جهانشمولی نشاندهنده چارچوبی فلسفی و الهیاتی است که بیان میکند ایدههای خاصی کاربرد یا ارتباط جهانی دارند.
یک اصل اصلی جهانشمولی، اعتقاد به حقیقتی واحد و بنیادی است. این حقیقت ذاتی فراتر از محدودیت ها و تفاسیر ملی، فرهنگی یا مذهبی تلقی می شود. در نتیجه، یک جامعه جهانشمول خودشناس اغلب بر اصول مشترک در ادیان مختلف تاکید میکند و افراد را بهطور فراگیر میپذیرد.
بهعلاوه، جهانشمولی میتواند نشاندهنده تلاش برای متحد کردن تمام بشریت، فراتر از تقسیمبندیهای جغرافیایی و دیگر، تحت مجموعهای از ارزشهای جهانی باشد. همچنین شامل اجرای چارچوبهای جهانشمولی مانند حقوق بشر یا حقوق بینالملل میشود.
جهانگرایی از سیستمهای الهیات عقلانی مانند وحدتگرایی و همچنین آموزههای معنوی عصر جدید، از جمله اعمالی مانند یوگا و مراقبه که از هندوئیسم سرچشمه میگیرد، تأثیر گرفته است. این تأثیرات، به نوبه خود، معنویت مدرن غربی را شکل داده است.
جهانشمولیگرایی مسیحی معتقد است که همه افراد در نهایت به رستگاری خواهند رسید، چه از نظر مذهبی و چه از نظر معنوی، مفهومی که اغلب به آن آشتی جهانی میگویند.
فلسفه
جهانشمولی فلسفی
در گفتمان فلسفی، جهانشمولی بیانگر این گزاره است که حقایق جهانی عینی و قابل کشف وجود دارند، در تضاد با نسبیگرایی، که ادعا میکند همه واقعیتها مشروط به دیدگاههای فردی هستند.
جهانشمولی اخلاقی
جهانگرایی اخلاقی، که بهطور جایگزین بهعنوان عینیتگرایی اخلاقی یا اخلاق جهانی شناخته میشود، موضع فرااخلاقی را تشکیل میدهد که ادعا میکند یک نظام اخلاقی خاص دارای کاربرد جهانی است. این سیستم همه افراد را بدون در نظر گرفتن فرهنگ، نژاد، جنس، مذهب، ملیت، گرایش جنسی یا هر ویژگی متمایزکننده دیگری در بر می گیرد. جهانشمولی اخلاقی در تقابل با نیهیلیسم اخلاقی و نسبیگرایی اخلاقی قرار میگیرد. با این وجود، هر مظهر جهانشمولی اخلاقی مطلقگرا نیست و ذاتاً مونیسم را تأیید نمیکند. بسیاری از چارچوبهای جهانشمولی، از جمله فایدهگرایی، غیرمطلقگرا هستند. برعکس، اشکال دیگر، مانند آنچه توسط آیزایا برلین مفهومسازی شده است، ممکن است از آرمانهای کثرتگرایانه دفاع کنند.
مذهب
آیین بهائی
طبق اصول دیانت بهائی، یک موجود الهی منحصر به فرد، تمامی بنیانگذاران تاریخی ادیان جهانی را از طریق فرآیند مکاشفه مترقی اعزام کرده است. در نتیجه، ادیان اصلی جهان، منشأ الهی و در هدف اساسی خود مستمر هستند. این دیدگاه وحدتی را در میان بنیانگذاران ادیان جهانی مطرح میکند، با این حال هر مکاشفه مجموعهای پیشرفتهتر از آموزهها را در تاریخ بشر معرفی میکند، که هیچ کدام ترکیبی نیستند. علاوه بر این، آموزه بهائی تأیید میکند که خداوند هدف الهی را از عهد باستان از طریق رسولان، انبیا، استادان و حکیمان در هر قوم و در بین هر قومی آشکار کرده است.
مرکز این دیدگاه جهانی در دیانت بهائی، اصل وحدت انسانی است. آموزههای بهائی بیان میکنند که، همانطور که همه انسانها به صورت خدا آفریده شدهاند، خداوند هیچ تمایزی بر اساس نژاد، رنگ یا مذهب قائل نیست. بنابراین، با توجه به برابری ذاتی همه انسان ها، آنها از فرصت ها و رفتار برابر برخوردارند. بنابراین، این دیدگاه بهائی از وحدت بشریت حمایت میکند، و افراد را تشویق میکند که بینشی جهانی را اتخاذ کنند و عشق خود را به جای صرفاً به ملت خود، به تمام جهان گسترش دهند.
اما این آموزه، وحدت را از یکنواختی متمایز میکند. در عوض، متون مقدس بهائی از اصل وحدت در تنوع دفاع می کنند، که به تنوع ذاتی در نژاد بشر ارزش می دهد. هنگامی که این دیدگاه همکاری در بین مردم و ملتهای جهان به کار گرفته شود، به چشماندازی ختم میشود که امکانپذیری پیشرفت در روابط بینالمللی به سوی صلح جهانی و اجتنابناپذیری نهایی آن را تأیید میکند.
بودیسم
محققان مدرن اصطلاح «جهانشمولی» را برای جنبههای مختلف فلسفه بودایی به کار بردهاند.
مفهوم نجات جهانی برای مکتب بودایی ماهایانا اساسی است. یکی از ویژگیهای مشخص بودیسم ماهایانا این باور است که همه موجودات ذیشعور دارای طبیعت بودا هستند، در نتیجه آنها را قادر میسازد که آرزو کنند بودیساتوا شوند - موجوداتی متعهد به مسیر بودا. این ظرفیت ذاتی در بین همه موجودات جهانی تلقی می شود. محقق مطالعات بودایی، یان ناتیر، این مفهوم را «جهانشمولی بودیساتوا» نامیده است.
مفهوم طبیعت جهانی بودا تفاسیر گوناگونی در بودیسم دریافت کرده است. اینها از این باور که همه موجودات ذی شعور دارای ماهیت بودا هستند و بنابراین میتوانند به بودا برسند، تا ادعای قطعیتر این که، به دلیل ماهیت ذاتی بودا، همه موجودات ناگزیر به بودا خواهند رسید. برخی از سنتهای بودایی ماهایانای آسیای شرقی این نظریه را بیشتر گسترش دادند تا گیاهان و پدیدههای بیجان را در بر بگیرد. متفکران برجسته، مانند کوکای، حتی این تصور را مطرح کردند که کل کیهان تجلی فیزیکی بودا را تشکیل میدهد.
کتاب مقدس بسیار تأثیرگذار ماهایانا، لوتوس سوترا، غالباً بهعنوان مدافع جهانی بودن بودا، ماهیت جامع بودا و برابری همه آموزههای بودا در نظر گرفته میشود. علاوه بر این، بودیسم ماهایانا از شفقت جهانی برای همه موجودات ذیشعور حمایت میکند و آنها را به یک اندازه شایسته چنین همدلی میداند. دکترین یک وسیله نقلیه، که فرض میکند تمام مسیرهای بودایی در نهایت به بودا میپیوندند، به طور مشابه اغلب به عنوان یک اصل جهانی تعبیر میشود.
متخصصان بودیسم سرزمین خالص، آمیتابا بودا را به عنوان یک ناجی جهانی معرفی میکنند. سوتراهای سرزمین خالص نقل می کنند که آمیتابا قبل از رسیدن به بودا، عهد کرد که همه موجودات را آزاد کند. برخی از محققان سرزمین پاک اظهار می دارند که همه موجودات در نهایت با تلاش آمیدا بودا به رستگاری خواهند رسید. در نتیجه، بودیسم سرزمین ناب غالباً به عنوان تجسم شکلی از جهان گرایی بودایی تلقی می شود که با جهان گرایی مسیحی مشابهت هایی دارد. این جنبه تطبیقی توسط الهیدانان مسیحی، از جمله کارل بارت، نیز مورد توجه قرار گرفته است.
بودیسم چینی شکلی متمایز از جهانشمولی را پرورش داد، کنفوسیوس، دائوئیسم و بودیسم را بهعنوان مظاهر گوناگون یک حقیقت منفرد و فراگیر در نظر گرفت. اکومنیسم در میان مکاتب مختلف بودایی جولیوس آ. گلدواتر، یک روحانی آمریکایی، یک شخصیت بودایی برجسته بود که از شکلی معاصر از جهان گرایی بودایی دفاع می کرد. گلدواتر بر این باور بود که بودیسم از زمینهها و فرهنگهای محلی خاص فراتر میرود و باعث شد که تمرین شخصی او به تدریج التقاطی شود. او اخوان بودایی غیر فرقهای آمریکا را تأسیس کرد، سازمانی که به ترویج بودیسم جهانی و غیر فرقهای اختصاص داشت، در حالی که اصطلاحات و مفاهیم پروتستانی را نیز در بر میگرفت.
آرزوی مشابهی برای پرورش بیانی جهانیتر و غیر فرقهای بودیسم در میان برخی از نویسندگان بودایی ژاپنی مدرن مشهود بود.
مسیحیت
اصول اصلی جهانشمولی مسیحی، آشتی جهانی است، با این فرض که همه افراد در نهایت به رستگاری و آشتی با خدا دست خواهند یافت. از طریق فیض و اعمال خداوند عیسی مسیح، آنها مقدر شده اند که به ملکوت آسمانی خدا وارد شوند. جهان گرایان مسیحی معتقدند که جهنم ابدی وجود ندارد، اگرچه اکثر آنها امکان یک وضعیت برزخی موقت را تصدیق می کنند و ادعا می کنند که عذاب دائمی تعلیم عیسی نیست. آنها به شواهد تاریخی اشاره میکنند که نشان میدهد بسیاری از پدران اولیه کلیسا دیدگاههای جهانی داشتند و مفهوم لعنت ابدی در جهنم را به ترجمه نادرست نسبت میدهند. علاوه بر این، آنها به آیات مختلف کتاب مقدس اشاره می کنند تا استدلال کنند که مفهوم جهنم ابدی فاقد پشتوانه کتاب مقدس یا تاریخی در یهودیت یا مسیحیت اولیه است.
جهان گرایان مکرراً از عبارات کتاب مقدس متعددی استناد می کنند که به نجات همه موجودات اشاره می کند، از جمله اظهارات عیسی در یوحنا 12:31-319 و پولس 12:31-319. علاوه بر این، آنها معتقدند که جهنم ابدی ذاتاً ناعادلانه است و اساساً با ماهیت و ویژگی های یک خدای مهربان ناسازگار است.
اصول کلی گرایی مسیحی تا حد زیادی با اصول اساسی مسیحیت سازگار است، زیرا با هیچ تصدیق اصلی بیان شده در اعتقادنامه نیقیه مغایرت ندارد. به طور خاص، جهانی گرایان اغلب بر آموزه های بعدی تأکید می کنند:
- خدا پدر و مادر مهربان همه بشریت است.
- عیسی مسیح ماهیت الهی و شخصیت خدا را روشن می کند و به عنوان راهنمای معنوی برای بشریت عمل می کند.
- بشریت دارای روحی فناناپذیر است که فراتر از مرگ باقی می ماند، یا به جای آن، روح فانی که برای رستاخیز و حفظ توسط خداوند مقدر شده است. این روح در هر دو تصور، مطلقاً توسط الهی نابود نخواهد شد.
- گناه پیامدهای نامطلوبی برای فرد دارد، چه در وجود زمینی او و چه در قلمرو معاد. عذاب الهی برای تجاوزات به طور کلی به عنوان اصلاح کننده و ترمیم کننده درک می شود. این اقدامات تنبیهی نه ابدی است و نه به فنای همیشگی روح منتهی می شود. بخشی از جهان گرایان مسیحی مفهوم جهنم برزخی را مطرح می کنند که به عنوان یک قلمرو گذرا برای تطهیر پیش نیاز ورود به بهشت تصور می شود.
کنوانسیون عمومی یونیورسالیست که متعاقباً به عنوان کلیسای جهانی آمریکا شناخته شد، پنج اصل را در سال 1899 به طور رسمی تأیید کرد که شامل: اعتقاد به خدا، عیسی مسیح، جاودانگی ذاتی روح انسان، واقعیت غیرقابل انکار گناه، و دکترین آشتی جهانی است.
تاریخچه
پژوهندگانی مانند جورج تی نایت که از جهان گرایی حمایت می کنند، اظهار داشته اند که این دیدگاه الهیاتی در میان متکلمان اولیه مسیحی از مقبولیت قابل توجهی برخوردار بوده است. در میان این شخصیتها، اوریگن محقق اسکندریه و کلیمنت اسکندریه متکلم مسیحی بودند. اوریگن و کلمنت هر دو مفهوم جهنم غیر ابدی را در چارچوب های اعتقادی خود گنجانده اند. این قلمرو جهنمی بهعنوان مداخلهای در نظر گرفته شد، و بهعنوان محلی برای کفارهی گناهان قبل از پذیرش فرد در بهشت عمل میکرد.
از سال 1648 تا 1697، جرارد وینستانلی، فعال انگلیسی، ریچارد کاپین، نویسنده، و جین لید مخالف، بهطور مستقل به تبلیغ همهجانبههای بشری پرداختند. این اصول متعاقباً با تلاش جورج دو بنویل در فرانسه و آمریکا در قرن هجدهم منتشر شد. طرفداران این دکترین در آمریکا در نهایت در آنچه که به کلیسای جهانی آمریکا معروف شد متحد شدند. کلیسای یونیورسالیست افتتاحیه در آمریکا توسط وزیر جان موری تأسیس شد. قرن هجدهم در آمریکای شمالی با گفتمان الهیات گسترده بین دو جناح کلی گرا مسیحی مشخص می شود: بازسازی گرایی جهانی که مجازات پس از مرگ را تایید می کند و فراجهانی گرایی که آن را انکار می کند.
اصطلاح یونانی apocatastasis توسط برخی از محققان با اصول کلی گرایی مسیحی مرتبط شده است. با این حال، هسته اصلی این دکترین اساساً شامل بازگرداندن یا بازگرداندن همه موجودات گناهکار به خدا و به حالت برکت الهی است. با این حال، کاربرد آن در ادبیات پاتریسیتیک اولیه، تفاوت های ظریف مشخصی را نشان می دهد.
الهیات جهانی
الاهیات جهان شمولی اساساً بر پیشینه های تاریخی، تفاسیر کتاب مقدس و مفروضات الهیاتی خاص در مورد ماهیت الهی استوار است. اثر 2019، که همه نجات خواهند یافت، نوشته دیوید بنتلی هارت، الهیدان مسیحی ارتدکس، استدلالهایی را ارائه میکند که از این سه حوزه، با تأکید ویژه بر موارد مربوط به ماهیت خدا، به دست آمده است. توماس ویتمور، یکی از طرفداران فراجهانی گرایی مسیحی، جلد 100 اثبات کتاب مقدس مبنی بر اینکه عیسی مسیح تمام بشریت را نجات خواهد داد را تالیف کرد، که برای اثبات دیدگاه جهانی گرایی به هر دو عبارات عهد عتیق و جدید اشاره می کند. 15:22، دوم پطرس 3:9، اول تیموتائوس 2:3-6، اول تیموتائوس 4:10، اول یوحنا 2:2، رومیان 5:18، و رومیان 11:32.
سوالات ترجمه کتاب مقدس
جهانگرایان مسیحی معتقدند که ترجمههای اشتباه اصطلاح یونانی αιών (به معنای واقعی کلمه «عصر» که اغلب به عنوان «ابدیت» تفسیر میشود) و مشتق صفت آن αἰώνιος (که معمولاً به عنوان «ابدی» یا «ابدی» ترجمه میشود) مفاهیم الهیاتی یک جهنم پایان ناپذیر و مفهوم معینی از محکومیت فردی را پرورش داده است. به عنوان مثال، مکاشفه 14:11 بیان میکند که «دود عذاب آنها بالا میرود εἰς αἰῶνας αἰώνων»، که اگرچه به معنای واقعی کلمه به «تا اعصار قرون» ترجمه میشود، اغلب در نسخههای انگلیسی بهعنوان «ابد و همیشه» ترجمه میشود. مدت زمان، دوره یا سن.
ماروین وینسنت، الهیدان قرن نوزدهمی، اصطلاح aion را به طور گسترده مورد بحث قرار داد، به ویژه به مفاهیم احتمالی آن از مدت زمان "ابدی" یا "زمانی" پرداخت:
Aion، با ترجمه aeon، دورهای با مدت طولانیتر یا کوتاهتر است که شروع و پایان دارد و به خودی خود کامل است. [...] نه اسم و نه صفت، به خودی خود، معنای بی پایان یا ابدی را ندارند."
بعضی از محققین معتقدند که، در زمینه های خاصی، صفت ممکن است نشان دهنده مدت زمانی نباشد، بلکه یک صفت کیفی را بیان می کند. "و اینها به تنبیه آن عصر میروند، اما عادلها به زندگی آن عصر میروند، طبق این تفسیر، بیانیه عیسی در درجه اول مدت زمان زندگی و مجازات را مشخص نمیکند، بلکه ماهیت ذاتی آنها را مشخص میکند و آنها را بهعنوان مربوط به "عصر [آینده]" توصیف میکند تا به وجود زمینی یا مجازات بیشتر
در نتیجه نویسندگان عهد جدید اصطلاح aiōnios را به عنوان یک توصیف کننده آخرت شناختی پذیرفتند، که به عنوان اشاره ای مختصر به واقعیت های عصر آینده عمل می کند. این کاربرد به طور مؤثر معنای تحت اللفظی «مربوط به یک عصر» را با مفهوم الهیاتی «تجلی حضور خدا به طور مشخص» ادغام کرد.
Dr. کن وینسنت مشاهده می کند که ترجمه "aion" به لاتین Vulgate منجر به "aeternam" شده است که به معنای "ابدی" است. به طور مشابه، دکتر ایلاریا راملی توضیح می دهد:
ترجمه و تفسیر اشتباه αἰώνιος به عنوان «ابدی» - یک آمیختگی معنایی که قبلاً در لاتین وجود دارد که در آن αἰώνιος و ἀΐδιος aeternus ترجمه می شوند - به طور قابل توجهی باعث تقویت چنین پدید آمدن و ظهور می شود. "ابدیت جهنم."
چندین ترجمه انگلیسی از ترجمه αἰώνιος به عنوان "ابدی" یا "ابدی"، از جمله ترجمه تحت اللفظی یانگ، که از "age-during" استفاده می کند، متفاوت است. عهد جدید Weymouth، که "از اعصار" را به کار می گیرد. نسخه تحت اللفظی هماهنگ، که آن را به عنوان "eonian" ترجمه می کند. انجیل تأکید شده روترهام، انتخاب «مطلوب به سن». و عهد جدید هارت، که از جمله "از آن عصر" استفاده می کند.
هندوئیسم
دیوید فراولی اظهار می دارد که هندوئیسم دارای یک "جهان گرایی پس زمینه" ذاتی است و دکترین های آن "ارتباط جهانی" را نشان می دهند. علاوه بر این، هندوئیسم ذاتاً از نظر مذهبی کثرت گرایانه است. یک سرود برجسته ریگ ودیک اعلام می کند: "Ekam Sat Vipra Bahudha Vadanti"، که به "حقیقت یکی است، هر چند که خردمندان آن را به گونه های مختلف می دانند" ترجمه می شود. به همین ترتیب، در بهاگاواد گیتا (4:11)، خدا که به صورت تجسم ظاهر می شود، اعلام می کند: «همانطور که مردم به من نزدیک می شوند، من نیز آنها را می پذیرم. همه راهها به من منتهی میشوند." سنت هندو برای تصدیق درجات مختلف حقیقت در ادیان دیگر با هیچ مانع الهیاتی مواجه نمیشود. هندوئیسم بر این باور تأکید میکند که همه افراد در نهایت یک موجود الهی را میپرستند، صرف نظر از آگاهی آگاهانهشان.
اگرچه هندوئیسم، گشاده رویی و همبستگی درونی به دین را نشان میدهد. تنوع این سنت شش مکتب ارتدکس از فلسفه و الهیات را به رسمیت می شناسد، در کنار سنت های نامتعارف یا «هترودکس» معروف به دارشان.
جهانگرایی هندو
جهانگرایی هندو که به طور متناوب به آن نئو ودانتا یا نئوهندوئیسم میگویند، تفسیری معاصر از هندوئیسم است که در واکنش به استعمار و شرقشناسی غربی پدیدار شد. این ایدئولوژی فرض میکند که همه ادیان ذاتاً صادق هستند و بنابراین هم شایسته مدارا و هم احترام هستند.
این تفسیر مدرن میکوشد هندوئیسم را بهعنوان یک «ایدهآل همگنشده» به تصویر بکشد که آدوایتا ودانتا بهعنوان دکترین بنیادی آن عمل میکند. به عنوان مثال، ادعا می کند:
... یک "وحدت یکپارچه" خیالی که احتمالاً چیزی بیش از یک مفهوم سازی از زندگی مذهبی محدود به نخبگان فرهنگی است که از نظر تجربی دارای حداقل واقعیت عملی "روی زمین" در طول قرن ها تکامل فرهنگی در منطقه جنوب آسیا است.
هندوئیسم با مفهومسازی کل جهان بهعنوان خانوادهای متحد که به یک حقیقت منحصربهفرد احترام میگذارد، جهانشمول گرایی را در بر میگیرد. در نتیجه، همه نظامهای اعتقادی را در بر میگیرد و طبقهبندی مذاهب متمایز را رد میکند، که نشاندهنده هویتی پراکنده است.
این بازتفسیر مدرنشده در فرهنگ هند نفوذ کرده است، و بهطور قابلتوجهی فراتر از داشانامی سامپرادایا، Advaita Vedanta Sampradaya که توسط آدی شانکارا تأسیس شد، گسترش یافته است. رام موهان روی، بنیانگذار براهمو ساماج، یکی از طرفداران اولیه جهان گرایی هندو بود. در قرن بیستم، ویوکاناندا و ساروپالی راداکریشنان جهان گرایی هندو را هم در هند و هم در غرب رایج کردند. مهاتما گاندی احترام عمیقی را برای تمام ادیان دیگر بیان کرد و گفت:
پس از مطالعه گسترده و تجربه شخصی، به این نتیجه رسیدم که [1] همه ادیان دارای حقیقت هستند. [2] همه ادیان دارای خطاهای خاصی هستند. [3] همه ادیان برای من تقریباً به اندازه هندوئیسم خود گرامی هستند، همانطور که همه انسانها باید به اندازه بستگان نزدیک خود عزیز باشند. احترام من به ادیان دیگر منعکس کننده ادیان من است و در نتیجه از هرگونه توجه به تغییر مذهب جلوگیری می کند.
خاورشناسان غربی با در نظر گرفتن ودانتا "الهیات مرکزی هندوئیسم" به این محبوبیت کمک کردند. پژوهشهای شرقی هندوئیسم را به عنوان یک "دین واحد جهانی" به تصویر میکشند، در حالی که تنوع باورها و اعمال هندو را صرفا "تحریف" اصول اساسی ودانتا میدانند.
اسلام
اسلام تا حدی اعتبار ادیان ابراهیمی را تصدیق می کند و قرآن یهودیان، مسیحیان و «صابیون» (که معمولاً به مندائیان تعبیر می شود) به عنوان «اهل کتاب» (اهل الکتاب) معرفی می شود. متعاقباً متعاقباً متعاقباً متکلمان اسلامی این طبقهبندی را گسترش دادند تا زرتشتیان و در نهایت هندوها را در بر گیرد، به دلیل گسترش امپراتوری اولیه اسلامی، که بسیاری از پیروان این ادیان را تحت حاکمیت خود قرار داد. با وجود این، قرآن صراحتاً تنها یهودیان، مسیحیان و صابئیان را به عنوان اهل کتاب معرفی میکند.، ، رابطه بین اسلام و جهانشمولی در چارچوب اسلام سیاسی یا اسلامگرایی اهمیت حیاتی یافته است، بهویژه در بحثهای مربوط به سید قطب، یکی از شخصیتهای برجسته مسلمان در جنبش برادران دینی و اسلامگرا. فیلسوف.
دیدگاههای گوناگونی درباره جهانشمولی در اندیشه اسلامی وجود دارد. فراگیرترین آموزه ها بیان می کنند که به همه اهل کتاب فرصتی برای رستگاری داده شده است. نمونه آن سوره 2 آیه 62 است که می فرماید:
در حقیقت، مؤمنان، یهودیان، مسیحیان و صابئیان هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشد و نیکوکار کند، پاداششان نزد پروردگارشان خواهد بود. و نه ترسی برای آنها خواهد بود و نه اندوهگین خواهند شد.
برعکس، تفاسیر محدودتر از این دیدگاه متفاوت است. به عنوان مثال، سوره 9: 5 اعلام می کند:
اما هنگامی که ماه های حرام گذشت، مشرکانی را که پیمان هایشان را نقض کردند، هر کجا یافتید بکشید، آنها را بگیرید، محاصره کنید، و در کمین آنها در هر راهی بنشینید. اما اگر توبه کردند و نماز را برپا داشتند و زکات دادند، آزادشان کن. همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.
تفسیر همه این عبارات به شدت در میان مکاتب و مذاهب مختلف اسلامی مورد بحث قرار گرفته است، همانطور که اصل نسخ (نسخ)، آموزه ای که برای تعیین تقدم آیات، بر اساس گاهشماری بازسازی شده، به کار می رود، که به موجب آن مکاشفات بعدی جایگزین مکاشفات قبلی می شود، به شدت مورد بحث است. علاوه بر این، احادیث به طور قابل توجهی بر این گفتمان تأثیر می گذارد، به طوری که مکاتب مختلف فکری سطوح مختلفی از اهمیت و اعتبار را به حدیث فردی نسبت می دهند. چهار مکتب فقهی اهل سنت به طور کلی مجموعه های شش گانه صحیح را در کنار مواتة امام مالک تأیید می کنند. میزان پذیرش یا رد سنتهای خاص میتواند عمیقاً تفسیر قرآن را تغییر دهد، از قرآنیانی که احادیث را رد میکنند تا اهل الحدیث که کل مجموعههای سنتی را ارج مینهند. طبق قوانین شرعی و خانه جنگ (دارالحرب) که در آن قوانین شریعت رعایت نمی شود. دومی، بر اساس برخی از تفاسیر سنتگرایانه و محافظهکارانه، تبلیغ دینی را از طریق همه ابزارهای موجود، از جمله خشونت بهعنوان مبارزه مقدس (جهاد) در راه خدا، یا برای مسلمانکردن ساکنان آن یا برقراری حکومت شرعی بر آنها ضروری میسازد (ر.ک. ذمی).
یهودیت
یهودیت معتقد است که خدا قوم یهود را از میان تمام بشریت انتخاب کرد تا به یک عهد متمایز ببندند. یک اصل اصلی این است که تورات مأموریت خاصی را به قوم یهود محول کرده است: خدمت به عنوان "نور ملت ها" و تجسم عهد الهی، همانطور که در تورات ترسیم شده است، برای سایر مردم. با این حال، این دیدگاه مانع اعتقاد به رابطه خدا با سایر مردم نیست. در عوض، یهودیت معتقد است که خدا از طریق قوانین نوآشید با تمام بشریت عهد برقرار کرد، به این معنی که هم یهودیان و هم غیریهودیان در ارتباط با الهی هستند، و این ایمان از نظر دسترسی به آن برای همه نوع بشر جهانی است.
متفکران یهودی معاصر، مانند امانوئل لویناس، از دیدگاهی جهانی گرا حمایت می کنند که از طریق عملی خاص جهانی عمل می کند. مؤسسه رهبران معنوی یهودیان، یک سازمان آنلاین که توسط استیون بلین تأسیس و هدایت میشود، که به عنوان «خاخام جهانی یهودی یهودی آمریکایی» معرفی میشود، شکل گستردهتری از جهانشمولگرایی یهودی را ترویج میکند و ادعا میکند که «خدا همه ملتها را بهطور یکسان انتخاب کرد تا چراغهایی برای جهان باشند، و ما چیزهای زیادی برای یادگیری و به اشتراک گذاشتن با یکدیگر داریم. پذیرش بی قید و شرط دکترین های صلح آمیز یکدیگر."
مانوییسم
مانوی، شبیه به گنوسیسم مسیحی و زوروانیسم، احتمالاً دارای جنبههای جهانشمولی ذاتی بود. با این حال، در ابعاد دیگر، به طور قابل توجهی از اصول جهان شمول گرایی فاصله گرفت، در عوض از دوگانگی ابدی حمایت کرد.
سیکیسم
سیکیسم همه ادیان جهانی را به عنوان انشعاباتی تصور می کند که به یک موجود اقیانوسی منفرد همگرا می شوند. در حالی که گوروهای سیک از نظر تاریخی از اعمالی مانند روزه، بت پرستی و زیارت فاصله گرفتند، آنها پیوسته از تساهل مذهبی حمایت کردند. متن مقدس آیین سیک، گورو گرانت صاحب، نه تنها آموزههای گوروهای سیک را در بر میگیرد، بلکه ترکیبات قدیسان مختلف هندو و مسلمان را نیز در بر میگیرد که به آنها باگات میگویند. این عبارت اساساً دلالت بر وجود خدایی مفرد دارد که کامل است و کل کیهان را در بر می گیرد. کتاب مقدس همچنین تصریح می کند که تمام خلقت و انرژی از این موجود اولیه سرچشمه می گیرد. در نتیجه، متون مقدس مکرراً تأکید می کنند که همه رویدادها بر اساس اراده الهی رخ می دهند و بنابراین باید پذیرفته شوند. چنین رخدادهایی دارای هدفی ذاتی هستند، حتی اگر منطق آنها از درک فردی انسان فراتر رود.
در حالی که آیین سیک معتقد نیست که بشریت در تصویر خدا آفریده شده است، اما معتقد است که ذات الهی در همه جنبه های آفرینش نفوذ می کند. این دیدگاه توسط یوگی باجان، که برای معرفی سیکیسم به جوامع غربی شناخته شده است، گنجانده شده است، که بیان کرد:
اگر نمی توانید در همه چیز الهی را درک کنید، اصلاً نمی توانید الهی را درک کنید.
گورو ناناک، اولین گورو سیک، اعلام کرد:
هیچ هندو و مسلمانی وجود ندارد.
گورو ناناک از طریق این بیانیه بیان کرد که از دیدگاه الهی، "دین" متعارف هیچ واقعیت ذاتی ندارد. متمایز از بسیاری از ادیان برجسته جهانی، سیکیسم مبلغان را استخدام نمی کند. در عوض، از این اصل حمایت می کند که افراد دارای استقلال هستند تا مسیر منحصر به فرد خود را به سوی رهایی معنوی کشف کنند.
جهانشمولی وحدتگرا
جهانگرایی وحدتگرا (UU) نشاندهنده یک سنت دینی لیبرال الهیاتی است که با "جستجوی آزادانه و مسئولانه برای حقیقت و معنا" تعریف میشود. طرفداران جهانشمول گرایی وحدتگرای یک عقیده مشترک را قبول ندارند. در عوض، وحدت آنها ناشی از پیگیری جمعی برای رشد معنوی و این اعتقاد است که الهیات شخصی از این جست و جو سرچشمه می گیرد، نه از تبعیت از یک دیکته اقتدارگرا. جهانی گرایان وحدت گرا از همه ادیان اصلی جهانی و دیدگاه های الهیات متنوع الهام می گیرند که طیف وسیعی از باورها و اعمال را در بر می گیرد.
اگرچه جهان گرایی وحدت گرا از مسیحیت سرچشمه گرفت، اما دیگر به عنوان یک فرقه مسیحی عمل نمی کند. تا سال 2006، کمتر از 20 درصد از جهانی گرایان وحدت گرا مسیحی بودند. جهانشمولی وحدتگرای مدرن موضعی کثرتگرایانه در مورد باور دینی میپذیرد و به اعضا اجازه میدهد تا خود را انسانگرا، آگنوستیک، خداباور، ملحد، بتپرست، مسیحی، یکتاپرست، پانتهئیست، مشرکین بشناسند یا از هر برچسب خاصی چشمپوشی کنند.
انجمن جهانی یونیتاریست (UA) از طریق American Uniter6 در سال ۱۹ تاسیس شد. 1825، و کلیسای جهانی آمریکا، که در 1866 تأسیس شد. UUA که مقر آن در بوستون است، عمدتاً از جماعت های داخل ایالات متحده پشتیبانی می کند. شورای متحد کانادایی در سال 2002 به وضعیت مستقل دست یافت.
زرتشت
بعضی از سنتهای زرتشتی، از جمله زوروانیسم، کاربرد جهانشمولی را در میان همه گروههای قومی از خود نشان میدهند، اما ذاتاً رستگاری جهانی را تأیید نمیکنند.
مراجع
مراجع
منابع
- مورا، آندریا (2014). پویایی فراگیر جهان گرایی اسلامی: از نقطه نظر فلسفه انتقادی سید قطب. فلسفه تطبیقی، 5 (1): 29–54. doi:10.31979/2151-6014(2014).050106. ISSN 2151-6014.کاسارا، ای. (1984). جهانی گرایی در آمریکا.قاضی، عبیدالله الانصاری (1389). راجا راموهون روی: مواجهه با اسلام و مسیحیت و بیان خودآگاهی هندو. Xlibris Corporation.کینگ، ریچارد (1999). شرق شناسی و دین: نظریه پسااستعماری، هند و "شرق عرفانی". روتلج.کینگ، ریچارد (2002). شرق شناسی و دین: نظریه پسااستعماری، هند و "شرق عرفانی". Routledge.لارسون، جرالد جیمز (2012). "مسئله متفاوت نبودن به اندازه کافی: برخی تأملات در مورد متفاوت بودن راجیو مالهوترا" (PDF). (3) (منتشر شده در دسامبر 2012): 311–322 doi:10.1007-012-9129-8. S2CID 144728948. title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Ajournal&rft.genre=article&rft.jtitle=مجله+بینالمللی+Hindu+Ftdies. e=مسئله+متفاوت+نبودن+به اندازه کافی%3A+برخی+ تأملات+در+راجیو+مالهوترا%27s+متفاوت+بودن&rft.volume=16&rft.issue=3&rft.pages=311-32rftdate. 12&rft_id=info%3Adoi%2F10.1007%2Fs11407-012-9129-8&rft_id=https%3A%2F%2Fapi.s emanticscholar.org%2FCorpusID%3A144728948%23id-name%3DS2CID&rft.aulast=Larson& rft.aufirst=جرالد+جیمز&rft_id=http%3A%2F%2Fgeraldjameslarson.com%2Fpdf%2FBeing_Different_Journal_Hindu_Studies.pdf𝔯_id=info%3Asid%2Fen.<
- Sinari، Ramakant (2000). "Advaita and Contemporary Indian Philosophy." در Chattopadhyana (ویرایش)، تاریخ علم، فلسفه و فرهنگ در تمدن هند. جلد دوم، قسمت 2: Advaita Delivery Centers for Civilizations. citerefwoo2014"="" class="citation journal cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bookitem&rft.atitle=Adv آیتا+و+فلسفه+معاصر+هند&rft.btitle=تاریخ+علم%2C+فلسفه+و+فرهنگ+در+تمدن+هند on&rft.place=دهلی&rft.series=Volume+II%2C+Part+2%3A+Advaita+Vedanta&rft.pub=Centre+for+Studies+in+Civilizat یون&rft.date=2000&rft.aulast=سیناری&rft.aufirst=راماکانت𝔯_id=info%3Asid%2Fen.
- Yelle, Robert A. (2012). "مذهب تطبیقی به عنوان مبارزه فرهنگی: غرب گرایی و نسبی گرایی در متفاوت بودن راجیو مالهوترا." مجله بین المللی مطالعات هندو، 20/16 منتشر شد. 335–348 doi:10.1007/s11407-012-9133-z. S2CID 144950049. title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Ajournal&rft.genre=article&rft.jtitle=مجله+بینالمللی+هندو+ت udies&rft.atitle=مقایسه+مذهب+به عنوان+فرهنگی+مبارزه%3A+غرب گرایی+و+نسبیت+در+راجیو+مالهوترا%27+بودن+متفاوت&rft.volume=16& ;rft.issue=3&rft.pages=335-348&rft.date=2012&rft_id=info%3Adoi%2F10.1007%2Fs11407-012-9133-z&rft_id=https%2Fapilar.or. g%2FCorpusID%3A144950049%23id-name%3DS2CID&rft.aulast=Yelle&rft.aufirst=Robert+A.&rfr_id=info%3Asid%2Fen.</span><<</lig
انکرل، گای (2000). ارتباطات جهانی بدون تمدن جهانی. جلد 1: همزیستی تمدن های معاصر: عربی-مسلمان، بهاراتی، چینی و غربی. ژنو، سوئیس: INU Press. ISBN 9782881550041.
پالمکوئیست، استفان (2000). "فصل هشتم: مسیحیت به عنوان دین جهانی." در پالمکوئیست، استفان (ویرایش)، دین انتقادی کانت. آلدرشات، هانتز، انگلستان؛ برلینگتون، ورمونت: A.ISBN 9780754613336.اسکات، جوآن دبلیو (2005). "جهانشمولی فرانسوی در دهه نود." در فریدمن، مرلین (ویرایشگر)، زنان و شهروندی، مطالعات در فلسفه فمینیستی. آکسفورد؛ نیویورک: Oxford University Press, 5. 9780195175356. مقاله- دایره المعارف کاتولیک در مورد جهانی گرایان به عنوان یک فرقه پروتستان
- وبسایت TentMaker – بسیاری از کتابها و مقالات رایگان در مورد جهانیگرایی