رواقی گرایی یک مکتب فلسفی و یک روش عملی برای زندگی است که بر خود انضباطی و توسعه اخلاقی مداوم تأکید دارد که در دوران هلنیستی در یونان باستان ظهور کرد و در طول دوره امپراتوری روم کشش قابل توجهی پیدا کرد. طرفداران رواقی گری باستان معتقد بودند که کیهان مطابق با لوگوس یا عقل جهانی عمل می کند و در نتیجه جهان بینی منسجمی را ارائه می دهد که بر اساس اصول تحقیق عقلانی، متافیزیک مونیستی و اخلاق طبیعت گرایانه بنا شده است. این اصول بنیادی به طور جمعی فضیلت را تعریف میکنند، که رواقیها آن را برای دستیابی به «وجود مستدل» ضروری میدانستند.
رواقی گرایی یک جنبش فلسفی و راهنمای عملی برای زندگی است که بر خود انضباطی روزانه و بهبود اخلاقی تأکید دارد که در دوره هلنیستی یونان باستان سرچشمه گرفته و تا دوره امپراتوری روم گسترش یافته است. رواقیون باستان بر این باور بودند که جهان بر اساس عقل یا لوگوس عمل میکند و گزارشی یکپارچه از جهان ارائه میدهد که از آرمانهای گفتمان عقلانی، فیزیک مونیستی و اخلاق طبیعتگرایانه ساخته شده است. این سه آرمان فضیلتی را تشکیل می دهند که برای هدف رواقی «زندگی مستدل» ضروری است.
فلسفه رواقی به طور معمول به سه شاخه وابسته به هم طبقه بندی می شود: منطق، فیزیک و اخلاق. منطق رواقی بر استدلال دقیق و عمدی تأکید دارد که شامل تحلیل گزاره ها، استدلال ها و تشخیص صدق و کذب است. اهمیت گفتمان فلسفی در رواقی گرایی محوری است و به مفهوم ذهن درگیر در گفت و گوی عقلانی درونی گسترش می یابد. اخلاق رواقی فضیلت را به عنوان خیر برتر، تقویت نظم عاطفی، رویکردی ترکیبی برای حل مسئله، و قضاوت منطقی صحیح برای دستیابی به رفاه پایدار در اولویت قرار می دهد (eudaimonia). برعکس، احساساتی مانند اشتیاق، اضطرابها و ناامنیها بهعنوان پاسخهای اشتباهی در نظر گرفته میشوند که نیاز به تنظیم از طریق خود تمرینی منظم دارند. در میان مکاتب مختلف فلسفه غرب باستان، رواقی گرایی جامع ترین ادعای نظام مند بودن را مطرح کرد. یک اصل اصلی از اخلاق رواقی شامل زندگی مطابق با طبیعت است که دلالت بر همسویی وجود فرد با عقل فردی و ساختار عقلانی ذاتی جهان دارد.
رواقیگرایی توسط Zeno of Citium در آگورا باستانی آتن در حدود 300 سال قبل از میلاد پایهگذاری شد و در سراسر جهان تا قرن سوم پیش از میلاد رونق داشت. از سنت فلسفی سینیکی توسعه یافت و از طریق آموزش عمومی که در Stoa Poikile، یک ستون نقاشی متمایز انجام شد، به رسمیت شناخته شد. طرفداران قابل توجه شامل امپراتور روم مارکوس اورلیوس بودند.
در کنار منطق اصطلاحی ارسطویی، سیستم منطق گزاره ای که توسط رواقیون فرموله شد، یکی از دو چارچوب منطقی اصلی دوران کلاسیک را نشان داد. این سیستم عمدتاً توسط کریسیپوس، که به عنوان سومین رهبر مکتب رواقی در قرن سوم پیش از میلاد خدمت می کرد، ساخته و اصلاح شد. رویکرد منطقی کریسیپوس با تمرکز بر تحلیل گزاره ها به جای اصطلاحات فردی، از منطق اصطلاحی فاصله گرفت. رواقیگرایی متعاقباً پس از استقرار مسیحیت بهعنوان دین دولتی در قرن چهارم پس از میلاد رو به زوال نهاد، اگرچه گنوسیزم تداوم یافت و جنبههای خاصی از اندیشه رواقی و افلاطونی را ادغام کرد.
پس از آن، رواقیگرایی دورههایی از تجدید حیات را پشت سر گذاشت، بهویژه در دوران رنسانس (مدرنگرایی) و بهعنوان etoicism تجلی یافت. تأثیر فلسفی آن به روشنفکران برجسته رومی مانند سنکا و اپکتتوس رسید و بعدها هم افکار مسیحی و هم جنبش نئوستوییسم را در رنسانس آگاه کرد. علاوه بر این، رواقی گرایی به طور قابل توجهی بر پیشرفت های بعدی در منطق تأثیر گذاشت و به عنوان الهام بخش برای درمان های شناختی معاصر عمل کرد.
تاریخچه
نام رواقی از Stoa Poikile (یونانی باستان: ἡ ποικίλη στοά) یا "ایوان نقاشی شده"، ستونی آراسته با تصاویر اساطیری و تاریخی نبرد که در حاشیه شمالی آگورا آتن قرار دارد، سرچشمه می گیرد. در اینجا بود که زنون از سیتیوم و شاگردانش برای بررسی مفاهیم فلسفی خود در اواخر قرن چهارم قبل از میلاد گرد هم آمدند. برخلاف اپیکوریان، زنو ترجیح داد فلسفه خود را در یک انجمن عمومی منتشر کند. در ابتدا از این فلسفه به عنوان زنونیسم یاد می شد. با این وجود، احتمالاً به دلیل عدم تمایل رواقیون به نسبت دادن خرد کامل به بنیانگذاران خود و کاهش پتانسیل تبدیل این فلسفه به کیش شخصیت، این نام بلافاصله کنار گذاشته شد.
سنت فلسفی رواقی برای چندین قرن، از قرن چهارم قبل از میلاد تا قبل از میلاد، برجستگی خود را حفظ کرد. چارچوب فلسفی زنون از اصول سینیکی تکامل یافته است که توسط کراتس از تبس به او معرفی شد. زاده مکتب سینیک، آنتیستنس، شاگرد سقراط بوده است. کریسیپوس، که به عنوان رئیس مکتب جانشین کلینتس شد، به عنوان مهم ترین جانشین زنون ظاهر شد و در شکل دادن به فلسفه ای که اکنون به عنوان رواقی گری شناخته می شود، نقش داشت. رواقی گرایی در میان طبقات تحصیل کرده در سراسر جهان هلنیستی و امپراتوری روم به محبوبیت برجسته ای دست یافت، و باعث شد گیلبرت موری مشاهده کند که "تقریباً همه جانشینان اسکندر [...] خود را رواقی می دانستند". رواقیون رومی بعدی به طور فزاینده ای اخلاق عملی و توسعه استحکام اخلاقی درونی را در زندگی روزمره در اولویت قرار دادند.
در طول تاریخ خود، مکتب رواقی از طریق نسل های متوالی فیلسوفان تکامل یافت و به طور گسترده در تمدن هلنیستی و رومی انتشار یافت.
تاریخ رواقیگرایی معمولاً توسط محققان به سه دوره مجزا طبقهبندی میشود: Stoa اولیه، که از تأسیس مکتب زنون تا آنتیپاتر را شامل میشود. استوای میانه، شامل چهره هایی مانند پاناتیوس و پوزیدونیوس. و استوآ متأخر که متفکران برجسته ای مانند موسونیوس روفوس، سنکا، اپیکتتوس و مارکوس اورلیوس را در بر می گیرد. متأسفانه هیچ اثر کاملی از دو مرحله ابتدایی رواقی گرایی حفظ نشده است. در نتیجه، ادبیات موجود رواقی عمدتاً محدود به متون دوران رومی است که از استوا متأخر سرچشمه می گیرند.
منطق
در فلسفه رواقی، منطق (logike) شاخهای را تشکیل میداد که به بررسی عقل اختصاص داشت (logos). بر اساس آموزه رواقی، دستیابی به یک زندگی کامل و با فضیلت، مستلزم استدلال منطقی دقیق بود. آنها معتقد بودند که درک اخلاق بدون درک اساسی از منطق دست نیافتنی است. همانطور که توسط اینوود بیان شده است، رواقیون مطرح کردند که:
منطق به فرد کمک می کند تا ببیند قضیه چیست، به طور مؤثر در مورد امور عملی استدلال کند، در میان سردرگمی موضع خود را حفظ کند، یقین را از احتمالی متمایز کند، و غیره.
برای رواقیون، منطق حوزه وسیعی از دانش را در بر می گرفت که شامل مطالعه زبان، دستور زبان، بلاغت و معرفت شناسی می شد. با این وجود، این رشتهها ذاتاً به هم مرتبط بودند و رواقیها نظام منطقی خود را (که اغلب «دیالکتیک» نامیده میشود) در پیوند با نظریههای زبان و معرفتشناسی خود فرمولبندی کردند.
سنت منطقی رواقی در قرن چهارم پیش از میلاد ظهور کرد و منشأ خود را از مکتب متمایز مکتب فیلسوف به نام تئوف گرفت. به طور خاص، دو دیالکتیک برجسته از این مکتب، دیودوروس کرونوس و شاگردش فیلو، در ایجاد نظریههای مربوط به روشها و گزارههای شرطی مؤثر بودند. زنون از سیتیوم، بنیانگذار رواقی گری، مطالعاتی را با مگاریان انجام داد و گزارش شده است که شاگرد معاصر فیلون بوده است.
با این وجود، محوری ترین شخصیت در تکامل منطق رواقی، کریسیپوس سولی (حدود 279 - حدود 206 پیش از میلاد) بود که به عنوان رهبر مکتب رواقی خدمت می کرد. کریسیپوس به طور قابل توجهی بر شکل منطق رواقی که امروزه فهمیده می شود تأثیر گذاشت و یک سیستم جامع از منطق گزاره ای را ایجاد کرد. متأسفانه، رساله های منطقی اصلی کریسیپوس تقریباً به طور کامل از بین رفته است. در نتیجه، سیستم پیچیده او باید از توصیفات پراکنده و ناقص موجود در نوشته های محققان بعدی بازسازی شود.
مطالبات
در منطق رواقی، واحد اساسی یک قابل اثبات (axiomata) است، که به عنوان گزاره ای تعریف می شود که به طور قطعی یا درست یا نادرست است، و هر دو حالت را تأیید می کند یا تایید می کند. مثالهای گویا از موارد ادعایی عبارتاند از: «شب است»، «امروز بعد از ظهر باران میبارد» و «هیچکس راه نمیرود». ارزش صدق اقوال قابل اثبات مشروط به زمینه بیان آنهاست. به عنوان مثال، "شب است" قابل اثبات منحصراً در ساعات شب صادق است. رواقیون به طور سیستماتیک این موارد اثبات پذیر ابتدایی را بر اساس ماهیت ایجابی یا منفی و قطعی، نامعین یا هر دو طبقه بندی می کردند.
مشخصات ترکیبی
موضوعات پیچیده از موارد سادهتر با استفاده از پیوندهای منطقی ساخته میشوند که روابط انتخاب و نتیجه را بیان میکنند، که با عباراتی مانند «اگر... آنگاه»، «یا... یا» و «هردو نیست» مثال میزنند. کریسیپوس با معرفی سه دسته اصلی از اتصالات اعتبار دارد: شرطی (اگر)، ربطی (و)، و منفصل (یا). یک دستور شرطی استاندارد به صورت "اگر p پس q" ساختار یافته است. یک ربط به عنوان "هم p و هم q"؛ و یک تفکیک به عنوان "یا p یا q." قابل توجه است که استفاده رواقی از یا انحصاری بود و در تضاد با "یا" فراگیر که معمولاً در منطق رسمی معاصر به کار می رود. این اتصالات بیشتر با ذره not ترکیب می شوند تا نفی را بیان کنند. در نتیجه، شرطی می تواند به چهار شکل متمایز ظاهر شود: 1) "اگر p، آنگاه q". 2) "اگر نه p، پس q"; 3) "اگر p، پس q نیست"; و 4) "اگر نه p، پس نه q." رواقیهای بعدی پیوندهای اضافی را معرفی کردند، از جمله شبه شرطی، ساختار یافته به عنوان "از آنجا که p و سپس q"، و علّی قابل اثبات، که به صورت "زیرا p سپس q" بیان میشود.
مشخصات مدال
مشاهدهپذیرها را میتوان بر اساس ویژگیهای مودال آنها نیز متمایز کرد[b]—بهویژه، ممکن است، غیرممکن، ضروری یا غیرضروری. رواقیون این مفهوم را بر اساس گفتمان مگاری قبلی که توسط دیودوروس کرونوس آغاز شد، توسعه دادند. دیودوروس امکان را به گونه ای تعریف کرد که به نظر می رسید نوعی تقدیرگرایی را تایید می کند. تعریف او از ممکن این بود که "آن چیزی که صادق است یا خواهد بود"، به این معنی که هیچ احتمالی برای همیشه محقق نشده باقی نمی ماند. هر چیزی که ممکن است در نهایت به عنوان حقیقت آشکار خواهد شد. در مقابل، شاگردش فیلو این دیدگاه را رد کرد و ممکن را اینگونه تعریف کرد: «آنچه میتواند به واسطه ماهیت خود گزاره صادق باشد». طبق تعریف فیلو، جمله ای مانند "این تکه چوب می تواند بسوزد" ممکن باقی می ماند، حتی اگر چوب تمام وجود خود را در اعماق اقیانوس سپری کند. کریسیپوس، با این حال، موضع جبر علّی را اتخاذ کرد، و اظهار داشت که علل اصیل همواره تأثیرات خود را ایجاد می کنند و همه پدیده ها از طریق این مکانیسم به وجود می آیند. با این وجود، او جبرگرا یا جبرگرای منطقی نبود، زیرا در پی تمایز قائل شدن بین حقایق ممکن و ضروری بود. در نتیجه، کریسیپوس یک موضع میانی بین دیودوروس و فیلو برقرار کرد و عناصری را از هر دو چارچوب مدال آنها ادغام کرد. تعاریف مودال رواقی کریسیپوس به شرح زیر بیان شد:
Arguments
در منطق رواقی، استدلال به عنوان یک ساختار یا سیستم ترکیبی شامل مقدمات و یک نتیجهگیری مفهومسازی میشود. یک قیاس معرف رواقی با این مثال نشان داده می شود: «اگر روز است، نور است؛ روز است؛ بنابراین نور است». این ساختار دارای یک ادعای غیر ساده به عنوان فرض اول ("اگر روز است، سبک است") و یک ادعای ساده به عنوان فرض دوم خود ("روز است") دارد. منطق رواقی بیشتر از متغیرهای گزارهای برای تعمیم استدلالهایی که شکل یکسانی دارند استفاده میکند. در یک نمایش انتزاعی تر، این استدلال به صورت زیر بیان می شود: "اگر p، پس q؛ p؛ بنابراین q."
استدلال های غیرقابل نمایش
کریسیپوس پنج شکل استدلال اساسی را برشمرده است که به آنها indemonstrables گفته می شود،[c] که همه استدلال های دیگر در نهایت قابل تقلیل هستند:
این پنج آرگومان غیرقابل نمایش تغییرات متعددی را مجاز میسازند. به عنوان مثال، موارد ادعایی در داخل محل می توانند پیچیدگی بیشتری از خود نشان دهند. قیاس زیر به عنوان مثالی معتبر از دومین غیر قابل نمایش (modus tollens) عمل می کند: "اگر هم p و هم q، پس r؛ نه r؛ بنابراین نه: هم p و هم q." به طور مشابه، نفی را می توان در این استدلال ها گنجاند. یک مثال معتبر از چهارمین غیر قابل نمایش (modus tollendo ponens قوی یا قیاس متمایز انحصاری) این است: "یا [نه p] یا q؛ نه [نه p]؛ بنابراین q." هنگامی که اصل نفی مضاعف اعمال می شود، این معادل با: "یا [نه p] یا q؛ p؛ بنابراین q."
Arguments Complex
بسیاری از استدلالهای دیگر، با این حال، با ساختار پنج غیرقابل نمایش مطابقت ندارند، و نیاز به نمایش تقلیل پذیری آنها به یکی از این پنج نوع است. Sextus Empiricus یک مثال ساده از تقلیل رواقی را گزارش میکند: «اگر هم p و هم q، پس r؛ نه r؛ بلکه p؛ بنابراین نه q». این برهان را می توان به دو استدلال متمایز غیرقابل نمایش از نوع دوم و سوم تقلیل داد: «اگر هر دو p و q، پس r؛ نه r؛ بنابراین نه: هم p و هم q؛ نه: هم p و هم q؛ p؛ بنابراین نه q.»
رواقیون معتقد بودند که قیاسهای پیچیده را میتوان از طریق اعمال چهار قاعده بنیادی به غیرقابل نمایشها ساده کرد. از این چهار themata، تنها دو مورد حفظ شده است. مضمون اول که به عنوان قاعده ضد لغت شناخته می شود، بیان می کند: «وقتی از دو [مورد ادعا] سومی می آید، پس از هر یک از آنها همراه با متناقض نتیجه، متناقض دیگری می آید». موضوع سوم یک قانون قطع بود که امکان تقلیل قیاس های زنجیره ای را به اشکال ساده تر فراهم می کرد.[e] اهمیت دقیق این قوانین تا حدودی مبهم است. در قرن دوم پیش از میلاد، آنتی پاتر تارسوسی، طبق گزارشها، روششناسی کارآمدتری را معرفی کرد که شامل موضوعات کمتری بود، اگرچه جزئیات خاص در مورد این رویکرد کمیاب است.
پارادوکسها
آموزش منطقی رواقی نه تنها شامل شناسایی استنتاجهای معتبر، بلکه برشمردن و رد سیستماتیک استدلالهای غلط، از جمله تحلیل پارادوکسها نیز میشود. این پارادوکس ها چالش های مهمی را برای اصول منطقی بنیادی رواقی، مانند مفاهیم صدق و کذب به وجود آورد. به عنوان مثال، کریسیپوس به طور گسترده پارادوکس دروغگو را مورد بررسی قرار داد، که این سوال را مطرح می کند: "مردی می گوید، "دروغ می گویم"؛ آیا این گفته درست است یا نادرست؟ این پارادوکس یک دوراهی بازگشتی ایجاد می کند: اگر گفته مرد درست باشد، او واقعاً دروغ می گوید، که نشان می دهد گفته او نادرست است. برعکس، اگر او دروغ می گوید، گفته او درست نیست و به فرض اولیه باز می گردد. پارادوکس قابل توجه دیگر، پارادوکس سوریت ها یا "هپ"، نقطه دقیقی را که در آن دانه های گندم انباشته می شوند و یک توده را تشکیل می دهند، زیر سوال می برد، در نتیجه با معرفی مفهوم ابهام، مفهوم دوتایی صدق یا دروغ را به چالش می کشد. از طریق تسلط بر چنین پارادوکسهایی، رواقیون قصد داشتند تا قوای عقلانی خود را اصلاح کنند و از این طریق بحث اخلاقی را تسهیل کنند، استدلال قوی و مطمئن را ممکن سازند، و در نهایت آنها را به سوی حقیقت هدایت کنند.
دسته ها
رواقیون معتقد بودند که همه موجودات موجود (ὄντα)، اگرچه نه همه "چیزهای" مفهومی (τινά)، دارای ماهیت مادی هستند. آنها علاوه بر این موجودات مادی، چهار موجود غیرجسمانی (اسوماتا) را تشخیص دادند: زمان، مکان، باطل و قابل گفتن. این غیر جسمانیها صرفاً «موفق هستند» در نظر گرفته میشدند، وضعیتی که صراحتاً برای کلیات انکار میشد. در نتیجه، رواقیون نظریه آناکساگوراس را که ارسطو نیز آن را پذیرفته بود، پذیرفتند، که نشان میدهد گرمای یک جسم از حضور بخشی از یک «جسم گرمایی» جهانی در آن ناشی میشود. با این حال، برخلاف ارسطو، رواقیون این اصل را به گونه ای گسترش دادند که تمام ویژگی های اتفاقی را در بر گیرد. برای مثال، قرمزی یک شی را می توان به ادغام بخشی از یک "جسم قرمز" جهانی در ترکیب آن نسبت داد.
آنها سیستمی متشکل از چهار دسته مجزا را بیان کردند:
- ماده (ὑποκείμενον): این به ماده اولیه بنیادی و تمایز نیافته (ousia) اشاره دارد که همه پدیده ها از آن تشکیل شده اند.
- کیفیت (ποιون): این سازمان خاصی از ماده را توصیف می کند که یک شی منفرد را تعریف می کند. در فیزیک رواقی، آن توسط یک عنصر فیزیکی، پنوما (هوا یا نفس)، که به ماده شکل میدهد تجسم مییابد.
- به نحوی در اختیار (چون ἔχον): این دسته شامل ویژگی های خاصی است که وضعیت یا پیکربندی یک شی را توصیف می کند، مانند اندازه، شکل، عمل، یا وضعیت آن.
- به نحوی در ارتباط با چیزی قرار گرفته است (πρός τί πως ἔχον): این به ویژگی هایی مربوط می شود که رابطه یک شی را با سایر پدیده ها، از جمله موقعیت های زمانی نسبی و نسبی موقتی آن ودیگر مربوط می کند.
- پریشانی (lupē): به عنوان یک انقباض غیرمنطقی، یا یک اعتقاد بدیع به اینکه یک موقعیت نامطلوب در حال حاضر وجود دارد، تعریف میشود، که افراد را وادار میکند تا باور کنند که ناامیدی مناسب است.
- ترس (فوبوس): به عنوان یک بیزاری غیرمنطقی یا عمل اجتناب از یک خطر پیش بینی شده مشخص می شود.
- شهوت (epithumia): به عنوان یک میل غیرمنطقی یا دنبال کردن چیزی که به عنوان خیر آینده تلقی می شود، اما در واقع مضر است، توصیف می شود.
- خوشحالی (hēdonē): یک بسط غیر منطقی، یا یک باور جدید مبنی بر اینکه شرایط مفیدی در حال حاضر وجود دارد، که افراد را وادار می کند که شادی را به عنوان یک پاسخ مناسب در نظر بگیرند.
- پریشانی: شامل حسادت، رقابت، حسادت، شفقت، اضطراب، سوگواری، اندوه، ناراحتی، اندوه، سوگواری، افسردگی، ناراحتی، و ناامیدی است.
- ترس: شامل سستی، شرم، ترس، ترس، حیرت، گیجی، گیجی، و بیحالی است.
- شهوت: شامل خشم، خشم، نفرت، دشمنی، خشم، طمع، و اشتیاق است.
- لذت: شامل بدخواهی، وسوسه و خودنمایی است.
- شادی: شامل لذت، نشاط، و روحیه خوب است.
- آرزو: شامل نیت خیر، حسن نیت، استقبال، گرامی داشتن و عشق است.
- احتیاط: شامل شرم و احترام اخلاقی است.
- Amor fati – عبارت لاتین به معنای «عشق به سرنوشت»
- جلد 1: قطعات منسوب به زنو و طرفدارانش.
- جلد 2: قطعات منطقی و فیزیکی منسوب به کریسیپوس.
- جلد 3: بخشهای اخلاقی منسوب به کریسیپوس، در کنار قطعات منتخبی از شاگردان وی.
- جلد 4: شاخص های جامع اصطلاحات، اسامی خاص و منابع.
- آدامسون، پیتر (2015)، فلسفه در جهان هلنیستی و رومی، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ISBN 978-0-19-872802-872802-872802-3978-0-19-872802-872802-872802-3 class="citation book cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=book&rft.btitle=فلسفه+در+هلنیستی+و+رومی+و. b=Oxford+University+ Press&rft.date=2015&rft.isbn=978-0-19-872802-3&rft.aulast=Adamson&rft.aufirst=Peter&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- بارنز، جاناتان (1997)، منطق و استوای امپراتوری، بریل، ISBN 90-04-10828-9بارنز، جاناتان (1999)، "منطق: مشائیان"، در Algra، Keimpe (ویرایش)، تاریخ کمبریج فلسفه هلنیستی، انتشارات دانشگاه کمبریج، ISBN 0-521-5250-521-525 citerefbobzien1996a"="" class="citation cs2" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=book item&rft.atitle=Logic%3A+The+Peripatetics&rft.btitle=The+Cambridge+ History+ of+Hellenistic +Philosophy&rft.pub=Cambridge+University+ Press&rft.date=1999&rft.isbn=0-521-25028-5&a mp;rft.aulast=بارنز&rft.aufirst=جاناتان𝔯_id=info%3Asid%2Fen.
- بکر، لارنس سی.، رواقی گرایی جدید (Princeton: Princeton Univ. Press, 1998) ISBN 0691016607
- The Oxford Classical Dictionary، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ISBN 978-0-1986-6172-6Bobzien, Susanne (1996b), "Stoic Syllogistic"، Oxford Studies in Ancient Philosophy 14، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ISBN 978-0-1982-3670-2"te 978-0-1982-3670-2"te class="citation cs2" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bookitem&rft.atitle=Stoic+Syllogistic&rft.bhil+Antitle +14&rft.pub=دانشگاه+آکسفورد+پرس&rft.date=1996&rft.isbn=978-0-1982-3670-2& rft.aulast=Bobzien&rft.aufirst=Susanne&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- تاریخ کمبریج فلسفه هلنیستی، انتشارات دانشگاه کمبریج، ISBN 0-521-5250 citerefbobzien2020"="" class="citation encyclopaedia cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bo okitem&rft.atitle=Logic%3A+The+Stoics&rft.btitle=The+Cambridge+History+of+Hellenistic+Ph ilosophy&rft.pub=Cambridge+University+ Press&rft.date=1999&rft.isbn=0-521-25028-5&am p;rft.aulast=Bobzien&rft.aufirst=Susanne&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- دانشنامه فلسفه استنفورد (ویرایش بهار 2020). ISSN 1095-5054. OCLC 429049174.کیپس، ویلیام ولف (1880). رواقی. Pott, Young, & Co. OCLC 1240350.گریور، مارگارت (2007). رواقی و عاطفه. انتشارات دانشگاه شیکاگو ISBN 978-0226305578.Hadot, Pierre (3 اوت 1995). فلسفه به مثابه شیوه زندگی: تمرینات معنوی از سقراط تا فوکو. وایلی. ISBN 978-0-631-18033-3.
- هادوت، پیر (1998). ارگ درونی: مراقبه های مارکوس اورلیوس. انتشارات دانشگاه هاروارد. ISBN 978-0-674-46171-0.
- Hadot، Pierre (2002)، فلسفه باستان چیست؟، انتشارات دانشگاه هاروارد، ISBN 0-633-674-0s7 citerefhurley2011"="" class="citation cs2" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=book& amp;rft.btitle=فلسفه+باستان+چیست%3F&rft.pub=دانشگاه+هاروارد+پرس&rft.date=2002 &rft.isbn=0-674-00733-6&rft.aulast=Hadot&rft.aufirst=Pierre&rft_id=https%3A%2F%2Fa rchive.org%2Fdetails%2Fwhatisancientphi0000hado𝔯_id=info%3Asid%2Fen.
- Ierodiakonou، Katerina (2006)، "Stoicism"، در Wilson, Nigel (ویرایش)، دانشنامه یونان باستان، Psychology Press, ISBN 978-0-4158-7396-2000-05978-0-4158-7396-1996. class="citation cs2" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bookitem&rft.atitle=رواقی گرایی&rft.btitle=amp;cient+r+Ancyclop; ft.pub=Psychology+Press&rft.date=2006&rft.isbn=978-0-4158-7396-3&rft.aulast= Ierodiakonou&rft.aufirst=کاترینا𝔯_id=info%3Asid%2Fen.
- یکی از همراهان فلسفه باستان، ویلی-بلکول، ISBN <8-430-978 citerefinwood1999"="" class="citation cs2" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bookitem&rft.atitle=Stoic+Logic&rft.btitle+Pfmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bookitem&rft.atitle=Stoic+Logic&rft.btitle+Pfmt% mp;rft.pub=Wiley-Blackwell&rft.date=2009&rft.isbn=978-1-4051-8834-0&rft.aulast =Ierodiakonou&rft.aufirst=کاترینا&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- تاریخ کمبریج فلسفه هلنیستی، انتشارات دانشگاه کمبریج، ISBN 978-0521250283اینوود، براد (2003)، "رواقیگرایی"، در فورلی، دیوید (ویرایش)، تاریخ فلسفه راتلج جلد دوم: ارسطو تا آگوستین، راتلج، ISBN 978-0-415 citerefknealekneale1962"="" class="citation cs2" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre= bookitem&rft.atitle=رواقی&rft.btitle=راتلج+تاریخ+فلسفه+جلد+II%3A+A ristotle+to+Augustine&rft.pub=Routledge&rft.date=2003&rft.isbn=978-0-4153-0874-8& amp;rft.aulast=اینوود&rft.aufirst=براد&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- Karamanolis, George E. (2013). "اراده آزاد و مشیت الهی". فلسفه مسیحیت اولیه. Ancient Philosophies (ویرایش اول). نیویورک و لندن: روتلج. ص 151.ISBN 9781844655670.Long, A A (1971). مشکلات رواقیگرایی. لندن: انتشارات آتلون. ISBN 0485111187.Long، A. A.; Sedley, D. N., eds. (1987). فیلسوفان هلنیستی. انتشارات دانشگاه کمبریج.Long، A. A. (2001)، "Dialectic and the Stoic Sage"، Stoic Studies، انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، ISBN 0-520-22974-6میتس، بنسون (1953)، منطق رواقی، انتشارات دانشگاه کالیفرنیاNussbaum، Martha C. (2009)، Therapy of Desire: Theory and Practice in Hellenistic Ethics، انتشارات دانشگاه پرینستون، ISBN 978-0-691-14131-14131-14131-14131-14131-14131-14131-14131-14131-14131-14131-14131-14131-14131-14131-14131-14131-2
- کتابچه راهنمای تاریخ منطق، جلد. 1، الزویر، ISBN 0-444-51596-8رابرتسون، دونالد (2010). فلسفه درمان شناختی-رفتاری: رواقی گرایی به عنوان روان درمانی عقلانی و شناختی. لندن: کارناک. ISBN 978-1855757561.
- سلرز، جان (2006). فلسفه های باستان: رواقی. تیزهوشی ISBN 978-1-84465-053-8.
- شنفلت، مایکل، و هایدی وایت (2013). اگر A، سپس B: چگونه منطق جهان را شکل داد. انتشارات دانشگاه کلمبیا ISBN 978-0-231-53519-9.
- شارپلز، رابرت دبلیو (2003). «مکتب مشاء». در فورلی، دیوید (ویرایش)، روتلج تاریخ فلسفه جلد دوم: ارسطو تا آگوستین. راتلج. ISBN 978-0-4153-0874-8.
- سورابجی، ریچارد (2000). احساسات و آرامش ذهن: از تحریک رواقی تا وسوسه مسیحی. انتشارات دانشگاه آکسفورد ISBN 978-0198250050.
- وایت، مایکل جی. (2003). "فلسفه طبیعی رواقی (فیزیک و کیهان شناسی)." در اینوود، براد (ویرایشگر)، همنشین کمبریج برای رواقیون. انتشارات دانشگاه کمبریج ISBN 0521779855.
- Algra، Keimpe، ed. (1999)، تاریخ کمبریج فلسفه هلنیستی، انتشارات دانشگاه کمبریج، ISBN 0-521-25028-5Armstrong, A.H. (ed.) (1986). معنویت کلاسیک مدیترانه ای: مصری، یونانی، رومی. نیویورک: چهارراه. ISBN 978-0-8245-0764-0.
- Bobzien، سوزان (1998). جبر و آزادی در فلسفه رواقی. آکسفورد: کلرندون. ISBN 9780191597091.
- بودوریس، K.J. (ویرایش) (1993-1994). فلسفه هلنیستی. آتن: مرکز بین المللی فلسفه و فرهنگ یونان و K.B. ISBN 9789607670014.
- Bulloch، Anthony W. (1993). تصاویر و ایدئولوژی ها: خودتعریف در جهان هلنیستی. برکلی: انتشارات دانشگاه کالیفرنیا. ISBN 9780520075269.
- Colish، Marcia L. (1990). سنت رواقی از دوران باستان تا قرون وسطی اولیه. لیدن; نیویورک: ای.جی. بریل ISBN 9789004093300.
- گریفین، میریام، و جاناتان بارنز (ویرایشها) (1997). Philosophia Togata I: مقالاتی در مورد فلسفه و جامعه رومی. آکسفورد: کلرندون چاپ. ISBN 9780198150855.
- Ierodiakonou، Katerina (ed.) (1999). موضوعات در فلسفه رواقی. انتشارات دانشگاه آکسفورد ISBN 0198237685.
- اینوود، براد (ویرایشگر). همنشین کمبریج برای رواقیون. انتشارات دانشگاه کمبریج ISBN 0521779855.
- ایروین، ترنس (ویرایشگر) (1995). فلسفه کلاسیک: مقالات گردآوری شده. نیویورک: گارلند. ISBN 978-0-8153-1829-3.
- Long، A. A. (1986). فلسفه هلنیستی: رواقیون، اپیکوریان، شکاکان. بلومزبری آکادمیک. ISBN 978-0-7156-1238-5.
- Long، A. A. (1996). مطالعات رواقی. انتشارات دانشگاه کالیفرنیا. ISBN 0520229746.
- Long، A. A. (2006). *از اپیکور تا اپکتتوس: مطالعاتی در فلسفه هلنیستی و رومی*. آکسفورد: مطبوعات کلرندون.
- Meijer، P. A. (2007). الهیات رواقی: شواهدی برای وجود خدای کیهانی و خدایان سنتی: شامل تفسیری بر سرود کلینتس در مورد زئوس. Eburon Uitgeverij B.V. ISBN 978-90-5972-202-6.
- Osler، Margaret J. (ed.) (1991). اتم ها، پنوما، و آرامش: مضامین اپیکوری و رواقی در اندیشه اروپایی. انتشارات دانشگاه کمبریج ISBN 978-0-521-40048-0.
- Rist, John M. (ed.) (1978). رواقیون. انتشارات دانشگاه کالیفرنیا. ISBN 0-520-03135-0.
- سالز، ریکاردو (ویرایشگر) (2005). متافیزیک، روح و اخلاق در اندیشه باستان: مضامینی از آثار ریچارد سورابجی. آکسفورد: کلرندون چاپ. شابک 9780199261307.
- Salles، Ricardo (ed.) (2009). خدا و کیهان در رواقی گری. انتشارات دانشگاه آکسفورد ISBN 9780199556144.
- Schofield، Malcolm (1999). ایده رواقی شهر (ویرایش مجدد). شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو. ISBN 9780226740065.Schofield, Malcolm; Striker, Gisela, eds. (1986). هنجارهای طبیعت: مطالعات در اخلاق هلنیستی. کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج. ISBN 978273510147978273510147 citerefsellars2018"="" class="citation book cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=book&rft.btitle=هنجارهای+طبیعت%3A+مطالعات+علمی+در+منطقه s&rft.place=Cambridge&rft.pub=Cambridge+Univ.+Pr.+%5Bu.a.%5D&rft.date= 1986&rft.isbn=9782735101474&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- شارپلز، آر. دبلیو (7 اوت 2014). رواقیون، اپیکوریان و شکاکان: مقدمه ای بر فلسفه هلنیستی. روتلج. ISBN 978-1-134-83640-1-134 978-1-134-83640> می
2025.سیهولا، جی.; انگبرگ-پدرسن، تی.، ویرایش. (9 مارس 2013). احساسات در فلسفه هلنیستی. Springer Science & رسانه کسب و کار ISBN 978-94-015-9082-2. بازیابی شده 21 مه 2025.Sorabji, Richard, ed. (1997). ارسطو و بعد از. موسسه مطالعات کلاسیک، دانشکده مطالعات پیشرفته، دانشگاه لندن. ISBN 978-0-900587-79-5May 2025.Strange، Steven K.; زوپکو، جک، ویراستاران. (31 دسامبر 2010). رواقی: سنت ها و تحولات. انتشارات دانشگاه کمبریج ISBN 978-0-521-18164-8.بازیابی شده 21 مه 2025.Striker، Gisela (13 ژوئن 1996). مقالاتی درباره معرفت شناسی و اخلاق هلنیستی. انتشارات دانشگاه کمبریج. ISBN 978-0-521-47641-6<21 May . 2025.مقالات دایره المعارف مقالات دایره المعارف
- بالتزلی، دیر. "رواقی گری". در زالتا، ادوارد N. (ویرایش). دایره المعارف فلسفه استنفورد. ISSN 1095-5054. OCLC 429049174.فیسر، جیمز؛ داودن، بردلی (ویرایشگران). "رواقی". دایره المعارف فلسفه اینترنتی. ISSN 2161-0002. OCLC 37741658.فیسر، جیمز; داودن، بردلی (ویرایشگران). "اخلاق رواقی". دانشنامه اینترنتی فلسفه. ISSN 2161-0002. OCLC 37741658.فیزر، جیمز؛ داودن، برادلی (ویرایشگران). "فلسفه رواقی ذهن". دانشنامه اینترنتی فلسفه. ISSN 2161-0002. OCLC 37741658. OCLC 37741658="90000000000000000000000000000000000002. دایره المعارف cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bookitem&rft.atitle=فلسفه+رواقی+از+Mind. f+Philosophy&rft_id=info%3Aoclcnum%2F37741658&rft.issn=2161-0002&rft_id=https% 3A%2F%2Fiep.utm.edu%2Fs%2Fstoicmind.htm&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- "رواقی"
- سازمان رواقی گری مدرن
- مرکز مطالعه و کاربرد رواقی گری
- استوآ نوا
- بنیاد اورلیوس
ژاک برانشویگ تصویر ساده ای از مقوله های رواقی را در کاربرد عملی ارائه می دهد:
من یک توده معینی از ماده، و در نتیجه یک جوهر، یک چیز موجود هستم (و تا اینجا تمام است). من یک مرد هستم، و این انسان منفرد که هستم، و در نتیجه با یک ویژگی مشترک و یک ویژگی خاص واجد شرایط است. من نشستهام یا ایستادهام، به شیوهای معین. من پدر فرزندانم هستم، همشهری هموطنانم، به نحوی در ارتباط با چیز دیگری رفتار می کنم.
معرفت شناسی
بر اساس فلسفه رواقی، دانش از طریق پردازش عقلانی تأثیرات حسی (فانتاسیا) دریافت شده توسط ذهن به دست می آید. ذهن دارای ظرفیت ارزیابی (συγκατάθεσις، synkatathesis) - اعم از تأیید یا رد - یک تأثیر است، در نتیجه تمایز بین بازنمایی های دقیق و نادرست واقعیت را امکان پذیر می کند. در حالی که برخی برداشتها ممکن است موافقت فوری را به همراه داشته باشند، برخی دیگر ممکن است تنها به درجات مختلفی از پذیرش آزمایشی دست یابند که به عنوان باور یا عقیده (doxa) طبقهبندی میشوند. درک و باور واقعی (katalepsis) منحصراً از طریق اعمال عقل قابل دستیابی است. قطعیت نهایی و دانش واقعی (episteme)، اوج موفقیت برای حکیم رواقی، تنها زمانی تحقق می یابد که یک اعتقاد با قضاوت جمعی بشریت و تخصص همتایان خود تأیید شود.
فیزیک
فلسفه رواقی، جهان را به عنوان یک جوهر مادی و عقلانی، که به عنوان لوگوس شناخته میشود، مطرح میکند که اساساً به دو جزء تقسیم میشود: فاعل و غیرفعال. عنصر غیرفعال خود ماده را تشکیل می دهد، در حالی که ماده فعال یک اتر هوشمند یا آتش اولیه است. این اصل فعال که به عنوان نشانه یا anima mundi نامیده می شود، در کل جهان نفوذ می کند و بر روی ماده غیرفعال عمل می کند. این ماده فعال که به عنوان ماده تصور می شود، غالباً با خدا یا طبیعت برابر می شود. رواقیون همچنین مفهوم عقل منی ("logos spermatikos") را معرفی کردند که نماینده قانون جهانی تولید و اصل عقلانی فعال در ماده بی جان است. علاوه بر این، اعتقاد بر این است که انسان ها دارای قطعه ای از این نشانه الهی هستند، که تجسم آتش اولیه و عقل حاکم و حفظ کیهان است. در نتیجه، همه پدیده ها تابع قوانین تغییر ناپذیر سرنوشت هستند، زیرا جهان مطابق با ماهیت ذاتی خود و ماهیت ماده منفعل که بر آن حاکم است عمل می کند.
رواقی گرایی منشأ قطعی یا توقف نهایی را برای جهان پیشنهاد نمی کند. درعوض، نظم کیهانی کنونی به عنوان یک مرحله در یک چرخه مداوم درک میشود، که مقدم بر توالی بینهایتی از جهانهایی است که برای نابودی از طریق "Ekpyrosis" (آتش سوزی) و پس از آن بازآفرینی، و با مجموعهای از جهانهای آینده به همان اندازه نامحدود دنبال میشوند.
اخلاق
برای فیلسوفان رواقی، اخلاق عنصر اساسی نظام فلسفی آنها را تشکیل میداد و در درجه اول به این سؤال میپردازد که چگونه افراد باید زندگی خود را در هماهنگی با عقل و نظم طبیعی انجام دهند.
در کنار اخلاق ارسطویی، سنت رواقی به عنوان چارچوبی اساسی در اخلاق فضیلتی قرار دارد. رواقیان معتقد بودند که پرورش فضیلت به تنهایی برای دستیابی به eudaimonia یا یک زندگی شکوفا کافی است. آنها مسیر رسیدن به این حالت را به عنوان مسیری اختصاص دادند که به تمرین روزانه چهار فضیلت اصلی - احتیاط، صلابت، اعتدال، و عدالت - در ارتباط با زندگی مطابق با طبیعت اختصاص دارد.
یک اصل اصلی که رواقیون به ویژه برای آن شناخته شده اند این ادعا است که "فضیلت تنها خیر" برای بشریت است. عوامل بیرونی مانند سلامتی، ثروت و لذت نه ذاتاً خوب و نه بد تلقی میشوند (adiaphora)، بلکه دارای ارزش بهعنوان «مادهای برای فضیلت برای عمل کردن» هستند. رواقیون برجسته، از جمله سنکا و اپکتتوس، تأکید کردند که از آنجایی که «فضیلت برای خوشبختی کافی است»، یک فرد عاقل در مواجهه با ناملایمات انعطافپذیری عاطفی عمیقی از خود نشان میدهد. رواقی ها همچنین ادعا کردند که احساسات مخرب از قضاوت های نادرست ناشی می شود و از اینکه افراد باید برای پرورش اراده ای (که prohairesis نامیده می شود) تلاش کنند که "مطابق با طبیعت" است، بکوشند. در نتیجه، رواقیون بر این باور بودند که تعهد فلسفی یک فرد نه با اظهارات آنها، بلکه با رفتارشان به بهترین وجه اثبات میشود.
فلسفه رواقی معتقد است که اعمال، افکار و واکنشهای یک فرد کاملاً در محدوده کنترل اوست. اخلاق رواقی اساساً با هدف ارتقای رفاه اخلاقی و اخلاقی یک فرد است که توسط این اصل محصور شده است: "فضیلت شامل یک اراده است که با طبیعت همخوانی دارد." شالوده اخلاق رواقی این اعتقاد است که خیر واقعی در درون خود روح قرار دارد و از طریق خرد و خویشتن داری آشکار می شود. برای رواقیون، عقل مستلزم به کارگیری منطق و درک فرآیندهای ذاتی طبیعت - لوگوس یا عقل جهانی - به عنوان مکانیزمی برای غلبه بر احساسات مضر بود. این اصل به روابط بین فردی گسترش می یابد و از آزادی از خشم، حسادت و حسادت حمایت می کند و حتی پذیرش افراد برده شده را به عنوان یکسان، با توجه به اینکه همه محصول طبیعت هستند، ترویج می کند. با وجود این تأکید بر عاملیت فردی، اخلاق رواقی از یک جهان بینی جبرگرایانه استقبال می کند. در مورد کسانی که فاقد فضیلت رواقی هستند، کلیانتز اشاره معروفی داشت که شخص شریر شبیه "سگی است که به گاری بسته شده و مجبور است به هر کجا که می رود." در تضاد کامل، رواقی فضیلتگرا ارادهی خود را با نظم کیهانی همسو میکند، و در نتیجه، همانطور که اپیکتتوس بیان میکند، «بیمار و در عین حال شاد، در خطر و در عین حال شاد، در حال مرگ و در عین حال شاد، در تبعید و خوشحال، در شرمساری و شادی» باقی میماند. این دیدگاه به طور همزمان اراده فردی «کاملاً خودمختار» را در یک جهان به عنوان «یک کل واحد به شدت قطعی» مطرح میکند.
علاقهها
به گفته کریسیپوس فیلسوف رواقی، احساسات اساساً قضاوت های ارزشی هستند. او اظهار داشت که شور نشان دهنده یک نیروی ذهنی مخرب و فریبنده است که از نقص در استدلال صحیح ناشی می شود. رواقیون این اصطلاح را برای احساسات رایج مختلف، از جمله خشم، ترس، و شادی بی حد و حصر به کار می بردند. به عنوان مثال، ارزیابی نادرست از یک کالای فعلی منجر به لذت می شود، در حالی که شهوت ناشی از برآورد نادرست یک کالای آینده است. به همین ترتیب، دلهره های بی اساس از شر به صورت پریشانی در مورد حال یا ترس در مورد آینده ظاهر می شود. رواقی نمونه، برعکس، مسائل را بر اساس ارزش ذاتی آنها ارزیابی می کند و تشخیص می دهد که هوس ها ذاتی طبیعت انسان نیستند. دستیابی به آزادی از این هوس ها نشان دهنده حالت شادی خودکفا، از بین بردن ترس - زیرا بی دلیلی تنها شر است - و مانع خشم است، زیرا عوامل بیرونی نمی توانند آسیبی وارد کنند.
فلسفه رواقی احساسات را به چهار بخش اصلی طبقه بندی می کند: پریشانی، لذت، ترس و شهوت. مجموعه ای از تعاریف رواقی برای این احساسات در رساله کریسیپوس درباره علایق (ترجمه لانگ و سدلی، صفحه 411، با اصلاحات) مستند شده است.
در میان این احساسات، پریشانی و لذت مربوط به حالات عاطفی کنونی است، در حالی که ترس و شهوت به سمت چشماندازهای آینده هدایت میشوند. در نتیجه، دو حالت اساسی در مورد پیش بینی خیر و شر وجود دارد که بیشتر بر اساس جهت گیری زمانی آنها (حال یا آینده) طبقه بندی می شوند. بسیاری از حالات عاطفی خاص متعاقباً تحت این عناوین متمایز شور طبقه بندی شدند:
آرمان رواقی فرد خردمند (sophos) با رهایی از احساسات مشخص می شود، حالتی که به نام آپاتیا یا عدم تحمل شناخته می شود. حکیم به جای اینکه عاری از احساسات باشد، «احساسات خوب» (eupatheia) را تجربه می کند که به دلیل وضوح و عقلانیت آنها متمایز می شود. این تکانه های عاطفی نه بیش از حد هستند و نه کاهش یافته اند. در عوض، آنها احساسات منطقی درستی را نشان می دهند. رواقیان این احساسات خوب را در سه عنوان اصلی دسته بندی کردند: شادی (چارا)، آرزو (boulesis)، و احتیاط (eulabeia). به عنوان مثال، هنگامی که یک کالای واقعی وجود دارد، فرد عاقل تعالی روح را تجربه می کند که به آن شادی (چارا) می گویند. رواقیون بیشتر این احساسات خوب را به زیر دستههایی تقسیم کردند:
خودکشی
فلسفه رواقی خودکشی را برای فرد عاقل در شرایط خاصی که مانع از زندگی با فضیلت میشود، مانند تسلیم شدن در برابر درد شدید یا بیماری ناتوانکننده، مجاز میدانست. برعکس، در زمینههای دیگر، خودکشی عموماً به عنوان ترک تعهدات اجتماعی تلقی میشد. برای مثال، پلوتارک نقل میکند که پایبندی کاتو به اصول رواقی با زندگی تحت استبداد به خطر میافتد و در نتیجه به ثبات خود (constantia) و ظرفیت او برای تصمیمگیریهای اخلاقی شرافتمندانه آسیب میرساند.
میراث
برای تقریباً پنج قرن، منطق رواقی به عنوان یکی از دو نظام منطقی برجسته بود. چارچوب منطقی کریسیپوس به طور مکرر در پیوند با ارسطو مورد بحث قرار گرفت و با توجه به جایگاه رواقی به عنوان مکتب فلسفی غالب، به طور بالقوه اهمیت بیشتری داشت. در حالی که تحلیلهای معاصر اغلب اصطلاح منطق ارسطو و منطق گزارهای رواقی را مکمل یکدیگر میدانند، از نظر تاریخی، گاهی اوقات به عنوان سیستمهای رقیب تلقی میشوند.
نوافلاطونی
در اواخر دوران باستان، مکتب رواقی دچار انحطاط شد و نوافلاطونیان، آخرین سنت فلسفی بت پرستی، منطق ارسطویی را در چارچوب خود ادغام کردند. اگرچه افلوطین هر دو مقوله ارسطو و رواقیون را نقد کرده بود، شاگردش پورفیری متعاقباً از نظام ارسطو دفاع کرد. پورفیری این دفاع را با این ادعا که این مقولات را باید صرفاً به عنوان عبارات زبانی درک کرد و نه به عنوان موجودیت های متافیزیکی اساسی، توجیه کرد. این دیدگاه در رساله خود ارسطو، مقوله ها تأیید نسبی پیدا می کند. تأیید بوئتیوس از تفسیر پورفیری متعاقباً پذیرش آن را در فلسفه اسکولاستیک تسهیل کرد. در نتیجه، متون منطقی اصلی رواقی تا حد زیادی از بین رفتند، و تنها عناصر تکه تکه شده منطق رواقی در آثار بوئتیوس و دیگر مفسران بعدی حفظ شد و بدین وسیله درک ناقصی را به قرون وسطی منتقل کرد. در حالی که پیتر آبلارد منطق گزاره ای را در قرن دوازدهم دوباره توسعه داد، در اواسط قرن پانزدهم، مطالعه منطقی غالب شکل ساده شده منطق ارسطویی بود. دانش جامع منطق رواقی به عنوان یک سیستم متمایز تا قرن بیستم گم شد، تا زمانی که منطق دانان آشنا با حساب گزاره های مدرن، شرح های باستانی آن را دوباره ارزیابی کردند.
مسیحیت
اگرچه پدران کلیسا در ابتدا رواقی گری را به عنوان یک "فلسفه بت پرستان" طبقه بندی کردند، با این وجود، نویسندگان اولیه مسیحی چندین مفهوم اصلی فلسفی رواقی را در خود گنجانده بودند. نمونههای قابل توجه عبارتاند از: «لوگوس»، «فضیلت»، «روح» و «وجدان». هم رواقییسم و هم مسیحیت آزادی ذاتی را علیرغم شرایط بیرونی، اعتقاد به پیوند انسان با طبیعت یا خدا، تصدیق فسق ذاتی نوع بشر - یا "شیطان مداوم" - و ماهیت گذرا و بیهودگی نهایی دارایی های مادی و وابستگی های دنیوی تایید می کنند. هر دو سنت از آرامش در مورد احساسات و عواطف پست مانند شهوت و حسادت دفاع می کنند و از این طریق به تحقق و پرورش توانایی های بالقوه بشریت کمک می کنند. علاوه بر این، تأثیرات فلسفی رواقی در نوشته های آمبروز میلانی، مارکوس مینوسیوس فلیکس و ترتولیان قابل تشخیص است.
نئوستوئیسم
نئوستوئیسم به عنوان یک جریان فلسفی در اواخر قرن شانزدهم ظهور کرد، که عمدتاً از کمکهای یوستوس لیپسیوس اومانیست دوره رنسانس سرچشمه میگیرد، که تلاش کرد آموزههای رواقی و مسیحی را ترکیب کند. اقدامات نئوستویی لیپسیوس به عنوان تلاشی برای فرمول بندی «اخلاق سکولار مبتنی بر فلسفه رواقی رومی» توصیف شده است. موضع او در مورد تساهل دینی مطلق نبود و بر ضرورت وجود یک چارچوب اخلاقی مستقل از وابستگی مذهبی تأکید می کرد. یکی دیگر از کمک های مهم به جنبش نئوستویی، کار گیوم دو ویر، Traité de la Constance (1594) بود. در حالی که لیپسیوس عمدتاً از نوشتههای سنکا استفاده میکرد، دو ویر بهویژه اپکتتوس را پیشزمینه کرد. اتخاذ دیدگاه نئوستویی توسط پیر شارون به طور قابل توجهی تحت تأثیر جنگ های مذهبی فرانسه قرار گرفت و او را به دفاع از جدایی کامل بین اخلاق و دین سوق داد.
ارزیابی مجدد منطق رواقی
در قرن هجدهم، امانوئل کانت به طور معروف اظهار داشت که "از زمان ارسطو... منطق قادر به پیشبرد یک گام نبوده است، و بنابراین در ظاهر مجموعه ای بسته و کامل از آموزه ها است." این احساس به دیدگاه تاریخی قرن نوزدهم کمک کرد، که عمدتاً فلسفه هلنیستی را به عنوان یک پسرفت از دستاوردهای فکری افلاطون و ارسطو مینگریست و در نتیجه با منطق رواقی با تحقیر برخورد میکرد. به عنوان مثال، کارل پرانتل، منطق رواقی را به عنوان "کسالت، بی اهمیتی، و دعوای مکتبی" توصیف می کند و از اینکه آثار کریسیپوس دیگر موجود نیست، ابراز خرسندی می کند.
در حالی که پیشرفت در منطق مدرن، نشان دادن همسانی با منطق رواقی، در قرن 11 آگوست مایول و جورج دی مورول آغاز شد. ارزیابی مجدد مستقیم خود منطق رواقی تا قرن بیستم اتفاق نیفتاد، که توسط دانش منطق دان لهستانی یان لوکاسیویچ و بنسون ماتس آغاز شد. سوزان بابزین این ارزیابی مجدد را برجسته می کند و بیان می کند که "شباهت های بسیار نزدیک بین منطق فلسفی کریسیپوس و منطق گوتلوب فرگه به ویژه قابل توجه است."
در نتیجه، شباهت قابل توجهی بیناین روش های استدلال و اصول عملیاتی رایانه های دیجیتال مشاهده می شود. این کد بنیادی از منطقدان و ریاضیدان قرن نوزدهم جورج بول، که به دنبال رسمیت بخشیدن به روابطی بود که قبلاً توسط کریسیپوس بررسی شده بود، سرچشمه گرفت، البته با انتزاع و پیچیدگی بیشتر. محققان بعدی بر مشارکت های بول بسط دادند. با این حال، منطق زیربنایی که این پیشرفتها را ممکن میسازد، منطق جهانی به هم پیوستهای بود که برای اولین بار توسط فیلسوف باستانی کریسیپوس، که قرنها قبل کار خود را در یک استوایی آتن انجام داد، روشن شد.
رواقی گرایی معاصر
در اصطلاح معاصر، "رواقی" معمولاً به عنوان فردی تعریف می شود که احساسات را سرکوب می کند یا استقامت صبورانه را از خود نشان می دهد. مدخل دایره المعارف فلسفه استنفورد' در مورد رواقیگرایی بیان میکند که «حوزه معنایی صفت انگلیسی «stoical» کاملاً با پیشایند فلسفی آن ناسازگار نیست». فلسفه در وجود روزمره از طریق تحقیقات علمی، رویدادهای گفتمان عمومی، و برنامه های آموزشی.
یک ابتکار برجسته مرتبط با این تجدید حیات، هفته رواقی است، یک مراسم بین المللی سالانه که برای تشویق شرکت کنندگان در تمرین تمرینات رواقی و تأمل در اصول رواقی در برنامه های روزمره آنها طراحی شده است. انتشارات علمی در مورد رواقی باستان در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم. احیای رواقی گری در قرن بیستم اغلب به انتشار اثر A. A. Long در سال 1971 نسبت داده می شود، مشکلات رواقی گرایی.
فیلسوفان مدرن، از جمله ماسیمو پیگلیوچی، علاقه معاصر بیشتری به رواقی گرایی از طریق انتشارات رواقی گرایی و انتشار عمومی و عمومی کردن آن ها دارند. مخاطبان.
فیلسوف پیر هادو معتقد است که برای یک رواقی، فلسفه فراتر از مجموعه ای از باورها یا گزاره های اخلاقی است. بلکه یک شیوه زندگی جامع را تشکیل می دهد که مستلزم تمرین و آموزش مستمر است، که "askēsis" نامیده می شود، که شامل یک رژیم فعال از کاربرد مداوم و یادآوری خود است. اپکتتوس در گفتارهای خود سه دسته از کنش را مشخص کرد: قضاوت، میل و تمایل که هادوت به ترتیب با منطق، فیزیک و اخلاق مرتبط است. هادوت در ادامه مشاهده کرد که در مدیتیشن، "هر اصل یکی از این توپویهای بسیار مشخصه [یعنی اعمال]، یا دو تا از آنها یا سه مورد از آنها را ایجاد می کند".
روانشناسی و روان درمانی
فلسفه رواقی بهعنوان الهامبخش فلسفی بنیادی برای رواندرمانی شناختی مدرن، بهویژه از طریق میانجیگری آن توسط درمان رفتار عاطفی منطقی آلبرت الیس (REBT)، که به عنوان پیشروی اولیه درمان شناختی رفتاری (CBT) شناخته میشود، عمل کرد. کتابچه راهنمای درمان شناخت درمانی منی برای افسردگی، تألیف آرون تی بک و همکاران، به صراحت بیان می کند، "منشا فلسفی شناخت درمانی را می توان به فیلسوفان رواقی ردیابی کرد". در طول جلسات اولیه REBT سنتی، الیس و طرفدارانش مکرراً با نقل قولی برجسته از Enchiridion of Epictetus به مشتریان آموزش میدادند: "این خود رویدادها نیستند که ما را آزار میدهند، بلکه تفسیرهای ما از آنها هستند".
محققان آکادمیک تأثیر قابلتوجهی را در رابطه با واکنشهای عاطفی در تطابق مفهومی مشاهده کردهاند. و اصول اساسی درمان شناختی رفتاری معاصر.
یادداشت ها
نقلها
مجموعه های قطعه
Stoicorum Veterum Fragmenta (SVF) مجموعهای از هانس فون آرنیم را نشان میدهد که شامل قطعات و گواهیهای مربوط به رواقیون اولیه است که ابتدا بین سالهای 1903 و 1905 در مجموعه Bibliotheca Teubneriana منتشر شد. این مجموعه شامل قطعات و گواهی های منسوب به Zeno of Citium، Chrysippus و شاگردان مستقیم آنها است. در ابتدا، این اثر شامل سه جلد بود که جلد چهارم آن شامل فهرستهای جامعی بود که توسط ماکسیمیلیان آدلر در سال 1924 اضافه شد. توبنر متعاقباً کار کامل را در سال 1964 دوباره منتشر کرد.
