خوش بینی به عنوان یک جهت گیری یا گرایش شناختی تعریف می شود که با پیش بینی نتایج عمدتاً مثبت، سودمند و مطلوب از رویدادهای آینده مشخص می شود. تمایز بین خوش بینی و بدبینی اغلب با اصطلاح لیوان حاوی آب در نیمه راه نشان داده می شود: یک خوش بین آن را نیمه پر می بیند، در حالی که یک بدبین آن را نیمه خالی می بیند. در گفتمان محاورهای، خوشبینی را میتوان با ایدهآلیسم یکی دانست، بهویژه زمانی که به شکل غیرعملی یا سادهلوحانه انتظار مثبت اشاره میشود.
ریشهشناسی این اصطلاح به کلمه لاتین "بهترین، چارچوب های نظری مربوط به خوش بینی، هم مدل های گرایشی و هم مدل های سبک توضیحی را در بر می گیرد. روشهای اندازهگیری برای خوشبینی از هر دو دیدگاه نظری پدیدار شدهاند که با تکرارهای متنوع آزمون جهتگیری زندگی، که مفهومسازی اولیه خوشبینی را ارزیابی میکند، و پرسشنامه سبک اسنادی، که برای ارزیابی خوشبینی از دریچه تفاوت سبک تبیینی فرموله شده است، نمونهای از آنهاست. وراثت پذیری و تا حدی به سیستم های صفات بیولوژیکی نسبت داده می شود. علاوه بر این، گرایش خوش بینانه یک فرد توسط عوامل تعیین کننده محیطی، مانند پویایی خانواده، شکل می گیرد و به طور بالقوه قابل یادگیری است. خوش بینی نیز با نتایج سلامت مرتبط است. عملیاتیسازی «خوشبینی» در بین محققان، بسته به تمرکز تحقیقاتی خاص آنها، متفاوت است. مطابق با سایر ویژگیهای صفت، خوشبینی را میتوان از طریق روششناسیهای متعدد، از جمله آزمون جهتگیری زندگی (LOT)، یک مقیاس روانسنجی هشت مادهای که در سال 1985 توسط مایکل شایر و چارلز کارور ابداع شد، ارزیابی کرد. خوشبینی و بدبینی تمایلی به طور معمول با توجه به این که آیا این مزیتها برای افراد آینده است یا خیر ارزیابی میشوند. یا مضر آزمون جهت گیری زندگی (LOT) برای هر شرکت کننده نمرات مشخصی برای خوش بینی و بدبینی به دست می دهد. از نظر رفتاری، این دو امتیاز ضریب همبستگی تقریباً r=0.5 را نشان میدهند. نمرات خوشبینی بالاتر در این ابزار، پیشبینیکننده پیامدهای رابطهای بهبود یافته، موقعیت اجتماعی بالا و کاهش کاهش رفاه پس از تجارب نامطلوب است. رفتارهای مساعد برای حفظ سلامت با خوش بینی مرتبط است، در حالی که رفتارهای مضر برای سلامتی با بدبینی مرتبط است. چشماندازهای خاصی پیشنهاد میکنند که خوشبینی و بدبینی قطبهای متضاد یک بعد منحصربهفرد را نشان میدهند، با هرگونه تمایز درک شده بین آنها به عواملی مانند تمایلات اجتماعی نسبت داده میشود. با این وجود، مدلسازی تأییدی شواهدی را برای یک مدل دو بعدی فراهم میکند، که در آن این دو بعد نتایج متمایز را پیشبینی میکنند. تحلیلهای ژنتیکی این استقلال را تأیید میکنند و نشان میدهند که بدبینی و خوشبینی بهعنوان ویژگیهای جداگانه به ارث میرسند. همبستگی مشاهده شده آنها معمولاً از یک عامل رفاه عمومی و تأثیر محیط خانواده ناشی می شود. افرادی که خوشبینی با گرایش بالایی از خود نشان میدهند، تمایل دارند سیستم ایمنی قویتری داشته باشند، زیرا خوشبینی به عنوان محافظی در برابر عوامل استرسزای روانی عمل میکند. علاوه بر این، مشاهده شده است که افراد خوش بین دارای طول عمر طولانی هستند. سبک توضیحی یک چارچوب نظری جدا از نظریه های گرایشی خوش بینی را تشکیل می دهد. نظریه سبک اسنادی اگرچه به ارزیابی های جهت گیری زندگی از خوش بینی مرتبط است، معتقد است که خوش بینی و بدبینی گرایشی به عنوان بازتابی از تفسیر افراد از رویدادها ظاهر می شود، به این معنی که این گرایش ها توسط اسناد ها شکل می گیرند. فردی با سبک توضیحی خوشبینانه، عقبنشینیها را گذرا، غیرقابل تعمیم و ناشی از بیرون میداند. معیارهای سبک اسنادی سه بعد اصلی را در تبیین رویداد ترسیم می کند: جایگاه علیت (داخلی در مقابل خارجی)، ثبات زمانی علل (پایدار در مقابل ناپایدار)، و فراگیر بودن تبیین ها (کلی در مقابل خاص موقعیت). علاوه بر این، این معیارها بین اسناد ایجاد شده برای رویدادهای مثبت و منفی تفاوت قائل می شوند. افراد خوش بین معمولاً نتایج مثبت را به عوامل داخلی، پایدار و جهانی نسبت می دهند. برعکس، افراد بدبین، رویدادهای منفی مانند چالش های روابط را به همین ویژگی های پایدار، جهانی و درونی نسبت می دهند. تحقیقات در مورد سبکهای اسنادی خوشبینانه و بدبینانه نشان میدهد که این اسناد یک سبک شناختی را تشکیل میدهند، که در آن افراد به طور مداوم توضیحات کلی را در انواع مختلف رویدادها اعمال میکنند و این سبکها همبستگی متقابل را نشان میدهند. علاوه بر این، افراد در خوشبینی نسبتهایشان به رویدادهای مثبت و بدبینی اسنادشان برای رویدادهای منفی، تغییرپذیری نشان میدهند. با این وجود، این دو ویژگی متمایز خوش بینی و بدبینی با هم ارتباطی ندارند. رابطه دقیق بین سبک توضیحی و خوش بینی موضوع بحث دانشگاهی قابل توجهی است. در حالی که برخی از محققان ادعا می کنند که خوش بینی صرفاً به عنوان یک اصطلاح محاوره ای برای ساختاری است که از نظر علمی به عنوان سبک توضیحی شناخته می شود، دیدگاه رایج تر نشان می دهد که سبک توضیحی از خوش بینی گرایشی متمایز است. در نتیجه، با توجه به همبستگی حاشیه ای در بهترین حالت، این اصطلاحات نباید به جای یکدیگر استفاده شوند. تحقیقات بیشتر برای تطبیق یا ترسیم واضح تر این مفاهیم ضروری است. مطابق با سایر ویژگی های روانشناختی، تغییرات در خوش بینی گرایشی، بدبینی و سبک اسنادی، وراثت پذیری را نشان می دهد. هم خوش بینی و هم بدبینی به طور قابل توجهی توسط عناصر محیطی، به ویژه بافت خانواده شکل می گیرد. خوش بینی ممکن است به طور غیرمستقیم به ارث رسیده باشد که منعکس کننده ویژگی های ارثی اساسی مانند هوش، خلق و خو و استعداد ابتلا به الکلیسم است. مطالعات دوقلو نشان می دهد که تقریباً 25 درصد از واریانس خوش بینی گرایشی به عوامل ژنتیکی نسبت داده می شود و آن را به عنوان یک بعد شخصیتی پایدار پیش بینی کننده پیامدهای زندگی تثبیت می کند. این استعداد ژنتیکی با تأثیرات محیطی و سایر عوامل خطر در تعامل است تا آسیب پذیری افراد در برابر افسردگی را در طول زندگی تعدیل کند. در حالی که نظریههای متعدد نشان میدهند که خوشبینی را میتوان اکتسابی کرد، تحقیقات از تأثیر متوسط محیط خانواده در افزایش یا کاهش خوشبینی، و همزمان کاهش یا افزایش روانرنجوری و بدبینی حمایت میکند. تصاویر عصبی و تحقیقات بیوشیمیایی نشان میدهد که در سطح ویژگیهای بیولوژیکی، خوشبینی و سیستمهای مثبت مغز مرتبط با باورهای منفی و یکپارچهسازی سیستمهای خاص منفی مرتبط هستند. اطلاعات، به ترتیب. Scheier و Carver (1985) آزمون جهت گیری زندگی (LOT) را برای ارزیابی خوش بینی گرایشی ایجاد کردند که به عنوان انتظار نتایج مثبت یا منفی تعریف می شود. این ابزار به عنوان یکی از ارزیابی های برجسته برای خوش بینی و بدبینی شناخته می شود. اغلب در تحقیقات اولیه برای بررسی تأثیر این تمایلات در زمینههای مرتبط با سلامت استفاده میشد. مطالعه بنیادی Scheier و Carver که شامل یک نظرسنجی از دانشجویان بود، نشان داد که شرکتکنندگان خوشبین در مقایسه با همتایان بدبین خود افزایش کمتری در علائمی مانند سرگیجه، درد عضلانی، خستگی، تاری دید و سایر شکایات جسمانی گزارش کردند. LOT اصلی شامل هشت مورد امتیازدهی شده و چهار مورد پرکننده است. چهار مورد به صورت مثبت قاب بندی شده اند (مثلاً "در زمان های نامشخص، من معمولاً انتظار بهترین ها را دارم")، در حالی که چهار مورد دیگر به صورت منفی بیان می شوند (مثلاً "اگر چیزی برای من اشتباه پیش بیاید، این اتفاق می افتد."). LOT تحت دو بازنگری قرار گرفته است: اول توسط نویسندگان اصلی خود، که منجر به تست جهت گیری زندگی تجدیدنظر شده (LOT-R) شد، و سپس توسط Chang، Maydeu-Olivares، و D'Zurilla، که آزمون جهت گیری زندگی طولانی (ELOT) را توسعه دادند. LOT-R دارای شش مورد امتیازدهی شده است که هر کدام در مقیاس پنج درجه ای لیکرت از «کاملاً مخالفم» تا «کاملاً موافقم» در کنار چهار آیتم پرکننده رتبه بندی شده اند. آیتم های کدگذاری شده به طور مساوی بین عبارت های خوش بینانه و بدبینانه تقسیم می شوند. LOT-R یکپارچگی داخلی قوی را در طول زمان نشان میدهد، علیرغم همپوشانی برخی موارد با نسخه قبلی خود، که منجر به همبستگی بسیار بالایی بین LOT و LOT-R میشود. پرسشنامه سبک اسنادی (ASQ) بر اساس مدل سبک توضیحی خوش بینی بنا شده است. به شرکت کنندگان لیستی از شش رویداد فرضی مثبت و منفی ارائه می شود (به عنوان مثال، "شما مدتی است که به دنبال شغل ناموفق بوده اید") و به آنها دستور داده می شود که یک علت بالقوه برای هر رویداد را شناسایی کنند. متعاقباً این علت را بر اساس داخلی یا خارجی بودن، پایدار یا متغیر بودن و جهانی یا خاص بودن آن رویداد ارزیابی می کنند. چندین نسخه اقتباس شده از ASQ وجود دارد، از جمله پرسشنامه سبک اسنادی توسعه یافته (EASQ)، تجزیه و تحلیل محتوای توضیحات کلمه به کلمه (CAVE)، و یک ASQ تخصصی که برای ارزیابی خوش بینی در کودکان طراحی شده است. همبستگی متوسطی بین خوش بینی و نتایج سلامتی وجود دارد. خوش بینی 5 تا 10 درصد از تنوع در حساسیت به برخی شرایط سلامتی را شامل می شود، با ضرایب همبستگی از 0.20 تا 0.30، به ویژه در مورد بیماری های قلبی عروقی، سکته مغزی، و افسردگی. تحقیقات در مورد ارتباط بین خوش بینی و سلامتی همچنین در بین علائم جسمی، مکانیسم های جانبی و اثرات جانبی مقابله ای را در بر می گیرد. آرتریت، آسم و فیبرومیالژیا. با وجود تفاوتهای مشاهدهشده در بهزیستی روانشناختی بین این دو گروه، افراد خوشبین در این جمعیتهای بیمار، کاهش درد بیشتری را از راهبردهای مقابلهای در مقایسه با بدبینان گزارش نمیکنند. فراتحلیل بعدی این فرض را اثبات کرد که خوش بینی با بهزیستی روانشناختی مرتبط است و به این نتیجه رسید که "خوشبین ها از شرایط سخت با پریشانی کمتری نسبت به بدبین ها بیرون می آیند." علاوه بر این، به نظر میرسد این همبستگی از سبکهای مقابلهای متمایز سرچشمه میگیرد: «یعنی به نظر میرسد خوشبینها قصد رویارویی رودررو با مشکلات، برداشتن گامهای فعال و سازنده برای حل مشکلات خود دارند؛ بدبینها احتمالاً تلاش خود را برای رسیدن به اهداف خود کنار میگذارند. اختلال در تنظیم کورتیزول در مواجهه با عوامل استرس زا. یک تحقیق جداگانه توسط Scheier مسیرهای بهبودی بیماران جراحی را تجزیه و تحلیل کرد و خوش بینی را به عنوان یک پیش بینی کننده قوی برای میزان بهبودی نشان داد. افراد خوش بین با سرعت بیشتری به نقاط عطف رفتاری، مانند نشستن در رختخواب و راه رفتن، دست یافتند. علاوه بر این، کارکنان پزشکی خوش بینان را به عنوان بهبود فیزیکی مطلوب تری ارزیابی کردند. در طی یک پیگیری شش ماهه، افراد خوش بین به سرعت فعالیت های عادی خود را از سر گرفتند. مطالعات متعددی رابطه بین خوش بینی و بهزیستی روانشناختی را بررسی کرده اند. یک مطالعه طولی 30 ساله که توسط Lee et al انجام شد. (2019) خوشبینی عمومی و طول عمر را در گروههای مردان شرکتکننده در مطالعه هنجاری پیری امور کهنهسربازان و زنان از مطالعه سلامت پرستاران ارزیابی کرد. این تحقیق یک همبستگی مثبت بین خوش بینی بالا و طول عمر استثنایی را شناسایی کرد که به عنوان طول عمر بیش از 85 سال تعریف می شود. یک تحقیق جداگانه توسط Aspinwall و Taylor (1990) دانشجویان سال اول ورودی را از نظر عوامل مختلف شخصیتی، از جمله خوش بینی، عزت نفس، و منبع خودکنترلی ارزیابی کرد. دانشجویان سال اولی که قبل از ورود به دانشگاه خوشبینی بالایی از خود نشان دادند، در مقایسه با همسالان بدبینتر خود، حتی پس از کنترل سایر متغیرهای شخصیتی، پریشانی روانشناختی کمتری را گزارش کردند. از نظر طولی، دانشآموزان خوشبین نسبت به همتایان بدبین خود استرس، تنهایی و افسردگی را کاهش دادند. این مطالعه ارتباط قوی بین خوشبینی و بهزیستی روانشناختی را نشان میدهد. خوشبینی کم میتواند ارتباط بین خشم مراقب و کاهش نشاط را روشن کند. یک فراتحلیل در مورد خوشبینی، یافتههایی را تأیید کرد که نشان میدهد خوشبینی به طور مثبت همبستگی مثبت دارد، در حالی که همبستگی مثبتی با رضایت جسمانی، شادی و شادی از زندگی دارد. با افسردگی و اضطراب. در تلاشی برای روشن کردن این همبستگی، محققان مشاهده کردند که افراد خوشبین تمایل به اتخاذ سبک زندگی سالمتری دارند. به عنوان مثال، افراد خوش بین میزان مصرف سیگار پایین تر، فعالیت بدنی بیشتر، مصرف بیشتر میوه ها، سبزیجات و نان سبوس دار و مصرف متوسط الکل را نشان می دهند. تحقیقات کنونی نشان میدهد که افراد خوشبین کمتر مستعد ابتلا به بیماریهای خاص در طول زمان هستند. با این حال، تحقیقات هنوز به طور قطعی اثربخشی مداخلات روانشناختی را در اصلاح سطح خوشبینی افراد، و در نتیجه، در تغییر پیشرفت بیماری یا حساسیت نشان نداده است. مقالهای که توسط کلینیک مایو منتشر شده است، بیان میکند که مداخلات با هدف تبدیل یک خودگویی منفی به یک گفتگوی بدبینانهتر به بدبینانهتر ممکن است تسهیل کند. استراتژیهای سودمند پیشنهادی شامل ایجاد ارتباطات اجتماعی مثبت، مشخص کردن زمینههای رشد شخصی، مشارکت در تأیید مثبت از خود، پذیرش شوخ طبعی و پیروی از یک سبک زندگی سالم است. در روانشناسی مثبت، مفهوم «خوشبینی آموختهشده» چنین بیان میکند که شادی یک استعداد قابل پرورش است که از طریق اعمال خاص، مانند رد خودگویی منفی یا غلبه بر «درماندگی آموختهشده» قابل دستیابی است. برعکس، منتقدان روانشناسی مثبت گرا معتقدند که تأکید بیش از حد آن بر «تفکر خوش بینانه» تجربیات چالش برانگیز و دشوار را به حاشیه می برد و به طور بالقوه منجر به «مثبت سمی» می شود. تحقیق در مورد دوقلوها نشان می دهد که خوش بینی به طور قابل ملاحظه ای به ارث رسیده است. این استعداد ژنتیکی، همراه با تأثیر پذیرفته شده تجربیات دوران کودکی بر دیدگاه یک فرد، بر چالش ذاتی در تغییر گرایش بزرگسالان از بدبینی به خوش بینی تأکید می کند. نظریه روشنفکری اخلاقی سقراط نشاندهنده تجلی اولیه خوشبینی فلسفی است که در مدل روشنگری او که از طریق خودسازی به دست میآید، جداییناپذیر است. او معتقد بود که با دستیابی به کمال اخلاقی از طریق خودآزمایی فلسفی می توان یک زندگی با فضیلت را تحقق بخشید و اظهار داشت که شناخت حقیقت اخلاقی برای وجود خوب هم لازم و هم کافی است. رویکرد تحقیقی سقراط نه تنها عقل و عقل را یکپارچه میکند، بلکه عواطف را بهعنوان عنصر مهمی که به عمق تجربه انسانی کمک میکند، تصدیق میکند. فراتر از تمایل صرف به انتظار نتایج مثبت، خوش بینی فلسفی این مفهوم را در بر می گیرد که وضعیت فعلی وجود بهینه است، به طور بالقوه به روش هایی که کاملاً قابل تشخیص نیست. این دیدگاه، که نشان میدهد همه طبیعت - گذشته، حال و آینده - به اصول بهینهسازی مشابه اصل همیلتون در فیزیک پایبند هستند، با آموزههایی مانند ایدهآلیسم، واقعگرایی و بدبینی فلسفی در تضاد است. مفهوم خوشبینی غالباً با گوتفرید ویلهلم لایبنیتس مرتبط است، او ادعا میکرد که بشریت در «بهترین جهانهای ممکن» ساکن است (le meilleur des mondes possibles)، یا اینکه خداوند بر قوانین فیزیکی حاکم است این ایده همچنین در یکی از جنبه های فلسفی اولیه کار ولتر طنین انداز شد، که ریشه در تصویرسازی ایزاک نیوتن از وضعیت انسانی ساختار یافته الهی داشت و متعاقباً در مقاله درباره انسان الکساندر پوپ ظاهر شد. لایب نیتس اظهار داشت که خدا، در حالی که جهان یکپارچه بهینه را خلق نکرده است. او در نوشتههای خود با بیان اینکه بینهایت باید پذیرفته شود، با فلسفه هیبت و ناامیدی در برابر نامتناهیهای بلز پاسکال مقابله کرد. در حالی که پاسکال از تعدیل آرمانهای عقلانی انسان دفاع میکرد، لایبنیتس دیدگاه خوشبینانهای نسبت به پتانسیل گسترده عقل انسانی داشت. ولتر این مفهوم را در رمان کاندید خود به سخره گرفت و آن را بهعنوان خوشبینی بیپایهای به تصویر کشید که مظهر آن توسط شخصیت دکتر پانگلاسیسم متضاد با دیدگاه بدبینانهاش و مارتینیسم بدبینانه او به تصویر کشیده شد. وکالت برای اراده آزاد این موضع خوشبینانه پانگلوسیانیسم نیز نامیده میشود، که توصیفی برای خوشبینی افراطی و حتی شگفتانگیز است. عبارت oxymoronic "بدبینی پانگلوسی" بیانگر این ادعای بدبینانه است که با توجه به اینکه این جهان بهینه است، هیچ بهبودی قابل تصور نیست. برعکس، بدبینی فلسفی می تواند به طور متناقضی با یک چشم انداز خوش بینانه بلندمدت همسو شود، زیرا نشان می دهد که هیچ وخامت بیشتری امکان پذیر نیست. ولتر تلاش کرد تا خوشبینی لایبنیتس را با رنج عمیق انسانی، بهویژه در پرتو زلزله 1755 لیسبون و جنایاتی که فرانسه پیش از انقلاب مرتکب شد، آشتی دهد. نیکولاس رسچر بهینهگرایی فلسفی را اینگونه تعریف میکند که جهان به این دلیل وجود دارد که از همه احتمالات جایگزین فراتر میرود. این فلسفه، در عین اینکه منع وجود خدایی نیست، وجود خدایی را ایجاب نمی کند و بنابراین با الحاد سازگار است. رسچر تصریح کرد که بهینهگرایی مفهومی خودبسنده است و اظهار داشت که تحقق آن به نهاد الهی نیاز ندارد، زیرا اساساً یک نظریه طبیعتگرایانه است. بهینهگرایی روانشناختی، همانطور که توسط تال بن شهر، روانشناس مثبتگرا تعریف شده است، نشاندهنده تمایل به پذیرش شکست در عین حفظ اعتماد به موفقیت نهایی است، دیدگاه مثبتی که او در مقابل کمالگرایی منفی قرار میدهد. کمال گرایی به عنوان یک حرکت مداوم و اجباری به سمت اهداف دست نیافتنی توصیف می شود که ارزش خود صرفاً از دستاوردها ناشی می شود. کمال گرایان اغلب محدودیت ها و واقعیت های ذاتی توانایی های انسان را نادیده می گیرند و پذیرش شکست ها را غیرممکن می دانند. این منجر به تاخیر در تلاش های بلندپروازانه و سازنده به دلیل ترس فراگیر از شکست مکرر می شود. چنین تمایلات عصبی می تواند به افسردگی بالینی و کاهش بهره وری منجر شود. بن شهر به عنوان جایگزینی برای این کمال گرایی منفی، از بهینه گرایی دفاع می کند. بهینهگرایی احتمال شکست در دستیابی به اهداف را در بر میگیرد و پیشبینی میکند که در حالی که مسیر کلی فعالیت باید مثبت باشد، موفقیت مستمر پیشنیاز تلاش برای رسیدن به اهداف نیست. این پایه در واقعیت مانع از غرق شدن بهینهگرایان در هنگام مواجهه با شکست میشود. بهینهگرایان با پذیرش شکستها مشخص میشوند، که از آن درسهایی استخراج میکنند که باعث تشویق مستمر به دنبال موفقیت میشود. بن شهر معتقد است که بهینهگرایان و کمالگرایان با انگیزههای متفاوتی هدایت میشوند. بهینه گرایان معمولاً تمایلات درونی و درونی بیشتری را نشان می دهند که در درجه اول با انگیزه یادگیری ایجاد می شود، در حالی که کمال گرایان عمدتاً به دلیل نیاز مداوم به تأیید ارزش خود رانده می شوند. دو جنبه متمایز از بهینهگرایی شناسایی شده است: بهینهگرایی محصول و بهینهگرایی فرآیند. بهینهگرایی محصول به جهتگیری متمرکز بر دستیابی به بهترین نتیجه ممکن اشاره دارد، در حالی که بهینهگرایی فرآیند بر حداکثر کردن احتمال دستیابی به آن نتیجه بهینه تأکید دارد. برخی منابع علمی نیز این مفهوم را از خوشبینی متمایز میکنند، و خاطرنشان میکنند که تمرکز بهینهگرایی صرفاً بر مساعد بودن شرایط نیست، بلکه بیشتر بر روی مؤثر بودن شرایط است.
روانشناسی خوش بینی
خوش بینی غیرمستقیم
سبک توضیحی
منشا
ارزیابی
تست جهت گیری زندگی
پرسشنامه سبک اسنادی
ارتباطات با سلامت
خوش بینی و رفاه
ترجمه ارتباط به قابلیت اصلاح
خوش بینی فلسفی
بهینه سازی
تصدیقات (عصر جدید) - تمرینی که شامل تفکر مثبت و خودتوانمندسازی است.