TORIma Academy Logo TORIma Academy
فلسفه
فلسفه

فلسفه

TORIma Academy — اخلاق / فلسفه ذهن

فلسفه

فلسفه

فلسفه یوگا یکی از شش مکتب مهم فلسفه هندو است، اگرچه تنها در پایان هزاره اول پس از میلاد است که یوگا نام برده می شود.

فلسفه یوگا یکی از شش مکتب اصلی در فلسفه هندو را تشکیل می‌دهد، اگرچه شناخت آن به عنوان یک سنت فکری متمایز، جدا از سامخیا، در متون هندی تنها در اواخر هزاره اول پس از میلاد ظاهر شد. در مطالعات باستانی، قرون وسطی، و معاصر، فلسفه یوگا اغلب به سادگی یوگا نامیده می شود. Yoga Sutras of Patanjali، متنی بنیادی، چارچوبی منظم از مفاهیم یوگا را گردآوری می کند و عمیقاً بر دیگر مکاتب فلسفی هند تأثیر گذاشته است.

چارچوب متافیزیکی یوگا با دوگانه انگاری سامخیا همسو می شود و معتقد است که جهان دارای دو واقعیت اساسی است: (شاهد-آگاهی) و Prakṛti (طبیعت). جیوا (موجود زنده) به عنوان شرایطی درک می شود که در آن پوروشا در پیکربندی های متنوعی از عناصر، حواس، عواطف، اعمال و عقل به پراکتی وابسته است. هنگامی که عدم تعادل یا ناآگاهی غالب می شود، اجزای خاصی بر سایرین تسلط پیدا می کنند و در نتیجه حالت اسارت به وجود می آید. هر دو مکتب هندوئیسم یوگا و سامخیا، توقف این اسارت را رهایی یا موکشا می نامند که از طریق بینش و خویشتن داری قابل دستیابی است.

چارچوب اخلاقی فلسفه یوگا در کنار اصول گویا در یاما و نیاما استوار است. از نظر معرفت شناختی، فلسفه یوگا، مشابه مکتب سامخیا، سه مورد از شش پرامانا را به عنوان ابزارهای معتبر برای کسب دانش قابل اعتماد به کار می گیرد. به طور خاص، اینها Pratyakṣa (ادراک)، Anumāṇa (استنتاج)، و Sabda (Āptavacana، شهادت منابع معتبر) هستند. فلسفه یوگا از طریق گنجاندن مفهوم ایشوارا، «خدای شخصی و در عین حال اساساً غیرفعال» یا «خدای شخصی»، خود را از مکتب غیر خداباور نزدیک سامخیا متمایز می کند.

تاریخچه

ظهور یوگا به عنوان یک مکتب فلسفی متمایز در متون هندی که از اواخر هزاره اول پس از میلاد آغاز شده است، ثبت شده است. یوگا سوتراهای پاتانجلی مجموعه‌ای از شیوه‌ها و مفاهیم اصلی مکتب یوگا هندوئیسم را گردآوری می‌کند. پس از انتشار آن در نیمه اول هزاره پس از میلاد، بسیاری از محققان هندی متن را به طور انتقادی بررسی کردند و متعاقباً بهاشیا (یادداشت ها و تفسیرهای) خود را منتشر کردند. تفسیر ویاسا، که احتمالاً توسط خود پاتانجلی تألیف شده است، اثری یکپارچه به نام Pātañjalayogaśāstra ("رساله یوگای پاتانجالی") را تشکیل داد. در متون هندی قرون وسطی، یوگا در کنار سامخیا، نیایا، وایشیکا، میمامسا و ودانتا در میان شش مکتب فلسفی ارتدکس برشمرده شده است. به گفته برایانت،

ساخیا و یوگا را نباید تا زمانی بسیار دیرین مکاتب متفاوتی در نظر گرفت: به نظر می رسد اولین اشاره به یوگا به عنوان یک مکتب متمایز در نوشته های شاکارا در قرن نهم میلاد باشد.

لارسون مشاهده می‌کند که شباهت‌های مفهومی قابل‌توجهی بین مکتب هندوئیسم سامخیا، یوگا، و سنت‌های مختلف بودایی وجود دارد، به‌ویژه از قرن دوم قبل از میلاد تا قرن اول پس از میلاد مشهود است. یوگا سوتراها از هندوئیسم سامخیا "تشخیص بازتابی" (adhyavasaya) prakrti و purusa (دوگانگی)، عقل گرایی متافیزیکی و سه روش معرفتی آن برای کسب دانش قابل اعتماد را ادغام می کنند. لارسون ادعا می کند که یوگا سوتراها دنبال کردن وضعیت تغییر یافته آگاهی را از تمرین بودایی nirodhasamadhi می گیرند. با این حال، بر خلاف رد بودیسم از خود ثابت، یوگا، مانند سامخیا، دیدگاهی فیزیکی را حفظ می کند و وجود خود و روح فردی را تأیید می کند. سومین عنصر فلسفی که توسط یوگا سوتراها ترکیب شده است، سنت های زاهدانه باستانی است که انزوا، مراقبه و درون نگری را در بر می گیرد.

متافیزیک

مقایسه با سامخیا

فلسفه یوگا با سامخیا اصول اساسی مشترک دارد. هر دو سنت دو واقعیت اولیه را مطرح می کنند: پوروشا و پراکریتی. پوروشا به‌عنوان آگاهی خالص تعریف می‌شود که توسط افکار یا کیفیت‌ها لکه‌دار نیست. برعکس، پراکریتی بیانگر واقعیت تجربی و پدیداری است که ماده، ذهن، اندام های حسی و حس هویت (خود/روح) را در بر می گیرد. هر دو مکتب یک موجود زنده را به عنوان اتحاد ماده و ذهن مطرح می کنند. با این حال، مکتب یوگا در مورد هستی شناسی پوروشا، ارزش شناسی، و جامعه شناسی از سامخیا فاصله می گیرد. آگاهی و ماده و همچنین خود/روح و بدن را به‌عنوان واقعیت‌های متمایز مطرح می‌کند.

نظام فلسفی سامخیا-یوگا چارچوبی دوگانه را مطرح می‌کند و بین آگاهی و ماده از طریق ادعای دو واقعیت اساسی، تقلیل‌ناپذیر و مستقل تمایز قائل می‌شود: پوروشا و پراکریتی. اگرچه پراکریتی به عنوان یک موجود منحصر به فرد تصور می شود، سنت های سامخیا-یوگا وجود پوروشا های متعدد را در جهان پدیداری تصدیق می کنند. پراکریتی که به‌عنوان غیر هوشمند، آشکار، بی‌علت، دائما فعال، نامحسوس و ابدی شناخته می‌شود، تنها خاستگاه نهایی جهان مادی را تشکیل می‌دهد. برعکس، پوروشا به عنوان اصل آگاهانه درک می شود که به عنوان تجربه کننده یا لذت بخش منفعل عمل می کند (bhokta)، در حالی که پراکریتی نشان دهنده چیزی است که تجربه می شود یا لذت می برد (bhogya). دکترین سامخیا-یوگا معتقد است که پوروشا نمی تواند پیدایش جهان بی جان باشد، با توجه به اینکه یک اصل هوشمند قادر به تبدیل به قلمرو ناخودآگاه نیست. این موضع متافیزیکی بیانگر معنویت گرایی کثرت گرایانه است، شکلی از رئالیسم مبتنی بر دوگانگی.

فلسفه یوگا نظریه گونا از سامخیا را در بر می گیرد. این نظریه بیان می کند که سه گونا - تمایلات یا صفات ذاتی - به نسبت های مختلف در همه موجودات وجود دارند. این سه به عنوان sattva guna (نماینده خوبی، سازنده بودن و هماهنگی)، rajas guna (مرتبط با اشتیاق، فعالیت و سردرگمی) و tamas guna (مجسم تاریکی، مخرب بودن، و هرج و مرج) شناخته می شوند. ماهیت بنیادی منحصر به فرد و تمایلات روانی هر موجود با شیوع نسبی این سه گونا تعیین می شود. به طور خاص، هنگامی که گونا ساتوا در یک فرد غالب باشد، ویژگی هایی مانند شفافیت، خرد، سازنده بودن، هماهنگی و صلح آمیز بودن آشکار می شود. غلبه راجاس به صورت دلبستگی، ولع، اعمال ناشی از اشتیاق و بی قراری ظاهر می شود. برعکس، وقتی تاماس گونای غالب باشد، جهل، هذیان، رفتار مخرب، بی حالی و رنج مشاهده می شود. نظریه گونا یک عنصر اساسی از فلسفه ذهن در مکتب یوگای هندوئیسم را تشکیل می دهد.

طرفداران اولیه فلسفه یوگا پیشنهاد می کنند که پوروشا (آگاهی) ذاتاً دارای ماهیت ساتویک (سازنده) است، در حالی که تماشاًراکیت دارد. (آشوب). آنها همچنین ادعا می کنند که افراد با بودی (هوش) متولد می شوند که ساتویک است. همانطور که زندگی یک فرد آشکار می شود، تعامل با بودی اسمیتا یا ahamkara (خود) را ایجاد می کند که به عنوان راجاسیک مشخص می شود. متعاقباً، درگیر شدن ایگو با فرآیندهای زندگی باعث ایجاد ماناس (خلق یا خلق و خو) می شود که تاماسیک است. این سه جزء -بودی، ahamkara، و manas- با هم تعامل دارند تا citta (ذهن) را در سنت یوگای هندوئیسم تشکیل دهند. اعتقاد بر این است که نوسانات کنترل نشده citta منجر به رنج می شود. مسیر دستیابی به بالاترین پتانسیل و وجودی آرام تر، محتوایی و آزادتر شامل پرورش آگاهی بیشتر از آگاهی و معنویت ذاتی بودی است. یوگا سوتراهای پاتانجلی، در آیه 2 از کتاب 1، یوگا را اینگونه تعریف می کند: "بازداشتن Citta از Vrittis."

سوتریولوژی

مکتب هندوئیسم یوگا معتقد است که جهل زمینه ساز رنج و چرخه ساصارا است. رهایی، مطابق با بسیاری از سنت‌های فلسفی دیگر، مستلزم ریشه‌کن کردن این جهل است، حالتی که از طریق تشخیص تبعیض آمیز، دانش عمیق و خودآگاهی به دست می‌آید. Yoga Sūtras به عنوان متن اساسی برای مکتب یوگا عمل می کند و روش شناسی برای دستیابی به این رهایی را تشریح می کند. به گفته محققان یوگا، سامادی نشان دهنده حالتی است که در آن آگاهی شفاف پدیدار می شود و فرآیند شناخت پوروشا و خود واقعی را آغاز می کند. سنت همچنین تصریح می کند که این آگاهی ابدی است. پس از دستیابی، فرد نمی تواند به حالت ناآگاهی برگردد. این حالت نهایی به عنوان موکشا شناخته می‌شود که نشان‌دهنده هدف سوتریولوژیکی در هندوئیسم است.

کتاب 3 یوگاسوترا پاتانجلی بر سه عضو نهایی آشتانگا یوگا متمرکز است که در آیات III.4 تا III.5 در مجموع سانیاما نامیده می‌شوند. این بخش سانیاما را به‌عنوان روشی برای پرورش یک "اصل تشخیص" و دستیابی به تسلط بر citta توصیف می‌کند که منجر به خودشناسی می‌شود. آیه III.12 یوگاسوترا توضیح می‌دهد که این اصل متمایز، که از طریق قصد و نیت پرورش می‌یابد، فرد را قادر می‌سازد تا sant (آرامش) و udita (عقل) را در ذهن و روح خود کامل کند. این پیشرفت در توانایی تمایز بین sabda (کلمه)، artha (معنا)، و pratyaya (درک) به اوج خود می رسد، در نتیجه درک دلسوزانه صداها یا گفتار همه موجودات زنده را تقویت می کند. گفته می‌شود که رسیدن به این حالت سانیاما قدرت‌های خارق‌العاده، شهود تقویت‌شده، خودشناسی عمیق، آزادی‌های مختلف و در نهایت کایوالیا را به ارمغان می‌آورد که نشان‌دهنده هدف سوتریولوژیکی یوگی است.

مزایای حاصل از فلسفه یوگا هندوئیسم متعاقباً در آیات III.46 تا III.55 یوگاسوتراها بیان شده است، که بیان می‌کند که پنج اندام اولیه به پیشرفت‌های فیزیکی، از جمله زیبایی، لطف، قدرت و انعطاف‌پذیری کمک می‌کنند. برعکس، سه اندام اخیر، از طریق سانیاما، منجر به اصلاحات ذهنی و روانی مانند افزایش ادراک، درک ماهیت ذاتی فرد، تسلط بر نفس، و بینش تمایزآمیز به خلوص، خود و روح می شود. طبق کتاب IV یوگاسوترا، این دانش عمیق، پس از دستیابی، برگشت ناپذیر است.

مفهوم خدا در مکتب هندوئیسم یوگا

فلسفه یوگا بر خلاف مکتب هندوئیسم سامخیا و غیر خداباوری نزدیک، مفهوم یک موجود الهی را در بر می گیرد. هر دو شخصیت تاریخی، مانند آدی شانکارا، محقق قرن هشتم، و تعداد زیادی از دانشگاهیان معاصر، مکتب یوگا را به عنوان "سامخیا با خدا" توصیف می کنند. و II.45. از زمان انتشار این سوتراها، دانشمندان هندو در مورد ماهیت ایسوارا به بحث و تفسیر گسترده ای پرداخته اند. تفاسیر در این تفاسیر متفاوت است و ایسوارا را به عنوان هر چیزی از "خدای شخصی" تا "خود ویژه" یا "هر چیزی که برای فرد اهمیت معنوی دارد" تعریف می کند. هر کدام روشن می کند که علیرغم وجود پتانسیل برای تفسیرهای خداباورانه و غیر خداباورانه از آیات مختصر پاتانجلی، مفهوم ایسوارا در فلسفه یوگا به عنوان یک "کاتالیزور یا راهنمای دگرگون کننده" برای کمک به تمرین کننده (یوگین) در سفر به سوی رهایی معنوی عمل می کند.

ایسوارا (سنسکریت: ईश्वर) به عنوان یک "خود ویژه" (पुरुषविशेष، puruṣa-viśeṣa).

سنسکریت: क्लेश कर्म विपाकाशयैःपराःपरामृ पुरुषविशेष ईश्वरः ॥२४॥

این سوترا همچنین ایسوارا را به‌عنوان فردی بی‌تأثیر از خود (अपरामृष्ट، aparamrsta) با مصائب یا سختی‌ها (क्लल گذشته) توصیف می‌کند. (कर्म، کارما)، ثمرات زندگی (विपाक، vipâka)، و آثار یا مقاصد روانشناختی (आशय، ashaya).

اصول اخلاقی بنیادی

اصول اخلاقی اساسی بیان شده در مکتب یوگا فلسفه هندو شامل نظریه ارزش‌ها می‌شود که از پرورش فضایل مثبت و پرهیز از فضایل منفی، همراه با چارچوبی زیباشناختی برای درک سعادت از هر دو دیدگاه درونی و بیرونی حمایت می‌کند. در فلسفه یوگا، فضیلت هایی که باید رعایت شوند، نیاماس نامیده می شوند، در حالی که آن هایی که باید از آنها اجتناب شود، یاما نامیده می شوند.

بیش از شصت متن باستانی و قرون وسطایی در مورد فلسفه یوگا به Yamas و Niyamas می پردازند. در حالی که چارچوب نظری دقیق و شمارش ارزش‌ها در این متون متفاوت است، آهیمسا، ساتیا، استیا، سوادحیایا، کشاما و دایا پیوسته به‌عنوان مفهوم مرکزی اکثریت ظاهر می‌شوند. بحث‌ها.

پاتانجلی پنج یاما را در Yogasūtra 2.30 به شرح زیر برمی‌شمارد:

  1. اهیسا (अहिंसा): اصل عدم خشونت، شامل پرهیز از آسیب به همه موجودات زنده.
  2. ساتیا (सत्य): راستگویی و پایبندی به غیر باطل.
  3. استیا (अस्तेय): عمل دزدی نکردن.
  4. برهماکاریا (ब्रह्मचर्य): شامل تجرد یا وفاداری در یک شراکت.
  5. آپاریگراها (अपरिग्रहः): فضیلت عدم بخل و عدم تملک.

در کتاب 2، پاتانجلی مکانیسم‌هایی را توضیح می‌دهد که از طریق آنها این محدودیت‌ها به رشد شخصی فرد کمک می‌کنند. به عنوان مثال، در آیه 2.35، پاتانجلی اظهار می دارد که عمل پرهیز از خشونت و عدم آسیب رساندن به دیگران (آهیمسا) باعث توقف دشمنی می شود و یوگی را به سوی دوستی کامل درونی و بیرونی با همه موجودات و پدیده ها هدایت می کند. متون اضافی در مکتب هندوئیسم یوگا نیز اصولی مانند Kṣamā (क्षमा)، Dhṛti (धृति، استقامت و استقامت در مصیبت)، دایا (दया، مهربانی) را در بر می گیرد. (आर्जव، غیر ریاکاری)، و میتاهارا (मितहार، یک رژیم غذایی اندازه گیری شده).

نیاماس، جزء نظریه مکتب یوگا در مورد ارزش ها، رعایت عادات، رفتارها و فضیلت ها را تشکیل می دهد. یوگاسوترا این نیاماها را به این صورت برمی شمارد:

  1. Śauca: خلوص، به معنای شفافیت ذهن، گفتار و بدن است.
  2. سانتوسا: رضایت، شامل پذیرش دیگران، تصدیق شرایط کنونی خود به عنوان مبنایی برای پیشرفت یا دگرگونی، و خوش بینی به خود.
  3. تاپاس: پشتکار، استقامت، و ریاضت.
  4. Svādhyaya: تمرین خودآموزی، شامل مطالعه وداها، تأمل در خود، و درون نگری در افکار، گفتار و اعمال شخص.
  5. Īśvarapraṇidhāna به تأمل در ایشوارا اشاره می کند که مفاهیمی مانند خدا، حق تعالی، برهمن، خود واقعی و واقعیت تغییر ناپذیر را در بر می گیرد.

مشابه یاما، پاتانجلی مکانیسم‌ها و منطق پشت هر یک از نیاماهای فوق‌الذکر را در پرورش رشد شخصی توضیح می‌دهد. به عنوان مثال، در آیه 42.2، پاتانجلی اظهار می دارد که تمرین رضایت و پذیرش دیگران (سانتوشا) حالتی را پرورش می دهد که در آن منابع درونی شادی در اولویت قرار می گیرند و در نتیجه میل به لذت های بیرونی را کاهش می دهند. متون بعدی مدرسه یوگا دامنه ارزش‌های طبقه‌بندی شده در نیاماس را گسترده‌تر کرد، و اعمالی مانند Āstika (आस्तिक، به معنای اعتقاد به خدای شخصی، ایمان به خود، و اعتقاد به دانش موجود در وداها) را در بر گرفت. نشان دهنده صدقه و مشارکت)، هری (ह्री، به معنای پشیمانی، پذیرش اشتباهات یا جهل گذشته، و فروتنی)، ماتی (معمله، تشویق به تفکر، تأمل، و آشتی دادن ایده ها) و (شامل قطعنامه ها، نذرها، روزه ها، و اعمال تقوا).

معرفت شناسی

مدرسه یوگا پرامانا یا روش‌های مشروع کسب دانش را به عنوان روش‌هایی که توسط مکتب سامخیا به رسمیت شناخته شده است، تصدیق می‌کند: پراتیاکشا یا دششتام (ادراک حسی مستقیم)، وAnum Āptavacana (شهادت شفاهی حکیمان محترم یا شاسترهای مقدس). برخلاف برخی سنت‌های فلسفی دیگر هندو، مانند آدوایتا ودانتا، مکتب یوگا سه پرامانا دیگر را شامل نمی‌شد: Upamāṇa (مقایسه و قیاس)، Arthāpatti (تصویر، یا اشتقاقاِنْوَرَسْتَعْمَاً) اثبات منفی یا شناختی).

منابع متنی مرتبط

در میان گسترده ترین متون باستانی و قرون وسطایی که به مکتب فلسفه یوگا مربوط می شود، آثاری است که به پاتانجلی، باسکارا، هاریبهادرا (پژوهشگر جین)، بوجا و هماچاندرا نسبت داده شده است.

اشارات متعددی به متون باستانی هندوئیسم هندوئیسم، از دیگر مکتب های یوگای هندوئیسم هندوکس است. سنت ها به عنوان مثال، آیه 5.2.17 Vaisheshika Sutra کانادا، متنی مرتبط با مکتب هندوئیسم Vaisheshika و مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است، موارد زیر را بیان می کند:

لذت و درد از تماس روح، حواس، ذهن و جسم ناشی می شود. عدم پیدایش آن زمانی اتفاق می‌افتد که ذهن در درون روح به ثبات برسد. متعاقباً، درد در روح مجسم متوقف می شود. این همان یوگا است.

Nyaya Sūtras اثر آکشاپادا، که به‌طور گوناگون بین قرن‌های 4 و 2 قبل از میلاد برمی‌گردد و متنی بنیادی از مکتب هندوئیسم نیایا، در فصل 4.2، اهمیت یوگا را به شرح زیر روشن می‌کند:

به ما دستور داده شده تا در مناطقی مانند جنگل‌ها، غارها یا سواحل شنی مدیتیشن کنیم. چنین حالت هایی [مخالف ادعا می کند] ممکن است حتی در رهایی ظاهر شوند. ما ادعا می کنیم که اینطور نیست، زیرا دانش فقط می تواند در بدنی که قبلاً در حال شکل گیری است ظاهر شود. علاوه بر این، در حالت رهایی ما، یک بدن وجود ندارد. برای رسیدن به این هدف، روح ما باید از طریق پرهیز از بدخواهی و رعایت فضایل خاص، در کنار پایبندی به دستورات معنوی ناشی از یوگا پاک شود. برای دستیابی به رهایی [موکشا]، مطالعه و پایبندی به این رساله دانش [یوگا] و گفتگو با صاحبان آموزه های آن ضروری است.

برهما سوتراها، نوشته بادارایانا، متنی بنیادی از مکتب هندوئیسم ودانتا است. در حالی که ترکیب اولیه آن ممکن است بین 500 قبل از میلاد تا 200 قبل از میلاد باشد، تخمین زده می شود که شکل موجود آن در حدود 400 تا 450 پس از میلاد نهایی شده باشد. فصل 2 این اثر به متنی اشاره دارد که به نام یوگا اسمریتی شناخته می شود. گفتمان آکادمیک این بحث را مطرح می کند که آیا این یوگا اسمریتی مربوط به یوگاسوترا پاتانجلی است یا یکسان است، اگرچه هر دو فرضیه فاقد شواهد قطعی هستند. برهما سوتراها صراحتاً اصول دوگانه گرایی فلسفه یوگای معاصر را رد می کند و بیان می کند که ارزش واقعی یوگا در تسهیل خودآگاهی نهفته است نه در فرمول بندی گزاره هایی درباره خود که با متون مقدس ودایی در تضاد است. Radhakrishnan ترجمه زیر را ارائه می دهد:

اگر گفته شود که عیب مجال ندادن به برخی از اسمریت ها به وجود می آید، می گوییم چنین نیست، زیرا این عیب باعث می شود که برای برخی بیماری های دیگر [آگاهی بیشتر] و به دلیل عدم ادراک دیگران، جای خالی نداشته باشد. بدین ترتیب [نظریه پرادهانا] یوگا اسمریتی رد می شود.

یوگا واسیستا نشان‌دهنده یک متن فلسفی ترکیبی درباره یوگا است که ترکیب آن به‌طور متفاوتی به دوره بین قرن‌های ششم و چهاردهم پس از میلاد نسبت داده می‌شود. این به عنوان گفت و گوی بین حکیم ودایی باستانی واسیتا و فیلسوف-شاه راما، یک شخصیت مرکزی در حماسه هندو رامایانا ارائه می شود. این اثر مفاهیمی از ودانتا، جینیسم، یوگا، سامخیا، سایوا سیدانتا و بودیسم ماهایانا را ادغام می کند. در سرتاسر فصل‌های خود، این متن به طور گسترده به بررسی فلسفه یوگا می‌پردازد. به طور خاص، در بخش 6.1، Yoga Vasistha تعریف خود از یوگا را به صورت زیر بیان می کند:

یوگا تعالی مطلق ذهن است و دو نوع است. خودشناسی یک نوع است و دیگری مهار نیروی حیات محدودیت های خود و شرطی سازی روانی است. یوگا تنها به معنای دومی است، اما هر دو روش به یک نتیجه منجر می شوند. برای برخی، خودشناسی از طریق تحقیق دشوار است، برای برخی دیگر یوگا دشوار است. اما اعتقاد من این است که راه تحقیق برای همه آسان است، زیرا خودشناسی حقیقت همیشه حاضر است. اکنون روش یوگا را برای شما شرح خواهم داد.

یادداشت ها

منابع

منابع چاپی

منابع وب

Bannerjee, M. K. (1982). "فلسفه سیستم های عمومی و ساخیا یوگا: برخی از نکات." فلسفه شرق و غرب، 32(1)، 99-104.

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

فلسفه چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره فلسفه، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

فلسفه چیست توضیح فلسفه مبانی فلسفه نوشته‌های فلسفه فلسفه به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • فلسفه چیست؟
  • فلسفه چه کاربردی دارد؟
  • چرا فلسفه مهم است؟
  • چه موضوعاتی با فلسفه مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه