TORIma Academy Logo TORIma Academy
ماورایی
فلسفه

ماورایی

TORIma Academy — اخلاق / متافیزیک

ماورایی

ماورایی

استعلایی یک جنبش فلسفی، معنوی و ادبی است که در اواخر دهه 1820 و 1830 در منطقه نیوانگلند در ایالات متحده توسعه یافت.

استعلایی یک جنبش فلسفی، معنوی و ادبی است که در اواخر دهه 1820 و 1830 در منطقه نیوانگلند ایالات متحده ظهور کرد. یک اصل اساسی، خیر ذاتی بشریت و جهان طبیعی را مطرح می کند. اگرچه تصور می شود که ساختارها و نهادهای اجتماعی خلوص فردی را مخدوش کرده اند، افراد از طریق «اتکاء به خود» و خودمختاری واقعی به وضعیت مطلوب خود دست می یابند. طرفداران متعالی گرایی تجربه الهی را در وجود روزمره تلقی می کردند و پدیده های فیزیکی و معنوی را به عنوان اجزای جدایی ناپذیر فرآیندهای پویا به جای موجودیت های منزوی تصور می کردند.

استعدادگرایی به عنوان یکی از اولین جنبش های فلسفی است که در ایالات متحده ظاهر شد و نتایج اولیه را در ایالات متحده نشان داد. اندیشه فلسفی با اولویت دادن به شهود ذهنی بر تجربه گرایی عینی، طرفداران آن ادعا می کنند که افراد دارای ظرفیت ایجاد بینش های کاملاً جدید، عمدتاً مستقل از تفکر استعلایی قبلی هستند. ظهور این جنبش نقدی بر فضای فکری و معنوی حاکم بر عصر خود بود. اصول الهیات کلیسای وحدت گرا، همانطور که در مدرسه الهیات هاروارد تبلیغ می شود، ارتباط نزدیکی با این پیشرفت حفظ کرده است.

به طور گسترده در نظر گرفته می شود که متعالی گرایی از «رومانتیسم انگلیسی و آلمانی، نقد کتاب مقدس یوهان گوتفرید هردر و فریدریش شلایرماخر، داویدوفیوسنتالیسم، نشأت گرفته از رمانتیسم انگلیسی و آلمانی است.» امانوئل کانت و ایده آلیسم آلمانی محققین پری میلر و آرتور ورسلوئیس امانوئل سوئدنبورگ و یاکوب بوهم را به عنوان تأثیرات عمیقی بر تفکر استعلایی معرفی می کنند.

منشا

استعلایی با وحدت گرایی، جنبشی مذهبی که در اوایل قرن نوزدهم در بوستون رایج بود، ارتباط تنگاتنگی دارد. توسعه آن پس از استقرار وحدت گرایی در دانشگاه هاروارد آغاز شد، که پس از انتخاب هنری ور به عنوان استاد الهیات هالیس در سال 1805 و جان تورنتون کرکلند به عنوان رئیس جمهور در سال 1810 آغاز شد. در عوض، به عنوان یک نتیجه طبیعی از تمرکز وحدت گرا بر وجدان فردی و اهمیت استدلال فکری پدیدار شد. با این حال، متعالی گرایان متانت، ملایمت و عقل گرایی سنجیده وحدت گرایی را ناکافی یافتند و در عوض به دنبال تعامل معنوی عمیق تری بودند. در نتیجه، متعالی گرایی نه به عنوان یک نیروی مخالف وحدت گرایی، بلکه به عنوان جنبشی همزمان که بر اساس مفاهیم بنیادی ارائه شده توسط وحدت گرایان بنا شده است.

