TORIma Academy Logo TORIma Academy
تصوف
فلسفه

تصوف

TORIma Academy — عرفان / اخلاق

تصوف

تصوف

تصوف (به عربی: التصوف، رومی: التصاووف) مجموعه ای عرفانی از اعمال مذهبی است که در اسلام یافت می شود که با تمرکز بر اسلامی مشخص می شود.

تصوف (به عربی: التصوف‎، رومی شده: al-Taṣawwuf) یک بعد عرفانی از اعمال دینی اسلامی را تشکیل می دهد که با تأکید بر طهارت، معنویت، تشریفات، و زهد در اسلام متمایز می شود. lang="ar">التصوف‏، رومان‌سازی‌شده: التصوف) مجموعه عرفانی از اعمال دینی است که در اسلام یافت می‌شود که با تمرکز بر معنویت، معنویت و پاکی اسلامی مشخص می‌شود. زهد.

پیروان تصوف به عنوان «صوفیان» شناخته می‌شوند (از صُوفِيّ، ar-Lat. از نظر تاریخی اغلب به «دستورهایی» که طریقه (pl.span/ar-Latn">span title="ar-Latn">> می‌گویند، سازماندهی می‌شوند. این جماعت‌ها معمولاً حول یک ولی (قدیس) برجسته تشکیل می‌شدند، که نماینده آخرین در سلسله معلمانی بود که به محمد بازمی‌گردد. هدف آنها دستیابی به تزکیه (تزکیه نفس) و آرزوی وضعیت معنوی احسان بود. آرمان اساسی صوفیان شامل جلب لطف الهی از طریق بازگشت به حالت اولیه خلوص و خلق و خوی فطری خود است که به آن فطره می گویند. (661-750) و عمدتاً به راهنمایی حسن البصری. صوفیان علیرغم مخالفتشان با قانون گرایی سفت و سخت، به شدت به قوانین اسلامی پایبند بودند و به مکاتب مختلف فقهی و کلامی اسلامی وابسته بودند. در حالی که اکثریت قریب به اتفاق صوفیان، چه از لحاظ تاریخی و چه در دوران معاصر، خود را مسلمان سنی می دانند، جریان های فکری صوفی خاصی در اواخر قرون وسطی، به ویژه پس از تغییر مذهب صفویان در ایران، تحت تأثیر مفهوم عرفان در اسلام شیعه نفوذ کردند. عناصر کلیدی عمل عبادی صوفیانه عبارتند از ذکر که شامل ذکر خدا می شود. علاوه بر این، صوفیان از طریق تلاش‌های تبلیغی و آموزشی به انتشار اسلام کمک شایانی کردند.

علی‌رغم کاهش نسبی فرقه‌های صوفیانه در دوره معاصر و مخالفت‌های جنبش‌های اسلامی بنیادگرا، از جمله سلفی گری و وهابیت، تصوف نفوذ قابل توجهی را در جهان اسلام حفظ کرده است. همچنین عبارات معنوی متنوعی را در فرهنگ‌های غربی رسوخ کرده است و توجه علمی قابل توجهی را به خود جلب کرده است.

تعاریف

اصطلاح عربی تسووف (روشن.'تصوفمکررمکرر استبه طور معمول" توسط دانشمندان غربی به عنوان عرفان اسلامی شناخته می شود. در ادبیات اسلامی، نام عربی صوفی با طیف وسیعی از تفاسیر هم توسط طرفداران و هم مخالفان آن به کار رفته است. نوشته‌های سنتی صوفیانه که بر آموزه‌ها و آیین‌های خاصی از قرآن و سنت (آموزه‌ها و اعمال پیامبر اسلام محمد) تأکید می‌کردند، تعاریفی را از تاسوعا که اهداف اخلاقی و معنوی را ترسیم می کرد و به عنوان ابزار آموزشی برای تحقق آنها عمل می کرد. اصطلاحات متعدد دیگری که صفات و کارکردهای معنوی متمایز را توصیف می‌کنند، در موقعیت‌های عمل‌گرایانه‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرند.

محققان معاصر تعاریف جایگزینی برای تصوف ارائه کرده‌اند، از جمله «تشدید ایمان و عمل اسلامی» و «فرایند تحقق آرمان‌های اخلاقی و معنوی».

عنوان تصوف در ابتدا در قرن هجدهم توسط محققان مستشرق به فرهنگ لغات اروپا معرفی شد. این دانشگاهیان در درجه اول آن را به عنوان یک آموزه فکری و سنت ادبی متفاوت از آنچه که توحید ریاضت‌آمیز اسلام توصیف می‌کردند، تلقی کردند. غالباً از آن به عنوان یک عرفان جهانی، در تضاد با اسلام ارتدوکس قانونی، به اشتباه تعبیر می شد. اخیراً، مورخ نیل گرین این تمایزات را به چالش کشیده است و ادعا می کند که تصوف و اسلام تا حد زیادی در دوران قرون وسطی مترادف بودند. در گفتمان آکادمیک کنونی، این اصطلاح مجموعه وسیعی از پدیده‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی مرتبط با صوفیان را در بر می‌گیرد.

تصوف تعاریف گوناگونی دریافت کرده است، از جمله «عرفان اسلامی»، «بیان عرفانی ایمان اسلامی»، «بُعد باطنی اسلام»، «پدیده‌ی عرفان»، «پدیده‌ی عرفان» و «مهم‌ترین جلوه‌ی عرفان در درون اسلام»، عمل در اسلام، و « درونی شدن و تشدید ایمان و عمل اسلامی».

ریشه شناسی

معنای اصلی صوفی به طور گسترده از "کسی که پشم می پوشد (> گرفته شده است. با دایره‌المعارف اسلام که فرضیه‌های ریشه‌شناختی جایگزین را غیرمستند رد می‌کند. از نظر تاریخی، لباس های پشمی با اعمال زاهدانه و عرفانی مرتبط بود. هم القشیری و هم ابن خلدون از نظر زبانی تمام اشتقاقات را به غیر از صوف رد کردند. علاوه بر این، محققان قرون وسطایی، از جمله بیرونی، معتقد بودند که «صوفی» به تدریج از اصطلاح یونانی σοφόςcode: ell ارتقاء یافته به کد: el (sophos)، که به معنای خرد یا دانش است.

از طرف دیگر، منشأ ریشه‌شناسی این اصطلاح به ṣpansaf="Aṣpansafār(ṣpansafā>) نسبت داده می شود. text">صفاء)، کلمه‌ای عربی است که به پاکی دلالت می‌کند. در این چارچوب مفهومی، یک مفهوم اسلامی مرتبط از تصووف تازکیه ( است. lang="ar">تزكية)، يا "تزكيه نفس"، اصلي كه به طور گسترده در عمل صوفيه به كار مي رود. صوفی الحسن بن صالح الرضباری (متوفی 322 هجری قمری) این دو تعبیر را ترکیب کرده و می گوید: «صوفی کسی است که پشم می پوشد و بر طهارت است. al-Ṣuffa، به معنای «اهل سفاح» یا «نیمکت». این گروه شامل یاران فقیر محمد بود که برای جلسات منظم ذکر تشکیل جلسه می دادند. ابوهریره در میان این صحابه از شخصیت های برجسته ای بود. برخی از محققین این افراد را که در مسجد النبی اجتماع می کردند را اولین کسانی می دانند که به تصوف پرداخته اند.

تاریخچه

منشا

دانشگاه معاصر عموماً موافق است که تصوف در منطقه حجاز، که اکنون بخشی از عربستان سعودی است، سرچشمه گرفته است. مسلم است که مسلمانان از دوره نوپای اسلام و قبل از انشعابات فرقه‌ای خاص، آن را انجام می‌دادند.

دستورات صوفی بر مفهوم بیعه (عربی: روشن از طریق این تعهد، صحابه خود را وقف خدمت الهی کردند.

همانا کسانی که با تو (ای محمد) بیعت می کنند، در حقیقت با خدا بیعت می کنند. دست خدا بر دستانشان استوار است. پس هر کس عهد خود را تخطی کند به زیان خود عمل می کند و هر کس به عهد خود با خدا وفا کند جزای بزرگی خواهد داشت. — [ترجمه قرآن 48:10]

صوفیان معتقدند که بیان بایعه (بیعت) با یک شیخ صوفی مجاز، عملی از بیعت با محمد است و از این طریق پیوند معنوی بین خواستگار و محمد ایجاد می کند. صوفیان از طریق محمد در پی کسب علم، درک و برقراری ارتباط با خداوند هستند. علی به عنوان یک شخصیت محوری در میان صحابه که مستقیماً با محمد بیعت کردند مورد احترام است و صوفیان معتقدند که شناخت محمد و پیوند معنوی با او از طریق علی امکان پذیر است. این مفهوم توسط یک حدیث که صوفیان آن را معتبر می دانند، روشن می شود که در آن محمد اعلام کرد: «من شهر علم و علی دروازه آن است». اساتید برجسته صوفی، از جمله علی هجویری، مقام عالی علی را در تاسوعا تصدیق می کنند. علاوه بر این، جنید بغدادی، علی را به عنوان شیخ پایه‌ای اصول و اعمال تاسوعا می‌شناخت.

جاناتان براون، مورخ، مشاهده می‌کند که در زمان حیات محمد، برخی از اصحاب، مانند ابوذر الغیفاری، زهد و تقوای بزرگ‌تری از خود نشان دادند. تدبر در اسرار الهی» چیزی که اکیداً توسط اصول اسلامی مقرر شده بود. حسن البصری، یک تابع، به عنوان شخصیتی بنیادی در «علم طهارت قلب» شناخته می‌شود.

تصوف در اوایل تاریخ اسلام، تا حدودی در پاسخ به جهان‌طلبی تصور شده خلافت بنی‌امیه (661–750) و به‌طور قابل‌توجهی تحت تأثیر آموزه‌های صوفی‌گرایی

<-BaspriAdhesp>Assan. که در دوران شکل گیری خود، تصوف اساساً نمایانگر درونی سازی اصول اسلامی بود. یک دیدگاه چنین می‌گوید که تصوف، هم در پیدایش و هم در تکامل، مستقیماً از طریق تلاوت مداوم، مراقبه و درگیری تجربی آن از قرآن سرچشمه می‌گیرد. برعکس، سایر تمرین‌کنندگان معتقدند که تصوف شامل تقلید دقیق از راه محمد است و در نتیجه پیوند قلبی با خداوند را تقویت می‌کند.

تکامل تصوف به طور قابل توجهی تحت تأثیر شخصیت هایی مانند داوود تائی و بایزید بسطامی بود. در ابتدا، تصوف به دلیل پایبندی شدید آن به سنت بود. به عنوان مثال، بنا به گزارش ها، بسطامی از مصرف هندوانه امتناع کرد زیرا هیچ مدرکی دال بر خوردن آن توسط محمد پیدا نکرد. عارف متاخر قرون وسطی و شاعر ایرانی جامی، عبدالله بن محمد بن الحنفیه (متوفی حدود ۷۱۶) را به عنوان اولین فردی که به عنوان «صوفی» معرفی شد، معرفی می کند. این اصطلاح همچنین با کوفه ارتباط قوی داشت، چنانکه سه تن از نخستین دانشمندانی که با این نام شناخته می‌شوند، نشان می‌دهند: ابوهاشم کوفی، جابر بن حیان، و عبدک صوفی. شخصیت های برجسته بعدی عبارتند از حاتم العطار از بصره و الجنید البغدادی. علاوه بر این، افرادی مانند الحارث المحصبی و سریع السقاطی، اگرچه در طول زندگی خود صوفی شناخته نشدند، اما بعداً به دلیل تأکید آنها بر *تزکیه* (تطهیر) در این دسته طبقه بندی شدند.

سهمات ادبی قابل توجهی به اویس القرانی، القرانی، حَرَانی، حَرّانی، نسبت داده شده است. نصر السراج و سعید بن المسیب. رویم، یکی از اعضای نسل دوم صوفیان در بغداد، در کنار جنید بغدادی به عنوان یک شخصیت اولیه تأثیرگذار ظاهر شد. بسیاری از تمرین‌کنندگان صوفی اولیه شاگرد رویم یا جنید بودند.

سفارشات صوفی

از نظر تاریخی، صوفیان غالباً به "فرمان‌هایی" که به آنها طریقه (جمع: ) اشاره می‌شود وابسته بوده‌اند. این جماعت ها حول یک استاد اعظم یا ولی متحد می شوند، که یک سلسله تعلیم را از طریق متوالی مربیانی که به پیامبر اسلام محمد می رسد، ایجاد می کند.

در سنت صوفیانه، استقرار این نظم‌ها فوراً سلسله‌های جامع استاد-شاگردی ایجاد نکرد. تا قبل از قرن یازدهم، نمونه‌های مستند از نسب کامل که به حضرت محمد بازمی‌گردد، کمیاب بود. با این وجود، اهمیت نمادین این دودمان عمیق بود، زیرا آنها مجرای به اقتدار الهی از طریق زنجیره های استاد-شاگرد تشکیل می دادند. از طریق این جانشینی استادان و شاگردان، قدرت و برکات معنوی هم به پیروان عام و هم به جانبازان خاص منتقل شد.

اعضای این گروه‌ها برای جلسات روحانی تشکیل جلسه می‌دهند که مجالیس نامیده می‌شود، در مکان‌های ملاقات تعیین‌شده به نام zawiyas. romanization">خانقاه، یا تکه.

پیروان آرزوی دستیابی به حدیث توضیح داده شده است: "احسان این است که خدا را چنان عبادت کنی که گویی او را می بینی، و اگر نمی بینی او تو را می بیند." صوفیان محمد را به‌عنوان الانسان الکامل، انسان کامل کهن‌الگویی که مظهر ویژگی‌های واقعیت مطلق است، تجلیل می‌کنند و او را سرمشق معنوی عالی خود می‌دانند. ابی طالب، به استثنای فرقه نقشبندیه که از طریق ابوبکر به محمد می رسد. با این وجود، وابستگی رسمی به *طریقه* ​​همیشه لازم نبود. در طول دوران قرون وسطی، تصوف به طور کلی مترادف با عرف عمومی اسلامی بود و محدود به دستورات خاصی نبود.

تصوف دارای تاریخچه گسترده‌ای بود که پیش از نهادینه شدن آموزه‌هایش در دستورات عبادی (tariqa، جمع: tarîqât) در اوایل قرون وسطی بود. اصطلاح طریقه به یک مکتب یا نظم صوفیانه اشاره می کند، یا به طور مشخص تر، آموزه های عرفانی و تمرین های معنوی انجام شده توسط چنین دستوری، با هدف دستیابی به *حقیقه* (حقیقت نهایی). هر *طریق* توسط یک *مرشد* (راهنما) رهبری می شود که به عنوان مدیر معنوی آن عمل می کند. پیروان یا پیروان یک *طریقه* ​​به عنوان مریدین (مفرد: مورید) نامیده می شوند، اصطلاحی که به معنای "خواستن"، به طور خاص "میل به معرفت خدا و عشق به خدا" است.

در طول تاریخ، فرقه های صوفیانه بر جنبش های مختلف شیعه و به ویژه اسماعیلیان تأثیر گذاشته و در آنها ادغام شده است. این تعامل به طور قابل توجهی به تغییر مذهب صفویه از سنی به شیعه و تسهیل انتشار گسترده اثنی عشری در سراسر ایران کمک کرد.

تصوف به عنوان یک رشته اسلامی

در حال حاضر در اسلام سنی و شیعه، تصوف یک فرقه متمایز نیست، همانطور که گاهی به اشتباه فرض می شود، بلکه روشی برای درگیر شدن یا درک دین است. تلاش می‌کند تا اعمال مذهبی مرسوم را به «سطح فوق‌العاده» ارتقا دهد، همزمان با «انجام ... [واجب] واجبات دینی» و کشف «راه و وسیله‌ای برای ریشه‌کردن از «دروازه باریک» در اعماق روح به حوزه روح پاک و خشک و غیر زندانی‌ناپذیری که خود به روی الوهیت باز می‌شود. تحلیل‌های علمی تصوف غالباً ادعا می‌کنند که نمایش آن به‌عنوان سنتی متمایز از اسلام، جدا از آنچه اسلام ناب نامیده می‌شود، اغلب از شرق‌شناسی غربی و تفاسیر بنیادگرای اسلامی معاصر سرچشمه می‌گیرد.

تصوف که به‌عنوان بعد عرفانی و زاهدانه اسلام شناخته می‌شود، جزء آموزه‌های اسلامی متمرکز بر تهذیب باطن تلقی می‌شود. هدف صوفیان با تأکید بر جنبه های معنوی بیشتر ایمان، دستیابی به تجربه مستقیم از خدا از طریق پرورش «قوای شهودی و عاطفی» است که نیاز به آموزش دارد. تاسوعا به عنوان یک علم روح درک می شود که پیوسته در اسلام ارتدکس ادغام شده است. ابن تیمیه در اثر خود، الرساله الصفدیه، صوفیان را پیرو راه سنت معرفی می‌کند و اصول آن را در آموزه‌ها و آثار ادبی خود تجسم می‌دهد.

شواهد بیشتری از گرایش‌های صوفیانه ابن تیمیه و قدردانی از شخصیت‌های عبد القاعده او برای اوست. تفسیر صد صفحه ای گسترده بر فتوح الغیب. اگرچه این تفسیر تنها به پنج خطبه از هفتاد و هشت خطبه کتاب می‌پردازد، اما نشان می‌دهد که تصووف اساس وجود جامعه اسلامی بوده است.

غزالی در المنکذ من الدلال چنین می‌گوید:

چالش‌های زندگی، تعهدات خانوادگی و فشارهای مالی وجودم را از بین بردند و آرامش تنهایی را از من سلب کردند. موانع مهمی با من روبرو شد و زمان کمی را برای فعالیت‌های فکری من در نظر گرفت. این وضعیت برای یک دهه ادامه داشت. با این حال، هر زمان که لحظات مناسب و آرامی پیش می آمد، به تمایل ذاتی خود باز می گشتم. در طول این سالهای پر فراز و نشیب، حقایق بی‌شماری حیرت‌انگیز و غیرقابل وصف زندگی برای من آشکار شد. من متقاعد شدم که اولیا (عارفان مقدس) تنها گروه راستگو هستند که به راه صحیح پایبند هستند، رفتاری مثال زدنی از خود نشان می دهند و در حکمت و بصیرت خود از همه حکیمان پیشی می گیرند. آنها تمام اعمال آشکار و پنهان خود را از هدایت نورانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می گیرند که تنها هدایتی است که شایسته جستجو و جستجو است.

رسمی کردن دکترین

در طول قرن یازدهم، تصوف، که قبلاً به‌عنوان بیان کمتر «مدونی» تقوای اسلامی وجود داشت، شروع به «نظم و تبلور» به نظم‌های متمایزی کرد که تا امروز ادامه دارد. هر یک از این احکام توسط یک محقق برجسته اسلامی تأسیس شد که برخی از گسترده‌ترین و گسترده‌ترین آنها شامل سهروردیه (به نام ابوالنجیب سهروردی [متوفی 1168])، قادریه (پس از عبدالقادر گیلانی [متوفی 1166])، (رفاع الاحمدیه) (رفاع الاحمدیه) است. 1182)، چشتیه (بعد از معین الدین چشتی [متوفی 1236])، شادیلیه (بعد از ابوالحسن شاذیلی [متوفی 1258])، همدانیه (بعد از سید علی همدانی [متوفی 1384])، و نقشبندیه (د. بهاریه) 1389]). برخلاف تصور رایج غرب، نه بنیانگذاران و نه پیروان این احکام هرگز خود را جز مسلمانان ارتدکس سنی نمی دانستند. در واقع، همه این دستورات وابسته به یکی از چهار مکتب حقوقی ارتدکس اسلام سنی بودند. به عنوان مثال، فرقه قادریه حنبلی بود که مؤسس آن عبدالقادر گیلانی، فقیهی نامدار بود. چشتیه حنفی بود. دستور شادیلیه مالکی بود. و امر نقشبندیه حنفی بود. در نتیجه، شواهد تاریخی که نشان می‌دهد «بسیاری از برجسته‌ترین مدافعان راست‌گرایی اسلامی، مانند عبدالقادر گیلانی، غزالی و سلطان صلاح الدین با تصوف مرتبط بوده‌اند» باعث می‌شود که پژوهشگران به‌طور مداوم آثار عامه‌پسند نویسندگانی مانند ادریان را نادیده بگیرند. به نوعی متمایز از "اسلام". نیل گرین مشاهده کرده است که در قرون وسطی، تصوف تا حد زیادی مترادف با اسلام بود.

رشد تأثیر

از نظر تاریخی، تصوف به عنوان عنصری عمیقاً مهم و فراگیر در تمدن اسلامی ظهور کرد و از اوایل قرون وسطی به بعد به یکی از گسترده‌ترین جنبه‌های زندگی مسلمانان تبدیل شد. نفوذ آن تقریباً در تمام جنبه‌های وجود اسلام سنی در مناطق مختلف، از هند و عراق تا بالکان و سنگال، نفوذ کرد.

گسترش تمدن اسلامی با اشاعه فلسفه صوفیانه در داخل اسلام بسیار مشابه بود. اشاعه تصوف به طور گسترده ای به عنوان یک عامل تعیین کننده در گسترش گسترده اسلام و در شکل گیری فرهنگ های متمایز اسلامی، به ویژه در سراسر آفریقا و آسیا شناخته شده است. قابل ذکر است که قبایل سنوسی در لیبی و سودان از طرفداران برجسته تصوف هستند. شاعران و فیلسوفان با نفوذ صوفی، از جمله خوجه اخمت یساوی، مولانا، و عطار نیشابور (حدود 1145 - حدود 1221)، به طور قابل توجهی گسترش فرهنگ اسلامی را در سراسر آناتولی، آسیای مرکزی و آسیای جنوبی پیش بردند. علاوه بر این، تصوف به توسعه و ترویج فرهنگ عثمانی کمک کرد و در مقاومت در برابر امپریالیسم اروپایی در شمال آفریقا و جنوب آسیا نقش داشت.

از قرن 13 تا 16، تصوف فرهنگ فکری پر جنب و جوشی را در سراسر جهان اسلام پرورش داد، که اغلب به عنوان یک "رنسانس" با مظاهر فیزیکی پایدار شناخته می شود. در سرتاسر مناطق متعدد، افراد یا گروه‌ها وقف (وقف) را برای نگهداری یک لژ تأسیس کردند - که به آنها زاویه، خانقاه یا تکه گفته می‌شود - که به عنوان فضایی مشترک برای تمرین‌کنندگان صوفی عمل می‌کرد و برای علمای سیار مسکن ارائه می‌کرد. این سیستم وقف همچنین مجموعه‌های معماری گسترده‌ای را تأمین می‌کرد که نمونه‌ای از ساختارهای اطراف مسجد سلیمانیه در استانبول است. چنین مجتمع‌هایی معمولاً شامل یک اقامتگاه برای جویندگان صوفی، یک آسایشگاه مجهز به آشپزخانه‌هایی بود که این جویندگان می‌توانستند به فقرا کمک کنند یا دوره آغازین را طی کنند، یک کتابخانه، و سایر ساختمان‌های جانبی. در این دوران، تصوف عمیقاً بر تمام جنبه های مهم تمدن اسلامی تأثیر گذاشت.

دوران مدرن

در طول تاریخ اسلام، معلمان و فرقه‌های صوفی با مخالفت‌هایی از سوی تفاسیر تحت اللفظی و قانون‌گرایانه‌تر از اسلام مواجه شدند که به اشکال گوناگون تجلی یافت. این تضاد در طول قرن هجدهم با ظهور جنبش وهابی به یک بیان خشونت آمیز خاص تبدیل شد.

در طلوع قرن بیستم، آیین‌ها و آموزه‌های صوفیانه با انتقاد مداوم اصلاح‌طلبان اسلامی مدرن، ملی‌گرایان لیبرال، و متعاقباً از سوی جنبش‌های سوسیالیستی در سراسر جهان اسلام مواجه شد. فرقه‌های صوفیانه اغلب متهم به ترویج خرافات عمومی، ممانعت از پیشرفت فکری مدرن و ممانعت از اصلاحات مترقی بودند. این انتقادات ایدئولوژیک از تصوف با اصلاحات ارضی و آموزشی، در کنار سیاست‌های مالیاتی جدیدی که توسط دولت‌های ملی غرب زده به اجرا گذاشته شد، تشدید شد که به طور جمعی زیرساخت‌های اقتصادی نظم‌های صوفی را از بین برد. در حالی که افول فرقه‌های صوفیانه در نیمه اول قرن بیستم از نظر منطقه‌ای متفاوت بود، در اواسط قرن، بسیاری از ناظران ادامه حیات این فرقه‌ها و شیوه زندگی سنتی صوفی‌ها را زیر سؤال بردند.

با این وجود، برخلاف این پیش‌بینی‌ها، تصوف و دستورات مرتبط با آن حضور قابل توجهی در جهان اسلام حفظ کرده‌اند و با مسلمانان یا مسلمانان نیز گسترش یافته‌اند. ظرفیت آن برای بیان یک هویت اسلامی فراگیر، با تأکید بر تقوای شخصی و جمعی، تصوف را به ویژه با محیط‌هایی که با تکثرگرایی مذهبی و دیدگاه‌های سکولاریستی مشخص شده است، سازگار کرده است.

در جامعه جهانی معاصر، درک کلاسیک از ارتدکس سنی، که تصوف را در کنار اسلام وجهه فقهی می‌داند. توسط مؤسسات برجسته ای مانند دانشگاه الازهر مصر و کالج زیتونه حمایت می شود. امام اعظم کنونی الازهر، احمد الطیب، اخیراً «ارتدوکس سنی» را به عنوان پایبند به «هر یک از چهار مکتب فکری [حقوقی] (حنفی، شافعی، مالکی یا حنبلی) و ... [همچنین] تصوف امام جنید بغدادی در عقاید و عقاید [روش های اخلاقی و معنوی] بیان کرد. تعامل بین فرقه های صوفیانه و جوامع معاصر معمولاً با تعامل آنها با مقامات دولتی مشخص می شود.

ترکیه، ایران و شبه قاره هند از لحاظ تاریخی به عنوان مراکز مهمی برای تبارها و راسته‌های صوفیانه متعددی خدمت کرده‌اند. فرقه بکتاشی وابستگی نزدیکی به جنچی های عثمانی داشت و عنصر اصلی جامعه علویان عمده و عمدتا لیبرال ترکیه را تشکیل می دهد. نفوذ آنها به سمت غرب به قبرس، یونان، آلبانی، بلغارستان، مقدونیه شمالی، بوسنی و هرزگوین، و کوزوو گسترش یافت و با گسترش اخیر به ایالات متحده، عمدتاً از طریق آلبانی، گسترش یافت. تصوف در چندین کشور آفریقایی از جمله مصر، تونس، الجزایر، سودان، مراکش و سنگال از محبوبیت قابل توجهی برخوردار است، جایی که به عنوان تجلی عرفانی اسلام تلقی می شود. مبکه معتقد است که رواج تصوف در سنگال را می توان تا حدی به ظرفیت آن در ادغام باورها و آداب و رسوم محلی نسبت داد که اغلب تمایلات عرفانی را نشان می دهند.

زندگی نامه استاد صوفی الجزایری عبدالقادر الجزایری بینش های مهمی را در مورد این پدیده ارائه می دهد. کمک های آمادو بامبا و الحاج عمر تال در غرب آفریقا در کنار شیخ منصور و امام شمیل در منطقه قفقاز به همان اندازه قابل توجه است. در طول قرن بیستم، برخی دیدگاه‌های مسلمانان، تصوف را به عنوان یک دکترین خرافی که مانع پیشرفت اسلام در حوزه‌های علمی و فناوری می‌شد، توصیف می‌کردند.

تعداد زیادی از افراد غربی راه صوفیانه را دنبال کرده‌اند و سطوح مختلفی از موفقیت را تجربه کرده‌اند. ایوان آگولی، صوفی دوره گرد سوئدی الاصل، از جمله چهره های پیشگامی که به عنوان نماینده مجاز یک فرقه صوفی به اروپا بازگشت، به طور خاص وظیفه اشاعه تصوف در سراسر اروپای غربی را بر عهده داشت. رنه گنون، محقق فرانسوی، در اوایل قرن بیستم تصوف را پذیرفت و نام شیخ عبدالوحید یحیی را برگزید. مجموعه گسترده آثار او تصوف را به عنوان جوهره اساسی اسلام بیان می کند، در حالی که همزمان کاربرد جهانی آموزه های آن را برجسته می کند. تمرین‌کنندگان معنوی، از جمله جورج گورجیف، ممکن است با اصول تثبیت شده تصوف مطابق با سنت‌های مسلمانان ارتدکس همسو شوند یا نباشند.

سفارشات صوفی

سیلسیلا (زنجیره معنوی)

نمودار زیر نسب معنوی (silsila) فرقه‌های صوفی برجسته و ارتباط تاریخی آنها با حضرت محمد را نشان می‌دهد.

توجه: این نمودار برای نشان دادن به هم پیوستگی اساتید روحانی در دودمان مربوطه آنها طراحی شده است. برای وضوح و اختصار، نام اساتید معنوی متوسط به عمد حذف شده است.

نسب معنوی فرقه های عمده صوفی

1. قادریه

شیخ عبدالقادر جیلانی ← شیخ ابوسعید المخرمی ← شیخ ابوالحسن القرشی (الحکاری) ← شیخ ابوالفرج الطارسوسی ← شیخ الحمدع ← شیخ عبدالعزیز التمیمی ← شیخ ابوبکر شبلی ← شیخ الجنید البغدادی ← شیخ السری السقاطی ← شیخ معروف ← امامیه ← امامیه ← امامیه موسی الکاظم ← امام جعفر الصادق ← امام محمد باقر ← امام زین العابدین ← امام حسین ← امام علی بن ابی طالب ← پیامبر اکرم (ص)

2. راسته چشتی

منابع:

خواجه معین الدین چشتی ← خواجه عثمان هاروانی ← حاجی شریف زیندانی ← محمد مودود چشتی ← ابویوسف عثمان ← ابومحمد بنی ← ابومحمد بنی احمد عبدالله چشتی ← ابواسحاق شامی چشتی ← ممشاد اولو دینواری ← امین الدین ابو حبیره بصری ← سعدالدین حُذیفه ← عادل مرعش فوضیل بن عیاض ← عبدالواحد بن زید ← الحسن البصری ← علی بن ابیطالب ← حضرت محمد صلی الله علیه و آله

3. نقشبندی

بهاءالدین نقشبند ← سید امیر کول ← محمد بابا سماسی ← علی رامیتانی (عزیزان) ← محمود انجیر فغنوی ← اعریف الریوغری ← عارف العلید غجدوانی ← ابویعقوب یوسف الحمدانی ← ابوعلی فارمدی الطوسی ← ابوالحسن علی الخرقانی ← ابوعلی یزید البیسم الصادق ← قاسم بن محمد بن ابی بکر ← سلمان الفارسی ← ابوبکر الصدیق ← حضرت محمد ﷺ

4. سهروردیه

منبع:

شهاب الدین سهروردی ← ابو نجیب عبدالقادر سهروردی ← خواجه احمد غزالی ← شیخ ابوبکر نساج ← شیخ ابوالقاسم گورگانی ← خواجه مَجَهُس علی کاتب ← شیخ ابوعلی رودباری ← امام جنید بغدادی ← سری سقاطی ← معروف کرخی ← داوود طععی ← حبیععععاص → حبیب العاص البصری ← علی بن ابیطالب ← حضرت محمد ﷺ

5. کبراویه

منبع:

نسب معنوی شامل نجم الدین کبری، شیخ روزبهان بقلی، خواجه عمار یاسر، شیخ ابو نجیب سهروردی، خواجه احمد غزالی، شیخ ابوبکر قاقی نساج، شیخ ابوبکر نساج، خواجه عثمان مغربی، شیخ ابوعلی کاتب، شیخ ابوعلی رودباری، امام جنید بغدادی، سرّی سقاطی، معروف کرخی، داوود العجم، داوود العجم، الحسن بصری، علی بن ابیطالب و حضرت محمد صلی الله علیه و آله.

6. فرمان شادیلی

نسب شادلی از نورالدین ابوالحسن الشاذیلی، عبدالسلام بن مشیش، عبدالرحمن المدنی، تقی الدین الحسن الخواصدی، علی، تاج الدین، شمس الدین، زین الدین محمود القزوینی، ابواسحق ابراهیم البصری، ابوالقاسم میروانی، ابومحمد محمد سعید، ابومحمود سعید، مسعودی، سعید القیروانی، ابومحمد جابر، امام حسن، علی بن ابیطالب و حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم.

7. فرمان رفاعی

سلسله معنوی رفاعی متشکل از سید احمد الرفاعی، سید ابوالحسن علی الرفاعی، سید یحیا نقیب، سید ثابت، سید علی حائد ابیعلی ابوریس المرتضی، سید ابوالفاضیل، سید ابوالمکارم الحسن، سید المهدی مکی، سید محمد ابوالقاسم، سید حسن قاسم عبدالله. حسین، سید احمد صلیح الاکبر، سید موسی صانی، سید ابراهیم مرتضی، امام موسی الکاظم، امام جعفر الحمد، امام محمد، محمد محمدی. امام زین العابدین، امام حسین، علی بن ابیطالب و حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم.

اهداف و اهداف

الهیات سنتی اسلامی چنین فرض می‌کند که راه رسیدن به خدا (الله) در نزدیکی به خداوند در بهشت، هم پس از مرگ و هم پس از قیامت، به اوج خود می‌رسد. با این حال، تصوف بر دستیابی به رابطه نزدیکتر با خدا و تجربه عمیق تر از حضور الهی در طول وجود زمینی خود تأکید می کند. هدف اولیه تصوف شامل دنبال کردن لطف الهی از طریق بازگرداندن حالت ذاتی و اولیه فطره در فرد است.

در آموزه صوفیانه، چارچوب حقوقی خارجی شامل مقررات حاکم بر عبادت، معاملات تجاری، امور زناشویی، احکام کیفری حقوقی، تصمیمات جمعی و حقوقی است. برعکس، قانون معنوی درونی تصوف اصولی را برای توبه از تجاوزات، از بین بردن صفات مذموم و صفات منفی، و پرورش فضایل و رفتار مثال زدنی تجویز می کند.

تدریس ها

برای یک تمرین‌کننده صوفی، پیشرفت معنوی نه با دانش دنیوی، بلکه با انتقال نور الهی از قلب مربی به قلب شاگرد تسهیل می‌شود. علاوه بر این، پیروان معتقدند که معلم موظف است بدون عیب و نقص به شریعت الهی پایبند باشد.

موجان مومن مفهوم الانصان الکامل را به عنوان یک انسان کامل شناسایی می کند. این مفهوم وجود همیشگی «قطب» زمینی (قطب یا محور کیهان) را تایید می کند که به عنوان مجرای اصلی فیض الهی به بشریت عمل می کند و حالتی از span. حفاظت'). در حالی که صوفی قطب شباهت های کارکردی با امام شیعیان دارد، این همگرایی کلامی باعث ایجاد نقطه اختلاف با اسلام شیعه می شود. هم قطب - که معمولاً رهبر اکثر فرقه‌های صوفیانه است - و هم امام نقش انتقال هدایت معنوی و فیض الهی به بشریت را درک می‌کنند. در نتیجه، بیعت صوفیانه با شیخ یا قطب با ارادت به امام ناسازگار تلقی می شود.

به طور مثال، نامزدی که به دنبال پذیرش در نظم مولوی بود، از نظر تاریخی باید 1001 روز خدمت در آشپزخانه های یک آسایشگاه خیریه را قبل از اعطای سرپرستی معنوی انجام دهد. سپس 1001 روز دیگر انفرادی به عنوان پیش نیاز تکمیل این دستورالعمل اجباری شد.

برخی مربیان، به ویژه هنگامی که با مخاطبان گسترده‌تر یا گروه‌های متنوعی که شامل افراد مسلمان و غیرمسلمان می‌شوند، اغلب از تمثیل‌ها، تمثیل‌ها و استعاره‌ها استفاده می‌کنند. در حالی که روش‌های تربیتی در میان طبقات مختلف صوفیانه متفاوت است، تصوف اساساً تجربه شخصی مستقیم را در اولویت قرار می‌دهد. در نتیجه، گهگاه با دیگر روایات عرفانی غیراسلامی در کنار هم قرار گرفته است، که این مقایسه در آثار سید حسین نصر به طور قابل توجهی بررسی شده است.

سنت صوفی غالباً چنین فرض می‌کند که دستیابی به بالاترین رده‌های تصوف معمولاً مستلزم یک دوره طولانی شاگردی است که شامل زندگی مشترک و خدمت به یک استاد معنوی است. نمونه قابل توجه شرح زندگینامه بهاءالدین نقشبند بخاری است که نام نقشبندیه از او گرفته شده است. بنا بر گزارش ها، او به مدت دو دهه تا زمان مرگ السماسی به مربی اولیه خود، محمد بابا السماسی خدمت کرد. پس از آن، گفته می شود که او برای مدت طولانی به چند مربی دیگر خدمت کرده است. سوابق تاریخی نشان می دهد که او سال های زیادی را وقف کمک به افراد کم بخت در جامعه کرده است. در پی این تلاش‌ها، مربی او را به سمت رفاه حیوانات، به‌ویژه مراقبت از زخم و کمک‌های عمومی راهنمایی کرد.

محمد

ارادت به محمد یک اصل اساسی در تصوف است. از نظر تاریخی، صوفیان محمد را به عنوان برجسته‌ترین مظهر برجستگی معنوی مورد احترام قرار داده‌اند. شاعر صوفی، سعدی شیرازی می‌گوید: «هر کس راهی را بر خلاف راه پیامبر انتخاب کند، هرگز به مقصد نمی‌رسد. ای سعدی، گمان مکن که انسان می‌تواند با آن راه پاکی رفتار کند، مگر به دنبال برگزیده». مولانا انضباط نفس و زهد خود را مرهون راهنمایی های محمد می داند. همانطور که مولانا می گوید: «من دو چشم خود را از [آرزوهای] دنیا و آخرت «دوختم» - این را از محمد آموختم. ابن عربی، محمد را انسان برتر دانسته و گفته است: «حکمت محمد، یگانگی است (فردیه) زیرا او کاملترین موجود موجود از این نوع بشر است. به همین دلیل، حضرت در زمانی که پیامبر از او صلی الله علیه و آله بود آغاز شد. خشت، و ساختار عنصری او خاتم الانبیاء است». عطار نیشابوری اظهار داشت که ستایش او از محمد در الهی نامه بیشتر از هر شاعر پیشین است. فرید الدین عطار اظهار داشت: محمد اسوه هر دو عالم است و راهنمای نسل آدم است او خورشید خلقت و ماه افلاک و چشم بینا است... هفت آسمان و هشت باغ بهشت ​​برای او آفریده شده است، او هم چشم است و هم نور در نور ما. صوفیان در طول تاریخ بر کمال محمد و توانایی او برای شفاعت تأکید کرده اند. در نتیجه، شخصیت محمد از لحاظ تاریخی و در حال حاضر جزء لاینفک عقاید و مرام صوفیانه است. پایبندی عمیق بایزید بسطامی به سنت محمد با امتناع گزارش شده او از مصرف هندوانه، بدون شواهدی دال بر مصرف محمد، نمونه است.

در قرن سیزدهم، البوسیری شاعر صوفی مصری الکواکب الدریة فی مدح خیر البریه (انوار آسمانی در ستایش بهترین خلقت)، که بیشتر به نام Qaem) شناخته می شود. گوشته)، اثری که به طور گسترده از محمد ستایش می کند. این آهنگ همچنان به طور گسترده توسط جوامع صوفی و عموم پیروان مسلمان در سراسر جهان خوانده و خوانده می شود.

عقاید صوفیانه درباره محمد

ابن عربی اظهار داشت که برتری اسلام در میان ادیان ناشی از جایگاه منحصر به فرد محمد است. او ادعا کرد که آفرینش اولیه، واقعیت یا ذات محمدی است (الحقیقه آل محمدیه). ابن عربی محمد را برترین انسان و پروردگار همه خلقت می‌دانست که به عنوان نمونه اصلی بشریت عمل می‌کند. بعلاوه، او معتقد بود که صفات و اسماء الهی در عالم پدیداری تجلی می یابند و محمد نمایانگر کامل ترین و بی عیب ترین بیان آنهاست. برای ابن عربی، ادراک خدا از طریق محمد، متضمن تجلی مستقیم صفات الهی در درون او بود. او اظهار داشت که محمد صریح ترین دلیل وجود خدا را تشکیل می دهد و معرفت به محمد را مترادف با معرفت خدا می کند. در نتیجه، ابن عربی به این نتیجه رسید که تسلط محمد بر همه بشریت، چه در زندگی دنیوی و چه در آخرت، اسلام را با توجه به تجسم اصول آن توسط محمد، به عنوان دین برتر معرفی می کند.

تصوف و قوانین اسلامی

پیروان صوفی، شریعت ("قانون" خارجی)، طریقه ("نظم")، و حقیقه ("حقیقت") را ذاتاً به هم مرتبط می دانند. تصوف افراد ماهر را که به عنوان سالیک ("مسافر") شناخته می شوند، در امتداد سلوک ("جاده") معنوی خود در مراحل مختلف (مقامات) هدایت می کند تا اینکه به هدف نهایی می رسد: توحید، تأیید یگانگی مطلق خداوند. ابن عربی این اصل را بیان می‌کند: «اگر فردی در این جامعه ادعا کند که می‌تواند دیگران را به سوی خدا راهنمایی کند، در عین حال حتی یک دستور از شریعت مقدس را نادیده بگیرد - حتی اگر معجزات شگفت‌انگیزی انجام دهد - و ادعا کند که شکست آن‌ها امری منحصربه‌فرد است، ما باید آنها را کاملاً نادیده بگیریم. صرفاً برای کسانی که از اصول شریعت مقدس حمایت می کنند (جامعی کرامات الاولیاء)."

علاوه بر این، روایت های تاریخی نشان می دهد که مالک بن انس، یکی از مكتب های قوی سنّی، دارای چهار مكتب حقوقی است. علم» (علم الباطن) فهم عرفانی با «علم ظاهری» فقه. برای مثال، قاضی ایاد، فقیه و قاضی مشهور مالکی در قرن دوازدهم، که بعدها به عنوان یک قدیس در سراسر ایبریای مسلمانان مورد احترام قرار گرفت، روایتی را نقل کرد که در آن مردی از ابن انس «درباره جنبه‌ای از علم باطن» سؤال کرد. ابن انس پاسخ داد: «در حقیقت، علم باطن را جز کسانی که بر علم ظاهری تسلط دارند، نمی‌فهمد. وقتی فردی علم ظاهری را درک کرد و به کار برد، خداوند علم باطن را بر او آشکار می‌سازد، وحی که تنها از طریق گشایش و روشن شدن قلب او رخ می‌دهد». روایات مشابه این جمله را به ابن انس نسبت می دهند: «کسی که بدون کسب علم به شریعت مقدس به تصوف (تصوف) می پردازد، ایمان خود را فاسد می کند (تزندقا)، در حالی که کسی که شریعت مقدس را بدون انجام تصوف فرا می گیرد، خود را فاسد می کند (تفسقا تنها با یکی از آنها به حقیقت می رسد). (tahaqqaqa)."

پیام امان، اعلامیه ای جامع که توسط 200 دانشمند برجسته اسلامی در امان در سال 2005 اعلام شد، صریحاً مشروعیت تصوف را به عنوان جزء لاینفک اسلام تأیید کرد. این تأیید از سوی رهبری سیاسی و زمانی جهان اسلام در اجلاس سران سازمان همکاری اسلامی در مکه در دسامبر 2005 و متعاقباً توسط شش نهاد علمی بین‌المللی اسلامی دیگر، از جمله آکادمی بین‌المللی فقه اسلامی جده، در ژوئیه 2006 تأیید شد. توجه به این نکته مهم است که سنت‌گرایی متفاوتی از مفهوم‌گرایی را در نظر گرفت. معنای آن می تواند از تزکیه ساده تا عبارات چندوجهی تصوف که در سراسر جهان اسلام مشاهده می شود.

باشد.

اندیشه و تصوف سنتی اسلامی

ادبیات صوفیانه اغلب تجربیات ذهنی عمیقی را برجسته می‌کند، مانند شرایط ظریف قلب، که ذاتاً در برابر بررسی‌های خارجی مقاوم هستند. در نتیجه، این حالات درونی اغلب با بیان مستقیم مخالفت می‌کنند و نویسندگان متون صوفیانه متعدد را به استفاده از عبارات تمثیلی وا می‌دارند. برای مثال، بخش قابل توجهی از اشعار صوفیانه به مستی اشاره دارد، عملی که صراحتاً در اسلام ممنوع شده است. این تکیه بر زبان غیرمستقیم، همراه با تفاسیر افراد فاقد آموزش رسمی در مطالعات اسلامی یا تصوف، باعث ایجاد شک و تردید در مورد صحت تصوف در اسلام شد. علاوه بر این، گروه‌های خاصی پدید آمدند که مدعی معافیت از شریعت شدند و تصوف را وسیله‌ای برای دور زدن احکام اسلامی برای رستگاری مستقیم معرفی کردند. چنین تفاسیری با مخالفت دانشمندان ارتدوکس مواجه شد.

به دلیل این عوامل و عوامل دیگر، پویایی بین علمای سنتی اسلامی و تصوف همچنان پیچیده است که از نظر تاریخی با طیفی از دیدگاه‌های دانشگاهی در مورد نقش تصوف در اسلام مشخص می‌شود. در حالی که شخصیت هایی مانند غزالی در انتشار آن سهیم بودند، سایر علما مخالفت خود را نشان دادند. ویلیام چیتیک جایگاه تصوف و عمل کنندگان آن را به شرح زیر توضیح می دهد:

در اصل، علمای مسلمانی که تلاش خود را وقف برقراری اصول هنجاری حاکم بر اعمال فیزیکی کردند، به عنوان فقیه معرفی شدند. برعکس، کسانی که برای درک دقیق، پرورش ذهن را در اولویت قرار می‌دادند، در سه سنت عقلی اصلی طبقه‌بندی می‌شوند: کلام، فلسفه و تصوف. این چارچوب سپس به بعد سوم وجود انسان می پردازد: روح. اکثریت مسلمانانی که عمدتاً بر پرورش جنبه‌های معنوی فرد تمرکز داشتند، به صوفی معروف شدند.

تأثیر فارسی بر تصوف

ایران نقش بسزایی در توسعه و نظام بخشیدن به عرفان اسلامی داشتند. یکی از اولین شخصیت هایی که اصول صوفیانه را رسمیت بخشید، جنید بغدادی بود که یک ایرانی از بغداد بود. از شاعران مشهور صوفی پارسی نیز می توان به رودکی، مولوی، عطار نیشابور، نظامی گنجوی، حافظ، سنایی، شمس تبریزی و جامی اشاره کرد. آثار شعری مشهوری که همچنان در سراسر جهان اسلام اهمیت دارند عبارتند از مثنوی، بوستان، کنفرانس پرندگان، و دیوان حافظ

.

نئو تصوف

اصطلاح نئوصوفیسم در ابتدا توسط فضل الرحمن مالک معرفی شد و متعاقباً توسط دانشمندان دیگر برای توصیف جنبش‌های اصلاح‌طلب در راسته‌های صوفی قرن 18 به کار رفت. هدف این جنبش‌ها کاهش برخی جنبه‌های خلسه‌آمیز و پانتئیستی سنت صوفیانه و تأکید مجدد بر محوریت شریعت اسلامی به‌عنوان پایه‌ای برای توسعه معنوی درونی و مشارکت اجتماعی بود. اخیراً، محققانی مانند مارک سدویک به طور فزاینده‌ای این اصطلاح را به شیوه‌ای متضاد به کار می‌برند و از آن برای ترسیم جلوه‌های متنوع معنویت الهام‌گرفته از صوفی در زمینه‌های غربی، به‌ویژه جنبش‌های معنوی غیراخلاقی که مؤلفه‌های جهانی سنت صوفی را برجسته می‌کنند و در عین حال چارچوب اسلامی آن را کاهش می‌دهند، به کار می‌برند.

روش های مذهبی

اعمال عبادی صوفیان از تنوع قابل توجهی برخوردار است. پرداختن به این اعمال مستلزم رعایت دقیق احکام اسلامی از جمله نمازهای پنجگانه روزانه، روزه ماه رمضان و سایر اعمال است. علاوه بر این، مشتاقان باید کاملاً با اعمال نافله ناشی از زندگی محمد، مانند «نمازهای سنت» آشنا باشند. این اصل با حدیث قدسی معروف زیر منسوب به خداوند منطبق است:

بنده من با هیچ عملی محبوبتر از آنچه به او سفارش کرده ام، به من نزدیک نمی شود. بنده من همچنان با اعمال اختیاری به من نزدیک می شود تا زمانی که او را دوست بدارم. وقتی او را دوست دارم، شنوایی او می شوم که با آن می شنود، بینایی او می شوم که با آن می بیند، دستش می شوم که با آن می گیرد، و پایش می شوم که با آن راه می رود.

علاوه بر این، داشتن عقیده صحیح (عقده) و پذیرفتن اصول آن با اعتقادی تزلزل ناپذیر برای مشتاق ضروری است. سالک باید بر حسب ضرورت از گناهان، تعلقات دنیوی، همراهی و شهرت، تسلیم در برابر انگیزه های شیطانی و تمایلات پست خود دست بکشد. (در حالی که روش دستیابی به این تهذیب قلب در متون خاص ترسیم شده است، اجرای دقیق آن مستلزم راهنمایی یک استاد صوفی است.) مشتاقان نیز باید نظم و انضباط داشته باشند تا از اعمال نیک انباشته خود با غلبه بر دام های خودنمایی، غرور، تکبر، حسادت ستیزی، محافظت از اعمال نیک انباشته خود را از فساد حفظ کنند. زندگی که به جای اصلاح فوری، توبه تاخیری را مجاز می‌سازد).

روش‌های صوفیانه، اگرچه برای افراد خاصی جذاب است، اما وسیله برای کسب معرفت الهی نیست. علمای سنتی صوفی به صراحت ادعا می کنند که علم الهی یک وضعیت روانی نیست که با کنترل نفس ایجاد شود. در نتیجه، به کارگیری «تکنیک‌ها» نه به‌عنوان علت مستقیم، بلکه به‌عنوان فرصت برای دستیابی بالقوه به چنین دانشی، مشروط به پیش‌نیازهای مناسب و راهنمایی‌های متخصص یک استاد روحانی، عمل می‌کند. علاوه بر این، تمرکز ناروا بر روی اعمال ممکن است واقعیت عمیق‌تری را تحت الشعاع قرار دهد: مشتاق، به‌طور استعاری، تحت یک فرآیند انحلال معنوی قرار می‌گیرد و از طریق پرورش تنهایی، سکوت، بی‌خوابی و گرسنگی (همان‌طور که امام غزالی بیان می‌کند) همه عادت‌های ریشه‌دار را کنار می‌گذارد.

ذکر

ذکر به ذکر خدا اشاره دارد، عملی که در قرآن بر همه مسلمانان سفارش شده است، معمولاً از طریق اعمال عبادی خاص مانند تلاوت اسماء الهی، ادعیه و کلمات قصار برگرفته از ادبیات حدیث و قرآن. به طور گسترده تر، ذکر طیف متنوع و اقشار متعددی از اهمیت را در بر می گیرد. این مفهوم سازی به ذکر به عنوان هر تلاشی که در آن یک مسلمان آگاهی از خدا را حفظ می کند، گسترش می یابد. درگیر شدن در ذکر مستلزم پرورش آگاهی از حضور و محبت الهی، یا به عبارت دیگر، "پیگیری حالت خداپرستان" است. قرآن محمد را به عنوان تجسم اصلی ذکر خداوند معرفی می کند (65:10-11). اشکال خاصی از ذکر برای همه مسلمانان اجباری است و نیازی به شروع صوفیانه یا دستور خاص یک استاد صوفی ندارد، زیرا برای هر مشتاقی در همه شرایط مفید تلقی می شود.

ذکر تغییرات جزئی در ردیف‌های مختلف نشان می‌دهد. برخی از فرقه‌های صوفی، مراسم ذکر را برگزار می‌کنند که به sema معروف است. سما شامل اعمال مذهبی متنوعی از جمله تلاوت، آواز (به ویژه موسیقی قوالی از شبه قاره هند)، موسیقی دستگاهی، رقص (مشهورترین چرخش صوفیانه که توسط فرمان مولوی اجرا می شود)، بخور دادن، مراقبه، وجد، و خلسه است. ذکر. این شکل خاص از ذکر به عنوان ذکر القلب نامگذاری شده است که به معنای دعوت از خداوند در ضربان قلب فرد است. اصل اساسی این عمل شامل تجسم نام الهی خداوند است که بر قلب شاگرد حک شده است.

مراقابا

عمل مراقابا شباهتی به اعمال مراقبه‌ای دارد که در بسیاری از سنت‌های مذهبی مشاهده می‌شود. اگرچه تغییراتی وجود دارد، اما شرح خاصی از این عمل در دودمان نقشبندی در زیر ارائه شده است:

او باید تمام حواس بدنی خود را در تمرکز جمع کند و خود را از همه مشغله ها و تصوراتی که بر قلب تحمیل می کند دور کند. و بدین ترتیب او باید هوشیاری کامل خود را به سوی خداوند متعال معطوف کند و سه بار بگوید: «Ilahî anta maqsûdî wa-ridâka matlûbî- خدای من، تو هدف من هستی و خشنودیت آن چیزی است که من می‌طلبم». سپس اسم ذات ـ الله ـ را در دل خود می آورد و چون در دلش می گذرد به معنای آن که «ذات بی شباهت» است، توجه می کند. سالک آگاه است که او حاضر و ناظر و احاطه بر همه است و بدین وسیله معنای قول خود (رضوان الله تعالی علیه) را بیان می کند: «خدا را چنان بپرستید که گویی او را می بینید که اگر او را نمی بینید، شما را می بیند». و همینطور سنت نبوی: «بهترین مرتبه ایمان این است که بدانید خداوند بر شما هر کجا که باشید گواه است».

چرخش صوفی

چرخش صوفی، که به عنوان چرخیدن صوفی نیز شناخته می‌شود، یک تمرین مراقبه فعال فیزیکی یا شکل سما را تشکیل می‌دهد که از سنت‌های صوفیانه خاصی سرچشمه می‌گیرد و به‌ویژه توسط دراویش صوفی راسته مولوی انجام می‌شود. این رقص مرسوم که در sema اجرا می‌شود، به دراویش (که semazens نامیده می‌شود، برگرفته از سماعزن فارسی) را قادر می‌سازد تا به سوی منبع کامل، و یا به سوی کمال سوق دهند. این دستیابی معنوی با فراتر رفتن از نفس یا امیال نفسانی و شخصی فرد، از طریق درگیر شدن با موسیقی، ارادت متمرکز به خدا، و اجرای حرکات بدنی دایره ای مکرر، که به طور نمادین به عنوان تقلید از سیارات در حال چرخش به دور خورشید در منظومه شمسی توسط Artersv

منظومه شمسی تعبیر می شود، دنبال می شود.

در نمادگرایی آیین سما، کلاه موی شتری سمازن (sikke) نشان دهنده سنگ قبر نفس است. دامن پهن و سفید او (مدت) نمایانگر کفن نفس است. با برداشتن شنل سیاه خود (hırka) از نظر روحی به حقیقت زاده می شود. در ابتدای سما، سمازن با نگه داشتن بازوهای خود به صورت ضربدری، نمایانگر شماره یک به نظر می رسد و بدین ترتیب بر وحدت خداوند گواهی می دهد. در حالی که می چرخد، دستانش باز است: بازوی راست او به سوی آسمان هدایت می شود و آماده دریافت رحمت خداوند است. دست چپ او که چشمانش بر آن بسته شده است به سمت زمین است. سمازن هدیه معنوی خداوند را به کسانی که سما را شاهد هستند می رساند. سمازن که از راست به چپ دور قلب می چرخد، تمام بشریت را با عشق در آغوش می گیرد. انسان با عشق آفریده شده است تا دوست داشته باشد. مولانا جلال‌الدین رومی می‌گوید: «همه عشق‌ها پلی است به سوی عشق الهی، اما کسانی که طعم آن را نچشیده‌اند، نمی‌دانند!»

دیدگاه سنتی رایج در میان اکثر فرقه‌های صوفی ارتدکس اهل سنت، مانند قادریه و چیستی، و در میان علمای مسلمان اهل سنّت در حالی که عموماً به دانایی گوش می‌دهند، به آن گوش می‌دهند. ممنوع است.

خواندن

به طور سنتی، آلات موسیقی (به استثنای دف) توسط چهار مکتب ارتدکس سنی ممنوع تلقی می‌شود، موضعی که توسط طریقت‌های صوفی ارتدکس‌تر حفظ شده است. از نظر تاریخی، اکثریت اولیای صوفیه بر ممنوعیت آلات موسیقی تاکید کرده اند. با این وجود، برخی از مقدسین صوفی استفاده از آنها را مجاز و حتی تشویق کردند، البته با این شرط که آلات موسیقی و صدای زنانه نباید ترکیب شوند. با وجود این، چنین شیوه هایی در زمینه های معاصر رایج است.

به عنوان مثال، قوالی به عنوان شکلی از آواز عبادی صوفیانه رایج در سراسر شبه قاره هند سرچشمه گرفت و در حال حاضر معمولاً در درگاه ها اجرا می شود. قدیس صوفی قرن سیزدهم امیرخسرو با ترکیب سبک های ملودی کلاسیک فارسی، عربی، ترکی و هندی برای ایجاد این سبک اعتبار دارد. آهنگ‌های آن در قالب‌هایی مانند حمد، نعت، منقبت، مرسیه و غزل دسته‌بندی می‌شوند.

مدت زمان اجراهای معاصر معمولاً بین 15 تا 30 دقیقه است و دارای یک گروه آوازی همراه با سازهایی مانند هارمونیوم، تبله و ذولک است. نصرت فتح علی خان، نوازنده آواز پاکستانی، به دلیل محبوبیت جهانی قوالی به طور گسترده ای شناخته شده است.

قدیس ها

ولی (عربی: ولی، جمع ʾawliyāʾ ʾawliyāʾ lang="ar">أولياء) یک اصطلاح عربی است که معانی تحت اللفظی مانند "سرپرست"، "محافظ"، "معاون" و "دوست" را در بر می گیرد. در گفتمان رایج مسلمانان، غالباً یک قدیس اسلامی را نشان می دهد که اغلب مترادف آن با عنوان «دوست خدا» نامیده می شود. بر اساس الهیات سنتی اسلامی، یک قدیس به عنوان فردی است که «مشخص از لطف [ویژه] الهی ... [و] تقدس»، به ویژه «برگزیده خدا و برخوردار از مواهب استثنایی، مانند توانایی انجام معجزه». مفهوم کلامی قدیسان توسط دانشمندان اسلامی در اوایل تاریخ اسلام، با آیات قرآنی خاص و حدیث خاصی که توسط متفکران مسلمان اولیه به عنوان «شواهد مستند» تفسیر شده‌اند، صورت‌بندی شد.

با توجه به اینکه تشریفات اولیه مسلمانان همزمان با گسترش سریع صوفی گری پدیدار شد، بسیاری از شخصیت‌های مهم و برجسته در اسلام به رسمیت شناخته شدند. عرفای متقدم صوفیه، از جمله حسن بصره (متوفی 728)، فرقاد صباخی (متوفی 729)، داود تائی (متوفی 777-81)، ربیعه العدویه (متوفی 801)، معروف الکرخی (متوفی 815)، و جنید (د. 890) بغداد. بین قرن‌های دوازدهم و چهاردهم، «تعیت گسترده مقدسین، که هم در میان مردم و هم در میان حاکمان مشاهده می‌شد، از طریق سازمان‌دهی تصوف... به دستورات یا برادری‌ها به ساختار قطعی خود رسید». در این دوران، تقوای رایج اسلامی، قدیس را به عنوان «متفکری که حالت کمال معنوی او... در تعالیم وصیت شده به شاگردانش بیان دائمی [پیدا کرد]» تصور کرد.

بازدید

در تصوف رایج، که شامل اعمال عبادی است که به طور گسترده در فرهنگ های جهانی به دلیل نفوذ صوفیانه پذیرفته شده است، یک رسم رایج شامل بازدید یا زیارت مقبره مقدسین، علمای محترم و افراد صالح است. این عمل به ویژه در آسیای جنوبی رایج است، جایی که مقبره های قابل توجهی شامل مقبره های مقدسینی مانند سید علی همدانی در کولوب، تاجیکستان است. آفاق خوجه، نزدیک کاشغر، چین; لعل شهباز قلندر در سند; علی هجواری در لاهور پاکستان؛ بهاءالدین زکریا در مولتان پاکستان; معین الدین چشتی در اجمر هند; نظام الدین اولیا در دهلی، هند؛ و شاه جلال در Sylhet، بنگلادش.

به طور مشابه، در فس، مراکش، یک مکان برجسته برای چنین بازدیدهای عبادی، Zaouia Moulay Edriss II است، در کنار زیارت سالانه برای دیدار با شیخ فعلی قدیری بوچیچی طریقه، شیخ سیدی حمزه القادی، پخش شده در جشن بُوَل حمزه القادی. تلویزیون ملی مراکش). این عمل با محکومیت خاصی از سوی سلفی ها مواجه شده است.

معجزه

در عرفان اسلامی، کرامت (عربی: کرامات کرامات، جمع کرامات به معنای واقعی کلمه به معنای سخاوت یا بلندنظری است) به پدیده های ماوراء طبیعی منسوب به مقدسین مسلمان اشاره دارد. در فرهنگ لغت تخصصی علوم دینی اسلامی، واژه مفرد کرامه معنایی شبیه به کاریسم دارد که نشان دهنده لطف الهی یا موهبت معنوی است که به طور رایگان از جانب خداوند اعطا شده است. شاهکارهای خارق‌العاده‌ای که به قدیسان اسلامی نسبت داده می‌شود شامل اعمال فیزیکی ماوراء طبیعی، پیش‌بینی‌های پیش‌بینی‌کننده و «تفسیر اسرار دل‌ها» است. از نظر تاریخی، «اعتقاد به معجزات اولیای الهی (کرامات الاولیة، به معنای واقعی کلمه «عجایب دوستان [خدا]»)» یک «شرایط اعتقادی در اسلام اهل سنت» است.

زیارتگاه

A درگاه (فارسی: درگاه dargâh یا درگه dargah، که در پنجابی و اردو نیز شناخته می‌شود) به زیارتگاهی اشاره دارد که بر روی مقبره یک شخصیت مذهبی مورد احترام، که معمولاً یک قدیس صوفی یا درویش است، ساخته شده است. صوفیان غالباً به زیارت، که نوعی زیارت یا زیارت مذهبی است، به این زیارتگاه ها می پردازند. درگاهها معمولاً با امکانات جمعی صوفیانه، مانند غذاخوری و محل ملاقات، و خوابگاه ها، که در مجموع به عنوان خانقاه یا آسایشگاه نامیده می شوند، مرتبط هستند. این مجتمع‌ها معمولاً شامل یک مسجد، سالن‌های اجتماعات، مدارس دینی اسلامی (مدرسه‌ها)، محل اقامت معلمان یا سرایداران، امکانات پزشکی، و ساختارهای مختلف دیگری هستند که به وظایف جامعه خدمت می‌کنند.

دیدگاه های نظری

محققان سنتی اسلامی دو شاخه اصلی را در سیره صوفیانه شناسایی کرده‌اند و از این تمایز به عنوان معیار اولیه برای تمایز روش‌شناسی استادان و سلسله‌های عبادی مختلف استفاده می‌کنند.

یک رویکرد متمایز شامل پیشرفت از مشاهده نشانه‌های الهی به درک خالق الهی از آثار مخلوق به خالق است. در این دودمان، مشتاق معنوی با پاکسازی خود فروتر از همه تأثیرات مخربی که مانع شناخت خلقت به عنوان اثر دست خدا می شود، شروع می کند و آن را به عنوان یک تجلی فعال یا تئوفونی الهی درک می کند. این روش شناسی از ویژگی های امام غزالی است و در میان اکثر سلسله های صوفیه غالب است.

برعکس، رویکرد دیگری از دال الهی به نشانه های او و یا از خالق به مخلوقات او سرچشمه می گیرد. در این شاخه، سالک تحت کشش الهی قرار می گیرد (جدبا)، که امکان ورود به مسیر معنوی را با بینش اولیه به هدف نهایی آن فراهم می کند: درک مستقیم حضور الهی، که هدف نهایی همه تلاش های معنوی است. این رویکرد، همان طور که در شعبه جایگزین مشاهده شد، جانشین الزام برای تطهیر قلب نمی شود. بلکه نشان دهنده نقطه مشخصی از ورود به سفر معنوی است. این روش عمدتاً با استادان نقشبندیه و شاذیلی مرتبط است.

محققان معاصر ممکن است سومین شاخه متمایز را نیز بشناسند که به محقق فقید عثمانی، سعید نورسی نسبت داده شده و در تفسیر گسترده قرآن او به تفصیل شرح داده شده است، رساله‌نور. این روش شامل پایبندی دقیق به سنت نبوی محمد است، بر اساس این درک که این عمل، یا سنت، معنویت عبادی جامعی را ارائه می دهد که برای افرادی که دسترسی مستقیم به استاد صوفی ندارند، مناسب است.

کمک به سایر دامنه های بورس تحصیلی

تصوف سهم قابل توجهی در توسعه چارچوب های نظری در بسیاری از رشته های فکری داشته است. برای مثال، آموزه «مراکز لطیف» یا مراکز شناخت ظریف (معروف به Lataif-e-sitta)، به فعال سازی شهود معنوی مربوط می شود. عموماً، این مراکز لطیف یا لاتائف، به عنوان قوه هایی تصور می شوند که نیاز به تطهیر متوالی دارند تا سفر معنوی سالک به اوج خود را تسهیل کنند. مروری مختصر و آموزنده از این نظام، تألیف یکی از حامیان معاصر این سنت، توسط محمد امین ار منتشر شده است.

روانشناسی صوفی در حوزه های مختلف فکری، چه در درون و چه فراتر از زمینه های اسلامی، عمدتاً با استفاده از سه مفهوم اصلی، تأثیر گذاشته است. جعفر الصادق، که در سنت شیعه هم امام و هم به عنوان یک عالم ارجمند و پیوندی در سلسله روایات صوفیانه در همه فرقه های اسلامی شناخته می شود، اظهار داشت که انسان ها تحت تأثیر خود فرودستی به نام نفس (خود، منیت یا شخص)، یک قوه شهود معنوی به نام قلب (قلب) و روح هستند. این عناصر به صورت پویا با هم تعامل دارند و کهن الگوهای معنوی متمایزی را به وجود می آورند: ظالم (عمدتاً تحت تأثیر نفس)، فردی که با ایمان و اعتدال مشخص می شود (که توسط قلب روحانی اداره می شود) و شخص غوطه ور در عشق الهی (که تحت سلطه روح است).

به ویژه، در مورد انتشار روانشناسی صوفیانه در جهان غرب، رابرت فراگر به عنوان یک معلم صوفی مجاز در نظم جراحی برجسته است. فریگر، یک روانشناس تحصیلکرده آمریکایی الاصل، در طول تعامل خود با تصوف، اسلام را پذیرفت و آثار متعددی در مورد تلاقی تصوف و روانشناسی تألیف کرد.

کیهان‌شناسی و متافیزیک صوفی نیز حوزه‌های مهمی از دستاوردهای فکری را نشان می‌دهد.

صوفیان برجسته

ربیعه العدویه

ربیعه العدویه، که با نام رابعه بصری نیز شناخته می شود، قدیس با نفوذ صوفی و یکی از اولین عرفای عراقی بود. رابعه که در فقر به دنیا آمد، بعداً توسط راهزنان دستگیر شد و به بردگی فروخته شد. با این حال، اربابش پس از مشاهده نور الهی که یک شب از بالای سرش می تابید، او را آزاد کرد. حسن، رهبر برجسته صوفی بصره گفته است: "من یک شب و روز کامل را با ربیعه گذراندم... هرگز به ذهنم نرسید که مرد هستم و به ذهنش نرسید که او یک زن است... وقتی او را دیدم خود را ورشکسته و ربیعه را واقعاً مخلص دیدم." ربیعه العدویه به خاطر آموزه هایش که بر اهمیت فوق العاده عشق الهی در زندگی مقدس تأکید داشت، تجلیل می شود. نقل شده است که او هنگام دویدن در خیابان های بصره، عراق اعلام کرد:

خدایا! اگر از ترس جهنم تو را عبادت کردم، مرا در جهنم بسوزان، و اگر تو را به امید بهشت ​​عبادت کردم، مرا از بهشت ​​بیرون کن. اما اگر تو را به خاطر خودت می پرستم، از زیبایی همیشگیت از من کینه نداشته باش.

محل دقیق مرگ رابعه بصری و آرامگاه نهایی همچنان موضوع بحث های علمی است و برخی منابع به بیت المقدس اشاره می کنند و برخی دیگر مدعی هستند که بصره محل دفن وی است.

جنید بغداد

یک صوفی برجسته ایرانی از اوایل دوره اسلامی، جنید البغدادی (910-830) به عنوان شخصیتی بنیادی در دودمان معنوی طیف‌های صوفیانه متعدد شناخته می‌شود. او در طول زندگی خود در بغداد سخنرانی کرد و به طور قابل توجهی بر تکامل عقاید صوفیانه تأثیر گذاشت. او مانند حسن بصره‌ای مورد احترام گسترده شاگردان و شاگردانش قرار گرفت و عرفا به تعالیم او مکرراً استناد کردند. جنید به دلیل تأثیر عمیقش در تصوف، معمولاً به عنوان «سلطان» افتخاری اعطا شد.

بایزید بسطامی

بایزید بسطامی، متولد 804 در بسطام، یکی از شخصیت‌های صوفی با نفوذ مرتبط با فرقه تایفوریه بود. او به دلیل پایبندی عمیقش به سنت و تعهد تزلزل ناپذیرش به اصول و احکام اصلی اسلامی بسیار مورد احترام است.

شیخ عبدالقادر گیلانی

شیخ عبدالقادر گیلانی (1077-1166)، فقیه حنبلی ایرانی الاصل بین النهرینی الاصل، به عنوان یک عالم صوفی برجسته در بغداد ظهور کرد. او دوران رشد خود را در نایف، شهری در شرق بغداد که در آنجا متولد شد، گذراند و خود را وقف تحصیل قوانین حنبلی کرد. تحصیلات او شامل تدریس *فقه* نزد ابوسعید مبارک مخزومی، *حدیث* از ابوبکر بن مظفر و *تفسیر* از مفسر ابومحمد جعفر بود. ابوالخیر حماد بن مسلم الدباس به عنوان مرشد معنوی صوفی او خدمت می کرد. گیلانی پس از اتمام تحصیلات خود، بغداد را ترک کرد و ربع قرنی را در صحراهای عراق به عنوان زاهد انفرادی گذراند. در سال 1127 به بغداد بازگشت و به تبلیغ عمومی پرداخت و به هیئت استاد سابق خود ابوسعید مبارک مخزومی پیوست و در آنجا محبوبیت قابل توجهی در بین طلاب پیدا کرد. برنامه روزانه او شامل تدریس *حدیث* و تفسیر در صبح ها و به دنبال آن سخنرانی های بعدازظهر درباره معارف معنوی و فضایل قرآنی بود. او به‌عنوان مؤسس فرقه قادریه شناخته می‌شود که نام آن از نام اصلی او گرفته شده است.

ابوالحسن الشادیلی

ابوالحسن شاذیلی (متوفی 1258) نظم شادلیه را تأسیس کرد و پیشگام عمل ذکر جهری بود که متضمن ذکر آوازی خداوند است، به تفاوت ذکر خاموش. آموزه‌های او از این امر حمایت می‌کرد که پیروان نباید از جنبه‌های مجاز زندگی خودداری کنند، بلکه باید شکرگزاری نعمت‌های الهی را بپرورانند، دیدگاهی که از زهد غالباً توسط سایر سنت‌های صوفیانه که بر انکار نفس و انقیاد نفس (نفس) ترویج می‌شد، جدا بود. در نتیجه، شادلیه، که در ابتدا به عنوان «فرمان صبر» (*طارقصبر*) تصور می‌شد، به «فرمان شکرگزاری» (*طریقش شکر*) تبدیل شد. امام شاذیلی همچنین هجده حزب مهم را به شاگردان خود وصیت کرد که در میان آنها حزب البحر مشهور همچنان در سطح جهانی تلاوت می شود.

معین الدین چشتی

معین الدین چشتی (1141–1236)، که به طور گسترده به عنوان غریب نواز ("نیکوکار بینوایان") شناخته می شود، به عنوان مشهورترین قدیس صوفی نظم چشتی است. او در معرفی و استقرار این نظم در شبه قاره هند نقش بسزایی داشت. اصل و نسب معنوی بنیادی، یا سیلسیلا، سلسله چشتی در هند - متشکل از معین الدین چشتی، بختیار کاکی، بابا فرید، و نظام الدین اولیا، که هر کدام از شخصیت های بعدی شاگرد قبلی هستند- مجموعه ای از قدیسان برجسته صوفی در تاریخ هند را نشان می دهد. بنا بر گزارش ها، معین الدین چشتی در پی خوابی که در آن محمد برکت خود را بر او نازل کرد، به هند سفر کرد. پس از اقامت کوتاهی در لاهور، در کنار سلطان شهاب الدین محمد غوری به اجمر رسید و متعاقباً در آنجا اقامت گزید. در اجمر، او طرفداران قابل توجهی به دست آورد و در میان ساکنان شهر مورد احترام قرار گرفت. معین الدین چشتی از اصل صوفی سلح کول (سلام بر همگان) برای تقویت درک متقابل بین مسلمانان و غیر مسلمانان دفاع کرد.

بهاءالدین نقشبند

بهاءالدین نقشبند (1318-1389) یک استاد برجسته صوفی قرن چهاردهم بود که فرقه صوفی نقشبندی را پایه گذاری کرد. او در قصر هندوان، روستایی در نزدیکی بخارا، ازبکستان به دنیا آمد و از نوادگان مستقیم حضرت محمد (ص) بود. زندگی اولیه او با گرایش معنوی عمیقی همراه بود که او را به دنبال راهنمایی از معلمان مشهور صوفی سوق داد. او به سرعت استعداد و درک استثنایی را نشان داد و محمد بابا السماسی به عنوان مربی اصلی او خدمت کرد و او را در مسیر معنوی آغاز کرد. رویکرد نقشبند به تصوف بر تعمق درونی، نظم و انضباط دقیق و تمرکز بر عالم غیب تأکید داشت. او از وجود متعادل، ادغام اعمال معنوی با مسئولیت های دنیوی حمایت می کرد. آموزه‌های او بر اساس قرآن و سنت استوار بود و بر ضرورت تقلید از الگوی حضرت محمد تأکید می‌کرد.

نظام نقشبندیه به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین فرقه‌های صوفیانه در طول تاریخ اسلام پدیدار شد و دامنه خود را در سراسر آسیای مرکزی، خاورمیانه، و در نهایت به جنوب آسیا و جهان غرب گسترش داد. تاکید آن بر انضباط معنوی، رشد درونی و مشارکت اجتماعی در بین بسیاری از جویندگان معنوی طنین انداز شد.

احمد التیجانی

احمد تیجانی (1737–1815)، که در عربی به عنوان سيدي أحمد التجاني (سيدي احمد تيجاني) شناخته مي‌شود، تشكيلات صوفيانه تيجانيه را تأسيس كرد. او در خانواده ای بربر در عین مدی واقع در الجزایر امروزی به دنیا آمد و در سن ۷۸ سالگی در فاس درگذشت.

غزالی

غزالی (حدود 1058 - 1111) از مشمولان ایرانی بود که به عنوان صوفی، فقیه، نظریه‌پرداز حقوقی، مفتی، فیلسوف، متکلم، منطق‌دان و عارف برجسته شناخته می‌شد. او به‌عنوان مجدد قرن یازدهم در نظر گرفته می‌شود، یک تجدید کننده ایمان که اعتقاد بر این است که هر قرن یک بار ظاهر می‌شود. مشارکت های غزالی به قدری مورد احترام معاصرانش قرار گرفت که به او لقب افتخاری «اثبات اسلام» اعطا شد. وی از مجتهدین ممتاز مکتب شافعی بود. اثر مهم او «احیاء علوم دینی» بود، و از دیگر نوشته‌های برجسته‌اش می‌توان به «تهافوت الفلاسفه» («عدم انسجام فیلسوفان»)، متنی محوری در تاریخ فلسفه اشاره کرد.

سید بدیع الدین

سید بدیع الدین قدیس صوفی بود که مدریه سیلسیله و نظمیه را که با لقب قطب المدار نیز شناخته می شود، تأسیس کرد.

اصالتاً اهل سوریه بود و در حلب در خانواده ای سید حسینی به دنیا آمد. مرشد روحانی او بایزید طیفور البسطامی بود. او پس از زیارت مدینه، برای تبلیغ دین اسلام به هند سفر کرد و در آنجا نظام مدریه را تأسیس کرد. آرامگاه او در ماکانپور قرار دارد.

ابن عربی

ابن عربی (ق 561 - هجری قمری 638؛ 1165-1240)، همچنین به عنوان ابن العربی شناخته می شود، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین شخصیت ها در تصوف است که به دلیل تیزبینی عمیق معنوی، حساسیت زیباشناختی دقیق و درک الهیات گسترده اش مورد احترام است. در طول تاریخ، به او نشان افتخاری «استاد اعظم» (به عربی: الشیخ الأکبر) اعطا شده است. او فرقه صوفی را با نام «الاکبریه» (عربی: الأکبریة) تأسیس کرد که در حال حاضر نیز حضور فعال خود را حفظ می کند. این دستور، که مقر آن در قاهره است، عقاید و اصول او را تحت هدایت شیخ مقیم آن تداوم می بخشد. مجموعه ادبی ابن عربی، به ویژه الفتوحات المکیه و فصوص الحکم، به طور گسترده در تمام سلسله های صوفیانه مورد بررسی قرار گرفته است و به عنوان واضح ترین بیان توحید (وحدت الهی) شناخته شده است. با این حال، به دلیل ویژگی باطنی آنها، این متون اغلب به مبتکران محدود می شدند. متعاقباً، چارچوب فلسفی او به عنوان مکتب وحدة الوجود (وحدت وجود) شناخته شد. او شخصاً تصنیف های خود را الهام گرفته از الهی می دانست. او به یکی از شاگردان صمیمی خود، میراث ماندگار خود را چنین بیان کرد: "هرگز بنده خود را (ubudiyya) رها نکن، و ممکن است هرگز در روحت اشتیاق برای هیچ چیز موجود نباشد".

منصور الحلاج

منصور الحلاج (متوفی 922) به‌ویژه به‌خاطر بیانیه‌اش، انا الحق («من حقم»)، تصوف پر شور و شعف‌آمیزش، و پس از آن محاکمه دولتی که تحمل کرد، شناخته شده است. امتناع قاطعانه او از پس گرفتن این بیانیه، که به عنوان یک عمل ارتداد تعبیر شد، یک روند قانونی طولانی را تسریع کرد. پس از یک یازده سال حبس در زندان بغداد، او مورد شکنجه قرار گرفت و در 26 مارس 922 در ملاء عام با گردن زدن اعدام شد. صوفیان همچنان او را به دلیل پذیرش قاطعانه شکنجه و مرگ بر سر انکار، ستایش می کنند. به طور حکایتی نقل شده است که هنگام دعای خود می گفت: «پروردگارا!

یوسف ابوالحقق

یوسف ابوالحقق (حدود 1150 - حدود 1245) به عنوان یک عالم صوفی و شیخ فعالیت می کرد و عمدتاً تعالیم خود را در الاقصر مصر منتشر می کرد. او عمر خود را وقف کسب علم، اعمال زاهدانه و عبادت کرد. او با این تلاش ها نام «پدر زائر» را به دست آورد. سالگرد تولد او در حال حاضر هر سال در اقصر برگزار می‌شود که با گردهمایی‌هایی در مسجد ابوحقگ مشخص می‌شود.

آثار برجسته ادبی صوفیانه

موارد زیر برخی از شناخته شده ترین متون صوفیانه را نشان می دهد:

تفسیرهای قرآنی صوفی

صوفیان به ویژه از طریق تبیین ابعاد باطنی قرآن کمک قابل توجهی به ادبیات تفسیری قرآن کرده اند. نمونه های قابل توجه این آثار عبارتند از:

پذیرایی

آزار و اذیت مسلمانان صوفی

در طول تاریخ، تصوف و پیروان آن با تبعیض مذهبی، آزار و اذیت و خشونت روبرو بوده اند. این اقدامات به صورت تخریب زیارتگاه ها، مقبره ها و مساجد صوفیانه، سرکوب دستورات صوفیانه، و تبعیض سیستماتیک علیه پیروان صوفی در کشورهای مختلف با اکثریت مسلمان تجلی یافته است. به عنوان مثال، جمهوری ترکیه در سال 1925، به دنبال مخالفت صوفیانه با دولت تازه تأسیس سکولار، همه فرقه های صوفی را ممنوع کرد و مؤسسات آنها را منحل کرد. به همین ترتیب، طبق گزارش‌ها، جمهوری اسلامی ایران صوفیان شیعه را به دلیل عدم تأیید دکترین دولت مبنی بر «حکومت فقیه» مورد آزار و اذیت قرار داده است.

در بسیاری از کشورهای دیگر با اکثریت مسلمان، صوفیان، به‌ویژه مقبره‌های آنها، مورد هدف طرفداران جنبش‌های اسلامی بنیادگرای خالصانه، به‌ویژه سلفی گری و وهابیت قرار گرفته‌اند. این گروه ها معتقدند که اعمالی مانند زیارت و تکریم مقبره مقدسین صوفی، جشن تولد آنها، و شرکت در مراسم ذکر ("یاد خدا") بدعت ("بدعت" ناخالص) و شرک (حمله تروریستی در نوامبر 7>" است. مسجد صوفی در سینا، مصر، منجر به کشته شدن حداقل 305 نفر و زخمی شدن بیش از 100 نفر دیگر شد. این حادثه که عمدتاً بر نمازگزاران صوفی تأثیر می گذارد، به عنوان یکی از شدیدترین اقدامات تروریستی در تاریخ مدرن مصر شناخته می شود.

ادراک خارج از اسلام

عرفان صوفی در طول تاریخ جهان غرب، به ویژه دانشمندان مستشرق را مجذوب خود کرده است. در طول قرن‌های هجدهم و نوزدهم، مستشرقان اروپایی اغلب تصوف و اسلام را به‌عنوان موجوداتی جداگانه تحلیل می‌کردند. این رویکرد منجر به تمرکز بیش از حد بر ترجمه متون عرفانی کلاسیک صوفیانه در مطالعات صوفیانه آکادمیک شد که اغلب از شیوه های زندگی در اسلام غفلت می کرد. در نتیجه، تصوف در توسعه غربی خود به عنوان یک شکل مذهبی متمایز از خاستگاه اسلامی خود جدا شد. شخصیت های برجسته ای مانند مولانا در ایالات متحده به رسمیت شناخته شده اند، جایی که تصوف اغلب به عنوان بیان صلح آمیز و غیرسیاسی اسلام شناخته می شود. با این حال، سید حسین نصر معتقد است که این نظریات از منظر صوفیانه نادرست است.

مؤسسه اسلامی در مانهایم، آلمان، که از ادغام جوامع اروپایی و مسلمان حمایت می کند، تصوف را به ویژه برای گفتمان بین ادیان و ادغام بین فرهنگی در جوامع دموکراتیک و کثرت گرا معرفی می کند. تصوف را نمادی از تساهل و اومانیسم توصیف کرده و بر اصول غیر جزمی، سازگار و غیرخشونت آمیز آن تاکید دارد. فیلیپ جنکینز، استاد دانشگاه بیلور، معتقد است که صوفیان بیش از متحدان تاکتیکی صرف کشورهای غربی را نمایندگی می کنند. آنها به طور بالقوه مظهر چشم انداز مهم برای تقویت پلورالیسم و ​​دموکراسی در جوامع مسلمان هستند. به همین ترتیب، بسیاری از نهادهای دولتی و سازمانی، پیشرفت تصوف را به عنوان راهبردی برای مقابله با تفسیرهای نابردبار و خشونت آمیز از اسلام تأیید کرده اند. به عنوان مثال، هر دو دولت چین و روسیه آشکارا از تصوف حمایت می کنند و آن را دفاعی بهینه در برابر فعالیت های خرابکارانه اسلام گرایان می دانند. دولت بریتانیا، به‌ویژه پس از بمب‌گذاری‌های 7 ژوئیه 2005 لندن، تعامل با گروه‌های صوفی را در تلاش‌های خود برای مبارزه با ایدئولوژی‌های افراطی مسلمان در اولویت قرار داده است. اندیشکده برجسته آمریکایی، RAND Corporation، گزارش مهمی را با عنوان «ساخت شبکه‌های مسلمانان میانه‌رو» منتشر کرد که در آن به دولت ایالات متحده توصیه کرد که با سازمان‌های مسلمان مخالف افراط‌گرایی اسلام‌گرایانه ارتباط برقرار کرده و آن‌ها را تقویت کند. این گزارش بر نقش صوفیان به‌عنوان سنت‌گرایان میانه‌رو و متمایل به تغییر تأکید می‌کند و در نتیجه آنها را به‌عنوان متحدان مهم در برابر خشونت قرار می‌دهد. علاوه بر این، سازمان‌های رسانه‌ای از جمله بی‌بی‌سی، اکونومیست، و بوستون گلوب به طور مشابه تصوف را به‌عنوان رویکردی بالقوه برای پرداختن به افراط‌گرایی خشونت‌آمیز مسلمانان معرفی کرده‌اند.

ادریس شاه ماهیت جهانی تصوف را تأیید می‌کند و معتقد است که منشأ آن بر ظهور اسلام و مسیحیت مقدم است. او از سهروردی نقل می‌کند که تصوف را چنین توصیف می‌کند: «این (صوفی‌گری) نوعی حکمت بود که تعدادی از حکیمان از جمله هرمس باستانی اسرارآمیز مصر می‌شناختند و به آن عمل می‌کردند». علاوه بر این، شاه به ابن الفرید اشاره می کند که «تاکید می کند که تصوف در پس و پیش از نظام سازی نهفته است؛ شراب ما قبل از آنچه شما آن را انگور و انگور می نامید (مکتب و نظام) وجود داشته است...» با این وجود، تفاسیر شاه مورد اعتراض دانشمندان معاصر قرار گرفته است. این روندهای معاصر در میان گروه‌های نوصوفی در کشورهای غربی به غیرمسلمانان اجازه می‌دهد تا «دستورالعمل‌هایی در مورد پیروی از راه صوفیانه» دریافت کنند، رویه‌ای که با مقاومت مسلمانانی مواجه شده است که چنین آموزه‌هایی را خارج از سنت اسلامی می‌دانند.

جنبه های تطبیقی با سنت های مذهبی شرقی

مقایسه‌های گسترده‌ای بین تصوف و ابعاد عرفانی نهفته در سنت‌های دینی مختلف شرقی انجام شده است.

البیرونی، شاعر ایرانی قرن دهم، در اثر خود Tahaqeeq Ma Lilhind Min Makulat Makulat Fi Aliaqbal Am Marzula (Resectionable Indian Rejected or Critical): تشابهات مفهومی بین تصوف و هندوئیسم. او شباهت هایی مانند اتما با روح، تناسخ با تناسخ، مخشا با فنافالله، اتحاد با نیروانا (به ویژه اتحاد بین پاراماتما در جیواتما)، آواتار یا تجسم با هولول، ودانتا با وحدت الوجود، و مجاهده با سادانا را تشبیه کرده است.

وضات الوجود و ادویتا ودانتا، فناء و صمدی، مرقبه و ضیانه، و طریقه و راه هشتگانه شریف.

ظاهراً بایزید بسطامی، عارف ایرانی قرن نهم، مسئول ادغام مفاهیم خاص هندو در چارچوب صقافی خود است. هم ابن عربی و هم منصور حلاج، محمد را به کمال رسانده و به او لقب انسان الکامل دادند. عنایت خان اظهار داشت که موجودیت الهی مورد احترام صوفیان از مرزهای مذهبی یا اعتقادی خاصی فراتر می رود و نماینده همان خدایی است که در همه ادیان پرستش می شود. او استدلال کرد که این خدا با نام خاصی از جمله الله، خدا، گوت، دیو، خدا، برهما، یا باگوان محدود نمی شود.

روایات بودایی همچنین در جوامع صوفی نفوذ کرده است، به ویژه از جمله مَثَل مردان نابینا که سعی در توصیف یک فیل دارند.

تأثیر بر سنت های فلسفی و اخلاقی یهودیان

شواهد نشان می دهد که تصوف به طور قابل توجهی بر تکامل مکاتب خاصی در فلسفه و اخلاق یهودی تأثیر گذاشته است. اثر مهمی در این زمینه، کتاب الهدایه الی فرایض الحلوب بهیاء بن پاکوده است که به واجبات دل نیز معروف است. یهودا بن تیبون متعاقباً این متن را به عبری ترجمه کرد و عنوان آن را Chovot HaLevavot گذاشت. آنهایی که عقل حکم می کند بی شمارند.

رساله‌های اخلاقی صوفیان الکوسجری و الحراوی شامل بخش‌هایی است که به موضوعاتی یکسان با موضوعاتی که در چووت ها لبابوت کاوش شده است می‌پردازد و عناوین مشابهی دارد، به‌عنوان مثال: «باب التوکل». «باب التوبه»; «باب المحصبه»؛ «باب التوحوع»؛ «باب الزهد». بحیا در دروازه نهم مستقیماً به قصار صوفیانه استناد می کند و طرفداران آنها را پروشیم می داند. با این حال، نویسنده Chovot HaLevavot علیرغم نشان دادن وابستگی قابل توجه به اصول اخلاقی آنها، زهد صوفیانه را به طور کامل تأیید نکرد.

ابراهام میمونیدس، پسر فیلسوف یهودی میمونید، اظهار داشت که اعمال و آموزه های صوفیانه نشان دهنده یک سنت دوگانه است. انبیا.

رساله اولیه ابراهیم میمونید که در اصل به زبان یهودی-عربی نوشته شده بود، با عنوان "כתאב כפאיה אלעאבדין" Kitāb Kifāyah al'Ābidīn (Guide of the Competition) نام داشت. بر اساس قطعات باقی مانده، این فرضیه وجود دارد که این رساله سه برابر طول راهنمای سرگشتگان پدرش بوده است. او در این اثر، قدردانی و علاقه عمیقی به تصوف نشان می دهد. پیروان راه او برای بیش از یک قرن سنت متمایز یهودی-صوفی را حفظ کردند، و او به درستی به عنوان مولد این مکتب دینی شناخته می شود که اساساً در مصر مستقر بود.

پیروان این سنت، که آن را به عنوان حسیدیسم (متمایز از جنبش حسیدیه یا یهودیت متأخر) معرفی کردند. (تاسوعا)، مشغول اعتکاف معنوی و خلوت و روزه و کم خوابی. این صوفیان یهودی برادری خود را ایجاد کردند که توسط یک شخصیت مذهبی شبیه به یک شیخ صوفی رهبری می شد.

دایره المعارف یهودی، در مدخل خود در مورد تصوف، احتمال می دهد که تجدید حیات عرفان یهودی در مناطق با اکثریت مسلمان به احتمال زیاد ناشی از انتشار همزمان در همان قلمروهای صوفی باشد. این مدخل بیشتر تشابهات مفهومی متعددی را بین تصوف و آثار کابالیست‌های برجسته از عصر طلایی فرهنگ یهودی در اسپانیا روشن می‌کند.

فرهنگ

ادبیات

مولوی شاعر ایرانی قرن سیزدهم به عنوان شخصیت برجسته تصوف و یکی از برجسته ترین شاعران تاریخ شناخته می شود. خوانندگان گسترده او در ایالات متحده عمدتاً به ترجمه های تفسیری تولید شده توسط کلمن بارکس نسبت داده می شود. رمان چهل قانون عشق الیف شافاک تصویری داستانی از رویارویی محوری مولانا با درویش ایرانی شمس تبریزی را ارائه می‌دهد.

محمد اقبال، یکی از بزرگترین شاعران اردو، تصوف، فلسفه، و اسلام را در قالب بازآفرینی مجدد به زبان انگلیسی به بررسی پرداخته است. اسلام.

سما

سماع جزء مهمی در میان طبقات مختلف صوفیانه در نظر گرفته می شود. در جنوب آسیا، عمدتاً با راسته چیشتی مرتبط است. سماع به ویژه در دوران خواجه امیرخسرو و استادان صوفی معاصرش، از جمله خواجه نظام الدین اولیا، به یک بیان هنری منحصر به فرد تبدیل شد. صوفیان از طریق سماع به دنبال تجارب معنوی بودند که شامل گوش دادن به شعر یا اشعار عرفانی اسلامی همراه با آلات موسیقی مختلف بود و هدف آن رسیدن به وجد در محبت الهی و پیامبرش بود.

هنر بصری

بسیاری از نقاشان و هنرمندان تجسمی مضامین صوفیانه را در رشته‌های مختلف هنری بررسی کرده‌اند. یکی از آثار برجسته در گالری اسلامی موزه بروکلین، تصویر بزرگ قرن نوزدهم یا اوایل قرن بیستم از نبرد کربلا است که توسط عباس الموسوی نقاشی شده است. این اثر هنری نبرد کربلا را به تصویر می‌کشد، یک قسمت خشونت‌آمیز ناشی از انشقاق بین شاخه‌های سنی و شیعه اسلام، که طی آن حسین بن علی، نوه مؤمن پیامبر اسلام محمد، به شهادت رسید.

در جریان جشنواره بین‌المللی صوفی که در شهر فیلم نویدا، اوتار پرادش، در ژوئیه 20، عالیجناب عبدال10، هند برگزار شد. از پاکستان به هند، در مراسم افتتاحیه نمایشگاه فرخنده خان «فیدا» اظهار داشت: «نقاشی‌ها از موانع زبانی یا توضیحی فراتر می‌روند و در عوض پیامی آرامش‌بخش از برادری و صلح ذاتی در تصوف را منتقل می‌کنند».

تحقیق علمی

یک مرور سیستماتیک که در سال 2023 منتشر شد، ارتباط بین معنویت اسلامی-صوفی و پیامدهای سلامت روان را بررسی کرد و نشان داد که ارتباط مثبتی بین اعمال معنوی صوفیانه و کاهش سطح اضطراب و افسردگی در بیماران وجود دارد.

یک تحقیق علمی در مورد تصوف سیاسی در قزاقستان مدرن، پویایی تداوم مذهبی و تأثیر شبکه‌های صوفی را بر بسیج سیاسی تجزیه و تحلیل کرد.

یک بررسی جامع از مطالعات صوفیانه انجام‌شده در مؤسسات دانشگاهی آمریکا نشان داد که تصوف به‌عنوان حوزه برجسته‌ای از تحقیقات علمی پدیدار شده است که توسط مراکز تخصصی اختصاص داده شده به برنامه‌های تحقیقاتی و تحقیقاتی پشتیبانی می‌شود. ابعاد.

علاوه بر این، تحلیل های کتاب سنجی اخیر چارچوب فکری و مسیرهای جهانی را در حوزه مطالعات صوفیانه روشن کرده است.

یادداشت ها

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

تصوف چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره تصوف، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

تصوف چیست توضیح تصوف مبانی تصوف نوشته‌های فلسفه فلسفه به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • تصوف چیست؟
  • تصوف چه کاربردی دارد؟
  • چرا تصوف مهم است؟
  • چه موضوعاتی با تصوف مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه