلالت بر ادغام منطقی آن با پایگاه دانش موجود یک فرد دارد. بنابراین، قطعیت با شواهد موجود زمینه سازی می شود.
رند دوگانگی عقلگرا/تجربهگرای متعارف را نقد کرد و مدعی شد که معضلی کاذب را ارائه میکند: دانشی که بهطور مفهومی و در عین حال مستقل از ادراک به دست میآید در مقابل دانش مبتنی بر ادراک و در عین حال مستقل از مفاهیم (تجربهگرایی). او معتقد بود که هیچ یک از این دو رویکرد قابل دوام نیستند، زیرا ورودی حسی مواد خام را برای دانش فراهم می کند، در حالی که پردازش مفهومی به طور همزمان برای فرمول بندی گزاره های قابل فهم ضروری است.
نقد معرفتشناسی عینگرا
جان هاسپرز، فیلسوفی که تحت تأثیر رند بود و با دیدگاههای اخلاقی و سیاسی او همسو بود، در مسائل معرفتشناختی از او جدا شد. علاوه بر این، فیلسوفانی مانند تیبور ماچان اظهار کرده اند که معرفت شناسی عینی گرا ناقص است.
پروفسور روان شناسی رابرت ال. کمپبل مشاهده می کند که ارتباط بین معرفت شناسی عینی گرا و علوم شناختی مبهم است. این ابهام از آنجا ناشی میشود که رند ادعاهای پیشرفتهای در رابطه با شناخت انسان و رشد آن دارد که در حوزه روانشناسی قرار میگیرند، با این حال او به طور همزمان ادعا میکند که فلسفه بر روانشناسی ارجحیت منطقی دارد و کاملاً از آن مستقل است.
فیلسوفان راندال دیپرت و رودریک لانگ ابژکتوسیستم را مطرح میکنند. مکانیسم های ادراکی زیربنای شکل گیری قضاوت با روش های توجیه آنها آنها استدلال میکنند که این آمیختگی، چگونگی اعتبارسنجی دادههای حسی را بر قضاوتهای ساختاری گزارهای مبهم میکند.
اخلاق: اصل منفعت شخصی
عینیت گرایی شامل کاوش جامع ملاحظات اخلاقی است. رند در نشریات خود از جمله ما زنده ها (1936)، اطلس شانه انداختیم (1957)، و فضیلت خودخواهی (1964) به اخلاق پرداخت. رند اخلاق را این گونه تعریف می کند: «رمز ارزشی برای هدایت انتخاب ها و اعمال انسان – انتخاب ها و اعمالی که هدف و مسیر زندگی او را تعیین می کند». او اظهار داشت که تحقیق اولیه محتوای یک نظام ارزشی نیست، بلکه «آیا انسان اصلاً به ارزشها نیاز دارد و چرا؟» رند ادعا کرد که «تنها مفهوم «زندگی» است که مفهوم «ارزش» را ممکن میسازد، و «این واقعیت که یک موجود زنده هست، تعیین میکند که باید چه کاری انجام دهد." او در ادامه توضیح داد: "تنها یک بدیل اساسی در جهان وجود دارد: وجود یا عدم - و آن مربوط به یک طبقه واحد از موجودات است: موجودات زنده. وجود ماده بیجان بدون قید و شرط است، وجود حیات نیست: این بستگی به یک مسیر عمل خاص دارد. [...] فقط یک موجود زنده است که با یک جایگزین دائمی روبرو می شود: مسئله زندگی یا مرگ."
رند اظهار داشت که اعمال اساسی اراده آزاد انسان در تصمیم گیری "فکر کردن یا فکر نکردن" است. او توضیح داد که شناخت یک فرآیند ذاتی نیست. در هر مقطعی از وجود، افراد دارای آزادی هستند که در تلاش فکری شرکت کنند یا آن را دور بزنند. چنین تاملی مستلزم یک وضعیت آگاهی کامل و متمرکز است، زیرا عمل هدایت آگاهی فرد ذاتاً ارادی است. Individuals can either intentionally focus their minds toward a comprehensive, active, and goal-oriented apprehension of reality, or they can allow their minds to unfocus, drifting into a semi-conscious state, passively responding to immediate stimuli and the arbitrary associations generated by their undirected sensory-perceptual apparatus. در نتیجه، رند اظهار داشت که داشتن اراده آزاد انسانها را ملزم به انتخاب ارزشهای خود می کند، به این معنی که زندگی خود فرد خودکار به عنوان ارزش برتر پذیرفته نمی شود. در حالی که نتیجه واقعی اینکه آیا اقدامات یک فرد واقعاً پیشرفت می کند و زندگی آنها را برآورده می کند، از نظر تجربی قابل تأیید است، مشابه سایر ارگانیسم ها، تصمیم برای پیگیری فعالانه بهزیستی فرد، به جای اینکه از نظر فیزیولوژیکی از پیش تعیین شده باشد، صرفاً بر عهده خود فرد است. او نتیجه گرفت که "انسان این قدرت را دارد که به عنوان ویرانگر خود عمل کند - و این راهی است که او در بیشتر تاریخ خود عمل کرده است."
رند در رمان خود اطلس شانه انداخت بیان کرد که "ذهن انسان ابزار اساسی بقای اوست. زندگی به او داده شده است، بقا نیست. بدنش به او داده شده است، رزقش نیست. ذهنش به او داده شده، محتوای آن نیست. برای زنده ماندن، او باید عمل کند و قبل از اینکه بتواند ماهیت غذای خود را بشناسد و هدفش را از غذا به دست آورد، باید بداند. برای به دست آوردن آن، او نمی تواند یک خندق حفر کند - یا یک سیکلوترون بسازد - بدون آگاهی از هدف خود و ابزار رسیدن به آن، او باید فکر کند. رند در میان آثار ادبی خود، از جمله سر چشمه و اطلس شانه انداخت، علاوه بر این، بر نقش حیاتی کار مولد، محبت عاشقانه، و بیان هنری در پرورش شادی انسان تاکید کرد و ابعاد اخلاقی ذاتی در تعقیب آنها را به تصویر کشید. در اخلاق عینیگرا، فضیلت اصلی عقلانیت است، که رند آن را اینگونه تعریف کرد: «شناخت و پذیرش عقل به عنوان تنها منبع دانش، تنها داور ارزشها و تنها راهنمای فرد برای عمل.»رند اظهار داشت که هدف اساسی یک کد اخلاقی ارائه اصول اساسی برای ارزشهای فردی است که میتواند از طریق ارزشهای فردی ارزشهای خود را حفظ کند. او این مفهوم را به صورت زیر خلاصه کرد:
"اگر [انسان] زندگی را انتخاب کند، اخلاق عقلانی به او میگوید چه اصول عملی برای اجرای انتخابش لازم است. اگر زندگی را انتخاب نکند، طبیعت مسیر خود را طی خواهد کرد. واقعیت انسان را با بسیاری از «بایدها» مواجه میکند، اما همه آنها مشروط هستند: «اگر» شرط واقعگرایانه است. انتخاب: "اگر می خواهید به هدف خاصی برسید"
توضیح رند در مورد ارزشها بیان میکند که مهمترین الزام اخلاقی یک فرد، دستیابی به رفاه خود است، و ادعا میکند که پایبندی به یک کد اخلاقی باید در خدمت زندگی و منافع شخصی فرد باشد. بنابراین خودگرایی اخلاقی به عنوان پیامد مستقیم تثبیت زندگی انسانی به عنوان معیار اخلاقی نهایی پدیدار می شود. رند معتقد بود که خودگرایی عقلانی نتیجه اجتناب ناپذیری را نشان می دهد که افراد به طور پیوسته از شواهد تجربی برای نتیجه گیری عقلانی آن پیروی کنند. از نظر او، تنها جایگزین، وجودی عاری از جهتگیری به واقعیت خواهد بود.
پیامد مستقیم حمایت رند از منفعت شخصی، انکار دکترین اخلاقی نوعدوستی بود، که او، مطابق با رایجسازی این اصطلاح توسط آگوست کنت، به عنوان یک الزام اخلاقی برای وجود دیگران برای وجود به نفع دیگران تعریف کرد. علاوه بر این، رند ذهنیت گرایی را رد کرد. او یک «هوسپرست» یا «لذتپرست» را فردی توصیف میکند که نه از آرزوی داشتن یک زندگی کاملاً انسانی، بلکه بیشتر بهدلیل میل به وجودی مادونانسانی هدایت میشود. چنین فردی، به جای اینکه «آنچه را که زندگی من (انسانی) من را ارتقا می دهد» به عنوان معیاری برای ارزش، به اشتباه «آنچه را که من (به طور ناخودآگاه) برای آن ارزش قائلم» را به عنوان معیار جایگزین کند، در نتیجه با ماهیت وجودی آنها به عنوان یک ارگانیسم انسانی و ذاتاً عقلانی در تضاد است. رند استدلال میکرد که «ارزش میدهم» ذهنی ذاتی در هویپرستی یا لذتگرایی را میتوان با «ما ارزش قائل است»، «او ارزش قائل است»، «ارزش میدهند» یا «خدا ارزش قائل هستند» جایگزین شود، اما همچنان از واقعیت عینی جدا میماند. رند صراحتاً آمیختگی خودخواهی عقلانی را با لذتپرستانه یا هویپرستی «خودخواهی-بدون خود» رد کرد. او یک تمایز اساسی را بیان کرد و اولی را با فضیلت و دومی را مضر تلقی کرد.
آین رند اظهار داشت که تمام فضایل اساسی از نقش محوری عقل به عنوان مکانیسم اولیه بقای بشریت ناشی می شود. این فضایل - عقلانیت، صداقت، عدالت، استقلال، درستکاری، بهرهوری و غرور- در اثر او، "اخلاق عینیگرا" توضیح داده شده است. اصل اصلی اخلاق عینیت گرا در سوگند جان گالت، شخصیتی در رمان اطلس شانه انداخته است، گنجانده شده است: "من به زندگی و عشقم به آن سوگند می خورم که هرگز به خاطر مرد دیگری زندگی نخواهم کرد و از مرد دیگری نمی خواهم که برای من زندگی کند."
نقد نظریه اخلاقی عینگرا
اخلاق عینی گرا انتقاد بسیاری از فیلسوفان را برانگیخته است. به عنوان مثال، رابرت نوزیک ادعا کرد که استدلال اخلاقی بنیادی رند ناقص است، زیرا نمی تواند توضیح دهد که چرا یک فرد نمی تواند عقلاً مرگ و فقدان ارزش ها را برای پیشبرد یک ارزش خاص انتخاب کند. در نتیجه، او اظهار داشت که دفاع او از خودپرستی اخلاقی یک petitio principii است. علاوه بر این، نوزیک حل و فصل رند برای مشکل مشهور دیوید هیوم را ناکافی دانست. برعکس، فیلسوفان داگلاس بی راسموسن و داگلاس دن اویل به این موضوع پرداختهاند که نوزیک موضع رند را نادرست معرفی کرده است.
چارلز کینگ استفاده رند از یک ربات تخریبناپذیر را بهعنوان نمونهای گویا برای ارزش زندگی مورد انتقاد قرار داد و آن را هم اشتباه و هم وسوسهانگیز دانست. در رد، پل سنت اف.
فلسفه سیاسی: حقوق فردی و سرمایه داری
طرفداری عین رند برای آزادی فردی عمیقاً با چارچوب فلسفی گستردهتر او در هم تنیده است. با توجه به اینکه عقل راه اصلی برای دانش بشری است، در نتیجه به عنوان اساسی ترین مکانیسم بقای هر فرد عمل می کند و برای دستیابی به ارزش ضروری است. اعمال یا تهدید زور، خواه مورد تحریم دولتی باشد یا جنایی، عملاً اثربخشی عملی عقل یک فرد را باطل می کند. رند گفته معروفی دارد که "ذهن انسان در نوک تفنگ کار نمی کند". از این رو، تنها شکل تعامل انسانی سازمان یافته سازگار با عملیات عقلانی، همکاری داوطلبانه است. متقاعد کردن، برعکس، روش ذاتی عقل است. آشکارا غیرمنطقی، به دلیل ماهیت خود، نمی تواند به اقناع وابسته باشد و در نهایت باید برای رسیدن به اهداف خود از زور استفاده کند. در نتیجه، رند همبستگی بین عقل و آزادی را مطرح کرد، و منعکس کننده ادعای او بود که عرفان و زور نتیجهای هستند. از این درک بنیادی از نقش عقل، عینیت گرایان معتقدند که اعمال نیروی فیزیکی بر خلاف میل دیگری غیراخلاقی است، این اصل به اشکال غیرمستقیم اجبار مانند تهدید، تقلب، یا نقض قرارداد گسترش می یابد. برعکس، استقرار نیروی تدافعی یا تلافی جویانه قابل توجیه تلقی می شود.
عینیت گرایی ادعا می کند که از آنجایی که اعمال بدون مانع عقل، فارغ از شروع زور، برای دستیابی به ارزش های اخلاقی ضروری است، هر فردی دارای حق اخلاقی سلب ناپذیری است که مطابق قضاوت خود عمل کند و ثمره کار خود را حفظ کند. لئونارد پیکف، با تشریح مبانی حقوق، بیان کرد: "در محتوا، همانطور که پدران بنیانگذار تشخیص دادند، یک حق اساسی وجود دارد که چندین مشتق عمده دارد. حق اساسی حق زندگی است. مشتقات اصلی آن حق آزادی، مالکیت و تلاش برای خوشبختی است." او همچنین «حق» را به عنوان «اصل اخلاقی تعریف و تأیید کننده آزادی عمل مرد در یک زمینه اجتماعی» تعریف کرد. این حقوق بهجای استحقاق به نتایج یا داراییهای خاص، بهعنوان حقوق عمل تصور میشوند، و تعهدات مربوطه ذاتاً منفی هستند: افراد ملزم هستند از نقض حقوق دیگران خودداری کنند. عینی گرایان به صراحت مفاهیم بدیل از حقوق، از جمله حقوق مثبت، حقوق جمعی و حقوق حیوانات را رد می کنند. بر اساس عینیت گرایی، تنها نظام اجتماعی که به طور کامل از حقوق فردی حمایت می کند، سرمایه داری است، به ویژه آنچه رند آن را «سرمایه داری کامل، خالص، کنترل نشده، بدون قاعده آزاد» می نامد. در حالی که عینیت گرایی مزایای بالقوه سرمایه داری برای فقرا را تصدیق می کند، این توجیه اولیه آن تلقی نمی شود. بلکه به عنوان تنها نظام اجتماعی اخلاقی مطرح می شود. علاوه بر این، عینیت گرایی ادعا می کند که تنها جوامعی که متعهد به برقراری آزادی هستند (یعنی ملت های آزاد) دارای حق مشروع برای تعیین سرنوشت هستند.
عینیت گرایی معتقد است که دولت "وسیله ای برای قرار دادن استفاده تلافی جویانه از نیروی فیزیکی تحت کنترل عینی - یعنی تحت قوانین عینی تعریف شده" است. در نتیجه، دولت برای حفظ حقوق فردی هم مشروع و هم ضروری تلقی می شود. رند آنارشیسم را رد کرد و اظهار داشت که تجاری سازی عملکرد پلیس و قضایی ذاتاً عدالت را به خطر می اندازد. بر اساس عینیت گرایی، مسئولیت های دولتی مناسب شامل «پلیس، محافظت از مردان در برابر مجرمان —خدمات مسلح، محافظت از مردان در برابر مهاجمان خارجی —دادگاه های قانونی، حل و فصل اختلافات بین مردان بر اساس قوانین عینی»، قوه مجریه و نهادهای مقننه است. علاوه بر این، در نقش خود در حمایت از حقوق فردی، دولت به عنوان عامل شهروندی خود عمل می کند و «هیچ حقوقی را ندارد مگر حقوقی که توسط شهروندان به آن تفویض شده است»، و موظف است بی طرفانه مطابق با قوانین مشخص و عینی مشخص شده عمل کند.
رند ادعا کرد که اعطای مالکیت فکری محدود به هنرمندان، بر اساس سیستم انحصاری، هنرمندان خاص، در ابتدا بر اساس مالکیت فکری محدود است. با توجه به دیدگاه او مبنی بر اینکه همه دارایی ها اساساً معنوی هستند، از نظر اخلاقی قابل توجیه است. علاوه بر این، ارزش تجاری یک محصول تا حدی از کار ضروری سازندگان آن نشات می گیرد. با این وجود، رند بر اهمیت محدودیتهای ثبت اختراع و حق چاپ تاکید کرد و اظهار داشت که اعطای کمکهای دائمی به ناچار منجر به جمعگرایی عملی میشود.
رند به شدت با نژادپرستی و هر گونه تجسم قانونی آن مخالفت کرد. او اقدام مثبت را مظهر نژادپرستی قانونی توصیف کرد. رند از حق سقط جنین قانونی دفاع می کرد. در حالی که رند مجازات اعدام را از نظر اخلاقی به عنوان قصاص قتل قابل دفاع میدانست، او آن را به دلیل احتمال اعدام افراد بیگناه و امکان قتل توسط دولت خطرناک میدانست. در نتیجه، او اعلام کرد که مخالفت خود با مجازات اعدام مبتنی بر "مبنای معرفتی و نه اخلاقی" است. رند سربازی اجباری را رد کرد. او با تمام اشکال سانسور، که شامل محدودیت های قانونی در مورد هرزه نگاری، بیان، یا اعمال مذهبی بود، مخالف بود. رند اشاره معروفی داشت: "در گذار به دولتگرایی، هر نقض حقوق بشر با کمترین جذابیتترین حقوق بشر آغاز شده است".
عینگرایان همچنین مخالفت خود را با فعالیتهای مختلف دولتی که غالباً توسط جناحهای لیبرال و محافظهکار حمایت میشوند، مانند قوانین ضدانحصار، قوانین حداقل دستمزد، نظامهای آموزشی دولتی پیش از کار، و مقررات مربوط به حقوق کودکان، ابراز کردهاند. عینیتگرایان با برنامههای مبتنی بر ایمان، نمایش نمادهای دینی در مؤسسات عمومی و آموزش «طراحی هوشمند» در برنامههای آموزشی عمومی مبارزه کردهاند. رند مالیاتهای غیرارادی را رد کرد و اظهار داشت که دولت میتواند از طریق مشارکتهای داوطلبانه تامین مالی شود، هرچند اذعان داشت که چنین سیستمی تنها پس از اصلاحات جامع دولتی امکانپذیر خواهد بود.
نقدهای سیاسی
چندین منتقد، از جمله اقتصاددانان و فیلسوفان سیاسی مانند موری روثبارد، دیوید دی فریدمن، روی چایلدز، نورمن پی بری، و چاندران کوکاتاس، اظهار کردهاند که اصول اخلاقی عینیگرا بیشتر با آنارکوکاپیتالیسم همخوانی دارد تا با منارشیسم.
زیبایی شناسی: قضاوت های ارزش متافیزیکی
نظریه عینیتگرایانه هنر از معرفتشناسی آن سرچشمه میگیرد، بهویژه از طریق «روانی-معرفتشناسی» (نامگذاری رند برای روش متمایز یک فرد برای کسب دانش). در درون عینیت گرایی، هنر با توانمند ساختن افراد به درک مفاهیم به گونه ای که انگار ادراکات مستقیم هستند، یک نیاز اساسی شناختی انسان را برآورده می کند. عینیت گرایی «هنر» را به عنوان «بازآفرینی گزینشی واقعیت بر اساس قضاوتهای ارزشی متافیزیکی هنرمند» تعریف میکند - به این معنی که بر اساس اعتقادات نهایی هنرمند در مورد حقایق اساسی و اهمیت واقعیت و انسانیت است. در نتیجه، عینیت گرایی هنر را مکانیزمی برای تثبیت انتزاعات در قالبی ادراکی می داند.
بر اساس این دیدگاه، تقاضای انسان برای هنر از ضرورت کارآمدی شناختی سرچشمه میگیرد. یک مفهوم ذاتاً به عنوان یک مخفف ذهنی عمل میکند، که نمونههای عینی متعددی را نشان میدهد و افراد را قادر میسازد تا تعداد بیشتری از چنین نمونههایی را به طور ضمنی تامل کنند که صریحاً قابل حفظ است. با این حال، افراد نمی توانند به صراحت تعداد بی نهایتی از مفاهیم را حفظ کنند. با این وجود، عینیت گرایی، نیاز به یک چارچوب مفهومی جامع را برای هدایت زندگی مطرح می کند. هنر با ارائه روشی قابل درک و قابل درک برای انتقال و پردازش انتزاعات متنوع، از جمله قضاوت های ارزشی متافیزیکی، این مشکل را حل می کند. عینیت گرایی هنر را وسیله ای کارآمد برای بیان یک آرمان اخلاقی یا اخلاقی می داند. با این وجود، عینیت گرایی هنر را به عنوان تبلیغاتی طبقه بندی نمی کند. علیرغم درگیری با ارزشها و آرمانهای اخلاقی، هدف آن آموزشی نیست، بلکه بیشتر نمایشی یا تصویری است. علاوه بر این، هنر معمولاً محصول یک فلسفه کاملاً بیان شده و صریح نیست، و لازم نیست که باشد، که اغلب به جای آن از احساس زندگی یک هنرمند، که از پیش مفهومی و عمدتاً احساسی است، سرچشمه میگیرد.
تعقیبهای هنری رند در نهایت به سمتی سوق داده شد. رمان او، سر چشمه، نمونه ای از این هدف است، جایی که او از شخصیت روارک برای تجسم مفهوم انسان برتر استفاده می کند. رند مدعی بود که جوهر هنر بزرگ در ظرفیت آن برای تجسم بهترین ویژگی های انسانیت نهفته است. او استدلال کرد که این بازنمایی نمادین باید در همه اشکال هنری فراگیر باشد و بیان هنری به عنوان تقویت کننده تعالی انسان عمل می کند.
رند اظهار داشت که رمانتیسیسم مکتب برجسته هنر ادبی را تشکیل می دهد و بر اساس آن در "تشخیص این اصل که انسان دارای اراده است" تأکید می کند. او همچنین ادعا کرد که بدون این اصل، ادبیات از قدرت نمایشی خود سلب میشود، و اظهار داشت:
رومانتیست ها اولویت ارزش ها را به هنر معرفی کردند. ارزش ها به عنوان منبع عواطف عمل می کنند. در نتیجه، آثار آنها و پاسخهای مخاطبانشان، شدت عاطفی قابلتوجهی، در کنار جنب و جوش، دامنه تخیلی، اصالت، نشاط، و دیگر جلوههای ذاتی در دیدگاه ارزشمحور به هستی را به نمایش گذاشتند.
با این وجود، اصطلاح رمانتیسم اغلب با احساس گرایی، مفهومی کاملاً متضاد با عینیت گرایی مرتبط است. از نظر تاریخی، بسیاری از هنرمندان رمانتیک به ذهنیت گرایی فلسفی پایبند بودند. با این حال، اکثر هنرمندان عینی گرا آنچه را که به عنوان رئالیسم رمانتیک معرفی می کنند، می پذیرند، توصیفی که خود رند برای خروجی خلاقانه خود به کار می برد.
مشارکت های علمی توسط سایر نویسندگان
تعدادی از محققین اصول فلسفی رند را در آثار مربوطه خود بسط داده و ادغام کرده اند. رند انتشارات پیکف در سال 1982، موازی های شوم را به عنوان "اولین کتاب فیلسوف عینی گرا به غیر از من" توصیف کرد. در سال 1991، پیکف متعاقباً عینیت گرایی: فلسفه آین رند را منتشر کرد که توضیح کاملی از سیستم فلسفی رند ارائه می دهد. کریس متیو اسیابارا در کار خود در سال 1995، آین رند: رادیکال روسی، مفاهیم رند را بررسی می کند و پیشینه های فکری آنها را فرض می کند. علاوه بر این، مقدمههای مختصری از ایدههای رند در نظرسنجیهای مختلف ارائه شده است، از جمله درباره آین رند توسط آلن گوتلف (1999)، آین رند توسط تیبور آر. ماچان (2000)، و عینیتگرایی در یک درس توسط اندرو (PB20).
گفتمان های علمی اصول عینیت گرا را به حوزه های تخصصی گسترش داده است. به عنوان مثال، تیبور آر. ماچان، با ترکیب بینشهای جی. ال. آستین و گیلبرت هارمن، نظریه زمینهای رند از دانش انسانی را در انتشارات خود در سال 2004، عینیت ارتقا داد. به طور مشابه، دیوید کلی چارچوب معرفت شناختی رند را در آثاری از جمله شواهد حواس (1986) و نظریه انتزاع (2001) توضیح داد. در قلمرو اخلاق، کلی در نشریاتی مانند فرد گرایی غیرقابل تقلب (1996) و میراث منازعه آین رند (2000) ادعا کرد که طرفداران عینیت گرایی باید فضیلت اخلاقی بودن و خیرخواهی را در اولویت قرار دهند. این اظهارات کلی جنجال ایجاد کرد و منتقدان لئونارد پیکف و پیتر شوارتز اظهار داشتند که دیدگاههای او از اصول عینیگرای اساسی متفاوت است. کلی متعاقباً اصطلاح «ابژکتیویسم باز» را برای توصیف گونهای از فلسفه ابداع کرد که مشخصه آن تعهد به گفتمان عقلانی و غیر جزمی، تصدیق ظرفیت عینیتگرایی برای بسط، پالایش و تجدیدنظر، و رویکرد خیرخواهانه نسبت به همگان و مخالفان است. برعکس، پیکف با تعریف عینگرایی بهعنوان یک «نظام بسته» تغییرناپذیر و غیرقابل تغییر، با دیدگاه کلی مقابله کرد.
تارا اسمیت، نویسندهای که بر فلسفه اخلاقی رند تمرکز دارد، در انتشارات خود از مفاهیم اصلی رند، از جمله
کتاب اندرو برنشتاین در سال 2005CapitaliSiality, Manifest, فلسفه رند جورج رایسمن در سال 1996 خود در رساله سرمایه داری: رساله ای در باب اقتصاد، تلاش می کند تا روش ها و دیدگاه های عینیت گرا را با نظریه های اقتصادی کلاسیک و اتریشی ترکیب کند. در حوزه روانشناسی، پروفسور ادوین آ. لاک و الن کنر مفاهیم رند را در نشریه خود بررسی کردند مسیر خودخواهانه به سوی عاشقانه: چگونه با شور عشق بورزیم و amp; دلیل. کارهای علمی بیشتر، کاربرد عینیت گرایی را در رشته های مختلف، از هنر، که نمونه آن لوئیس تورس و میشل ماردر کامهی هنر چیست (2000) است، تا غایت شناسی، همانطور که در مبانی زیستی مفاهیم غایت شناسی هری بینسوانگر نشان داده شده است، گسترش داده است.
تأثیر
یک زندگی نامه نویس آین رند اشاره می کند که افراد معمولاً در طول سال های شکل گیری با نوشته های او مواجه می شوند. ناتانیل براندن، شاگرد سابق رند، به "جذابیت ویژه قدرتمند او برای جوانان" توجه کرد، احساسی که توسط اونکار گات از موسسه آین رند منعکس شد، که اظهار داشت که رند "به ایده آلیسم جوانی متوسل می شود." این جذابیت خاص باعث نگرانی بسیاری از منتقدان این فلسفه شده است. متعاقباً، بسیاری از این پیروان جوان ظاهراً دیدگاههای مثبت اولیه خود را نسبت به رند، که اغلب به عنوان «بیش از حد» مفاهیم او توصیف میشود، کنار میگذارند. طرفداران کار رند این روند را تصدیق می کنند، اما آن را به کاهش ایده آلیسم جوانی و حساسیت به فشارهای جامعه برای انطباق فکری نسبت می دهند. برعکس، جنیفر برنز مورخ، در کار خود در سال 2009 الهه بازار، مشاهده می کند که برخی از منتقدان "رند را به عنوان یک متفکر سطحی که فقط برای نوجوانان جذاب است رد می کنند"، با این حال برنز ادعا می کند که این منتقدان "اهمیت او" را به عنوان یک اثر مقدماتی ("دروازه ای به سمت ایدئولوژی های مواد مخدر راه راست" نادیده می گیرند.
از زمان ارائه اولیه اش توسط رند، عینیت گرایی عموماً توسط فیلسوفان دانشگاهی رد شده است. عینیت گرایی به عنوان «به شدت ضد آکادمیک» توصیف شده است، نامی که ناشی از نقد رند از روشنفکران معاصر است. دیوید سیدورسکی، استاد فلسفه اخلاق و سیاسی در دانشگاه کلمبیا، معتقد است که آثار رند «خارج از جریان اصلی» است و بیشتر به عنوان یک ایدئولوژی عمل می کند تا یک سیستم فلسفی جامع. فیلسوف بریتانیایی تد هوندریچ صراحتاً حذف عمدی مقاله ای در مورد رند را از همنشین آکسفورد برای فلسفه بیان می کند، اگرچه رند در مقاله آنتونی کوئینتون در مورد فلسفه عامه پسند ارجاع داده شده است. رند در مدخل های چندین اثر مرجع برجسته، از جمله دانشنامه فلسفه استنفورد، فرهنگ لغت فیلسوفان مدرن آمریکایی، دایره المعارف اینترنتی فلسفه، فرهنگ لغت روتلج از بیستم و قرن بیستم و فرهنگ لغت بیستم و قرن بیستم رند نشان داده شده است. فرهنگ لغت فلسفه پنگوئن. چاندران کوکاتاس، در مدخلی در مورد رند برای دایرهالمعارف فلسفه راتلج، مشاهده میکند که "تأثیر ایدههای رند در بین دانشجویان دانشگاه در ایالات متحده آمریکا قویترین بود، اما توجه کمی از سوی فیلسوفان دانشگاهی به خود جلب کرد." کوکاتاس همچنین ادعا می کند که حمایت او از سرمایه داری و خودگرایی "او را از جریان اصلی روشنفکری دور نگه داشته است."
در طول دهه 1990، انتشارات رند بیشتر در برنامه های درسی دانشگاهی آمریکا دیده می شد. انجمن آین رند، سازمانی که متعهد به پیشبرد آزمون علمی عینیت گرایی است، به بخش شرقی انجمن فلسفی آمریکا وابسته است. آلن گوتلف، محقق برجسته ارسطو، عینیتگرا، و رئیس فقید جامعه، به همراه همکارانش، از بررسی دقیقتر آکادمیک عینیتگرایی دفاع میکردند و این فلسفه را دفاع متمایز و از نظر فکری متقاعدکنندهای از لیبرالیسم کلاسیک میدانستند که شایستگی آن را دارد. در سال 1999، نشریه مورد بررسی، ژورنال مطالعات آین رند آغاز شد. برنامه های آکادمیک و بورسیه های اختصاص یافته به مطالعه عینیت گرایی از سوی مؤسساتی مانند دانشگاه پیتسبورگ، دانشگاه تگزاس در آستین، و دانشگاه کارولینای شمالی در چاپل هیل حمایت شده است.
کتابشناسی با جزئیات آثار آین رند و در مورد عینیت گرایی.
- کتابشناسی عین رند و عینیت گرایی
- تقاطع عینیت گرایی و همجنس گرایی.
- رابطه بین عینیت گرایی و آزادی گرایی.
- نشریات ادواری مرتبط با عینیت گرایی.
- ژانر داستان های فلسفی.
- مفهوم سوبژکتیویسم اقتصادی.
مرجع.
کارهای ذکر شده.
کلی، دیوید (2008). «عینیت گرایی». در هامووی، رونالد (ویرایشگر). دایره المعارف آزادی گرایی. هزار اوکس، کالیفرنیا: سیج; موسسه کاتو صص 363-364. doi:10.4135/9781412965811.n221. شابک 978-1-4129-6580-4. LCCN 2008009151. OCLC 750831024.
- کلی، دیوید (2008). "عینیت گرایی". در هامووی، رونالد (ویرایشگر). دانشنامه آزادی گرایی. هزار اوکس، کالیفرنیا: سیج; موسسه کاتو صفحات 363–364. doi:10.4135/9781412965811.n221. ISBN 978-1-4129-6580-4. LCCN 2008009151. OCLC 750831024.
- موسسه عین رند: مرکز پیشرفت عینیت گرایی
- Capitalism.org – یک وب سایت عینی گرا و ناشران مجله آنلاین Capitalism
- مرکز مرجع عینیت گرایی