Zen، تلفظ ژاپنی: [dzeꜜɴ، dzeɴ]، از اصطلاح چینی Chan سرچشمه میگیرد و به کرهای Sŏn و در ویتنامی Thiền میگویند. این سنت بودایی ماهایانا در چین در طول سلسله تانگ پدیدار شد، که حاصل ترکیبی از بودیسم هندی ماهایانا - به ویژه فلسفههای یوگاکارا و مادهیاماکا - با تفکر تائوئیست چینی، بهویژه اصول نئودائوئیستی بود. در ابتدا، ذن به عنوان مکتب چان (禪宗، Chanzōng، به معنای "مدرسه مدیتیشن") یا مکتب ذهن بودا (佛心宗، fóxīnzōng) شناخته شد، و متعاقباً به مدارس و شاخه های فرعی متعددی تبدیل شد.
Zen (تلفظ ژاپنی: [dzeꜜɴ,dzeɴ]؛ از چینی: Chan؛ در کره ای: Sŏn، و ویتنامیSŏnT و ویتنامیMahinT a. سنتی که در چین در طول سلسله تانگ با آمیختن بودیسم هندی ماهایانا، به ویژه فلسفههای یوگاکارا و مادیاماکا، با تفکر تائوئیست چینی، به ویژه نئودائوئیست، توسعه یافت. ذن بهعنوان مکتب چان (禪宗، Chanzōng佛心宗، fóxīnzōng)، و بعداً به مکاتب فرعی گوناگونی تبدیل شد که به سنت ها و شاخه های تاریخی مختلف تبدیل شد. شخصیت نیمه افسانه ای بودیدارما، یک راهب هندی (یا آسیای مرکزی) که گمان می رود آن را به چین معرفی کرده است. از چین، چان از نظر جغرافیایی منتشر شد: از جنوب به ویتنام، جایی که به Thiền ویتنامی تبدیل شد. به سمت شمال شرقی به کره، تبدیل به بودیسم سئون. و به سمت شرق به ژاپن، جایی که به عنوان ذن ژاپنی شناخته می شود.
ذن تاکید قابل توجهی بر تمرین مدیتیشن، تحقق مستقیم ماهیت ذاتی بودا دارد (見性، چینی: ngàn>، چینی: ngàn> kenshō)، و کاربرد عملی این بینش در زندگی روزمره به نفع دیگران. در حالی که برخی از دیدگاههای ذن بر مطالعه عقیدتی رسمی و آیینهای مرسوم تأکید نمیکنند، و از درک مستقیم از طریق زازن و تعامل با استاد (به ژاپنی: rōshi، چینی: shifu) - که اغلب بهعنوان یک شخصیت نمادین و غیرمتعارف به تصویر میرود - حمایت میکنند - اغلب مکاتب ذن به طور همزمان از بوداییهایی حمایت میکنند که از روشهای سنتی بودایی حمایت میکنند. مراقبه، مناسک، رهبانیت، و مطالعه کتاب مقدس.
آموزههای ذن، که با تمرکز بر تفکر طبیعت بودا، روشنگری درونی، و بیداری ناگهانی مشخص میشوند، از طیف وسیعی از منابع بودایی استفاده میکنند. اینها عبارتند از مراقبه سرواستیودا، آموزه های ماهایانا در مورد متون بودیساتوا، یوگاچارا و تاثاگاتاگاربا (مانند لاکاواتارا) و مکتب هوآیان. علاوه بر این، ادبیات پراجناپارامیتا و فلسفه مادیاماکا به طور قابل توجهی بر ویژگی آپوفاتیک و گاهاً شمایل شکنانه سخنان ذن تأثیر گذاشته است.
ریشه شناسی
اصطلاح ذن از تلفظ ژاپنی کلمه چینی میانه 禪 (چینی میانه: [dʑian]؛ pinyin: ध्यान) سرچشمه می گیرد، که می تواند به طور گسترده به عنوان "تفکر"، "مطالعه
طراحی دقیق" یا "مطمئن طراحی چینی">، ترجمه شود. «مدرسه ذن» 禪宗 است (chánzōng). در مقابل، «چان» به طور خاص به خود تمرین مراقبه (習禪; xíchán) یا مطالعه آکادمیک مراقبه (; lang="zh-Latn">chánxué)، اگرچه اغلب به عنوان شکل اختصاری Chanzong استفاده می شود.ذن همچنین بهعنوان 佛心宗 (پینیین: fóxīnzōng">fóxīnzōng">fóxīnzōng">佛心宗 شناسایی می شود text">busshin-shū)، یا "مکتب ذهن بودا"، مشتق شده از fó-xīn، به معنای "ذهن بودا". این اصطلاح میتواند بیانگر ذهن دلسوز و روشنفکر یک بودا باشد یا ذهن ذاتاً شفاف و پاکی که در همه موجودات وجود دارد و آنها باید به آن بیدار شوند. بعلاوه، بوشین ممکن است به بوداکایا، بدن بودا اشاره داشته باشد، که نشان دهنده "تجسم فعالیت بیدار شده" است.
به طور سنتی، "ذن" به عنوان یک اسم خاص عمل می کند و معمولاً یک فرقه بودایی خاص را نشان می دهد. با این حال، در استفاده معاصر، حروف کوچک «ذن» اغلب برای توصیف جهان بینی یا حالتی به کار می رود که با «صلح و آرامش» مشخص می شود. این کاربرد گستردهتر با گنجاندن آن در فرهنگ لغت Merriam-Webster در سال 2018 به طور رسمی شناخته شد.
تمرین
مراقبه
تمرین مراقبه (چان در چینی و dhyāna در سانسکریت (به خصوص si-langu) text">坐禪، پینیین: زووچان؛ زازنZeòchán
تمرین مراقبه بودایی، که منشأ آن در هند است، از طریق ترجمههایی که توسط An Shigao انجام شد (fl. c. CEمراقبه در بودیسم چینی
این آثار مدیتیشن چینی اولیه همچنان به طور قابل توجهی بر تمرین ذن تا دوران مدرن تأثیر میگذارد. به عنوان مثال، Tōrei Enji، استاد رینزای ذن در قرن 18، تفسیری بر Damoduoluo Chan Jing نوشت و از Zuochan Sanmei Jing به عنوان منبعی برای کار خود استفاده کرد. Tōrei Enji معتقد بود که Bodhidharma Damoduoluo Chan Jing را ساخته است.
در حالی که dhyana، در تعریف دقیق خود، به چهار dhyāna کلاسیک اشاره دارد، اصطلاح چان در بودیسم چینی به طور گسترده شامل تکنیکهای مراقبه و تمرینهای آمادهسازی آنها میشود، که همگی پیش نیازهای شرکت در dhy هستند. Dhyana sutras پنج دسته اصلی مراقبه را ترسیم می کند: ānāpānasmṛti (ذهن آگاهی از تنفس). مدیتیشن paṭikūlamanasikāra (آگاهی نسبت به ناخالصی های بدن). مدیتیشن maitrī (مهربانی-مهربانی). تأمل در دوازده پیوند pratītyasamutpāda; و تفکر در مورد بودا به گفته استاد معاصر چان، شنگ ین، اینها به عنوان "پنج روش برای سکون یا آرام کردن ذهن" نامگذاری شده اند، که در خدمت تمرکز و پاکسازی ذهن و حمایت از پیشرفت در مراحل dhyana هستند. بوداییهای چان علاوه بر این، از دیگر شیوههای سنتی بودایی، از جمله چهار پایه ذهنآگاهی و سه دروازه رهایی (śūnyatā یا پوچی؛ بی نشانه یا animitta؛ و بی آرزو یا apraṇihita) استفاده میکنند. بودیسم به عنوان مثال، رساله در مورد ضروریات پرورش ذهن، که آموزههای تعلیمات کوهستان شرقی در قرن هفتم را روشن میکند، تجسم یک قرص خورشید را توصیف میکند، عملی شبیه به آنچه در تفکر سوترا ارائه شده است.
روش او پیشنهاد کرد که تمام تکنیکهای مختلف مراقبه بودایی به عنوان ابزار ماهرانهای عمل میکنند و تمرینکنندگان را به سمت ذهن ذاتی بودا راهنمایی میکنند.
رویکرد ناگهانی در ذن
محققان مدرن، مانند رابرت شرف، استدلال می کنند که چان اولیه، در حالی که با آموزه ها و اسطوره های منحصر به فرد مشخص می شود، از روش های مراقبه کلاسیک بودایی نیز استفاده می کند. این تکیه مشکل در شناسایی دستورالعملهای مدیتیشن متعدد منحصراً «چان» را در منابع اولیه توضیح میدهد. با این حال، شارف شکل متمایز مدیتیشن چان را که در برخی از متون اولیه ارائه شده است، برجسته میکند، که تمایل به بیتوجهی به شیوههای مراقبه سنتی بودایی دارد. این رویکرد منحصربهفرد ذن با نامهای مختلفی از جمله «حفظ ذهن» (shouxin 守心)، "حفظ وحدت" (shouyi 守一)، "تشخیص ذهن" (guanxin 觀心)، "مشاهده ذهن" (spanxins" lang="zh-Hant">看心)، و "آرام کردن ذهن" (anxin 安心). یک حکم سنتی که این عمل را توصیف می کند می گوید: "چان مستقیماً به ذهن انسان اشاره می کند تا مردم را قادر سازد تا ماهیت واقعی خود را ببینند و به بودا تبدیل شوند."
طبق نظر مکری، مکتب شرق کوهستان با بیان صریح اولیه روش شناسی ناگهانی و مستقیم که بعداً عمل مذهبی چان را تعریف کرد، اعتبار دارد. این رویکرد «حفظ یکی بدون تزلزل» نامیده میشود (守一不移، shǒu yi bù yí)، که در آن یکی با چنین ماهیت، ماهیت، همسانی با ذهن بود. شرف توضیح میدهد که این عمل شامل هدایت مجدد توجه از اشیاء تجربی به «ماهیت خود آگاهی آگاهانه» است، که با طبیعت پاک ذاتا بودا، که اغلب به آینهای بکر یا خورشید دائماً درخشان پوشیده از ابرها تشبیه میشود، تشبیه میشود. مکری در حالی که ریشه در مفاهیم کلاسیک ماهایانا دارد که مختص چان نیست، واگرایی آن از شیوههای مرسوم را با فقدان «الزامات آمادهسازی، پیش نیازهای اخلاقی یا تمرینهای مقدماتی» و «بدون مراحل یا درجهبندی» برجسته میکند. در عوض، تمرینی منحصر به فرد و تمایز نیافته را ارائه می دهد که شامل تمرکز، درک و روشنگری است.
متون ذن غالباً از عبارت "ردیابی درخشندگی" یا "نور خود را برگرداندن" (Ch. fǎn zhào, 返照) استفاده میکنند تا درک کردن ذهن را بهعنوان «نور منشأ» توصیف کنند. آگاهی»، درخشندگی، یا طبیعت بودا. پلتفرم سوترا به این مفهوم اشاره میکند و آن را به درک "چهره اصلی" مرتبط میکند. بر اساس رکورد لینجی، دستیابی به دارما صرفاً مستلزم این است که افراد "نور خود را بر روی خود روشن کنند و هرگز به دنبال جای دیگری نباشند." استاد ذن ژاپنی دوگن این را با نصیحت توضیح داد: "شما باید تمرین فکری دنبال کردن کلمات را متوقف کنید و "عقب نشینی" یعنی "برگرداندن نور به اطراف و تابیدن به عقب" را بیاموزید (Jp: ekō henshō)؛ ذهن و بدن به طور طبیعی "از بین می روند" و "چهره اصلی" ظاهر می شود." در همین راستا، استاد کره ای سون، یوندام یول، آن را چنین بیان کرد: "استفاده از ذهن خود برای ردیابی درخشش به آگاهی هسته ای ذهن خود... مانند دیدن درخشش پرتوهای خورشید و دنبال کردن آن تا زمانی است که خود گوی خورشید را ببینید."
در سایر متون ذن با عباراتی مانند «بی ذهن» (وکسین) و «بی ذهن آگاهی» (وونیان) متعادل شده است. هدف این رویکرد جلوگیری از شیء سازی متافیزیکی ذهن و هرگونه دلبستگی به سازه های ذهنی یا عبارات زبانی بود. چنین دیالکتیک های منفی به سبک ماده یاماکا در ادبیات اولیه ذن مشهود است، از جمله رساله در مورد بدون ذهن مکتب Oxhead (Wuxin lun 無心論وSpan. این منابع خاص عمدتاً پوچی، نفی و غیبت (wusuo 無所) را به عنوان مضامین اصلی برای تفکر برجسته می کنند. تأثیر متقابل بین این دو پارادایم متفکرانه - ذهن بودا و بیذهن، که نشاندهنده رویکردهای بلاغی مثبت و منفی است - بهطور قابلتوجهی بر تکامل نظریه و عمل ذن در طول مسیر تاریخی آن تأثیر گذاشت.
در نتیجه، بوداییهای چان چینی مراقبه متمایز خود را فرمولبندی کردند که روشهای منحصربهفرد خود را برای تأمل ("chan") توضیح داد. در این میان، Zuochan Yí (تقریباً اوایل قرن دوازدهم) بهعنوان متنی بسیار تقلید شده و تأثیرگذار برجسته است. این از یک عمل متفکرانه ساده حمایت می کند که ادعا می شود تحقق خرد ذاتی را که قبلاً در ذهن وجود دارد تسهیل می کند. این رساله همچنین تأثیر راهنماهای مدیتیشن قبلی را که توسط پدرسالار تیانتای ژییی تألیف شده بود، نشان میدهد.
برعکس، برخی از متون ذن اهمیت شیوههای مرسوم مانند مراقبه نشسته را کاهش میدهند، در عوض بر بیهودگی و درگیر شدن در فعالیتهای روزمره روزمره تأکید میکنند. نمونه ای از این دیدگاه در رکورد لینجی ظاهر می شود، که اعلام می کند: "پیروان راه، در مورد بودادارما، هیچ تلاشی لازم نیست. شما فقط باید معمولی باشید، بدون هیچ کاری - اجابت مزاج، ادرار کردن، پوشیدن لباس، خوردن غذا، و دراز کشیدن در هنگام خستگی." مفهوم نداشتن دغدغه یا «هیچ کاری برای انجام دادن» (ووشی 無事) در دیگر ادبیات ذن نیز رایج است. به عنوان مثال، استاد چان، هوانگبو، برتری عدم جستجو را بیان میکند و تمرینکننده ذن را چنین توصیف میکند: "شخص راه کسی است که کاری برای انجام دادن [وو شیه] ندارد، که اصلاً ذهن و آموزهای برای موعظه ندارد. چنین شخصی که کاری برای انجام دادن ندارد، در آسودگی زندگی میکند."
جان مکری مشاهده میکند که تکامل قابل توجهی در چان اولیه شامل کنار گذاشتن شیوههای مدیتیشن مرسوم بود که با روششناسی مستقیم ذن جایگزین شد. متون اصلی چان، از جمله طومار طولانی (معروف به گلچین بودیدارما توسط جفری بروتون)، پلتفرم سوترا، و نوشته های شنهویی، مفاهیمی مانند ذهن آگاهی و تمرکز را به چالش می کشند و در عوض ادعا می کنند که بینش به طور مستقیم و قابل دستیابی است. به عنوان مثال، رکورد I از طومار طولانی اعلام میکند: "فردی که دارای عقل تیزبین است، مسیر را بدون ایجاد ذهنی طمعآمیز درک میکند. چنین شخصی حتی ذهن آگاهی یا تفکر درست را پرورش نمیدهد." همزمان، استاد یوان، نماد شکن، در گزارش سوم همان سند اظهار می دارد: "اگر ذهن تولید نشده باقی بماند، چه ضرورتی برای نشستن روی پاهای ضربدری وجود دارد؟" به همین ترتیب، سکوی سوترا از تمرین نشستن سامادی انتقاد می کند و چنین می نویسد: "روشنگری به راه از طریق ذهن رخ می دهد. چگونه می تواند بر نشستن تکیه کند؟" علاوه بر این، چهار اعلامیه شنهویی «انجماد»، «توقف»، «فعال کردن» و «تمرکز» حالات ذهنی را محکوم میکند.
متون ذن که بر آموزش ناگهانی تأکید میکنند، گهگاه در رد آموزهها و آیینهای مرسوم بودایی رادیکالیسم عمیقی را نشان میدهند. به عنوان مثال، کارنامه دارما-جواهر در طول اعصار (لیدای فابائو جی) چنین میگوید: «از بین بردن [اخلاق] شیلا به جای دیدن واقعی، ترجیح داده میشود. نیروانا." به طور مشابه، خطبه جریان خون ادعا می کند که حرفه فرد، مانند قصابی، بی ربط است. اگر فردی ماهیت واقعی خود را درک کند، تحت تأثیر کارما قرار نمی گیرد. خطبه جریان خون بیشتر احترام بوداها و بودیساتواها را رد میکند و اعلام میکند: "پیروان به ظاهر شیاطین هستند. آنها از مسیر منحرف میشوند. چرا به توهمات ذهنی احترام میگذاریم؟ کسانی که عبادت میکنند فاقد درک هستند و کسانی که میفهمند عبادت نمیکنند." به همین ترتیب، در لیدای فابائو جی، ووزو اعلام میکند که "بی فکری مترادف با ادراک بودا است" و اعمال عبادت و تلاوت را رد میکند. مهمتر از همه، رکورد لینجی دستور استاد را ثبت میکند: "اگر با بودا روبرو شدید، بودا را بکشید" (این را به پدرسالاران، ارهات، والدین و بستگان تعمیم میدهد)، و متعاقباً تأیید میکند که این عمل منجر به "رهایی، جلوگیری از درهم تنیدگی با پدیدهها" میشود.
روش های مدیتیشن معاصر
آگاهی نفس
در طول تمرین مدیتیشن نشسته (坐禅، معروف به zuochan در چینی، zazen در ژاپنی، و jwaseon در کره ای، به عنوان افراد معمولی، به عنوان بسیاری از پست های معمولی، به عنوان یک تمرین کننده، به عنوان بسیاری از افراد تمرین می کنند. نیمه نیلوفر آبی، برمه ای یا سیزا. دستهای آنها اغلب در یک حرکت یا مودرا خاص مرتب میشوند. معمولاً افراد روی یک بالشتک مربعی یا دایرهای مینشینند که در بالای یک تشک پرشده قرار دارد. در عوض، ممکن است از یک صندلی استفاده شود.
برای دستیابی به تنظیم ذهنی، به تمرینکنندگان ذن اغلب دستور داده میشود که نفسهای خود را بشمارند. این شامل شمارش هر دو بازدم و دم، یا منحصراً یکی از آنهاست. شمارش معمولاً به ده می رسد و این توالی تا زمانی که آرامش روانی برقرار شود تکرار می شود. استادان ذن مانند Omori Sogen از دنباله ای از بازدم ها و دم های طولانی و عمیق به عنوان تمرینی مقدماتی برای مدیتیشن تنفس پایدار حمایت می کنند. تمرکز اغلب به سمت مرکز انرژی، یا دانتیان، واقع در زیر ناف، هدایت می شود. مربیان ذن معمولاً تنفس دیافراگمی را تأیید میکنند و تأکید میکنند که تنفس باید از قسمت پایین شکم (که در ژاپنی به آن هارا یا تاندن گفته میشود) منشاء بگیرد و این ناحیه از بدن باید در طول دم بهطور نامحسوس به سمت جلو منبسط شود. به تدریج، تنفس باید روانتر، عمیقتر و عمدیتر شود. اگر شمارش نفس به یک مانع تبدیل شود، تمرین جایگزین برای مشاهده ساده ریتم تنفسی طبیعی با آگاهی متمرکز توصیه می شود. در حالی که معلمان خاصی، از جمله Dainin Katagiri Roshi، از مشاهده نفس حمایت میکردند، و Shunryū Suzuki شمارش نفس را آموزش میدادند، چهرههای دیگری مانند کوشو اوچیاما و شوهاکو اوکومورا هیچیک از این روشها را توصیه نکردند.
Silent Illumination and Shikantaza
یک نوع متداول مراقبه در حالت نشسته "روشنایی خاموش" نامیده می شود (به چینی: mòzhào 默照؛ ژاپنی: mokushō). این عمل از نظر تاریخی توسط مکتب کائودونگ چان چینی حمایت می شد و به هنگجی ژنجوئه (1091-1157) که رساله های متعددی در مورد این روش تألیف کرد، مرتبط است. این تکنیک از مفهوم بودایی هندی از اتحاد (سنسکریت: yuganaddha) śamatha و vipaśyanā سرچشمه می گیرد.
روش روشنایی بیصدا که توسط هنگجی حمایت میشود، از تمرکز بر روی اشیاء خاص، از جمله تصاویر بصری، محرکهای شنیداری، تنفس، چارچوبهای مفهومی، روایتها یا چهرههای الهی اجتناب میکند. بلکه یک حالت مراقبه ای غیر دوگانه و «بدون شی» است که با جدا شدن از توجه انحصاری به هر پدیده حسی یا ذهنی منفرد مشخص می شود. این روش به پزشکان امکان میدهد «همه پدیدهها را بهعنوان یک کلیت واحد»، عاری از مفهومسازی، دلبستگی، تعقیب غایتشناختی یا دوشاخه شدن سوژه و ابژه درک کنند. لیتون معتقد است که این روش بر اساس یک اعتقاد تجربی استوار است که "زمینه روشنایی وسیع از همان ابتدا متعلق به ماست." این "زمین نورانی بودا" نمایانگر ذاتی و "عطای ذاتی خرد" است که نه در معرض تزکیه و نه افزایش است. در عوض، ضروری است که به سادگی این وضوح تابشی ذاتی را بدون دخالت خارجی تصدیق کنیم.
یک روش مشابه در مدارس برجسته ذن ژاپن منتشر شده است، که تاکید خاصی در Sōtō دارد، جایی که معمولاً به عنوان shikantaza (چینی: "ǎguguǎjust"(به چینی: " نشسته"). به عنوان مثال، مربی معاصر Sōtō Zen Shohaku Okumura بیان می کند: "ما ذهن خود را روی هیچ شیء خاص، تجسم، مانترا یا حتی نفس خود معطوف نمی کنیم. وقتی فقط می نشینیم، ذهن ما هیچ جا و همه جا نیست." این روش شناسی به طور گسترده در نوشته های فیلسوف ژاپنی سوتو ذن دوگن، به ویژه در Shōbōgenzō و Fukanzazengi بررسی شده است. دوگن شیکانتازا را از طریق مفهوم hishiryō (ترجمه شده به عنوان "غیر فکر کردن"، "بدون فکر کردن"، یا "فراتر از تفکر") توصیف می کند، که کاسولیس به عنوان "وضعیت بی ذهنی که در آن فرد به سادگی از چیزها آنگونه که هستند، فراتر از تفکر و عدم اندیشیدن چینی به اشتراک گذاری روش ها و روش های ژاپنی مستقیم آگاه است."
تعریف می کند. با این وجود، آنها به عنوان رویکردهای گسسته در نظر گرفته می شوند.
تفکر هواتو و کوان
در طول سلسله سونگ، ادبیات gōng'àn (ژاپنی: kōan) شهرت یافت. این متون که به معنای واقعی کلمه به «موضوع عمومی» ترجمه میشد، شامل روایتها یا گفتگوهایی بود که آموزهها و مبادلات بین استادان ذن و شاگردانشان را شرح میداد. Kōans به عنوان نمونه بینش غیر مفهومی ذن (prajña) عمل می کنند. در دوره سونگ، یک تکنیک مدیتیشن جدید از چهره های برجسته مکتب لینجی، مانند داهویی (1089-1163) ظهور کرد. این روش که kanhua chan نامیده میشود (مدیتیشن "مشاهده عبارت")، شامل تعمق یک کلمه یا عبارت واحد (معروف به huatou یا "عبارت انتقادی") بود که از یک gōng'àn استخراج میشد. داهویی به طور قابل توجهی از تمرین "روشن سازی خاموش" کائودونگ انتقاد کرد. اگرچه روشهای کائودونگ و لینجی گهگاه بهعنوان متضاد تلقی میشوند، شلوتر مشاهده میکند که داهویی «ساکت نشینی را کاملاً محکوم نمیکرد؛ در واقع، به نظر میرسد که او آن را حداقل به شاگردان صومعهاش توصیه کرده است». در سنت های چینی چان و سئون کره ای به کار گرفته شده است. این تکنیک توسط اساتید محترم Seon مانند چینول (1158-1210) و سئونگ چئول (1912-1993) در کنار اساتید معاصر چینی از جمله شنگ ین و ژیویون ترویج شد.
در مکتب رینزای ژاپنی، kōan روش شناسی استانداردی را به درون نگری شکل داد. curriculum of kōans requiring sequential study, meditation, and successful completion. Monastics are directed to achieve unity with their kōan through continuous recitation of its pivotal phrase. Furthermore, they are cautioned against intellectualizing responses, as the practice aims for a non-conceptual apprehension of non-duality. مهارت یک دانش آموز ذن در یک کوان خاص در طی یک مصاحبه خصوصی به مربی نشان داده می شود (در ژاپنی dokusan، daisan، یا sanzen نامیده می شود). این فرآیند ارزیابی شامل پاسخهای استاندارد شده، «سؤالهای بررسی» (ساشو 拶所)، و مجموعههای تثبیتشدهای از «عبارتهای درپوش» شاعرانه (jakugo nemorization)، همه حفظ کردن است. اگرچه پاسخهای تجویز شده برای کوانها وجود دارد، اما همزمان از تمرینکنندگان انتظار میرود که درک معنوی خود را از طریق پاسخهای فردی خود نشان دهند. تأیید یا رد یک پاسخ توسط مربی منوط به رفتار دانش آموز است، با راهنمایی ارائه شده برای هدایت مناسب دانش آموز. هوری نشان می دهد که برنامه درسی معمولی ژاپنی Rinzai Kōan ممکن است تا 15 سال برای تکمیل یک صومعه تمام وقت نیاز داشته باشد. در حالی که تعامل معلم و دانشآموز اغلب در ذن بهعنوان اساسی مطرح میشود، اما تمرین ذن را نیز در معرض سوءتعبیر و بهرهبرداری بالقوه قرار میدهد.
پرسش کوان یک تمرین مراقبه است که می تواند در طول زازن (مدیتیشن نشسته)، کینهین (مراقبه پیاده روی) و در طول فعالیت های روزانه انجام شود. هدف اصلی این عمل، که اغلب به عنوان kensho (تحقق ماهیت واقعی خود) از آن یاد میشود، این است که با تزکیه مستمر با هدف دستیابی به حالتی خودانگیخته، غیراجباری و مبتنی بر وجود، که به عنوان «رهایی نهایی» یا «دانستن عاری از هرگونه ناخالصی» مشخص میشود، موفق شود. در حالی که این رویکرد خاص به تمرین کوان بهطور برجسته در ذن رینزای معاصر به چشم میخورد، در سنتها و دودمان ذن دیگر نیز مشروط به تأکید ویژه آموزشی آنها مشاهده میشود.
در سنتهای کائودونگ و سوتو، کوانها موضوع بررسی و تفسیر علمی بودند. برای مثال، هنگجی مجموعهای از کوانها را گردآوری کرد و دوگن بحثهای گستردهای در مورد آنها ارائه کرد. با این وجود، این سنت ها از نظر تاریخی کوان ها را در مراقبه نشسته ادغام نمی کردند. علاوه بر این، برخی از استادان ذن در مورد کاربرد مراقبه کوان ها اظهار نظر کرده اند. هسکل خاطرنشان می کند که بانکی کوان ها را به عنوان "کاغذ باطله قدیمی" رد کرد و روش کوان را بیش از حد مصنوعی در نظر گرفت. به همین ترتیب، استاد سلسله سونگ، فویان کینگیوان (1067–1120) تکیه بر کوانها (موارد عمومی) و روایات مشابه را مورد انتقاد قرار داد و غیبت آنها را در دوران بودیدارما تأیید کرد. وی خاطرنشان کرد: «در حالی که سایر مناطق از تعمق در داستانهای موردی نمونه حمایت میکنند، تمرکز ما در اینجا بر روی نمونهای آشکار از لحظه کنونی است؛ باید آن را مشاهده کرد، اما هیچ کس نمیتواند درک کاملی از چنین موضوع عمیقی را وادار کند.»
نیانفو چان
نیانفو (به ژاپنی: nembutsu، برگرفته از سانسکریت buddhānusmṛti، به معنی "یادبود بودا") به آواز خواندن نام بودا، عمدتاً نام آمیتابا بودا اشاره دارد. در بودیسم چینی چان، سنت سرزمین ناب از nianfo، با محوریت فراخوانی Nāmó Āmítuófó (ادای احترام به آمیتابها)، شکل رایج مراقبه ذن را تشکیل می دهد، که متعاقباً به عنوان "Nianfo Chanage" (
شواهد بیشتر برای عمل نیانفو چان در اثر مهم چانگلو زونگزه (متوفی حدود 1107)، Chanyuan theles Pingui> مستند شده است. مسلماً تأثیرگذارترین کد رهبانی چان در سراسر آسیای شرقی است. استادان چینی بعدی، از جمله یونگ مینگ یانشو، ژونگفن مینگبن، و تیانرو ویزه، به آموزش نیانفو به عنوان روشی برای مراقبه چان ادامه دادند. در اواخر سلسله مینگ، چهره های برجسته ای مانند یونچی ژوهونگ و هانشان دکینگ سنت مدیتیشن نیانفو چان را بیشتر تداوم بخشیدند. شایان ذکر است، افراد برجسته چان مانند یونگ مینگ یانشو معمولاً از دیدگاه "سرزمین خالص فقط ذهن" (wei-hsin ching-t’u) حمایت می کردند، که فرض می کند بودا و سرزمین خالص در نهایت تجلیات خود ذهن هستند.
عمل نیانفو، همراه با تکامل آن به "" "چه کسی تلاوت می کند؟")، یک تکنیک مراقبه مهم در مکتب اوباکو ژاپنی ذن است. از لحاظ تاریخی، مکتب سوتو نیز تلاوت نام بودا را در مقاطع مختلف در خود جای داده است. به عنوان مثال، در طول دوره میجی، کشیشان سوتو به طور فعال هم Shaka nembutsu (تلاوت نام Shakyamuni Buddha: namu Shakamuni Butsu) و هم Amida nembutsu را به عنوان شیوه های قابل دسترس برای پیروان غیر روحانی تشویق می کردند.
نیانفو چان نیز به طور گسترده در آیین بودایی ویتنام انجام می شود.
فضیلت ها و نذرهای بودیساتوا
ذن بهعنوان شاخهای از بودیسم ماهایانا، اساساً حول مسیر بودیساتوا ساخته شده است، که به تمرین «فضیلتهای متعالی» یا «کمالها» نیاز دارد (Skt. pāramitā، فصل bōluómì، Jp. شش فضیلت معمولاً شناخته شده عبارتند از: سخاوت، تربیت اخلاقی (شامل پنج دستور)، استقامت صبور، انرژی یا تلاش، مراقبه (dhyana)، و خرد. یک پایه متنی مهم برای این آموزه ها Avatamsaka sutra است که به علاوه مراحل (bhumis) یا سطوح مسیر بودیساتوا را مشخص می کند. این پارامیتاها در متون بنیادی چان مانند دو ورودی و چهار تمرین بودیدارما ظاهر میشوند و توسط چهرههای بعدی چان مانند زونگمی جزء مهمی از رشد معنوی مترقی (jianxiu) در نظر گرفته میشوند.
یک مؤلفه مهم از این سه انضباط معنوی و انضباط قاطعانه درگیر میشود. جواهرات، نذرهای بودیساتوا، و احکام. تمرینکنندگان ذن مجموعههای متنوعی از احکام را انجام میدهند، از جمله پنج دستور، «ده دستور ضروری» و شانزده حکم بودیساتوا. این تعهد معمولاً از طریق یک آیین آغازین رسمیت مییابد (Ch. shòu jiè 受戒، Jp. Jukai، Ko. sugye,precept the""> این آیین توسط پیروان غیر روحانی نیز انجام می شود و آنها را به طور رسمی به عنوان بودایی معرفی می کنند.
سنت بودایی چینی روزه (zhai)، به ویژه در طول روزهای uposatha (Ch. zhairi، "روزهای روزه")، همچنین می تواند جزء نظم و انضباط چان باشد. استادان برجسته چان درگیر روزه های طولانی مدت و مطلق بوده اند. به عنوان مثال، روزه 35 روزه استاد هسوان هوا در طول بحران موشکی کوبا، برای جمع آوری شایستگی انجام شد.
رهبانیت
ذن در چارچوب رهبانی بودایی سرچشمه گرفته است، و از نظر تاریخی، اکثر استادان ذن رهبانان بودایی (bhiksus) بودهاند که به طور رسمی تحت قوانین رهبانی بودایی (Vinaya) منصوب شدهاند و در صومعهها زندگی میکنند. با این حال، رهبانیت بودایی شرق آسیا از جنبه های مختلف، به ویژه در تأکید بر خودکفایی، از رهبانیت بودایی سنتی جدا می شود. برای مثال، رهبانان ذن از صدقه نمی گذرانند. در عوض، آذوقههای خود را در صومعه تهیه میکنند، تهیه میکنند، و مصرف میکنند و اغلب درگیر فعالیتهای کشاورزی برای کشت غذای خود میشوند.
رهبانان ذن ژاپنی استثنای قابلتوجهی در سنت گستردهتر بودایی هستند، زیرا هم راهبان و هم راهبهها مجاز به ازدواج پس از انتصاب هستند. این عمل به جای وینایای مرسوم رهبانی، از انتصاب آنها تحت عهد بودیساتوا سرچشمه میگیرد.
صومعههای ذن (伽藍، pinyin: qiélán، Jp: saṃghārāma) غالباً به کدهای خاص رهبانی ذن، مانند قوانین خلوص در صومعه چان و استانداردهای ناب جامعه ذن دوگن (Eihei Shingi) که بر زندگی و رفتار رهبانی حاکم است، پایبند هستند. این صومعهها معمولاً دارای یک سالن مراقبه اختصاصی، معروف به zendō (禅堂، چینی: Chantáng)، در کنار یک "سالن بودا" (佛殿، Ch:، Jp: butsuden) برای مناسک آیینی، که "موضوع اصلی احترام" (
تمرینکنندگان اختصاصی ذن اغلب در مراقبههای گروهی فشرده شرکت میکنند. این عمل در ژاپنی به sesshin معروف است. در حالی که روال های روزانه رهبانی معمولاً شامل چندین ساعت مراقبه است، در این دوره های فشرده، تمرین کنندگان تقریباً به طور کامل خود را وقف تمرین ذن می کنند. جلسات متعدد 30 تا 50 دقیقهای مدیتیشن نشسته (zazen) با دورههای استراحت کوتاه، وعدههای غذایی رسمی رسمی (Jp. oryoki) و فواصل کاری کوتاه (Jp. samu) آمیخته میشود، که همگی با تمرکز ذهنی پایدار اجرا میشوند. در زمینههای بودایی معاصر در سراسر ژاپن، تایوان و جهان غرب، دانشآموزان غیرمتخصص اغلب در این جلسات تمرینی فشرده یا اعتکافها شرکت میکنند که در مراکز و معابد ذن متعددی انجام میشود. صومعهها، معابد و مراکز ذن معمولاً مراسم، خدمات و مراسم مختلفی از جمله مراسم آغاز و تشییع جنازه را انجام میدهند که همواره شامل خواندن آیات، اشعار یا سوترا است. علاوه بر این، مراسم خاصی صرفاً به سوترا خوانی اختصاص دارد که در چینی niansong و در ژاپنی nenju شناخته می شود. سنتهای ذن اغلب مجموعههای رسمی این متون را حفظ میکنند که در ژاپنی به آن kyohon میگویند. طرفداران اغلب سوتراهای برجسته ماهایانا، مانند سوترای قلب و فصل بیست و پنجم لوتوس سوترا را که اغلب "Avalokiteśvara Sutra" نامیده می شود، سر می دهند. دهارانی ها و اشعار ذن نیز عناصری از عبادت معبد ذن را تشکیل می دهند، که شامل آثاری مانند آهنگ آینه گرانبها سامادی، کانتونگی/ساندوکای، نیلاکاشتها دراشتیا ویاجایتای، می باشد. دهارانی سوترا. butsudan به عنوان یک محراب در صومعهها، معابد، یا اقامتگاههای خصوصی عمل میکند، جایی که جانبازان به تصاویر بودا، بودیساتوا و اعضای خانواده یا اجداد درگذشته هدایایی ارائه میکنند. شیوه های آیینی اغلب حول محور بوداها یا بودیساتواهای برجسته، مانند آوالوکیتشوارا، کرسیتیگاربا و منجوشری می چرخد. یکی از مؤلفههای اساسی آیین ذن، اجرای سجدههای آیینی است که در ژاپنی به عنوان raihai شناخته میشود، یا تعظیم احترامی، که معمولاً قبل از بوتسودان انجام میشود. در آیین بودایی چان، آیین Yujia Yankou تنتریک بهطور گسترده برای تأمین رزق معنوی طراحی شده است. تعطیلات جشنواره ارواح چینی همچنین ممکن است شامل آیین های مشابهی باشد که به متوفی اختصاص داده شده است. تشییع جنازه نشان دهنده یک مراسم مهم دیگر است که اغلب به عنوان رابط اصلی بین رهبانان ذن و جامعه غیر روحانی عمل می کند. داده های منتشر شده توسط مدرسه سوتو نشان می دهد که 80 درصد از پیروان غیر روحانی آن منحصراً برای مراسم تدفین و سایر مراسم مربوط به مرگ در معابد شرکت می کنند. در مقابل، 17 درصد عمل ذن همچنین شامل آداب و رسوم مختلف توبه یا اعتراف میشود که بهعنوان 懺悔، Chànhǔi در ژاپنی، چینی، و در ژاپنی، prevalentZ و در زبان ژاپنی شناخته میشوند. اشکال بودیسم چینی ماهایانا نمونههای قابلتوجهی از چنین آیینهایی در بودیسم چان عبارتند از دابئی چان، نوشته پدرسالار تیانتای سیمینگ ژیلی، و توبه جواهری امپراتور لیانگ، ساخته شده توسط استاد چان بائوژی. علاوه بر این، دوگن رسالهای در مورد توبه نوشت که در مجموعه معاصر معروف به شوشوگی نشان داده شده است. آیینهای دیگر ممکن است شامل آیینهای اختصاص داده شده به خدایان محلی باشد که در ژاپن کامی نامیده میشود و مراسم جشنهای بودایی مانند جشن تولد بود. مراسمی که به طور گسترده در ذن ژاپنی مشاهده می شود، Mizuko kuyō یا مراسم "کودک آب" است که برای افرادی که سقط جنین، مرده زایی یا سقط جنین را تجربه کرده اند انجام می شود. این مراسم به طور مشابه در بودیسم ذن آمریکایی انجام می شود. روشهای باطنی، از جمله مانتراها و دهارانیها، در سنتهای مختلف برای اهداف گوناگون به کار میروند. این اهداف شامل تقویت تمرین مراقبه، محافظت در برابر تأثیرات بدخواهانه، فراخوانی شفقت عمیق، و مهار قدرت بودیساتواهای خاص، با تلاوت آنها در طول مراسم و مناسک است. به عنوان مثال، مکتب ذن کوان ام یک مانترای گوانیین، "Kwanseum Bosal" را در طول مدیتیشن نشسته در خود جای داده است. مانترای سوترای قلب نیز در آیینهای مختلف ذن بهویژه به چشم میخورد. نمونه دیگر مانترای نور است که در سنت چینی چان رایج است، جایی که کاربرد اصلی آن در مراسم شویلو فاهویی است و سوتو ذن ژاپنی، جایی که استفاده از آن از فرقه شینگون سرچشمه می گیرد. ادغام مانتراهای باطنی در بودیسم چینی چان به سلسله تانگ برمی گردد. شواهد به دست آمده از دانهوانگ نشان می دهد که بوداییان چان از بودیسم باطنی چینی استفاده می کردند. هنریک سورنسن اشاره می کند که چندین جانشین شنشیو، از جمله جینگ شیان و ییکسینگ، نیز از پیروان مکتب ژنیان (مانترا) بودند. در طول سلسله تانگ، دهارانی های باطنی مهمی مانند اوشنیشا ویجایا دهارانی سوترا و نیلاکانتاها دهارانی در ادبیات مکتب بائوتانگ ظاهر شدند. راهبان قرن هشتم چان در معبد شائولین به طور مشابه به اعمال باطنی، از جمله تلاوت مانترا و دهارانی مشغول بودند. مانتراهای متعددی از دوره تانگ حفظ شده و در صومعههای معاصر مورد استفاده قرار میگیرد. یک نمونه برجسته مانترا Śūraṅgama است که رهبانان اغلب در طول نماز صبحگاهی می خوانند (朝誦 ChaosongChaosong (in-Chinese) text">暮誦تمرین فشرده گروهی
سرودخوانی و آیین
عملکردهای باطنی
مدارس ذن ژاپن نیز به همین ترتیب مناسک باطنی را با هم ادغام کرده اند و به آن ادامه می دهند. این شیوهها شامل آیین جشنواره ارواح دروازه آمبروسیا (甘露門 kanro mon) میشود که حاوی عناصر باطنی، در کنار انتقال مخفی دارما (嗣法 shihō) و گهگاه آیین goma.
در طول سلسله چوسون، ذن کره ای (سئون) شمول و شمول قابل توجهی از خود نشان داد، که شامل سنت های بودایی، سنت های بودایی، سنت های دین گرای بودایی، و سنت های دین گرای بودایی و اسوتریک است. قرن 15 به بعد. سورنسن نشان میدهد که نوشتههای چندین استاد سون، از جمله هیوجونگ، مهارت آنها را در اعمال باطنی نشان میدهد. در ذن ژاپنی، ادغام اعمال باطنی گاهی به عنوان «ذن مختلط» (兼修禪 kenshū zen) نامیده می شود. راهب بانفوذ سوتو، کیزان جوکین (1264-1325) یکی از مدافعان برجسته روش شناسی های باطنی بود، که به طور قابل توجهی تحت تأثیر شینگون و شوگندو قرار گرفته بود، و به معرفی اشکال تشریفاتی باطنی متعدد به مکتب سوتو نسبت داده می شود. Menzan Zuihō (1683-1769)، یکی دیگر از چهرههای برجسته سوتو، نیز شینگون را تمرین میکرد، زیرا از استاد شینگونی به نام کیسان بیکو (義燦比丘) شروع شد. به همین ترتیب، بسیاری از شخصیت های رینزای نیز در اعمال باطنی دخیل بودند، مانند بنیانگذار رینزای، میون ایسای (1141-1215) و انی بنین (1202-1280). در طول تصدی انی بنن به عنوان راهبایی، فومون-این (بعداً توفوکو-جی) میزبان مراسم شینگون و تندای بود، و سخنرانی هایی در مورد Mahavairocana sutra باطنی ارائه کرد.
هنرها
رشتههای هنری مختلف، از جمله نقاشی، خوشنویسی، شعر، باغبانی، گلآرایی، و مراسم چای، در آموزش و تمرین ذن گنجانده شدهاند. هنرهای کلاسیک چینی، مانند نقاشی با قلم مو و خوشنویسی، توسط نقاشان راهب چان مانند گوانشیو و موچی فاچانگ به کار گرفته شد تا بینش معنوی خود را به طور مشخص به شاگردان خود منتقل کنند. برخی از نویسندگان ذن بر این باورند که "وابستگی به یک هنر" (به ژاپنی: suki) می تواند به عنوان یک رشته معنوی برای روشنگری عمل کند، دیدگاهی که توسط راهب-شاعر ژاپنی چومی در هوشینشو بیان شده است.
در ژاپنی، نقاشی های ذن گاهی اوقات به عنوان
کشت فیزیکی
برخی از مکاتب ذن، هنرهای رزمی سنتی، مانند هنرهای رزمی چینی، تیراندازی با کمان ژاپنی، و سایر اشکال budō ژاپنی را جزئی از تمرین ذن می دانند. این عمل در چین، به ویژه در صومعه پرنفوذ شائولین در هنان، جایی که شکل اولیه نهادینه شده گونگ فو توسعه یافت، سرچشمه گرفت. در اواخر سلسله مینگ، شائولین گونگفو به محبوبیت قابل توجهی دست یافت و به رسمیت شناخته شد، همانطور که در آثار ادبی متنوع مینگ (که اغلب راهبان جنگجوی کارکنان را شبیه به سان ووکنگ به تصویر میکشید) و سوابق تاریخی مستند شده بود. این منابع همچنین گواه ارتش صومعه نیرومند صومعه شائولین است که در ازای حمایت به دولت خدمات نظامی ارائه میکرد.
این شیوههای شائولین که در حدود قرن دوازدهم سرچشمه میگیرد، به طور سنتی به عنوان روشی برای کشت درونی بودایی چان شناخته میشد که در حال حاضر به عنوان wuchan یا "wuchan" یا "wuchan" یا "wuchan" یا "wuchan" نامیده میشود. علاوه بر این، هنرهای شائولین شامل تمرینات بدنی تائوئیستی (دائوئین)، همراه با تنفس و تمرینهای تزکیه چی (چیگونگ) میشد. این روشهای درمانی در نظر گرفته میشدند، "قدرت درونی" (neili)، ارتقای سلامت و طول عمر (به معنای واقعی کلمه "تغذی کننده زندگی"، yangsheng) و به عنوان مسیرهایی برای رهایی معنوی. تأثیر این روشهای تائوئیستی در کار وانگ زووان (حدود 1820–پس از 1882) مشهود است، بهویژه نمایش مصور تکنیکهای داخلی او (Neigong tushuo)، که نشاندهنده اقتباس راهبان شائولین از روشهای تائو توسط راهبان شائولین است. و هشت تکه برواد. استاد مدرن چان، شنگ ین، معتقد است که بودیسم چینی تمرینات تزکیه درونی را از سنت شائولین برای "هماهنگ کردن بدن و توسعه تمرکز در میانه فعالیت" ادغام کرده است، و اظهار می دارد که "تکنیک های هماهنگ کردن انرژی حیاتی دستیاران قدرتمندی برای پرورش سامادی و بینش معنوی هستند." به طور مشابه، سئون کره ای Sunmudo، یک رژیم تمرین فیزیکی فعال قابل مقایسه را توسعه داد.
در ژاپن، ارتباط بین هنرهای رزمی کلاسیک (budō) و تمرین ذن در قرن سیزدهم، به دنبال پذیرش رینزای ذن توسط قبیله هوجو و به کارگیری بعدی آنها از نظم ذن در تمرینات رزمی، پدیدار شد. یک شخصیت محوری در این پیوند تاریخی، کشیش رینزای تاکوان سوهو بود که به خاطر رسالههایش در مورد ذن و بودو، به ویژه ذهن بیبند که به طبقه ساموراییها میرفت، مشهور بود. این شیوه ها توسط هاکوین (1686-1769)، که تکنیک های متنوعی را از گوشه نشینی به نام هاکویو به دست آورد، معرفی شد. هاکویو به هاکوین کمک کرد تا "بیماری ذن" خود را کاهش دهد، حالتی که مشخصه آن خستگی شدید جسمی و ذهنی است. این رشته های پرانرژی که naikan نامیده می شوند، شامل تمرکز ذهن و انرژی حیاتی (ki) بر روی tanden، یک نقطه تشریحی که کمی زیر ناف قرار دارد، می شود.
دکترین
ذن اساساً در چارچوب اعتقادی بودیسم شرق آسیا ریشه دارد. آموزه های اعتقادی آن عمیقاً توسط اصول ماهایانا در مورد مسیر بودیساتوا، مادهیاماکای چینی (Sānlùn)، یوگاچارا (Wéishí)، ادبیات Prajñaparamita، و متون مقدس بودا-طبیعت، مانند متون مقدس بودا و لارایSānlùn شکل گرفته است. Nirvana sutra.
برخی سنتهای ذن، بهویژه آنهایی که با مکتبهای لینجی و رینزای همسو هستند، بر روایتی تأکید میکنند که ذن را بهعنوان «انتقال ویژهای در خارج از متون مقدس» به تصویر میکشد که «بر کلمات نمینشیند». با این وجود، آموزه بودایی ماهایانا و آموزه های بودایی گسترده تر آسیای شرقی جزء ضروری ذن بودیسم را تشکیل می دهند. برعکس، بسیاری از استادان تاریخی ذن، از جمله گویفنگ زونگمی، جینول، و یونگمینگ یانشو، از "مطابقت آموزه ها و ذن" دفاع کردند و وحدت اساسی بین آموزه های ذن و بودایی را تایید کردند.
در ذن، آموزش های اعتقادی اغلب به "مرحله انگشت" تشبیه می شود. اگرچه آموزههای ذن ماه را نشان میدهند (نماینده بیداری، قلمرو دارما، یا ذهن ذاتاً روشنفکر)، اما باید از اشتباه گرفتن تمرکز انحصاری روی انگشت (آموزهها) برای خود ذن اجتناب کرد. در عوض، تمرکز باید به سمت ماه (واقعیت نهایی) باشد. در نتیجه، آموزه های اعتقادی به عنوان ابزاری ماهرانه (upaya) برای تسهیل دستیابی به بیداری عمل می کنند. این آموزهها نه هدف غایی ذن هستند و نه جزمهای غیرقابل تغییری محسوب میشوند که باید به آنها وابسته شد (با توجه به اینکه واقعیت نهایی فراتر از هر مفهومسازی است). با این حال، آنها با ارزش تلقی می شوند، مشروط بر اینکه به آنها تثبیت یا چسبیده باشند.
طبیعت بودا و روشنگری ذاتی
مفهوم پیچیده بودایی ماهایانا از طبیعت بودا (سانسکریت: بوداهاتو؛ چینی: title="Chinese-language romanization">fóxìng; در چین، این آموزه گسترش یافت و شامل آموزش مرتبط با روشنگری اصلی شد (چینی: 本覺، ژاپنی
سوترا، سوتراهای مختلف طبیعت بودا، بیداری ایمان و سوترای روشنگری کامل، استادان چان از این باور حمایت کردند که ذهن بودای ذاتاً بیدار در همه موجودات ذیشعور وجود دارد. مطابق با دیدگاه ارائه شده در بیداری ایمان، این ماهیت بودای بیدار در ذن به عنوان منشأ نهایی و خالی همه هستی در نظر گرفته می شود، که نماینده اصل اساسی (li) است که از آن همه پدیده ها (چینی: مدارس مهم تاریخی چان، از جمله آموزش کوهستان شرقی و هنگژو، اصول بیداری ایمان را در آموزه های خود در مورد ذهن بودا گنجانده اند، که آنها آن را به عنوان "ذهن واقعی به عنوان چنین بودن" توصیف می کنند. به عنوان مثال، هنگژو این را به یک آینه بکر تشبیه کرد. به طور مشابه، استاد سلسله تانگ، گویفنگ زونگمی، به سوترا روشنگری کامل اشاره کرد و اظهار داشت که "همه موجودات ذی شعور بدون استثنا دارای ذهن واقعی روشن ذاتا هستند" و آن را به عنوان "آگاهی همیشه حاضر روشن و روشن" توصیف می کند که توسط افکار فریب خورده پنهان می شود. اهمیت عمیق این مفهوم ذهن بیدار ذاتاً برای ذن منجر به پذیرش آن به عنوان یک نام جایگزین برای خود ذن شد: "مکتب ذهن بودا". تاثیر مادهیاماکا و پراجناپارامیتا بر ذن در تأکید سنت بر پوچی مشهود است (空، kōngپوچی و دیالکتیک منفی
نامیده می شود. ترجمه">روشن. 'no')، که در کتاب کوان سگ ژائوژو معروف است، جایی که راهبی از او پرسید: "آیا سگ طبیعت بودا دارد یا نه؟" که استاد پاسخ داد، "نه (wú)!".
آموزه های ذن اغلب دارای یک اثر متقابل به ظاهر متناقض از نفی و تأیید هستند. به عنوان مثال، آموزههای استاد برجسته سلسله تانگ، مازو دائویی، که مکتب هنگجو را تأسیس کرد، هم جملات مثبتی مانند «ذهن بودا است» و هم جملات منفی مانند «این نه ذهن است، نه بودا» بود. با توجه به اینکه هیچ مفهوم یا تمایزی نمی تواند ماهیت نهایی واقعیت را به طور کامل در بر بگیرد، ذن بر اهمیت کمال غیرمفهومی و غیرمتمایز خرد (prajñaparamita) تاکید می کند، که فراتر از تمام عبارات زبانی نسبی و قراردادی، از جمله خود نفی است. کاسولیس معتقد است که این اصل زیربنای بسیاری از لفاظی های آپوفاتیک ذن است، که اغلب متناقض یا متناقض به نظر می رسد.
اهمیت نفی توسط دکترین بنیادی ذن در مورد بیذهن بیشتر تأکید میشود (無心، غیر دوگانه کتب مقدس ذن غالباً بر اصل عدم دوگانگی تأکید میکنند (Skt: advaya, Ch: bùèr 不二، Jp: funi)، مفهومی محوری در درون گفتمان ذن تفسیر شده است. یک تفسیر برجسته شامل ادغام غیر دوگانه حقایق مطلق و نسبی است، مفهومی که ریشه در آموزه کلاسیک بودایی دو حقیقت دارد. این دیدگاه در متون ذن مانند پنج رتبه توزان، ایمان در ذهن و هماهنگی تفاوت و یکسانی مشهود است. علاوه بر این، موضوع مهمی در سوتراهای ماهایانا در مرکز ذن، از جمله Vimalakīrtinirdeśa و Laṅkāvatara Sūtra را تشکیل می دهد. یک تفسیر ذن تأثیرگذار از غیردوگانگی، از چارچوب بودایی چینی استفاده می کند (نه از چارچوب های بودایی-تبیین شده از eng) کار مهم بیداری ایمان. در این چارچوب، «ذات» به ماهیت ذاتی پدیده ها اشاره می کند که واقعیت مطلق را نشان می دهد، در حالی که «عملکردها» ویژگی های خارجی، نسبی و ثانویه آنها را توصیف می کنند. سکوی سوترا این را با تشبیه ذات به یک لامپ و عملکرد به نور ساطع شده آن نشان می دهد. یک تجلی دیگر از غیردوگانگی در اندیشه ذن، وجود دنیوی را - شامل جهان طبیعی، سامسارا (قلمرو رنج) و نیروانا (وضعیت غایی)، نه روشنایی، بیان می کند. این دیدگاه از متون هندی ماهایانا، مانند آیات ریشه در مادهیاماکا ناگارجونا سرچشمه می گیرد. در نتیجه، فلسفه ذن، بودا و موجودات ذی شعور را، همراه با بودا و محیط طبیعی، اساساً غیر دوگانه می داند. این مفهوم رویکرد ذن به انسجام اجتماعی و همزیستی موزون را شکل داده است (او، 和) با طبیعت. علاوه بر این، غیردوگانگی در ذن به معنای انحلال مفهوم مکتب هندی Yocharomya، موضوع-ابژه است. اصول فلسفی مکتب هوایان نیز بر درک چان چینی از حقیقت غایی غیر دوگانه و چارچوب ذات-کارکرد آن تأثیر گذاشت. یک مثال قابل توجه، دکترین Huayan در مورد نفوذ متقابل پدیده ها، یا "تداخل کامل" (yuanrong, 圓融) است که اصول (اصول
روشنگری ناگهانی و تحقق طبیعت
مفهوم طبیعت ذاتی بودا عمیقاً تأکید متمایز ذن را بر بینش فوری شکل داد. در نتیجه، "دیدن طبیعت" (見性، پینیین: jiànxìng، Jp: kenshō) موضوع اصلی دیسک ما را در Zen تشکیل می دهد. آموزههای ذن از این اصطلاح برای توصیف بینش ناگهانی تجربهشده توسط تمرینکنندگان استفاده میکنند و اغلب آن را با نوعی روشنگری برابر میدانند. در این زمینه، «طبیعت» به طبیعت بودا، ذهن روشنفکر ذاتی اشاره دارد. بنابراین، این تجربه یک درک لحظه ای از حقیقت نهایی را ارائه می دهد. اصطلاح jiànxìng در قصار اصلی ذن، "دیدن ماهیت خود، بودا شدن" ظاهر می شود، که در نظر گرفته می شود جوهر ذن را خلاصه می کند. رویکردهای متفاوتی برای دستیابی به «دیدن طبیعت» در میان مکاتب ذن وجود دارد (به عنوان مثال، تمرین هوآتو مدرسه لینجی در مقابل روشنایی خاموش مکتب کائودونگ)، و همچنین دیدگاههای متفاوتی در مورد نحوه تعامل، پرورش، بیان و تعمیق این تجربه وجود دارد. این موضوع همچنان یک منطقه مهم بحث و گفتگو در سنت های مدرن ذن است.
سنت ذن معتقد است که شیوههای آن برای دستیابی به بینش ناگهانی از ماهیت واقعی چیزها طراحی شدهاند. مفهوم روشنگری ناگهانی، یا بیداری آنی (頓悟؛ dùnwù)، که ذاتاً با "دیدن ماهیت واقعی خود" در ارتباط است، یک موضوع اصلی را تشکیل می دهد. متون ذن غالباً مستقیم بودن و برتری روششناسی «ناگهانی» آن را در مقایسه با رویکردهای «تدریجی» که بهصورت تدریجی آشکار میشوند، تأیید میکنند. سنتهای اولیه ذن، مانند مکتب شرق کوهستان، این روشها را از طریق آموزههایی مانند «حفظ یکی» که شامل تأمل مستقیم در طبیعت بودا بدون اتکا به دستورالعملهای اولیه یا گام به گام بود، نشان میداد.
پدرسالار شنهویی بیشتر بر این آموزه ناگهانی تأکید کرد، که متعاقباً در قالب یک قانون اساسی تبدیل شد
این نشان میدهد که مسیر ذن فراتر از صرفاً «دیدن ماهیت واقعی شخص» است، زیرا تمرین و تزکیه مداوم از ضروریات برای تعمیق و تعمیق بخشیدن به آن میباشد. (به عنوان مثال، دلبستگی ها، بیزاری ها)، و تجلی ماهیت بودا در وجود روزمره. استادان ذن، مانند زونگمی، این رویکرد را به عنوان "روشنگری ناگهانی و به دنبال آن تزکیه تدریجی" توصیف کردند و اظهار داشتند که هر دو آموزه های ناگهانی و تدریجی بر یک حقیقت اساسی یکسان هستند. زونگمی ادعا کرد که در حالی که بیداری ناگهانی فورا حقیقت را فاش می کند، تمرین کننده ذن آلودگی های عمیقی را حفظ می کند (Skt: kleśa, Ch: fánnǎo) که ذهن را مبهم می کند و نیاز به آموزش مداوم برای آنها دارد. در دوران، این طرح واره تدریجی به چشماندازی ثابت در مورد تمرین ذن در سراسر چین تبدیل شد. این چارچوب در متون مختلف ذن مشهود است، از جمله پنج رتبه دونگشان، نوشتههای جینول، چهار راه دانستن هاکوین، چراغ مرده ذن توری، و تصاویر ده گاو گله، که توالی پیشرونده ای از گامها را در مسیر مفهومی ذن به تصویر میکشند. طبیعت.
سنت ها
ذن معاصر شامل دو سنت اولیه یا گروهبندی مدارس، علاوه بر دودمان، دستورات و مدارس مستقل متعدد است. دو اصل و نسب اصلی عبارتند از سنت کائودونگ که منشأ آن به دونگشان لیانگجی (807-869) و مدرسه لینجی منسوب به لینجی ییجوان (متوفی 866 میلادی) میرسد. در طول سلسله سونگ، دودمان کائودونگ با آموزش "روشنایی خاموش" (Ch: mozhao) پیوند نزدیکی پیدا کرد، همانطور که هنگجی ژنجوئه (1091-1157) بیان کرد. برعکس، مکتب رقیب لینجی با روش تفکر داهوی زونگگائو (1089-1163) شناسایی شد که بر مراقبه بر هواتو (عبارت انتقادی) کوان متمرکز است. برخی از سنتها و سازمانها عناصری از هر دو اصل و نسب را ادغام میکنند، که نشان میدهد این طبقهبندیها همواره متقابلاً منحصر به فرد نیستند.
هر دو مکتب لینجی و کائودونگ فراتر از چین منتشر شدند و به ژاپن، کره و ویتنام رسیدند. مدرسه سوتو، شاخه ژاپنی کائودونگ، توسط دوگن (1200-1253) تأسیس شد، که به طور مشخص بر تمرین شیکانتازا (ساده نشستن) تأکید داشت. تقریباً از سال 1800، تحت چهره هایی مانند جنتو سوکوچو، مکتب سوتو به تدریج تاکید بر کوان ها را از بین برده است. یک تبار ویتنامی کائودونگ (Tào Động) توسط استاد چان قرن هفدهم، Thông Giac Đạo Nam افتتاح شد. اخیراً، روش روشنایی بیصدا کائودونگ با تلاشهای شنگ ین و انجمن کوهستان دارما درام او تجدید حیات در سینوکره را تجربه کرد.
در ژاپن، سنت لینجی به عنوان مکتب رینزای شناخته می شود. این سنت مراقبه کوان را که از طریق برخوردهای استاد و شاگرد (سانزن) تسهیل می شود، به عنوان رویکرد اساسی برای دستیابی به کنشو (تحقق ماهیت واقعی خود) در اولویت قرار می دهد. اکثر سنتهای کرهای سئون نیز معمولاً به دودمان لینجی تعلق دارند که بر روی تمرین هوآتو تمرکز میکنند، البته با تغییراتی در روششناسی و دکترینهای خاص. علاوه بر این، دودمان لینجی ویتنامی وجود دارد که نمونهای از آنها مدارس لام تا و لیو کوان هستند. این دودمان خاص، تمرین ذن را با عناصر بودیسم سرزمین خالص ادغام میکنند.
فراتر از این دو خانواده یا سنت اصلی ذن، تعداد زیادی مدارس کوچکتر نیز وجود دارند. این موارد عبارتند از:
- اوباکو-شو (黄檗宗) یک مکتب قرن هفدهمی است که آموزه های سنتی چان را با شیوه های سرزمین خالص ادغام می کند.
- فوک شو (普化宗) یک فرقه کوچک ژاپنی را نشان می دهد که با تمرین مراقبه منحصر به فرد خود شامل موسیقی فلوت متمایز می شود.
- Sanbo Kyodan یک مکتب ژاپنی معاصر است که روششناسی را از سنتهای Rinzai و Sōtō ترکیب میکند.
- Trúc Lâm یک فرقه بومی ذن ویتنامی متمایز است که به دلیل تلاش هایش برای آشتی دادن "سه آموزه": بودیسم، کنفوسیوس و تائوئیسم شناخته شده است.
- سنت دهکده آلو (Làng Mai) یک جنبش معاصر است که توسط معلم و فعال برجسته ویتنامی، Thích Nhất Hạnh (1926–2022) تأسیس شد.
- مدرسه کوان ام ذن یک سنت معاصر است که توسط استاد ذن سونگ ساهن آغاز شده است.
- مدارس اخیر ذن که در آمریکا تأسیس شده اند عبارتند از: مدرسه ذن ذهن معمولی و آسانگا سفید آلو.
ساختارها و نهادهای سازمانی
عمل ذن، مشابه دیگر سنتهای مذهبی، بر تلاشهای جمعی متکی است. در حالی که برخی متون ذن گهگاه تجربیات فردی و دیدگاههای ضد اسمی را برجسته میکنند، سنتهای ذن عمدتاً از طریق نهادهای سلسله مراتبی مبتنی بر معبد با محوریت یک روحانی منتخب حفظ و منتقل میشوند. این استادان یا معلمان ذن (چینی: shīfu 師父؛ ژاپنی: rōshi یا oshō) ممکن است به عنوان رهبانان به تجرد پایبند باشند (bhiksus با توجه به آیین بودنایای متعارف، رهبانی خاص). سنت.
سازمانهای قابلتوجه ذن شامل مدرسه سوتو ژاپن، انجمن بودایی سوتو ذن آمریکا، شاخههای مستقل مختلف رینزای ژاپنی، گروههای جوگی و تائگو کرهای، و سازمانهای چینی دارما درام کوه و فو گوانگ شان هستند. در ژاپن، ظهور مدرنیته باعث انتقاد از نهادهای تثبیت شده ذن شد، که منجر به ظهور مکاتب ذن غیرعادی مانند Sanbo Kyodan و Ningen Zen Kyodan شد. ذن معاصر با چندین چالش مدرن، از جمله ساختار دادن به تداوم سنت خود، کاهش خطرات اقتدار کاریزماتیک (که می تواند منجر به سوء استفاده از قدرت شود) و به طور همزمان حمایت از مشروعیت مقامات سنتی با تنظیم تعداد معلمان مجاز، مواجه است.
انتقال دارما
یک ویژگی مهم نهادهای سنتی ذن شامل تمرین انتقال دارما (به چینی: 傳法 chuán fǎ) از استاد به شاگرد، تضمین تداوم نسل ذن در طول نسلها است. فرآیند انتقال دارما، بهویژه عمل «مجوز کردن» یا «تأیید» (印可، چینی: yìn kě، ژاپنی: inka، به زبان کرهای درک میشود که معلم خود را به عنوان موفقیت طراحی کند، یا توسط معلم به عنوان موفقیت طراحی شود. اتصال آنها به دودمانی که به طور سنتی از پدرسالاران چینی باستان و خود بودا سرچشمه می گیرد. این انتقال ها گهگاه به صورت باطنی به عنوان انتقال «ذهن به ذهن» نور بیداری از استاد به شاگرد تعبیر می شوند. محققانی مانند ویلیام بودیفورد و جان یورگنسن معتقدند که این جنبه «اجدادی» ذن، که مدرسه را به عنوان یک خانواده گسترده مفهوم میکند، توسط ارزشهای کنفوسیوس شکل میگیرد و به طور قابل توجهی به نفوذ عمیق ذن به عنوان شکلی از بودیسم در آسیای شرقی کمک میکند.
نسبهای ذن غالباً در درون سازمانها خطوط انتقالی دقیق را ایجاد میکنند، و با برشمردن نمودارهای انتقالی خود، مکرراً تمام نمودارهای انتقالی خود را ایجاد میکنند. از طریق یک ارتباط مستقیم ادعا شده از بودا به دوران معاصر. همانطور که میشل مور اشاره میکند، دیدگاه مرسوم چنین بیان میکند که «از طریق فرآیند انتقال است که هویت و یکپارچگی نسب حفظ میشود». روایات دودمان ذن علاوه بر این، با متون «انتقال چراغ» (به عنوان مثال، Jǐngdé Chuándēnglù)، که داستانهای استادان گذشته و تبارهای ذن را تأیید میکرد، تقویت شد. این متون اغلب تعصبات فرقهای را نشان میدادند، به نسبها یا مکتبهای خاصی علاقهمند بودند، و گهگاه باعث ایجاد درگیریهایی در میان سنتهای ذن میشدند. علاوه بر این، این روایتهای انتقال ذن غالباً فاقد دقت تاریخی بودند و عناصر اساطیری را در خود گنجانده بودند که طی قرنها در چین توسعه یافته بودند. صحت تاریخی آنها اخیراً مورد انتقاد محققان معاصر قرار گرفته است.
در سنتهای ذن، عمل رسمی انتقال دارما معمولاً به دو روش اصلی تفسیر میشود. اولاً، ممکن است به معنای تصدیق رسمی تحقق معنوی عمیق یک شاگرد باشد، که از انتصاب روحانی متمایز است. ثانیاً، می توان آن را به عنوان یک مکانیسم نهادی طراحی شده برای اطمینان از تداوم یک اصل و نسب معبد در نظر گرفت.
موسسات انتقال دارما در مقاطع مختلف در طول تاریخ ذن مورد بررسی قرار گرفته اند. یورن بوروپ خاطرنشان میکند که استادان برجسته ذن، از جمله لینجی و ایکیو، طبق گزارشها گواهیهای انتقال را رد کردند و جنبههای تشریفاتی مرتبط را نادیده گرفتند. در طول سلسله مینگ، شخصیتهای مهمی مانند Hanshan Deqing، Zibo Zhenke و Yunqi Zhuhong خارج از دودمان رسمی و رسمی فعالیت میکردند. جیانگ وو تاکید میکند که این راهبان برجسته مینگ چان تزکیه خود را در اولویت قرار میدادند و دستورالعملهای استاندارد و صرفاً به رسمیت شناختن عنوان را نقد میکردند. وو همچنین مشاهده میکند که در این دوران، "راهبان برجسته که بدون انتقال رسمی دارما به مراقبه و زهد میپرداختند، به دلیل دستیابی به "خرد بدون معلم" (wushizhi) مورد تجلیل قرار گرفتند." متون هانشان شک و تردید عمیق او را در مورد سودمندی انتقال دارما نشان میدهد، و بیان میکند که روشنگری فردی جوهر واقعی ذن را تشکیل میدهد.
به طور مشابه، چندین استاد تأثیرگذار ژاپنی قرون وسطایی، مانند تاکوان سوهو، انتقال رسمی را رد کردند و با توجه به دسترسی ذاتی دارما در درون خود، بر اضافی بودن آن تأکید کردند. سوزوکی شوسان، نماد "خودروشنفکر و خود گواهی" (jigo jishō 自悟自証) یا "روشنفکر مستقلاً بدون معلم" پدیده title="Japanese-language text">無師独悟)، در هیچ مکتب ذن خاصی منتقل نشد. بوداییان معاصر چین، از جمله تانسو، تایسو، و یینشون، انتقال دارما را مورد انتقاد قرار دادند و آن را به عنوان یک نوآوری چینی توصیف کردند که از آموزه های بودا سرچشمه نمی گیرد. تایکسو ادعا کرد که این عمل فرقه گرایی را تقویت می کند، در حالی که تانکسو نقش آن را در زوال ذن مطرح می کند. یینشون معتقد بود که دارما، که ذاتاً جهانی است، نمی تواند در اختیار افراد قرار گیرد و در نتیجه، نمی تواند از طریق یک اصل و نسب "انتقال" کند.
کتاب مقدس
نقش کتاب مقدس در ذن
سنتهای ذن عمیقاً در آموزهها و آموزههای بودیسم ماهایانا ریشه دارند. متون متعارف ذن، از جمله سوترای پلتفرم، اغلب به سوتراهای ماهایانا اشاره می کنند. شرف نشان می دهد که رهبانان ذن "انتظار می رود با کلاسیک های قانون ذن آشنا شوند." بررسی ادبیات تاریخی ذن اولیه به صراحت نشان میدهد که نویسندگان آن دانش گستردهای درباره سوتراهای ماهایانا و فلسفههای بودایی ماهایانا، مانند مادهیاماکا، داشتند.
با وجود این، استادان ذن گهگاه بهعنوان شمایلشکنی، ضد عقلانی، کماهمیتگرایانه و غیرمنطقی به تصویر کشیده میشوند. تکیه کتاب مقدس بسیاری از متون اولیه چان بر اضافی بودن مطالعه کتاب مقدس تاکید دارند. به عنوان مثال، گلچین بودهیدارما توصیه میکند از به کارگیری «دانش سوتراها و رسالهها» استفاده نکنید، و در عوض از بازگشت به اصل غایی حمایت میکند، «قاطعانه بدون تغییر، به هیچ وجه از آموزههای مکتوب پیروی نکنید». خطبه جریان خون اعلام می کند: "راه حقیقی عالی است. نمی توان آن را با زبان بیان کرد. کتاب مقدس چه فایده ای دارد؟ اما کسی که طبیعت خود را می بیند، راه را می یابد، حتی اگر نتواند یک کلمه را بخواند."
این دیدگاه ضد نامی آشکار در ذن در اواخر سلسله تانگ و سونگ (960-1297) تشدید شد، دورهای که چان، بهویژه مکتب هنگژو، در چین به تسلط دست یافت. این کتاب جذابیت قابل توجهی در میان اهل ادب به خود جلب کرد، کسانی که به این ایده کشیده شدند که حکیمان اصیل از تکیه بر متون و بیان زبانی فراتر می روند. چندین قصیده معروف از این دوران ذن را به عنوان «بر روی کلمات و حروف ثابت نشده» و به عنوان «انتقال ویژه خارج از متون مقدس» توصیف میکردند، اگرچه این عبارات به طور نابهنگام به بودیدارما نسبت داده میشد. رکورد لینجی موضع شدیدتری را ارائه میکند و ادعا میکند که متون مقدس بودایی صرفاً "دستمال توالت قدیمی برای پاک کردن کثیفی" هستند. توضیح بیشتر این دیدگاه، روایت دشان ژوانجیان است، که به طرز معروفی تمام تفاسیر کتاب مقدس خود را سوزاند.
با این حال، محققانی مانند ولتر و هوری معتقدند که این اظهارات بلاغی به منزله رد کامل مطالعه کتاب مقدس نیست، بلکه به عنوان توصیه ای علیه آموزه های اشتباه برای بینش مستقیم به حقیقت عمل می کند. در واقع، استادان چان در این دوره به طور مداوم به بخشهای سوترای بودایی استناد میکردند و به آنها ارجاع میدادند. علاوه بر این، همه استادان رویکرد چان "بلاغی" را اتخاذ نکردند، که در مکتب چینی لینجی شهرت یافت و انتقال مستقیم "ذهن به ذهن" حقیقت از استاد به شاگرد را در اولویت قرار داد و اغلب مطالعه سوترا را کم اهمیت جلوه داد. در مقابل، یکی دیگر از سبکهای متمایز چینی چان، «چان ادبی» خشنتر بود (ونزی چان، 文字禪)، که به چهرههای برجستهای از جمله نانیانگ هویژونگ، ییژونگ زونگمی، و یانگمی، مرتبط است. این شکل از چان به طور فعال از مطالعه اعتقادی به عنوان یک جزء جدایی ناپذیر از عمل چان حمایت می کرد، که توسط اصل "تطابق آموزه ها و چان" (chiao-ch'an i-chih) در بر گرفته شده بود. حتی مازو دائویی، که اغلب به عنوان یک شمایلباز مهم به تصویر کشیده میشود، مکرراً به سوتراهای ماهایانا متعددی اشاره میکرد و از آنها نقل قول میکرد، عملی که سایر اساتید مکتب هنگجو نیز به اشتراک میگذاشتند. او همچنین در گفتارهای خود اظهار داشت که بودیدارما "از کتاب مقدس لانکاواتارا برای تایید ذهنیت موجودات ذیشعور استفاده کرد".
زونگمی اظهار داشت که "متون مقدس به عنوان خط مرزی عمل میکنند و به عنوان معیاری برای تشخیص حقیقت از باطل عمل میکنند... کسانی که باید کتب مقدس را به عنوان نویسندگان به کار ببرند و تبلیغ کنند. معیار». جوفان هویهونگ (1071–1128) به ابداع اصطلاح «چان ادبی» و اهمیت مطالعه سوترا در اثر خود، ژیژنگ ژوان (تفسیر بر خرد و روشنگری) نسبت داده شده است. چهرههای بعدی، از جمله زیبو ژنکه و هانیو فازانگ (1573-1635)، از یک عمل چان که سوتراها را ادغام میکند، با تکیه بر اصول بیانشده در ژیژنگ ژوان حمایت کردند. به همین ترتیب، استاد رینزای ژاپنی هاکوین اظهار داشت که مسیر ذن با مطالعه همه جانبه تمام سوتراها و تفاسیر کلاسیک بودایی آغاز می شود و به یکی از چهار قول اشاره می کند: "آموزه های دارما بی نهایت هستند؛ من عهد می کنم که همه آنها را مطالعه کنم." بینش، آنها همزمان اذعان میکنند که مطالعه و درک آموزههای بودایی برای حمایت و هدایت عمل فرد بسیار مهم است. هوری مشاهده میکند که مربیان مدرن رینزای ذن «ادعا نمیکنند که درک فکری به ذن بیربط است؛ بلکه درسی برعکس میدهند که ذن به درک فکری و مشارکت ادبی نیاز دارد». با توجه به این تاکید غالب بر ادغام متوازن مطالعه و عمل، اکثر سنت های ذن مواضع افراطی را که هر یک از جنبه ها را رد می کنند را مشکل ساز می دانند. همانطور که هوری در مورد دیدگاه مکتب رینزای مدرن توضیح می دهد، "درک فکری ذن و خود تجربه به عنوان یک رابطه مکمل، هم/و هم قرار می گیرند." بنابراین، فرض می شود که یک استاد ذن دو "شمشیر" به دست دارد: مطالعه آموزش (kyoso) و تجربه راه (doriki).
متون مقدس مهم
در ابتدا، هر مکتب بودایی اولیه در چین بر اساس یک سوترای مجزا بنا شد. با شروع سلسله تانگ، به ویژه در دوره پنجمین پدرسالار هونگرن (601-674)، مکتب ذن به عنوان یک سنت بودایی مستقل ظاهر شد و متعاقباً چارچوب اعتقادی خود را مبتنی بر متون مقدس توسعه داد. سنت اولیه ذن، حتی قبل از زمان هونگرن، از سوتراهای مختلفی استفاده می کرد، از جمله سوترای شریمالادوی (مرتبط با هویک)، بیداری ایمان (با داوکسین)، لانکاواتارا سوترا (توسط کوه شرقی سوترا) پلتفرم سوترا (یک ترکیب چینی).
سنت چان بینش خود را از مجموعه ای متنوع از منابع کتاب مقدس، بدون اولویت دادن به هیچ متنی بر متن دیگر، به دست آورد. در نتیجه، سنت ذن مجموعه گستردهای از ادبیات مکتوب را ایجاد کرد که جزئی از عملکرد و رویکرد آموزشی آن شده است. سوتراهای تأثیرگذار دیگر در ذن شامل ویمالاکیرتی سوترا، آواتامساکا سوترا، شورانگاما سوترا و مهاپارینیروانا سوترا هستند. سوتراهای آخرالزمانی که از چین سرچشمه می گیرند عبارتند از سوترای روشنگری کامل و سوترای واجراسامادی.
در بررسی علمی خود از نوشته های تأثیرگذار سلسله تانگ در مدرسه هنگژو، ماریو پوچسکی نقل قول های مکرر از سوتراهای زیر را مشاهده می کند. نیروانا، لاکاواتارا، سوتراهای پراجناپارامیتا، ماهاراتناکوتا، ماهاسامنیپاتا، و ویمالاکیرتی.
ادبیات
ذن سنت متنی قابل توجهی را پرورش داد که شامل نوشتههای اصلی مانند شعر، دیالوگها، گزارشهای تاریخی، و قصارهای مستند استادان ذن بود. متون و ژانرهای کلیدی ذن عبارتند از:
- «سوترا» یا «متون مقدس» ذن (Ch: jīng)، از جمله سکوی اصلی سوترا، که به طور قابل توجهی بر تکامل و سیر تاریخی ذن تأثیر گذاشت. واجراسامادی سوترا کرهای نشاندهنده یکی دیگر از متنهای ذن است که خود را یک "سوترا" معرفی میکند.
- آهنگها یا سرودهای شاعرانه، مانند ایمان در ذهن، آهنگ صمدی آینه گرانبها و آواز بیداری.
- سوابق با جزئیات انتقال و آموزههای ذن (tenglu)، در کنار «دیالوگهای برخورد» (به چینی: jiyuan wenda؛ ژاپنی: kien mondō)، که نمونههایی از آثاری مانند استادان لانکاواتارا (حدود 683-750 سال)، 1، 750-10، Lamp، و گلچین تالار ایلخانی (952).
- قصارهای مستند استادان (یولو)، از جمله رکورد مازو، ضرورت انتقال ذهن هوانگبو، لینجی یولو، و یونمن یولو.
- مجموعههای ذن کوان (Ch: gongan)، به ویژه موانع بدون دروازه، کتاب آرامش و رکورد صخره آبی.
- راهنماهای مراقبه، مانند Zuochan Yi و Fukanzazengi.
تاریخچه
چان چینی
محققان تاریخ چان در چین را به دورههای مجزا ترسیم میکنند، که معمولاً بین مرحله کلاسیک و پسا کلاسیک تفاوت قائل میشوند. هر دوره دارای مکاتب مختلف ذن بود که برخی از آنها نفوذ خود را حفظ کردند در حالی که برخی دیگر در نهایت ناپدید شدند.
فرگوسن سه دوره تاریخی را از قرن پنجم تا سیزدهم شناسایی می کند: دوره افسانه ای شش پدرسالار (قرن پنجم تا دهه 760 پس از میلاد). دوره کلاسیک استادان هنگژو (760 تا 950)؛ و دوره ادبی (950-1250) در طول سلسله سونگ چان، که شاهد گردآوری مجموعههای گونگان و پیدایش مکتبهای لینجی و کائودونگ بود.
مکری چهار مرحله تقریبی را در توسعه تاریخی چان ترسیم میکند و اذعان میکند که این چارچوب بهعنوان یک طبقهبندی کاربردیتر عمل میکند.
- دوران پروتو-چان (حدود 500-600)، شامل سلسله های جنوبی و شمالی (420 تا 589) و سلسله سویی (589-618 پس از میلاد)، ظهور چان در مکان های مختلف در شمال چین بود. این مرحله بر روی تمرینهای مراقبهای متمرکز بود که توسط چهرههایی مانند بودیدارما و هویک منتشر میشد. متن محوری از این دوره دو ورودی و چهار تمرین است که به بودیدارما نسبت داده شده است. مکری معتقد است که هیچ تئوری تثبیتشدهای که پروتو چان را مشخص نمیکند، و رابطه آن با سنت متعاقب چان اولیه (شامل آموزش کوهستان شرقی، مدرسه هزه و مدرسه آکسهد) مبهم است.
- دوره اوایل چان (حدود 600 تا 900، سلسله تانگ در حدود 618 تا 907 پس از میلاد) بیانگر واضح اولیه چان بود. از چهرههای برجسته میتوان به پنجمین پدرسالار دامن هونگرن (601–674)، وارث دارما او، یوکوان شنشیو (606؟–706)، ششمین پدرسالار هویننگ (638–713) - شخصیت مرکزی پلتفرم سوترا و شنهو 76 و e70-76 اشاره کرد. به مقام ششمین پدرسالار. مدارس کلیدی این دوران عبارت بودند از مدرسه شمالی، مدرسه جنوبی و مدرسه اکسهد.
- دوران چان میانی (حدود 750 تا 1000)، که از شورش آن لوشان (حدود 755 تا 763) تا دوره پنج سلسله و ده پادشاهی (979-907-960) را در بر می گرفت، دارای مدارس مهمی مانند مدرسه هونگژو، مدرسه هنگژو و مدرسه بود. چهره های قابل توجه شامل مازو، شیتو، هوانگبو، لینجی، ژئوفنگ ییکن، زونگمی و یونگ مینگ یانشو بودند. متن مهم این دوره گلچین تالار ایلخانی (952) است که حاوی "داستان های برخورد" متعدد و شجره نامه سنتی مکتب چان است.
- دوره سلسله سونگ چان (حدود 950 تا 1300) شاهد تکامل روایت مرسوم ذن و صعود هر دو مکتب لینجی و کائودونگ بود. چهرههای اصلی عبارتند از داهوی زونگگائو (1089-1163)، که پیشگام تمرین هوا تو بود، و هنگجی ژنجوئه (1091-1157)، که قهرمان شیکانتازا بود. در این دوره همچنین شاهد خلق مجموعههای کلاسیک کوان (مانند رکورد صخره آبی) بودیم که تأثیر طبقه ادبی را بر پیشرفت چان نشان میداد. در طی این مرحله، چان به ژاپن منتقل شد و از طریق جینول (1158-1210) بر سون کره ای تأثیر قابل توجهی گذاشت.
نه فرگوسن و نه مکری دورهبندی برای چان چینی پس از سلسله سونگ ارائه نمیکنند، اگرچه مکری "حداقل یک مرحله پسا کلاسیک یا شاید چند مرحله" را مشخص میکند. دیوید مک ماهان دوره های بعدی مینگ (1368-1644) و چینگ (1644-1912) چان را بررسی می کند، که مشخصه آن همگرایی فزاینده با سنت های دیگر بود، و مرحله مدرن بعدی (از قرن نوزدهم به بعد) که طی آن چان مفاهیم غربی را ادغام کرد و در پاسخ به فشار مدرنیزاسیون امپریالیستی خارجی به دنبال آن بود.
ریشهها
قبل از ظهور بودهارما، که به طور سنتی بنیانگذار چان به شمار میرفت، بسیاری از اساتید بودایی مراقبه یا تمرینکنندگان dhyana (به چینی: channa) در چین فعال بودند، از جمله آن شیگائو و بودابهادرا. این افراد متون مدیتیشن مختلفی را معرفی کردند که به عنوان Dhyana sutras شناخته میشوند، که عمدتاً از آموزههای سرواستیودا گرفته شده بود. چنین متون بنیادی مراقبه پایه و اساس اعمال بودایی چان را ایجاد کرد. تلاشهای ترجمهای کوماراجیوا (بهویژه ترجمههای پراجناپارامیتا و سوترا ویمالاکیرتی)، بودابهادرا (آواتامساکا سوترا) و گونابهادرا (شکل لانکاواتارا) بهعنوان منبع مؤثر و اساسی برای چاترای تأثیرگذار بر منابع مهم استادان بعدی چان مشخصاً، برخی از متون اولیه چان، مانند استادان لانکاواتارا، گونابهادرا را به جای بودیدارما، به عنوان پدرسالار آغازین مسئول انتقال دودمان چان از هند معرفی میکنند، دودمانی که در آن زمان مترادف با سنت لانکاواتارا تلقی میشد. علاوه بر این، رسالههای مراقبه چهارمین پدرسالار تیانتای، ژیی، از جمله اثر مهم او Mohezhiguan، بر کتابهای راهنمای مراقبه بعدی چان تأثیر گذاشت، که نمونهای از آن Tso-chan-i بود.
تائوئیسم نیز تأثیر قابلتوجهی بر پیدایش بودیسم داشت. بوداییان اولیه چین مفاهیم و اصطلاحات فلسفی دائوئیستی را پذیرفتند و محققان را بر آن داشت تا تأثیر تائوئیستی قابل تشخیص را بر چان شناسایی کنند. به عنوان مثال، شاگردان چینی کوماراجیوا، سنگژائو و تائو شنگ، به وضوح تحت تأثیر متون تائوئیستی مانند لائوزی و ژوانگزی بودند. این طرفداران سانلون متعاقباً بر چندین استاد اولیه چان تأثیر گذاشتند. بودیسم پس از معرفی از گندهارا (افغانستان کنونی) و هند به چین، یک فرآیند اولیه انطباق با زمینه های فرهنگی و چارچوب های فکری چین را طی کرد. تحت تأثیرات کنفوسیوس و تائوئیست قرار گرفت. در ابتدا، بودیسم به عنوان "نوعی بربر تائوئیسم" شناخته شد:
بر اساس دریافت هان از متون هینایانا و تفسیرهای اولیه، به نظر می رسد بودیسم از دریچه تائوئیسم مذهبی درک و جذب شده است. بودا به عنوان یک جاودانه بیرونی که به شکلی از جاودانگی دائوئیستی دست یافته بود تصور شد. ذهن آگاهی بودایی به عنوان شرح و بسط شیوه های تنفس دائویی تفسیر شد.
در اولین ترجمههای متون بودایی، اصطلاحات تائوئیستی برای بیان آموزههای بودایی، روشی به نام ko-i یا "تطبیق مفاهیم" استفاده میشد. گروندگان اولیه به بودیسم در چین عمدتاً تائوئیست بودند. این افراد تکنیکهای مدیتیشن بودایی را که به تازگی معرفی شده بود، بسیار مورد توجه قرار میدادند و آنها را با شیوههای مدیتیشن تائوئیستی موجود ادغام میکردند. در این زمینه، مریدان اولیه چان مفهوم تائوئیستی طبیعی بودن را پذیرفتند. آنها تا حدودی تائو وصف ناپذیر را با طبیعت بودا یکی دانستند، بنابراین کشف طبیعت بودا را در زندگی "روزمره" انسان، مشابه تائو، به جای پایبندی دقیق به "حکمت سوتراها" در اولویت قرار دادند.
پروتو-چان
پروتو چان، که تقریباً بین 500 تا 600 بعد از میلاد را در بر می گیرد، دوره سلسله های جنوبی و شمالی (420-589 پس از میلاد) و سلسله سوئی (589-618 پس از میلاد) را پوشش می دهد. این دوره با اولین "پدرسالاران" چان، از جمله چهره هایی مانند بودیدارما، سنگ فو، و هویک مرتبط است. داده های تاریخی قابل تأیید کمی در مورد این ارقام اساسی وجود دارد. بیشتر روایت های افسانه ای از زندگی آنها از منابع بعدی، عمدتاً از سلسله تانگ، سرچشمه می گیرد. با این حال، ثابت شده است که آنها به عنوان استادان مراقبه ماهایانا (چانشی) در نظر گرفته می شدند.
متن مهمی از این دوران، دو ورودی و چهار تمرین که در دانهوانگ کشف شد، به بودیدارما نسبت داده شده است. در حالی که گزارش های بعدی نشان می دهد که این افراد از لاکاواتارا سوترا استفاده کرده اند، اولین منابع فاقد تأیید مستقیم برای این ادعا هستند. جان مکری خاطرنشان میکند که متون اولیه چان در مورد این استادان تأثیر قابل توجهی از مادهیاماکا را نشان میدهند، در حالی که تأثیر لاکاواتارا به طور قابلتوجهی کمتر مشهود است. در نتیجه، حضور آن در آموزههای شخصیتهای اولیه مانند بودیدارما و هویک همچنان قابل بحث است.
چان اولیه
نام "چان اولیه" مربوط به سنت چان در مرحله اولیه سلسله تانگ (618-750) است. دامن هونگرن (601-674)، که به عنوان پنجمین پدرسالار شناخته میشود، و جانشین دارما، یوچوان شنشیو (606-706) در تأسیس نهاد افتتاحیه چان در تاریخ چین، معروف به "مدرسه کوه شرقی" نقش مهمی داشتند. هونگرن از تمرین مراقبه ای «حفظ (نگهبانی) ذهن» حمایت می کرد که بر پرورش «آگاهی از ذهن واقعی یا طبیعت بودا در درون» متمرکز بود. شنشیو، با نفوذترین و کاریزماتیکترین شاگرد هونگرن، توسط هوادارانش به عنوان ششمین پدرسالار در نظر گرفته شد و از سوی ملکه وو به دربار امپراتوری دعوت شد.
شنشیو متعاقباً با انتقادات قابلتوجهی از سوی شنهویی (670–762) مواجه شد، که به مخالفت با پیروان پیروانش پرداخت. در مقابل، شنهویی از آموزههای «ناگهانی» منسوب به استاد خودش، هویننگ (638–713) دفاع کرد. تلاشهای تبلیغاتی شنهویی در نهایت موفقیتآمیز بود، بهویژه پس از آن که او به موقعیت برجستهای در دربار سلطنتی دست یافت، در نتیجه هوینگ را به مقام ششمین پدرسالار چینی ارتقا داد.
بحث «ناگهانی در مقابل تدریجی» به یک عنصر اساسی در گفتگوی بعدی چان تبدیل شد. این دوره اولیه همچنین شاهد ایجاد پلتفرم سوترا بود که به عنوان یکی از تأثیرگذارترین متون چان ظاهر شد. اگرچه سوترا مدعی ارائه آموزههای پاتریارک ششم هوئیننگ است، اما محققان معاصر، از جمله یاناگیدا سیزان، اکنون ادعا میکنند که در طول زمان در مکتب آکسهد ویرایش شده است. مکری پیشنهاد میکند که متن تلاش میکند آموزههای به اصطلاح «ناگهانی» را با آموزههای «تدریجی» مکتب شمالی هماهنگ کند.
چان وسط
مرحله چان میانه (حدود 750 تا 1000 پس از میلاد) از شورش آن لوشان (755 تا 763) تا دوره پنج سلسله و ده پادشاهی (979-907-960) ادامه دارد. مشخصه این دوره ظهور مدارس چان در مناطق روستایی جنوب چین بود. مهمترین آنها مدرسه هنگژو بود که توسط مازو دائویی (709-788) تأسیس شد و در هونان و جیانگشی سرچشمه گرفت.
استادان برجسته هنگژو نیز شامل داژو هویهای، بایژانگ هوایهای و هوانگبو شییون بودند. این مکتب خاص گهگاه بهعنوان تجلی اصلی چان در نظر گرفته میشود، که با تمرکز بر بیان فردی ذهن بودا در فعالیتهای روزانه، پذیرش زبان عامیانه و زبان محلی چینی نسبت به چینی کلاسیک، و تأکید آن بر «پرسشها و پاسخهای خود به خودی و غیرمتعارف در حین برخورد» (linjiدیسکی وندا) متمایز میشود. علاوه بر این، این دوره شاهد تدوین اولین کد رهبانی چان، قوانین ناب بایژانگ بود.
برخی گزارشهای تاریخی، این استادان را بهعنوان شخصیتهایی عمیقاً ضد نامی و شمایلشکن به تصویر میکشند که به بیان جملات متناقض یا بیمعنا و بهکارگیری فریادهای فیزیکی برای دانشآموزانشان به انضباط استفاده میکنند. با این وجود، پژوهشهای معاصر نشان میدهد که بسیاری از ادبیاتی که این برخوردهای «شبکهشکنی» را به تصویر میکشد، تجدیدنظرهای بعدی از عصر آهنگ است. به نظر میرسد که استادان هنگژو ممکن است آنطور که منابع دوره سونگ بیان میکنند رادیکال نبودهاند، و ظاهراً از اعمال سنتی بودایی مانند رعایت احکام، جمعآوری کارمای مثبت و درگیر شدن در مراقبه حمایت میکردند.
در این دوره، مکاتب ذن مهم دیگری نیز وجود داشت، از جمله مکتب ژونگ ژینژو (6) هواسانگ، واقع در سیچوان؛ مدرسه بائوتانگ که در سیچوان نیز واقع شده است. و نسب معتدل تر و روشنفکر هزه گیفنگ زونگمی (780-841). زونگمی، که بهعلاوه بهعنوان پدرسالار هوآیان خدمت میکرد، بهخاطر تحلیل انتقادیاش از سنت هنگجو، تفسیرهای جامع سوترا، و مشارکتهای علمی گستردهاش در ادبیات چان شناخته میشود.
آزار و شکنجه بزرگ ضد بودایی در سال ۸۴۵ برای تمام مکاتب بودایی چین فاجعهبار بود. با این حال، سنت چان با تداوم در مناطق روستایی و پیرامونی دوام آورد. در نتیجه، چان از نظر استراتژیک موقعیتی داشت که نقش برجسته ای در دوره های بعدی بودیسم چینی ایفا کند.
در دوره پنج سلسله و ده پادشاهی بعدی، مکتب هنگژو به سنتهای منطقهای متمایز تقسیم شد که هر کدام توسط استادان مختلفی هدایت میشدند. این سنت ها در نهایت به پنج خانه چان ادغام شدند: گوئیانگ، کائودونگ، لینجی، فایان و یونمن. برخی از مکاتب این دوره، بهویژه مکتب لینجی ییشوان (متوفی 866)، از رویکرد آموزشی شمایلشکنانه و اغلب غیر متعارف حمایت میکردند، که مشخصه آن استادانی بود که از رویارویی فیزیکی و کلامی با دانشآموزان استفاده میکردند. همزمان، این دوره شاهد ظهور ادبیات گفتگوی رویارویی بود، با برخی از متون که به صورت گذشته نگر به استادان قبلی چان نسبت داده شد. یک مجموعه گفتگوی دیداری مهم از این زمان، گلچین تالار ایلخانی (952) است، که علاوه بر این یک تبار شجره نامه ای را برای مکتب چان مشخص می کند.
بودیسم چان در دوران سلسله سونگ
تقریباً از سال 950 تا 1300 پس از میلاد، در طول سلسله سونگ، بودیسم چان به عنوان یک قدرت معنوی و فرهنگی برجسته ظاهر شد. این فرقه خود را به عنوان بزرگترین فرقه در بودیسم چینی تثبیت کرد و ارتباطات مستحکمی با دولت امپراتوری ایجاد کرد که ایجاد یک سیستم پیچیده برای سلسله مراتب و اداره معابد را تسهیل کرد. پیشرفت در فن آوری چاپ در این دوره باعث انتشار و انتشار گسترده متون چان شد. علاوه بر این، چان باسواد در این دوره یک روایت تاریخی آرمانی ساخت و دوره تانگ را به عنوان یک "عصر طلایی" برای سنت به تصویر کشید. به طور قابل توجهی، اسطوره بنیادی چان، که انتقال آن را به موعظه گل پیوند می دهد، برای اولین بار در سال 1036 پس از میلاد در زمان سلسله سونگ تحقق یافت. علیرغم محبوبیت گسترده، بودیسم چان با انتقاد فزاینده ای از سوی دانشمندان نئوکنفوسیوس مواجه شد، که نقدهایی از بودیسم نوشتند و تأثیر قابل توجهی بر نظام امتحانات امپراتوری اعمال کردند.
مکتب لینجی بیانگر بیان غالب چان در دوران سلسله سونگ بود. برجستگی آن ناشی از حمایت قابل توجه مقامات علمی و دربار امپراتوری بود. سنت لینجی مطالعه ادبیات gong'an ("مورد عمومی"، ژاپنی: kōan) را پرورش داد، که روایت هایی از تعاملات استاد و شاگرد ارائه می کرد که به عنوان جلوه هایی از آگاهی روشنگرانه تفسیر می شد. اکثر روایات کوان، برخوردهای ایده آلی را به تصویر می کشند که شامل استادان تاریخی چان، به ویژه آنهایی که مربوط به دوران تانگ هستند، تأثیر طبقه ادبی چین را منعکس می کند. مجموعههای قابل توجه کوان عبارتند از رکورد صخره آبی کتاب آرامش و دروازه بدون دروازه.
قرن دوازدهم شاهد توسعه رقابت بین مدارس لینجی و کائودونگ بود که هر کدام برای حامیان چینی رقابت میکردند. استادان برجسته لینجی معمولاً با Huanglong Huinan (1002-1069) یا Yangqi Fanghui (992-1049) ارتباط داشتند، که هر دو از شاگردان شیشوانگ چویان (986-1039) بودند. Yuanwu Keqin (1063-1135) این پدیده را به عنوان "پنج خانواده و هفت سنت" نامگذاری کرد که شامل پنج خانه تأسیس شده و دودمان Huanglong و Yangqi در سنت لینجی است. Hongzhi Zhengjue (1091-1157) از مکتب Caodong از روشنایی خاموش یا انعکاس آرام (mòzhào) به عنوان روشی برای تمرین فردی که حتی برای پیروان عادی قابل دسترسی است، حمایت کرد. برعکس، داهوی زونگگائو (1089-1163) از مکتب لینجی k'an-hua chan ("مشاهده کلمه-سر" چان) را معرفی کرد، تمرینی که بر مراقبه بر عبارت محوری یا "خط پانچ" (هوا-توو شاهد همگامی یک دوره همگامی) متمرکز بود. ادغام بودیسم چان و سرزمین خالص، که به ویژه توسط چهره هایی مانند یونگ مینگ یانشو (904-975) حمایت می شود، عملی که متعاقباً محبوبیت گسترده ای به دست آورد. یونگ مینگ دیدگاه زونگمی را مجدداً تکرار کرد و پیشنهاد کرد که اصول تائوئیسم و کنفوسیوسیسم را می توان جذب و در اندیشه بودایی گنجاند. علاوه بر این، چان بر نئوکنفوسیوسیسم و سنتهای خاص تائوئیستی، از جمله مکتب کوانژن، تأثیر گذاشت.
در طول سلسله سونگ، چان توسط افرادی مانند میون ایسای و نانپو شومیو که در چین تحصیل میکردند به ژاپن نیز منتشر شد. به طور همزمان، از طریق چهره هایی مانند Jinul به طور قابل توجهی بر سون کره ای تأثیر گذاشت.
بودیسم پسا کلاسیک چان
مرحله پس از کلاسیک توسط برخی از محققان به عنوان "عصر سنکرتیسم" شناخته می شود. در این دوران، رهبانان برجسته غالباً از طریق تمرین یا آموزش، بودیسم چان را با سایر سنت های بودایی چینی ادغام کردند. یک نمونه قابل توجه از این روند، رواج فزاینده عمل ترکیبی بودیسم چان و سرزمین ناب بود که نیانفو چان نامیده می شود، که در آموزه های شخصیت هایی مانند ژونگ فنگ مینگبن (1263-1323)، هانشان دکینگ (1546-1623-159) و ژیویی (159-1546) مشهود است. این رویکرد دوگانه در همه جا فراگیر شد و در نهایت تمایزات بین این سنتها را محو کرد، با صومعههای متعددی که هم در مورد مراقبه چان و هم تمرین سرزمین ناب nianfo آموزش میدهند. Ouyi Zhixu نمونه ای از این تلفیق است، و به عنوان یک پدرسالار در هر دو سنت سرزمین خالص چین و سنت Tiantai، در کنار نقش خود به عنوان یک تمرین کننده چان، خدمت می کند. او همچنین رسالههایی در توضیح آموزههای ویشی تألیف کرد. به طور مشابه، هانشان دکینگ، استاد مشهور چان، به طور گسترده ای فلسفه های هوایان، تیانتای و ویشی را در آموزه های خود گنجانده است. در طول سلسله مینگ، افرادی مانند یونچی ژوهونگ (1535-1615) و داگوان ژنکه (1543-1603) تلاش کردند تا بودیسم چان را با پیگیری علمی مطالعه و ترکیب کتاب مقدس بودایی احیا و هماهنگ کنند. این شکل غیر فرقهای و ترکیبی از بودیسم چان، که جنبههای متنوعی از تفکر بودایی چینی را ادغام میکرد، به چنان تسلط گستردهای دست یافت که تمام راهبان چینی در دوره مینگ با یک مدرسه چان مرتبط بودند.
اوایل سلسله چینگ شاهد احیای مجدد مدرسه برجسته لینجی بود که توسط معلم برجسته یوونو در سبک عالی مییون، تجلی یافت. (1566-1642). شاگردان میون به طور قابل توجهی بر سنت های چان چینی، ذن ژاپنی و تیان ویتنامی تأثیر گذاشتند.
دوران مدرن
به دنبال یک دوره افول به سمت پایان سلسله چینگ (1644-1912)، بودیسم چان در قرن 19 و 20 تجدید حیاتی را تجربه کرد که توسط موجی از ابتکارات مدرنیستی هدایت شد. این دوران نشانه ظهور کنشگری چان درگیر بود که اغلب به عنوان بودیسم انسانگرا (یا دقیقتر، «بودیسم برای زندگی بشر»، rensheng fojiao) شناخته میشود، که توسط افراد برجستهای مانند Jing'an (1851-1912)، Yuanying (1878-1998)، 1879-1979، 1919-1879، تائیدینگ (1878-1879) حمایت میشود. (1840-1959)، و یینشون (1906-2005). این طرفداران از فعالیت اجتماعی برای مقابله با چالش هایی مانند فقر و بی عدالتی اجتماعی، در کنار مشارکت در جنبش های سیاسی حمایت می کردند. علاوه بر این، آنها از تحقیقات علمی مدرن و تحصیلات آکادمیک دفاع کردند و به طور خاص کاربرد روششناسی انتقادی معاصر را برای مطالعه تاریخی چان تأیید کردند.
تعداد زیادی از معلمان معاصر چان، از جمله شنگ ین و هسوان هوآ، تبار معنوی خود را به Xuyun ردیابی میکنند، که در سراسر جهان غرب نقش مهمی در گسترش و گسترش آن داشته است. قرن 21. اگرچه بودیسم چان در طول انقلاب فرهنگی دهه 1960 در چین با سرکوب مواجه شد، از زمان اصلاحات و دوران بازگشایی در دهه 1970، بودایی دوباره چین در سرزمین اصلی مشاهده شد. همزمان، بودیسم پیروان قابل توجهی در تایوان، هنگ کنگ و در میان جوامع چینی خارج از کشور دارد.
اشاعه جهانی فراتر از چین
Thiền در ویتنام
چان بودیسم به عنوان Thiền در دوره های اولیه اشغال چین (111 قبل از میلاد تا 939 پس از میلاد) به ویتنام معرفی شد. تحت سلسلههای لی (1009-1225) و تران (1225-1400)، تیان نفوذ قابل توجهی در میان اشراف و دربار امپراتوری به دست آورد، که منجر به تأسیس یک سنت بومی متمایز، به نام Trúc Lâm ("بیلستان بامبو") و عناصر کنفوسیایی بود. قرن هفدهم شاهد معرفی مکتب لینجی به ویتنام بود، جایی که به نام لام تا شناخته شد و هر دو شیوه چان و سرزمین خالص را ادغام کرد. در حال حاضر، لام تا بزرگترین رهبانی را در ویتنام تشکیل می دهد.
تین ویتنامی معاصر به طور قابل توجهی توسط مدرنیسم بودایی شکل گرفته است. چهرههای کلیدی در این سنت عبارتند از: استاد Thiền، Thích Thiên Từ (1924–)، فعال و محبوب کننده Thích Nhất Hạnh (1926–2022)، و فیلسوف Thích Thiên-An. ویتنامی Thiền به دلیل ماهیت التقاطی و فراگیر آن، شامل شیوه های متنوعی مانند مراقبه نفس، nianfo، تلاوت مانترا، عناصر Theravada، آواز خواندن، سوترا خوانی، و فعالیت های بودایی درگیر مشخص می شود.
Seon در کره
Seon (선) به تدریج در اواخر دوره سیلا (قرن هفتم تا نهم) با سفر رهبانان کره ای به چین وارد کره شد و متعاقباً بازگشتند تا مدارس پایه سئون را در کره ایجاد کنند که در مجموع به عنوان "نه مدرسه کوهستانی" شناخته می شوند. راهب گوریو جینول (1158-1210) مهم ترین انگیزه و تحکیم را برای سون فراهم کرد و او به عنوان تأثیرگذارترین شخصیت در توسعه مکتب سون بالغ شناخته می شود. جینول در کنار معبد مهم سونگوانگسا، نظم جوگیه را که در حال حاضر بزرگترین سنت سئون در کره را تشکیل می دهد، تأسیس کرد. علاوه بر این، جینول رسالههای گستردهای در مورد سئون تألیف کرد و از این طریق سیستم جامعی از تفکر فلسفی و کاربرد عملی را تدوین کرد.
در طول سلسله جوسئون کاملاً کنفوسیوس (1910-1392)، بودیسم سرکوب قابل توجهی را تجربه کرد که منجر به کاهش شدید تعداد صومعهها و روحانیون شد. دوره بعدی اشغال ژاپن مفاهیم و تغییرات مدرنیستی متعددی را در کره کره ای ایجاد کرد. در حالی که برخی از راهبان رسم ازدواج و زندگی خانوادگی ژاپنی ها را پذیرفتند، برخی دیگر مانند یونگ سونگ فعالانه در برابر اشغال ژاپن مقاومت کردند. در حال حاضر، دستور Jogye، که بزرگترین مدرسه Seon است، تجرد را اجباری می کند، در حالی که دستور Taego، دومین گروه بزرگ، به کشیش های متاهل اجازه می دهد. از چهره های برجسته مدرنیست که بر سون معاصر تأثیر گذاشتند می توان به سئونگ چئول و گیونگهئو اشاره کرد. سون همچنین به دنیای غرب گسترش یافته است و سنت های جدیدی مانند مدرسه ذن کوان ام را به وجود آورده است.
ذن ژاپن
ذن بهطور رسمی بهعنوان یک مکتب متمایز در ژاپن تا قرن دوازدهم تأسیس نشد، زمانی که میون ایسای به چین سفر کرد و برای تأسیس یک دودمان لینجی بازگشت، که در نهایت دوام نیاورد. چندین دهه بعد، نانپو شومیو (1235-1308) نیز قبل از تأسیس دودمان ژاپنی Otokan، که تأثیرگذارترین و تنها دودمان رینزای در ژاپن باقی مانده است، مطالعاتی در مورد آموزه های لینجی در چین انجام داد. در سال 1215، دوگن، معاصر جوانتر ایسای، سفر خود را به چین آغاز کرد و در آنجا شاگرد استاد کائودونگ تیانتونگ روجینگ شد. پس از بازگشت، دوگن مدرسه Sōtō را تأسیس کرد که نماینده شعبه ژاپنی Caodong است.
سه مدرسه اصلی سنتی ذن در ژاپن معاصر، Sōtō
ذن در غرب
سنت های متنوع ذن در طول قرن بیستم در جهان غرب منتشر شد. چهرههای برجسته آسیایی که در این انتقال نقش دارند عبارتند از: سوین شاکو، دی تی سوزوکی، نیوژن سنزاکی، سوکی آن، شونریو سوزوکی، تایزان مازومی، هسوان هوآ، شنگ ین، سئونگ ساهن، تایسن دشیمارو، تیچ تیئن-ان، و تیچ هنهان. در میان مربیان پیشگام ذن وسترن، روث فولر ساساکی، فیلیپ کاپلو، رابرت بیکر آیتکین، والتر نویک، بریژیت داورشی، هوون جییو-کنت و میوکیو نی بودند. ذن از طریق نوشته ها و حمایت نویسندگانی مانند جک کرواک، آلن گینزبرگ، آلن واتس، گری اسنایدر، اریش فروم، رابرت پیرسیگ و یوگن هریگل در غرب محبوبیت فزاینده ای به دست آورد. در حال حاضر، مراکز ذن متعددی که سنتهای مختلف را نشان میدهند، از جمله رینزای، سوتو، پلام ویلج، چینی چان و کوان ام، در سراسر جهان غرب فعالیت میکنند.
روایت ها
چان سلسله تانگ، بهویژه آموزههای مازو و لینجی با اظهارات ضد اسمی و تأکید بر «تکنیکهای شوک»، بهطور گذشتهنگر توسط نویسندگان بعدی چان بهعنوان «عصر طلایی» چان توصیف شد. همانطور که ماریو پوچسکی مشاهده می کند، متون سلسله سونگ، مانند رکورد انتقال چراغ (حدود 1004)، این استادان گذشته را به عنوان حکیمان شمایل شکن نشان می دهد که در اعمال رادیکال و متجاوزانه، از جمله فریاد زدن، تنبیه بدنی شاگردان خود، و بیان جملات متناقض دست داشتند. با این حال، این گزارشهای شمایلشکنی فاقد تأیید منابع عصر تانگ هستند و بنابراین باید به عنوان افسانههای آخرالزمانی در نظر گرفته شوند. این روایت سنتی ذن در طول سلسله سونگ غالب شد، دوره ای که چان به عنوان شکل غالب بودیسم در چین ظاهر شد، عمدتاً به دلیل حمایت دربار امپراتوری و طبقه محقق-رسمی.
یک جزء حیاتی از روایت سنتی ذن، ذن را به عنوان یک تبار ناگسستنی معرفی می کند، که ذهن روشنفکر بودای را از بودای شاکیامونی به دوران معاصر منتقل می کند. این روایت از نظر تاریخی توسط تاریخهای ذن و نمودارهای دودمان اثبات میشود، که در چین طی چندین قرن پیش از قدیسشدن آنها در دوران سلسله سونگ تکامل یافته است.
تصویر متعارف استادان نمادین باستانی ذن در قرن بیستم به شهرت قابلتوجهی در جهان غرب دست یافت که عمدتاً تحت تأثیر شخصیتهایی مانند D.ku.T. با این حال، این روایت سنتی از دهه 1970 توسط پژوهشهای دانشگاهی معاصر که تاریخ ذن و منابع پیش از آهنگ را بررسی میکنند، به چالش کشیده و تقویت شده است.
تحقیق علمی معاصر در مورد تاریخ ذن، سه روایت اولیه را در رابطه با ذن، توسعه تاریخی آن، و آموزههای آن شناسایی میکند: روایت سنتی ذن (TZN)، مدرنیسم بودایی (BM)، و نقد تاریخی و فرهنگی (HCC). علاوه بر این، یک دیدگاه بیرونی، غیرآلیسم، ادعا میکند که ذن مظهر ماهیت غیردوئالیستی جهانی است که در ادیان مختلف ذاتی است.
فهرست بودائیان
- فهرست بودایی ها
- طرح کلی بودیسم
- خط زمانی بودیسم
- چان چینی
- 101 داستان ذن
- چینسو
- شوسان شاکا
- کاتسو
یادداشت ها
مراجع
منابع
منابع چاپ شده
منابع وب
آثار محبوب مدرن
آثار محبوب مدرن
- سوزوکی، دی تی مقالات در ذن بودیسم، سری اول (1927)، سری دوم (1933)، سری سوم (1934).
- Blyth، R.H. Zen and Zen Classics، 5 جلد (1960-1970؛ شامل چاپ مجدد آثاری است که در ابتدا از سال 1942 تا 1960 منتشر شده بودند).
- واتس، آلن. راه ذن (1957).
- لو کوآن یو (چارلز لوک). آموزه های چان و ذن، 3 جلد (1960، 1971، 1974); انتقال ذهن: خارج از آموزش (1974).
- Reps, Paul & سنزاکی، نیوژن. گوشت ذن، استخوان ذن (1957).
- کاپلئو، فیلیپ. سه ستون ذن (1966).
- سوزوکی، شونریو. ذهن ذن، ذهن مبتدی (1970).
- سکیدا، کاتسوکی. آموزش ذن: روش ها و amp; فلسفه (1975).
تاریخ نگاری کلاسیک
- دومولین، هاینریش (2005). ذن بودیسم: یک تاریخ. جلد اول: هند و چین. کتاب های حکمت جهانی ISBN 978-0-941532-89-1.
- دومولین، هاینریش (2005). ذن بودیسم: یک تاریخ. جلد 2: ژاپن. کتاب های حکمت جهانی ISBN 978-0-941532-90-7.
تاریخ نگاری انتقادی
بررسی اجمالی
- هاینه، استیون (2007). "بررسی انتقادی از آثار ذن از زمان یامپولسکی" (PDF). فلسفه شرق & غرب، 57 (4): 577–592. doi:10.1353/pew.2007.0047. S2CID 170450246. بایگانی شده از (PDF) اصلی در 21 سپتامبر 2013. بازیابی شده 3 اکتبر 2012ولتر، آلبرت (2000). "لبخند ماهاکاسیاپا: انتقال بی صدا و سنت کونگ آن (کوان)." در استیون هاینه و دیل اس. رایت (ویرایشگران)، کوان: متنها و متون اوفوردتیسم انتشارات دانشگاه.شلوتر، مورتن (2008). چگونه ذن به ذن تبدیل شد: اختلاف بر سر روشنگری و شکل گیری بودیسم چان در چین سلسله سونگ. هونولولو: انتشارات دانشگاه هاوایی. ISBN 978-0-8248-3508-8بودیفورد، ویلیام ام. (1993). Sōtō Zen در ژاپن قرون وسطی. انتشارات دانشگاه هاوایی. ISBN 0-8248-14="0-8248-14" cs2"="" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=book&rft .btitle=S%C5%8Dt%C5%8D+Zen+در+ژاپن+ قرون وسطی&rft.pub=دانشگاه+هاوایی+پرس&rft.date=1993& rft.isbn=0-8248-1482-7&rft.aulast=Bodiford&rft.aufirst=William+M.&rft_id=https%3A%2F%2Farchiv e.org%2Fdetails%2Fsotozeninmedieva0000bodi𝔯_id=info%3Asid%2Fen..
زمان مدرن
- Borup, Jørn (n.d.). ذن و هنر وارونه شرق شناسی: مطالعات دینی و شبکه های تبارشناسیکینگ، ریچارد (2002).شرق شناسی و دین: نظریه پسااستعماری، هند و "شرق عرفانی". راتلج.Borup، Jørn (2008). Rinzai Zen Budism Japan: Myōshinji, a Living Religion. Brill.هوری، ویکتور سوگن (1994). "تدریس و یادگیری در صومعه ذن رینزای" (PDF). مجله مطالعات ژاپنی (1): 5–35. doi: 10.2307/132782. JSTOR 132782. بایگانی شده از نسخه اصلی در 19 اکتبر 2019Buswell, Robert E. (1993a)، تجربه رهبانی ذن: تمرین بودایی در کره معاصر، انتشارات دانشگاه پرینستون
- thezensite
- نمودار مدارس ذن (آسیایی)
- دانشنامه فلسفه استنفورد: مدخلی درباره بودیسم ذن ژاپنی
- ذن بودیسم چیست؟