TORIma Academy Logo TORIma Academy
پانتئیسم
فلسفه

پانتئیسم

TORIma Academy — فلسفه دین / متافیزیک

پانتئیسم

پانتئیسم

پانتئیسم به خانواده متنوعی از باورهای فلسفی و مذهبی اشاره دارد که واقعیت را با الوهیت یکی می دانند. قدمت مفاهیم پانتئیستی به هزاران…

پانتئیسم طیفی از دیدگاه های فلسفی و مذهبی را در بر می گیرد که واقعیت را با الوهیت شناسایی می کند. ایده‌های پانتئیستی دارای ریشه‌های باستانی هستند و در سنت‌های مذهبی گوناگون، از جمله مسیحیت، شناخته شده‌اند. اساساً، پانتئیسم بر این باور است که کلیت هستی - که از آنها به عنوان طبیعت، کیهان یا کیهان یاد می شود - یک وحدت خودسازماندهی را تشکیل می دهد که به خالق مشخصی نیاز ندارد و می تواند همان احترام و هیبتی را که خداباوران معمولاً برای خدایان خود قائل هستند، القا کند.

پانتئیسم به خانواده متنوعی از باورهای فلسفی و مذهبی اشاره دارد که واقعیت را با الوهیت یکی می دانند. قدمت مفاهیم پانتئیستی به هزاران سال پیش برمی‌گردد و عناصر پانتئیستی در سنت‌های مذهبی متنوعی مانند مسیحیت شناسایی شده‌اند. مهم‌تر از همه، پانتئیسم به این باور اشاره دارد که کلیت هستی - که با نام‌های مختلف طبیعت، کیهان، کیهان نامیده می‌شود - یک وحدت خودسازمان‌دهنده است که نیازی به خالق مشخصی ندارد و می‌تواند با همان حس تکریم و هیبتی که خداباوران به خدایان خود نسبت می‌دهند، مواجه شود.

تشخیص این پانته‌ئیسم از پانتئیسم بسیار مهم است. جهان، که جهان از آن سرچشمه می گیرد.

اندیشه پانته ایستی معمولاً مفهوم یک خدای متمایز و شخصی را رد می کند، چه انسان شکل یا غیر آن. در عوض، طیفی از آموزه ها را در بر می گیرد که روابط متفاوتی را بین واقعیت و الوهیت بیان می کند. خود اصطلاح پانتئیسم برای اولین بار توسط جوزف رافسون ریاضیدان در سال 1697 مستند شد.

در فرهنگ غربی، پانتئیسم از طریق فیلسوف قرن هفدهم باروخ اسپینوزا، به ویژه اثر مهم او، اخلاق، شهرت یافت. پیش از این، در قرن شانزدهم، جیوردانو برونو، فیلسوف و کیهان‌شناس نیز دیدگاهی پانتئیستی را اتخاذ کرد، که به همین دلیل توسط تفتیش عقاید کلیسای کاتولیک با آتش زدن در آتش اعدام شد.

سنت‌های فلسفی شرقی نیز مشابهی با پانتئیسم را نشان می‌دهند. Advaita Vedanta، مکتبی از فلسفه هندو، اغلب با پانتئیسم غربی مقایسه می شود. تفکر اولیه تائوئیست، همانطور که توسط لائوزی و ژوانگزی بیان شده است، گهگاه به عنوان پانتئیست طبقه بندی می شود، اگرچه برخی تفاسیر نشان می دهد که قرابت نزدیک تری با پانتهئیسم دارد. علاوه بر این، Cheondoism، که در طول سلسله Joseon کره ظهور کرد، و Won Budism نیز به عنوان پانتئیست شناخته می شوند.

ریشه شناسی

اصطلاح Pantheism از کلمات یونانی πᾶν pan به معنای "همه" یا "از همه چیز" و θεός theos به معنای "الوهیت"، "الوهیت" یا "خدا" گرفته شده است. سنتز مستند اولیه این ریشه ها در لاتین، در اثر جوزف رافسون در سال 1697، De Spatio Reali seu Ente Infinito رخ داد، جایی که او اصطلاح "pantheismus" را به کار برد. این اصطلاح لاتین متعاقباً در سال 1702 به عنوان "pantheism" به انگلیسی ترجمه شد.

تعاریف

پانتئیسم با چندین تعاریف متمایز مشخص می شود، از جمله موارد زیر:

تاریخچه

دوران پیشامدرن

پانتئیسم اساساً یک اصطلاح جدلی در نظر گرفته می‌شود که تعداد محدودی از پانتهئیست‌های خودشناس را در تاریخ باستان توضیح می‌دهد.

عبارات اتفاقی تفکر پانتهیستی در باورهای جاندار و ادیان قبیله‌ای در سطح جهان قابل تشخیص است، به‌ویژه در سنت‌هایی که فاقد خدایان مرکزی چند خدایی یا توحیدی هستند، جایی که آنها با حس واحد الهی آشکار می‌شوند. در الهیات هلنیستی، ارجاعات مستند اولیه به پانتئیسم در دین اورفیسم یونان باستان ظاهر می شود، جایی که pan (همه) با خدای خالق Phanes (نماد جهان) و متعاقباً با زئوس، به دنبال همسان سازی Phanes برابر است.

گرایش‌های پانتئیستی در گروه‌های مختلف گنوسی وجود داشت، و ایده‌های پانتئیستی در سراسر قرون وسطی تداوم داشت. طرفداران برجسته عبارتند از عرفایی مانند اورتلیب از استراسبورگ، دیوید دینانت، آمالریک از بنا، و اکهارت.

برخی از تفسیرها نشان می دهد که برخی از آیات کتاب مقدس، مانند اعمال رسولان 17:28 و ارمیا 23:24، پانتهیسم را تأیید می کنند. برعکس، دانشمندان دیگر استدلال می کنند که اعمال رسولان 17:28 بیشتر با پانتهئیسم همسو می شود تا وحدت خدا. به عنوان مثال، ژاکلین لاگره پیشنهاد می‌کند که در حالی که اعمال رسولان 17:28 ممکن است به طور پانتهیستی تفسیر شود، پانتهئیسم توصیف دقیق‌تری از مفاهیمی است که اغلب با پانتئیسم مرتبط است. از نظر تاریخی، کلیسای کاتولیک به طور مداوم مفاهیم پانتهئیستی را به عنوان بدعت محکوم کرده است. سباستین فرانک به عنوان شخصیت اولیه ای شناخته می شود که دیدگاه های پانتئیستی را نشان می دهد. جووردانو برونو، یک راهب ایتالیایی که از خدای متعالی و نامتناهی دفاع می کرد، در سال 1600 توسط تفتیش عقاید رومی با آتش زدن در آتش اعدام شد. او اکنون به طور گسترده به عنوان یک پانتئیست برجسته و یک شهید برای تحقیقات علمی شناخته می شود.

مکتب فلسفه هندو Advaita Vedanta شباهت‌های مفهومی با پانتئیسم را نشان می‌دهد. اصطلاح Advaita که به معنای واقعی کلمه به "غیر ثانویه" ترجمه می شود، اما معمولاً به عنوان "غیر ثانویه" تعبیر می شود و اغلب با مونیسم برابری می شود، بیان می کند که فقط برهمن دارای واقعیت نهایی است. جهان پدیداری زودگذر، تجلی واهی (مایا) برهمن در نظر گرفته می شود. بر اساس این دیدگاه، جیواتمن یا فردی که خود را تجربه می کند، اساساً ("na aparah") از آتمن-برهمن که نمایانگر خود برتر یا واقعیت نهایی است، قابل تمایز نیست. بنابراین jivatman یا خود فردی، به عنوان بازتابی صرف یا بیان محدودی از آتمان مفرد در قالب‌های ظاهری متعدد فردی درک می‌شود.

باروخ اسپینوزا

در تفکر غربی، پانتئیسم به عنوان یک نظام الهیاتی و فلسفی متمایز به رسمیت شناخته شد که عمدتاً به کمک‌های فیلسوف قرن هفدهم باروخ اسپینوزا نسبت داده می‌شود. اسپینوزا، فیلسوف هلندی با میراث پرتغالی، در جامعه یهودی سفاردی در آمستردام بزرگ شد. مشغله های فکری او باعث شد که نظریه های بسیار بحث برانگیزی در مورد صحت کتاب مقدس عبری و جوهر الهی تدوین کند. در نتیجه، در سن 23 سالگی، به دنبال صدور حکم هرم (تکفیر) توسط کنیسه محلی، عملاً از جامعه یهودی طرد شد. چندین اثر او پس از مرگ منتشر شد و اندکی بعد به فهرست کتاب‌های ممنوعه کلیسای کاتولیک اضافه شد.

در اثر منتشر شده پس از مرگ خود، اخلاق، اسپینوزا مستقیماً مشهور رنه دکارت را به چالش کشید، که باعث جدایی ذهن فیزیکی و جسمانی از دوگانگی شد. برعکس، اسپینوزا دیدگاه مونیستی خود را حفظ کرد و هویت بنیادی آنها را که اصلی در چارچوب فلسفی او بود، تأیید کرد. او به عنوان "انسان مست خدا" شناخته می شد و اصطلاح "خدا" را برای نشان دادن جوهر یکپارچه همه مواد به کار می برد. این دیدگاه به طور قابل توجهی بر فیلسوفان بعدی تأثیر گذاشت، از جمله گئورگ ویلهلم فردریش هگل، که به طور معروف اعلام کرد: «شما یا یک اسپینوزیست هستید یا اصلاً فیلسوف نیستید». اسپینوزا به عنوان یک خردگرای برجسته فلسفه قرن هفدهم و یک شخصیت محوری در تفکر غربی مورد تحسین قرار گرفت. علیرغم اینکه اصطلاح "پانتئیسم" پس از زندگی او ابداع شد، او به طور گسترده به عنوان برجسته ترین طرفدار این مفهوم شناخته می شود. رساله او، اخلاق، به عنوان مجرای اصلی برای انتشار پانتئیسم غربی عمل کرد.

قرن هجدهم

اولین نمونه مستند از اصطلاح "پانتئیسم" در لاتین به عنوان "pantheismus" ظاهر شد، که توسط ریاضیدان انگلیسی جوزف رافسون در سال 1697 در نشریه خود، De Spatio Reali seu Ente Infinito ابداع شد. رافسون بحث خود را با تمایز گذاشتن بین «پانهیلیست‌های» آتئیست آغاز کرد - که از ریشه‌های یونانی pan ("همه") و hyle ("ماده") گرفته شده است، که ادعا می‌کنند همه هستی مادی است - و "پانتئیست‌های اسپینوزان" که معتقدند "یک جوهر جهانی خاص، مادی و همچنین هوشی وجود دارد که همه چیز را به وجود می‌آورد." رافسون جهان را فراتر از درک انسان می‌دانست و ادعا می‌کرد که وسعت آن مانع از درک کامل می‌شود. او با تأکید ویژه بر فلسفه اسپینوزا، به باورهای پانتئیستی فرهنگ های مختلف باستانی از جمله مصریان، ایرانیان، سوری ها، آشوری ها، یونانی ها، هندی ها و کابالیست های یهودی استناد کرد.

بررسی انگلیسی آثار رافسون در سال 1702 نشان دهنده ظهور اولیه این اصطلاح در انگلیسی بود. متعاقباً، جان تولاند، نویسنده ایرلندی، این اصطلاح را در نشریه خود در سال 1705، سوسینیانیسم واقعاً بیان شده توسط یک پانتهیست به کار برد و آن را منتشر کرد. تولاند، تحت تأثیر اسپینوزا و برونو، با کتاب De Spatio Reali جوزف رافسون که او به عنوان "کتاب فضای واقعی آقای رالفسون (sic) مبتکرانه" نام می برد، درگیر شده بود. مشابه رافسون، تولاند به جای یکدیگر از لقب «پانتئیست» و «اسپینوزیست» استفاده کرد. در سال 1720، او اثر لاتین Pantheisticon: یا شکل جشن جامعه سقراطی را نوشت، که جامعه ای پانتئیستی را با پایبندی به این اصل مفهوم سازی کرد: "همه چیز در جهان یکی است و همه چیز در همه چیز یکی است ... آنچه در همه چیز است خدا است، ابدی و بیکران، نه زاده نمی شود." تولاند درک خود از پانتئیسم را در نامه ای به گاتفرید لایبنیتس در سال 1710 روشن کرد و در آن او آن را به عنوان "نظر وحدت باوری کسانی که به هیچ موجود ابدی دیگری جز جهان اعتقاد ندارند" توضیح داد.

در اواسط قرن هجدهم، دانیل واترلند، الهی‌دان انگلیسی، تعریف خود را از طبیعت، خدای متعالی و خدای همه‌جانبه بیان کرد: یک و یک جوهر بودن - یک موجود جهانی، به طوری که روح انسانها فقط اصلاحات جوهر الهی است. متعاقباً، در اوایل قرن نوزدهم، ژولیوس وگشایدر، الهی‌دان آلمانی، پانتئیسم را این اعتقاد توصیف کرد که خدا و جهان آفریده الهی اساساً یکسان هستند.

یک مناقشه فلسفی در مورد ایده‌های اسپینوزا در بین متفکران آلمانی فردریش هاینریش یاکوبی، که آنها را نقد کرد و موزس مندلسون که از آنها دفاع کرد، بین سال‌های 1785 تا 1789 پدید آمد. در میان بسیاری از روشنفکران آلمانی.

قرن نوزدهم

در حال گسترش نفوذ

در اوایل قرن نوزدهم، پانتئیسم به عنوان دیدگاهی فلسفی که توسط بسیاری از نویسندگان و فیلسوفان تأثیرگذار پذیرفته شد، شهرت یافت. طرفداران قابل توجه شامل ویلیام وردزورث و ساموئل کولریج در بریتانیا بودند. یوهان گوتلیب فیشته، شلینگ و هگل در آلمان؛ کنوت هامسون در نروژ; و والت ویتمن، رالف والدو امرسون و هنری دیوید ثورو در ایالات متحده. واتیکان با تشخیص تهدید فزاینده آن، در سال 1864 از طریق درسی خطاها پاپ پیوس نهم به طور رسمی پانتئیسم را محکوم کرد.

در سال 2011، نامه ای که در سال 1886 توسط ویلیام هرندون، آبراهام لینکلن، عضو قانونی، 00$0. این مکاتبات دیدگاه‌های مذهبی در حال تحول رئیس‌جمهور ایالات متحده را شرح می‌دهد، که شامل باورهای وحدت‌پرستانه است.

"اعتقادات دینی آقای لینکلن به اندازه کافی برای من روشن است که مانع از هر گونه شک و تردیدی شوم؛ او خداباور و عقل گرا است یا بوده است، و همه الهامات یا مکاشفه های خارق العاده- فراطبیعی را رد می کند. در دوره معینی از زندگی خود، حداقل در دوره معینی از زندگی خود، او یک سوال پیشرفته از روح جهانی را به عنوان دیدگاه جهانی بی روح درک می کرد. او معتقد بود که روح، در عین حال که به عنوان یک نیرو جاودانه است، هویت فردی خود را از دست داد، او به سمت ایمان به خدا پیش رفت و این نشان دهنده تمامیت تکامل دینی اوست.»

در حالی که این موضوع ذاتاً بحث برانگیز است، اظهارات نامه با موضع عموماً محتاطانه لینکلن در قبال مذهب نهادینه شده مطابقت دارد.

تحلیل مقایسه ای با ادیان غیر مسیحی

بعضی از الهی‌دانان قرن نوزدهم بر این باورند که چندین دین و نظام فلسفی پیش از مسیحیت ویژگی‌های پانتئیستی از خود نشان می‌دهند. آن‌ها شباهت‌هایی بین پانته‌ئیسم و ​​فلسفه هندو باستان آدوایتا (غیر دوگانه‌گرایی) شناسایی کردند.

الهی‌دانان اروپایی قرن نوزدهم نیز مؤلفه‌های پانتئیستی را در دین مصر باستان شناسایی کردند و فلسفه مصر را به‌عنوان تأثیری اساسی برای پانته‌ئیسم یونانی پیشنهاد کردند. این سنت یونانی متفکران پیشسوکراتیک خاصی از جمله هراکلیتوس و آناکسیماندر را در بر می گرفت. رواقی گرایی که از زنون سیتیوم سرچشمه گرفت و با امپراتور فیلسوف مارکوس اورلیوس به اوج خود رسید، ذاتاً پانتئیستی بود. در طول امپراتوری روم پیش از مسیحیت، رواقی گرایی به عنوان یکی از سه مکتب اصلی فلسفی، در کنار اپیکوریانیسم و ​​نوافلاطونیسم بود. تفکر تائوئیستی اولیه، همانطور که توسط لائوزی و ژوانگزی بیان شده است، گهگاه به عنوان پانتئیست طبقه بندی می شود، اگرچه ممکن است شباهت بیشتری به پانتهئیسم داشته باشد.

چئوندوئیسم، که در زمان سلسله چوسون کره سرچشمه گرفت، و بودیسم وون نیز به عنوان پانتهئیست در نظر گرفته می شوند. انجمن واقع‌گرای کانادا پیشنهاد می‌کند که آگاهی یک جهان خودآگاه، واقعیت را تشکیل می‌دهد و تفسیری جایگزین از پانتئیسم ارائه می‌کند.

قرن بیستم

در اواخر قرن بیستم، طرفداران خاصی ادعا کردند که پانتئیسم به عنوان یک چارچوب الهیات بنیادی برای نئوپاگانیسم عمل کرده است. همزمان، پانتئیست‌ها تأسیس سازمان‌هایی را آغاز کردند که منحصراً به پانته‌ئیسم اختصاص داده شده بود و از این طریق به رسمیت شناختن آن به‌عنوان یک سنت مذهبی متمایز تقویت شدند.

قرن بیست و یکم

دوریون سیگان، پسر دانشمند و کارل سیگان، دانشمند و ارتباط دهنده علم، در سال 2007 به همراه مادرش، لین مارگولیس، نشریه به تدریج خیره کن: تاملاتی در مورد طبیعت طبیعت را نوشت. در فصلی با عنوان «حقیقت پدرم»، سیگن بیان می‌کند که «پدرش به خدای اسپینوزا و انیشتین اعتقاد داشت، خدایی که نه پشت سر طبیعت، بلکه به‌عنوان طبیعت، معادل آن است.»

پانتئیسم در یک دایره‌نامه پاپی در سال 2009 و در بیانیه‌ای در روز سال نو در سال 2010 اشاره شد که هم به انتقاد از طبیعت و هم در انتقاد از طبیعت انسانی برتری می‌داد. برای یافتن منشاء نجات انسان در دنیای طبیعی.

در سال 2015، پروژه بهشت، سازمانی که متعهد به ترویج و انتشار دانش در مورد پانتئیسم است، به لوی پونس، دیوارنگار لس آنجلسی، دستور ساخت یک نقاشی دیواری 75 فوتی را در ونیز، در نزدیکی سازمان کالیفرنیا، ایجاد کرد. این اثر هنری شامل تصاویری از آلبرت انیشتین، آلن واتس، باروخ اسپینوزا، ترنس مک کنا، کارل یونگ، کارل ساگان، امیلی دیکنسون، نیکولا تسلا، فردریش نیچه، رالف والدو امرسون، دبلیو ای بی. دو بوآس، هنری دیوید ثورو، الیزابت کدی استانتون، رومی، آدی شانکارا و لائوزی.

سیستم های طبقه بندی

پانتئیسم انواع مختلفی را در بر می گیرد و سیستم های طبقه بندی متنوعی وجود دارد که این اشکال را بر اساس یک یا چند پیوسته یا به دسته های مجزا دسته بندی می کند.

طیف جبرگرایی

چارلز هارتشورن، فیلسوف، اصطلاح "پانتئیسم کلاسیک" را برای توصیف فلسفه های جبرگرایانه مورد حمایت باروخ اسپینوزا، رواقیون و سایر متفکران خویشاوند ابداع کرد. پانتئیسم، که به عنوان «همه خداست» تعریف می شود، اغلب با مونیسم یا «همه چیز یکی است» مرتبط است، و برخی از محققان پیشنهاد می کنند که ذاتاً متضمن جبرگرایی یا «همه چیز اکنون است». آلبرت انیشتین جبر الاهیاتی را با این ادعا بیان کرد که "گذشته، حال و آینده یک "توهم" هستند. این تجلی خاص پانتئیسم به عنوان "مونیسم افراطی" نامگذاری شده است، که در آن، همانطور که یکی از مفسران مشاهده کرد، "خداوند همه چیز را تصمیم می گیرد یا تعیین می کند، از جمله تصمیمات فرضی ما." نمونه‌های اضافی از نظام‌های پانتهئیستی که به جبرگرایی تمایل دارند، شامل مواردی است که توسط رالف والدو امرسون و هگل ایجاد شده‌اند.

با این وجود، برخی از محققان این مفهوم را که هر تفسیری از «وحدت» به عنوان جنبه ای از پانتهئیسم تلقی می شود، به چالش کشیده اند، و برخی دیدگاه های پانتهیستی جبرگرایی را بازنمایی نادرست یا ناقص طبیعت می دانند. طرفداران برجسته چنین دیدگاه هایی عبارتند از: جان اسکاتوس اریوجنا، فردریش ویلهلم جوزف شلینگ، و ویلیام جیمز.

درجه اعتقاد

همچنین می توان بین دو شکل متمایز پانتئیسم تمایز قائل شد: یکی عمدتاً مذهبی و دیگری عمدتاً فلسفی. دایره المعارف کلمبیا این تمایز را روشن می کند:

"اگر یک پانتئیست با این اعتقاد شروع کند که واقعیت منفرد، غایی، ابدی و نامتناهی، خداست، آنگاه هر موجود متناهی و زمانی صرفاً به عنوان جزئی تشکیل دهنده خدا تلقی می شود. هیچ چیز جدا یا متمایز از خدا وجود ندارد، زیرا خدا به طور کلی، نظام جهانی را در بر می گیرد. بر این باور است که وحدت فراگیر و فراگیر، خود جهان یا کیهان است، سپس خداوند در درون آن وحدت قرار می‌گیرد که می‌توان آن را طبیعت نامید.

شکل مونیسم

فیلسوفان و الهی‌دانان مکرراً مطرح کرده‌اند که پانتئیسم ذاتاً مونیسم را پیشنهاد می‌کند.

برای آزتک‌ها، teotl نمایانگر همه‌جانبه‌ای متافیزیکی بود که کیهان و همه اجزای آن را از درون خود و همچنین خارج به وجود آورد. این مفهوم از طریق شکلی از پانتئیسم مونیستیک بیان می شود که نمونه آن خدای عالی Ometeotl است، در کنار مجموعه گسترده ای از خدایان کوچکتر و شخصیت پردازی از پدیده های طبیعی.

طبقه بندی های دیگر

در سال 1896، الاهیدان J. H. Worman هفت دسته از پانتئیسم را مشخص کرد: مکانیکی یا ماتریالیستی (خدا به عنوان وحدت مکانیکی هستی). هستی شناختی (وحدت بنیادی، مانند اسپینوزا)؛ پویا؛ روانی (خدا به عنوان روح جهان)؛ اخلاقی (خدا به عنوان نظم اخلاقی جهانی، مانند فیشته)؛ منطقی (مانند هگل)؛ و خالص (جذب خدا در طبیعت، که ورمن آن را معادل بی خدایی دانست).

در سال 1984، پل دی. فاینبرگ، استاد الهیات کتاب مقدس و سیستماتیک در مدرسه الهیات انجیلی ترینیتی، به طور مشابه هفت طبقه بندی را شناسایی کرد: هیلوزوئیستی. ایمان گرایانه؛ مونیستی مطلق; مونیستی نسبیتی; آکوسمیک؛ هویت اضداد؛ و نوافلاطونی یا برون گرایی.

دموگرافیک

شیوع

طبق داده‌های سرشماری سال 2011، بریتانیا بیشترین تعداد پانتئیست‌های خودشناس را ثبت کرد. در سال 2011، تقریباً 1000 کانادایی وابستگی مذهبی خود را به عنوان "پانتئیست" شناسایی کردند که 0.003٪ از جمعیت ملی را تشکیل می داد. تا سال 2021، تعداد پانتئیست های کانادایی به 1855 نفر افزایش یافت که نشان دهنده 0.005٪ است. در ایرلند، تعداد پانتهیست ها از 202 نفر در سال 1991، به 1106 نفر در سال 2002، به 1691 نفر در سال 2006 و بیشتر به 1940 نفر در سال 2011 رسید. (شامل 6 مرد و 1 زن)، متعاقباً تا سال 2006 به 366 رسید.

سن، قومیت، و جنسیت

داده‌های سرشماری کانادا در سال 2021 نشان داد که پانتئیست‌ها در گروه سنی 20 تا 39 سال بیشتر از جمعیت عمومی یافت می‌شوند. برعکس، افراد زیر 15 سال تقریباً چهار برابر کمتر از عموم مردم به عنوان پانتئیست شناخته می‌شوند.

سرشماری کانادا در سال 2021 همچنین نشان داد که پانتئیست‌ها نسبت به جمعیت عمومی کمتر به یک گروه اقلیت شناخته‌شده تعلق دارند، به طوری که 90.3٪ از پانتئیست‌ها با هیچ یک از جمعیت 7 درصدی از جمعیت عمومی همذات پنداری نمی‌کنند. این سرشماری هیچ پانتئیستی را به‌عنوان عرب، آسیای جنوب شرقی، آسیای غربی، کره‌ای یا ژاپنی ثبت نکرد.

در کانادا (2011)، هیچ تفاوت جنسیتی قابل‌توجهی در مورد پانتئیسم مشاهده نشد. با این حال، در ایرلند (2011)، پانتئیست ها به احتمال زیاد زن بودند (1074 پانتئیست، 0.046٪ از زنان) تا مرد (866 پانتئیست، نماینده 0.038٪ از مردان). در مقابل، سرشماری کانادا در سال 2021 حاکی از برتری خفیف مردان در میان پانتئیست‌ها بود و مردان 51.5 درصد از کل را تشکیل می‌دادند.

مفاهیم مرتبط

طبیعت پرستی و عرفان طبیعت غالباً با پانتئیسم ترکیب می شوند. هارولد وود، بنیانگذار انجمن جهانی پانتئیست، یک تمایز اساسی را برجسته می کند: شناسایی فلسفی اسپینوزا از خدا با طبیعت به طور قابل توجهی از دیدگاه های پانته ایستی معاصر که بر اخلاق زیست محیطی متمرکز است، متفاوت است. تصور اسپینوزا از "طبیعت" در جهان بینی او ممکن است به طور اساسی با "طبیعت" درک شده در زمینه های علمی مدرن متفاوت باشد. عارفان طبیعت، از جمله کسانی که به عنوان پانتئیست نیز شناخته می شوند، اغلب از «طبیعت» برای نشان دادن محیط طبیعی محدود استفاده می کنند و آن را با سازه های ساخته شده توسط انسان در تضاد قرار می دهند. این کاربرد با تعریف گسترده‌تری که توسط اسپینوزا و دیگر پانتئیست‌ها اتخاذ شد، که به قوانین طبیعی جهانی و کلیت پدیده‌های فیزیکی اشاره می‌کنند، متفاوت است. در حالی که عرفان فطری می تواند با وحدت خدایی همسو باشد، با خداباوری و سایر مواضع فلسفی نیز سازگار است. از نظر تاریخی، پانتئیسم با پرستش حیوانات، به ویژه در سنت‌های اولیه مذهبی مرتبط بوده است.

غیر خدا به‌عنوان یک طبقه‌بندی کلی عمل می‌کند که چارچوب‌های مذهبی متنوعی را در بر می‌گیرد که با تعاریف سنتی خداباوری مطابقت ندارد، و پانته‌ئیسم اغلب در این نام گسترده طبقه‌بندی می‌شود. "in" و θεός (theós) "خدا" که به معنای "همه در خدا" است، به طور رسمی در قرن نوزدهم آلمان معرفی شد. این مفهوم به عنوان تلاشی برای ایجاد ترکیبی فلسفی بین خداباوری متعارف و پانتئیسم پدیدار شد و ادعا کرد که خدا اساساً در کیهان فیزیکی همه جا حاضر است در حالی که به طور همزمان «جدا از» یا «فرای» آن به عنوان خالق و پشتیبان نهایی آن وجود دارد. در نتیجه، پانتهئیسم با طرح این اصل اضافی که خدا از جهان شناخته شده فراتر می رود، خود را از پانتهئیسم متمایز می کند. به دلیل تعاریف مختلف الهیاتی از خدا، مرزبندی بین پانتهئیسم و ​​پانتهئیسم می‌تواند نامشخص شود و منجر به اختلاف نظرهای علمی در مورد طبقه‌بندی برخی از شخصیت‌های برجسته شود.

پاندئیسم، اصطلاح دیگری که از پانته‌ئیسم نشأت می‌گیرد، با ادغام جنبه‌های سازگار از هر دو خداپرستی و خداپرستی مشخص می‌شود. این دیدگاه فلسفی یک خدای خالق را مطرح می کند که در ابتدا به طور مجزا از جهان وجود دارد اما متعاقباً به آن تبدیل می شود. جهان حاصل، در حالی که در ماهیت کنونی خود شبیه به جهان پانتهیستی است، اما در منشأ خود اساساً متفاوت است.

Panpsychism نشان دهنده موقعیت فلسفی است که ادعا می کند آگاهی، ذهن یا روح یک ویژگی ذاتی و جهانی همه موجودات را تشکیل می دهد. برخی از طرفداران پانتئیسم همچنین دیدگاه‌های فلسفی متمایزی مانند هیلوزوئیسم (یا پانویتالیسم) را پذیرفته‌اند، که فرض می‌کند همه چیز زنده هستند، و آنیمیسم، دیدگاهی نزدیک به هم که روح یا روح را به همه چیز نسبت می‌دهد.

پانتئیسم در دین

ادیان سنتی

نظام‌های مذهبی سنتی و عامیانه متعددی که شامل مذاهب سنتی آفریقایی و معنویت‌های بومی آمریکا می‌شود، ویژگی‌هایی را نشان می‌دهند که می‌توان آن‌ها را به عنوان پانتئیستی یا آمیزه‌ای ترکیبی از پانتهئیسم با سایر جهان‌بینی‌ها، از جمله شرک و آنیمیسم تفسیر کرد. طرفداران پانتئیسم همچنین عناصر پانتهئیستی را در عبارات خاصی از مسیحیت شناسایی می کنند.

مفاهیم مشابه پانتئیسم در ادیان شرقی، به ویژه هندوئیسم، کنفوسیوس و تائوئیسم، قبل از قرن هجدهم وجود داشت. در حالی که هیچ مدرک مستقیمی نشان نمی‌دهد که این سنت‌ها بر مشارکت‌های فلسفی اسپینوزا تأثیر گذاشته‌اند، اسنادی وجود دارد که تأثیر آن‌ها را بر سایر متفکران معاصر، مانند لایب‌نیتس، و بعداً بر ولتر نشان می‌دهد. به طور خاص در هندوئیسم، دیدگاه های پانته ایستی با دیدگاه های پانانتئیستی، شرک، توحیدی و الحادی همزیستی دارند.

معنویت و جنبش های مذهبی جدید

پانتئیسم از محبوبیت قابل توجهی در معنویت معاصر و جنبش‌های دینی نوظهور، از جمله نئوپاگانیسم و ​​تئوسوفی برخوردار است. در طول ربع پایانی قرن بیستم، دو سازمان به صراحت "پانتئیسم" را در نام خود ایجاد کردند. انجمن جهانی پانتئیست، که در سال 1975 تأسیس شد، از همه اشکال پانتئیسم استقبال می کند و از حفاظت از محیط زیست حمایت می کند. جنبش جهانی پانتئیست توسط پل هریسون، یک محیط بان و نویسنده رهبری می شود که قبلاً قبل از استعفای خود در سال 1996 به عنوان معاون رئیس انجمن جهانی پانتئیست خدمت می کرد. جنبش جهانی پانتئیست که در سال 1999 گنجانده شد، صرفاً به پیشبرد پانتئیسم طبیعت گرایانه اختصاص داده شده است، که نوعی طبقه بندی طبیعی و سخت گیرانه از پانتئیسم دینی تعبیر می کند. طبیعت گرایی این جنبش به عنوان نمونه ای از "مذهب سبز تیره" با تاکید بر اخلاق زیست محیطی شناخته شده است.

یادداشت ها

منابع

Sjöstedt-Hughes, Peter, Pantheism: One and All, 2025.

Bollacher، Martin، 2020: "Pantheism." در: Kirchhoff, T. (ویرایش): *دانشنامه آنلاین فلسفه طبیعت*. Universitätsbibliothek Heidelberg.

منبع: بایگانی آکادمی TORIma
Ev rûpel ji bo arşîva zanînê ya TORIma Academy hatiye amadekirin. Agahî, wêne û lînkên derve dikarin li gorî çavkaniyên vekirî bên nûkirin.

درباره این نوشته

پانتئیسم چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره پانتئیسم، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

پانتئیسم چیست توضیح پانتئیسم مبانی پانتئیسم نوشته‌های فلسفه فلسفه به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • پانتئیسم چیست؟
  • پانتئیسم چه کاربردی دارد؟
  • چرا پانتئیسم مهم است؟
  • چه موضوعاتی با پانتئیسم مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه