مکتبگرایی نشاندهنده یک جنبش فلسفی و روششناسی آموزشی اروپای قرون وسطی است که تقریباً بین سالهای 1100 تا 1700 مسلط بوده است. مشخصه آن بهکارگیری تحلیل منطقی دقیق برای هماهنگ کردن فلسفه کلاسیک، بهویژه ارسطویی، بهویژه ارسطویی کاتولیک است.
Scholasticism یک جنبش یا روش شناسی فلسفی اروپایی قرون وسطایی است که آموزش غالب در اروپا از حدود 1100 تا 1700 بوده است. به دلیل به کارگیری تحلیل های منطقی دقیق در راستای هدف آشتی دادن فلسفه کلاسیک (به ویژه به طور خاص به این جنبش ارسطویی <منطق کاتهولیک>) معروف است. به عنوان مدرسه، از استدلال دیالکتیکی مبتنی بر اصول ارسطویی و ده مقوله استفاده کرد. مکتب مکتب از مکاتب رهبانی سرچشمه می گیرد که در ترجمه فلسفه های یهودی-اسلامی قرون وسطی و تسهیل «کشف مجدد» آثار کامل ارسطو مؤثر بودند. این مؤسسات، با تلاش برای آشتی دادن متافیزیک ارسطویی با الهیات کاتولیک لاتین، ساختار بنیادی را برای اولین دانشگاه های قرون وسطایی اروپا تشکیل دادند و بدین وسیله مبنایی حیاتی برای تکامل علم و فلسفه مدرن در جهان غرب ایجاد کردند. تکثیر مکتب به طور ذاتی با شکوفایی این مکاتب در سراسر ایتالیا، فرانسه، پرتغال، اسپانیا و انگلیس مرتبط بود.
که بهطور دقیقتر به عنوان روششناسی یادگیری توصیف میشود تا یک فلسفه یا الهیات متمایز، مکتب به شدت بر استدلال دیالکتیکی برای حل معرفت از طریق استنتاج درونی و استنتاج درونی تأکید داشت. اندیشه مکتبی نیز با تحلیل مفهومی دقیق و تمایز دقیق خود متمایز می شود. هم در محیطهای آموزشی و هم در آثار مکتوب، غالباً بهعنوان یک بحث صریح ظاهر میشد: یک موضوع سنتی به عنوان پیشنهادی برای بحث ارائه میشد و به دنبال آن استدلالهای مخالف، یک پیشنهاد متضاد، و ردیههای بعدی اعتراضات اولیه ارائه میشد. به دلیل رویکرد دیالکتیکی سختگیرانهاش، اسکولاستیک متعاقباً به بسیاری از رشتههای آکادمیک دیگر تعمیم یافت.
در ابتدا، اسکولاستیک به عنوان چارچوبی برای روشنفکران مسیحی قرون وسطایی بود که به دنبال ترکیب متون معتبر متنوع در سنت خود و آشتی دادن الاهیات مسیحی با نظامهای دینگرایانه کلاسیک و عتیقهگرایانه خاص مسیحی بودند. نوافلاطونیسم چهرههای برجسته مکتبی شامل آنسلم کانتربری، که اغلب بهعنوان «پدر مکتبشناسی» شناخته میشود، پیتر آبلارد، اسکندر هیلز، آلبرتوس مگنوس، دونس اسکاتوس، ویلیام اکهام، بوناونتور و توماس آکویناس هستند. اثر مهم آکویناس، Summa Theologica (1265-1274)، به طور گسترده به عنوان نقطه اوج اندیشه فلسفی مکتبی، قرون وسطی، و مسیحی در نظر گرفته می شود. کمک های قابل توجهی به سنت مکتبی فراتر از دوره آکویناس ادامه یافت، که نمونه آن را رابرت گروسستست، دانشمند انگلیسی، رابرت گروسستست و شاگردش راجر بیکن، فرانسیسکو سوارز و لوئیس دو مولینا، و همچنین در میان الهیدانان لوتری و اصلاح طلب، نشان دادند.
ریشه شناسی
اصطلاحات "مدرسه" و "مکتب گرایی" از کلمه لاتین scholasticus سرچشمه گرفته اند، که برداشت لاتینی شده از یونانی
زمینه تاریخی
بوئتیوس عناصر بنیادی مکتب مسیحی را از طریق نوشته های منطقی و الهیاتی مهم خود پایه گذاری کرد. مقدمات بعدی و تحولات موازی با مکتب شامل علم الکلام اسلامی که به عنوان "علم گفتمان" ترجمه شده است و فلسفه یهودی، به ویژه کلام یهودی بود.
پیدایش مکتب
تجدید حیات اساسی اولیه فعالیت فکری در جهان غرب در دوران رنسانس کارولینژی در قرون وسطی اولیه رخ داد. امپراتور شارلمانی، با هدایت پیتر پیزا و آلکوین یورک، دانشمندانی را از انگلستان و ایرلند، مناطقی که برخی از متون یونانی به شکل اصلی خود حفظ شده بودند، جذب کرد. شارلمانی از طریق فرمانی که در سال 787 صادر شد، تأسیس مدارس در هر صومعه در سراسر امپراتوری خود را اجباری کرد. این نهادها، که در نهایت منجر به پیدایش اصطلاح مکتب گرایی شدند، به مراکز محوری مطالعات قرون وسطایی تبدیل شدند.
در طول این دوران، دانش یونان باستان تا حد زیادی در اروپای غربی ناپدید شده بود، به استثنای ایرلند، جایی که آموزش و کاربرد آن در مؤسسات آموزشی رهبانی رایج بود. دانشمندان ایرلندی در دربار فرانک، جایی که دانش و دانش آنها به طور گسترده ای شناخته شده بود، موقعیت های مهمی داشتند. از جمله این افراد، یوهانس اسکاتوس اریوجنا (815-877)، یک شخصیت محوری در توسعه مکتب بود. اریوجنا به عنوان تأثیرگذارترین روشنفکر ایرلندی در اوایل دوره رهبانیت و یک فیلسوف استثنایی برجسته است. درک عمیق او از زبان یونانی او را قادر ساخت که آثار متعددی را به لاتین ترجمه کند و بدین وسیله دسترسی به نوشته های پدران کاپادوکیه و سنت های الهیات یونانی را فراهم آورد. دیگر بنیانگذاران کلیدی مکتب عبارتند از اسقف اعظم قرن یازدهم، لانفرانک و آنسلم کانتربری در انگلستان، و پیتر آبلارد در فرانسه.
این دوره نشانه آغاز "کشف مجدد" بسیاری از متون یونانی بود که برای غرب لاتین غیرقابل دسترس بود. در نیمه دوم قرن دهم، مدرسه مترجمان تولدو در اسپانیای مسلمان، ترجمه نسخه های خطی عربی را به لاتین آغاز کرد. پس از یک مرحله موفقیت آمیز Reconquista در قرن دوازدهم، اسپانیا برای دانشمندان مسیحی قابل دسترس تر شد. برخورد آنها با فلسفه های یهودی-اسلامی متعاقباً مخزن وسیعی از دانش عرب و یهودی در ریاضیات و نجوم را آشکار کرد. مترجمان برجسته لاتین قرن دوازدهم نیز شامل کنستانتین آفریقایی در ایتالیا و جیمز ونیز در قسطنطنیه بودند. محققانی مانند آدلارد از باث به اسپانیا و سیسیل سفر کردند، جایی که آنها آثار مهمی را در زمینه نجوم و ریاضیات ترجمه کردند، از جمله اولین ترجمه کامل لاتین از عناصر اقلیدس.
همزمان، مکتب شارتر، تفسیرهای برنارد شارتر را بر روی مجموعه آثار ویلیام و افلاطون
تولید کرد. کونچ ها. این تلاشها با استفاده از ابزار تفسیری integumentum، به دنبال آشتی دادن منابع بت پرستی و فلسفی کلاسیک در چارچوب مسیحیت قرون وسطایی بود. این رویکرد، معانی سطحی آشکارا بدعتگرایانه را بهعنوان پوششهایی نمادین تلقی میکرد که حقیقتی عمیقتر و متعارفتر را پنهان میکرد. خود آبلارد با محکومیت برنارد کلروو در شورای سنس در سال 1141 مواجه شد. اما ویلیام کونچس از طریق خودسانسوری سیستماتیک نوشته های قبلی خود از سرنوشت مشابهی جلوگیری کرد. با این وجود، تفاسیر و آثار دایرهالمعارفی او، De Philosophia Mundi و Dragmaticon، به اشتباه به محققانی مانند پیشین نسبت داده شده است، اما به دانشمندانی که قبلاً منتشر شدهاند. آنسلم لائون عمل لغات کتاب مقدس را نظاممند کرد، که به دنبال آن برجستگی روزافزون دیالکتیک - موضوع اصلی داستانهای بیاهمیت قرون وسطی - در پژوهش آبلار بود. پیتر لومبارد مجموعهای از جملات را گردآوری کرد که شامل نظرات پدران کلیسا و دیگر شخصیتهای معتبر است.
اخیراً، محققانی مانند لینزل و نوویکوف این ایده را به چالش کشیدهاند که مکتبگرایی اساساً از تعاملات فلسفی سرچشمه میگیرد، در عوض بر مسیحیت پیشین آن تأکید میکنند. با این حال، این دیدگاه یک دیدگاه اقلیت در گفتمان دانشگاهی است.
مدرسه عالی
قرن 13 و اوایل قرن 14 به طور کلی به عنوان نقطه اوج مکتب در نظر گرفته می شود. اوایل قرن سیزدهم نقطه اوج بازیابی فلسفه یونان بود. مدارس ترجمه در ایتالیا و سیسیل به وجود آمدند و در نهایت در سراسر اروپا گسترش یافتند. پادشاهان بانفوذ نورمن افراد دانشمند را از ایتالیا و سایر مناطق به دربار خود جذب کردند و اعتبار آنها را افزایش دادند. ترجمهها و نسخههای ویلیام موربکه از متون فلسفی یونانی در اواسط قرن سیزدهم، فلسفه یونان، بهویژه آثار ارسطو را بهطور قابل توجهی روشن کرد و از درک به دست آمده از نسخههای عربی پیشین فراتر رفت. ادوارد گرانت میگوید: "نه تنها ساختار زبان عربی به شدت با زبان لاتین متفاوت بود، بلکه برخی از نسخههای عربی از ترجمههای سریانی قبلی مشتق شده بودند و بنابراین دو بار از متن اصلی یونانی حذف شدند. ترجمههای کلمه به کلمه از چنین متون عربی میتوانست خوانشهای شکنجهآمیز ایجاد کند. در مقابل، نزدیکی ساختاری لاتین به یونانی، در ترجمه مجاز، در لغت قابل فهم، در لغت مجاز است."
ظهور دانشگاهها در شهرهای بزرگ اروپایی در این دوره، رقابت شدیدی را در میان فرقههای روحانی رقیب در کلیسا برای تسلط سیاسی و فکری بر این مراکز آموزشی ایجاد کرد. برجسته در این میان دو راسته تازه تاسیس بودند: فرانسیسکن ها و دومینیکن ها. فرانسیسکن ها توسط فرانسیس آسیزی در سال 1209 تأسیس شدند. در اواسط قرن، بوناونتور به عنوان یک شخصیت کلیدی ظاهر شد، یک سنت گرا که از الهیات آگوستینی و فلسفه افلاطونی دفاع می کرد و مفاهیم حداقلی ارسطویی را در چارچوبی عمدتاً نوافلاطونی ادغام می کرد. مطابق با دیدگاه آنسلم، بوناونتوره اظهار داشت که تحقیق عقلانی تنها زمانی حقیقت را به دست میدهد که فلسفه با اعتقادات دینی آشنا شود. علمای برجسته فرانسیسکن نیز شامل Duns Scotus، Peter Auriol، و William of Ockham بودند.
در مقابل، نظم دومینیکن که توسط سنت دومینیک در سال 1215 با مأموریت انتشار و دفاع از آموزه مسیحی تأسیس شد، تحقیق عقلانی را در اولویت قرار داد و به طور گسترده از متون و رمان نویسان اسپانیایی استفاده شد. شارحان برجسته تفکر دومینیکن در این دوران عبارتند از آلبرتوس مگنوس و به ویژه توماس آکویناس، که ادغام پیچیده عقل گرایی یونانی و الهیات مسیحی در نهایت مسیر فلسفه کاتولیک را شکل داد. اوج تفکر فلسفی مکتبی، قرون وسطی و مسیحی. شروع آن در زمان تصدی آکویناس به عنوان استاد نایب السلطنه در studium provinciale سانتا سابینا در رم، موسسه ای که قبل از دانشگاه پاپی سنت توماس آکویناس بود، رخ داد. آکویناس بهویژه عقل و استدلال دقیق را در اولویت قرار داد و نخستین پذیرنده آثار تازه ترجمه شده ارسطویی در متافیزیک و معرفتشناسی شد. این رویکرد یک انحراف اساسی از جریان های فکری نوافلاطونی و آگوستینی را نشان می دهد که عمدتاً مشخصه مکتب اولیه بود. آکویناس امکان ادغام بخش قابل توجهی از فلسفه ارسطویی را بدون تسلیم شدن در برابر "خطاهای" درک شده منسوب به مفسر، Averroes نشان داد.
پسا مکتب
فیلسوف یوهان بیوکز معتقد است که دوره بین سالهای 1349 تا 1464 که بین مرگ ویلیام اوکام و نیکلاس کوزا واقع شده است، یک دوره متمایز را تشکیل می دهد که توسط فیلسوفان از نظر فکری قوی و مستقل تعریف شده است. این متفکران از مکتب عالی در مورد موضوعاتی مانند نقد نهادی و ماتریالیسم فاصله گرفتند، اما چارچوب روش شناختی آن را حفظ کردند. این گروه از متفکران مارسیلیوس پادوا، توماس برادواردین، جان ویکلیف، کاترین سینا، ژان گرسون، گابریل بیل را دربرگرفتند و با نیکلاس کوزا به اوج خود رسیدند.
مکتب اسپانیایی
مدرسه متأخر
مکتب پروتستان
مکتب لوتری
مکتب گرایی اصلاح شده
بعد از اصلاحات، کالوینیست ها عمدتاً روش شناسی الهیات مکتبی را پذیرفتند، اگرچه در منابع معتبر و محتوای اساسی الهیات خود اختلاف نظر داشتند.
مکتب نئو
تجدید حیات و تکامل متعاقب آن فلسفه اسکولاستیک قرون وسطی، که در نیمه دوم قرن نوزدهم آغاز شد، گهگاه به عنوان نئوتومیسم نامیده می شود.
مکتب شناسی تومیستی
ج. A. Weisheipl O.P. تأکید می کند که مکتب تومیسمی از زمان آکویناس یک اصل و نسب ناگسستنی را در نظم دومینیکن حفظ کرده است: «تومیسم به طور مداوم در نظم دومینیکن تداوم داشت، علیرغم کاهش حجم آن پس از ویرانی های اصلاحات، انقلاب فرانسه، و تجاوزات ناپلئونی و سوق های ناپلئونی. پس از درگذشت سنت توماس، در کنار قوانین اساسی نظمیه، همه دومینیکنها در هر دو رشته فلسفی و الهیاتی، دکترین سنت توماس را آموزش میدادند."
مکتبشناسی تومیسمی، که به عنوان تومیسم مکتبی نیز شناخته میشود، نشاندهنده یک سنت فلسفی و الهیاتی است که از سنت توماس آکویناس سرچشمه میگیرد. تمرکز اصلی آن فراتر از تفسیر صرف تاریخی آکویناس است. همچنین شامل توسعه یک سیستم سختگیرانه از تومیسم ارتدکس است. این سیستم به عنوان ابزاری حیاتی برای ارزیابی اندیشه معاصر عمل می کند. تومیسم اسکولاستیک با توجه به تردیدش نسبت به تلاشها برای تطبیق ایدههای آکویناس با چارچوبها و پیشفرضهای غیرتومیستی، گهگاه توسط فیلسوفانی مانند ادوارد فیسر «تومیسم رعایت دقیق» نامیده میشود. بررسی جامعی از مکتب تومیستی اخیر و معاصر در اثر باتیستا موندین در سال 2002 ارائه شده است، متافیزیک سنت توماس آکویناس و مفسران او، که شامل مشارکت دانشمندانی از جمله سوفیا وانی روویگی (1908-1990)، کرنلیو فابرو 1995، کرنلیو فابرو (1995) می باشد. (1900-1984)، توماس تین او. فابرو، بهویژه، مشارکتهای متمایز آکویناس را برجسته میکند، بهویژه در مورد actus essendi، یا عمل وجود، موجودات متناهی از طریق مشارکت آنها در خود هستی. علاوه بر این، سایر دانشگاهیان، مانند کسانی که به "Il Progetto Tommaso" وابسته اند، تلاش می کنند تا تفسیری عینی و پذیرفته شده جهانی از نوشته های آکویناس ایجاد کنند.
در جهان انگلیسی زبان، مکتب تومیستی در طول دهه 1970، همزمان با تأثیرات ماریایی و رو به زوال از قبیل تأثیرات ماریایی و رو به زوال، کاهش یافت. اتین ژیلسون. این کاهش تا حدی به تغییر شورای واتیکان دوم در این شاخه تومیست نسبت داده می شود، که به طور فزاینده ای بر درک آکویناس تاریخی متمرکز شده است.
مکتب تحلیلی
اخیراً، فلسفه تحلیلی شاهد تجدید علاقه به رویکرد «مکتبی» به تحقیق فلسفی بوده است. این امر منجر به تلاشهایی با هدف ادغام روشهای مکتبی و تحلیلی برای دستیابی به یک سنتز فلسفی معاصر شده است. طرفداران برجسته این رویکرد چند وجهی عبارتند از: آنتونی کنی، پیتر کینگ، توماس ویلیامز و دیوید اودربرگ.
روش شناسی تحصیلی
کورنلیوس اوبویل توضیح داد که اسکولاستیک در درجه اول به کسب دانش و ارتباط مؤثر آن برای تسهیل جذب آن توسط دیگران مربوط می شود. باور غالب این بود که این هدف به بهترین وجه از طریق تکرار فرآیند کشف، که modus inveniendi نامیده می شود، به دست می آید.
محققان معمولاً اثری از یک محقق ارجمند را که actor (نویسنده) نامیده میشود، به عنوان موضوع اصلی برای تحقیق انتخاب میکنند. از طریق خواندن دقیق و انتقادی، دانش آموزان به درک و درک نظریه های نویسنده دست یافتند. اسناد تکمیلی، از جمله شوراهای کلیسا، نامههای پاپ، و سایر نوشتههای مرتبط، اعم از باستانی یا معاصر، نیز مورد مشورت قرار گرفت. اختلافات و نقاط مشاجره شناسایی شده در منابع متعدد به عنوان جملات فردی یا تکه های متنی که به عنوان sententiae شناخته می شوند، ثبت شد. به دنبال ارائه سیستماتیک منابع و اختلاف نظرها از طریق یک فرآیند دیالکتیکی، طرف های مخالف یک استدلال ترکیب شدند تا به جای تناقض، توافق اساسی خود را نشان دهند. در حالی که هدف سنتز بود، برخی از نظرات گهگاه به طور کامل رد می شد، یا مواضع جدیدی مطرح می شد. این سنتز از طریق دو روش اصلی به دست آمد. اولین مورد شامل تجزیه و تحلیل فیلولوژیکی بود، که در آن کلمات برای معانی بالقوه چندگانه خود مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین فرض شد که actor ممکن است کلمه خاصی را برای انتقال معنای متمایز در نظر داشته باشد. این بهره برداری از ابهام، شناسایی زمینه های مشترک بین اظهاراتی را که در ابتدا متناقض به نظر می رسید، تسهیل کرد. روش دوم از تجزیه و تحلیل منطقی استفاده می کرد و از قواعد تثبیت شده منطق رسمی آن دوران استفاده می کرد تا نشان دهد که تضادهای درک شده اغلب تفسیرهای ذهنی هستند تا ناسازگاری های ذاتی.
آموزش تحصیلی
آموزش تحصیلی شامل چندین مؤلفه متمایز است. در ابتدا، کتاب شامل یک معلم بود که یک متن معتبر را می خواند، سپس یک تفسیر می خواند، بدون اینکه سوالی از دانش آموزان مجاز باشد. این مرحله با مدیتیو (مراقبه یا تأمل) انجام شد، که در طی آن دانش آموزان به تفکر و جذب محتوای متن پرداختند. متعاقباً، در مرحله quaestio، دانشآموزان مجاز به طرح سؤالات (پرسشهای) بودند که در طول مدیتاسیون خود به وجود آمدند. با گذشت زمان، بحث پرسشها به روشی مستقل برای تحقیق تبدیل شد، متمایز از lectio و دیگر تنها متکی به متون معتبر نیست. برای رسیدگی به مشکلات مشاجرهآمیز، اختلافات رسمی سازماندهی شد.
معمولاً موضوعات مورد بحث از قبل اعلام میشد. با این حال، دانشآموزان این حق را داشتند که یک سؤال اعلامنشده به مربی ارائه کنند که به عنوان disputationes de quodlibet شناخته میشود. در طول چنین رویدادی، معلم پاسخ اولیه ای را ارائه می دهد که دانش آموزان آن را به چالش می کشند. روز بعد، معلم با استفاده از یادداشتهای بحث، همه استدلالها را ترکیب میکند و یک موضع قطعی را بیان میکند، و به طور مؤثر با تمام ردیههای قبلی مقابله میکند.
روش استدلال quaestio عمدتاً در زمینههایی پدیدار شد که به نظر میرسید دو متن معتبر دیدگاههای متضادی را ارائه میدادند. این رویکرد شامل قالب بندی گزاره های متناقض به عنوان یک سؤال دودویی بود، که مستلزم آن بود که هر جزء از پرس و جو یا تأیید شود (sic) یا رد شود (غیر). طرفداران به طور متوالی استدلال هایی را ارائه می کنند که از موضع انتخابی خود حمایت می کند و به دنبال آن استدلال های متقابل ارائه می شود که سپس به طور سیستماتیک رد می شود. این روش شناسی ساختاریافته محققان را وادار کرد تا با دیدگاه های متفاوت درگیر شوند و به شدت از مواضع فکری خود دفاع کنند.
Actus primus
- Actus primus
- تمثیل در قرون وسطی
- Casuistry
- تاریخ علم در قرون وسطی
- فلسفه قرون وسطی
- اسم گرایی
- پاردس (تفسیر یهودی)
- رنسانس قرن دوازدهم
- اسکاتیسم
مراجع
کارهای ذکر شده
- ون آسلت، ویلم جی. (2011). مقدمه ای بر اسکولاستیک اصلاح شده (به زبان هلندی). با مشارکت T. Theo J. Pleizier، Pieter L. Rouwendal و Maarten Wisse. ترجمه آلبرت گوتجس. گراند رپیدز، میشیگان: کتابهای میراث اصلاحات. ISBN 978-1-60178-121-5.کلاژت، مارشال (1982). "ویلیام موربکه: مترجم ارشمیدس." مجموعه مقالات انجمن فلسفی آمریکا، 126(5)، 356-.356-Decock, W. (2013). الهیدانان و حقوق قراردادها: تحول اخلاقی کمون Ius (حدود 1500-1650). لیدن/بوستون: بریل/نیجوف. ISBN 978-90-04-23284-6.
- فراید، ای. (2000). رنسانس اولیه دیرینه شناسان. بریل.
- گراسیا، جی.جی.، & Noone, T. B. (Eds.). (2003). همدم فلسفه در قرون وسطی. لندن: بلک ول. شابک 0-631-21672-3.
- McGrade, A. S. (ویرایش). (2003). همنشین کمبریج در فلسفه قرون وسطی. کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.
- تومان، رولف (2007). هنر گوتیک: معماری، مجسمه سازی، نقاشی. عکاسی توسط آخیم بدنورز. Tandem Verlag GmbH. ISBN 978-3-8331-4">978-3-8331-4" ادامه دارد. title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=book&rft.btitle=The+Art+of+Gothic%3A+Architecture%3A+CulturalPatting%2 t.pub=Tandem+Verlag+GmbH&rft.date=2007&rft.isbn=978-3-8331-4676-3&rft.aulast= تومان&rft.aufirst=Rolf&rfr_id=info%3Asid%2Fen.</span></li></ul>
Hyman, J., & والش، جی جی (ویرایشات). (1973). فلسفه در قرون وسطی. ایندیاناپولیس: انتشارات هکت. ISBN 978-0-915144-05-1.
Schoedinger, Andrew B. (Ed.). (1996). Readings in Medieval Philosophy. نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد.ISBN 978-0-19-509293-6.گالاتین، هارلی کی (2001). "زندگی فکری قرون وسطایی و مسیحیت."Maurer, Armand A. (1982). فلسفه قرون وسطی (ویرایش دوم). تورنتو: مؤسسه پاپی مطالعات قرون وسطی. ISBN 978-0-88844-704-3.رکسروت، فرانک (2023). دانش درست و مفید: تاریخ فرهنگی اولیه مکتب. انتشارات دانشگاه پنسیلوانیا. ISBN 978-1-5128-2471-"978-1-5128-2471-"<1> cs1"="" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre= book&rft.btitle=دانش+درست+و+مفید%3A+A+A+A+Tarhich+فرهنگی+مکتب+پیشین& ;rft.pub=دانشگاه+پنسیلوانیا+پرس&rft.date=2023&rft.isbn=978-1-5128-2471-1&am p;rft.aulast=Rexroth&rft.aufirst=فرانک𝔯_id=info%3Asid%2Fen. -
- Scholasticon اثر Jacob Schmutz
- "مکتب شناسی". در دایره المعارف بریتانیکا آنلاین.
- اسکلاستیک در دایره المعارف کاتولیک
- نبوغ مکتبها و مدار ارسطو، مقاله جیمز فرانکلین در مورد تأثیر مکتب بر اندیشههای بعدی
- (به آلمانی) ALCUIN – Regensburger Infothek der Scholastik – پایگاه داده عظیم با اطلاعاتی در مورد بیوگرافی، گاهشماری متن، نسخه ها.