باشگاه ماورایی

استعدادگرایی به یک جنبش منسجم و انجمنی رسمی از طریق تأسیس کلوپ ترانسندنتال در کمبریج، ماساچوست، در 12 سپتامبر 1836 تثبیت شد. این بنیاد توسط روشنفکران برجسته نیوانگلند، از جمله جورج پاتنم، رالف والدو امرسون، و هیدری هن، رهبری شد. دیگر اعضای این باشگاه عبارتند از: سوفیا ریپلی، مارگارت فولر، الیزابت پیبادی، الن استورگیس هوپر، کارولین استورگیس تاپان، آموس برونسون آلکات، اورست براونسون، تئودور پارکر، هنری دیوید ثورو، ویلیام هنری چانینگ، جیمز فریمن کلارک، کریستوفر کانورس، فرانسیسد، کریستوفر کانورس، فرانسیس. بسیار، و چارلز استرنز ویلر. از آغاز سال 1840، این گروه به طور منظم به مجله خود، The Dial، و همچنین سایر نشریات کمک می کردند.

ژورنال کوبا سوفیا پیبادی هاثورن به عنوان یکی از اولین نمونه‌های نوشته‌های ماورایی که در کلاب ترانسندنتال منتشر شده است، شناخته می‌شود. ژورنال کوبا دو سال از طبیعت امرسون و بیش از یک دهه از والدن ثورو جلوتر است. این مجله متشکل از 56 نامه است که در طول اقامت او در کوبا در اوایل دهه 1830 نوشته شده است، این مجله تصویری بسیار توصیفی از مناظر، گیاهان و محیط جزیره ارائه می دهد و بر تجربه حسی و روشنگری فردی تأکید می کند. در حالی که از تفسیرهای سیاسی یا اقتصادی خودداری می کرد، قدردانی عمیق آن از ویژگی های زیبایی شناختی و معنوی طبیعت به طور قابل توجهی بر تفکر استعلایی نوپا تأثیر گذاشت. الیزابت پیبادی، خواهر سوفیا پیبادی، این نامه‌ها را به‌طور گسترده منتشر کرد و گردهمایی‌های کتابخوانی را ترتیب داد - که برخی از آنها تا هفت ساعت طول می‌کشیدند - که در آن شرکت‌کنندگانی مانند برونسون و ابا آلکات، امرسون‌ها و چانینگ‌ها در قرائت‌های عمومی آخر شب شرکت کردند. سوفیا پیبادی هاثورن با انعکاس مضامینی که متعاقباً توسط امرسون بیان شد، نوشت: «[من] طبیعتی خالص و مجرد، تنها در قدرت و زیبایی او هستم، که روح را تحت تأثیر قرار می‌دهد و تعالی می‌بخشد—ما در اینجا خداگونه را به یاد نمی‌آوریم—اما در اینجا به خدا فکر می‌کنیم.

موج دوم ماورایی‌ها

در اواخر دهه 1840، رالف والدو امرسون جنبش استعلایی را رو به زوال تلقی کرد، این اعتقاد با مرگ مارگارت فولر در سال 1850 بیشتر شد. با این وجود، موج بعدی از متعالی گرایان در نیمه دوم قرن نوزدهم ظهور کرد که در آن چهره هایی مانند مونکور کانوی، اکتاویوس بروکس فروثینگهام، ساموئل لانگ فلو و فرانکلین بنجامین سنبورن حضور داشتند. تعالی معنوی، که غالباً از طریق نثر شاعر بیان می شود، برای القای حس هدف در خواننده قرار می گیرد. این فرض اساسی بیشتر مقالات و مقالات استعلایی را تشکیل می دهد که به طور مداوم بر مضامین تجلیل از بیان فردی تأکید دارند. این گروه عمدتاً مشتمل بر زیبایی‌شناسان مشتاق بود که ساموئل گری وارد ثروتمندترین عضو بود. وارد پس از مشارکت کوتاهی در The Dial، متعاقباً بر حرفه بانکداری خود تمرکز کرد.

باورها

استعدادگرایان عمیقاً از عاملیت فردی حمایت می کنند و آزادی شخصی را در اولویت قرار می دهند. در حالی که اصول آنها اشتراکات قابل توجهی با رمانتیسم دارد، آنها از طریق تمایل به ادغام یا حداقل عدم تضاد با تجربه گرایی علمی از هم جدا می شوند.

دانش متعالی

متعالی گرایان به دنبال این بودند که مبانی دینی و فلسفی خود را بر اساس اصولی برگرفته از رمانتیسم آلمانی یوهان گوتفرید هردر و فردریش شلایرماخر استوار کنند. این جنبش فکری «رمانتیسم انگلیسی و آلمانی، نقد کتاب مقدس هردر و شلایرماخر، شکاکیت هیوم» و فلسفه استعلایی امانوئل کانت (همراه با ایده آلیسم آلمانی به طور گسترده) را ترکیب کرد و دانش کانت را به عنوان مقوله‌های a priori پیشین تفسیر کرد. در ابتدا، بسیاری از متعالی گرایان آشنایی مستقیم با متون فلسفی اصیل آلمانی نداشتند، در عوض برای درک خود به آثار توماس کارلایل، ساموئل تیلور کولریج، ویکتور کوزین، ژرمن دو استال و دیگر مفسران انگلیسی و فرانسوی وابسته بودند. در نتیجه، جنبش استعلایی اغلب به عنوان یک تحول آمریکایی برخاسته از رمانتیسم انگلیسی توصیف می شود.

فردگرایی

استعلایی‌گرایان ادعا می‌کنند که جامعه و نهادهای مستقر آن - به‌ویژه مذهب سازمان‌یافته و احزاب سیاسی - خلوص ذاتی فرد را فاسد می‌کنند. آنها معتقدند که افراد زمانی به وضعیت مطلوب خود دست می یابند که واقعاً متکی به خود و مستقل باشند. منحصراً از چنین افراد معتبری است که یک جامعه واقعی می تواند پدیدار شود.

علیرغم تأکید بر تمایز فردی، استعلایی گرایان همچنین اظهار داشتند که هر شخص به عنوان مجرای برای "فراز روح" عمل می کند. بنابراین، ماهیت منحصر به فرد فرا روح، همه افراد را در یک موجودیت جمعی متحد می کند. رالف والدو امرسون در سخنان مقدماتی سخنرانی پژوهشگر آمریکایی خود به این مفهوم اشاره می‌کند و بیان می‌کند: "اینکه یک انسان وجود دارد، - که برای همه افراد خاص فقط به طور جزئی یا از طریق یک قوه وجود دارد؛ و شما باید کل جامعه را بپذیرید تا کل انسان را پیدا کنید." این ایده‌آل با فردگرایی استعلایی همسو می‌شود، زیرا به هر فردی قدرت می‌دهد تا بخشی از روح الهی را در درون خود درک کند.

گفتمان معاصر بین فردیت و فردگرایی تمایز قائل شده است. هر دو مفهوم از پتانسیل منحصر به فرد فرد حمایت می کنند. با این حال، فردگرایی با یک موضع قوی ضد حکومتی مشخص می شود، در حالی که فردیت همه اجزای اجتماعی را برای پرورش یک فرد واقعی فردگرا یا ضروری یا حداقل مجاز می داند. همسویی دقیق تفکر استعلایی با فردگرایی یا فردیت یک سؤال علمی حل نشده باقی مانده است.

ادیان هندی

اگرچه عمیقاً در سنت‌های فلسفی غربی مانند افلاطون‌گرایی، نوافلاطونی‌گرایی و ایده‌آلیسم آلمانی گنجانده شده است، اما تأثیر مستقیمی از ادیان هندی نیز دریافت کرده است. هنری دیوید ثورو در اثر والدن خود صراحتاً مدیون ماورایی گرایان به ادیان هندی را تصدیق کرد و اظهار داشت:

هر روز صبح، عقل خود را در فلسفه عمیق و کیهانی بهاگاوات گیتا غوطه ور می کنم، متنی که ترکیب آن پیش از دوره های الهی بی شماری است و در مقایسه با آن جهان معاصر ما و خروجی ادبی آن ناچیز و فوق العاده به نظر می رسد. من حتی این سؤال را مطرح می‌کنم که آیا این فلسفه ممکن است از یک وضعیت وجودی پیشین سرچشمه بگیرد، بنابراین متعالی آن فراتر از درک فعلی ما است. پس از کنار گذاشتن حجم و رفتن به سمت چاه خود برای آب، با خدمتکار برهمن - کشیشی که به برهما، ویشنو و ایندرا تقدیم شده بود - مواجه می‌شوم که یا دائماً وداها را در معبد گنگ خود مطالعه می‌کند یا در زیر درختی با پوسته فروتن و کوزه آب خود زندگی می‌کند. وقتی خدمتکارش می رسد تا برای اربابش آب بکشد، سطل های ما به طور استعاری در همان چاه جمع می شوند و نمادی از آمیختگی آب بکر والدن با آب های مقدس گنگ است.

در سال 1844، اولین ترجمه انگلیسی لوتوس سوترا در The Dial، یک مجله برجسته مرتبط با جنبش استعلایی نیوانگلند، که از نسخه فرانسوی آن توسط الیزابت پالمر پیبادی به انگلیسی ترجمه شده بود، ارائه شد.

ایده آلیسم

متعالی گرایان تفاسیر متفاوتی را در مورد اهداف عملی اراده به نمایش می گذارند. برخی از طرفداران آن را با آرزوهایی برای دگرگونی اجتماعی آرمان‌شهری مرتبط می‌دانند. به عنوان مثال، براونسون آن را به ایدئولوژی های نوپای سوسیالیستی مرتبط می کند، در حالی که دیگران آن را یک تلاش ذاتا فردگرایانه و ایده آلیستی می دانند. امرسون، اما، دیدگاه دوم را پذیرفت. او در گفتمان سال 1842 خود با عنوان "استعلایی" اظهار داشت که تحقق عملی چشم انداز زندگی کاملاً متعالی دست نیافتنی است:

این طرح نشان می دهد که هیچ حزب ماورایی واقعی وجود ندارد. هیچ فردی استعلایی گرایی ناب را مجسم نمی کند. که ما فقط پیامبران و منادیان چنین فلسفه ای را می شناسیم. و اینکه تمام افرادی که گرایش ذاتی آنها آنها را به سمت آموزه های معنوی متمایل کرده است، در نهایت از هدف نهایی خود کوتاهی کرده اند. ما شاهد پیشروها و پیشگامان متعددی بوده ایم. با این حال، تاریخ هیچ سابقه ای برای وجودی صرفاً معنوی ارائه نمی دهد. به طور خاص، ما هنوز با فردی مواجه نشده ایم که کاملاً بر شخصیت ذاتی خود تکیه کرده باشد و از رزق الهی برخوردار باشد. که با اعتماد به احساسات خود، زندگی را به عنوان یک سلسله اتفاقات معجزه آسا درک کردند. کسانی که در تعقیب اهداف جهانی، خود را به طور غیرقابل توضیحی تدارک دیده اند - تغذیه، لباس، پناه و تجهیز - اما از طریق عاملیت خودشان به دست آورده اند. ... بنابراین، ممکن است ما متعالی گرایی را به عنوان یک شکوه ایمان کیوانی توصیف کنیم. پیش‌بینی یک ایمان ذاتی بشریت در تمامیت آن، که تنها زمانی افراط می‌شود که پایبندی ناقص مانع تحقق آرزوهایش شود.

اهمیت طبیعت

متعالی گرایان احترام و قدردانی عمیقی برای جهان طبیعی قائل هستند، نه فقط به خاطر ویژگی های زیبایی شناختی آن، بلکه به عنوان ابزاری اساسی برای مشاهده و درک مکانیسم های پیچیده نظم طبیعی. امرسون عقیده ماورایی را در مورد قدرت کل نگر منظره طبیعی در کار خود بیان می کند، طبیعت:

در جنگل، ما دوباره با عقل و ایمان ارتباط برقرار می کنیم. در آنجا، متوجه می شوم که هیچ بدبختی یا خواری در زندگی - به شرط اینکه بینایی من باقی بماند - فراتر از ظرفیت ترمیم طبیعت نیست. با ایستادن روی زمین بی‌آرایش، در حالی که سرم در هوای نیروبخش غوطه‌ور شده و به سمت فضای بی‌نهایت بلند شده‌ام، تمام خودخواهی‌های کوچک از بین می‌رود. من به یک کره چشم شفاف تبدیل می شوم. من هیچ هستم، اما همه چیز را درک می کنم. جریان های هستی جهانی در من نفوذ می کند. من جزء جدایی ناپذیر، ذره ای از خدا هستم.

با الهام از فلسفه امرسون و اهمیت عمیق طبیعت، چارلز استرنز ویلر در سال 1836 یک خانه ابتدایی در برکه فلینت بنا کرد. در طول تعطیلات تابستانی خود در هاروارد بین سال‌های 1836 و 1842. ثورو در تابستان 1837 به مدت شش هفته در کانکس ویلر اقامت گزید، تجربه‌ای که الهام بخش آرزوی او برای ساختن کابین شخصی خود بود، که متعاقباً در والدن در سال 1845 متوجه شد. 2018، پس از یک تلاش تحقیقاتی اختصاصی پنج ساله.

حفظ یک محیط طبیعی بی‌نقص نیز برای ماورایی‌گرایان اهمیت بالایی داشت. ایدئالیسم بنیادی استعلایی شک و تردیدی درونی نسبت به سرمایه داری، گسترش به سمت غرب و صنعتی شدن ایجاد کرد. در اوایل سال 1843، در تابستان روی دریاچه ها، مارگارت فولر مشاهده کرد که "درختان نجیب از این جزیره رفته اند تا این دیگ را تغذیه کنند" و در سال 1854، در داخل والدن، تورو زیرساخت راه آهن در حال رشد را در سرتاسر منظره آمریکایی توصیف کرد که "اسب های بدون بالدار و تماماً "اسب های بی بالدار" یا "اسب های بی بالدار" یا "اسب های بی بالدار" است. کالاهای شناور در کشور برای بذر."

تأثیر بر سایر حرکات

استعلایی گرایی به طور گسترده به عنوان اولین جنبش فکری مهم در تاریخ آمریکا در نظر گرفته می شود که عمیقاً بر نسل های بعدی دانشمندان آمریکایی و جریان های ادبی مختلف تأثیر می گذارد.

جنبش رو به رشد "علوم ذهنی" در اواسط قرن نوزدهم، که متعاقباً توسط جنبش ترنسالیستی به عنوان جنبش نوین شناخته شد. طرفداران New Thought امرسون را به عنوان شخصیت فکری پایه خود می شناسند. افراد برجسته ای مانند اما کورتیس هاپکینز، معروف به "معلم معلمان". ارنست هلمز، که علوم دینی را تأسیس کرد. چارلز و میرتل فیلمور، بنیانگذاران یونیتی؛ و مالیندا کرامر و نونا ال. بروکس، که علم الهی را آغاز کردند، همگی تأثیر اساسی از اصول استعلایی را تجربه کردند.

هندوئیسم همچنین بر استعلایی تأثیر گذاشت. رام موهان روی (1772-1833)، بنیانگذار براهمو ساماج، هم اساطیر هندو و هم تثلیث مسیحی را رد کرد. او وحدت‌گرایی را نزدیک‌ترین تقریب به مسیحیت اصیل می‌دانست و وابستگی قابل‌توجهی به وحدت‌گرایان داشت که پیوندهای محکمی با ماورایی‌گرایان داشتند. روی یک کمیته میسیونری در کلکته تأسیس کرد و در سال 1828 از متحدان آمریکایی حمایت از تلاش های تبلیغی را خواست. اگرچه روی تا سال 1829 کمیته وحدت گرا را منحل کرد، اما براهمو ساماج پس از مرگ او روابط نزدیکی با کلیسای وحدت گرا حفظ کرد. این کلیسا از ایمان عقلانی، اصلاحات اجتماعی و ادغام این عناصر در چارچوب دینی احیا شده دفاع می کرد. مفسران مسیحی الاهیات آن را «نئو ودانتا» نامیدند، که عمیقاً بر ادراک عمومی معاصر از هندوئیسم و معنویت مدرن غربی تأثیر گذاشته و تأثیرات وحدت‌گرا را تحت پوشش یک نئو ودانتای ظاهراً باستانی به‌طور مؤثر بازگردانده است.

شکل های اصلی

چهره‌های کلیدی در جنبش استعلایی شامل رالف والدو امرسون، هنری دیوید ثورو، مارگارت فولر و آموس برونسون آلکات بودند. از دیگر گرایان برجسته ماورا می‌توان به لوئیزا می آلکات، چارلز تیموتی بروکس، اورست براونسون، ویلیام الری چنینگ، ویلیام هنری چانینگ، جیمز فریمن کلارک، کریستوفر پیرس کرانچ، جان سالیوان دوایت، مکالمات فرانسیس، ویلیام هنری فرنس، فردریک هنری ‌پارک هِدج، فردریک هنری‌دور هِدج پالمر پیبادی، جورج ریپلی، توماس تردول استون، جونز وری و والت ویتمن.

انتقاد

در طول مراحل نوپای جنبش، منتقدان «استعلایی‌گرایان» را به عنوان برچسبی تحقیرآمیز به کار می‌گرفتند، که به این مفهوم اشاره می‌کردند که موضع فلسفی آنها از مرزهای عقلانیت و عقلانیت فراتر می‌رود. رمان ناتانیل هاثورن، عاشقانه بلیتدیل (1852)، جنبش را به هجو می‌آورد و از تجربیات شخصی او در مزرعه بروک الهام می‌گیرد، جامعه‌ای اتوپیایی کوتاه‌مدت که بر اساس اصول ماورایی شکل گرفته است.

ادگار آلن پو در مقاله‌ای با عنوان «بلک‌وود» به عنوان «ترنسندنتالیسم» خود به هجو پرداخت. (1838) و «هرگز روی سر شیطان شرط نبندید» (1841)، با اشاره به طرفدارانش در جاهای دیگر به عنوان «Frogpondians»، نامی که از برکه در بوستون کامن گرفته شده است. روایت اخیر به صراحت به جنبش و مجله اصلی آن، شماره گیری اشاره می کند، علی رغم اظهارات پو مبنی بر نداشتن اهداف مشخص. پو به نوشته‌های استعلایی حمله کرد و آن‌ها را به‌عنوان «دیوانه‌ی استعاره‌ای» توصیف کرد و آن‌ها را مستعد «ابهام برای ابهام» یا «عرفان برای عرفان» توصیف کرد. پو در مقاله خود در سال 1846، "فلسفه انشاء"، بیشتر از "زیاد معنای پیشنهادی... که به نثر (و از مسطح ترین نوع) به اصطلاح شعرهای به اصطلاح استعلایی تبدیل می شود، انتقاد کرد.

رمانتیسیسم تاریک

مراجع

یادداشت ها

نقل‌ها

منابع

دیلارد، دانیل. «استعلایی‌گرایان آمریکایی: تاریخ‌نگاری دینی». موازی 49 (بیرمنگام، انگلستان)، جلد. 28 (بهار 2012).

سایت های موضوعی

درباره این نوشته

ماورایی چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره ماورایی، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

ماورایی چیست توضیح ماورایی مبانی ماورایی نوشته‌های فلسفه فلسفه به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • ماورایی چیست؟
  • ماورایی چه کاربردی دارد؟
  • چرا ماورایی مهم است؟
  • چه موضوعاتی با ماورایی مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه